فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۳٬۴۵۴ مورد.
منبع:
مدیریت اسلامی سال ۳۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
119 - 150
حوزههای تخصصی:
به باور برخی از پژوهشگران مدیریت، اخلاق مهم ترین و بحث برانگیزترین مبحث مدیریت راهبردی است. در باب اخلاق در رقابت، نظریه های قابل توجهی از سوی اندیشمندان و صاحب نظران ارائه شده که مباحثی نظیر عدالت، انصاف و درستکاری را در تصمیم گیری راهبردی اخلاقی مدنظر قرار می دهند. یکی از چالش های اصلی بکارگیری مدیریت راهبردی در ایران، عدم بهره برداری از مفاهیم غنی اسلامی همچون اخلاق رقابت در سازمان هاست. پژوهش حاضر با شناسایی مؤلفه های اخلاق رقابت در مدیریت راهبردی سعی بر حل این مسئله دارد. بر اساس روش شناسی تحلیل مضمون با رویکرد آتراید-استرلینگ ، ابتدا کلیدواژه های مرتبط با اخلاق رقابت، شناسایی و سپس این واژگان به 496 تفسیر عرضه شده و سرانجام، 563 کد به دست آمد. از کدهای حاصل، 28 مضمون پایه احصا شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که این مضامین در قالب 4 مضمون سازمان دهنده تحت عنوان «زمینه ها و شرایط ممنوعیت رقابت»، «زمینه های برتر رقابت»، «توجه به جبهه ی دینی بازیگران و اهداف آن ها» و «ویژگی های رقابت کمال یافته»، منطبق بر نگاه اسلامی منجر به تقویت مضمون فراگیر که همان «اخلاق رقابت» است، خواهد شد.
ارزیابی سامانه یکپارچه بهداشتی (سیب) از دیدگاه کاربران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سامانه سیب یکی از سامانه های پرونده الکترونیک سلامت در ایران است که با هدف یکپارچه سازی اطلاعات بهداشتی-درمانی کشور ایجاد شده است. هدف پژوهش حاضر ارزیابی سامانه سیب از دیدگاه کاربران مراکز بهداشتی استان آذربایجان غربی بود. روش ها: جامعه آماری این پژوهش 215 نفر بود که به صورت سرشماری انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها، از پرسشنامه استاندارد مشتمل بر هفت محور: کیفیت رابط های سامانه، کیفیت وظایف، کیفیت عملکرد، کیفیت اطلاعات، کیفیت خدمات پشتیبانی، کیفیت خدمات و کیفیت کلی خدمات سامانه استفاده شد. داده های با نرم افزار SPSS نسخه 28 تحلیل و یافته ها با میانگین و انحراف معیار ارائه شد. یافته ها: میانگین نمره محورها از پنج به شرح زیر به دست آمد: کیفیت رابط ها(3/35)، کیفیت وظایف(3/13)، کیفیت عملکرد(3/10)، کیفیت اطلاعات (3/32)، کیفیت خدمات پشتیبانی(3/04)، کیفیت خدمات عمومی(3/24) و کیفیت کلی خدمات سامانه (2/75). نتیجه گیری: کمترین امتیاز مربوط به میزان رضایت کاربران از کیفیت کلی خدمات سامانه بود که بیشتر بر محور رضایت نیروی انسانی از حمایت های مدیریتی و مالی است. با توجه به اهمیت و محوریت نیروی انسانی بی توجهی به رضایت کاربران در بلندمدت می تواند به کاهش کیفیت خدمات سامانه سیب منجر گردد.
بررسی تأثیر غنای برنامه های صدا و سیما در زمینۀ اقتصاد مقاومتی بر قصد خرید محصولات ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
570 - 598
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر غنای برنامه های صداوسیما در زمینه اقتصاد مقاومتی بر قصد خرید محصولات ایرانی با تأکید بر نگرش افراد به اقتصاد مقاومتی بود.روش: این تحقیق از لحاظ روش، توصیفی علّی و از نظر هدف، کاربردی است. جامعه آماری پژوهش را افرادی تشکیل می دادند که در سال ۱۴۰۳، حداقل یک بار در ماه، برنامه های صداوسیما را دیده بودند. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه استاندارد بود. روایی محتوای پرسش نامه را استادان تأیید کردند و روایی سازه آن، از طریق روایی هم گرا و واگرا و پایایی آن با آزمون آلفای کرونباخ تأیید شد. درمجموع ۳۸۶ نفر به صورت تصادفی ساده در پژوهش مشارکت کردند. داده ها با روش های آمار توصیفی و استباطی و استفاده از نرم افزارهای اس پی اس اس و اسمارت پی ال اس ۴ تجزیه وتحلیل شد.یافته ها: یافته ها نشان داد که غنای برنامه های صداوسیما در زمینه اقتصاد مقاومتی، بر آگاهی از برندهای ایرانی، ارزش درک شده محصولات ایرانی، نگرش افراد به اقتصاد مقاومتی و بازاریابی شفاهی محصولات ایرانی تأثیر دارد. همچنین آگاهی از برندهای ایرانی بر ارزش درک شده محصولات ایرانی تأثیر دارد. همچنین ارزش درک شده محصولات ایرانی بر نگرش افراد به اقتصاد مقاومتی، قصد خرید محصولات ایرانی و بازاریابی شفاهی محصولات ایرانی تأثیر دارد. همچنین نگرش افراد به اقتصاد مقاومتی بر قصد خرید محصولات ایرانی و بر بازاریابی شفاهی محصولات ایرانی تأثیر دارد و در نهایت، بازاریابی شفاهی محصولات ایرانی، بر قصد خرید محصولات ایرانی تأثیر دارد.نتیجه گیری: نتایج این پژوهش، بینش های شایان توجهی را در خصوص ارتقای غنای برنامه های صداوسیما در خصوص اقتصاد مقاومتی و تأثیر آن بر آگاهی و نگرش عمومی به محصولات ایرانی ارائه می دهد. این نتایج همچنین می تواند به عنوان منبعی برای سیاست گذاران و متولیان امور بازاریابی و تبلیغات استفاده شود تا رویکردهای مؤثرتری را برای ترویج برندهای ایرانی و کالاهای تولید داخل تدوین کنند.
تحلیل تأثیر سازوکارهای ولایت فقیه بر بهبود مدیریت و کاهش خطاهای حکمرانی اسلامی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در نظام حکمرانی اسلامی، ولایت فقیه به عنوان یک الگوی مدیریتی مبتنی بر تعالیم اسلامی می تواند به بهبود مدیریت و کاهش خطاهای حکمرانی کمک شایانی کند. مشکل اصلی در حکمرانی اسلامی عدم بهره گیری از اصول و ارزش های اسلامی در مدیریت و اداره امور است که به کاهش کارآمدی و افزایش فساد و خطاهای حکمرانی منجر می شود. با توجه به اهمیت عدالت، اخلاق و شفافیت در حکمرانی اسلامی، بررسی نقش ولایت فقیه در بهبود مدیریت و کاهش خطاهای حکمرانی ضروری است. این مطالعه نشان می دهد که ولایت فقیه با تقویت ارزش های اخلاقی و اجتماعی، ترویج عدالت، و ایجاد و حفظ سرمایه اجتماعی می تواند به ایجاد اعتماد عمومی و همبستگی اجتماعی کمک کند؛ همچنین با تکیه بر اصول مشورت و مشارکت، فرایندهای تصمیم گیری بهبود می یابد و از تصمیمات بهتر و مبتنی بر اطلاعات صحیح حمایت می شود. نظارت پذیری نیز با تأکید بر نظارت داخلی و خارجی، به کاهش خطاها و فساد منجر می شود و سازوکارهای نظارتی قوی، شفافیت و پاسخگویی مسئولان حکومتی را تضمین می کند. در نهایت با بهره گیری از ابزارهای ارزشیابی علمی و دقیق، عملکرد سازمان ها و نهادهای حکومتی بهبود یافته، کیفیت خدمات و کارآمدی نظام حکمرانی افزایش می یابد. این نتایج نشان می دهد که ولایت فقیه با تأکید بر اصول اسلامی و بهره گیری از ابزارهای مدیریتی مدرن می تواند به بهبود مدیریت و کاهش خطاهای حکمرانی اسلامی کمک شایانی کند.
طراحی الگوی برندینگ برای بیمارستان در عصر دیجیتال با رویکرد داده بنیاد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: برندسازی بیمارستان در عصر دیجیتال موجب تقویت اعتماد، وفاداری و افزایش ارزش خدمات بیمارستانی می گردد. برندسازی دیجیتال از طریق پلتفورم های دیجیتال موجب افزایش تعامل با بیماران، ارتقای عملکرد مالی و تجاری و پاسخگویی بیشتر به نیازهای جامعه می گردد. با توجه به عدم وجود الگوی برندسازی بیمارستان ها در عصر دیجیتال، این مطالعه باهدف طراحی الگوی برندینگ بیمارستان ها در عصر دیجیتال در ایران با رویکرد داده بنیاد انجام شد. روش ها: این مطالعه کیفی با روش داده بنیاد در سال 1402 انجام شد. در انتخاب شرکت کنندگان، نمونه گیری هدفمند و نظری استفاده شد. نمونه گیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. حد اشباع در این مطالعه 15 نفر تعیین شد. گردآوری داده با استفاده از مصاحبه های کیفی عمیق انجام شد. بر اساس روش شناسی گراندد تئوری و بر روش اشتراووس و کوربین، تمامی مصاحبه های کیفی، پیاده سازی و مفهوم سازی شد، سپس با استفاده از تحلیل مقایسه ای ثابت در سه مرحله از فرآیند کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی تحلیل شد. پس از تشکیل مقولات، با استفاده از کدگذاری محوری، پیشایندها، مداخلات و پیامدها طبقه بندی و درنهایت مقوله مرکزی انتخاب و الگوی نهایی ارائه گردید. داده ها با نرم افزار Atlas.tiنسخه 9 تحلیل گردید. یافته ها: تعداد 413 کد اولیه استخراج شد و در قالب 13 زیر مقوله اصلی و سه مقوله محوری گروه بندی گردید. الگوی نهایی در قالب پیشایندها، مداخلات تعاملات و پیامدها ارائه شد که عبارت اند از محور شرایط (پیشایندها) شامل مقوله های استفاده از پلتفورم های دیجیتال، حضور ثابت و مداوم در بسترهای آنلاین، حمایت و پذیرش فرهنگ بیمار بود. محور مداخلات و تعاملات شامل ارتباطات سلامت، تقویت کارکردهای درمانی، آموزش مداوم پزشکان و پرستاران، پاسخگویی به نیازهای غیر درمانی، آموزش سواد سلامت و ترویج مراقبت، بازاریابی محتوا، برندسازی شخصی با استفاده از سئو (SEO) بود و درنهایت محور پیامدها شامل بین المللی سازی بیمارستان، بیمارستان های مردم محور، پاسخگویی به نیازهای غیر درمانی، خلق ارزش برای ذینفعان، افزایش اعتماد، وفاداری و هواداری بود. نتیجه گیری: بازاریابی دیجیتال یکی از حیاتی ترین استراتژی های بازاریابی برای خدمات سلامت است و در عصر جدید استفاده از رسانه های اجتماعی، بهینه سازی موتورهای جستجو (SEO) از الزامات اساسی است.
ارزیابی مدیریت سبد پروژه های خدمات سلامت مبتنی بر فناوری اطلاعات با رویکرد استنتاج فازی عصبی-تطبیقی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در چشم انداز پویای مدیریت بهداشت و درمان، مدیریت کارآمد سبد پروژه های خدمات سلامت مبتنی بر فناوری اطلاعات برای بهینه سازی تخصیص منابع، کاهش خطرات و بهبود نتایج بسیار مهم است. این پژوهش به اهمیت و ضرورت پیش بینی و ارزیابی شیوه های مدیریت سبد در پروژه های خدمات سلامت، با توجه به اتکای فزاینده به فناوری اطلاعات برای هدایت نوآوری و کارایی در ارائه خدمات می پردازد. هدف اصلی این پژوهش بررسی ابعاد و مؤلفه های مؤثر بر مدیریت سبد در پروژه های خدمات سلامت مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارزیابی اهمیت آنها با استفاده از رویکرد استنتاج فازی عصبی تطبیقی است. روش ها: این پژوهش شامل دو مرحله کلیدی است. در مرحله اول، تحلیل فراترکیب برای شناسایی ابعاد و مؤلفه های مؤثر بر مدیریت سبد در پروژه های سلامت انجام شد. سپس، مؤلفه های شناسایی شده با استفاده از رویکرد استنتاج فازی عصبی-تطبیقی برای اولویت بندی اهمیت آنها ارزیابی شد. یافته ها: یافته های این پژوهش، عوامل حیاتی مؤثر بر مدیریت سبد در پروژه های خدمات سلامت، از جمله عوامل مدیریت فناوری اطلاعات، عوامل فرهنگی، مدیریت فناوری اطلاعات سلامت را در بعد کلان و عوامل مدیریت تحقیق و توسعه، مدیریت سبد پروژه و مدیریت مالی را در بعد خرد نشان داد. نتیجه گیری با درک و اولویت بندی عوامل شناسایی شده، سازمان های حوزه سلامت می توانند قابلیت های مدیریت سبد خود را افزایش دهند، تخصیص منابع را بهینه کنند و درنهایت خدمات سلامت برتر را ارائه دهند.
شناسایی عوامل مؤثر بر هوش مصنوعی در بازاریابی صنعت بانکداری با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
311 - 341
حوزههای تخصصی:
هدف: مطالعه حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر هوش مصنوعی، در بازاریابی رسانه های اجتماعی صنعت بانکداری با رویکرد فراترکیب انجام شده است.
روش: مرور جامع ۱۱۵ مقاله به شناسایی عملکرد کنشگران علمی، مانند مناسب ترین نویسندگان و مناسب ترین منابع کمک کرده است. علاوه براین تحلیل هم نویسندگی و هم رخدادی با استفاده از نرم افزار وس ویور، شبکه مفهومی و عقلانی را پیشنهاد کرده است. با به کارگیری روش فراترکیب برای بررسی ابعاد برنامه بازاریابی رسانه های اجتماعی مبتنی بر هوش مصنوعی، تعداد ۵۹ مقاله بررسی شد که در بین مقاله های بررسی شده، بیشترین درصد مطالعات انجام شده مربوط به عامل محصول / مصرف کننده (۳۸) و کمترین درصد مطالعات انجام شده مربوط به عامل قیمت هزینه (۱۴) است.
یافته ها: برای بررسی پیشایندها و پسایندهای استفاده از هوش مصنوعی در تدوین برنامه بازاریابی رسانه های اجتماعی، ۳۴ مقاله بررسی شد که پیشایندها شامل عوامل تکنولوژیکی سازمانی محیطی، رفتاری و فردی بود و پسایندها عبارت بودند از: تجربه مشتری، مدیریت سفر مشتری، سودآوری، مزیت رقابتی، رضایت مشتری وفاداری مشتری مدیریت ارتباط با مشتری درگیری مشتری.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج مطالعه فراترکیب انجام گرفته برای تدوین برنامه بازاریابی رسانه های اجتماعی، می توان از هوش مصنوعی مکانیکی برای استانداردسازی، از هوش مصنوعی فکری برای شخصی سازی و از هوش مصنوعی احساسی برای رابطه سازی استفاده کرد.
ابعاد و مولفه های رهبری اسلامی مبتنی بر بیانات امام حسین علیه السلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع رهبری یکی از موضوعات کلیدی در حوزه علم مدیریت است که در سال های اخیر مورد توجه بسیاری از اندیشمندان علم مدیریت قرار گرفته است. عمده این پژوهش ها برپایه مطالعه الگوهای رهبری و رهبران موفق دنیا انجام شده است. مطالعه رهبران آسمانی که تمام اعمال و بیانات آنها بی عیب و نقص است و می تواند به عنوان الگوی رهبران مطرح شوند، بسیار ضروری است. در اسلام نیز پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و امامان معصوم علیهم السلام به عنوان الگوهای رهبری مطرحند که لازم است مورد مطالعه قرار گیرند. در این مقاله، تلاش گردید با مطالعه بیانات برگزیده امام حسین علیه السلام، ابعاد و مولفه های رهبری اسلامی مورد مداقه قرار گیرد. روش این پژوهش از نوع کیفی است و تحلیل داده های متنی نیز با روش تحلیل مضمون انجام شده است. یافته های پژوهش در سه دسته کلان، رهبری، شرایط رهبری و پیروان ارائه شده است. دسته رهبری به اصول رهبری و شرایط رهبری به بسترهای رهبری و پیروان نیز به زمینه های پیروساز پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که اصول رهبری اسلامی عبارتند از: رهبری جامع نگر، رهبری براساس مخاطب شناسی، انعطاف پذیری و خلاقیت در روش ها، الهام بخشی از طریق شعارها، به کارگیری ابزارهای غیر کلامی، ترکیب استدلال و عاطفه، رهبری در بحران، روشنگری و بصیرت افزایی، عاقبت نگری، رهبری با محوریت دل و عواطف، رهبری اخلاقی در جنگ، استقامت در مسیر اصول. شرایط رهبری نیز شامل بستر خیرخواهی، بستر سخت کوشی، بستر پیگیری، بستر امیدواری، بستر یادآوری، بستر رصد لحظه های ناب است. در بعد پیروان نیز می توان به این موارد اشاره کرد: بستر عاطفی-تربیتی، بستر تعاون، بستر محرک، بستر نیازمندی، بستر اجتماعی.
