چارچوب نظری مرجعیت و جامعیت قرآن در تحول علوم انسانی دراندیشه مدیریتی امام خامنه ای
منبع:
مطالعات قرآن و علوم سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۱۸
78 - 107
حوزههای تخصصی:
علوم انسانیِ رایج، به دلیل انفصال از هدایت وحیانی و اتکای صرف بر عقل محدود بشر، دچار بحران معرفتی و اخلاقی شده و به ابزاری برای سلطه و استثمار تبدیل گردیده است. در این میان، قرآن کریم به عنوان کامل ترین منبع الهی، می تواند مرجعیت حاکم بر نظریات علوم انسانی را ایفا کند. این پژوهش از نوع بنیادی-نظری بوده و با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد اجتهادی و استنباطی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که جامعیت قرآن در سه قلمرو عمقی، زمانی و مکانی قابل تبیین است و قرآن ضمن ارائه راهکارهای مدیریت روابط چهارگانه انسان، به عنوان چارچوب هنجاریِ علوم انسانی عمل می کند. مرجعیت علمی قرآن نیز در سه ساحت منابع، روش و ارزش گذاری تحقق می یابد و از منظر اندیشه مدیریتی امام خامنه ای، این مرجعیت به معنای «فصل الخطاب بودن» قرآن در تعارض با نظریات بشری است، نه «منبع بودن» برای تمام گزاره های علمی. پذیرش جامعیت و مرجعیت علمی قرآن، شرط لازم و ضروری برای تحول در علوم انسانی و طراحی الگوی مدیریت فرهنگیِ قرآنی است. این چارچوب نظری می تواند ضمن حفظ پویایی علمی، از انحراف علوم انسانی به سمت سکولاریسم و ابزارگرایی جلوگیری کرده و زمینه دستیابی به «مرجعیت علمی» مورد نظر رهبر معظم انقلاب را فراهم آورد.