مطالعات میان رشته ای در علوم انسانی

مطالعات میان رشته ای در علوم انسانی

مطالعات میان رشته ای در علوم انسانی دوره 17 تابستان 1404 شماره 3 (پیاپی 67) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

چیستی نقد در علوم اجتماعی؛ مطالعه ای نظری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نقد اجتماعی مکتب فرانکفورت فمینسیم مطالعات پسا استعماری پسامدرنیسم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۷۲
نقد اجتماعی به عنوان یکی از بنیادی ترین مفاهیم در علوم اجتماعی مدرن به شمار می رود که از دوران روشنگری تاکنون نقشی محوری در تحلیل ساختارهای قدرت، ایدئولوژی های مسلط و بازنمایی های اجتماعی ایفا کرده است. مقاله حاضر، با تکیه بر روش اسنادی و رویکردی کیفی، به واکاوی و مقایسه چهار نحله فکری برجسته مکتب فرانکفورت، فمینیسم، مطالعات پسااستعماری و پسا مدرنیسم که بیشتر از سایر نحله های فکری به جریان انتقاد اجتماعی وفادار بوده اند، در نسبت با نقد اجتماعی می پردازد. داده ها از طریق بررسی نظام مند متون نظری و مطالعات پیشین گردآوری و با رویکرد تحلیلی بررسی شده اند. نتایج این تحلیل نشان می دهد که هرچنداین نحله ها از لحاظ مبانی معرفت شناختی، روش شناسی و خاستگاه تاریخی تفاوت دارند، اما همگی نقد را کنشی سیاسی، افشاگر و رهایی بخش می دانند که با هدف شالوده زدایی از گفتمان های مسلط و به چالش کشیدن وضعیت موجود به کار می رود. با اتکای بر این تحلیل ها، پژوهش حاضر پنج مولفه کلیدی نقد اجتماعی را سیاسی بودن، برملاسازی، رهایی بخشی، تمرکز بر فرودستان و ساخت اجتماعی واقعیت که در هر چهار نحله فکری مورد توجه قرار دارند، استخراج و چارچوبی نظری برای تحلیل و ارزیابی گفتمان های انتقادی فراهم می آورد. مطالعه حاضر کوشیده است تا با عبور از تحلیل های موردی، تصویری ساختارمند از چیستی و کارکرد نقد اجتماعی در بستر نظری مکاتب فکری معاصر ارائه دهد.  
۲.

طرحی بر مطالعات بین رشته ای جامعه شناسی و ریاضیات: به سوی جامعه شناسی ریاضیاتی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جامعه شناسی ریاضیاتی جامعه شناسی محاسباتی شبیه سازی رایانه ای مطالعات بین رشته ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۵
مطالعات بین رشته ای، به عنوان رشته علمی دانشگاهی، از نیمه دوم قرن بیستم در پاسخ به چالش های نظری و پژوهشی شکل گرفت که رشته های علمی موجود، به تنهایی از عهده حل و فصل آن چالش ها برنمی آمدند. این مطالعات در حوزه علوم اجتماعی، به دلیل پیچیدگی و درهم تنیدگی مسائل اجتماعی، از اهمیت خاصی برخوردار است. بر این اساس، از نیمه دوم قرن بیستم شاهد شکل گیری رشته های متعدد بین رشته ای در علوم اجتماعی هستیم. جامعه شناسی ریاضیاتی، یکی از این شاخه های بین رشته ای است که مناسبات بین جامعه شناسی و ریاضیات را برقرار کرده و هدف آن؛ معنا بخشی به انبوه داده های به ظاهر بی ربط اجتماعی، عینیت بخشی به فرایند های اجتماعی و کمک به تنظیم دقیق چارچوب تئوری سازی در جامعه شناسی است. اگرچه سابقه طرح مطالعات بین جامعه شناسی و ریاضیات به ابتدای نیمه دوم قرن بیستم بر می گردد اما طرح این مطالعات به عنوانیک رشته جدید در اواخر قرن بیستم شکل گرفت. مسئله مندی پژوهش ناظر بر این است که به رغم سابقه بیش از نیم قرن در حوزه مطالعات بین رشته ای جامعه شناسی و ریاضیات، این مهم در حوزه دانشگاهی ایران مورد غفلت قرار گرفته است. مقاله حاضر با روش توصیفی - تحلیلی و به استناد منابع علمی، نیم نگاهی به مناسبات ریاضیات و جامعه شناسی داشته و با تمرکز بر اهمیت و ضرورت جایگاه ریاضی در جامعه شناسی، بر ضرورت شکل گیری رشته جامعه شناسی ریاضیاتی در ایران تأکید داشته است. برای این منظور ابتدا چشم اندازی به مطالعات بین رشته ای داشته سپس در بستر مطالعات بین رشته ای به تشریح جامعه شناسی ریاضیاتی و در ادامه به کاربرد ریاضیات در تحلیل جامعه شناسی پرداخته شده است. با وجود پژوهش های صورت گرفته، اما جامعه شناسی ریاضیاتی، پیکری بسیار نحیف دارد و کمتر مورد توجه جامعه شناسان و ریاضی دانان قرار گرفته است. این کم توجهی در ایران، تا جایی است که به رغم ضرورت و اهمیت چنین مطالعاتی، جامعه شناسی ریاضیاتی حداقل در قالب واحد درسی نیز نمود پیدا نکرده است.
۳.

دیپلماسی علمی؛ واکاوی همکاری بین المللی ایران با عراق در عرصه آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: دیپلماسی علمی عراق آموزش عالی بین المللی سازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۴
دیپلماسی علمی یک مفهوم میان رشته ای است، و به طور خاص در بحث عراق، حوزه هایی همچون علم و فناوری، روابط بین الملل، سیاست خارجی، حوزه نظامی و حوزه گفتمانی مهم ترین آبشخورهای مفهومی سازنده آن می باشند. این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این سؤال است که دیپلماسی علمی جمهوری اسلامی ایران با عراق چگونه صورت بندی می شود و مهم ترین چالش های همکاری های علمی ایران و عراق چیست؟ این پژوهش چندبعدی و در پارادایم کیفی انجام شده است. روش جمع آوری داده ها و اطلاعات ترکیبی از منابع اسنادی و کتابخانه ای، مصاحبه های نیمه ساختاریافته و تعاملی، مشاهده همراه مشارکت، مصاحبه متخصصان، برگزاری پانل خبرگان، جلسات کارشناسی و کسب نقطه نظرات دستگاه ها و نهادهای مرتبط با موضوع بوده است. در این پژوهش ابعاد 4 گانه آموزشی، پژوهشی، فرهنگی و اجرایی دیپلماسی علمی ایران و عراق مورد مداقه قرار خواهد گرفت. افزایش نقش آفرینی کارگزاران برون مرزی عرصه دیپلماسی به ویژه تقویت نقش رایزن علمی و رایزن فناوری در شناسایی ظرفیت های کشور مقصد و معرفی ظرفیت های ایران، تدوین نقشه راه با مرکزیت نهادهای مسئول بخش علم و فناوری، تنظیم بوروکراسی تعاملات بین المللی کنشگران دانشگاهی و صنعتی و تسهیل رویه های کنسولی برای اتباع غیر ایرانی، تدوین بانک داده ورودی و خروجی نهاد آموزش عالی به منظور تقویت شبکه سازی و بهره مندی از تخصص افراد، نیازسنجی مداوم از بازار و شرایط محیطی کشور مقصد، تلاش در جهت تعریف واحد و واقع بینانه از دنیا و روابط بین الملل، افزایش سواد فرهنگی بازیگران عرصه دیپلماسی علمی و بین المللی سازی دانشگاه ها به طور خاص، سرمایه گذاری بر افزایش کیفیت نیروی انسانی در این حوزه می تواند در پیشبرد دیپلماسی علمی ایران مؤثر باشد.
۴.

مطالعه تطبیقی نظریه فهم اجتماعی از نص و نظریه های تحلیل گفتمان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحلیل گفتمان متن سید محمدباقر صدر ون دایک فرکلاف فوکو لاکلا موف

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۵
نظریه فهم اجتماعی از نص برای اولین توسط محمدجواد مغنیه در کتاب فقه امام صادق(ع) به عنوان یک رویکرد نوین در استنباط از ادله فقهی مطرح شد و شهید آیت الله سیدمحمدباقر صدر با صورت بندی متقن از آن، این رویکرد را نقطه عطف تاریخ فقه قلمداد کرد. موضوع تحلیل گفتمان نیز بررسی هرگونه پدیده نشانه شناختی اعم از متن، گفتار، رویدادهای ارتباطی و... است. مهم ترین جغرافیای مشترک تحلیل گفتمان و نظریه فهم اجتماعی از نص را می توان حوزه «زبان» دانست. چراکه به تعبیر زبان شناسان معانی در ذهن وجود مستقلی ندارند، بلکه معنا در زبان است و باید برای دستیابی به معنا ساختار زبان را فهمید. در فهم اجتماعی از نص نیز به این نکته اشاره می شود که ظهور کلام با دلالت لفظی وضعی کامل نمی شود مگر هنگامی که دلالت های اجتماعی کلام یعنی ارتکازات عقلایی ای که در بستر آن متن صادر شده است ملاحظه شود و در ترکیب دلالت وضعی و اجتماعی به یک مدلولی نهایی نائل آید. در این مقاله با رویکرد میان رشتگی و با روش توصیفی و تطبیقی فهم اجتماعی از نص از منظر آیت الله سیدمحمدباقر صدر با روش تحلیل گفتمان از منظر فوکو، ون دایک، فرکلاف و مورد کاوش قرار می گیرد و سپس جایگاه استفاده از روش تحلیل گفتمان و توسعه ابزار استنباط را در مصادیق فقهی مطمح نظر قرار داده می شود.
۵.

الگوهای فضیلت در روایت های تلویزیونی؛ تحلیلی از منظر الگوگرایی اخلاقی زگزبسکی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: الگوگرایی اخلاقی تحسین اخلاقی تخیل اخلاقی روایت های تلویزیونی معرفت اخلاقی از راه مواجهه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۰
این مقاله، با تکیه بر نظریه «الگوگرایی اخلاقی» لیندا زگزبسکی، به بررسی ظرفیت های اخلاقی روایت های تلویزیونی، به ویژه سریال های ایرانی، در ارتقای معرفت اخلاقی و پرورش منش می پردازد. برخلاف نظریه های قاعده محور، زگزبسکی منشأ معرفت اخلاقی را در مواجهه زیسته با افراد فضیلت مند می داند؛ مواجهه ای که با تحسین اخلاقی آغاز می شود، با تخیل اخلاقی ادامه می یابد، و با تشبّه به الگو تکمیل می گردد. بر این اساس، روایت های داستانی، از جمله سریال های تلویزیونی، می توانند بستر مؤثری برای چنین مواجهه ای فراهم سازند. به لحاظ روش شناختی، مقاله ترکیبی از تحلیل مفهومی در فلسفه اخلاق و تحلیل روایت شناختی در مطالعات رسانه را به کار می گیرد. ابتدا مفاهیم بنیادین نظریه زگزبسکی همچون «تحسین اخلاقی»، «معرفت مواجهه ای»، و «تشبّه اخلاقی» تبیین می شود. سپس، پنج سریال شاخص ایرانی (هزاردستان، روزی روزگاری، قصه های مجید، امام علی، و روزگار قریب) بر اساس روایت تدریجی، شخصیت محوری، و پیچیدگی اخلاقی تحلیل می شوند. بنا بر این ها یافته ها نشان می دهند که این سریال ها با شخصیت پردازی تدریجی، بازنمایی تعارض های اخلاقی، و تحریک واکنش هایی چون تحسین یا انزجار شرایطی فراهم می سازند که مخاطب از موضع مشارکتی و همدلانه با شخصیت هایی چون مرادبیگ، رضا تفنگچی، دکتر قریب و بی بی روبه رو شود. این مواجهه، به ادراک غیرگزاره ای و درونی سازی فضیلت ها می انجامد. در نهایت، مقاله نشان می دهد که زمینه های فرهنگی-بومی سریال ها (زبان، تاریخ، حافظه جمعی) نقش مؤثری در تقویت الگوپذیری اخلاقی دارند.
۶.

زیستن در تعلیق؛ ترمیم هویت جنسیتی در تقاطع بدن، خانواده و حقوق با مطالعه ای بر تراجنسیتی های اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازتطبیق جنسیت بدن مندی اتنوگرافی مشارکتی سوژگی تراجنسیتی نظم حقوقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۰
این مقاله به تحلیل تجربه های تراجنسیتی های ساکن اصفهان می پردازد و نشان می دهد که بازتطبیق جنسیت نه یک فرایند خطی و کامل، بلکه وضعیتی ناتمام و تعلیقی است که در تقاطع نهادهای خانواده، دین، نظم حقوقی و پزشکی هرآینه در حال ساخته شدن است. یافته ها مبتنی بر بیش از هشتاد ساعت مصاحبهٔ عمیق با پانزده فرد تراجنسیتی و اتنوگرافی مشارکتی در گروه درمانی ها، اردوهای جمعی و موقعیت های روزمره است که در تعامل با دیدگاه های متخصصان حقوقی روان شناختی تحلیل شده تا زمینهٔ نهادی این تجارب روشن شود. روش تحقیق، ترکیبی از تحلیل مضمون و تحلیل روایت است؛ به گونه ای که مضامین پایه از دل روایت ها استخراج و در لایهٔ مفهومی در پیوند با جامعه شناسی حقوق، روان شناسی اجتماعی و مطالعات جنسیت بازخوانی و در رویکردی بازاندیشانه در تعامل چندین ماهه با میدان تحقیق تدقیق شده است مطالعه نشان می دهد که «تعلیق» بیش از آن که به معنای نداشتن هویت باشد، به وضعیت نهادی اجتماعی اشاره دارد که در آن فرد برای بازشناسی هویت تثبیت شدهٔ خود ناگزیر از عبور از فرایندهای پرتناقض است. لذا به نظر می رسد که تجربهٔ بازتطبیق در اصفهان، هم تحت تأثیر زمینهٔ فرهنگی اجتماعی خاص این شهر بوده و هم بخشی از گفتمان ملی پزشکی–قضایی آن محسوب می شود. این مقاله، با ایجاد پیوندی میان رشته ای میان تحلیل های فوکویی از قدرت دانش و رویکرد تفسیری مید از «خود» در تعامل، پروژهٔ نظری پژوهشگرانی چون افسانه نجم آبادی را توسعه داده و نشان می دهد که چگونه سوژه های تراجنسیتی از طریق «سیاست های کوچک بقا» و تدبیرهای روزمره، عاملیت خود را در تقاطع این ساختارهای کنترل گر بازمی یابند و هویت خود را به صورت مداوم بازسازی می کنند .

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۶۶