تأثیر اعتبار تأییدکننده بر بخشندگی و عشق به برند با تعدیلگری نگرش به برند در پلتفرم های چند رسانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
184 - 211
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش به دنبال بررسی تأثیر اعتبار تأییدکننده بر بخشندگی و عشق به برند، در پلتفرم های چندرسانه ای از طریق تعاملات اجتماعات آنلاین برند و هویت برند و تعدیلگری نگرش به برند بوده است.روش: این پژوهش از حیث هدف کاربردی و از حیث روش، توصیفی است. جامعه آماری آن، کلیه مصرف کنندگان برند مک در پلتفرم های چندرسانه ای بوده است. از آنجا که تعداد مصرف کنندگان برند مک در پلتفرم های چندرسانه ای نامشخص و نامحدود بود، بر اساس جدول مورگان برای جامعه نامحدود، ۳۸۴ نمونه به روش غیرتصادفی در دسترس تعیین شد. داده ها با استفاده از ابزار پرسش نامه استاندارد نیک هاشمی، کندی و ماوندو (۲۰۲۳) جمع آوری شدند. برای سنجش روایی صوری، از نظر خبرگان، روایی هم گرا و واگرا و تحلیل عاملی و برای پایایی، از آلفای کرونباخ و پایایی مرکب استفاده شد.یافته ها: تجزیه وتحلیل داده ها با نرم افزار پی ال اس ۳ انجام شد. بار عاملی متغیرها از 4/0 بیشتر به دست آمد و گویه ها روایی مناسبی داشتند. میانگین واریانس استخراج شده بالاتر از 5/0 بود و روایی هم گرای خوب سازه را نشان داد. آلفای کرونباخ و پایایی مرکب متغیرها کمتر از 7/0 نبود و پایایی تأیید شد. نتایج نشان داد که قابل اعتماد بودن و جذابیت تأییدکننده مشهور و نیز هویت برند، بر تعاملات اجتماعات آنلاین برند تأثیر معناداری دارد؛ اما این تأثیرگذاری برای بُعد تجربه و تخصص معنادار نیست. همچنین تجربه و تخصص تأییدکننده مشهور بر هویت برند تأثیر معناداری دارد؛ اما این تأثیرگذاری برای ابعاد قابل اعتماد بودن و جذابیت معنادار نیست. هویت برند بر عشق به برند و بخشش برند تأثیر معناداری می گذارد. تعاملات اجتماعات آنلاین برند بر عشق به برند تأثیر معناداری دارد؛ اما تأثیر تعاملات اجتماعات آنلاین برند بر بخشش برند معنادار نیست. همچنین تأثیر عشق به برند بر بخشش برند نیز معنادار گزارش شده است. در نهایت یافته ها نقش تعدیلگر نگرش به برند در روابط بین قابل اعتماد بودن و تجربه و تخصص تأییدکننده مشهور و هویت برند بر تعاملات اجتماعات آنلاین برند و همچنین، جذابیت تأییدکننده مشهور بر هویت برند را تأیید کرده است.نتیجه گیری: مشارکت جامعه برند در محیط مجازی، به دلیل فناوری های نوآورانه صورت می گیرد. این مطالعه بر تئوری های اعتبار منبع و هویت اجتماعی مبتنی بود. داده ها از اعضای انجمن آنلاین برند آرایشی مک جمع آوری شد. نتایج نشان می دهد که قابل اعتماد بودن و تخصص تأییدکنندگان مشهور، می تواند به عنوان سیگنال های ارتباطی، برای تسریع فرایند هویت برند مصرف کننده و مشارکت جامعه برند مجازی استفاده شود. مصرف کنندگانی که به شدت با نام تجاری شناسایی می شوند و در جامعه مجازی آن شرکت می کنند، به احتمال زیاد با برند پیوند عاطفی برقرار می کنند و پس از یک بحران آن را می بخشند.
بررسی تأثیر محتوای تولیدشده در رسانه های اجتماعی توسط اینفلوئنسرها و کاربران بر قصد خرید مشتریان کم درآمد، کاربست مدل SOR(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
260 - 287
حوزههای تخصصی:
هدف: گسترش تکنولوژی و استفاده از رسانه های اجتماعی، شیوه های بازاریابی شرکت ها را تغییر داده و شکل های نوینی برای تأثیرگذاری بر مصرف کنندگان ایجاد کرده است، محتواهایی که توسط کاربران رسانه های اجتماعی منتشر می شود، نمونه ای از این شیوه های بازاریابی است. با توجه به این موضوع، هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر کیفیت اطلاعات و اعتبار منبع محتوای به اشتراک گذاشته شده توسط مشتریان و کاربران، بر قصد خرید مشتریان کم درآمد است.روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه جمع آوری داده ها، پیمایشی تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش حاضر، کاربران عضو شبکه های اجتماعی اینستاگرام، توییتر، فیسبوک و... در مشهد در سال 1402 است. برای تعیین حجم نمونه، از قاعده معادلات ساختاری، یعنی 5 تا 15 برابر تعداد گویه های پرسش نامه استفاده شده است؛ بنابراین از آنجایی که پرسش نامه پژوهش حاضر مشتمل بر 27 گویه است، حجم نمونه 135 (135=27× 5) تعیین شد که در نهایت 164 پرسش نامه جمع آوری شد. ابزار پژوهش پرسش نامه استاندارد بوده است. برای روایی ابزار، از روایی صوری با تأیید خبرگان، روایی سازه با بارهای عاملی، روایی هم گرا با AVE و روایی واگرا با آزمون فورنل لارکر استفاده و همه تأیید شد. پایایی ابزار پژوهش با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی انجام گرفت و تأیید شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها نیز، از روش مدل یابی معادلات ساختاری با حداقل مربعات جزئی استفاده شد.یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که کیفیت اطلاعات و اعتبار منبع، بر اهمیت مرتبط با به اشتراک گذاری مشارکتی توسط اینفلوئنسرها و کاربران در بین کاربران شبکه های اجتماعی تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین مشخص شد که اهمیت مرتبط با به اشتراک گذاری غیر مشارکتی توسط اینفلوئنسرها و کاربران در بین کاربران شبکه های اجتماعی بر قصد خرید مشتریان کم درآمد تأثیر مثبت و معناداری دارد.نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهد که تا چه اندازه اعتبار منبع و کیفیت محتوای به اشتراک گذاشته شده توسط دو گروه کاربران رسانه های اجتماعی و اینفلوئنسرها، می تواند بر قصد خرید مصرف کنندگان تأثیر بگذارد. همچنین راه کارهایی را برای بهبود استراتژهای بازاریابی و افزایش بازدهی کمپین های تبلیغاتی ارائه می کند.
نقش مسجد در خط مشی گذاری و حکمرانی فرهنگی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مسجد یکی از نهادهای مهم فرهنگی اسلامی است و در بازسازی فرهنگی و فرهنگ سازی جامعه تأثیر دارد. این نهاد می تواند نقش اساسی در فرایند خط مشی گذاری عمومی و حکمرانی فرهنگی در عرصه های مختلف فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و علمی داشته باشد؛ همچنین می تواند در لایه های مختلف جامعه تأثیر بگذارد و در مقابل از سوی نهادهای گوناگونی همچون نهادها و خط مشی های دولت و حکومت اثر بپذیرد. مسجد می تواند برای توسعه و رشد جامعه در عرصه های گوناگون نقش آفرینی کند. آنچه مورد غفلت دانشمندان در عرصه های مختلف به خصوص فرهنگی و اجتماعی قرار گرفته، نقش «مسجد» در فرایند «خط مشی گذاری» است. هدف این پژوهش بررسی «نقش مسجد» در «خط مشی گذاری» و «حکمرانی فرهنگی» است. روش تحقیق در این پژوهش، از جهت راهبرد، توصیفی تحلیلی و از نظر ابزار، اسنادی است. اسناد و مدارک تاریخی، قرآنی و روایی نشان دهنده این است که نقش مسجد در ابعاد فردی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و آموزشی جامعه اسلامی مطرح است. نتیجه این تحقیق نشان داد که مسجد به عنوان یک نهاد فرهنگی، نه تنها در مسائل فرهنگی، بلکه در زمینه های اجتماعی، سیاسی، آموزشی و آگاهی بخشی، تربیتی و اقتصادی و در نهایت خط مشی گذاری عمومی و حکمرانی فرهنگی نقش دارد.
برآورد تمایل به پرداخت استفاده از واکسن آبله میمون در ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با عنایت به احتمال شیوع بیماری های واگیردار از جمله آبله میمون، انجام مطالعه برای اجرای صحیح طرح های پیشگیری ضروری است. در این خصوص، آگاهی از تمایل به پرداخت مردم برای واکسن آبله میمون به منظور مدیریت سلامت جامعه از اولویت های اساسی است. روش ها: تمایل به پرداخت برای واکسن آبله میمون با استفاده از روش ارزش گذاری مشروط دوگانه یک و نیم بعدی برآورد شد و عوامل موثر بر تمایل به پرداخت در قالب مدل اقتصادسنجی با روش حداکثر درست نمایی مورد بررسی قرار گرفت. داده ها از طریق پرسشنامه به صورت اینترنتی در تابستان 1402 از سراسر کشور جمع آوری شد. برای مبالغ پیشنهادی از رویکرد کوپر استفاده شد و حجم نمونه با استفاده از روش میچل و کارسون، 356 نفر تعیین شد. از زبان R در نرمافزار RStudio برای تحلیل داده استفاده شد. یافته ها: میانه و میانگین تمایل به پرداخت واکسن آبله میمون به ترتیب برابر 91 و 136 هزار تومان برآورد شد. علاوه براین، نتایج نشان داد که سن، اهمیت دادن به مسائل بهداشتی، درآمد، تحصیلات و سابقه بیماری زمینه ای بر تمایل به پرداخت واکسن آبله میمون موثر می باشند. نتیجه گیری: تمایل به پرداخت واکسن آبله میمون 136 هزار تومان(حدود 2/5 دلار) برآورد شد. پرداخت یارانه (با لحاظ کردن گروه های درآمدی) می تواند افراد زیادی را ترغیب به استفاده از واکسن آبله میمون نماید.
موانع و تسهیل کننده های امنیتی در استفاده از برنامه های سلامت همراه از دیدگاه دانشجویان پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد: یک مطالعه توصیفی-مقطعی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: برنامه های سلامت همراه (mHealth) به عنوان ابزاری مؤثر برای مدیریت سلامت و بهبود کیفیت مراقبت های سلامت شناخته شده اند. بااین حال، نگرانی های مرتبط با امنیت اطلاعات و حریم خصوصی از موانع اصلی پذیرش این فناوری ها است. این مطالعه با هدف شناسایی موانع و تسهیل کننده های امنیتی استفاده از برنامه های سلامت همراه از دیدگاه دانشجویان پیراپزشکی انجام شد. روش ها: این پژوهش مقطعی-توصیفی در سال 1402 روی 115 دانشجوی پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شد. نمونه گیری به روش طبقه ای متناسب با حجم انجام شد. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه ای ساختاریافته بود که توسط ژو و همکاران طراحی و پس از ترجمه فارسی، بازترجمه و تأیید روایی و پایایی (ضریب همبستگی: 92 درصد) بومی سازی شد. پرسشنامه شامل سوالات بسته (طیف لیکرت) و سوالات باز بود. تحلیل سوالات بسته با آمار توصیفی و تحلیل سوالات باز به روش تحلیل موضوعی (Thematic Analysis) انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد نگرانی های امنیتی مانند دسترسی غیرمجاز به اطلاعات و ضعف در سیاست های حریم خصوصی، موانع اصلی استفاده از برنامه های سلامت همراه بودند. در مقابل، قابلیت حذف داده ها از راه دور، شفافیت در سیاست های امنیتی و کنترل دسترسی به عنوان تسهیل کننده های کلیدی شناسایی شدند. همچنین، تحلیل کیفی پاسخ های باز سه مضمون اصلی شامل نگرانی های امنیتی، مشکلات کاربردی و راهکارهای پیشنهادی برای بهبود امنیت و اعتمادپذیری برنامه ها را نشان داد. نتیجه گیری: این پژوهش نشان می دهد که طراحی برنامه های سلامت همراه با تمرکز بر تقویت امنیت اطلاعات، شفافیت در سیاست های حریم خصوصی و سادگی کاربرد می تواند اعتماد کاربران را افزایش داده و پذیرش این فناوری ها را بهبود بخشد.
تقاضای غیر ضروری خدمات اورژانس پیش بیمارستانی استان تهران: نیمه اول سال 1400(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تقاضای خدمات اورژانس پیش بیمارستانی در دنیا در حال افزایش است و تعداد قابل توجهی از آنها مربوط به موارد غیرضروری است. هدف مطالعه حاضر تعیین میزان تقاضای غیرضروری و بررسی ارتباط ویژگی های جمعیت شناختی، مصرف دارو، بیماری های زمینه ای، علائم حیاتی و روز و ساعت تماس با تقاضای غیرضروری بود. روش ها: این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از اطلاعات 300 نفر از مددجویانی انجام شد که در شش ماهه نخست سال 1400 با اورژانس استان تهران تماس گرفته بودند. از دو گروهی که تماس ضروری و غیرضروری با اورژانس استان تهران گرفته بودند، نمونه گیری به روش نسبتی انجام شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری کای دو و رگرسیون لجستیک چندمتغیره استفاده شد. یافته ها: بیش از یک سوم (33 درصد) از کل تماس های گرفته شده با اورژانس استان تهران غیرضروری بودند. محل سکونت، ضربان قلب و سطح طبیعی اکسیژن ، بیماری زمینه ای قلبی-عروقی و عدم مصرف دارو ارتباط آماری معنی داری با تماس غیرضروری در سطح اطمینان 95 درصد داشتند (P<0/05). شایع ترین علت تماس با اورژانس 115، مشکلات قلبی (23/5درصد برای گروه تماس ضروری و 28 درصد برای گروه تماس غیرضروری) بود. نتیجه گیری: محل سکونت، ضربان قلب، سطح اکسیژن، بیماری زمینه ای و مصرف دارو با تقاضای غیرضروری خدمات اورژانس مرتبط است. توجه مسئولان به این عوامل در زمان تصمیم گیری و برنامه ریزی به هدایت منابع ارزشمند مالی و انسانی به سمت پاسخ به تقاضاهای ضروری کمک می کند.
طراحی و اعتبار سنجی الگوی مسئولیت فرهنگی بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از آنجا که در جریان فعالیت های سازمانی احتمال آسیب دیدن حوزه فرهنگ وجود دارد، لذا اتخاذ مجموعه ای از تدابیر پرهیزی-مراقبتی، مشارکتی- حمایتی و جبرانی توسط سازمان ها، در جهت مسئولیت پذیری فرهنگی، ضروری است. پژوهش حاضر که یک پژوهش آمیخته و کاربردی از نوع داده بنیاد است، به دنبال طراحی الگوی مسئولیت فرهنگی بنیاد مستضعفان و اعتبارسنجی آن است. این الگو، از طریق دسته بندی داده های حاصله از مصاحبه های نیمه ساختاریافته و با کمک مدل پارادایمی اشتراوس و کوربین سامان یافته است. اعتبار الگو با روش پیمایشی از طریق پرسش نامه در میان نمونه آماری سنجش گردید و جهت تحلیل و مدل سازی معادلات ساختاری هم از تحلیل عاملی تأییدی، با کمک نرم افزارهای Spss و Amos، بهره گیری شده است. بر اساس یافته های پژوهش، برگرفته از تحلیل اسنادی و نظرات خبرگان، مسئولیت مزبور شامل چهار مولفه ی فرهنگ سازمانی، اخلاق کسب وکار و خدمت، فرهنگ شهروندی و پیوست فرهنگی است. میزان بار عاملی در روابط بین متغیرهای مستقل و وابسته، نشانگر اعتبار الگوست. این الگو، با در نظرداشتن ابعاد درون و برون سازمانی، پیامدهای مثبت همچون تقویت سرمایه ی اجتماعی بنیاد و انقلاب اسلامی، ارتقای شاخص های فرهنگی جامعه و بهره وری سازمانی را پیش بینی می کند. بهره گیری کلی سازمان های عمومی و خصوصی از الگوی حاصله، گامی رو به پیش برای تحقق مدیریت فرهنگی در سازمان ها خواهد بود.
حضور دانشگاه ها در نظام رتبه بندی شانگهای در حوزه های پزشکی و علوم وابسته و رابطه آن با هزینه کرد تحقیق و توسعه کشورها: با تاکید بر دانشگاه های ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نظام های رتبه بندی بین المللی دانشگاهی، دانشگاه ها را از سرتاسر دنیا در حوزه های مختلف رتبه بندی می کند و عوامل موثر بر حضور دانشگاه ها در این رتبه بندی ها دارای اهمیت است. پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت حضور کشورها در نظام رتبه بندی دانشگاهی شانگهای در حوزه های پزشکی و علوم وابسته (با تاکید بر ایران) و رابطه آن با میزان هزینه کرد تحقیق و توسعه انجام شد. روش ها: در این پژوهش توصیفی- همبستگی، جامعه آماری شامل تمام دانشگاه هایی است که در حوزه پزشکی و علوم وابسته در نظام رتبه بندی شانگهای حضور دارند. اطلاعات دانشگاه ها و کشورهای متبوع آنها از وب سایت نظام رتبه بندی شانگهای و داده های هزینه کرد تحقیق و توسعه کشورها از سایت سازمان توسعه و همکاری اقتصادی جمع آوری و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و ضریب همبستگی پیرسون و نرم افزار SPSS انجام شد. یافته ها: رتبه بندی شانگهای در حوزه های پزشکی و علوم وابسته شامل شش زیرحوزه است. 83 کشور با 867 دانشگاه در این نظام حضور دارند. کشورهای آمریکا، چین و انگلستان بیشترین تعداد دانشگاه ها را به خود اختصاص داده اند. از ایران تنها 13 دانشگاه در این حوزه ها در این رتبه بندی حضور دارد. آزمون همبستگی، نشان دهنده ارتباط مثبت و معنی داری بین حضور دانشگاه ها در این رتبه بندی و هزینه کرد تحقیق و توسعه کشورهای متبوع آنها است (0/0001> p-value) . نتیجه گیری: برای دستیابی به جایگاه برتر در نظام رتبه بندی بین المللی شانگهای، ایران و سایرکشورها نیازمند برنامه ریزی و اختصاص درصد بیشتری از هزینه های خود به تحقیق و توسعه هستند.
الزامات پیاده سازی طرح گروه های تشخیصی وابسته (DRG) در ایران: یک مطالعه کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سیاست گذاران هر کشوری باید در مورد نظام تأمین مالی و پرداخت هزینه های سلامت تصمیم بگیرند. این نظام باید علاوه بر افزایش کارایی و اثربخشی منجر به کاهش پرداخت از جیب مردم شود. یکی از این نظام های دارای نتایج مثبت در جهان ، روش گروه های تشخیصی وابسته (DRG) است. هدف مطالعه حاضر شناسایی الزامات پیاده سازی DRG در ایران بود. روش ها: پژوهش حاضر یک مطالعه کیفی از نوع تحلیل محتوای قراردادی است که در سال ۱۴۰۱-۱۴۰۰ انجام شد. روش گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. نمونه پژوهش شامل مدیران ارشد با حداقل پنج سال سابقه فعالیت در سازمان های بیمه گر، واحد بودجه و یا اقتصاد درمان وزارت بهداشت یا بیمارستان ها و نیز اعضای هیئت علمی با تجربه انجام تحقیقات در رابطه با روش های پرداخت بود. نمونه گیری به روش هدفمند و مبتنی بر معیار انجام شد. پس از انجام 14 مصاحبه داده ها به اشباع رسید و با استفاده از نرم افزار MAXQDA10 تحلیل شد. یافته ها: مهمترین الزامات پیاده سازی گروه های تشخیصی وابسته در ایران شامل چهار درون مایه اصلی (الزامات تولیتی، آگاه سازی و همراهی ذی نفعان، زیرساخت های فنی و اطلاعاتی) و ۱۰ درون مایه فرعی بود. نتیجه گیری: سیاست گذاران و مدیران حوزه مالی نظام سلامت می توانند جهت پیاده سازی موفق نظام پرداخت گروه های تشخیصی وابسته DRG در کشور با بهره گیری از تجارب سایر کشورها، آموزش ارائه دهندگان خدمات، هزینه یابی دقیق، بهبود سیستم حسابداری، فراهم سازی نرم افزار، تدوین گروه های تشخیصی، تعرفه گذاری متناسب و اصلاح و تقویت نظام اطلاعات در جهت رفع موانع اجرایی، جلب همکاری ذی نفعان، آماده سازی زیرساخت های فنی و اطلاعاتی گام بردارند.
تبیین ابعاد سواد رسانه های اجتماعی و تأثیر آن بر تمایل به پذیرش تجارت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
478 - 511
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش واکاوی مفاهیم و ابعاد سواد رسانه اجتماعی و بررسی تأثیر آن بر پذیرش تجارت اجتماعی توسط کاربران است. تجارت اجتماعی به عنوان یک نوآوری مبتنی بر فناوری در عرصه مدل های کسب وکار تجارت الکترونیک، نوعی تجارت آنلاین مجهز به سازه های اجتماعی است که توسعه این پارادایم نوین، مستلزم بررسی عوامل مؤثر بر پذیرش و کاربرد آن از سوی مشتریان است.روش: در این پژوهش، ابتدا به مفاهیم عمیق و جامع سواد رسانه های اجتماعی پرداخته شد؛ سپس واکاوی جامعی از مفاهیم و مدل های مربوط به سواد رسانه اجتماعی، شامل مدل یکپارچه چندبُعدی، مدل خودمختاری SDT، مدل مبتنی بر مهارت و فرایندمحور، مدل های CSML و PSML، مدل SoMeLit و مدل SMILE انجام گرفت. بر اساس هدف پژوهش، تأثیر سواد رسانه اجتماعی بر تمایل به پذیرش تجارت اجتماعی با چهار بُعد اجتماعی، اطلاعاتی، فنی و حریم خصوصی مدل PSML بررسی شد. جامعه آماری پژوهش کاربران هفت رسانه اجتماعی پُرکاربرد در ایران، یعنی اینستاگرام، روبیکا، تلگرام، واتساپ، ایتا، بله و آی گپ بوده است که می توانند مشتریان بالقوه تجارت اجتماعی باشند. داده های پیمایشی جمع آوری شده بر اساس مدل سازی معادلات ساختاری حداقل مربعات جزئی تحلیل شد.یافته ها: براساس نتایج به دست آمده، تأثیر سه بُعد فنی و اجتماعی و حریم خصوصی سواد رسانه اجتماعی، بر تمایل به پذیرش تجارت اجتماعی در جامعه آماری کاربران ایرانی تأیید شد.نتیجه گیری: نتایج این پژوهش، تأثیر سواد رسانه های اجتماعی را بر پذیرش تجارت اجتماعی توسط کاربران ایرانی تأیید می کند.
مختصات نقشه راه کاربست جنگ شناختی در رسانه های نوین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
3 - 28
حوزههای تخصصی:
هدف: جنگ شناختی، سلاحی کردن یا سلاح سازی از افکار عمومی، از طریق یک نهاد خارجی، به منظور تأثیرگذاری بر سیاست های عمومی و دولتی و بی ثبات کردن نهادهای عمومی است. جنگ شناختی مانند جنگ روانی و جنگ اطلاعاتی، به شدت بر فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی جدید، به ویژه هوش مصنوعی متکی است. این مطالعه با هدف تدوین نقشه راه جنگ شناختی در رسانه های نوین اجرا شده است و در این راستا، به چهار سؤال اساسی در زمینه اهداف، فعالیت های اساسی، تاکتیک ها و ابزارها و همچنین، زیرساخت های کلیدی لازم پاسخ داده می شود.
روش: این پژوهش از نظر فلسفی از نوع تفسیرگرایی، از نظر رویکرد از نوع استقرایی و از نظر استراتژی، مبتنی بر مرور روایتی ادبیات است. علت استفاده از مرور روایتی، غنی نبودن ادبیات موجود در زمینه جنگ شناختی در فضای سایبری بود. در مجموع، ۳۰ گزارش پژوهشی، مشتمل بر مقاله، فصل کتاب، پایان نامه و رساله و گزارش های موردی منتشر شده توسط سازمان ها که با جنگ شناختی مرتبط بود، شناسایی و با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون، واکاوی شد.
یافته ها: بر اساس نتایج، اهداف مهم جنگ شناختی در فضای سایبری عبارت اند از: نفوذ، بی ثباتی، مشروعیت زدایی، تخریب سرمایه اجتماعی، اعتمادزدایی، تفرقه افکنی، اعتبارزدایی، از پای درآوردن حریف و دست کاری قوه شناخت عموم مردم و نخبگان. در سطح دوم، طرح ریزی عملیات شناختی، رصدشناختی، مهندسی شناختی، پویش شناختی، طراحی کمپین شناختی، تحلیل شناختی و تاب آوری، مهار و دفاع در برابر حملات شناختی، به عنوان فعالیت های بسیار مهم و اساسی جنگ شناختی مطرح شد. در سطح سوم، یعنی ابزارها و تاکتیک های جنگ شناختی، هشت مضمون احصا شد که عبارت اند از: فضای سایبری و رسانه های اجتماعی، تولید و انتشار محتوای منفی غیرواقعی، بهره برداری از خطاهای شناختی، جریان سازی اجتماعی، تبلیغات، عملیات روانی، تحریف داده ها و هجوم شناختی. در نهایت، سه مضمون مشتمل بر فناوری های جنگ شناختی، علوم اعصاب شناختی و متخصصان عملیات شناختی، به عنوان زیرساخت های اساسی جنگ شناختی شناسایی شد.
نتیجه گیری: با توجه به اهداف مخرب جنگ شناختی، می توان از طریق آموزش های بعد از پایان حمله، برای برطرف کردن اثر افراد تأثیرپذیر برای حفظ روان در برابر تحریکات عاطفی و اصلاح خطاهای شناختی و نیز برخوردهای قانونی و امنیتی برای پیدا کردن و مجازات دست اندرکاران جنگ شناختی، جهت عبرت گیری عناصر بعدی دشمن در جامعه، در برابر جنگ های شناختی مقابله اثربخشی کرد.
اینستاگرام و آثار بازاریابی کالاهای تجملی: بررسی تأثیر تبلیغات برند تجملی بر مشارکت جامعه برند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
134 - 152
حوزههای تخصصی:
هدف: به تازگی بازاریابان و صاحبان برندهای لوکس، توجه خود را به رسانه های اجتماعی مبتنی بر مشتری و نیز رفتارهای مشتری با برندهای های خود معطوف کرده اند. اینستاگرام به عنوان یکی از رسانه های اجتماعی بسیار محبوب و پُرمخاطب، در سال های اخیر نقش بسزایی در بازاریابی و تبلیغات کسب وکارها، از جمله کالاهای لوکس ایفا کرده است. مقاله حاضر با هدف تبیین آثار بازاریابی کالاهای لوکس در اینستاگرام بر مشارکت جامعه انجام شده است. در این پژوهش متغیرهای مربوط به فعالیت های بازاریابی در اینستاگرام، شامل سفارشی سازی، مُدروزسازی و تعامل و متغیرهای مربوط به مشارکت جامعه برند لوکس، شامل ابعاد عاطفی، شناختی و رفتاری، بررسی شده است.
روش: این پژوهش به روش کاربردی اجرا شده است. از لحاظ نحوه جمع آوری داده ها توصیفی از نوع هم بستگی است که در آن، از دو شیوه کتابخانه ای و میدانی برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش، کلیه مردم ایران است که از اینستاگرام استفاده می کنند. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان ۳۸۴ نفر در نظر گرفته شد. روش انتخاب نمونه ها تصادفی بود. متغیرهای این پژوهش از طریق توزیع پرسش نامه استاندارد فتایس و همکاران (۲۰۲۲) در بین دانشجویان دانشگاه تهران بررسی شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای اکسل و اس پی اس اس انجام گرفت.
یافته ها: با ۹۵ درصد اطمینان می توان گفت که سفارشی سازی در اینستاگرام حدود ۴۶ درصد بر بُعد عاطفی مشارکت جامعه برند لوکس و ۴درصد بر بُعد شناختی مشارکت جامعه برند لوکس تأثیر دارد؛ اما نمی توان تأثیر آن را بر بُعد رفتاری به درستی اندازه گیری کرد. مُدروزسازی در اینستاگرام، بر بُعدهای عاطفی و شناختی مشارکت جامعه برند لوکس تأثیر چشمگیری دارد؛ اما تأثیر چشمگیری بر بُعد رفتاری مشارکت جامعه برند لوکس مشاهده نشد. از سوی دیگر، می توان گفت تعامل نیز بر بُعد عاطفی و شناختی مشارکت جامعه برند لوکس تأثیرگذاراست؛ اما با وجود تأثیر آن بر بُعد رفتاری مشارکت جامعه برند لوکس، نمی توان با اطمینان گفت که مشتری از طریق پلتفرم اینستاگرام خرید خود را انجام می دهد یا روش های وبسایت، حضوری و... روی خرید کالاهای لوکس تأثیرگذار است.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از آزمون استنباطی متغیرهای پژوهش مشخص می کند که فعالیت های بازاریابی در اینستاگرام، بر مشارکت جامعه برند لوکس تأثیرگذار است. مشتریانی که در تعامل با رسانه های اجتماعی هستند، می توانند تجربه های خود را به اشتراک بگذارند، بازخورد دریافت کنند و ارتباطات عاطفی با دیگران ایجاد کنند که همه این ها به افزایش احساس رضایت و رفاه عاطفی منجر می شود.