ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۳٬۱۲۵ مورد.
۴۱.

تحلیل پدیدارشناختی تفسیری: زیربنای فلسفی و کاربرد اصول تحقیق برای مطالعه در حوزه مدیریت و سازمان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۱۱
مقدمه و اهداف: پژوهش های کیفی در علوم اجتماعی به ویژه در حوزه مدیریت و سازمان، به دلیل توانایی در کشف معنای تجربیات پیچیده انسانی، اهمیت فزاینده ای یافته اند. پدیدارشناسی تفسیری به عنوان یکی از روش های کیفی، با تمرکز بر تفسیر تجربیات زیسته افراد و تعامل دوسویه محقق و مشارکت کننده، امکان درک عمیق تری از پدیده های سازمانی را فراهم می کند. مقاله حاضر در تلاش است با واکاوی زمینه ای برای انجام این روش از جمله منطق قرار دادن روش در سنت کیفی، توصیف پیشینه فلسفی، ویژگی های کلیدی و اسلوب اجرایی آن چهارچوبی روشمند برای انجام پژوهش های پدیدارشناسی تفسیری ارائه نماید. براین اساس، مقاله با بررسی مبانی فلسفی، هستی شناسی و شناخت شناسی روش آغاز می شود و سپس به تشریح گام های اجرایی و نقد و بررسی استفاده از روش می پردازد و در انتها چگونگی استفاده از این روش توسط محققان حوزه سازمان به ویژه رفتار سازمانی تشریح می شود. روش: این پژوهش با رویکرد مروری - تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای، اسنادی، و آرای نظریه پردازان کلیدی پدیدارشناسی تفسیری (مانند هوسرل، هایدگر، و اسمیت) انجام شده است. روش شناسی مقاله مبتنی بر تحلیل تطبیقی مبانی فلسفی این روش و مقایسه آن با دیگر رویکردهای کیفی است. برای تضمین اعتبار یافته ها، چهارچوب پیشنهادی و تحلیل های انجام شده در مراحل مختلف تدوین مقاله، به صاحب نظران دانشگاهی آشنا با پدیدارشناسی تفسیری و روش شناسی کیفی ارائه شد و پس از بازخوردهای انتقادی، بازنگری نهایی صورت گرفت. مراحل تحقیق شامل غور در متون پایه، استخراج مفاهیم کلیدی، و دسته بندی مبانی نظری با تأکید بر کاربردپذیری در مطالعات سازمانی بوده است. نتایج: یافته ها نشان می دهد پدیدارشناسی تفسیری با ترکیب رویکردهای پدیدارشناختی و هرمنوتیکی، امکان کشف لایه های پنهان معنا در تجربیات سازمانی را فراهم می کند. این روش با تأکید بر تعامل محقق و مشارکت کننده، به «صدا دادن» به تجربیات فردی و حفظ اصالت روایت ها کمک می کند. همچنین، تفاوت های کلیدی این روش با نظریه داده بنیاد (تمرکز بر عمق به جای تعمیم) و تحلیل روایت (تفسیر معنا به جای ساختار داستان) شناسایی شد. محدودیت هایی نظیر سوگیری محقق، زمان بر بودن تحلیل و چالش های تعمیم پذیری نیز مورد بحث قرار گرفت. بحث و نتیجه گیری: پدیدارشناسی تفسیری به عنوان روشی قدرتمند در مطالعات سازمانی، امکان درک پیچیدگی های فرهنگ سازمانی، رهبری و تغییر را از دیدگاه ذی نفعان فراهم می کند. این روش با غنابخشی به داده های کیفی، زمینه ساز توسعه نظری و راهکارهای عملی در مدیریت است. باوجوداین، نیاز به مهارت های تفسیری بالا و توجه هم زمان به زمینه های اجتماعی از چالش های پیش روی محققان است. در پژوهش های آتی، پیشنهاد می شود مراحل اجرایی این روش با جزئیات بیشتری بیان شود. همچنین، به مهارت های لازم یک محقق پدیدارشناسی برای افزایش دقت در این نوع پژوهش پرداخته شود تا این روش با کمترین خطا به تفسیر تجربیات سازمانی بپردازد. تقدیر و تشکر: نویسنده سپاسگزاری عمیق خود را به استادان گرانقدر گروه مدیریت دانشگاه تربیت مدرس، به ویژه جناب آقای دکتر حسن دانایی فرد و جناب آقای دکتر حسین کاظمی تقدیم می نماید. راهنمایی های علمی، تسلط ایشان بر روش شناسی کیفی، و نقش کلیدی آنان در آشنایی نویسنده با مبانی فلسفی و عملی پدیدارشناسی تفسیری، سنگ بنای شکل گیری این پژوهش بوده است. تعارض منافع: مؤلف هیچ گونه تعارض منافعی در ارتباط با این مقاله ندارد.
۴۲.

ترسیم الگوی ابعاد و شاخص های مسئولیت اجتماعی در بانک ها با استفاده از روش تحلیل محتوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۸۳
هدف پژوهش: هدف این پژوهش، استخراج و شناسایی ابعاد و شاخص های مسئولیت اجتماعی در صنعت بانک داری با تأکید بر نقش آن در بهبود عملکرد مالی و بهره وری است. با توجه به تغییر نگرش مدیران بانکی از منشور سنتی (تمرکز صرف بر سودآوری) به منشور نوین (توجه به مسائل اجتماعی و زیست محیطی)، این تحقیق درصدد است تا چارچوبی جامع برای مسئولیت اجتماعی بانک ها ارائه دهد.   روش پژوهش :   این پژوهش از روش تحلیل محتوا برای استخراج ابعاد و شاخص های مسئولیت اجتماعی استفاده کرده است. با بررسی متون و منابع مرتبط، مؤلفه های کلیدی مسئولیت اجتماعی در بانک داری شناسایی و دسته بندی شده اند.   یافته ها نتایج تحقیق نشان می دهد که مسئولیت اجتماعی در بانک داری شامل 35 مقوله (پیشران) است که در چهار بعد اصلی دسته بندی می شوند:  1- بعد اقتصادی (مانند شفافیت مالی، سودآوری پایدار 2- بعد اجتماعی (مانند حمایت از جامعه، رعایت حقوق مشتریان)3-. بعد کارکنان (مانند رفاه نیروی انسانی، توسعه مهارت ها)4- بعد محیط زیست (مانند کاهش آلایندگی، مصرف بهینه منابع) نتیجه گیری : یافته های این پژوهش حاکی از آن است که مسئولیت اجتماعی در بانک داری یک الزام استراتژیک است و مدیران باید آن را در تمامی تصمیمات و اقدامات خود مدنظر قرار دهند. توجه هم زمان به ابعاد اقتصادی، اجتماعی، کارکنان و محیط زیست نه تنها به بهبود تصویر برند و اعتماد عمومی منجر می شود، بلکه می تواند بهره وری و عملکرد مالی بانک ها را نیز ارتقا دهد. این تحقیق چارچوبی کاربردی برای سیاست گذاری و برنامه ریزی مسئولیت اجتماعی در صنعت بانک داری ارائه می کند.  
۴۳.

تاب آوری تمدن ایرانی در برابر مخاطرات محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۸۲
تمدن ایرانی، به عنوان یکی از دیرپاترین تمدن های جهانی، در بستر اقلیمی ناهموار و پرمخاطره ای شکل گرفته است؛ سرزمینی که در معرض مخاطرات مکرری چون زلزله، خشکسالی، سیلاب، بیابان زایی و تغییرات اقلیمی قرار دارد. با وجود این تهدیدها، این تمدن توانسته است با تکیه بر دانش بومی، ساختارهای اجتماعی مشارکتی و فناوری های اقلیمی، شیوه ای پایدار از زیست مندی را بنیان نهد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل مکانیسم های تاب آوری تمدن ایرانی در برابر مخاطرات محیطی، به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکردی میان رشته ای انجام شده است. در مبانی نظری، از دیدگاه های نظریه پردازانی همچون هولینگف برکس و ادگر بهره گرفته شده تا تاب آوری به مثابه کنش هم افزای انسان و طبیعت تبیین شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که فناوری های بومی چون قنات، بادگیر، معماری اقلیمی و نهادهایی مانند وقف و شوراهای محلی، نقش مؤثری در سازگاری جوامع ایرانی با محیط طبیعی ایفا کرده اند. مطالعات موردی از مناطقی همچون یزد، گناباد، ماسوله، سیستان و بم، شواهد عینی این تاب آوری تاریخی را نمایان می سازند. برای نمونه، در منطقه سیستان، نظام پیچیده ای از مدیریت منابع آب با استفاده از بندها و هیرمند ایجاد شده است؛ در حالی که در یزد، تلفیق معماری با اقلیم موجب کاهش چشمگیر مصرف انرژی شده است. همچنین، تجربه زلزله بم نشان دهنده نقش نظام اجتماعی محلی در بازسازی پس از بحران است. در پایان، مقاله بر اهمیت بازخوانی این تجربه های تاریخی در سیاست گذاری های معاصر توسعه پایدار تأکید دارد. بهره گیری از فناوری های سنتی در کنار رویکردهای نوین، می تواند مسیر تاب آوری آینده نگر در برابر بحران های محیطی امروز و فردا را هموار سازد.
۴۴.

پیوستگی و ناپیوستگی دانشگاه های خصوصی از منظر کسب وکار در حوزه های اقتصادی و اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۲۶
فضای کسب وکار به ویژه در بخش صنعت با دگرگونی مواجه و چشم اندازهای شغلی به گونه ای پر شتاب در حال تحول است. تغییر شرایط اجتماعی و دگرگونی در اقتصاد جهانی، ملی و محلی، از جمله عوامل تأثیرگذار بر زیست بوم جدید کسب وکارها می باشد. درچنین شرایطی آموزش دانشگاهی به ویژه در دانشگاه های حرفه ای نیازمند بازسازی در برنامه ها و جهت گیری ها است تا پیوستگی کسب و کارها با نیازهای اقتصادی و اجتماعی زمینه ساز بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی شود. دانشگاه های بخش خصوصی(غیرانتفاعی) به دلیل ساختارهای چابک تر و استقلال مالی بیشتر واجد ویژگی هایی هستند که به نظر می رسد می توانند در این زمینه موفق و مؤثر عمل کنند. توان این دانشگاه ها در ایجاد زیست بوم یادگیری مبتنی بر نیازهای بومی، سرعت عمل این نوع از دانشگاه ها در طراحی و اجرای رشته های جدید و ظرفیت آنها در به کارگیری نیروی انسانی متنوع می تواند در این مسیر راهگشا باشد.در این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوا به مطالعه ابعاد این موضوع پرداخته شده است. به این معنا که ابتدا پس از مرور پیشینه تحقیق، شاخص های ارتباط دانشگاه و صنعت به عنوان هسته اصلی پیش برنده رابطه دانشگاه با کسب و کارها، تعیین و بر این اساس تلاش شد درجاتی از وجوه تأثیر این ارتباط با ابعاد اقتصادی، اجتماعی مورد توجه قرار گیرد. در نهایت یافته های تحقیق نشان داد با فرض شکل گیری ارتباط مؤثر و کارامد میان دانشگاه و صنعت می توان انتظار داشت با شکل دهی ارتباط میان دانشگاه های برتر و بخش های بزرگ صنعتی و دانشگاه های متوسط و کوچک با بنگاه های کوچک و متوسط (SMALL) زیست بوم یادگیری پویاتری ایحاد و اثریخشی دانشگاه بر محیط اقتصادی و اجتماعی افزایش یابد.
۴۵.

نقش خودشناسی و هویت اجتماعی بر مهارت های ارتباطی و تاب آوری (مورد مطالعه: دانشجویان دختر دانشگاه یاسوج)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۷ تعداد دانلود : ۴۷۸
هدف: مهارتهای ارتباطی از مهم ترین توانایی های فردی است که تقویت تاب آوری در آن، موفقیت افراد را در تمام حوزه های زندگی تسهیل می کند و به عنوان یکی از مهارتهای نرم، از اصول بی بدیل برنامه های توسعه اخلاقی است. از آنجا که آموزه های دینی و اخلاقی با تأکید بر خودشناسی، هماره انسانها را به برخورد شایسته با سایرین فرامی خوانند؛ پژوهش حاضر با هدف دستیابی به نقش خودشناسی و هویت اجتماعی بر مهارتهای ارتباطی و تاب آوری انجام شد. روش: پژوهش حاضر، توصیفی- تحلیلی و توصیفی از نوع همبستگی است که به شیوه رگرسیون انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، گزاره های دینی، کتب اخلاقی و تمامی دانشجویان دختر سال تحصیلی 1403-1402 دانشگاه یاسوج بود. یافته ها: یافته های به دست آمده نشان می دهد دو متغیّر هویت اجتماعی وخودشناسی، به ترتیب  33 و36 درصد از واریانس تاب آوری و مهارتهای ارتباطی را تبیین کرده اند؛ بعلاوه، ضرایب غیر استاندارد بتا و همچنین ضرایب استاندارد بتا برای متغیّر پایگاه اجتماعی، 551/0 و برای متغیّر خودشناسی، 161/0 است که نشان می دهد هویت اجتماعی و خودشناسی دانشجویان دختر، تاب آوری آنان را پیش بینی می کند. همچنین، ضرایب بتا برای متغیّر هویت اجتماعی(514/0) و خودشناسی(512/0) نشان می دهد هویت اجتماعی و خودشناسی دانشجویان دختر، مهارتهای ارتباطی آنان را پیش بینی می کند. نتیجه گیری: متغیّرهای پیش بین هویت اجتماعی و خودشناسی، واریانس متغیّرهای تاب آوری و مهارتهای ارتباطی دانشجویان را پیش بینی کرد؛ بنابر این می توان نتیجه گرفت با افزایش مهارت خودشناسی و هویت اجتماعی، مهارتهای تاب آوری و ارتباطی دانشجویان بهبود می یابد.
۴۶.

شناسایی ابعاد و مؤلفه های پیوست اقتصادی در مدیریت دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۲۶
هدف: هدف این پژوهش، شناسایی ابعاد و مؤلفه های پیوست اقتصادی در مدیریت دانشگاهی و ارائه چارچوبی نظام مند، جهت ارتقای کارآمدی اقتصادی برنامه ها و فعالیت های دانشگاهی است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، کیفی بوده و با استفاده از روش فراترکیب انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، کلیه منابع و پایگاه های علمی داخلی و خارجی در حوزه مدیریت اقتصادی و پیوست اقتصادی در اداره دانشگاه ها، در بازه زمانی 2025-2015 و 1404-1394 است. پس از مطالعات و بررسی های لازم 305 مقاله با استفاده از ابزار کاسب استخراج و درنهایت 82 مقاله به صورت هدفمند انتخاب و اعتبار آن از طریق آزمون کاپای کوهن تأیید گردید. یافته ها: در این پژوهش ابعاد و مؤلفه های پیوست اقتصادی در مدیریت دانشگاه ها با روش تحلیل محتوای کیفی در قالب 79 مفهوم کلیدی، 22 مفهوم ثانویه (مؤلفه) و 8 مقوله (ابعاد) اصلی استخراج شدند. ابعاد اصلی شناسایی شده عبارت اند از: مدیریت بهینه منابع مالی، تأمین، توسعه و پایداری مالی، توسعه سرمایه انسانی، توجه به مسئولیت اجتماعی دانشگاه، توجه به رویکردهای نوین اقتصادی، تقویت ارتباط و تعامل با صنعت و بازار، همسویی با برنامه ها و سیاست های کلان دانشگاه و حضور در عرصه بین الملل که در نهایت در قالب یک الگوی تلفیقی شامل ابعاد و مؤلفه های پیوست اقتصادی ارائه شدند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش بیانگر آن است که در فرایند مدیریت دانشگاهی توجه به آموزه ها و ملاحظات اقتصاد آموزش، ضرورتی عقلانی و راهبردی است این جریان می تواند به واسطه پیوست اقتصادی، به ارتقای کارکردهای اقتصادی دانشگاه، از جمله بهبود مدیریت منابع، افزایش استقلال و پایداری مالی، ارتقای بهره وری در تخصیص منابع و توسعه فرهنگ و مسئولیت پذیری اقتصادی دانشگاه ها در سطح جامعه منجر شود.
۴۷.

مروری نظام مند برالگوی تحقق مرجعیت علمی با استفاده از روش فرا ترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۹۸
پژوهش حاضر با هدف طراحی الگویی مفهومی برای تحقق مرجعیت علمی در ایران، با بهره گیری از روش فراترکیب و مرور نظام مند انجام شده است. پرسش اصلی تحقیق آن است که: «الگوی تحقق مرجعیت علمی چیست و چه مؤلفه هایی در شکل گیری آن نقش دارند؟» در این راستا، ابتدا ۱۳۹ پژوهش فارسی زبان مرتبط شناسایی و گردآوری شد و از میان آن ها، ۳۸ پژوهش که از انسجام نظری و ارتباط محتوایی بیشتری برخوردار بودند، به صورت عمیق مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها حاکی از آن است که مرجعیت علمی مفهومی چندبعدی است که تحقق آن مستلزم درک و تبیین هم زمان مؤلفه های متنوعی است. بر این اساس، مقوله های هشت گانه شامل اهداف، ابعاد، راهبردها، شرایط و ظرفیت ها، موانع، پیامدها، شاخص های ارزیابی و الگوهای مفهومی، استخراج و طبقه بندی گردید. در مجموع، ۷ هدف کلان، ۶ بعد اصلی، ۲۸ ظرفیت نهادی و ساختاری، ۴1 راهبرد، ۱۹ مانع، ۱۱ پیامد و 53 شاخص ارزیابی به عنوان مؤلفه های کلیدی مرجعیت علمی شناسایی شد. نوآوری این پژوهش در ارائه تعریفی جامع از مرجعیت علمی و تدوین مدلی ترکیبی مبتنی بر تحلیل کیفی پژوهش های پیشین است؛ مدلی که با بهره گیری از منطق حلقه بسته، امکان بازخوردپذیری، اصلاح پذیری و بهبود مستمر سیاست گذاری های علم و فناوری را فراهم می سازد. یافته های این پژوهش می تواند به عنوان مبنایی برای ارتقاء حکمرانی علمی و هدایت سیاست گذاری ها در راستای تحقق اهداف راهبردی توسعه علم و فناوری کشور مورد استفاده قرار گیرد.
۴۸.

چرخه معیوب تحقیق و توسعه نمادین در ایران: مطالعه موردی شرکت های با مالکیت دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۴۵
این پژوهش با هدف تحلیل عمیق و جامع چرخه بازخوردیِ به ظاهر نامرئی و پیچیده ای که میان «رانت مالی ناشی از یارانه انرژی»، «بروکراسی کنترل گر» و «خلأ سرمایه جسورانه» در بستر شرکت های دارای مالکیت دولتی در ایران شکل گرفته، انجام شده است. این چرخه، که در بسیاری از الگوهای خطی سیاست گذاری نوآوری و پارادایم های سنتی همچون «پروژه های فناورانه با بودجه یارانه ای» و مدل «مارپیچ سه گانه دولت، صنعت و دانشگاه» معمولاً نادیده انگاشته می شود، موضوع اصلی بررسی این مطالعه است. این رویکردهای رایج، اغلب رشد نوآوری را با اتکا صرف به تزریق وجوه ارزان یا تحمیل الزامات قانونی امری بدیهی فرض می کنند. بر این اساس، این پژوهش به دنبال آشکار ساختن و پرداختن به سه خلأ اساسی در ادبیات موجود است: نخست، عدم توجه کافی به سازوکارهای رفتاری ناشی از رانت مالی و تأثیر آن بر کاهش انگیزه برای پژوهش های بازارمحور و افزایش تمایل به سمت پروژه های کم ریسک؛ دوم، تقلیل بروکراسی اداری به یک متغیر صرفاً تشریفاتی، بدون تبیین ارتباطات پیچیده و عمیق آن با چالش ها و شکست های سرمایه گذاری خطرپذیر در اکوسیستم نوآوری؛ و سوم، غفلت یا ساده سازی خلأ سرمایه جسورانه و تقلیل آن به یک متغیر بیرونی و غیرمرتبط با دینامیک های داخلی سیستم. این مطالعه از منظر روشی، در یک چارچوب کیفی و با بهره گیری از داده های مصاحبه ای و تحلیل کدگذاری نظام مند بر اساس الگوی جیویا، یک «چارچوب بازخوردی» مفهومی ارائه می شود. این چارچوب تلاش می کند تا سه متغیر کلیدی رانت مالی، بروکراسی اداری و خلأ سرمایه خطرپذیر را نه به صورت مجزا، بلکه در قالب یک چرخه ای هم افزا و خودتقویت کننده به یکدیگر پیوند زند. این چارچوب نظری بر تلفیق سازوکارهای رفتاری و ساختاری در زمینه تأمین مالی نوآوری در بخش عمومی مبتنی است و هدف آن تبیین روابط علی میان متغیرهای مذکور در قالب یک چرخه بازخوردی یکپارچه و دینامیک است.
۴۹.

تأثیر دلالت های فرهنگی و تربیتی بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی بر تقویت فرهنگ و هویت انقلابی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۶۴
هدف: این پژوهش با هدف شناسایی مؤلفه ها یا دلالتهای فرهنگی و تربیتی بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی و بررسی تأثیر آنها بر تقویت فرهنگ و هویت انقلابی در دانشجویان دانشگاه فرهنگیان انجام شده است. روش: روش پژوهش ترکیبی شامل تحلیلهای کیفی و کمّی بود. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه محقق ساخته است که روایی آن، 96 درصد آلفای کرونباخ بود. جامعه آماری پژوهش، دانشجویان دانشگاه فرهنگیان شهر تهران و جامعه نمونه پژوهش، تعداد 300 نفر از دانشجویان پردیسهای شهید چمران، شهید بهشتی و شهدای مکه دانشگاه فرهنگیان تهران در نظر گرفته شده است. یافته ها: دلالتهای فرهنگی و تربیتی بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی نقش مهمی در تقویت هویت انقلابی و فرهنگ دانشجویان دارند. اجرای مفاهیم بیانیه در برنامه های آموزشی و تربیتی دانشگاه فرهنگیان می تواند به تقویت هویت فرهنگی و انقلابی دانشجویان کمک کند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد دانشجویان فرهنگیان بیشترین امتیاز را (82/3 از 5) به کمک کردن بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی به تقویت فرهنگ انقلابی در جامعه اختصاص داده اند. نکته قابل تأمل اینکه 6/47 درصد دانشجویان، امکانات و ظرفیتهای دانشگاه فرهنگیان را برای اجرای مفاهیم فرهنگی و تربیتی بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی، کم یا خیلی کم ارزیابی کرده اند. از دیدگاه دانشجویان دانشگاه فرهنگیان، اجرای برنامه های کوتاه مدت و میان مدت جامع در حوزه فرهنگ و اخلاق با 3/31 درصد، بیشترین اهمیت را در حوزه مفاهیم فرهنگی و تربیتی بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی دارد.
۵۰.

اعتباریابی نسخه فارسی سیاهه پنج تای بزرگ (نسخه 10 گویه ای) در بین دانشجویان و رابطه صفات شخصیت با بهزیستی روان شناختی و رفتار های پر خطر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۴ تعداد دانلود : ۳۵۲
هدف: هدف این پژوهش، اعتباریابی نسخه فارسی سیاهه پنج تای بزرگ(نسخه 10 گویه ای) در بین دانشجویان و رابطه صفات شخصیت با بهزیستی روان شناختی و رفتار های پرخطر بود. روش: جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجویان دانشگاههای شهرستان مشهد بود که از این جامعه به شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، تعداد 681 شرکت کننده انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل سیاهه پنج تای بزرگ(BFI-10)، مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف(RSPWB-18) و مقیاس کوتاه رفتارهای پرخطر جوانان(SYHBS-14) بود. یافته ها: نتایج نشان از ویژگی های روان سنجی مطلوب BFI-10 داشت. شاخصهای برازندگی، برازش مدل را تأیید کردند(همه شاخصها بالای 9/0 بودند). ضریب آلفای کرونباخ برای ابعاد برون گرایی، روان رنجوری، توافق پذیری، باوجدان بودن و گشودگی، به ترتیب: 71/0، 74/0، 81/0، 75/0 و 82/0 بود. نتیجه گیری: روایی همگرا و واگرا نیز با بهزیستی روان شناختی و رفتارهای پرخطر، مطلوب گزارش شد(روایی ملاک). به علاوه، میانگین باوجدان بودن در زنان بیشتر از مردان بود؛ اما در سایر صفات شخصیت، تفاوت معناداری نداشتند. همچنین تمامی صفات شخصیت(به جز روان رنجوری) با بهزیستی روان شناختی بیشتر و رفتارهای پرخطر کمتر همراه است. بنابر این، برنامه تقویت این صفات توسط متخصصان بهداشت روان و خانواده ها ضروری به نظر می رسد.
۵۱.

نرجسية حكام الأهواز الشعراء (دراسة شعر الأمير الشاعر علي بن خلف المشعشعي علي ضوء نظرية هاينز كوهت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۰
کانت الأهواز مرکزاً حضاریاً وثقافیاً مهماً فی العصور المختلفه، حیث تُعدّ محلاً حیویاً للتجمعات الأدبیه والثقافیه والعلمیه. وبعد ما أوشک الأقلیم علی الانحطاط من حیث التطور والثقافه والأدب فی العصر العثمانی، ظهر المشعشعیون مؤسّسین إمارتهم فی مدینه الحویزه، ومساهمین بإحیاء الإقلیم وتطویر الأدب. کان الأمیر علی بن خلف المشعشعی أحد المتضلّعین بالأدب فی تلک الفتره، حیث کان من أبرز أدباء عصره. إنه شاعر مفلق نظَمَ الشعر فی أغراض شتّی کالفخر، والقومیه، والوطنیه والسیاسه وغیرها من الأغراض، کما کان کثیراً ما یتباهی بنفسه وقومه ونسبه، وهذا ما دفع الباحث إلی محاوله کشف نرجسیه الشاعر وتبیین مواضع تجلی خصائص الشخص النرجسی فی دیوانه. ومن هذا المنطلق، قام الباحثون بتحلیل کل دیوان الشاعر المسمی "خیر أنیس لخیر جلیس"، ودراسه النرجسیه فی شعره علی ضوء نظریه هایز کوهت اعتماداً علی المنهج النفسی. وقد أظهرت النتائج أنَّ کلَّ الخصائص الخمس للشخص النرجسی المتمثّله بالمبالغه فی مدح الذات بصفات العظمه، وإعطاء قیمه عالیه للأفعال والبحث عن المثالیه للذات، ورسم الطموح العالیه للنفس والأهداف النبیله، واحترام الذات وإعطاء قیمه عالیه للأفضال الشخصیه، والبحث عن المثالیه فی الآباء من حیث المرکز والعطاء، التی استُخلصت من آراء کوهت فی النرجسیه، قد تجلت فی شعر علی بن خلف. وکذلک شوهِدت هذه الخصائص فی کل الأغراض الشعریه السبع التی نظم بها الشاعر، کما تبیّن أنّ الدیوان المحتوی علی 347 بیتاً شعریاً یحمل الخصائص النرجسیه فی 100 بیت منه، أی ظهرت النرجسیه بنسبه 28.82 % فی کل دیوان علی بن خلف المشعشعی.
۵۲.

تأثیر عوامل اجتماعی بر شیفتگی تحصیلی دانشجویان مهندسی با میانجیگری احساس تعلق به محیط آکادمیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۳۷
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر عوامل اجتماعی بر شیفتگی تحصیلی دانشجویان مهندسی با میانجیگری احساس تعلق به محیط آکادمیک بود. روش پژوهش: این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بوده و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. جامعه آماری شامل دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه صنعتی اصفهان در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۳ بود و نمونه آماری به روش خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شد. ابزارهای اندازه گیری شامل پرسشنامه ادراک حمایت خانواده (پروسدیاتو و هلر، ۱۹۸۳)، حمایت دانشگاهی از دانشجویان (مازر و تامسون، ۲۰۰۹)، پرسشنامه حمایت اجتماعی (واکس و همکاران، ۱۹۸۶)، پرسشنامه احساس تعلق آکادمیک (اندرسون و همکاران، ۲۰۰۲) و پرسشنامه شیفتگی تحصیلی (مارتین و جکسون، ۲۰۰۸) بود. داده ها با نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان دهنده وجود رابطه میان حمایت های اجتماعی، خانوادگی و دانشگاهی با شیفتگی تحصیلی و همچنین وجود رابطه غیر مستقیم این متغیرها با میانجی گری احساس تعلق آکادمیک است. علاوه بر این، میان حمایت های اجتماعی، دانشگاهی و خانوادگی با احساس تعلق آکادمیک و میان احساس تعلق اکادمیک با شیفتگی تحصیلی رابطه وجود دارد. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهند که خانواده، اجتماع و دانشگاه باید توجه داشته باشند که حمایت از دانشجویان زمانی به افزایش شیفتگی تحصیلی آنها منجر می شود که پیش از هر چیز اقداماتی برای تقویت احساس تعلق دانشجویان به محیط آکادمیک انجام دهند.
۵۳.

الگوی شایستگی های فردی مرجعیت علمی در اساتید دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۷۳
هدف: مرجعیت علمی در نظام آموزش عالی کشور، نگاه محوری و موضوع اصلی پژوهش محسوب می شود. مرجعیت علمی اصالتاً پدیده ای فردمحور است و بر همین اساس، افرادی که در این فرایند قرار می گیرند، باید از صلاحیتهایی برخوردار باشند. لذا شناسایی شایستگی های مرجعیت علمی، موجب تسریع در روند دستیابی به این پدیده مهم می شود. هدف اصلی این تحقیق، شناسایی شایستگی های فردی مرجعیت علمی در اساتید دانشگاهی بود. روش: تحقیق حاضر در حوزه آموزش عالی انجام شده است. این تحقیق بر اساس هدف، کاربردی و بر اساس ماهیت روش، تحقیق کیفی است که با رویکرد اکتشافی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش را اساتید خبره دانشگاهی تشکیل داده اند. برای نمونه تحقیق با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، تعداد 14 نفر انتخاب شدند. ابزار اصلی گردآوری داده ها، مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود. برای بررسی اعتبار مصاحبه ها، از روش سه سویه سازی و پایایی بین دو کدگذار و برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از تکنیک تحلیل تم استفاده شد. یافته ها: با تحلیل داده های تحقیق، در مجموع 46 مضمون پایه شناسایی شد که در قالب 12 مضمون سازمان دهنده و سپس در قالب پنج ضمون فراگیر دسته بندی شدند. نتیجه گیری: شایستگی های فردی مرجعیت علمی در اساتید دانشگاهی عبارتند از: خُلق وخوی سازمانی سازنده، کیفیت تدریس، صلاحیت حرفه ای، فرهنگ محوری و پایداری فرهنگی و حرکت در جهت توسعه پایدار. به طور کلی، ترکیب این عوامل می تواند به ایجاد چارچوبی قوی برای مرجعیت علمی اساتید دانشگاه منجر شود و آنان را به عنوان الگوهای علمی در جامعه معرفی کند. پیشنهاد می شود اساتید دانشگاهی با توسعه مهارتهای ارتباطی و توسعه محتوای آموزشی، همچنین تقویت صلاحیتهای حرفه ای، ضمن ترویج رفتارهای پایدار، در راستای تبدیل شدن به مرجعیت علمی قدم بردارند.
۵۴.

بازمهندسی نظام موضوعات علم بر اساس روش تحقیق تکاملی؛ پیش نیاز تحول در علوم انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۳۹
مقدمه و اهداف: تحول در علوم انسانی به عنوان موضوعی پیچیده، نیازمند نرم افزار یا الگوی شناسایی، ارزیابی و تصمیم گیری است. نخستین گام در این زمینه -  به عنوان پیش نیاز تحول -  بررسی، واکاوی و تفرس در منابع موجود این علوم و ارائه طبقه بندی جامع از آنهاست؛ زیرا این علوم در وضعیت خلأ به سر نمی برند و در تمام عرصه ها، علوم تحقق یافته ای وجود دارد. این کار با هدف آگاهی دقیق از علم محقَّق شده، ایجاد انسجام در این علوم و نمایش آن در یک الگو به منظور مشخص شدن کاستی ها، جهت دهی مطالعات آتی و کمک به پژوهشگران برای انتخاب مسیر و جهت گیری صورت می پذیرد. درواقع، «بازمهندسی علوم انسانی»، به عنوان نخستین گام در این راستا و نقطه عزیمت به سوی تحول، باید با قوت برداشته شود. در این راستا، نویسندگان این اثر، در بین علوم انسانی، «دانش مدیریت» را جهت هدف این پژوهش مورد توجه قرار داده اند و در پی بازمهندسی نظام موضوعات این دانش و طبقه بندی آنچه در آن تولید شده، رفته اند. پژوهش حاضر در پی آن است تا با استفاده از یک منطق ازپیش تعیین شده از روش تحقیق تکاملی، آنچه از ابتدا تاکنون در این دانش تولید شده را در یک الگوی جامع طبقه بندی کند. این الگو که از فراتحلیل متون مدیریت به دست آمده است، قالبی برای خوانش مدیریت است که افزون بر نمایش موجودی ها و مفصل بندی علم مدیریت، کاستی های این علم را نیز نمایش می دهد. این اثر آشفتگی ذهنی و پراکندگی ای را برطرف می کند که مخاطب غیرمدیریتی آن را حس می کند و برای کسانی مفید خواهد بود که کمتر در فضای مدیریت هستند؛ زیرا در یک نگاه، فهم کلی از دانش مدیریت را ارائه می دهد. روش: در فاز مقدماتی تحقیق، به منظور تأمین مواد اولیه پژوهش از روش تحقیق دانشگاهی استفاده شده است. براساس پیاز پژوهش ساندرز، مبنای فلسفی تحقیق، تفسیری و جهت گیری آن بنیادی می باشد. همچنین پژوهش حاضر به لحاظ روش، توصیفی - کیفی و دارای رویکردی استقرایی است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها و شناسایی الگو نیز از شیوه تحلیل مضمون استفاده شده است. در فاز اصلی تحقیق (روش تحقیق تکاملی)، به منظور بازمهندسی نظام موضوعات دانش مدیریت، از روش تحقیق تکاملی استفاده شده است. این روش مبتنی بر فلسفه نظام ولایت و توسط مرحوم علامه سیدمنیرالدین حسینیe ارائه شده است. نقطه عزیمت و خاستگاه این حرکت فکری گرایش ها، باورها و قدرمتیقن های دینی است و از مفاهیم انکارناپذیر برای ایجاد روش تحقیقی استفاده می کند که توان تولید تصرف در عینیت را دارد. براساس این روش، کدهای به دست آمده از فاز مقدماتی، در قالب سه دسته کد اصلی «فعل، موضوع و هدف» طبقه بندی شده اند. این سه دسته در طبقه بندی شامل تری تحت عنوان «درون علم» قرار گرفته و به همراه طبقه «بیرون علم» (مبانی، مکتب، نظریه) و «ارتباط» (پیدایش، تغییر، تکامل) جدول و الگوی نظام موضوعات علم مدیریت را به نمایش گذاشته اند. نتایج: مبتنی بر روش تحقیق تکاملی، کدهای به دست آمده در مرحله مقدماتی در سه  دسته درون، بیرون و ارتباط طبقه بندی شده و در قالب جدول 1 در هم ضرب می شوند که نظام موضوعات دانش مدیریت را در 27 حوزه بازمهندسی می کند که هر حوزه ممکن است حاوی دانش هایی باشد که آن دانش ها نیاز به تکمیل یا اصلاح دارند یا حوزه هایی که اصلاً ادبیاتی در آن تولید نشده است.   جدول 1: طبقه بندی کدهای به دست آمده در مرحله مقدماتی بیرون مبانی مکتب نظریه ارتباط درون پیدایش تغییرات تکامل پیدایش تغییرات تکامل پیدایش تغییرات تکامل فعل 1. تأثیر مبانی در پیدایش فعل مدیریت 2. تأثیر مبانی در تغییرات فعل مدیریت 3. تأثیر مبانی در تکامل فعل مدیریت 4. تأثیر مکتب در پیدایش فعل مدیریت 5. تأثیر مکتب در تغییرات فعل مدیریت 6. تأثیر مکتب در تکامل فعل مدیریت 7. تأثیر نظریه در پیدایش فعل مدیریت 8. تأثیر نظریه در تغییرات فعل مدیریت 9. تأثیر نظریه در تکامل فعل مدیریت موضوع 10. تأثیر مبانی در پیدایش موضوع مدیریت 11. تأثیر مبانی در تغییرات موضوع مدیریت 12. تأثیر مبانی در تکامل موضوع مدیریت 13. تأثیر مکتب در پیدایش موضوع مدیریت 14. تأثیر مکتب در تغییرات موضوع مدیریت 15. تأثیر مکتب در تکامل موضوع مدیریت 16. تأثیر نظریه در پیدایش موضوع مدیریت 17. تأثیر نظریه در تغییرات موضوع مدیریت 18. تأثیر نظریه در تکامل موضوع مدیریت هدف 19. تأثیر مبانی در پیدایش هدف مدیریت 20. تأثیر مبانی در تغییرات هدف مدیریت 21. تأثیر مبانی در تکامل هدف مدیریت 22. تأثیر مکتب در پیدایش هدف مدیریت 23. تأثیر مکتب در تغییرات هدف مدیریت 24. تأثیر مکتب در تکامل هدف مدیریت 25. تأثیر نظریه در پیدایش هدف مدیریت 26. تأثیر نظریه در تغییرات هدف مدیریت 27. تأثیر نظریه در تکامل هدف مدیریت بحث و نتیجه گیری: پژوهش حاضر، پیش نیاز تحول در هر یک از علوم انسانی را بررسی و طبقه بندی دقیق آنچه در این علوم محقق شده است، می داند. روش تحقیق تکاملی این بررسی و طبقه بندی را با عنوان «بازمهندسی نظام موضوعات» ارائه می دهد؛ به طوری که می توان ادعا کرد جنبه ای از این علوم باقی نمانده که در الگوی نهایی پژوهش دیده نشده باشد. طبقه بندی علوم محقق فعلی در این چهارچوب، افزون بر نمایش جایگاه دقیق موضوعات می تواند جایگاه هایی که کمتر مورد نظر اندیشمندان قرار گرفته را نیز نمایش دهد. در چهارچوب ارائه شده از موجودیت علم مدیریت، سه دسته اصلی «فعل، موضوع، هدف» ارائه و اثرات لایه های بالاتر یعنی مبانی و مکتب و حتی نظریات بر این سه نشان داده شده است. مبتنی بر جدول نهایی این پژوهش و همچنین الگوی نمادین ارائه شده در انتهای مقاله، می توان بیان نمود یکی از مواردی که محل تحول می تواند باشد، تغییر در مبانی است که مکاتب و در ادامه نظریات را تحت تأثیر قرار می دهد. به طورمثال، انسان شناسی پارادایم های جامعه شناسی سازمان و مدیریت نشان می دهد هیچ یک، از ساحت های مادی انسان فراتر نرفته اند. طبیعی است که این نگاه در مکاتب و نظریات و در ادامه فعل، موضوع و هدف مدیریت خود را نشان می دهد؛ ازاین رو عنایت به مبانی یکی از بزنگاه ها در تحول علوم انسانی است.
۵۵.

باغ ها به عنوان اکوسیستم ها در بابُرنامه: تحلیل اکولینگویستیک و زیست محیطی نگرانی های زیست محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۳
بابُرنامه، خاطرات ظاهرالدین محمد بابر (۱۴۸۳–۱۵۳۰)، تصویری جامع از مناظر زیست محیطی آسیای میانه، افغانستان و هند در قرون پانزدهم و شانزدهم ارائه می دهد. مقاله حاضر نگرانی های زیست محیطی و طبیعی مطرح شده در بابُرنامه را از منظر اکولینگویستیک بررسی می کند و توجه ویژه ای به باغ ها به عنوان اکوسیستم ها دارد. این مطالعه با رویکرد تحلیلی، واحدهای واژگانی مرتبط با گیاهان، جانوران، سیستم های آبی و اکولوژی شهری را مورد بررسی قرار می دهد. این تحلیل نشان دهنده درک دقیق بابر از تنوع زیستی، تعاملات گیاه-آب و نقش حیاتی باغ ها در شکل دهی به مناظر شهری است. با قرار دادن این اثر در زمینه تفکر زیست محیطی پیشامدرن، نگارنده معتقد است بابُرنامه یک متن پیش زمینه ای زیست محیطی است و ثروت زیستی را مستند می سازد و نگرانی های معاصر در مورد پایداری و اکولوژی شهری را مطرح می کند. مطالعه با دیدگاه اکوسیستم، باغ ها را به عنوان سیستم های پویایی مفهوم سازی می کند که تنوع زیستی را تقویت کرده و نقش میانجی بین تعاملات انسان و طبیعت را دارد. این تحلیل اهمیت بابُرنامه را برای مطالعات معاصر در حوزه علوم انسانی زیست محیطی و اکولوژی شهری برجسته می سازد.
۵۶.

ارائه چارچوب راه اندازی و توسعه آزمایشگاههای ملی علم و فناوری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۷
آزمایشگاه های ملی به عنوان نهادهایی کلیدی در پیشبرد توسعه علمی و فناورانه، ظرفیت های علمی کشورها را متمرکز نموده و با راهبری پروژه های بزرگ علم و فناوری در ارتقاء مرجعیت علمی یا حل مسائل جامعه تاثیرگذار هستند. با این حال الگوها و تجارب موجود آزمایشگاه های علمی در ایران، عمدتاً خدمات محور و وابسته به بودجه های دولتی باقی مانده اند. در این راستا پژوهش حاضر با هدف طراحی چارچوبی برای راه اندازی و اداره ی آزمایشگاه های ملی در ایران انجام شده است. در این راستا ابتدا ویژگی های آزمایشگاه های ملی از تجربه های بین المللی استخراج گردید. سپس با رویکردی کیفی و با استفاده از 14 مصاحبه نیمه ساختار یافته و برگزاری گروه کانونی، چارچوب ویژگی ها و مدیریت آزمایشگاه های ملی برای ایران پیشنهاد شده است. بر اساس یافته های این پژوهش، چالش های تاثیرگذار بر فعالیت های آزمایشگاه های ملی در ایران شامل وابستگی به بودجه دولتی، تمرکز مدیریتی، و محدودیت در به کارگیری منابع انسانی است. لذا، چارچوب پیشنهادی راه اندازی و اداره این آزمایشگاه ها شامل 5 اصل محوری الف) راهبری هیئت امنایی با استقلال عملیاتی، ب) مدل منابع انسانی «هسته ی ثابت محدود + همکاران گسترده»، ج) تأمین مالی چندمنبعی و تعریف پروژه ها با ترکیب جهت گیری از بالا به پایین و پیشنهاد از پایین به بالا در سه سطح پژوهش های لبه دانش، تحقیقات کاربردی و پروژه های نیازمحور، همراه با توسعه زیرساخت های پروژه محور، د) شخصیت حقوقی مستقل همراه با قرارداد مدیریت با نهاد میزبان و ه ) گسترش دامنه مشارکت و خدمات آزمایشگاه است. این چارچوب در اطمینان از کارآمدی، پایداری و اثرگذاری آزمایشگاه های ملی در توسعه علم و فناوری موثر خواهد بود.
۵۷.

سازوکارهای انحصار پنهان در پلتفرم های دیجیتال ایران: بازاندیشی در سیاست گذاری اقتصاد دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۲۱
پژوهش حاضر با هدف شناسایی سازوکارهای شکل گیری «انحصار پنهان» در پلتفرم های دیجیتال ایران انجام شده است؛ پدیده ای که برخلاف انحصار آشکار، نه از طریق حذف مستقیم رقبا یا سلطه قیمتی، بلکه از مسیرهایی تدریجی، نامحسوس و مبتنی بر بستر نهادی شکل می گیرد. این مطالعه با بهره گیری از رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون، داده های خودرا ازطریق ۱۸مصاحبه نیمه ساختاریافته با مدیران پلتفرم ها، سیاست گذاران، فعالان صنفی و پژوهشگران اقتصاد دیجیتال گردآوری کرده است. یافته های پژوهش با تلفیق دو رویکرد تحلیلی مکمل: (۱) سیاست گذاری و تنظیم گری رقابت (بالا به پایین) و (۲) منطق درونی مدل کسب وکار پلتفرمی (پایین به بالا) چارچوبی سه بُعدی شامل ابعاد ساختاری، رفتاری و نهادی ارائه می دهد که امکان فهم عمیق تر و چندلایه انحصار پنهان را در بوم سازگان ایران فراهم می سازد. در این چارچوب، انحصار پنهان به عنوان تجلی کنترل پنهان پلتفرم در بعد رفتاری تفسیر شده که در نقطه تلاقی میان بعد ساختاری (یعنی طراحی و معماری پلتفرم) و بعد نهادی(یعنی بهره برداری منفعل از خلأهای سیاستی و تنظیم گری) رخ می دهد. این نوع انحصار، در قالب چرخه ای خودتقویت شونده، بازتولید می شود. پژوهش نشان می دهد که پلتفرم های دیجیتال برای تثبیت سلطه خود، الزاماً نیازمند نوآوری های تهاجمی نیستند، بلکه با تکیه بر ضعف نظارت و خلأهای حکمرانی دیجیتال، جایگاه مسلط خود را حفظ و تقویت می کنند که این امر به تداوم انحصار پنهان نیز می انجامد. در نهایت، چارچوب سه بعدی این پژوهش می تواند به عنوان مبنایی نظری برای تحلیل حکمرانی دیجیتال و ارائه راهکارهای مقابله با سلطه پلتفرمی مورد استفاده قرار گیرد. براین اساس، توصیه می شود سیاست های تنظیمی در ایران به صورت اقتضایی، چابک و منطبق با منطق کسب وکار پلتفرم ها طراحی شوند؛ چرا که مداخلات کلی نگر و دیرهنگام، نه تنها اثربخشی لازم را ندارند بلکه می توانند به تقویت و تثبیت انحصار پنهان بیانجامند.
۵۸.

تحلیل اثرات سیاستگذاری اقتصاد گیگ بر رفاه و نابرابری درآمدی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۲۷۷
اقتصاد گیگ به عنوان یکی از بروندادهای ساختاری اقتصاد دیجیتال، چالشی نوظهور در مسیر طراحی سیاست های رفاه اجتماعی و تنظیم بازارکار به شمار می آید. این مقاله، با بهره گیری از یک مدل شبیه سازی عامل محور، به ارزیابی پیامدهای چهار سناریوی سیاستی شامل «بیمه تأمین اجتماعی»، «بیمه بیکاری»، «برنامه های آموزش مهارتی» و «ترکیب هم زمان سیاست ها» در بستر اقتصاد ایران می پردازد. تحلیل نتایج شبیه سازی نشان می دهد اجرای سیاست های مجزای بیمه ای در غیاب سیاست های توانمندساز آموزشی، اثربخشی محدودی در ارتقاء رفاه داشته و حتی در برخی موارد موجب افزایش بیکاری یا کاهش مشارکت در بازار کار شده اند. از سوی دیگر، سیاست آموزش مهارتی علیرغم تأثیر مثبت بر رشد اقتصادی و اشتغال، سبب تشدید شاخص های فقر و افزایش نابرابری درآمد شده است. تحلیل های حساسیت مدل، حاکی از آن است که حداکثرسازی رفاه اجتماعی، مستلزم تنظیم بهینه همزمان نرخ بیمه، سطح مزایای بیکاری، کیفیت آموزش و دستمزدهای پلتفرمی است. نتایج نشان داد که ترکیب بیمه های اجتماعی با آموزش مهارتی، بیشترین تأثیر مثبت را بر رفاه اجتماعی و کاهش نرخ بیکاری دارد. همچنین، تنظیم دستمزدها در سطح بهینه (۱.۳۷ برابر حداقل دستمزد) و محدود کردن سهم مشاغل گیگ به ۱۰-۲۰% از کل اشتغال، به بهبود تعادل بازارکار کمک می کند. بر این اساس، این پژوهش بر ضرورت طراحی سیاست های تلفیقی و چندسطحی به منظور توسعه اقتصاد گیگ در جهت تحقق عدالت اجتماعی و کارایی اقتصادی تأکید می ورزد.
۵۹.

چارچوبی برای مسئولیت پلتفرم های آنلاین مبادله ای متناسب با ماهیت آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۶۸
پلتفرم های آنلاین طی دهه های اخیر به بازیگرانی کلیدی در عرصه ارتباطات دیجیتال و شیوه های نوین کسب وکار تبدیل شده اند. با رشد و گسترش سریع این بسترها، مسئله مسئولیت پذیری آن ها در قبال رفتار کاربران و شیوه نظارت بر تعاملات دیجیتال، اهمیت فزاینده ای پیدا کرده است. پژوهش حاضر با هدف ارائه چارچوبی نظری مبتنی بر تجارب ملی، به بررسی نحوه کنش مسئولانه پلتفرم های ایرانیِ مبتنی بر مبادله در حوزه های منتخب پرداخته و تلاش دارد مرزهای مسئولیت آن ها را در قبال مبادلات شکل گرفته در بستر پلتفرمی روشن سازد. این مطالعه با بهره گیری از روش تحلیل مضمون و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان متنوعی از نهادهای حاکمیتی و بخش خصوصی، به شناسایی و تحلیل مسئولیت های پلتفرم ها بر اساس جایگاه و میزان مداخله آن ها در تبادلات مالی، داده ای و زنجیره ارزش می پردازد. یافته ها نشان می دهد پلتفرم هایی که در مبادلات مالی یا فیزیکی میان کاربران نقش مستقیم ایفا می کنند، در قبال تضمین امنیت، کیفیت تبادل و صیانت از حقوق کاربران، مسئولیت بیشتری بر عهده دارند. به همین دلیل، تدوین چارچوب های حقوقی و مقررات نظارتی متناسب با این نقش ها، ضرورتی اجتناب ناپذیر است. در مقابل، پلتفرم هایی که صرفاً به عنوان واسطه داده ای یا اطلاعاتی عمل می کنند، از مسئولیت مستقیم کمتری نسبت به محتوا و کالا (خدمت) مبادله شده برخوردارند. در این موارد، بهره گیری از ترکیبی از نظارت دولتی و سازوکارهای خودتنظیمی، رویکردی مؤثر برای حفظ تعادل میان کارایی اقتصادی و پاسخ گویی اجتماعی است. در مجموع، یافته های تحقیق بر ضرورت اتخاذ سیاست های افتراقی و متناسب با نقش و عملکرد پلتفرم ها تأکید دارد تا رفتار مسئولانه و منافع کسب وکار به طور هم زمان تضمین شود.
۶۰.

کشف ابعاد فرااخلاق در محیط های یادگیری مبتنی بر هوش مصنوعی: مطالعه ای فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۰۸
هدف: هوش مصنوعی با توانایی بی نظیر خود در نوآوری، انقلابی در محیط های یادگیری ایجاد کرده است. با این حال، می بایست چالشهای اخلاقی آن نیز در نظر گرفته شود. هدف این مطالعه، کشف ابعاد فرااخلاق در محیط های یادگیری مبتنی بر هوش مصنوعی با رویکرد فراترکیب بود. روش: این مطالعه بر اساس هدف، تحقیق کاربردی؛ با توجه به ماهیت داده ها، تحقیق کیفی و با توجه به اجرای آن، جزء پژوهشهای فراترکیب با رویّه هفت مرحله ای سندولوسکی و بارسو(2006) بود. کلیدواژه های مشخص در پایگاههای اطلاعاتی مجلات نور، مگیران، سیویلیکا، گنج، علم نت؛ آی جت، اریک، اسکوپس، ساینس دایرکت و گوگل اسکالر جستجو شد و پس از چندین مرحله غربالگری، در  نهایت 23 مقاله انتخاب و با کدگذاری و تحلیل مضمونی و متاسنتزی به شش مؤلفه ختم شد. یافته ها: مؤلفه های انصاف و برابری، حفظ حریم خصوصی و امنیت، عدم سوء استفاده، استقلال و خودمختاری، شفافیت و توضیح پذیری و همکاری میان رشته ای، در این مطالعه بررسی شد. بررسی ها نشان داد که ادغام ملاحظات فرااخلاقی با هوش مصنوعی، محیط های یادگیری اخلاقی تر و مؤثرتری را پرورش می دهد. این ترکیب منحصر به فرد، پیشرفتهای معناداری را در فنّاوری آموزشی امکان پذیر می کند. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که این مؤلفه ها با ترکیب بینش فلسفی با اجرای عملی، مبنایی برای چارچوب آموزشی متحول کننده فراهم می کنند که مربیان و یادگیرندگان را نه تنها برای استفاده از ابزارهای پیشرفته هوش مصنوعی، بلکه برای ارزیابی انتقادی خروجی های آنها نیز آماده کرده و در نتیجه، نسل جدیدی از متخصصان اخلاق مدار و آگاه به فنّاوری را پرورش می دهند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان