ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۳٬۱۲۵ مورد.
۸۱.

سازوکارهای انحصار پنهان در پلتفرم های دیجیتال ایران: بازاندیشی در سیاست گذاری اقتصاد دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۴۶
پژوهش حاضر با هدف شناسایی سازوکارهای شکل گیری «انحصار پنهان» در پلتفرم های دیجیتال ایران انجام شده است؛ پدیده ای که برخلاف انحصار آشکار، نه از طریق حذف مستقیم رقبا یا سلطه قیمتی، بلکه از مسیرهایی تدریجی، نامحسوس و مبتنی بر بستر نهادی شکل می گیرد. این مطالعه با بهره گیری از رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون، داده های خودرا ازطریق ۱۸مصاحبه نیمه ساختاریافته با مدیران پلتفرم ها، سیاست گذاران، فعالان صنفی و پژوهشگران اقتصاد دیجیتال گردآوری کرده است. یافته های پژوهش با تلفیق دو رویکرد تحلیلی مکمل: (۱) سیاست گذاری و تنظیم گری رقابت (بالا به پایین) و (۲) منطق درونی مدل کسب وکار پلتفرمی (پایین به بالا) چارچوبی سه بُعدی شامل ابعاد ساختاری، رفتاری و نهادی ارائه می دهد که امکان فهم عمیق تر و چندلایه انحصار پنهان را در بوم سازگان ایران فراهم می سازد. در این چارچوب، انحصار پنهان به عنوان تجلی کنترل پنهان پلتفرم در بعد رفتاری تفسیر شده که در نقطه تلاقی میان بعد ساختاری (یعنی طراحی و معماری پلتفرم) و بعد نهادی(یعنی بهره برداری منفعل از خلأهای سیاستی و تنظیم گری) رخ می دهد. این نوع انحصار، در قالب چرخه ای خودتقویت شونده، بازتولید می شود. پژوهش نشان می دهد که پلتفرم های دیجیتال برای تثبیت سلطه خود، الزاماً نیازمند نوآوری های تهاجمی نیستند، بلکه با تکیه بر ضعف نظارت و خلأهای حکمرانی دیجیتال، جایگاه مسلط خود را حفظ و تقویت می کنند که این امر به تداوم انحصار پنهان نیز می انجامد. در نهایت، چارچوب سه بعدی این پژوهش می تواند به عنوان مبنایی نظری برای تحلیل حکمرانی دیجیتال و ارائه راهکارهای مقابله با سلطه پلتفرمی مورد استفاده قرار گیرد. براین اساس، توصیه می شود سیاست های تنظیمی در ایران به صورت اقتضایی، چابک و منطبق با منطق کسب وکار پلتفرم ها طراحی شوند؛ چرا که مداخلات کلی نگر و دیرهنگام، نه تنها اثربخشی لازم را ندارند بلکه می توانند به تقویت و تثبیت انحصار پنهان بیانجامند.
۸۲.

مرور سیستماتیک کارکردهای نظام نوآوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۷۲
نوآوری موتور محرکه اقتصادی قرن 21ام است که در یک محیط ایزوله اتفاق نمی افتد. نوآوری ها در نظام های نوآوری رخ می دهند. نظام های نوآوری مجموعه ای از نهادها، سازمان ها و روابط میان آنها هستند که برای تاثیرگذاری بر فرآیندهای نوآوری می بایست کارکردهای مشخصی داشته باشند. کارکردهایی که هدف غایی تمامی آنها خلق و اشاعه نوآوری است. تاکنون نظریه های مختلفی پیرامون کارکردهای نظام نوآوری انجام شده که هر یک به ترکیب خاصی از فعالیت ها اشاره دارند. در این پژوهش با استفاده از روش مرور نظام مند تلاش شد تا نظریه های پیشین مطالعه و مرور کاملی از آنها انجام شود. در نهایت و با جمع بندی کارکردهای پیشین، 7 کارکرد فعالیت های کارآفرینانه و استارت آپی، توسعه دانش، اشاعه دانش، هدایت مسیر جستجو، بازارسازی، بسیج منابع و مشروعیت بخشی معرفی شدند.
۸۳.

باغ ها به عنوان اکوسیستم ها در بابُرنامه: تحلیل اکولینگویستیک و زیست محیطی نگرانی های زیست محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۸
بابُرنامه، خاطرات ظاهرالدین محمد بابر (۱۴۸۳–۱۵۳۰)، تصویری جامع از مناظر زیست محیطی آسیای میانه، افغانستان و هند در قرون پانزدهم و شانزدهم ارائه می دهد. مقاله حاضر نگرانی های زیست محیطی و طبیعی مطرح شده در بابُرنامه را از منظر اکولینگویستیک بررسی می کند و توجه ویژه ای به باغ ها به عنوان اکوسیستم ها دارد. این مطالعه با رویکرد تحلیلی، واحدهای واژگانی مرتبط با گیاهان، جانوران، سیستم های آبی و اکولوژی شهری را مورد بررسی قرار می دهد. این تحلیل نشان دهنده درک دقیق بابر از تنوع زیستی، تعاملات گیاه-آب و نقش حیاتی باغ ها در شکل دهی به مناظر شهری است. با قرار دادن این اثر در زمینه تفکر زیست محیطی پیشامدرن، نگارنده معتقد است بابُرنامه یک متن پیش زمینه ای زیست محیطی است و ثروت زیستی را مستند می سازد و نگرانی های معاصر در مورد پایداری و اکولوژی شهری را مطرح می کند. مطالعه با دیدگاه اکوسیستم، باغ ها را به عنوان سیستم های پویایی مفهوم سازی می کند که تنوع زیستی را تقویت کرده و نقش میانجی بین تعاملات انسان و طبیعت را دارد. این تحلیل اهمیت بابُرنامه را برای مطالعات معاصر در حوزه علوم انسانی زیست محیطی و اکولوژی شهری برجسته می سازد.
۸۴.

واکاوی روش شناسی واسازی در پژوهش کیفی (از تئوری تا عمل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۴۶
مقدمه و اهداف: فهم عمیق پدیده های اجتماعی و فرهنگی در دنیای پیچیده امروز، حیاتی است. پژوهش های کیفی، با تمرکز بر تجارب زیسته و معانی برساخته شده، دریچه ای به سوی درک این پیچیدگی ها می گشایند. داده های کیفی، به ویژه در حوزه های اجتماعی، فرهنگی و تربیتی، به دلیل ماهیت چندوجهی و ابهام، نیازمند روش های تحلیلی عمیق ترند. «واسازی»، رویکردی نوآورانه است که با بررسی ابعاد مختلف پدیده، امکان دستیابی جامع تر به داده ها و نتایج را فراهم می کند. واسازی، افسانه «وضوح» متن را به چالش می کشد و بخش های پنهان سنت فلسفی را آشکار می کند. واسازی، وجهی از نقد متافیزیک است که با واکاوی ساختارها، خاستگاه و نقش مرکز مقتدر را برملا می کند. واسازی دریدایی به معنای تخریب نیست؛ بلکه ریشه در اندیشه های ژاک دریدا دارد و با مفاهیمی چون «مرکززدایی»، «دیفرانس» و «بازی معنا» به نقد لوگوسانتریسم می پردازد. دریدا، با زیر سؤال بردن ثبات معنا، زمینه ای برای خوانش های چندگانه ایجاد می کند. او معتقد است هر متنی، حضور «دیگری» را منعکس می کند که کلید فهم معناست. کاربرد واسازی در پژوهش های کیفی، با وجود پتانسیل بالا، با چالش هایی روبه روست. پیچیدگی مفهومی، ابهام در اجرا و نیاز به تفسیر دقیق، از جمله دشواری های پژوهشگران است. ازاین رو، تبیین چهارچوبی عملیاتی و ارائه راهکارهای کاربردی برای واسازی در پژوهش های کیفی، ضروری است. این پژوهش، با هدف واکاوی روش شناسی واسازی در تحلیل داده های کیفی و ارائه چهارچوبی عملیاتی، درصدد پاسخگویی به سؤالاتی در مورد روش ها، ابزارها، مزایا، چالش ها و کاربردهای واسازی در پژوهش های کیفی، به ویژه در حوزه های اجتماعی، فرهنگی و تربیتی است. سؤال اصلی پژوهش این است که چگونه می توان با واسازی، به تحلیل و تفسیر دقیق تر داده های کیفی دست یافت؟ هدف نهایی، ارائه راهکارهایی برای به کارگیری مؤثر واسازی و فهم عمیق تر پدیده هاست. روش: این پژوهش، روش واسازی را به عنوان رویکردی نوآورانه در تحلیل داده های کیفی، به ویژه در حوزه های اجتماعی، فرهنگی و تربیتی بررسی می کند. پیچیدگی داده های کیفی، نیاز به روش های تحلیلی عمیق تر، مانند واسازی را ایجاب می کند. واسازی با آشکارسازی مفروضات پنهان، تناقضات درونی و روابط قدرت، تحلیل چندوجهی و انتقادی را ممکن می کند. این پژوهش با بررسی مبانی فلسفی واسازی، به ویژه اندیشه های دریدا، و ارائه چهارچوبی عملیاتی، به پرسش هایی در مورد روش ها، ابزارها، مزایا، چالش ها و کاربردهای واسازی در پژوهش های کیفی پاسخ می دهد. برای انجام این پژوهش مروری، جستجوی نظام مند منابع علمی در پایگاه های داده داخلی با کلیدواژه های «واسازی»، «پژوهش کیفی»، «دریدا»، «تحلیل انتقادی»، «مدیریت آموزشی» و «معنا» انجام شد. معیار ورود به مطالعه، مقالات فارسی زبان در مورد کاربرد واسازی در پژوهش های کیفی بود. پس از غربال گری اولیه عناوین و چکیده ها، 21 مقاله برای مطالعه کامل انتخاب شدند. یافته ها نشان می دهند واسازی با زیر سؤال بردن ثبات معنا، به درک عمیق تر پدیده های اجتماعی و فرهنگی و توسعه نظریه های جدید کمک می کند. در مدیریت آموزشی، این رویکرد با تحلیل انتقادی برنامه های درسی، سیاست گذاری ها و ارزشیابی، باورهای رایج را به چالش می کشد و سیستم های عادلانه تر و یادگیری محور طراحی می کند. پیچیدگی واسازی، نیاز به آموزش و تمرین کافی و توجه به زمینه را ضروری می کند. واسازی به عنوان رویکردی مکمل، تفکر انتقادی را تقویت و زمینه تحولات مثبت در علوم انسانی را فراهم می کند. این پژوهش با بررسی نقاط قوت و ضعف واسازی، درک جامع تری از این روش ارائه و ارتباط آن با سایر روش های کیفی را بررسی می کند. نتایج: یافته های پژوهش نشان می دهد که واسازی، با زیر سؤال بردن ثبات معنا، به درک عمیق تر پدیده های اجتماعی، فرهنگی و تربیتی و توسعه چهارچوب های نظری نوین کمک می کند. این رویکرد، با آشکارسازی پیش فرض های پنهان، روابط قدرت و تناقضات درونی متن، زمینه ای برای خوانش های چندگانه و تفاسیر بدیع فراهم می کند. در مدیریت آموزشی، واسازی با تحلیل انتقادی برنامه های درسی، سیاست گذاری ها و فرایند ارزشیابی، باورهای رایج را به چالش می کشد و به طراحی سیستم های عادلانه تر و یادگیری محور کمک می کند. به عنوان مثال، واسازی مفهوم «نمره» در ارزشیابی تحصیلی، نشان می دهد که نمره نمی تواند به تنهایی معیار جامع سنجش یادگیری باشد و توجه به ابعاد دیگر یادگیری، مانند خلاقیت، تفکر انتقادی، مهارت های اجتماعی و توانایی حل مسئله، ضروری است. همچنین، یافته ها نشان می دهد واسازی می تواند به پژوهشگران در حوزه های مختلف علوم انسانی، ازجمله ادبیات، فلسفه، مطالعات فرهنگی و علوم اجتماعی، در درک بهتر پیچیدگی های متون و پدیده های اجتماعی یاری رساند. با استفاده از واسازی، می توان به نقد و تحلیل انتقادی مفاهیم، گفتمان ها و ساختارهای قدرت پرداخت و زمینه را برای تغییرات مثبت اجتماعی و تربیتی فراهم نمود. به طورمشخص، این پژوهش نشان داد که چگونه می توان با به کارگیری واسازی در تحلیل داده های کیفی، به ابعاد پنهان و ناگفته پدیده ها دست یافت و درک جامع تری از آنها به دست آورد. همچنین، یافته ها تأکید دارند که واسازی می تواند به عنوان ابزاری برای توانمندسازی گروه های به حاشیه رانده شده و تقویت صداهای نادیده گرفته شده مورد استفاده قرار گیرد. درنهایت، این پژوهش نشان می دهد که چگونه واسازی می تواند به عنوان یک روش مکمل در کنار سایر روش های کیفی، به درک بهتر و عمیق تر از پدیده ها کمک کند. بحث و نتیجه گیری: از تحلیل های انجام شده می توان نتیجه گرفت که رویکرد واسازی نه تنها ابزاری نوین برای بازاندیشی در ساختارهای فکری است، بلکه زمینه ای برای شکستن قوالب ثابت برداشت های معمول فراهم می آورد. نتایج به دست آمده مؤید هستند که با به کارگیری این روش، پژوهشگران قادر به جداسازی مفاهیم پیچیده از دیدگاه های سنتی و ارائه نقدی عمیق تر می شوند. رویکرد یادشده با تأکید بر پویایی معنا و فروپاشی موانع تثبیت شده، فرصت های بین رشته ای ایجاد نموده و موجب ارتقای دانش انتقادی و بسط نظریه های نوین شده است. یافته های حاضر نشان می دهد تأثیر مستقیم این رویکرد در حوزه های اجتماعی و تربیتی موجب تحول نگرش نسبت به مسائل متنی و نقد ساختاری شده است. استفاده دقیق از اصطلاحات واژگانی و آشکارسازی اثرات پنهان عملیاتی شواهد محکم جهت بازسازی چهارچوب های مرتبط با عدالت ارائه نمود. این روش با واگذاری مسئولیت تفسیری به خوانندگان و ایجاد مشارکت فکری در تفسیر متون، تعادل بین نقد و بازسازی را برقرار کرده است. افزون برآن، امکان تطبیق شناخت در شرایط متغیر تاریخی، زبانی و فرهنگی فراهم و چالش های مفهومی با دیدگاهی نوین ارزیابی شده است. به طورکلی، نتایج پژوهش پیشنهاد می کند که واسازی به دلیل قابلیت بازنگری مبانی نظری و انعطاف پذیری در تحلیل، می تواند به عنوان رویکرد مکمل در کنار سایر روش های کیفی به کار رود. این یافته ها نویدبخش توسعه روش های انتقادی هستند و چهارچوب عملیاتی ارائه شده افق های تازه ای در مطالعات علوم انسانی گشوده است. این نتایج به تبیین ساختارهای نوین و بهبود تفسیر معارف منجر شده است. پژوهش های آتی می توانند به بررسی تأثیر واسازی بر توانمندسازی افراد و گروه های به حاشیه رانده شده و همچنین، به نقش آن در ایجاد تغییرات اجتماعی بپردازند. تقدیر و تشکر: از استادان گران قدر که با حمایت ها و راهنمایی های ارزشمندشان، همواره الهام بخش و مشوق پیشرفت های علمی بوده اند، صمیمانه سپاسگزاریم. تعارض منافع: مؤلفان اعلام می کنند در اجرای این پژوهش هیچ تعارض مالی، اعتباری یا شخصی وجود نداشته و مراحل تحقیق به شیوه ای شفاف انجام شده است.
۸۵.

بررسی سیاست های سرمایه گذاری مستقیم خارجی در چین با هدف توسعه توانمندی های فناورانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۴۱
امروزه بسیاری از فناوری ها در انحصار شرکت های چندملیتی قرار دارند، با این حال برخی کشورها توانسته اند از طریق جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی به توسعه توانمندی های فناورانه خود دست یابند. هدف این تحقیق بررسی سیاست های چین در بهره گیری از سرمایه گذاری مستقیم خارجی جهت ارتقاء توانمندی فناورانه است. این مطالعه از روش مطالعه موردی تاریخ نگارانه استفاده کرده است. داده ها از منابع مختلف شامل مقالات و گزارش های پایگاه های علمی بین المللی نظیر بانک جهانی، گوگل اسکالر و اسکوپوس جمع آوری شد. این پژوهش به تحلیل تحولات سیاسی و اقتصادی چین در طول بازه زمانی 1979 تا 2008، در قالب چهار دوره زمانی کلیدی، پیش از اصلاحات (قبل از 1979)، دوره آغاز اصلاحات (1979-1991)، دوران تحولات گسترده (1992-2001) و دوره پیوستن به سازمان تجارت جهانی (2001-2008) پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که سیاست های چین در این زمینه در چندین مرحله شکل گرفته است. در ابتدا، چین با پذیرش سیاست های باز و جذب سرمایه گذاری های خارجی در صنعت مونتاژ، توانست زیرساخت های اولیه فناوری را توسعه دهد. در مراحل بعدی، چین با هدف انتقال فناوری های پیشرفته، به ویژه در زمینه هایی چون الکترونیک و فناوری اطلاعات، شرایطی را فراهم کرد تا شرکت های خارجی ملزم به انتقال فناوری های خود به بازار چین شوند. همچنین، یکی از موفقیت های چین در این زمینه، ایجاد و گسترش مناطق ویژه اقتصادی و خوشه های فناوری بوده است که به عنوان ابزارهایی برای جذب سرمایه گذاری و نوآوری به کار گرفته شدند.
۸۶.

کشف ابعاد فرااخلاق در محیط های یادگیری مبتنی بر هوش مصنوعی: مطالعه ای فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۳۱
هدف: هوش مصنوعی با توانایی بی نظیر خود در نوآوری، انقلابی در محیط های یادگیری ایجاد کرده است. با این حال، می بایست چالشهای اخلاقی آن نیز در نظر گرفته شود. هدف این مطالعه، کشف ابعاد فرااخلاق در محیط های یادگیری مبتنی بر هوش مصنوعی با رویکرد فراترکیب بود. روش: این مطالعه بر اساس هدف، تحقیق کاربردی؛ با توجه به ماهیت داده ها، تحقیق کیفی و با توجه به اجرای آن، جزء پژوهشهای فراترکیب با رویّه هفت مرحله ای سندولوسکی و بارسو(2006) بود. کلیدواژه های مشخص در پایگاههای اطلاعاتی مجلات نور، مگیران، سیویلیکا، گنج، علم نت؛ آی جت، اریک، اسکوپس، ساینس دایرکت و گوگل اسکالر جستجو شد و پس از چندین مرحله غربالگری، در  نهایت 23 مقاله انتخاب و با کدگذاری و تحلیل مضمونی و متاسنتزی به شش مؤلفه ختم شد. یافته ها: مؤلفه های انصاف و برابری، حفظ حریم خصوصی و امنیت، عدم سوء استفاده، استقلال و خودمختاری، شفافیت و توضیح پذیری و همکاری میان رشته ای، در این مطالعه بررسی شد. بررسی ها نشان داد که ادغام ملاحظات فرااخلاقی با هوش مصنوعی، محیط های یادگیری اخلاقی تر و مؤثرتری را پرورش می دهد. این ترکیب منحصر به فرد، پیشرفتهای معناداری را در فنّاوری آموزشی امکان پذیر می کند. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که این مؤلفه ها با ترکیب بینش فلسفی با اجرای عملی، مبنایی برای چارچوب آموزشی متحول کننده فراهم می کنند که مربیان و یادگیرندگان را نه تنها برای استفاده از ابزارهای پیشرفته هوش مصنوعی، بلکه برای ارزیابی انتقادی خروجی های آنها نیز آماده کرده و در نتیجه، نسل جدیدی از متخصصان اخلاق مدار و آگاه به فنّاوری را پرورش می دهند.
۸۷.

تحلیل و نقد جریانهای معماری اسلامی و معرفی جریان برگزیده با تکیه بر مبانی دانش جریان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۲۱۵
هدف: امروزه وجود حلقه های متکثّر از گفتمانهای مختلف دانشی، باعث شده است که نسبت به تغییر پدیده ها از جمله معماری، فهم درستی صورت نگیرد و به نظر می رسد باید رویکردی جریانی در تاریخ وجود داشته باشد تا بتواند بین حلقه های ظاهراً متکثر تاریخ، یک حلقه وصل، ایجاد و فهم حرکت تاریخی را برای پژوهشگر سهل کند. بر این اساس، به نظر می رسد بازشناسی جریانهای معماری اسلامی با تکیه بر نوع و طبقه بندی جریانها و نوع کارامدی و مبانی و روش شناسی آنها می تواند در فهم و انسجام جریانها و ارائه راه حلهای تحولی آینده، بسیار کارساز باشد. هدف از انجام این پژوهش، تحلیل و نقد جریانهای معماری اسلامی و معرفی جریان برگزیده با تکیه بر مبانی دانش جریان شناسی بود. روش: روش پژوهش حاضر، توصیفی- تحلیلی است. یافته ها: با مطالعه جریانهای مختلف معماری اسلامی و تکیه بر روش و دانش جریان شناسی، همواره جریان کارامد برای تحول معماری از وضع موجود به سوی مطلوب را معرفی شده است. نتیجه گیری: همواره جریان تمدنی واقع گرایانه، مناسب ترین جریان برای تغییروتحول معماری از وضع موجود به وضعیت مطلوب معرفی می شود؛ زیرا نسبت به سایر جریانها دارای رویکرد جامع گرایانه و حکیمانه به دانش معماری است.
۸۸.

بازمهندسی نظام موضوعات علم بر اساس روش تحقیق تکاملی؛ پیش نیاز تحول در علوم انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۵۵
مقدمه و اهداف: تحول در علوم انسانی به عنوان موضوعی پیچیده، نیازمند نرم افزار یا الگوی شناسایی، ارزیابی و تصمیم گیری است. نخستین گام در این زمینه -  به عنوان پیش نیاز تحول -  بررسی، واکاوی و تفرس در منابع موجود این علوم و ارائه طبقه بندی جامع از آنهاست؛ زیرا این علوم در وضعیت خلأ به سر نمی برند و در تمام عرصه ها، علوم تحقق یافته ای وجود دارد. این کار با هدف آگاهی دقیق از علم محقَّق شده، ایجاد انسجام در این علوم و نمایش آن در یک الگو به منظور مشخص شدن کاستی ها، جهت دهی مطالعات آتی و کمک به پژوهشگران برای انتخاب مسیر و جهت گیری صورت می پذیرد. درواقع، «بازمهندسی علوم انسانی»، به عنوان نخستین گام در این راستا و نقطه عزیمت به سوی تحول، باید با قوت برداشته شود. در این راستا، نویسندگان این اثر، در بین علوم انسانی، «دانش مدیریت» را جهت هدف این پژوهش مورد توجه قرار داده اند و در پی بازمهندسی نظام موضوعات این دانش و طبقه بندی آنچه در آن تولید شده، رفته اند. پژوهش حاضر در پی آن است تا با استفاده از یک منطق ازپیش تعیین شده از روش تحقیق تکاملی، آنچه از ابتدا تاکنون در این دانش تولید شده را در یک الگوی جامع طبقه بندی کند. این الگو که از فراتحلیل متون مدیریت به دست آمده است، قالبی برای خوانش مدیریت است که افزون بر نمایش موجودی ها و مفصل بندی علم مدیریت، کاستی های این علم را نیز نمایش می دهد. این اثر آشفتگی ذهنی و پراکندگی ای را برطرف می کند که مخاطب غیرمدیریتی آن را حس می کند و برای کسانی مفید خواهد بود که کمتر در فضای مدیریت هستند؛ زیرا در یک نگاه، فهم کلی از دانش مدیریت را ارائه می دهد. روش: در فاز مقدماتی تحقیق، به منظور تأمین مواد اولیه پژوهش از روش تحقیق دانشگاهی استفاده شده است. براساس پیاز پژوهش ساندرز، مبنای فلسفی تحقیق، تفسیری و جهت گیری آن بنیادی می باشد. همچنین پژوهش حاضر به لحاظ روش، توصیفی - کیفی و دارای رویکردی استقرایی است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها و شناسایی الگو نیز از شیوه تحلیل مضمون استفاده شده است. در فاز اصلی تحقیق (روش تحقیق تکاملی)، به منظور بازمهندسی نظام موضوعات دانش مدیریت، از روش تحقیق تکاملی استفاده شده است. این روش مبتنی بر فلسفه نظام ولایت و توسط مرحوم علامه سیدمنیرالدین حسینیe ارائه شده است. نقطه عزیمت و خاستگاه این حرکت فکری گرایش ها، باورها و قدرمتیقن های دینی است و از مفاهیم انکارناپذیر برای ایجاد روش تحقیقی استفاده می کند که توان تولید تصرف در عینیت را دارد. براساس این روش، کدهای به دست آمده از فاز مقدماتی، در قالب سه دسته کد اصلی «فعل، موضوع و هدف» طبقه بندی شده اند. این سه دسته در طبقه بندی شامل تری تحت عنوان «درون علم» قرار گرفته و به همراه طبقه «بیرون علم» (مبانی، مکتب، نظریه) و «ارتباط» (پیدایش، تغییر، تکامل) جدول و الگوی نظام موضوعات علم مدیریت را به نمایش گذاشته اند. نتایج: مبتنی بر روش تحقیق تکاملی، کدهای به دست آمده در مرحله مقدماتی در سه  دسته درون، بیرون و ارتباط طبقه بندی شده و در قالب جدول 1 در هم ضرب می شوند که نظام موضوعات دانش مدیریت را در 27 حوزه بازمهندسی می کند که هر حوزه ممکن است حاوی دانش هایی باشد که آن دانش ها نیاز به تکمیل یا اصلاح دارند یا حوزه هایی که اصلاً ادبیاتی در آن تولید نشده است.   جدول 1: طبقه بندی کدهای به دست آمده در مرحله مقدماتی بیرون مبانی مکتب نظریه ارتباط درون پیدایش تغییرات تکامل پیدایش تغییرات تکامل پیدایش تغییرات تکامل فعل 1. تأثیر مبانی در پیدایش فعل مدیریت 2. تأثیر مبانی در تغییرات فعل مدیریت 3. تأثیر مبانی در تکامل فعل مدیریت 4. تأثیر مکتب در پیدایش فعل مدیریت 5. تأثیر مکتب در تغییرات فعل مدیریت 6. تأثیر مکتب در تکامل فعل مدیریت 7. تأثیر نظریه در پیدایش فعل مدیریت 8. تأثیر نظریه در تغییرات فعل مدیریت 9. تأثیر نظریه در تکامل فعل مدیریت موضوع 10. تأثیر مبانی در پیدایش موضوع مدیریت 11. تأثیر مبانی در تغییرات موضوع مدیریت 12. تأثیر مبانی در تکامل موضوع مدیریت 13. تأثیر مکتب در پیدایش موضوع مدیریت 14. تأثیر مکتب در تغییرات موضوع مدیریت 15. تأثیر مکتب در تکامل موضوع مدیریت 16. تأثیر نظریه در پیدایش موضوع مدیریت 17. تأثیر نظریه در تغییرات موضوع مدیریت 18. تأثیر نظریه در تکامل موضوع مدیریت هدف 19. تأثیر مبانی در پیدایش هدف مدیریت 20. تأثیر مبانی در تغییرات هدف مدیریت 21. تأثیر مبانی در تکامل هدف مدیریت 22. تأثیر مکتب در پیدایش هدف مدیریت 23. تأثیر مکتب در تغییرات هدف مدیریت 24. تأثیر مکتب در تکامل هدف مدیریت 25. تأثیر نظریه در پیدایش هدف مدیریت 26. تأثیر نظریه در تغییرات هدف مدیریت 27. تأثیر نظریه در تکامل هدف مدیریت بحث و نتیجه گیری: پژوهش حاضر، پیش نیاز تحول در هر یک از علوم انسانی را بررسی و طبقه بندی دقیق آنچه در این علوم محقق شده است، می داند. روش تحقیق تکاملی این بررسی و طبقه بندی را با عنوان «بازمهندسی نظام موضوعات» ارائه می دهد؛ به طوری که می توان ادعا کرد جنبه ای از این علوم باقی نمانده که در الگوی نهایی پژوهش دیده نشده باشد. طبقه بندی علوم محقق فعلی در این چهارچوب، افزون بر نمایش جایگاه دقیق موضوعات می تواند جایگاه هایی که کمتر مورد نظر اندیشمندان قرار گرفته را نیز نمایش دهد. در چهارچوب ارائه شده از موجودیت علم مدیریت، سه دسته اصلی «فعل، موضوع، هدف» ارائه و اثرات لایه های بالاتر یعنی مبانی و مکتب و حتی نظریات بر این سه نشان داده شده است. مبتنی بر جدول نهایی این پژوهش و همچنین الگوی نمادین ارائه شده در انتهای مقاله، می توان بیان نمود یکی از مواردی که محل تحول می تواند باشد، تغییر در مبانی است که مکاتب و در ادامه نظریات را تحت تأثیر قرار می دهد. به طورمثال، انسان شناسی پارادایم های جامعه شناسی سازمان و مدیریت نشان می دهد هیچ یک، از ساحت های مادی انسان فراتر نرفته اند. طبیعی است که این نگاه در مکاتب و نظریات و در ادامه فعل، موضوع و هدف مدیریت خود را نشان می دهد؛ ازاین رو عنایت به مبانی یکی از بزنگاه ها در تحول علوم انسانی است.
۸۹.

واکاوی امتناع ادغام علوم اجتماعی با حوزه انرژی در ایران؛ مطالعه موردی صنعت برق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۹۹
ادغام علوم اجتماعی با حوزه انرژی به پدیداری حوزه دانشی بین رشته ای علوم اجتماعی انرژی در کشورهای توسعه یافته و کاربست آن در عرصه کنشی انجامیده است. این موضوع در ایران با امتناع مواجه بوده که دلایل آن را در صنعت برق از دیدگاه خبرگان این عرصه و نیز حوزه علوم اجتماعی واکاوی کرده ایم. نظریات و پژوهش ها به موانع ایدئولوژیکی، نهادی، معرفتی و ظرفیتی اشاره کرده اند. ما در این چارچوب و استفاده از روش شناسی کیفی مبتنی بر مصاحبه در داده یابی و تحلیل مضمونی در داده کاوی، به پژوهش پرداخته ایم. خبرگان صنعت برق؛ شرایط آنومیک توسعه پایدار، فرهنگ سازمانی روزمرگی، غلبه تفکّر فنی-بوروکراتیک و حکمرانی غیرمشارکتی و خبرگان علوم اجتماعی؛ چالش های درون گفتمانی علوم اجتماعی، فقدان رویکرد بین رشته ای، فقدان بستر گفتمان مشترک صنعت برق با علوم اجتماعی و فرهنگ عمومی دارای عناصر محدودکننده را به عنوان موانع نام می برند. به لحاظ ماهیتی؛ این عوامل، ایدئولوژیکی، نهادی، معرفتی و ظرفیتی بوده که در عرصه های حکمرانی صنعت، دانشگاه و جامعه ایفای نقش می کنند. توسعه مطالعات میان رشته ای علوم اجتماعی انرژی در ایران مستلزم گفتمان سازی در این چارچوب می باشد.
۹۰.

شناسایی ابعاد درونی سازی دانش در انتقال فناوری مبتنی بر نظام نوآوری بخشی بر مبنای روش داده بنیاد چندگانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۵۷
امروزه، دست یابی به فناوری های نوین در بخش های گوناگون به توسعه دانش آن فناوری وابسته است. مرزشکنی های علمی می توانند مسیرهای جدیدی را به دنیای پیچیده و وسیع علوم باز کنند و از طریق دستیابی به دانشی که برای انسان قابل دسترس است، سطوح پیشرفته ای از فناوری را در صنایع مختلف تحقق بخشند. هدف این پژوهش دستیابی به الگوی درونی سازی دانش در انتقال فناوری مبتنی نظام نوآوری بخشی است. بدین منظور با روش شناسی پژوهش مبتنی بر رویکرد داده بنیاد چندگانه، در دو فاز فراترکیب و نظریه داده بنیاد به استخراج ابعاد و سنجه های مدل می پردازد. ابتدا پس از جمع آوری ادبیات موضوعی پژوهش و مرور پژوهش های موجود، پژوهش های مرتبط شناسایی و تحلیل شدند و سپس، با انجام مصاحبه هایی با ۱۸ نفر از خبرگان حوزه مورد بررسی، مقوله ها، طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی تجزیه و تحلیل شدند و در پایان مدل مورد نظر استخراج گردید. مدل نهایی پژوهش با 93 شاخص با محوریت مقوله های علّی، شرایط زمینه ای، شرایط واسطه ای، راهبردها و پیامدها استخراج گردید. به منظور بررسی اعتبار مدل، مدل توسط سه تن از نخبگان و اساتید دانشگاه مورد بررسی دوباره قرار گرفت و پس از حذف و اضافه شدن برخی کدهای اولیه و تأیید سایر مولفه های استخراجی، در پایان مدل با 74 شاخص (کد باز) تدوین گردید. به منظور درونی سازی دانش در انتقال فناوری در نظام نوآوری بخشی ایجاد پلتفرم های همکاری مشترک به همراه بهره مندی از شایستگی ها و قابلیت های کلیدی پیشنهاد می شود. ایجاد ظرفیت های فناورانه جدید، شکل گیری نهادهای حمایتی و شبکه های ارتباطی و همچنین تخصیص منابع بهینه به ظرفیت ها از راه برنامه های ملّی و خط مشی های پشتیانی از جمله عوامل کلیدی در ارتقاء موضوع درونی سازی دانش در انتقال فناوری است که می تواند توسعه فناوری در کشور را به شکل قابل ملاحظه ای ارتقاء دهد.
۹۱.

تحليل سرديّ لقصة موسی والخضر في القرآن الكريم علي ضوء منهج تودوروف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۰۵
یستخدم القرآن الکریم اللغه العربیه والهیاکل السردیه لنقل رسائله الإلهیه بطریقه مؤثره. تتناول هذه الدراسه تحلیل المظهر اللفظی لقصه موسى والخضر فی سوره الکهف (الآیات 60-82) وفق منهج تزفیتان تودوروف السردی. ترکز الدراسه على أربعه مستویات: الوجه، الزمن، زاویه الرؤیه، والنبره، مع تحلیل عناصر النظام، الاستمراریه، والتکرار، لإظهار کیفیه التزام النص بالمبادئ البنیویه. تُظهر النتائج أن النقل المباشر یعزز الحضور الدرامی، والانزیاحات الزمنیه تزید التشویق، بینما یکشف مزج الرؤیتین الخارجیه والداخلیه عن التباین بین العلم الظاهری والباطنی. کما توجّه النبره التعلیمیه والتحذیریه المتلقی نحو التأمل فی الحکمه الإلهیه. یبرز هذا التحلیل الإعجاز السردی للقرآن من خلال الربط بین السردیات الحدیثه والنص الدینی، مع الإشاره إلى أن منهج تودوروف، رغم فعالیته، یواجه تحدیات فی تحلیل النصوص الدینیه بسبب طبیعتها الإلهیه، مما یتطلب دمج أدوات لغویه إضافیه. تقدّم الدراسه رؤیه جدیده للدراسات القرآنیه، وتؤکد إمکانیه تطبیق المنهج على قصص قرآنیه أخرى لاستکشاف أبعادها السردیه والدلالیه.
۹۲.

تمدن اکولوژیک در ایران: قنات ها و آب انبارها و نقش آن ها در پایداری محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۸۳
ایران با کمبود قابل توجه منابع آب سطحی و فشاره های شدید زیست محیطی مواجه است. قنات ها و آب انبارها به عنوان سازه های تاریخی با کارکردهای ذخیره سازی، توزیع آب و تنظیم کاربری زمین، نماد «تمدن اکولوژیک» هستند که همواره تعادل بین نیازهای انسانی و ظرفیت های اکوسیستم های محلی را مدنظر داشته اند. در این پژوهش، این سامانه های آبی به عنوان قاب تحلیلی برای ارزیابی پایداری محیطی در پرتو تغییرات اقلیمی و فشارهای جمعیتی در نظر گرفته می شوند تا زمینه سیاستی و مدیریتی پایداری آب در ایران روشن شود. همچنین، با بهره گیری از تحلیل های تاریخی و داده های هیدرولیکی، این مطالعه به دنبال تبیین روابط پیچیده بین میراث آبی، کاربری اراضی و توسعه شهری است تا لزوم یکپارچه سازی سیاست های آب، حفاظت از اکوسیستم های محلی و تقویت تاب آوری اجتماعی-محیطی را برجسته سازد. این پژوهش با استفاده از رویکرد توصیفی و تحلیلی و تحلیل اسناد و منابع کتابخانه ای، به بررسی مدیریت منابع آبی در بستر تمدن اکولوژیک پرداخته است. هدف، تحلیل سیستم های هوشمند آب رسانی سنتی در ایران نظیر قنات ها و آب انبارها و ارائهٔ داده ها و شواهد تاریخی و تجربیات تمدن های مختلف به عنوان نمونه های موفق حل بحران آب در ایران است. یافته ها نشان می دهد که سازوکارهای بازتولید ذخایر آبی و توزیع آب در قنات ها و آب انبارها همچنان در برخورد با تغییرات اقلیمی و گریز از سیاست های قدیمی، قابلیت تطبیق دارند اما به بهبودهای نهادی و فناوری نیاز دارند. ترکیب فناوری های سنتی با سیاست گذاری های مدرن، با تأکید بر مشارکت جامعه محلی و مدیریت مشارکتی، به تقویت کارکردهای زیست محیطی و اجتماعی-اقتصادی این سامانه ها می انجامد. این پژوهش، با تأکید بر سابقهٔ تاریخی، مشارکت های محلی و سازوکارهای نهادی، مسیرهایی برای احیاء، حفاظت و بهره برداری پایدار از قنات ها و آب انبارها را پیشنهاد می کند که هم زمان با حفظ سرمایه های طبیعی و فرهنگی-اجتماعی، امنیت آبی و تاب آوری اکوسیستم را ارتقا می دهد.
۹۳.

نقش آموزه محبت در روابط فیمابینی خدا و انسان از منظر قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۷ تعداد دانلود : ۲۵۱
هدف: هدف از انجام این پژوهش، تبیین و بررسی جایگاه محبت در روابط بین خداوند و انسان بود. روش: پژوهش حاضر، از نوع کیفی و بر اساس شیوه توصیفی و تحلیلی انجام شد. داده های پژوهش از طریق مطالعات کتابخانه ای گردآوری شد که به نوآوری در تبیین مصادیق محبت پرداخته است. یافته ها: از مفاهیم ارزشی و کاربردی در حوزه اندیشه و عمل انسان، آموزه اخلاقی محبت است که به دلیل تأثیر در سبک زندگی فردی و اجتماعی، در فحوای متون دینی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. آموزه محبت از سوی خداوند بر بنده، به صورت رحمت عامه و خاصه و از سوی مخلوق، بر اساس ظرفیت وجودی و معرفت نسبت به ذات حق تعالی جلوه می کند. از منظر اجتماعی نیز به عنوان عنصری تأثیرگذار در سبک زندگی، تحکیم روابط بین آحاد اجتماع و آرامش بخشی به زندگی، با تکیه بر شناخت منابع دریافت محبت الهی و موانع جلب آن و نیز معرفت شناسی محبتهای پسندیده و ناپسند، پیوسته مورد اهتمام قرار گرفته است. نتیجه گیری: محبت در قرآن، در مصادیقی همچون: رابطه میان خالق(خداوند) و مخلوق(بنده)، محبت پیامبران و محبت مؤمنان قابل تبیین است. محبت در روابط بین خداوند و بندگان نیز در دو ساحتِ آثار محبت خداوند به مخلوقات با نشانه های ایمان و تبعیت از خداوند و نبی(ص)، شوق و پایداری در وصال و عفو الهی؛ و آثار محبت مخلوقات به خداوند با مصادیقی نظیر محبت پیامبران، امامان معصوم(علیهم السلام) و مؤمنان به خداوند با التفات بر ساحتهای تشکیکی مطرح شد.
۹۴.

روش مردم نگاری اینترنتی چندوجهی در مطالعات زندگی روزمره با تأکید بر شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۲ تعداد دانلود : ۱۴۷
مقدمه و اهداف: مطالعات زندگی روزمره در علوم اجتماعی و انسانی طی دهه های اخیر به دلیل تغییرات فناورانه و نفوذ همه جانبه ی اینترنت و شبکه های اجتماعی دگرگون شده است. از یک سو، زندگی روزمره ی معاصر درهم تنیدگی فزاینده ای با رسانه های دیجیتال، ابزارهای همراه و فضاهای اینترنتی پیدا کرده و از سوی دیگر، روش های کلاسیک مردم نگاری برای توصیف این وضعیت نوپدید کفایت لازم را ندارند. این مقاله با درک چنین خلأیی، به بازاندیشی روش شناسی مردم نگاری در بستر اینترنت پرداخته و کوشیده است مسیری نوین برای مطالعه ی زندگی روزمره در شبکه های اجتماعی ارائه کند. هدف اصلی، بهره گیری از ظرفیت های مردم نگاری کلاسیک و در عین حال توامان توجه به امکان های جدید فضاهای اینترنتی است تا بتواند تحلیلی چندبعدی و چندمیدانی از زندگی روزمره ارائه دهد. پژوهش حاضر با تکیه بر سنتز چند-روش شناختی با بهره گیری از تجارب میدانی گوناگون، می کوشد چارچوبی نظری و عملی برای «مردم نگاری اینترنتی چندوجهی» تدوین کند؛ رویکردی که هم به حضور پژوهشگر در میدان فیزیکی و هم به میدان های اینترنتی و پیوند میان آن ها توجه دارد. مقاله ضمن نقد و مرور ادبیات داخلی و بین المللیِ مرتبط، از آثار کلاسیک تا پژوهش های جدیدی چون کارهای هاین، کوزینتس، پینک و دیگر صاحب نظران بهره می برد تا نشان دهد که چگونه می توان مرز میان «آنلاین» و «آفلاین» را در زندگی روزمره بازتعریف کرد. این بازتعریف، امکان درک بهتر پویایی های اجتماعی، فرهنگی و فناورانه را فراهم می سازد و نقش مردم نگار کلاسیک را به پژوهشگری فعال و خلاق و مسلط به میدان های متعدد تحقیق و مرزهای آن ها ارتقا می دهد. روش تحقیق: روش تحقیق بر پایه ی «فراترکیب کیفی» است که به پژوهشگر اجازه می دهد یافته های متنوع پژوهش های پیشین را گردآوری، مقایسه و تحلیل کند و از دل آن ها الگوی تازه ای بسازد. در این رویکرد، ابتدا مطالعات موجود در زمینه ی مردم نگاری اینترنتی، نت نگاری، اتنوگرافی دیجیتال و روش های ترکیبی مرور شد. سپس با استخراج رویکردهای مشترک و مشابه و همچنین تفاوت های روشی، الگوی پیشنهادی «مردم نگاری اینترنتی چندوجهی» شکل گرفت. این الگو به پژوهشگر توصیه می کند که میدان تحقیق را صرفاً به فضای فیزیکی یا صرفاً به اینترنت محدود نکند، بلکه میان این دو به طور مداوم رفت و برگشت داشته باشد. از منظر عملی، پژوهشگر می تواند با هر دو حساب کاربری واقعی و ساختگی در شبکه های اجتماعی مختلف (توییتر، اینستاگرام، کلاب هاوس و…) حضور یابد و ضمن مشاهده و مشارکت، داده ها را از طریق اسکرین شات، ضبط صدا و ویدئو، رصد هشتگ ها، طوفان ها و ترند ها گردآوری کند. همچنین حضور بدنی در فضاهای فیزیکی مرتبط و مصاحبه های عمیق آنلاین و آفلاین مکمل این فرآیند است. چنین رویکردی مستلزم حساسیت اخلاقی، انعطاف پذیری بالا، و توانایی حرکت میان نقش های مختلف (مشاهده گر پنهان، مشارکت کننده ی فعال، «مگس روی دیوار» و …) است. پژوهش حاضر با استفاده از این مسیر، هم ظرفیت های نظری و هم رویه های اجرایی لازم برای اجرای پژوهش در میدان های اینترنتی-فیزیکی را تبیین می کند. نتایج: نتایج نشان می دهد که مردم نگاری اینترنتی چندوجهی می تواند به طور مؤثری خلاءها و کاستی های رویکردهای کلاسیک و تفکیک گر به میدان فیزیکی و میدان آنلاین را پر کند. نخست، این روش امکان «توصیف فربه» (به تعبیر گیرتز) را از زندگی روزمره در شرایطی فراهم می کند که روابط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی به شدت با فناوری دیجیتال و میدان های اینترنتی درهم تنیده اند. دوم، یافته ها نشان می دهد که حضور همزمان در میدان های واقعی و اینترنتی و در مرزهای نامتعین آن ها نه تنها به غنای داده ها می افزاید بلکه به پژوهشگر اجازه می دهد چرخه ی بازتولید معنا از فضای مجازی به فضای فیزیکی و بالعکس را رصد کند. سوم، این رویکرد در مواجهه با پدیده هایی چون ترندها و هشتگ های داغ، طوفان های توییتری، و شکل گیری اجتماعات اینترنتی، ابزاری کارآمد برای تحلیل کنش جمعی و ساخت واقعیت اجتماعی ارائه می دهد. چهارم، روش پیشنهادی امکان ترکیب تکنیک های مردم نگاری کلاسیک (مشاهده ی مشارکتی، مصاحبه ی عمیق، تحلیل متنی) با ابزارهای نوین (بایگانی دیجیتال، ضبط صفحه، تحلیل کلان داده) را مهیا می سازد و بدین ترتیب به درکی جامع تر از پویایی های زندگی روزمره در عصر شبکه ای منجر می شود. نهایتاً، پژوهش نشان می دهد که پژوهشگر می تواند بسته به نیاز تحقیق، سطح مداخله و نوع حساب کاربری خود را تنظیم کند و با استفاده از استراتژی های بومی شدن، اعتماد کاربران و مشارکت آن ها را جلب نماید. بحث و نتیجه گیری: پژوهش حاضر استدلال می کند که در شرایط کنونی، مرز میان واقعیت آنلاین و آفلاین پویا و نامتعین گشته است و هر دو ساحت در فرآیندی دیالکتیکی، پیوسته یکدیگر را بازتعریف می کنند. بنابراین، روش های کلاسیک مردم نگاری به تنهایی قادر به درک کامل این پیچیدگی نیستند. «مردم نگاری اینترنتی چندوجهی» به عنوان روشی انعطاف پذیر، خلاق و نوآورانه، پاسخی است به این نیاز. این رویکرد با پذیرش ماهیت «رفت و برگشتی» میدان تحقیق، پژوهشگر را قادر می سازد تا همزمان با تغییرات سریع فناوری و فرهنگ، داده های غنی و چندلایه گردآوری و تحلیل کند. از منظر نظری، این روش گسست میان انسان شناسی کلاسیک و مطالعات رسانه های دیجیتال را ترمیم می کند و به ادبیات مردم نگاری دیجیتال بُعدی تازه می بخشد. از منظر عملی، چارچوب پیشنهادی می تواند در حوزه های گوناگون علوم اجتماعی، از مطالعات فرهنگی و ارتباطات تا جامعه شناسی سیاسی و مطالعات رسانه، به کار گرفته شود. افزون بر این، رویکرد حاضر با تأکید بر خلاقیت و جسارت پژوهشگر، افق های تازه ای برای تحقیقات میان رشته ای می گشاید و پژوهشگران را ترغیب می کند تا در مواجهه با میدان های در حال تغییر، از آزمون و ابداع روش های نو نترسند. بدین ترتیب، مردم نگاری اینترنتی چندوجهی نه تنها روشی برای مطالعه ی زندگی روزمره در عصر شبکه ای است، بلکه الگویی برای پژوهش های آینده در علوم انسانی و اجتماعی محسوب می شود که می خواهد «آنچه در حال وقوع است» را بی درنگ و با دقت ثبت و تحلیل کند.
۹۵.

آسیب شناسی تبادل فناوری در بستر شبکه فن بازار ملی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۳۳
با توجه به اهمیت اشاعه و به کارگیری فناوری در ارتقای نظام علم و فناوری، تبادل فناوری به عنوان سازوکاری مهم برای برطرف کردن شکاف میان پژوهش و تجاری سازی و کاربردی سازی پیشرفت های علمی مورد توجه قرار گرفته است. یکی از اقدامات مرتبط با این موضوع در کشور، راه اندازی شبکه فن بازار ملی ایران از سال ۱۳۸۱ توسط پارک فناوری پردیس با هدف تسهیل تبادل فناوری و به هم رسانی عرضه و تقاضای فناوری در زیست بوم علم و فناوری، بوده است. پیرو توسعه کمی زیرساخت های این شبکه و راه اندازی فن بازارهای منطقه ای و تخصصی و کارگزاری های تجارت فناوری، ضروری است ارتقای اثربخشی این شبکه در تسهیل تبادل فناوری مورد توجه قرار گیرد. این پژوهش با هدف تحلیل انتقادی و آسیب شناسی عملکرد شبکه فن بازار ملی ایران و ارائه راهبردهای سیاستی برای ارتقای نقش آن در تبادل فناوری انجام شده است. دراین راستا با اتخاذ رویکرد پژوهش کیفی، ابتدا مصاحبه های نیمه ساختار یافته با 15 خبره صورت پذیرفت و سپس تحلیل محتوای مصاحبه ها در قالب ۳۰ مقوله محوری، ۹ مقوله یکپارچه ساز و سه بعد زیست بوم، سیاست گذاری و اجرا انجام شد. براساس یافته های پژوهش، چالش ها اصلی فراروی ارتقای نقش آفرینی شبکه فن بازار ملی ایران عبارت اند از: چالش های ساماندهی کارگزاری ها، وجود سامانه های موازی در حوزه به هم رسانی، عدم تکمیل زیرساخت های بازار فناوری، عدم تبدیل موضوع به هم رسانی در بستر شبکه فن بازار به یک موضوع ملی، عدم تحقق نظارت و یادگیری در چرخه سیاست، ضعف در راهبری اجرایی و تنظیم روابط، عدم توازن در توسعه انواع فن بازارها، توسعه ناکافی سامانه شبکه فن بازار و عدم تکمیل نظام ارزیابی و رتبه بندی کارگزاری ها.
۹۶.

تفکر سیستمی و موانع آن از دیدگاه قرآن و روایات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۴۴
هدف پژوهش: واکاوی و تبیین موانع شش گانه تفکر سیستمی از منظر قرآن کریم و روایات معصومین (ع). این پژوهش در پی آن است که نشان دهد چگونه این موانع، درک عمیق واقعیت ها و دستیابی به راه حل های پایدار را که از اهداف تفکر سیستمی در اسلام است، مختل می کنند.  روش پژوهش: این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی انجام شده است. بدین صورت که ابتدا به تحلیل و تبیین مفهوم «تفکر سیستمی» در منظومه فکری اسلام پرداخته و سپس موانع شش گانه آن را بر اساس متون دینی (آیات و روایات) مورد بررسی و تحلیل قرار داده است.  یافته ها : مهم ترین یافته های پژوهش، شناسایی و تحلیل شش مانع اصلی در برابر تفکر سیستمی از منظر قرآن و روایات است که عبارتند از: 1.  جزءنگری: تقلیل دادن حقایق به اجزای مجزا و جدا از کل. 2.  فرافکنی: انتساب مشکلات به عوامل بیرونی و تضعیف احساس مسئولیت پذیری فردی و اجتماعی. 3.  تفکر دوگانه: دیدن واقعیت ها به صورت سیاه و سفید که مانع درک پیچیدگی های امور می شود. 4.  تفکر قالبی: گرایش به الگوهای ثابت فکری بدون توجه به تفاوت های فردی و موقعیتی. 5.  کمیت گرایی: تمرکز افراطی بر جنبه های کمی و نادیده گرفتن کیفیت و ابعاد غیرمادی پدیده ها. 6.  عدم تمرکز بر وقایع: توجه گذرا و سطحی به رویدادهای آنی به جای توجه به روندهای تدریجی و بلندمدت. نتیجه کلی پژوهش نشان می دهد که از منظر قرآن و روایات، این موانع شش گانه نقش بسیار ویژه ای در تضعیف تفکر سیستمی ایفا می کنند. غلبه بر این موانع، شرط ضروری برای پرورش نگرش کل نگر، درک روابط علّی و معلولی در هستی و در نهایت، دستیابی به فهمی عمیق تر از واقعیت و راه حل های پایدار برای مسائل فردی و اجتماعی است .
۹۷.

فلسفه دانش جامعه شناختی قارّه ای به مثابه بینش نظری در معرفت جامعوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۰۳
مقدمه و اهداف: عصر جدید را عصر پیچیدگی هایی باید به شمار آورد که ساحات و ابعاد جدیدی از خود را به طور مداوم به منصه ظهور می رسانند. این عصر مرزهای نهایی حصری را به تصویر می کشد که جز با فهم پیوندهای آشکار و نهان اش با بنیان های غیرغایی فراچنگ نمی آید. این چنین، بنیان هایی که از تعیّن ذات فراگستر رسته اند و با فروبستگی این ذات و حدود و ثغور آن و عناصر و عوامل هم پیوند با آن به گونه ای مواجه شده اند که دوگانگی ای اساسی را رقم زنند و ذات را در بستری که «دیگری» را به طور پیوسته بازتولید می نماید، به عنوان «دیگری» تعریف کنند «خود» این بار و در «عصر جدید» به اموری تعیّن بخش مبدل شده اند که عاملیت کنشگرانه انسان را به نحوی که تا پیش از این کمتر پیشینه ای داشته است، محدود و محصور می نمایند. این چنین، ضرورت پدیدآیی و رشد و بسط حوزه معرفتی ای هویدا می شود که قادر باشد به استلزامات جدید معرفتی پاسخ گوید: از آنجا که جامعه شناسی در نقطه ثقل حوزه های معرفتی ای جای دارد که وظیفه یا رسالتشان انطباق شناختی با شرایط جامعه مشحون از پیچیدگی است و از آنجا که جامعه شناسی برای برعهده گرفتن نقشی که ایفای آن جز «به واسطه» حوزه ای دیگر امکان پذیر نمی شود به حوزه ای از دانش نیازمند می باشد که به عنوان «آستانه» عمل نماید، مقاله حاضر «فلسفه جامعه شناسی قاره ای» را به عنوان عاملی پیشِ روی می گذارد که اولاً، این امر را امکان پذیر می کند که اجتماعات علمی اندیشمندان برای واگشایی و ایضاح تحول معرفتی ای مهیا شوند که در عصر جدید گریزناپذیر است و، ثانیاً، ساختار معرفتی جامعه شناسی را با بازاندیشی بنیادینی در قرابت قرار می دهد که جز به واسطه نسبت مستقیم اش با «استعلای درون باشنده» نباید شناخته شود. روش شناسی: بدین لحاظ، پژوهش پیشِ رو اگر بخواهد فلسفه جامعه شناسی قاره ای را به عنوان «عامل» میانجی ای واکاوی نماید که سرحدات حصر را برحسب کارکرد معرفتی ای که دارد، در کانون توجهات قرار می دهد، مسیر خود را با بداعت نظری ای باید تلفیق کند که به عامل شناساننده اش تبدیل شود. این چنین، مقاله حاضر بر «روش شناسی ایدئال گونه نگر» و به نحوی اتکا دارد که صورت بندی نظری جدیدی را از استلزامات معرفتی ای ارائه دهد که پاسخ به آنها برای جامعه شناسی و به منظور ورود به مسائل غامض عصر جدید چالش برانگیز است. این امر بدین طریق صورتِ واقع پذیرفته است که عناصر بنیانی متمایزکننده این عصر در نسبت مستقیم با گونه ایدئالی تحلیل و واگشایی شده اند که از یکایک پیش نیازهای معرفتی موردنیاز جامعه شناسی ارائه شده است. این چنین، هرکدام از عناصری که مشخصه اصلی این عصر پیچیده به شمار می رود به نحوی متضمن گونه ای ایدئال می باشد و، درحقیقت، به نحوی بر لزوم و ضرورتِ وجود یا فراروی نهادن این «گونه» صحه می گذارد که آنچه «مسئله» ورود جامعه شناسی به ساحات درهم تنیده «عدم قطعیت» را حل می کند یا آن را در مسیر حل شدن قرار می دهد امری جز این نمی باشد که از کلیت جهان متلون اجتماعی و از هر یک از اجزاءِ هسته ای و غیرهسته ای آن گونه ای ایدئال ارائه شود و نقاط ثقلی که پیوندهای میان این «گونه ها» را برجسته می کنند در مناسبت با نقاط گرانیگاهی ای مدنظر قرار گیرند که اشتراکات میان گونه های ایدئالی را پُررنگ می نمایند که از استلزامات نظری ورود به جهان یادشده و مشغولیت به آن پیشاروی هستند. مقاله حاضر این مسیر را به نحوی پیموده است که «نقاط ثقل» یا «نقاط گرانیگاهی» آشکارکنندگان مرزهای فروبستگی باشند. نتایج: این چنین است که اگر محدودیت های معرفتی ای که با کسب شناخت از عصر جدید عجین و درهم تنیده اند جز از طریق شناسایی نقاط ثقل و نقاط گرانیگاهی فراچنگ نمی آیند و اگر جامعه شناسی به سبب محدودیت های معرفتی ای که از آنها برخوردار و با آنها مواجه است، این امکان را در اختیار ندارد که به طور مستقل و بدون توجه به شاخه ای از معرفت که کارکرد حیاتی اش «ایستادن» در عتبه ورود آن به واکاوی های نظری درباره جامعه پیچیده معاصر است به اقدام بنیادینی مبادرت ورزد که همانا درآمیخته شدن با مسائل غامض این جامعه «از حیث نظری» است، نوشتار پیشِ رو این شاخه معرفتی را به عنوان میانجی ای واکاوی می نماید که کسب شناخت از کلیت و یکایک اجزاءِ متشکّله آن و عناصر قوام دهنده به آن جز با پرده افکنی از ضرورت ایجابی ای امکان پذیر نمی شود که در پسِ حدود و ثغورِ متصل به کارکردهای ویژه آن قرار دارد.ازاین رو، مقاله حاضر شاخه معرفتیِ یادشده را نه تنها از این جهت در کانون توجهات قرار داده است که بینش نظری استواری را برای حوزه ای از علم فراهم می آورد که رسالتش ورود به مسائل مبتلا به جامعه پیچیده معاصر است، بلکه آن را از این حیث نیز مطمح نظر قرار داده است که خود همان بینش نظری موردبحث است. این چنین، با شاخه معرفتی ای مواجهیم که افزون بر اینکه بداعت ها و بدعت های نظری اش را با ابتناء بر «حضور همواره باشنده» امر ذاتی و به واسطه ارجاعات مداوم به این امر مشخص می کند، شرح ها و بسط های نظری اش را در راستای دوام و قوام بخشیدن به این منطق بنیادین پیشِ روی می گذارد که رهسپاری به برونیّتِ ساحتِ درونی با ارجاعات مداوم به این ساحت صورتِ واقع می پذیرد. بحث و نتیجه گیری: بنابراین، اگر جامعه شناسی به حُکم الحاقش به مسائل غامض واقعیت انضمامی ای که جز با پیچیدگی های درون بودی و ذاتی اش شناسایی نمی شود، بر این امر پرتو می افکند که آنچه «سازگاری» با اقتضائات جدید معرفتی را امکان پذیر و محقق می نماید، حوزه ای از دانش با عنوان «فلسفه جامعه شناسی» می باشد که اولاً، با طرح و بسط کارکردهای خاص معرفتی ای که آن را از حوزه هایی هم ارز همچون فلسفه علوم اجتماعی و فلسفه اجتماعی جدا و سپس متمایز می کند، این امر را از حیث نظری ایضاح می نماید که حدود و مرزهای دامنه گستر جامعه امروزین و درآمیختگی بنیادین این جامعه با دو اصل «تنوّع» و «تکثّر» دلالت کنندگانی بلافصل بر ضرورت کارکردی آن هستند؛ ثانیاً، با پرده افکنی از این امر که حدود و مرزهای جامعه موردبحث نامتعیّن، نامشخص و نااستوار هستند و با پرتوافکنی بر این امر که تنوع و تکثّرِ پیش گفته جز با ارجاعات مستقیم به اصل «انتظام در پراکندگی» ادراک و فهم نمی شوند، بر انفکاک حیاتی ای صحه می گذارد که میان گونه «قارّه ای» و گونه «تحلیلی» آن وجود دارد و نخستین گونه را در تناسب مستقیم با فضای عاری از ایقان و مشحون از آپوریایی موردلحاظ قرار می دهد که انقطاع هستی شناختی ای را در بستر زمان مشخص می کند؛ و، ثالثاً، از حیث چنین تناسبی که با جامعه استوار بر پیچیدگی دارد «به خودی خود» بینش نظری ای باید محسوب شود که افزون بر اینکه کسب معرفت از مسائل خاص این جامعه یا کسب «معرفت اجتماعی» را امکان پذیر می کند، نقش اصلی خود را در شکل دادن به اصول بنیادینی ایفا می کند که فراگرفتن آنها برای کسب معرفت از اصول ماهوی جامعه یا همانا کسب «معرفت جامعوی» ضرورت تام وتمام دارد. تقدیر و تشکر: نویسندگان از داوران ناشناس برای نظرات سودمندشان صمیمانه قدردانی می کنند. تعارض منافع: نویسندگان اعلام می کنند که هیچ گونه تعارض منافعی ندارند.         
۹۸.

تبیین روابط فرهنگ و جو دانشگاهی ایران با نگرش به ازدواج های دوره دانشجویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۷۸
هدف: پژوهش حاضر با هدف تبیین روابط فرهنگ و جوّ دانشگاهی ایران با نگرش به ازدواجهای دوره دانشجویی انجام شده است. روش: این پژوهش کاربردی، بر اساس رویکرد کمّی و روش توصیفی- همبستگی از نوع معادلات ساختاری انجام شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر را دانشجویان دانشگاه سمنان در سال تحصیلی 4-1403 تشکیل می دادند که به صورت تصادفی طبقه ای، 324 نفر از آنان مورد مطالعه قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد فرهنگ دانشگاهی و جوّ دانشگاهی و برای سنجش نگرش دانشجویان نسبت به ازدواجهای دوره دانشجویی از پرسشنامه رغبت سنج ازدواج نسخه دانشجویی استفاده شده است. روایی و پایایی پرسشنامه های مذکور تأیید شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روشهای آمار توصیفی و استنباطی و مدل معادلات ساختاری استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای اس.پی.اس.اس-24 و اسمارت پی.ال.اس-4 انجام شد. یافته ها: میانگین متغیّرهای پژوهش، کمتر از حد متوسط و خرده مقیاسهای هنجارهای دانشگاه، ارتباطات و موانع ازدواج، بیشتر از حد متوسط بودند. افزون بر این، فرهنگ و جوّ دانشجویی با نگرش به ازدواجهای دوره دانشجویی رابطه مستقیم و معناداری دارد. همچنین فرهنگ دانشگاهی به واسطه جوّ دانشگاهی با ضریب اثر غیر مستقیم 142/0 بر نگرش به ازدواج در دوره دانشجویی تأثیر مثبت و معناداری دارد. نتیجه گیری: نگرش به ازدواج دانشجویان به عنوان کنشگران گذار از ارزشهای سنّتی به ارزشهای مدرن و پست مدرن، تحت تأثیر فرهنگ و جوّ دانشگاهی قرار گرفته، به سوی ارزشهایی حرکت خواهند کرد که بر عقل، آزادی فردی و تنوع تأکید دارند و خودشان نقش فعالی در این روند خواهند داشت.
۹۹.

تحلیل نظام مند پیامدهای مهاجرت افراد تحصیل کرده دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۸۴
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی پیامدها و آثار مثبت و منفی ناشی از مهاجرت افراد تحصیل‌کرده انجام شده است. روش پژوهش: روش تحقیق حاضر، مرور نظام‌مند مطالعات پیشین با استفاده از دو راهبرد مرور نظام­مند توصیفی و فرا تحلیل کیفی است که طی آن 65 مقاله که بین سال‌های 1380 تا 1403 در نشریات معتبر داخلی منتشر شده بودند، موردبررسی قرار گرفتند. بررسی پیشینه تجربی پژوهش نشان داد که علی‌رغم وجود برخی تحقیقات داخلی در زمینه مرور نظام­مند و فرا تحلیل مهاجرت نخبگان، تحقیق حاضر به لحاظ رویکرد متفاوت (پرداختن به پیامدهای مهاجرت افراد تحصیل‌کرده)، گستره زمانی وسیع (فرا تحلیل تحقیقات بین سال‌های 1380 تا 1403) و تعداد مقالات موردبررسی (65 مقاله)، نسبت به فرا تحلیل‌های دیگر در این حوزه از نوآوری و جامعیت بالاتری برخوردار می‌باشد. یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد مهاجرت افراد تحصیل‌کرده برای کشورهای مهاجر فرست و مهاجرپذیر در ابعاد مختلفی می‌تواند مثبت یا منفی باشد، اما اغلب این پیامدها برای کشورهای مهاجر فرست، منفی و برعکس برای کشورهای مهاجرپذیر مثبت می‌باشند. پیامدهای مذکور در پنج دسته قرار گرفتند که عبارت‌اند از: پیامدهای اجتماعی- فرهنگی (تقویت شبکه‌های همکاری نخبگانی، معرفی فرهنگ ملی، بهبود سطح آگاهی، کاهش سرمایه‌های انسانی، تشدید نابرابری‌های اجتماعی، افزایش آسیب‌های اجتماعی، تغییر ویژگی‌های هویتی، مشکلات خانوادگی و ...)، پیامدهای اقتصادی (ایجاد جریان تجارت دوجانبه، بازگشت سرمایه، ارتقاء جایگاه شغلی، شکاف و نابرابری درآمدی، نشتی اقتصادی، کند شدن جریان توسعه، افت کیفیت اشتغال، کاهش درآمد مالیاتی، ‌هدر رفت هزینه آموزش و ...)، پیامدهای جمعیتی- زیستی (کاهش ژن نخبگی، کاهش جمعیت مبدأ، تغییر ترکیب سنی و جنسی جمعیت و ...)، پیامدهای علمی- آموزشی (به‌روزرسانی دانش، انتقال فناوری، افزایش تولیدات علمی، کاهش تولیدات علمی، هدر رفت منابع و کاهش نیروی انسانی متخصص، کاهش قابلیت نوآوری علمی، افزایش وابستگی تکنولوژیکی و ...) و پیامدهای سیاسی- امنیتی (تربیت سفیران فرهنگی، افزایش وابستگی به جنگ‌افزارهای نظامی، استفاده از نیروهای متخصص مهاجر به‌عنوان مخالفان نظام، دامن زدن به ایران هراسی و ...). نتیجه‌گیری: نتایج این تحقیق نشان داد که مهاجرت افراد تحصیل‌کرده دارای آثار مثبت و منفی متعددی است و در کنار فرصت‌هایی که برای بهره‌برداری از نخبگان و افراد تحصیل‌کرده در داخل کشور فراهم است، تهدیداتی نیز در خارج از مرزها برای جذب نخبگان وجود دارد. لذا در یک برنامه‌ریزی صحیح، بایستی به آثار مثبت و منفی ناشی از مهاجرت تحصیل‌کردگان در کنار هم با واقع‌بینی و به دور از جزم‌اندیشی و نگاه امنیتی نگریسته شده و با اتخاذ رویکردهای فعالانه و سیاست­ های مناسب بستر استفاده از ظرفیت مهاجران و نیروهای متخصص را فراهم آورد.
۱۰۰.

نقش «نمایش» در روش شناسی فوکو: جنون، تعذیب، آناتومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۸۴
مقدمه و اهداف: فوکو در ابتدای هریک از سه گانه های تاریخی خود -تاریخ جنون (1961)، تولد کلینیک (1963)، مراقبت و تنبیه (1975)- فصولی را به تلقی دوره پیشامدرن از جنون، تنبیه و مجازات، و بیماری اختصاص می دهد. در دو کتاب تاریخ جنون و مراقبت و تنبیه او با تأکید بر «نمایش» هایی که از جنون و تعذیب در دوره رنسانس و عصر کلاسیک برگزار می شد، می کوشد تا تصوری از تلقی مردمان آن دوره ها از جنون و تعذیب (تنبیه و مجازات) در ذهن خواننده شکل دهد. به طوری که می توان گفت: بیان این نمایش ها، جزئی از روش وی در این کتاب هاست.در کتاب تاریخ جنون وقتی از جنون در دوره پیشامدرن سخن می گوید، معتقد است: به «نمایش» گذاردن دیوانگان از قرون وسطا تا عصر کلاسیک رسمی قدیمی بود. فوکو در کتاب خود می کوشد تا تلقی های گوناگون از جنون را بیان کند. یکی از تلقی های رایج از جنون -در قرن هفدهم- این بود که دیوانه حیوان پنداشته می شد. محبس دیوانگان به منزله باغ وحشی بود که مردم به تماشای آن می رفتند و دیوانگان همچون حیوانات سیرک به زور شلاق وادار می شدند تا به انواع رقص و بندبازی ها بپردازند. هر از چندگاهی در دارالمجانین ها معرکه هایی برپا می شد تا مردم به تماشای «نمایش» دیوانگان بنشینند. به عبارت دیگر، در این دوره برای شادی و خوشایند مردم از جنون، «نمایش» ساختند.فوکو معتقد است: بدین گونه «جنون به نمایش محض تبدیل شد» و «جنون به موضوع تماشا و نظاره بدل شد». دیوانگان بازیگران نمایشی بودند که انسان های عاقل به تماشای آنان می پرداختند. مشاهده دیوانگان در این نمایش ها دارای ویژگی خاصی بود: «این مشاهده به طور اساسی دیوانه را درگیر نمی کرد؛ بلکه از توجه به ظاهر هولناک و حیوانیت عیانش فراتر نمی رفت. به علاوه دست کم از یک نظر مشاهده ای دو طرفه بود؛ زیرا انسان عاقل می توانست در وجود دیوانه همچون در آینه نظاره گر سقوط قریب الوقوع خویش باشد». به دیگرسخن، تماشای دیوانگان در نمایشی که ترتیب داده می شد، دارای دو ویژگی بود:- اولاً، همان طورکه تماشای حیوانات در قفس یا سیرک از دیدن ظاهر آنان و رفتار و حرکاتشان فراتر نمی رفت، تماشای دیوانگان هم تنها سبب افزایش شور و حدت حرکات و اعمال آنها می شد و نمی کوشید که به عمق وجود آنان نفوذ کند تا آنان را اصلاح یا درمان کند. این فقط تماشای یک «نمایش» بود؛- ثانیاً، تماشای نمایش دیوانگان توسط افراد عاقل مشاهده ای بازتابی بود؛ یعنی دیوانه مشاهده افراد عاقل تماشاگر را برمی گرداند و به آنان خاطرنشان می کرد که ممکن است که آنان نیز روزی به سرنوشت دیوانگان مبتلا شوند. درواقع، در این بازتاب مشاهده نوعی عبرت نهفته بود و به افراد عاقل متذکر می شد که دیوانگی نوعی از وضعیت وجود انسانی است که هر آن ممکن است افراد عاقل هم به آن مبتلا شوند. به عبارت دیگر، «دیوانه حقیقت هر کس را به او یاد آور می شد».کتاب تاریخ تنبیه و مجازات: تولد زندان همچون نمایشنامه ای با دو اپیزود آغاز می شود. در اپیزود نخست، تعذیبی سوزناک و دردناک در قرن شانزدهم را به نمایش می گذارد و در اپیزود دوم، یک روز در یک زندان مدرن را به تصویر می کشد. در اپیزود نخست، فوکو به تفصیل فرایند تعذیب دامی ین را به جرم سوءقصد به جان شاه توصیف می کند و نشان می دهد که چگونه بدن تعذیب شده، مثله شده، تکه تکه شده و داغ خورده بر صورت و شانه دامی ین در معرض دید عموم به «نمایش» گذاشته شد. فوکو معتقد است: در دوره پیشامدرن، تعذیب نمایشی برای نشانه گذاری قربانیان و قدرتی بود که تنبیه می کرد. «تعذیب در مراسمی تمام عیار از فتح انجام می گرفت؛ اما همچنین به منزله هسته نمایشی (دراماتیک) در اجرای یکنواخت خود، حاوی یک صحنه رویارویی بود: کنش بی واسطه و مستقیم جلاد بر بدن «عذاب دیده»». اما در کتاب تولد کلینیک اشاره ای به هیچ نمایشی نمی شود. موضوع این کتاب چگونگی انتقال از طب اخلاطی به پزشکی مدرن (کلینیکی) است و آموزه اصلی آن این است که چگونه در اواخر قرن هجدهم و در قرن نوزدهم بیماری در بدن مکان مند شد. در فصول ابتدایی کتاب فوکو به بررسی مفهوم بیماری، تشخیص و درمان در طب اخلاطی می پردازد و در فصول بعد نشان می دهد که چگونه پزشکان قرن هجدهم و نوزدهم با رویکرد تجربه گرایی کوشیدند با تشریح جسد بیماران، بیماری ها را به ضایعه های به وجود آمده در بدن منتسب کنند. گرچه فوکو به این موضوع اشاره می کند که آناتومی پیش از پزشکی مدرن نیز وجود داشته، اما او معتقد است در طب اخلاطی، آناتومی در خدمت آسیب شناسی قرار نداشت تا برای اتیولوژی و تشخیص و درمان بیماری ها به کار گرفته شود. اما این کتاب نیز می توانست همچون دو کتاب دیگر با «نمایش» تشریح اجساد در دوره پیشامدرن آغاز شود و به اجرای نمایشی به نام «تئاتر آناتومی عمومی» اشاره کند. تئاتری که در اواخر قرون وسطا و در دوره رنسانس با حمایت دانشگاه ها، شهرداری ها، قدرت حاکمه و کلیسا برگزار می شد و در آن به تشریح اجساد می پرداختند. افرادی که در این تئاتر شرکت می کردند، فقط پزشکان و دانشجویان پزشکی نبودند؛ بلکه مردم عادی نیز همچون بقیه افراد متخصص می توانستند با پرداخت هزینه در آن شرکت کنند؛ اما فوکو تأکیدی بر این رویداد نمی کند که گاه چندین بار در سال برگزار می شد.اگر فوکو کتاب تولد کلینیک را با تئاتر آناتومی عمومی آغاز می کرد، در این صورت می توانستیم بگوییم که روش روایت فوکو از دوره پیشامدرن، در سه گانه تاریخی اش بر توصیف یک «نمایش» مبتنی است. در این مقاله می کوشیم ابتدا این روش را در دو کتاب تاریخ جنون و مراقبت و تنبیه نشان دهیم. سپس به بازسازی نقش «نمایش» در توصیف تلقی مردمان پیشامدرن از آناتومی و تشریح می پردازیم. ازاین رو، ویژگی های برگزاری تئاتر آناتومی عمومی را توصیف می کنیم تا نشان دهیم اگر در فصول ابتدایی کتاب تولد کلینیک بدان اشاره می شد، می توانست همچون دو اثر دیگر روایتی نمایشی از تلقی دوره پیشامدرن -در حوزه طب- ارائه کند. در این صورت، خواننده می توانست بهتر بفهمد که چگونه تا پیش از تولد پزشکی مدرن در قرن نوزدهم، آناتومی و تشریح اجساد به طور آشکار و مجاز انجام می شد؛ اما عملاً تأثیری بر آسیب شناسی بیماری ها در طب اخلاطی نداشت؛ نکته ای که در هنگام مطالعه کتاب همواره ذهن را درگیر می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان