ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۳٬۱۲۵ مورد.
۱۶۱.

طراحی الگوی تغییر رفتارهای انحرافی محیط کار (مورد مطالعه: دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۳ تعداد دانلود : ۲۲۹
هدف: هدف از اجرای پژوهش حاضر، طراحی الگوی تغییر رفتارهای انحرافی در محیط کار در دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان بود.روش پژوهش: رویکرد پژوهش حاضر از نوع کیفی بود که با روش داده بنیاد نظام مند استراوس و کوربین اجرا شد. داده ها نیز به صورت مصاحبه نیمه ساختاریافته با 20 مشارکت کننده که با روش نمونه گیری نظری انتخاب شدند، گردآوری شد. به منظور بررسی روایی داده های کیفی از روایی سازه، بیرونی، توصیفی و تفسیری و به منظور بررسی قابلیت اعتماد از رویکرد سه گانه رائو و پری استفاده شد.یافته ها: یافته ها نشان داد که شرایط علّی در قالب 6 مقوله عوامل فردی، عوامل شغلی، عوامل ساختاری، عوامل سازمانی، عوامل مدیریتی و عوامل گروهی دسته بندی شدند. تعاملات و کنش های مربوطه با عنوان طبقه راهبرد در قالب 3 مقوله مدیریت، تغییر و کنترل رفتارهای انحرافی شناسایی شدند. شرایط زمینه ای در قالب 3 مقوله ویژگی های جمعیت شناختی، اجتماعی و سازمانی تبیین شدند. مفاهیم حاصل از شرایط مداخله گر نیز در قالب 3 مقوله عوامل شخصیتی، فرهنگی و سیاسی دسته بندی شدند. در نهایت پیامدها شامل 5 مقوله پیامدهای فردی، سازمانی،گروهی، اجتماعی و فرهنگی ) طبقه بندی شد.نتیجه گیری: به منظور کنترل و تغییر رفتارهای انحرافی در محیط کار در سطح دانشگاه، مدیران و سیاست گذاران در سطوح مختلف دانشگاه باید نسبت به گسترش عدالت سازمانی در دانشگاه و همچنین نظارت مستمر و دقیق بر عملکرد کارکنان تأکید داشته باشند.
۱۶۲.

ارائه چهارچوب مفهومی دلالت پذیری آینده پژوهی؛ دلالت های نظریه مجموعه های فازی برای آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۴
مقدمه و اهداف: آینده پژوهی به عنوان حوزه ای فرا رشته ای از علوم اجتماعی برای تقویت و حفظ غنای خود نیازمند پژوهش های دلالت پژوهی در جهت بهره بری از دلالت های فلسفه ها، ایده ها یا نظریه های جدید است. در محافل علمی وقتی فلسفه، ایده، چهارچوب، نظریه یا مدل جدیدی مطرح می شود، همه رشته ها تمایل دارند از آنها برای توسعه دانش رشته ای خود بهره گیرند. مأخذ و محمل اصلی گسترش، تقویت و غنابخشی به دانش بشری نیز از همین جا نشئت می گیرد. هدف پژوهش حاضر ارائه چهارچوبی مفهومی از دلالت پذیری آینده پژوهی و فراهم نمودن زمینه برای سایر پژوهش های این چنینی است تا اندیشمندان و پژوهشگران این حوزه ضمن اینکه در زمان خود صرفه جویی می نمایند، به انجام این پژوهش ها اقبال بیشتری نشان داده و بر پویایی و انعطاف پذیری آینده پژوهی بیفزایند. همچنین، به منظور کاربست آن و نقش برجسته نظریه مجموعه های فازی، دلالت های این نظریه برای آینده پژوهی مطالعه شد. این، برای نخستین بار است که چهارچوب مفهومی دلالت پذیری آینده پژوهی در قالبی مختصر و جامع احصاء و ارائه می شود. همچنین، هیچ اثری یافته نشد که کاربردها، رهنمودها یا پیامدهای نظریه مجموعه های فازی را برای آینده پژوهی مورد بررسی ویژه قرار داده باشد.آینده پژوهی نیز همانند همه علوم دیگر، هستی شناسی خود را از یک پارادایم علمی به ارث برده است. همچنین، به عنوان یک رشته دارای معرفت شناسی و روش شناسی است. بنابراین، چهارچوب دلالت پذیری دست کم در این سه سطح سیر می کند. در خلال پژوهش، یافته شد، آینده پژوهی مفروضاتی دارد که چهارچوب مفهومی بدون آنها، کامل به نظر نمی رسد؛ بنابراین مفروضات آینده پژوهی نیز مطالعه شد. روش : این پژوهش از نوع کاربردی و کیفی می باشد. داده ها به روش کتابخانه ای از میان مقالات و کتب موجود در پایگاه های علمی معتبر با استفاده از فایل های رایانه ای جمع آوری شدند. نوع داده ها کیفی بوده و روش محوری تحلیل آنها نیز تحلیل مضمون می باشد که در چهارچوب روش شناسی دلالت پژوهی انجام شده است. دلالت پژوهی، برقراری رابطه عالمانه بین مبدأ دلالت و مقصد دلالت از طریق عرضه نوعی حدس عالمانه از رهنمود مبدأ برای مقصد است. روش شناسی دلالت پژوهی، فرایندی مرکب از گام های متوالی برای برقراری ارتباط بین دو حوزه دانشی مجزا از هم است تا بتوان دلالت های صحیح و مناسب برای حوزه دانشی مبدأ احصاء کرد. طرح مطالعاتی دلالت پژوهی به دو گونه کلی نظام مند و برایشی است. در طرح نظام مند ابتدا چهارچوب مفهومی دلالت پذیری مقصد دلالت به تفصیل طراحی می شود و سپس در میان سهم یاری های مبدأ دلالت، دلالت هایی برای تک تک عناصر تشکیل دهنده آن چهارچوب مفهومی یافته می شود (دانایی فرد، 1395). بحث و نتیجه گیری : آنچه در بررسی منابع معتبر، پایاب محکم تری یافته است، دیدگاه واقع گرایی انتقادی به آینده پژوهی است. بر پایه این دیدگاه در هستی شناسی آینده پژوهی، واقعیت های موجود قابل درک هستند؛ اما در خلال زمان تحت تأثیر عوامل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، قومی و جنسیتی شکل گرفته اند. این واقعیت ها در قالب مجموعه ای از ساختارهایی که هم اکنون به شکل واقعی درآمده اند، یعنی واقعیت های طبیعی و غیرقابل تغییر متبلور شده اند. این هستی شناسی با بسط نظریه کوانتوم به مفهوم واقعیت در علوم اجتماعی سازگار است و مفهوم عینی-ذهنی واقعیت و لزوم وجود نهادها (قواعد بازی جمعی مطابق تعریف کوانتومی آن) را تأیید می کند.همچنین، بر پایه دیدگاه واقع گرایی انتقادی، در معرفت شناسی آینده پژوهی، باورپذیری به جای قطعیت گزاره معرفتی می نشیند. ازآنجاکه آینده از گذشته و حال اثر می پذیرد، آینده پژوهان برای مطالعه آینده، گریزی از مطالعه این دو زمان ندارند و با نظر به اینکه از گذشته و حال برخلاف آینده، شواهدی در دست است، آینده پژوهان می توانند بر پایه واقع گرایی انتقادی آنها را بررسی نمایند و در ارائه پیش بینی ها، گزاره های معرفتی باید حاصل استدلال های مبتنی بر شواهد صوری و غیرصوری باشند. ازآنجاکه آینده هنوز موجودیت نیافته و درستی گزاره هایی که درباره آینده صادر می شوند، مشخص نیستند، باورپذیری آنها ملاک عمل قرار می گیرد و با توجه به نقش حیاتی دانش پیش زمینه ای در تولید اطلاعات معطوف به آینده، در تهیه این گزاره ها باید به ماهیت اجتماعی و فرایند تولید دانش توجه شود.روش های مختلفی در آینده پژوهی به کار گرفته می شوند که شمار آنها در برخی منابع به بیش از چهل می رسد. تعداد زیادی از این روش ها از سایر علوم و رشته ها به آینده پژوهی راه یافته اند که با توجه به ماهیت چندرشته ای آینده پژوهی، امری معمول است. روش هایی نیز هستند که خاص آینده پژوهی می باشند و عبارت اند از: 1. آینده پژوهی قوم نگاشتی؛ 2. پس نگری؛ 3. پویش محیطی؛ 4. تحلیل ریخت شناختی؛ 5. تحلیل لایه ای علّی؛ 6. تدوین چشم انداز؛ 7. ترسیم نقشه راه؛ 8. تصمیم گیری پابرجا؛ 9. چرخ آینده ها؛ 10. دلفی؛ 11. سناریو؛ 12. سیگنال های ضعیف و 13. شگفتی سازها.مفروضات، اصول و پایه های زیادی برای آینده گرایی، آینده اندیشی و آینده پژوهی وجود دارند. برخی از مفروضات هستند که اگرچه خاص آینده پژوهی نیستند، اما شاکله آینده پژوهی بسیار بر آنها استوار است و نمی توان از آنها به سادگی صرف نظر کرد. در میان تمامی این اصول و مفروضات، فهرستی که بل در کتاب خود (2003) ارائه کرد، از تمامی فهرست های دیگر جامع تر بود و در هیچ منبعی، مفروضی یافت نشد که فهرست بل شامل آن نباشد. بنابراین، مفروضات آینده پژوهی طبق فهرست بل عبارت اند از: 1. معنای زمان؛ 2. تکینگی ممکن آینده؛ 3. آینده اندیشی و اقدام؛ 4. مفیدترین دانش؛ 5. ابهام در حقایق آینده؛ 6. آینده ای باز؛ 7. انسان ها آینده خود را می سازند؛ 8. وابستگی متقابل و کل گرایی؛ 9. آینده های بهتر؛ 10. افراد و طرح هایشان؛ 11. جامعه به مثابه انتظار و تصمیم و 12. هستی و دانش واقعیت خارجی (Bell, 2003).دلالت های نظریه مجموعه فازی برای آینده پژوهی بررسی شدند که این دلالت ها شامل ابعاد هستی شناسی، معرفت شناسی و مفروضات آینده پژوهی نشده و تنها بعد روش ها را شامل می شد. در این بعد سهم یاری پردازش اصطلاحات زبانی، بیشترین دلالت را داشته و در همه روش ها کاربرد داشت. سهم یاری دسته بندی فازی در رتبه بعدی قرار داشت و در شش روش کاربرد داشت. سومین و آخرین سهم یاری، سامانه استنتاج فازی بود که تنها در دو روش تصمیم گیری پابرجا و سناریو کاربرد داشت.پیشنهاد می شود به منظور پویایی روزافزون رشته آینده پژوهی، پژوهش هایی در آینده، حول موضوع دلالت های نظریه ها، علوم یا فناوری های جدید برای آینده پژوهی صورت گیرد. همچنین، انجام پژوهش هایی مشابه این موضوع می تواند بر غنای چنین چهارچوبی افزوده و پایاب آن را برای استفاده کنندگان از آن محکم تر نماید.همچنین، پیشنهاد می شود متخصصان علاقه مند به آینده پژوهی اما از رشته هایی غیر از آن، از چهارچوب ارائه شده در این مقاله برای یافتن دلالت های رشته تخصصی خود برای آینده پژوهی بهره ببرند؛ زیرا این تلاش ضمن اینکه به حفظ بقای آینده پژوهی می انجامد، با توجه به گستره وسیع کاربست این رشته، به گسترش کاربست رشته تخصصی ایشان نیز کمک می کند. تقدیر و تشکر: نویسندگان این مقاله مراتب قدردانی خود را از دبیرخانه محترم مجله روش شناسی علوم انسانی و داوران محترم به دلیل دیدگاه های ارزشمندشان که در بهبود کیفیت مقاله نقش بسزایی داشته است، اعلام می کنند.
۱۶۳.

مؤلفه های کلیدی برنامه ریزی راهبردی آموزش عالی: مرور تجارب جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۵۴
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی پیشینه مطالعاتی مرتبط با برنامه ریزی راهبردی در نظام های آموزش عالی در سطح جهانی انجام شده است. این مطالعه به دنبال شناسایی و استخراج مؤلفه های اساسی و تأثیرگذار در فرآیند برنامه ریزی راهبردی در آموزش عالی است تا با تحلیل و طبقه بندی آن ها، نقش این عناصر را در موفقیت برنامه ریزی های آموزش عالی برجسته سازد. روش شناسی: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای کیفی انجام شد. جامعه پژوهش شامل ۴۵ مطالعه بین المللی منتخب در حوزه برنامه ریزی راهبردی آموزش عالی در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴ از طریق جستجوی نظام مند در پایگاه های اطلاعاتی معتبر صورت گرفت. روایی پژوهش از طریق معیارهای انتخاب شفاف و غربالگری چندمرحله ای منابع و پایایی نیز با بهره گیری از کدگذاری ساختاریافته و دسته بندی مفهومی تأمین گردید. یافته ها: پس از بررسی دقیق مطالعات منتخب، در نهایت ۲۱ الگوی برنامه ریزی راهبردی آموزش عالی استخراج گردید. زیر مؤلفه های الگوها بر اساس ارتباط معنایی کدهای باز، در ۲۷ دسته طبقه بندی شدند. مؤلفه های اصلی استخراج شده نیز شامل: «آماده سازی های مقدماتی»؛ »طراحی چارچوب تشکیل گروه»؛ «گردآوری و تدوین شناسنامه مؤسسه»؛ «رتبه بندی، استانداردسازی و طراحی شاخص ها (KPI)»؛ «پایش نظام مند محیط ؛ تحلیل تعاملات متقابل»؛ «تحلیل ارتباطات میان شاخص ها»؛ «جلسات طوفان فکری»؛ «نقشه راه چشم انداز»؛ «بیانیه مأموریت»؛ «توسعه و یکپارچه سازی ارزش ها»؛ «طراحی چارچوب تعیین اهداف راهبردی»؛ «تدوین و طبقه بندی راهبردها»؛ «تحلیل هم زمان استراتژی ها و اهداف»؛ «تعیین وظایف و مسئولیت ها»؛ «تدوین سند»؛ «معرفی فرآیند و اجرا»؛ «تصویب نهایی و ابلاغ سند»؛ «پشتیبانی و توانمندسازی»؛ «انتشار سند برنامه با رویکرد شفافیت»؛ «طراحی سازوکارهای نظارت و اصلاح بر پایه بازخوردها»؛ «پایش مداوم و انعطاف پذیر تغییرات و به روزرسانی»؛ «طراحی نقشه جامع ذی نفعان»؛ «طراحی چارچوب ساختاری» و «بهره گیری از ابزارها و فناوری های پیشرفته» هست. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد برنامه ریزی راهبردی آموزش عالی فرایندی چندبُعدی و نظام مند است که با تکیه بر مؤلفه های متنوع ساختاری، انسانی، فناورانه و تحلیلی، می تواند نقش مهمی در ارتقای کارایی دانشگاه ها ایفا کند. این یافته ها امکان بهره برداری بومی سازی شده از تجارب بین المللی را برای سیاست گذاران و مدیران ایرانی فراهم می سازد. پژوهش حاضر گامی کاربردی در جهت تدوین چارچوب های ملی راهبردی آموزش عالی است.
۱۶۴.

بررسی وضعیت مهارت های تفکر انتقادی در دانشگاه های ایران: مرور نظام مند (1403-1381)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۰۱
هدف: این مطالعه به بررسی وضعیت مهارت های تفکر انتقادی در جوامع آموزشی ایران، در بازه ۱۳۸۱ تا ۱۴۰۳ می پردازد . چارچوب نظری پژوهش بر پایه نظریه های تفکر انتقادی استوار است که بر اهمیت این مهارت به عنوان توانایی تحلیل، ارزیابی و بازسازی تفکر برای دستیابی به تصمیم سازی منطقی تأکید دارند؛ و آن را از ارکان اصلی آموزش مدرن و پیش نیاز توسعه فردی و اجتماعی برمی شمارند. روش: این مطالعه به شیوه مروری و از نوع نظام مند (مرور سیستماتیک)، با تمرکز بر پرسش کلی «وضعیت مهارت های تفکر نقادانه در جوامع آموزشی ایران، با محوریت محیط های دانشگاهی چگونه است؟» شکل می گیرد. پژوهش های انجام شده در حوزه سنجش مهارت های تفکر انتقادی، بدون محدودیت زمانی، در پایگاه های اطلاعاتی Magiran، Irandoc، Science Direct، PubMed، Scopus، Web of Science، IranMedex، Google Scholar،Elsevier، SID، علم نت و سایر پایگاه های معتبر به دو زبان فارسی و انگلیسی شناسایی و بررسی شدند. بدین منظور کلیدواژگان اصلی «تفکر انتقادی»، «تفکر نقادانه»، «سنجش مهارت ها»، «ارزیابی» و «ایران» با استفاده از عملگرهای OR و AND مورداستفاده قرار گرفت. از مجموع 575 مقاله پس از حذف موارد تکراری، غیر مرتبط و اعمال معیارهای ورود و خروج، در نهایت 94 مقاله وارد مطالعه شده و داده های مستخرج به صورت توصیفی-ترکیبی و با سنتز نظام مند تحلیل شدند. یافته ها: مرور نظام مندِ مطالعات، نشان می دهد سطح مهارت های تفکر انتقادی در دانشگاه های ایران ضعیف است. بررسی نمرات در 23 سال گذشته، تغییرات معناداری در بلندمدت نشان نمی دهد. سطح مهارت ها در طول بیش از دو دهه اخیر نه تنها بهبود نیافته، بلکه ثبات نسبی در سطح پایین را نشان می دهد. نمرات پایین تفکر انتقادی دانشجویان در سال اول دانشگاه، ضعف نظام آموزشیِ پیش از دانشگاه در پرورش مهارت را تأیید می کند. تفاوت قابل توجهی میان نمره سطوح ورودی و خروجی دانشگاه ها مشاهده نمی شود و تفکر انتقادی در سطوح مختلف تحصیلی توسعه نمی یابد که مؤید نارسایی نظام آموزشی کشور در پرورش مهارت، از سطوح پایین تر تا سطوح عالی است. نتیجه گیری: توسعه تفکر انتقادی باید از اولویت های اصلی نظام آموزشی ایران شود. بازنگری در شیوه های آموزشی فعلی؛ و آموزش صریح و سازمان یافته این مهارت ها در سطوح مختلف آموزشی ضروری است. تکیه بر مطالعات طولی برای سنجش مهارت های تفکر انتقادی دانشجویان در تمامی رشته ها؛ و همچنین توسعه ابزارهای استاندارد و بهینه سنجش متناسب با فضای دانشگاهی پیشنهاد می شود.
۱۶۵.

مصاحبه گران الگوریتمی و بازاندیشی در تولید دانش: به سوی روش شناسی انتقادی هوشمند در پژوهش های کیفی مبتنی بر هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۴۷
مقدمه و اهداف: تحولات پرشتاب فناوری های هوش مصنوعی، بازاندیشی در روش های تولید دانش را به ضرورتی انکارناپذیر بدل ساخته اند. در این راستا، حوزه هوش مصنوعی به سرعت در حال پیشرفت و آماده است تا روش های تحقیق ما را متحول کند. یکی از نمودهای بارز این تحول، ورود «مصاحبه گران الگوریتمی» به عرصه پژوهش های کیفی است؛ ابزارهایی که با تکیه بر الگوریتم های پردازش زبان طبیعی، تعاملات شبه انسانی با مشارکت کنندگان برقرار می کنند. مدل های زبانی هوش مصنوعی به دلیل توانایی فوق العاده خود در نوشتن مقاله، طراحی آزمایش ها، توسعه نظریه، رونویسی، ترجمه، تجزیه و تحلیل موضوعی، کدگذاری، خلاصه کردن مقالات، توصیه نشریات و هدایت محققان به مسیر درست، تکمیل جمله و پاراگراف، درک و تولید متنی که به نوشتار انسان شباهت دارد، شناخته می شوند و این ویژگی آنها را به منبعی ارزشمند برای پژوهشگران در حوزه های کیفی تبدیل کرده است. باوجوداین، ورود این ابزارها صرفاً یک پیشرفت تکنولوژیک نیست، بلکه ناظر بر بازتعریف روابط میان انسان، ماشین، قدرت و معرفت است. ازآنجایی که تصور تحقیقات کیفی معاصر و تحلیل داده ها در علوم انسانی و اجتماعی دشوار است، روی آوردن به فناوری های مدرن در تحلیل داده های کیفی مبتنی بر کامپیوتر، چهارچوب های تفسیر ما را شکل می دهد و دیدگاه و درک ما از مسائل پژوهشی را تغییر می دهد. هدف این مقاله، بازاندیشی انتقادی در نسبت میان هوش مصنوعی و تولید دانش در پژوهش های کیفی است؛ با تمرکز ویژه بر مصاحبه گران الگوریتمی و ظرفیت های آنها در برهم زدن یا بازتولید مناسبات معرفتی و اجتماعی. این مقاله می کوشد با تکیه بر نظریه قدرت -دانش فوکو و نظریه جامعه شبکه ای کاستلز، الگویی روش شناختی با عنوان «روش شناسی انتقادی هوشمند» پیشنهاد کند که پژوهشگران را قادر کند نسبت به سوگیری ها، محدودیت ها و ظرفیت های اخلاقی و سیاسی این ابزارها حساسیت نظری و عملی داشته باشند. روش: پژوهش حاضر به بررسی نقش مصاحبه گران الگوریتمی در بازتعریف روابط اجتماعی و ساختارهای قدرت در مطالعات کیفی می پردازد. این تحقیق در دو مرحله تطبیقی - اسنادی و انتقادی هوشمند اجرا شده است. در فاز اول، با ترکیب نظریه های فوکو و کاستلز، چهارچوب نظری برای تحلیل مصاحبه های هوش مصنوعی تدوین شد. نظریه فوکو به تحلیل تأثیرات قدرت ابزارهای الگوریتمی کمک و مدل های زبانی بزرگ مانند ChatGPT منابع جدید قدرت را نمایان می کند. فاز دوم به توسعه رویکرد انتقادی هوشمند اختصاص دارد که به ادغام فناوری های هوش مصنوعی و تحلیل انسانی می پردازد و به پژوهشگران کمک می کند تا به مسائل انسانی و اجتماعی عمیق تر بپردازند. این روش شناسی نوین با استفاده از الگوریتم ها به شفافیت و دقت تحلیل ها می افزاید و زمان تحلیل را کاهش می دهد. همچنین، اعتبار داده ها با تفسیر تحلیل های انسانی تقویت می شود و سوگیری ناشی از تحلیل های انسانی کاهش می یابد. برای سنجش روایی مدل بومی «روش شناسی انتقادی هوشمند»، بررسی هم راستایی چهارچوب تحلیلی با نظریه های قدرت -دانش و جامعه شبکه ای ضروری است. استفاده از ترکیب تحلیل انسانی و الگوریتمی، کدگذاری مشترک و بازبینی نتایج توسط مشارکت کنندگان نیز به اعتبار و پایایی پژوهش کمک می کند. درنهایت، این پژوهش براساس یک  «روش شناسی انتقادی هوشمند بومی» طراحی شد که به پژوهشگران اجازه می دهد تا از تجارب انسانی و قدرت پردازش الگوریتمی در عصر دیجیتال و تحلیل دقیق تر تعاملات اجتماعی به طور هم زمان بهره برداری کنند. این روش شناسی بر اهمیت شفافیت الگوریتمی و سواد داده محور تأکید دارد و پژوهشگران را ترغیب می کند که در تعامل با ابزارهای هوش مصنوعی، به عنوان تولیدکنندگان خلاق دانش عمل کنند. نتایج: یافته ها نشان می دهند که مدل های زبانی بزرگ مانند ChatGPT، می توانند به شکل معناداری غنای پژوهش های کیفی را در مراحلی مانند شناسایی الگوهای پنهان، طراحی سوال، رونویسی، ترجمه، کدگذاری، توسعه نظریه و تولید متن افزایش دهند. باوجوداین، این مدل ها ابزارهایی خنثی نیستند؛ بلکه کنشگرانی معرفتی هستند که قادرند ساختار گفتمان و مسیر تفسیر را تحت تأثیر قرار دهند. همچنین قادرند الگوهای اجتماعی و فرهنگی را شناسایی و درک عمیق تری از ساختارهای قدرت ارائه دهند. یکی از نتایج کلیدی این پژوهش، توانایی مصاحبه گران الگوریتمی در تولید داده های شفاف و مستند است که به پژوهشگران این امکان را می دهد تا روند تحلیل را به راحتی پیگیری و نتایج را مستند کنند. این ویژگی می تواند به افزایش شفافیت و قابلیت اعتماد در پژوهش های کیفی کمک کند و به پژوهشگران اجازه دهد تا با دقت بیشتری به تحلیل داده های پیچیده بپردازند. افزون براین، نتایج نشان می دهند که ترکیب تحلیل انسانی با الگوریتمی می تواند به کاهش سوگیری ها و افزایش دقت در نتایج منجر شود. این ادغام، به ویژه در زمینه های اجتماعی و فرهنگی که تحلیل های عاطفی و زمینه ای اهمیت دارند، می تواند تحولی در درک و تفسیر داده ها ایجاد کند. در نهایت، این پژوهش بر ضرورت بازاندیشی در روش های پژوهش و طراحی رویکردهای جدید در مواجهه با چالش های اخلاقی و اجتماعی مرتبط با استفاده از هوش مصنوعی تأکید دارد. این نتایج می توانند به عنوان مبنایی برای توسعه سیاست های پژوهشی و آموزشی در زمینه استفاده از هوش مصنوعی در تحقیقات کیفی عمل کنند و به بهبود کیفیت و اعتبار پژوهش های اجتماعی کمک نمایند. بحث و نتیجه گیری: پیشرفت های اخیر در فناوری های هوش مصنوعی و داده کاوی تأثیر عمیقی بر روش های پژوهش کیفی و اجتماعی داشته است. این پژوهش به بررسی تأثیر مصاحبه گران الگوریتمی بر پژوهش های کیفی، به ویژه در زمینه های روابط اجتماعی و ساختارهای قدرت و معرفت می پردازد. یافته ها نشان می دهند که مدل های زبانی بزرگ (LLMs) مانند ChatGPT نه تنها به عنوان ابزار تسهیل کننده، بلکه به عنوان کنشگران معرفتی عمل می کنند که در تفسیر داده ها و تولید معنا نقش دارند. این تغییرات به تحول در ساختارهای اجتماعی و روابط انسانی نیز منجر شده است. نظریه های میشل فوکو و مانوئل کاستلز به درک بهتر تأثیرات هوش مصنوعی بر روابط اجتماعی کمک می کنند. فوکو بر نقش قدرت در تعاملات روزمره تأکید دارد و کاستلز اطلاعات را به عنوان منابع جدید قدرت در نظر می گیرد. این پژوهش تأکید می کند که بهره گیری آگاهانه و انتقادی از این ابزارها می تواند دقت و انسجام تحلیل های کیفی را بهبود بخشد، به ویژه در مراحل پیچیده ای مانند رونویسی و تحلیل تماتیک. چهارچوب «روش شناسی انتقادی هوشمند بومی» که پیشنهاد می شود، به پژوهشگران امکان می دهد تا از ترکیب تحلیل انسانی و قدرت پردازش الگوریتمی بهره برداری کنند و در تعامل با این ابزارها، به تولیدکنندگان خلاق دانش بدل شوند. درنهایت، این پژوهش بر ضرورت بازتعریف نقش پژوهشگر و طراحی ساختارهای جدید برای مستندسازی تعاملات انسان - ماشین تأکید می کند و بر اهمیت رویکردهای انتقادی و مسئولانه در استفاده از هوش مصنوعی در تحقیقات اجتماعی تأکید دارد.
۱۶۶.

عوامل مؤثر بر پایداری شبکه مشارکت نخبگان علمی در سیاستگذاری علم و فناوری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۳۵
علم و فناوری در عصر حاضر با سرعت بیشتری در حال تغییر و تحول است. از این رو نیاز است سیاستگذاری در این حوزه نیز با رویکردها و ساز و کارهایی که سرعت و چابکی را تضمین می کند انجام شود. علاوه بر این نیاز است نخبگان این حوزه در فرایندهای سیاستگذاری نقش فعالی داشته باشند. ساز و کار شبکه یکی از ساز و کارهای کارآمدی است که با استفاده از آن می توان گروه های مختلف را با سرعت بیشتری در فرایند سیاستگذاری مشارکت داد. از جمله چالش های شبکه مشارکت نخبگان علمی در سیاستگذاری علم و فناوری در ایران پایداری آن می باشد. در این پژوهش به عوامل مؤثر بر این پایداری پرداخته شده است. برای رسیدن به این عوامل مبتنی بر رویکرد تفسیری از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. مضامین مورد نیاز از طریق مصاحبه های نیمه ساختار یافته با سه گروه مجری، نخبه علمی و نخبه سیاستگذاری به دست آمده است. مبتنی بر تحلیل ها و یافته های پژوهش 7 عامل مؤثر بر پایداری این شبکه ها شناسایی شده اند. عامل محوری در این زمینه هیجان و انگیزش مشارکت می باشد. این انگیزش در بافتار نخبگی علم و فناوری به عنوان عامل دوم محقق می شود. معماری و ساختار صحیح شبکه، استقلال اقتصادی، ابزارها و ساز و کارهای ارتباطی مناسب، و وجود دبیرخانه سایر عواملی هستند که ضمن در نظر گرفتن از بافتار بر هیجان و انگیزش تأثیر می گذارند.
۱۶۷.

توسعه روش تحقیق علم طراحی بر مبنای رویکرد معرفت شناختی مبناگرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۴۰
مقدمه و اهداف: مبناگرایی معرفت شناختی با تأکید بر باورهای پایه و استنتاج منطقی، چهارچوبی برای تولید دانش منسجم در علوم انسانی و اجتماعی ارائه می دهد. این رویکرد در مواجهه با تعارض های معرفتی و ارزشی در پژوهش های میان رشته ای، به ویژه در حوزه هایی که ارزش های هنجاری نقش کلیدی دارند، اهمیت بسزایی دارد. باوجوداین، کمبود روش های پژوهشی نظام مند که بتوانند اصول مبناگرایانه را به صورت عملیاتی پیاده کنند، چالشی اساسی است. علم طراحی، به عنوان رویکردی مسئله محور و راه حل محور، ظرفیت بالایی برای عملیاتی سازی مبناگرایی دارد؛ اما نیازمند بازطراحی بر مبنای اصول معرفت شناختی است. هدف این پژوهش، توسعه روش تحقیق علم طراحی بر مبنای رویکرد معرفت شناختی مبناگرایی است که با تلفیق مبناگرایی معرفت شناختی و علم طراحی، چهارچوبی منسجم برای پژوهش های علوم انسانی اسلامی، به ویژه مدیریت اسلامی، فراهم کند. این روش با تمرکز بر ارزش محوری و مسئله محوری، به دنبال کاهش تعارض های معرفتی و تقویت انسجام نظری و عملی در طراحی مدل ها و چهارچوب های میان رشته ای است. این رویکرد برای پژوهش های تأسیسی در مدیریت اسلامی، که ارزش های اسلامی و اصول معرفتی در آنها محوری اند، طراحی شده است. تحقیق حاضر با معرفی و تشریح این روش و ارائه نمونه های کاربردی، قابلیت آن را در حل مسائل پیچیده میان رشته ای نشان می دهد و مسیر جدیدی برای تولید دانش نظام مند در علوم انسانی اسلامی باز می کند. روش: پژوهش حاضر با رویکردی انتقادی به روش های علم طراحی، به توسعه روش مبناگرایی طراحی محور اهتمام ورزیده است. ابتدا، پژوهش های پیشین با رویکرد مبناگرایی معرفت شناختی در حوزه مدیریت اسلامی بررسی و سازوکارهای عمومی آنها استخراج شد. سپس، روش های علم طراحی نقد شد و عناصری که با مبناگرایی همخوانی داشتند، برای توسعه روش جدید به کار گرفته شدند. این فرایند نیازمند تحلیل انتقادی مبانی پیدا و پنهان روش های علم طراحی بود تا چهارچوبی منسجم شکل گیرد. برای اعتبارسنجی، سه گروه کانونی تشکیل شد: یک گروه برای ارزیابی فرایند پژوهش و دو گروه برای بررسی خروجی نهایی. برای افزایش دقت، فرایند خویش بازخوری آگاهانه اجرا شد، که در آن تمام تصمیمات طراحانه با دلایل ثبت و در اختیار گروه های کانونی قرار گرفت. این فرایند شفافیت تصمیم گیری را تضمین کرد و امکان بازنگری دقیق را فراهم آورد. داده ها از طریق روش های کیفی مانند مرور نظام مند ادبیات، مصاحبه، و تحلیل های کیفی گردآوری و تحلیل شدند. تکنیک هایی مانند تحلیل ذینفعان و شناسایی مفروضات استراتژیک برای هم راستایی با ارزش های اسلامی و تقویت انسجام روش استفاده شد. این رویکرد تلفیقی، چهارچوبی نظام مند ارائه داد که هم با اصول معرفت شناختی مبناگرایی سازگار است و هم پاسخگوی نیازهای پژوهش های میان رشته ای در مدیریت اسلامی است. نتایج: خروجی پژوهش، توسعه روش تحقیق علم طراحی بر مبنای رویکرد معرفت شناختی مبناگرایی به عنوان چهارچوبی نوین برای پژوهش های علوم انسانی اسلامی، به ویژه مدیریت اسلامی است. این روش شامل هفت مرحله به هم پیوسته است: ۱. احصای نشانه های مسئله از دیدگاه ذینفعان با تحلیل نشانه ها و مفروضات؛ ۲. شناسایی هندسه لایه ای مسئله از طریق همدلی با آشفتگی و بررسی بسترهای تخصصی؛ ۳. تعیین اصول موضوعه طراحی با اجماع بر ارزش های اصلی و دسته بندی لایه ای اهداف؛ ۴. گردآوری و تحلیل داده براساس اصول موضوعه با استفاده از روش های کیفی مانند مصاحبه و متن کاوی؛ ۵. ارائه مصنوع اولیه با تکیه بر خلاقیت و نوآوری؛ ۶. ارزیابی و توسعه مصنوع براساس اصول موضوعه با تکنیک های نرم و شبیه سازی؛ و ۷. ارائه مصنوع نهایی با بازخورد ذینفعان و اصلاحات هدفمند. این روش با تأکید بر مسئله محوری، پاسخگویی به نیازهای واقعی مدیریت اسلامی را تضمین می کند و با ارزش محوری، اجماع بر ارزش های اسلامی را تسهیل و از تکثرگرایی پرهیز می کند. این چهارچوب امکان طراحی مدل های مفهومی و سیستم های اجرایی را در حوزه هایی مانند تصمیم گیری حکومتی و تحول سازمانی فراهم می کند. روش پیشنهادی با تلفیق واقع گرایی انتقادی و مبناگرایی، انسجام نظری و عملی را تقویت کرده و برای پژوهش های تأسیسی در مدیریت اسلامی مناسب است. خروجی های این روش شامل چهارچوب های نظام مند و مدل های عملیاتی است که قابلیت کاربرد در زمینه های متنوع علوم انسانی اسلامی را دارند. بحث و نتیجه گیری: روش تحقیق علم طراحی بر مبنای رویکرد معرفت شناختی مبناگرایی، چهارچوبی تأسیسی برای پژوهش های علوم انسانی اسلامی، به ویژه مدیریت اسلامی، ارائه می دهد که در مقایسه با روش های دیگر مانند دلالت پژوهی و سامانه های توصیفی، متمایز است. دلالت پژوهی بیشتر برای مطالعات تطبیقی مناسب است؛ زیرا به استخراج آموزه ها از منابع دیگر برای مدیریت متداول می پردازد؛ اما ناخودآگاه تحت تأثیر پارادایم های موجود قرار می گیرد. در مقابل، روش پیشنهادی با تکیه بر اصول موضوعه و ساختار استنتاجی، مدل های بدیلی برای مدیریت اسلامی طراحی می کند که از پیش فرض های مدیریت متداول آزاد است. سامانه های توصیفی نیز به دلیل ماهیت غیرتجویزی، جزئیات روش شناختی کافی ارائه نمی دهند؛ در حالی که این روش مراحل مشخصی برای پژوهش های تأسیسی فراهم می کند. با تأکید بر ارزش محوری، این روش اجماع بر ارزش های اسلامی را تسهیل و از تکثرگرایی پرهیز می کند؛ در حالی که مسئله محوری آن پاسخگویی به نیازهای واقعی را تضمین می کند. کاربردهای این روش شامل طراحی چهارچوب های مفهومی و سیستم های اجرایی در حوزه هایی مانند تصمیم گیری حکومتی و مدیریت سازمانی است. محدودیت های این روش شامل نیاز به صلاحیت های معرفت شناختی پژوهشگر و پیچیدگی اجرا در پژوهش های چندجانبه است. پیشنهاد می شود پژوهش های آتی، کاربرد این روش را در زمینه هایی مانند سیاست گذاری عمومی یا سایر علوم انسانی بررسی کنند. این روش به عنوان پلی بین مدیریت متداول و اسلامی، به توسعه دانش میان رشته ای کمک کرده و چهارچوبی نظام مند برای تولید دانش عملی و نظری ارائه می دهد. تقدیر و تشکر: از استادان و پژوهشگران دانشگاه امام صادقj و دانشگاه تربیت مدرس که در تشکیل گروه های کانونی و ارائه بازخوردهای سازنده مشارکت داشتند، تشکر می کنیم. تعارض منافع: نویسندگان اعلام می کنند که هیچ تعارض منافعی در ارتباط با این پژوهش وجود ندارد.
۱۶۸.

حکومت مندی نئولیبرال-ایدئولوژیک: قدرت گفتمانی و دانشگاه در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۰۱
هدف: این مطالعه با هدف ارائه تحلیلی چندوجهی از سازوکارهای قدرت در نظام آموزش عالی ایران، یک چارچوب نظری چهارسطحی (گفتمانی، ساختاری، شبکه ای، و عاملیتی) را معرفی می کند. با این حال، این مقاله به عنوان یک گام پژوهشی بنیادین، با تمرکز بر سطح گفتمانی، به این پرسش محوری پاسخ می دهد که رژیم حقیقت حاکم بر این نظام، از طریق چه سازوکارهای گفتمانی کلیدی برساخته می شود و پیامدهای آن چیست؟ روش این پژوهش کیفی با استفاده از روش تحلیل گفتمان فوکویی، آرشیو گسترده ای از اسناد کلیدی سیاست گذاری کلان (شامل اسناد راهبردی ملی، آیین نامه های وزارتی، و برنامه های راهبردی دانشگاه های برتر) را در سه لایه باستان شناسی، تبارشناسی و تحلیل اثرات اجتماعی-فرهنگی، مورد واکاوی قرار داده است. یافته ها: تحلیل ها وجود یک منطق حکمرانی پیچیده تحت عنوان حکومت مندی نئولیبرال-ایدئولوژیک را آشکار ساخت. یافته های این پژوهش در سه بُعد اصلی قابل ارائه است: ۱) سازوکارهای برسازنده: این رژیم از طریق سه سازوکار گفتمانی اصلی برساخته می شود: الف) گفتمان سنجش کمّی و متریک محور با منطق نئولیبرالی؛ ب) گفتمان جهت دهی ابزاری و ایدئولوژیک علم با منطق کنترل دولتی؛ و ج) گفتمان کنترل و انضباط که مرزهای حقیقت را معین می کند. ۲) معماری قدرت: این سازوکارها در یک معماری منسجم و چهارلایه (ایدئولوژیک، ساختاری، عملکردی، و انضباطی) عمل می کنند که به کل نظام انسجام و پایداری می بخشد. ۳) پیامدها: حاکمیت این رژیم، سه پیامد کلیدی به همراه دارد: الف) برساختن سوژه دانشگاهی مطلوب به عنوان یک هویت دوگانه (کارآفرین و در عین حال متعهد) ؛ ب) بازتعریف دانش معتبر و غلبه امر کاربردی بر امر انتقادی؛ و ج) دگرگونی مأموریت دانشگاه به سوی یک نهاد اقتصادی. نتیجه گیری: این پژوهش نتیجه می گیرد که هرگونه اصلاح معنادار در آموزش عالی ایران، مستلزم بازاندیشی انتقادی در مدل حکومت مندی حاکم و سازوکارهای برسازنده آن است. بر این اساس، پیشنهادهایی چون بازنگری در نظام های ارزیابی کمّی، حمایت هدفمند از علوم انسانی انتقادی، و بازتعریف مأموریت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه، برای حرکت به سوی نظامی پویاتر و عادلانه تر، ضروری به نظر می رسد.
۱۶۹.

تحلیل مفهومی غفلت ورزی دانشجویان تحصیلات تکمیلی: مطالعه موردی دانشگاه کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۸۴
پدیدهٔ غفلت ورزی آکادمیک در میان دانشجویان تحصیلات تکمیلی، با توجه به تأثیرات منفی آن بر فرآیند و نتایج پژوهشی، به یک دغدغهٔ جدی در نظام آموزش عالی تبدیل شده است. لذا این پژوهش بر آن است تا با رویکرد نظریهٔ زمینه ای به ساخت این تبیین بپردازد. مشارکت کنندگان تحقیق دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه کردستان بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند 15 نفر از آن ها در تحقیق مشارکت داده شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته بود. همچنین داده ها طی سه مرحلهٔ کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شد. یافته ها نشان می دهد که غفلت ورزی آکادمیک پدیده ای چندبعدی و نهادی است که در تعامل میان عوامل علّی همچون احساس بی معنایی تحصیلی، ضعف تعامل استاد–دانشجو، محدودیت منابع و فشارهای اقتصادی با شرایط زمینه ای از جمله تعلیق هویت علمی، پیش بینی ناپذیری مسیر تحصیلی و گسست تعلق دانشگاهی شکل می گیرد. همچنین ساختار ناکارآمد آموزشی، فقدان حمایت روانی و شکاف فرهنگی به عنوان شرایط مداخله گر بر تشدید این وضعیت اثر می گذارند. بر این اساس، راهبردهایی نظیر بازآرایی فرهنگ دانشگاهی، توانمندسازی هیئت علمی، تقویت نظام های حمایتی و اصلاح سازوکارهای انگیزشی پیشنهاد می شود. پیامدهای این پدیده در دو سطح مثبت (افزایش خودآگاهی و توان بازاندیشی) و منفی (انزوای علمی و کاهش تعاملات حرفه ای) بروز می یابد. در مجموع، نتایج بیانگر آن است که غفلت ورزی آکادمیک نه مسئله ای فردی، بلکه بازتاب شکاف ساختاری و فرهنگی در آموزش عالی است و بازتعریف نقش دانشگاه را ضروری می سازد.
۱۷۰.

ججیوتیشه شاستره: واکاوی خاستگاه ها و سیر تحول اخترشناسی، تفأل و طالع بینی ودایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۱۲
جیوتیشَه شاستره، یکی از علوم مکمل وداها (ودانگه) است که سهم مهمی در تکوین سنت های دینی و علمی هند داشته است. این پژوهش با روش تاریخی-تحلیلی، و با استناد به متون کلیدی همچون ودانگه جیوتیشه و سوریا سیدّهانته ، و از طریق مقایسه با سنت های بین النهرینی-یونانی، سرچشمه های جیوتیشه را در هر سه حوزه نجوم ریاضی، تفأل آیینی و طالع بینی بررسی می کند و به این پرسش پاسخ می دهد که چرا بر خلاف بابل و یونان، طالع بینی نظام مند در هند با تأخیر پدید آمد و با وجود این وقفه، چگونه به جایگاهی محوری در نظام آموزشی و فرهنگی هند دست یافت؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که در دوره ودایی، جیوتیشه صرفاً به شناسایی 27 نکشتره (منازل ستاره ای) و تعیین موقعیت ماه برای تفأل های آیینی محدود بود، حال آنکه سیارات در آن زمان ناشناخته باقی ماندند. محاسبات دقیق نجومی و طالع بینی تنها پس از آغاز دوران حماسی (قرون اول پیش و پس از میلاد) در جیوتیشه جذب می شود، یعنی زمانی که عرصه تاریخ و سرنوشت فردی برای نخستین بار نزد انسان هندی اهمیت می یابد. از این دوره، علم اخترشناسی به عنوان ابزاری برای پیش بینی رویدادهای فردی و جمعی، طب نجومی و تصمیم گیری های حکومتی به کار برده می شود. نکته کلیدی آن است که این دانش، اگرچه ساختار نجومی و طالع بینانه خود را تا حد زیادی مدیون سنت های یونانی-بین النهرینی است، اما با زدودن نگرش خطی به زمان و تقدیرگرایی جزمی، محتوای آن را در چارچوب اندیشه های کرمه و تناسخ از نو تفسیر می نماید و هویتی منحصربه فرد پیدا می کند.
۱۷۱.

ﺗﺤﻠﯿﻞ و ﺗﻄﺒﯿﻖ ادﺑﯿﺎت ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ در اﯾﻠﯿﺎد و ادﯾﺴﻪ و ﺑﺨﺶ اﺳﺎﻃﯿﺮی ﺷﺎﻫﻨﺎﻣﻪ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۳۴
هدف پژوهش: این پژوهش به تحلیل تطبیقی بن مایه قربانی در دو اثر حماسی شاهنامه فردوسی و ایلیاد و ادیسه هومر می پردازد. هدف اصلی، شناسایی وجوه اشتراک و افتراق در نمایش این مفهوم برای دستیابی به درکی بهتر از ساختارهای فکری، دینی و اساطیری دو تمدن کهن ایران و یونان است. روش پژوهش: روش تحقیق در این مقاله، تحلیلی-تطبیقی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است. داده ها با بررسی مستقیم متون شاهنامه، ایلیاد و ادیسه و نیز منابع مرتبط اسطوره شناختی گردآوری و سپس در چارچوبی مقایسه ای تحلیل شده اند . یافته ها: یافته ها نشان می دهد که اگرچه قربانی در هر دو سنت یک آیین بنیادین است، اما در کارکرد و معنای نمادین تفاوت های بنیادینی دارند. در ایلیاد و ادیسه، قربانی عمدتاً رابطه ای «مبادله ای» و عملی آیینی با خدایان چندگانه و شخصی شده برای دستیابی به اهداف دنیوی (مانند پیروزی در جنگ) است. در مقابل، در بخش اساطیری شاهنامه، قربانی در بستری یکتاپرستانه، بیشتر نماد بندگی، سپاسگزاری و وسیله ای برای تحقق اراده الهی، برقراری «داد» و نظم کیهانی است. قربانی در شاهنامه ابعاد اخلاقی و کیهانی پررنگ تری دارد، در حالی در آثار هومر بر جنبه های مدنی و اجتماعی آن تأکید می شود. در نهایت، این تحقیق نتیجه می گیرد که تفاوت در بازنمایی مفهوم قربانی، بازتاب دهنده تفاوت در جهان بینی، ساختارهای دینی (چندخدایی در برابر یکتاپرستی) و ارزش های محوری دو تمدن است. قربانی در یونان باستان ابزاری برای تعامل با خدایان و حفظ انسجام جامعه مدنی (پولیس) است، حال آنکه در ایران باستان، نمادی از پیوند پادشاه آرمانی با امر متعالی برای استقرار عدالت و نظم در قلمرو پادشاهی به شمار می رود.
۱۷۲.

بررسی مقایسه ای بهره وری دانشگاه های جامع دولتی شهر تهران و سایر استان ها مبتنی بر مدل های CCR وBCC(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۱۹
هدف: بهره وری، یکی از مؤلفه های بنیادین عملکرد سازمانی در محیط رقابتی امروز است و نقش حیاتی در تداوم و بقای سازمان ها ایفا می کند. دانشگاه ها به عنوان نهادهای پیشروی علمی، جایگاهی کلیدی در توسعه کشور داشته و ارتقای بهره وری در آن ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف پژوهش حاضر، بررسی شکاف بهره وری دانشگاه های جامع دولتی شهر تهران و دیگر استان های کشور است. روش: برای دستیابی به این هدف با بهره گیری از روش تحلیل پوششی داده ها (DEA) در دو مدل CCR و BCC با استفاده از ۱۹ شاخص ورودی و ۶۳ شاخص خروجی، بهره وری دانشگاه ها ارزیابی شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهند میانگین کارایی فنی دانشگاه های شهر تهران، هم در مدل (0.73) CCR و هم در مدل (0.71) BCC، به مراتب بالاتر از دانشگاه های سایر استان ها است (به ترتیب 0.44 و 0.52). همچنین نتایج آمار توصیفی نیز این تفاوت معنادار میان دو گروه را مورد تأیید قرار می دهد. این تفاوت نشان می دهد که دانشگاه های تهران، به دلیل بهره گیری مؤثرتر از منابع و دسترسی به زیرساخت های پژوهشی، در تولید خروجی های آموزشی، پژوهشی و فناورانه عملکرد بهتری دارند. نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که دانشگاه های بزرگ تر (با بیش از ۱۵ هزار دانشجو) از بهره وری بالاتری برخوردارند، اما اندازه به تنهایی تضمین کننده کارایی نیست و مدیریت بهینه منابع نیز نقش تعیین کننده ای دارد؛ بنابراین، در تحلیل بهره وری دانشگاه ها، باید به شکاف منطقه ای و راهکارهای پیشنهادی پژوهش حاضر توجه جدی شود. واژه های کلیدی: بهره وری، آموزش عالی، مدل BCC و CCR، تحلیل پوششی داده ها (DEA)
۱۷۳.

جنگ میهنی 12 روزه و راهبرد فناوری دفاعی ما

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۸۱
درگیر شدن تحمیلی ایران در جنگ اخیر، و زد و خورد با دو قدرت هسته ای جهان، به ویژه اسرائیل (که از پشتوانه کلیه دستاوردهای مادی تمدن غرب برخوردار است) نشان داد که فناوری برتر، کماکان مهم ترین عامل پیروزی ها و شکست هاست، همان طور که در تمام تاریخ چنین بوده است. آنچه باعث آسیب های زیادی به ما شد، فناوری های نظامی دشمن بود و نیز آنچه مانع ادامه این آسیب ها و حملات شد، فناوری هایی بود که توسط دانشمندان و فناوران ایرانی توسعه یافته بود. نکته مهمی که قاعدتاً بر سر آن توافق وجود دارد، آن است که توان انسانی و مادی کشور ما، قابل مقایسه با دشمنی نیست که از تمام امکانات ناتو و غرب برخوردار است و چنین مواجهه نابرابری، به فرسایش شدید بخش های مختلف و غیرنظامی کشور می انجامد. جبران عقب ماندگی در فناوری هایی که طرف متخاصم در آن ها چند ده سال جلوتراست، کاری کوتاه مدت نیست و طبعاً پیشرفت آنان نیز به شکل مداوم و شتابان ادامه خواهد داشت و متوقف نخواهد بود. به نظر می رسد تنها راه چاره، گشایش جبهه های جدیدی از فناوری است که هنوز دشمن در آن ها پیشرفت خاصی نکرده است. به عنوان نمونه، چین برای شکار پهپادها و ریزپرنده ها متوسل به لیزر شده است که جایگزین شلیک موشک های پدافندی گران قیمت خواهد بود. به شکل عام تری باید گفت که کل سابقه سلاح های جنگی چند قرن اخیر که مبتنی بر ساخت یک وسیله متحرک فیزیکی برای پرتاب کردن مواد منفجره شیمیایی بوده (اعم از فشنگ و خمپاره و موشک)، امروزه در حال منسوخ شدن است و تکانه های شدید به جای مواد منفجره توسط امواج فیزیکی ایجاد خواهند شد که لیزر فقط یکی از آن هاست. چنین تحولات عظیمی می تواند توسط فناوری های دیگری نیز اتفاق یفتد و قاعدتاً ریشه تمام این فناوری های تحول ساز و برافکن، نوآوری انقلابی در علوم و پژوهش های بنیادین است. سیاست گذاران فناوری کشور (نه فقط در حوزه دفاعی) باید از هوشیاری کافی در این مورد برخوردار باشند و شجاعت پذیرش ریسک را به محققان هم بدهند تا بتوانیم به راهکارهای مؤثری برای مقابله با دشمنان ایران مجهز شویم.
۱۷۴.

دراسة سوسيولوجية للمدائح النبوية في الشعر العربي المعاصر علي ضوء نظرية "زالامانسكي"(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۳
یمکن للدراسات السوسیولوجیه للأعمال الأدبیه، أن تظهر جزءًا کبیرًا من الشعور والوعی الاجتماعی خلال الحقبه الزمنیه التی نشأت فیها تلک الآثار الأدبیه. فی المجال ذاته، باتت المدائح النبویه للشعراء العرب المعاصرین، ممزوجه بالقضایا الاجتماعیه والسیاسیه والنضالیه السائده التی أصبحت مفعمه بالتوظیفات الرمزیه فی أعقاب الاضطرابات التی وقعت فی العالم العربی، من أجل لعب دورهم الاجتماعی والسیاسی الخطیر فی المجتمع العربی بشکل واسع النطاق على المستوى العالمی. تزاید هذا التأثیر للبیئه الاجتماعیه علی الأعمال الأدبیه، فتشابکت قصائد الشعراء العرب المعاصرین فی المدیح النبویّ بشکل کبیر مع الأحداث الاجتماعیه والسیاسیه فی مجتمعهم، من منظور سوسیولوجی. وظّف هذا المقال المنهج الوصفی التحلیلی المعتمد على المنهج الاجتماعی لیفحص المقاربات السیاسیه والاجتماعیه فی المدائح النبویه المعاصره بناءً على نظریه المحتویات السائده ل لباحث الفرنسی "هانری زالامانسکی". أظهرت نتائج الدراسه أن التغیرات الاجتماعیه المعاصره فی العالم العربی ترکت أثرًا واضحًا علی المدائح النبویه؛ وخلقت موضوعات ملتزمه فی الشعر العربی المعاصر؛ حیث إنّ الجواب الوحید والحلّ الشامل للشعراء العرب المعاصرین فی مدائحهم النبویه، لحل مشاکل مجتمعهم - التی تبلورت هذه الإجابه من وجهه نظر زالامانسکی فی أنواع أدبیه مختلفه - هی "النضال من أجل الحریه" والکشف عن خطاب جدید لإصلاح مجتمعهم وازدهاره وتنمیته. اذن فخرجت المدائح النبویه فی هذا العصر من الفردیه السالفه واتخذت طابعًا نضالیًا واجتماعیًا قویًا، کما نوقشت الشخصیه الأرضیه لتلک الحضره الشریفه أکثر من شخصیته القدسیه والملکوتیه.
۱۷۵.

طیف مفهومی اسراف تا فساد در قرآن: بازخوانی رابطه الگویِ خوراک و بحران زیست محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۹۸
در دوران معاصر، بحران محیط زیست یکی از جدی ترین تهدیدهای جهانی به شمار می آید که ریشه در رفتارهای انسانی از جمله الگوهای نادرست مصرف دارد. این پژوهش با رویکردی میان رشته ای و روش توصیفی تحلیلی، به بررسی نگرش قرآن نسبت به میزان و حدود مصرف خوراک انسان و تأثیر آن بر محیط زیست می پردازد. مسئله اصلی پژوهش آن است که مفاهیم کلیدی قرآن در حوزه خوراک، چگونه رفتارهای مصرفی انسان را طیفی سازی کرده و از چه منظری تجاوز از حدود الهی را منشأ فساد و فروپاشی اجتماعی و زیست محیطی می داند. در این راستا، مفاهیمی چون «اسراف»، «اعتداء/طغیان» و «فساد» به مثابه سه سطح معنایی و رفتاری از مداخله انسان در طبیعت تحلیل شده اند. «اسراف» عموماً نمایانگر سطحی فردی از زیاده روی در مصرف است که خروج از حد نیاز را نشان می دهد. «اعتداء/طغیان و عصیان» عبور از مرزهای مشروع، به گونه ای است که آثار اجتماعی و جمعی دارد و نوعی تعرض به حقوق دیگران یا نظام طبیعی تلقی می شود. در نهایت، «فساد» نماد سرپیچی گسترده و بی مهابا از مرزهای اخلاقی و الهی است که در نهایت منجر به زوال تمدنی و قومی می شود (بقره: ۲۵). این ساختار معنایی نشان می دهد که قرآن با ترسیمِ یک طیف هشداردهنده، مرزهای تصرف در طبیعت را روشن ساخته و از طریق آن، الگویی برای تنظیم رابطه انسان با محیط زیست ارائه داده است. یافته های پژوهش بر این دلالت دارد که تجاوز از حدود الهی در مصرف خوراک نه تنها یک نافرمانی دینی بلکه عامل کلیدی در فروپاشی تمدن ها و زیست بوم ها تلقی می شود.
۱۷۶.

آرایه شناسی مأموریت محور پارک های علم و فناوری ایران براساس تحلیل محتوای اسناد راهبردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۷۶
پارک های علم و فناوری در سراسر جهان به عنوان ابزار سیاست گذاری نوآوری، از طریق هم جواری بنگاه های دانش بنیان و فناور و بهره گیری از اثرات تجمعی، به ارتقای کارآفرینی فناورانه کمک کرده اند. با وجود پژوهش های فراوان درباره تنوع ساختار، اهداف و نقش های پارک های علم و فناوری در سطح بین المللی، در ایران هنوز مطالعات نظام مند برای طبقه بندی و مقایسه میان پارک ها محدود است. مطالعه انجام شده، با هدف پرکردن این خلأ، به آرایه شناسی پارک های علم و فناوری ایران می پردازد. داده ها از اسناد راهبردی هفده پارک علم و فناوری که اسناد آن ها در دسترس بود، استخراج شد. تحلیل با نرم افزار مکس کیودا و از طریق کدگذاری باز و محوری، تدوین ماتریس تطبیق پارک-مأموریت و به کارگیری روش طبقه بندی انجام گرفت. یافته ها نشان می دهد پارک های ایران را می توان در چهار طبقه مأموریتی اصلی دسته بندی کرد: (1) جامع/افقی با رویکرد پوشش طیف وسیعی از فناوری ها و خدمات، (2) حوزه ای/عمودی با تمرکز بر خوشه های تخصصی و زنجیره های ارزش مشخص؛ (3) شبکه سازی ملی و بین المللی با مأموریت میانجی گری برای اتصال بازیگران، توسعه بازارهای صادراتی و جذب سرمایه گذاری خارجی و (4) منطقه ای با جهت گیری حل مسائل بومی، توسعه نیروی انسانی و پیوند با سیاست های آمایش سرزمین. نتایج این پژوهش می تواند راهنمایی عملیاتی برای سیاست گذاران جهت طراحی ساز وکارهای حمایتی متمایز، تخصیص هدفمند منابع و توسعه شاخص های ارزیابی عملکرد مبتنی بر مأموریت فراهم آورد.
۱۷۷.

معرفی کتاب تاریخ نگاری تاریخ علم در جوامع اسلامی؛ تجربه ها، مفاهیم، پرسش ها نوشته سونیا برنتیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۸۰
کتاب تاریخ نگاری تاریخ علم در جوامع اسلامی تألیف سونیا برنتیس، محقق برجسته علم دوره اسلامی، روایت های سنتی و غالب تاریخ علم در جهان اسلام، به ویژه نظریه افول علمی پس از دوره طلایی را به چالش می کشد و نشان می دهد فرضیه افول با شواهد تاریخی همخوانی ندارد و فعالیت های علمی در جوامع اسلامی تا دوره های صفوی، عثمانی و گورکانی تداوم داشته است. برنتیس به اهمیت نهادها و ساختارهای اجتماعی تولید علم، روش های آموزشی و شیوه های ثبت، ضبط و انتقال علم تأکید دارد. برای نمونه، او به آموزش های چهره به چهره و پژوهش هایی که در قالب تفسیر و شرح نویسی عرضه می شد، به عنوان عوامل اثرگذار در پیشرفت علم اشاره می کند. از سوی دیگر، ارتباط میان علم و دین نزد عالمان و حکمرانان که معمولا نظرات مشابهی در حمایت یا مخالفت با علم نداشتند بررسی می شود. پیشنهاد مؤکد برنتیس به پژوهشگران این است که دیگر تمامی نسخ خطی، رساله ها، ابزارها، نقشه ها و اشیای مرتبط با علم را در چارچوب مفاهیم کلانی مانند «اسلام» یا «اروپای لاتین» جای ندهند، بلکه به شرایط خاص زمانی- مکانی، بافت اجتماعی و نیز فرصت ها و محدودیت های هر جامعه توجه کنند و با گذر از پیش فرض های کلیشه ای به بررسی های خُرد تاریخی و تحلیل های جامع تر روی آورند.
۱۷۸.

رتوریک های موافقان و مخالفان مهاجرت برمبنای نظریهٔ نظام های توجیهی لوک بولتانسکی و لوران تِوِنو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۹۷
پدیدهٔ مهاجرت و به طورخاص مهاجرت خارجی مسئله اجتماعی، فرهنگی و جمعیت شناختی مهمی است که نیاز به بررسی و کنکاش دارد. هدف این مقاله، بررسی دیدگاه های موافقان و مخالفان مهاجرت خارجی در بین شهروندان کُرد شهرستان سردشت است که با استفاده از نظریهٔ نظام های توجیهی یا رژیم های کنش لوک بولتانسکی و لوران تِوِنو که یکی از رویکردهای مطرح در حوزهٔ جامعه شناسی فرهنگی است، صورت گرفته است. استفاده از دیدگاه بولتانسکی و تِونو هم در بخش نظری و هم تفسیر دیدگاه های مصاحبه شوندگان و همچنین مقایسهٔ دیدگاه های موافقان و مخالفان مهاجرت جنبهٔ نوآورانه این مقاله است. روش تحقیق، کیفی و برمبنای رویکرد تفسیرگرایی برساختی و استراتژی استفهامی است که با کاربرد روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی و با تکنیک مصاحبهٔ نیمه ساختاریافته با 26 نفر از شهروندان سردشت (13 نفر ساکن سردشت و 13 نفر ساکن کشورهای خارجی) انجام شده است. یافته های پژوهش براساس شش جهان بولتانسکی و تِونو که نظام های توجیهی دو گروه موافقان و مخالفان مهاجرت را تشریح می کند، مشتمل بر دو طیف استدلال متمایز بر مبنای شش سیته از جمله: «الهام، داخلی، مدنی، شهرت، بازار و صنعتی» است. درنهایت، رتوریک های دو گروه مخالف و موافق مهاجرت براساس استدلال های مبتنی بر شش جهان مذکور را می توان در یک ترکیب دیالکتیک «مقاومت-مداومت» خلاصه و دسته بندی کرد.
۱۷۹.

خوانشی انتقادی از واقع گرایی و ناواقع گرایی در حوزه ایمان دینی با تأکید بر دیدگاه دان کیوپیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۱۴
هدف پژوهش: بررسی و نقد مبانی فکری و تناقض های موجود در خوانش دان کیوپیت از دین، با تمرکز بر آرای او در کتاب «دریای ایمان» است. این نقد عمدتاً بر مبانی هستی شناسی، معرفت شناسی و الهیاتی وی از جمله تقدم ایمان بر عقل، تحویل گرایی دین به معنویت و عمل گرایی، نسبی گرایی و تأثیرپذیری از اندیشه های پست مدرن و پوزیتیویستی متمرکز است.  روش پژوهش: این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد نقادانه انجام شده است. داده ها با مطالعه کتاب «دریای ایمان» به عنوان منبع اصلی آرای کیوپیت استخراج و سپس مبانی و نتایج فکری او در چارچوبی نظام مند بازخوانی و تحلیل شده اند.  یافته ها: بررسی آرای کیوپیت نشان می دهد که نظام فکری او با تناقض های مهمی روبروست؛ از جمله: تقدم ذهن بر عین: که به نسبی گرایی معرفتی می انجامد. تحویل خدا و ایمان به زبان و عمل دینی: که امر متعالی را به پدیده ای صرفاً انسانی و اجتماعی تقلیل می دهد. تبیین طبیعت گرایانه و بشری از دین: که قداست و منشأ وحیانی دین را نادیده می گیرد. طرح «معنویت اخلاقی» به جای دین: این طرح فاقد پشتوانه های متافیزیکی محکم و در نتیجه ناکافی به نظر می رسد .  نتیجه گیری: نویسنده این مقاله به این نتیجه می رسد که خوانش کیوپیت از دین، به رغم ادعای ارائه تبیینی سازگار با دنیای معاصر، به دلیل تناقض های درونی و تقلیل امر دینی به اموری صرفاً زبانی، عملی و اخلاقی، نادرست و ناکافی است. این رویکرد در نهایت به نسبی گرایی می انجامد و قادر به تبیین حقیقت و قداست دین نیست.
۱۸۰.

ارائه مدلی برای آموزش مدیران سازمان سنجش آموزش کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۹۰
هدف: هدف از این پژوهش ارائه مدلی برای آموزش مدیران سازمان سنجش آموزش کشور با توجه به چالش‌های ویژه این سازمان از جمله دیجیتالی شدن آزمون‌ها و ضرورت حفظ عدالت آموزشی است. روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف، بنیادی – کاربردی و از نظر روش، کیفی است و با رویکردی اکتشافی و توصیفی انجام شد. روش‌های مورد استفاده شامل تحلیل محتوا، تحلیل مضمون، دلفی، مدل‌سازی ساختاری ـ تفسیری و نمودار قدرت ـ نفوذ بود. جامعه‌ پژوهش شامل 15 خبره بود که با روش نمونه‌گیری غیراحتمالی قضاوتی و زنجیره‌ای تا نقطه اشباع انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل مصاحبه، پرسشنامه دلفی و پرسشنامه تفسیری بود. تحلیل داده‌ها با کدگذاری دستی و نرم‌افزار MAXQDA انجام گرفت. برای روایی، پنج خبره مضامین را تأیید کردند و برای پایایی از روش بازآزمون (98 درصد) و توافق دو کدگذار (77 درصد) استفاده شد. یافته‌ها: در مرحله نخست، 82 مضمون پایه، 22 مضمون سازمان‌دهنده و 6 مضمون فراگیر شناسایی شد که پس از پالایش به 50 مضمون پایه، 14 مضمون سازمان‌دهنده و 6 مضمون فراگیر کاهش یافت. نتیجه‌گیری: شش مضمون اصلی شامل آموزش سازمانی مدیران، نیازسنجی‌های آموزشی، آموزش قابلیت‌های انطباقی مدیران، تحول‌گرایی در آموزش مدیران، استراتژی‌های آموزش و پیش‌نگری مدیران، پیامدها و زیرساخت‌های آموزش است. این مضامین در قالب پنج سطح سلسله‌مراتبی تدوین شد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان