ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۳٬۱۲۵ مورد.
۱۴۱.

تحلیل فلسفی چیستی، جایگاه و نقش مدل ها در اقتصاد متعارف و اقتصاد اسلامی با اقتباس از مبانی حکمای اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۳۳
مقدمه و اهداف: یکی از مسائل بنیادین فلسفه علم و علم اقتصاد، تحلیل جایگاه مدل ها در نظریه پردازی اقتصادی است. در علم اقتصاد، مدل ها ابزارهای مفهومی و ریاضی هستند که برای ساده سازی، تبیین و پیش بینی پدیده های اقتصادی به کار می روند. با وجود اهمیت مدل ها، نگاه های متفاوتی نسبت به آنها وجود دارد. برخی مدل سازی را استمرار ریاضی سازی علم اقتصاد دانسته و نسبت به آن نگاه انتقادی دارند؛ درحالی که برخی دیگر بدون بررسی مبانی نظری، از مدل سازی در تحلیل های اقتصادی استفاده می کنند. ازاین رو، تحلیل فلسفی مدل سازی در علم اقتصاد اسلامی ضرورتی اساسی دارد. مبانی حکمای اسلامی، به دلیل استحکام نظری و سازگاری با اقتصاد اسلامی می تواند نقش کلیدی در تبیین جایگاه مدل ها ایفا کند. مقاله حاضر تلاش دارد تا با بررسی چیستی، جایگاه و نقش مدل ها در اقتصاد اسلامی، چهارچوبی نظری برای این حوزه ارائه دهد. در این راستا، ابتدا مدل ها در فلسفه علم و علم اقتصاد بررسی می شوند و سپس جایگاه آنها در اقتصاد اسلامی براساس مبانی حکمای اسلامی تحلیل می شود. نوآوری پژوهش حاضر در بررسی جایگاه نظری مدل ها در اقتصاد اسلامی براساس مبانی حکمای اسلامی و ارائه مراحل مدل سازی براساس این است. روش: روش این پژوهش از حیث گردآوری داده ها، کتابخانه ای و از حیث تحلیل، ترکیبی از روش تاریخی و روش عقلی است. در بررسی جایگاه مدل ها در اقتصاد متعارف، روش تاریخی به کار رفته است؛ به این معناکه وضعیت موجود مدل سازی در علم اقتصاد و نظریات مختلف درباره چیستی و کارکرد مدل ها بررسی شدند. در مقابل، برای تحلیل جایگاه مدل ها در اقتصاد اسلامی، از روش عقلی استفاده شده است. این روش با استناد به مبانی حکمای اسلامی تلاش دارد تا تبیینی سازگار با اقتصاد اسلامی برای مدل سازی ارائه دهد. در این راستا، مفاهیمی مانند اعتباریات و صورت علمی از فلسفه اسلامی استخراج و در زمینه مدل سازی اقتصادی استفاده شده است. همچنین، برای بررسی کارکرد مدل ها در اقتصاد اسلامی، انواع مدل ها شامل مدل های تبیینی، تجویزی و سیاستی شناسایی شده و مراحل منطقی استفاده از مدل ها در اقتصاد اسلامی براساس این چهارچوب تدوین شده است. درنهایت، مراحل ارائه شده بر مدل عدالت برکت تطبیق داده شده اند تا امکان کاربردپذیری عملی این چهارچوب سنجش شود. نتایج: یافته های پژوهش نشان می دهد که مدل ها در اقتصاد اسلامی را می توان براساس مفاهیم حکمای اسلامی همچون اعتباریات و صورت علمی تبیین کرد. برخلاف دیدگاه های رایج که مدل ها را صرفاً ابزاری انتزاعی برای ساده سازی می دانند، در چهارچوب نظری حکمای اسلامی، مدل ها به لحاظ معرفت شناسی صورت ذهنی منفرد و یا مجموعه ای از صورت های ذهنی هستند که به غرض واقع نمایی و یا ایجاد امری در خارج ایجاد می شوند و به لحاظ هستی شناختی نوعی «وجود ذهنی ادعایی» هستند که دانشمندان برای فهم بهتر نظریات، مفاهیم، و روابط میان آنها طراحی می کنند. بنابراین مدل ها هم در جنبه معرفت شناختی و هم در جنبه هستی شناختی دارای دو جهت حقیقت و اعتبار هستند و ترکیبی از این دو را به همراه دارند. غلبه یک جهت نوع مدل را تعیین می کند. بر اساس این، مدل ها ابزارهای نظری تنزیلی و ادّعایی هستند که در افق ذهنی به کمک نظریه پرداز اقتصاد اسلامی می آیند. در این راستا، مدل های اقتصادی اسلامی در سه دسته تبیینی، تجویزی و سیاستی تقسیم می شوند. مدل های تبیینی به دنبال ارائه تصویری از واقعیت های اقتصادی موجود هستند و عمدتاً بر شناخت وضعیت جاری تمرکز دارند. مدل های تجویزی، اهداف و روابط مطلوب را براساس مبانی اسلامی تبیین می کنند و درحقیقت، الگوهایی برای جامعه ای مطلوب ارائه می دهند. مدل های سیاستی نیز راهکارهایی برای دستیابی به اهداف تجویزی ارائه می دهند و در ارزیابی آنها، میزان موفقیت سیاست ها در تأمین اهداف تعیین کننده است. اما نکته مهم استفاده از نوعی اعتبار و تنزیل در تمام این مراحل است. یکی از مهم ترین نتایج این پژوهش، بازتعریف جایگاه مدل ها در اقتصاد اسلامی براساس نظریه حکمای اسلامی و ارائه مراحل منطقی برای مدل سازی در این حوزه است. همچنین، این پژوهش نشان می دهد استفاده از مدل های علمی در اقتصاد اسلامی با رعایت اصول و محدودیت های مشخص مانند حفظ مرز جنبه های حقیقی و اعتباری، و مخدوش نشدن غرض مدل امکان پذیر است و می توان از مدل ها به عنوان ابزارهایی برای فهم، تبیین، تجویز و یا سیاست گذاری بهتر در مسائل اقتصادی بهره برد. بحث و نتیجه گیری: بررسی جایگاه مدل ها در علم اقتصاد نشان می دهد که مدل ها نقش اساسی در تبیین، تحلیل و پیش بینی مسائل اقتصادی دارند. در اقتصاد متعارف، مدل ها در سه دسته اصلی تقسیم بندی می شوند: 1. مدل های نظری - مفهومی و ریاضی که به منظور ارائه ابتدایی یا نهایی یک نظریه استفاده می شوند؛ 2. مدل های اقتصادسنجی که برای آزمون تجربی نظریات به کار می روند و 3. مدل های سیاستی که ترکیبی از دو نوع قبلی هستند و برای تحلیل آثار سیاست ها استفاده می شوند. در مقابل، در اقتصاد اسلامی، مدل ها با استفاده از مفاهیم فلسفی مانند صورت علمی و مفاهیم اعتباری بازتعریف شده اند. پژوهش حاضر نشان می دهد که مدل ها در اقتصاد اسلامی، ابزارهایی برای تبیین، تجویز و سیاست گذاری اقتصادی هستند و می توان آنها را به گونه ای طراحی کرد که با مبانی اسلامی سازگار باشند. از نتایج کلیدی این پژوهش، تبیین مفهوم نمایندگی حقیقی و نمایندگی اعتباری در مدل هاست که براساس آن، مدل ها در اقتصاد اسلامی به عنوان ابزارهای نظری ادعایی و تنزیلی برای ساده سازی فهم و تصویرسازی واقعیت های اقتصادی عمل می کنند. افزون براین، مراحل منطقی مدل سازی در اقتصاد اسلامی، از شناخت مفاهیم پایه تا ارائه بسته سیاستی کامل، مشخص شده است. این چهارچوب می تواند به پژوهشگران و سیاست گذاران اقتصادی کمک کند تا با تکیه بر مبانی اسلامی، مدل هایی عملی و کارآمد برای حل مسائل اقتصادی طراحی کنند. در پایان، این مراحل بر مدل عدالت برکت تطبیق داده شده اند تا امکان پذیری و کاربرد عملی آنها در اقتصاد اسلامی نشان داده شود.
۱۴۲.

شناسایی و دسته بندی شکست های سیستمی در نظام ملّی نوآوری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۵۴
مقاله پیش رو با هدف شناسایی شکست های سیستمی نظام ملّی نوآوری ایران تدوین گردیده و سعی نموده تا به کمک نظرات طیف وسیعی از خبرگان حوزۀ سیاست گذاری علم، فنّاوری و نوآوری و کنشگران نظام ملّی نوآوری و با استفاده از روش تحلیل مضمون، شکست های سیستمی نظام ملّی نوآوری ایران را شناسایی و دسته بندی کند. براساس نتایج حاصل از این پژوهش، در مجموع 43 شکست سیستمی عمده در نظام ملّی نوآوری ایران شناسایی گردید که این مجموعه شکست ها ذیل 12 حوزه ی کارکردی از فعالیت ها دسته بندی شد. این 12 حوزه کارکردی عبارتند از: 1) سیاست گذاری، جهت دهی، ارزیابی و نظارت نظام؛ 2) مشروعیت بخشی به نوآوری؛ 3) آگاه سازی عمومی نسبت به مسائل؛ 4) آموزش، توسعه و توانمندسازی سرمایه انسانی؛ 5) تأمین مالی پژوهش، توسعه فنّاوری و نوآوری؛ 6) خلق دانش و انجام تحقیق وتوسعه؛ 7) انتشار دانش، همکاری و شبکه سازی؛ 8) فعّالیت های محرک تقاضا و بازار؛ 9) فعّالیت های کارآفرینانه (تولید محصولات و خدمات جدید)؛ 10) ارتقاء هوشمندی سیاستی راهبردی؛ 11) انجام تغییرات ساختاری و نهادی؛ و 12) شتاب دهی و تسریع رشد کسب وکارها. همچنین با مقایسه و تطبیق نتایج حاصل از این پژوهش با دیگر مطالعات انجام گرفته، مهمترین شکست های سیستمی نظام ملّی نوآوری ایران به ترتیب عبارتند از: 1) نبود انسجام میان سیاست ها و ضعف در نظارت، ارزیابی و ایجاد سازوکارهای اجرائی و حمایتی برای سیاست های نوآوری کشور؛ 2) وجود تولی گری چندگانه در امر علم، فنّاوری و نوآوری در کشور؛ 3) ضعف در حضور، هماهنگی و تقسیم کار شفاف بین بازیگران نظام ملّی نوآوری؛ 4) ضعف در سازوکارهای مناسب جهت مشارکت و هم افزایی بین بازیگران مختلف برای ارائه مشاوره و انتشار فنّاوری و 5) ضعف در اولویت بندی مسائل و ارائه راه کارهای سیاستی با توجه به نیازهای منطقه ای و ملی.
۱۴۳.

پژوهشی نو در ماهیت تبرع در ادای شهادت و ارزش اثباتی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۲۵
هدف پژوهش: بررسی ماهیت، قلمرو اثباتی و حجیت شهادت تبرعی (شهادتی که بدون درخواست قبلی ارائه می شود) در فقه امامیه و حقوق موضوعه ایران و تعیین این که آیا می توان به آن به عنوان یکی از ادله اثبات دعوا استناد کرد یا خیر.  روش پژوهش: این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با مراجعه به منابع کتابخانه ای انجام شده است. در آن، نظرات و ادله فقها و حقوقدانان در مورد شهادت تبرعی گردآوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.  یافته ها: یافته های تحقیق نشان می دهد که: شهادت تبرعی، هم در حق الله (اموری که مربوط به خداوند است) و هم در حق الناس (اموری که مربوط به مردم است) حجت و قابل استناد است. صرف تبرعی بودن (داوطلبانه بودن) شهادت، باعث خروج شاهد از شرایط شرعی و بطلان ماهوی شهادت نمی شود. تنها نقد وارد بر این شهادت، عدم رضایت «مشهودٌله» (کسی که به نفع او شهادت داده می شود) است که این ایراد، شکلی و غیرماهوی است و به حجیت و اعتبار ذاتی شهادت لطمه نمی زند. حداقل می توان به شهادت تبرعی به عنوان شهادت عرفی استناد کرد که بر اساس ماده ۱۶۲ قانون مجازات اسلامی معتبر است و نیاز به دارا بودن تمام شرایط سختگیرانه شاهد شرعی ندارد.  نتیجه گیری: نتیجه نهایی این است که شهادت تبرعی دارای اعتبار و حجیت است و می توان در دادگاه به آن استناد کرد. عدم رضایت مشهودٌله فقط این حق را به او می دهد که نخواهد از این شهادت استفاده کند، اما این امر به صحت ماهوی شهادت خدشه ای وارد نمی کند.
۱۴۴.

اقتصاد سبز، ضررورت تحقق تمدن اکولوژیک در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۷۹
وضعیت نابسامان محیط زیست جهانی، حاکی از بهره برداری نامناسب بشر از طبیعت است. هرچند فلسفهٔ آفرینش در تعادل و توازن معنا می یابد و این امر به وضوح در شاخص های محیط زیستی پیش از مداخلات بشری مشهود است، ورود بشر و تصرف های او در طبیعت، ناپایداری هایی را رقم زده است. تغییرات اقلیمی، آلودگی های آب، خاک و هوا، کاهش تنوع زیستی، تغییرات شدید کاربری و تشدید وقایع حدی، همگی ناشی از عدول و عدم تبعیت بشر از قوانین حاکم بر طبیعت هستند. در دهه های اخیر، تلاش های فراوانی برای حل این معضلات در کشورهای مختلف جهان صورت گرفته و تأکید بر لزوم بازگشت به اصول و نظام طبیعت، یکی از مهم ترین آن ها بوده است. اصطلاح «تمدن اکولوژیک» که برای اولین بار در سال ۱۹۷۶ توسط فیچر و در کتاب شرایط بقای انسان مطرح شد، در سال های اخیر به یکی از کلیدواژه های بازگشت انسان به اصول طبیعت تبدیل شده است. کشورهایی همچون چین، با پیشینه تمدنی غنی و دوستدار طبیعت، در تلاش اند تا با احیای سنت های پیشینیان خود در پاسداشت طبیعت، معضلات و ناترازی های موجود در محیط زیست کشور را بهبود بخشند. از سوی دیگر، باورهای متقنی وجود دارد که رشد و توسعه لزوماً به تخریب محیط زیست منجر نمی شود. در این نوشتار، تلاشی برای بررسی چگونگی تحقق تمدن اکولوژیک از گذرگاه اقتصاد سبز مطرح شده است. در این راستا، با بررسی گذار از اقتصاد رایج به سمت اقتصاد سبز و مبتنی بر روابط حیاتی میان اقتصاد، جامعه و محیط زیست، مدلی پیشنهاد شده است که در آن رشد و توسعه با پیشینه تمدنی ایرانیان در پاسداشت طبیعت همسو بوده و ظرفیت مناسبی برای گذار به تمدن اکولوژیک از طریق اقتصاد سبز در ایران فراهم می آورد.
۱۴۵.

چارچوب عوامل موثر بر انطباق رفتار کارکنان با سیاست های امنیت اطلاعات در نظام بانکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۴۵
با توجه به نقش حیاتی عامل انسانی به عنوان یکی از حلقه های آسیب پذیر در زنجیره امنیت اطلاعات، پژوهش حاضر با هدف شناسایی، طبقه بندی و یکپارچه سازی عوامل مؤثر بر انطباق رفتار کارکنان با سیاست های امنیت اطلاعات در صنعت بانکداری، به ارائه یک چارچوب مفهومی جامع در این حوزه می پردازد. این مطالعه از روش تحقیق کیفی فراترکیب بهره برده است. با جستجوی نظام مند در پایگاه های علمی، تعداد ۶۷ مقاله معتبر که به طور مستقیم به موضوع پژوهش پرداخته بودند، انتخاب و به صورت عمیق به روش تحلیل مضمون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. چارچوب نظری اصلی برای طبقه بندی و یکپارچه سازی عوامل مستخرج، مدل رفتار، قابلیت، فرصت، انگیزه (COM-B) بوده است که با مفاهیم کلیدی از نظریه های انگیزش محافظت، رفتار برنامه ریزی شده، خنثی سازی و بازدارندگی عمومی تلفیق شد. یافته های پژوهش نشان داد رفتار انطباقی محصول تعامل سه بعد اصلی است. بعد انگیزه با 13 عامل به عنوان محوری ترین بعد شناسایی شد که در آن نگرش و باورها و ارزیابی هزینه و فایده به ترتیب با 39 و 24 تکرار، بیشترین فراوانی را داشتند. در بعد فرصت با 11 عامل، آموزش و آگاهی و هنجارهای اجتماعی با 28 و 21 تکرار قدرتمندترین عوامل محیطی تعیین شدند. در بعد قابلیت نیز که متشکل از 12 است، عامل خودکارآمدی با 18 تکرار، اهمیت بیشتری نسبت به سایر عوامل این دسته دارد. این پژوهش چارچوبی یکپارچه و چندبعدی ارائه می دهد که نشان می دهد انطباق رفتار کارکنان نظام بانکی با سیاست های امنیت اطلاعات بیش از یک الزام فنی، یک انتخاب شناختی و اجتماعی است. این چارچوب پیامدهای کاربردی مهمی برای مدیران بانکی دارد، از جمله لزوم تغییر تمرکز از راهبردهای ابزارمحور به رویکردهای انسان محور که بر اصلاح نگرش، تقویت خودکارآمدی و پرورش فرهنگ امنیت مثبت تأکید دارند. همچنین، این چارچوب به عنوان یک مبنای نظری جامع، مسیرهای تحقیقاتی آتی را برای آزمودن روابط میان این عوامل هموار می سازد.
۱۴۶.

چیستی استحقاق؛ یک مردم نگاری گفت وگویی در کارآفرینی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۱۵
مفاهیم استحقاق و شایستگی، همواره نسبتی با استعدادها و داشته های اجتماعی و طبیعی دارند و از زاویه دیدی که به استحقاق مرکزیت می دهد، هر شخص و سازمانی اخلاقاً مجاز به بهره مندی از ذخایر و ظرفیت هایش است. اما از نگاهی دیگر و در یک جامعه به سامان، بایستی به دنبال بهره مندی افراد از خیر یکدیگر بود. رد یا پذیرش استحقاق اخلاقی در فضای کارآفرینی، خود توأم با مشروعیت بخشی به شکلی از اقتصاد و رفتارهای فرهنگی است. براین اساس ایده استحقاق اخلاقی در رفتار بخش منابع انسانیِ سازمان های کارآفرین، منطق سود و شکل توزیع منابع، نمود می یابد. این پژوهش تلاش می کند به روش مردم نگاری گفت وگویی، دیدگاه های برخی از کنشگران اکوسیستم کارآفرینی را نسبت به موضوعات مرتبط با استحقاق بررسی و توصیف کند. بر اساس داده های تجربی، در فرهنگ اکوسیستم استارتاپی ایرانی، امر عادلانه اغلب در چارچوبی شایسته سالارانه و اختیارگرایانه درک، توصیف و بازتولید می شود و در این میدان، دیدگاه های جماعت گرایان و لیبرال های وظیفه گرا و برابری خواه، آینده روشنی در برابر خود نمی یابند. بازاندیشی و تردیدهای طرفین گفت وگوها نشان از آن دارد که این اکوسیستم پیرامون امر عادلانه چندان با تنوع دیدگاه ها روبه رو نیست و در نظر گرفتن عدالت به مثابه فضیلتی ترمیمی نیز با موانع بسیار مواجه است.
۱۴۷.

ارائه چهارچوب مفهومی دلالت پذیری آینده پژوهی؛ دلالت های نظریه مجموعه های فازی برای آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۷۸
مقدمه و اهداف: آینده پژوهی به عنوان حوزه ای فرا رشته ای از علوم اجتماعی برای تقویت و حفظ غنای خود نیازمند پژوهش های دلالت پژوهی در جهت بهره بری از دلالت های فلسفه ها، ایده ها یا نظریه های جدید است. در محافل علمی وقتی فلسفه، ایده، چهارچوب، نظریه یا مدل جدیدی مطرح می شود، همه رشته ها تمایل دارند از آنها برای توسعه دانش رشته ای خود بهره گیرند. مأخذ و محمل اصلی گسترش، تقویت و غنابخشی به دانش بشری نیز از همین جا نشئت می گیرد. هدف پژوهش حاضر ارائه چهارچوبی مفهومی از دلالت پذیری آینده پژوهی و فراهم نمودن زمینه برای سایر پژوهش های این چنینی است تا اندیشمندان و پژوهشگران این حوزه ضمن اینکه در زمان خود صرفه جویی می نمایند، به انجام این پژوهش ها اقبال بیشتری نشان داده و بر پویایی و انعطاف پذیری آینده پژوهی بیفزایند. همچنین، به منظور کاربست آن و نقش برجسته نظریه مجموعه های فازی، دلالت های این نظریه برای آینده پژوهی مطالعه شد. این، برای نخستین بار است که چهارچوب مفهومی دلالت پذیری آینده پژوهی در قالبی مختصر و جامع احصاء و ارائه می شود. همچنین، هیچ اثری یافته نشد که کاربردها، رهنمودها یا پیامدهای نظریه مجموعه های فازی را برای آینده پژوهی مورد بررسی ویژه قرار داده باشد.آینده پژوهی نیز همانند همه علوم دیگر، هستی شناسی خود را از یک پارادایم علمی به ارث برده است. همچنین، به عنوان یک رشته دارای معرفت شناسی و روش شناسی است. بنابراین، چهارچوب دلالت پذیری دست کم در این سه سطح سیر می کند. در خلال پژوهش، یافته شد، آینده پژوهی مفروضاتی دارد که چهارچوب مفهومی بدون آنها، کامل به نظر نمی رسد؛ بنابراین مفروضات آینده پژوهی نیز مطالعه شد. روش : این پژوهش از نوع کاربردی و کیفی می باشد. داده ها به روش کتابخانه ای از میان مقالات و کتب موجود در پایگاه های علمی معتبر با استفاده از فایل های رایانه ای جمع آوری شدند. نوع داده ها کیفی بوده و روش محوری تحلیل آنها نیز تحلیل مضمون می باشد که در چهارچوب روش شناسی دلالت پژوهی انجام شده است. دلالت پژوهی، برقراری رابطه عالمانه بین مبدأ دلالت و مقصد دلالت از طریق عرضه نوعی حدس عالمانه از رهنمود مبدأ برای مقصد است. روش شناسی دلالت پژوهی، فرایندی مرکب از گام های متوالی برای برقراری ارتباط بین دو حوزه دانشی مجزا از هم است تا بتوان دلالت های صحیح و مناسب برای حوزه دانشی مبدأ احصاء کرد. طرح مطالعاتی دلالت پژوهی به دو گونه کلی نظام مند و برایشی است. در طرح نظام مند ابتدا چهارچوب مفهومی دلالت پذیری مقصد دلالت به تفصیل طراحی می شود و سپس در میان سهم یاری های مبدأ دلالت، دلالت هایی برای تک تک عناصر تشکیل دهنده آن چهارچوب مفهومی یافته می شود (دانایی فرد، 1395). بحث و نتیجه گیری : آنچه در بررسی منابع معتبر، پایاب محکم تری یافته است، دیدگاه واقع گرایی انتقادی به آینده پژوهی است. بر پایه این دیدگاه در هستی شناسی آینده پژوهی، واقعیت های موجود قابل درک هستند؛ اما در خلال زمان تحت تأثیر عوامل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، قومی و جنسیتی شکل گرفته اند. این واقعیت ها در قالب مجموعه ای از ساختارهایی که هم اکنون به شکل واقعی درآمده اند، یعنی واقعیت های طبیعی و غیرقابل تغییر متبلور شده اند. این هستی شناسی با بسط نظریه کوانتوم به مفهوم واقعیت در علوم اجتماعی سازگار است و مفهوم عینی-ذهنی واقعیت و لزوم وجود نهادها (قواعد بازی جمعی مطابق تعریف کوانتومی آن) را تأیید می کند.همچنین، بر پایه دیدگاه واقع گرایی انتقادی، در معرفت شناسی آینده پژوهی، باورپذیری به جای قطعیت گزاره معرفتی می نشیند. ازآنجاکه آینده از گذشته و حال اثر می پذیرد، آینده پژوهان برای مطالعه آینده، گریزی از مطالعه این دو زمان ندارند و با نظر به اینکه از گذشته و حال برخلاف آینده، شواهدی در دست است، آینده پژوهان می توانند بر پایه واقع گرایی انتقادی آنها را بررسی نمایند و در ارائه پیش بینی ها، گزاره های معرفتی باید حاصل استدلال های مبتنی بر شواهد صوری و غیرصوری باشند. ازآنجاکه آینده هنوز موجودیت نیافته و درستی گزاره هایی که درباره آینده صادر می شوند، مشخص نیستند، باورپذیری آنها ملاک عمل قرار می گیرد و با توجه به نقش حیاتی دانش پیش زمینه ای در تولید اطلاعات معطوف به آینده، در تهیه این گزاره ها باید به ماهیت اجتماعی و فرایند تولید دانش توجه شود.روش های مختلفی در آینده پژوهی به کار گرفته می شوند که شمار آنها در برخی منابع به بیش از چهل می رسد. تعداد زیادی از این روش ها از سایر علوم و رشته ها به آینده پژوهی راه یافته اند که با توجه به ماهیت چندرشته ای آینده پژوهی، امری معمول است. روش هایی نیز هستند که خاص آینده پژوهی می باشند و عبارت اند از: 1. آینده پژوهی قوم نگاشتی؛ 2. پس نگری؛ 3. پویش محیطی؛ 4. تحلیل ریخت شناختی؛ 5. تحلیل لایه ای علّی؛ 6. تدوین چشم انداز؛ 7. ترسیم نقشه راه؛ 8. تصمیم گیری پابرجا؛ 9. چرخ آینده ها؛ 10. دلفی؛ 11. سناریو؛ 12. سیگنال های ضعیف و 13. شگفتی سازها.مفروضات، اصول و پایه های زیادی برای آینده گرایی، آینده اندیشی و آینده پژوهی وجود دارند. برخی از مفروضات هستند که اگرچه خاص آینده پژوهی نیستند، اما شاکله آینده پژوهی بسیار بر آنها استوار است و نمی توان از آنها به سادگی صرف نظر کرد. در میان تمامی این اصول و مفروضات، فهرستی که بل در کتاب خود (2003) ارائه کرد، از تمامی فهرست های دیگر جامع تر بود و در هیچ منبعی، مفروضی یافت نشد که فهرست بل شامل آن نباشد. بنابراین، مفروضات آینده پژوهی طبق فهرست بل عبارت اند از: 1. معنای زمان؛ 2. تکینگی ممکن آینده؛ 3. آینده اندیشی و اقدام؛ 4. مفیدترین دانش؛ 5. ابهام در حقایق آینده؛ 6. آینده ای باز؛ 7. انسان ها آینده خود را می سازند؛ 8. وابستگی متقابل و کل گرایی؛ 9. آینده های بهتر؛ 10. افراد و طرح هایشان؛ 11. جامعه به مثابه انتظار و تصمیم و 12. هستی و دانش واقعیت خارجی (Bell, 2003).دلالت های نظریه مجموعه فازی برای آینده پژوهی بررسی شدند که این دلالت ها شامل ابعاد هستی شناسی، معرفت شناسی و مفروضات آینده پژوهی نشده و تنها بعد روش ها را شامل می شد. در این بعد سهم یاری پردازش اصطلاحات زبانی، بیشترین دلالت را داشته و در همه روش ها کاربرد داشت. سهم یاری دسته بندی فازی در رتبه بعدی قرار داشت و در شش روش کاربرد داشت. سومین و آخرین سهم یاری، سامانه استنتاج فازی بود که تنها در دو روش تصمیم گیری پابرجا و سناریو کاربرد داشت.پیشنهاد می شود به منظور پویایی روزافزون رشته آینده پژوهی، پژوهش هایی در آینده، حول موضوع دلالت های نظریه ها، علوم یا فناوری های جدید برای آینده پژوهی صورت گیرد. همچنین، انجام پژوهش هایی مشابه این موضوع می تواند بر غنای چنین چهارچوبی افزوده و پایاب آن را برای استفاده کنندگان از آن محکم تر نماید.همچنین، پیشنهاد می شود متخصصان علاقه مند به آینده پژوهی اما از رشته هایی غیر از آن، از چهارچوب ارائه شده در این مقاله برای یافتن دلالت های رشته تخصصی خود برای آینده پژوهی بهره ببرند؛ زیرا این تلاش ضمن اینکه به حفظ بقای آینده پژوهی می انجامد، با توجه به گستره وسیع کاربست این رشته، به گسترش کاربست رشته تخصصی ایشان نیز کمک می کند. تقدیر و تشکر: نویسندگان این مقاله مراتب قدردانی خود را از دبیرخانه محترم مجله روش شناسی علوم انسانی و داوران محترم به دلیل دیدگاه های ارزشمندشان که در بهبود کیفیت مقاله نقش بسزایی داشته است، اعلام می کنند.
۱۴۸.

مؤلفه های کلیدی برنامه ریزی راهبردی آموزش عالی: مرور تجارب جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۶۳
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی پیشینه مطالعاتی مرتبط با برنامه ریزی راهبردی در نظام های آموزش عالی در سطح جهانی انجام شده است. این مطالعه به دنبال شناسایی و استخراج مؤلفه های اساسی و تأثیرگذار در فرآیند برنامه ریزی راهبردی در آموزش عالی است تا با تحلیل و طبقه بندی آن ها، نقش این عناصر را در موفقیت برنامه ریزی های آموزش عالی برجسته سازد. روش شناسی: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای کیفی انجام شد. جامعه پژوهش شامل ۴۵ مطالعه بین المللی منتخب در حوزه برنامه ریزی راهبردی آموزش عالی در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴ از طریق جستجوی نظام مند در پایگاه های اطلاعاتی معتبر صورت گرفت. روایی پژوهش از طریق معیارهای انتخاب شفاف و غربالگری چندمرحله ای منابع و پایایی نیز با بهره گیری از کدگذاری ساختاریافته و دسته بندی مفهومی تأمین گردید. یافته ها: پس از بررسی دقیق مطالعات منتخب، در نهایت ۲۱ الگوی برنامه ریزی راهبردی آموزش عالی استخراج گردید. زیر مؤلفه های الگوها بر اساس ارتباط معنایی کدهای باز، در ۲۷ دسته طبقه بندی شدند. مؤلفه های اصلی استخراج شده نیز شامل: «آماده سازی های مقدماتی»؛ »طراحی چارچوب تشکیل گروه»؛ «گردآوری و تدوین شناسنامه مؤسسه»؛ «رتبه بندی، استانداردسازی و طراحی شاخص ها (KPI)»؛ «پایش نظام مند محیط ؛ تحلیل تعاملات متقابل»؛ «تحلیل ارتباطات میان شاخص ها»؛ «جلسات طوفان فکری»؛ «نقشه راه چشم انداز»؛ «بیانیه مأموریت»؛ «توسعه و یکپارچه سازی ارزش ها»؛ «طراحی چارچوب تعیین اهداف راهبردی»؛ «تدوین و طبقه بندی راهبردها»؛ «تحلیل هم زمان استراتژی ها و اهداف»؛ «تعیین وظایف و مسئولیت ها»؛ «تدوین سند»؛ «معرفی فرآیند و اجرا»؛ «تصویب نهایی و ابلاغ سند»؛ «پشتیبانی و توانمندسازی»؛ «انتشار سند برنامه با رویکرد شفافیت»؛ «طراحی سازوکارهای نظارت و اصلاح بر پایه بازخوردها»؛ «پایش مداوم و انعطاف پذیر تغییرات و به روزرسانی»؛ «طراحی نقشه جامع ذی نفعان»؛ «طراحی چارچوب ساختاری» و «بهره گیری از ابزارها و فناوری های پیشرفته» هست. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد برنامه ریزی راهبردی آموزش عالی فرایندی چندبُعدی و نظام مند است که با تکیه بر مؤلفه های متنوع ساختاری، انسانی، فناورانه و تحلیلی، می تواند نقش مهمی در ارتقای کارایی دانشگاه ها ایفا کند. این یافته ها امکان بهره برداری بومی سازی شده از تجارب بین المللی را برای سیاست گذاران و مدیران ایرانی فراهم می سازد. پژوهش حاضر گامی کاربردی در جهت تدوین چارچوب های ملی راهبردی آموزش عالی است.
۱۴۹.

بررسی وضعیت مهارت های تفکر انتقادی در دانشگاه های ایران: مرور نظام مند (1403-1381)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۰۹
هدف: این مطالعه به بررسی وضعیت مهارت های تفکر انتقادی در جوامع آموزشی ایران، در بازه ۱۳۸۱ تا ۱۴۰۳ می پردازد . چارچوب نظری پژوهش بر پایه نظریه های تفکر انتقادی استوار است که بر اهمیت این مهارت به عنوان توانایی تحلیل، ارزیابی و بازسازی تفکر برای دستیابی به تصمیم سازی منطقی تأکید دارند؛ و آن را از ارکان اصلی آموزش مدرن و پیش نیاز توسعه فردی و اجتماعی برمی شمارند. روش: این مطالعه به شیوه مروری و از نوع نظام مند (مرور سیستماتیک)، با تمرکز بر پرسش کلی «وضعیت مهارت های تفکر نقادانه در جوامع آموزشی ایران، با محوریت محیط های دانشگاهی چگونه است؟» شکل می گیرد. پژوهش های انجام شده در حوزه سنجش مهارت های تفکر انتقادی، بدون محدودیت زمانی، در پایگاه های اطلاعاتی Magiran، Irandoc، Science Direct، PubMed، Scopus، Web of Science، IranMedex، Google Scholar،Elsevier، SID، علم نت و سایر پایگاه های معتبر به دو زبان فارسی و انگلیسی شناسایی و بررسی شدند. بدین منظور کلیدواژگان اصلی «تفکر انتقادی»، «تفکر نقادانه»، «سنجش مهارت ها»، «ارزیابی» و «ایران» با استفاده از عملگرهای OR و AND مورداستفاده قرار گرفت. از مجموع 575 مقاله پس از حذف موارد تکراری، غیر مرتبط و اعمال معیارهای ورود و خروج، در نهایت 94 مقاله وارد مطالعه شده و داده های مستخرج به صورت توصیفی-ترکیبی و با سنتز نظام مند تحلیل شدند. یافته ها: مرور نظام مندِ مطالعات، نشان می دهد سطح مهارت های تفکر انتقادی در دانشگاه های ایران ضعیف است. بررسی نمرات در 23 سال گذشته، تغییرات معناداری در بلندمدت نشان نمی دهد. سطح مهارت ها در طول بیش از دو دهه اخیر نه تنها بهبود نیافته، بلکه ثبات نسبی در سطح پایین را نشان می دهد. نمرات پایین تفکر انتقادی دانشجویان در سال اول دانشگاه، ضعف نظام آموزشیِ پیش از دانشگاه در پرورش مهارت را تأیید می کند. تفاوت قابل توجهی میان نمره سطوح ورودی و خروجی دانشگاه ها مشاهده نمی شود و تفکر انتقادی در سطوح مختلف تحصیلی توسعه نمی یابد که مؤید نارسایی نظام آموزشی کشور در پرورش مهارت، از سطوح پایین تر تا سطوح عالی است. نتیجه گیری: توسعه تفکر انتقادی باید از اولویت های اصلی نظام آموزشی ایران شود. بازنگری در شیوه های آموزشی فعلی؛ و آموزش صریح و سازمان یافته این مهارت ها در سطوح مختلف آموزشی ضروری است. تکیه بر مطالعات طولی برای سنجش مهارت های تفکر انتقادی دانشجویان در تمامی رشته ها؛ و همچنین توسعه ابزارهای استاندارد و بهینه سنجش متناسب با فضای دانشگاهی پیشنهاد می شود.
۱۵۰.

توسعه روش تحقیق علم طراحی بر مبنای رویکرد معرفت شناختی مبناگرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۵۳
مقدمه و اهداف: مبناگرایی معرفت شناختی با تأکید بر باورهای پایه و استنتاج منطقی، چهارچوبی برای تولید دانش منسجم در علوم انسانی و اجتماعی ارائه می دهد. این رویکرد در مواجهه با تعارض های معرفتی و ارزشی در پژوهش های میان رشته ای، به ویژه در حوزه هایی که ارزش های هنجاری نقش کلیدی دارند، اهمیت بسزایی دارد. باوجوداین، کمبود روش های پژوهشی نظام مند که بتوانند اصول مبناگرایانه را به صورت عملیاتی پیاده کنند، چالشی اساسی است. علم طراحی، به عنوان رویکردی مسئله محور و راه حل محور، ظرفیت بالایی برای عملیاتی سازی مبناگرایی دارد؛ اما نیازمند بازطراحی بر مبنای اصول معرفت شناختی است. هدف این پژوهش، توسعه روش تحقیق علم طراحی بر مبنای رویکرد معرفت شناختی مبناگرایی است که با تلفیق مبناگرایی معرفت شناختی و علم طراحی، چهارچوبی منسجم برای پژوهش های علوم انسانی اسلامی، به ویژه مدیریت اسلامی، فراهم کند. این روش با تمرکز بر ارزش محوری و مسئله محوری، به دنبال کاهش تعارض های معرفتی و تقویت انسجام نظری و عملی در طراحی مدل ها و چهارچوب های میان رشته ای است. این رویکرد برای پژوهش های تأسیسی در مدیریت اسلامی، که ارزش های اسلامی و اصول معرفتی در آنها محوری اند، طراحی شده است. تحقیق حاضر با معرفی و تشریح این روش و ارائه نمونه های کاربردی، قابلیت آن را در حل مسائل پیچیده میان رشته ای نشان می دهد و مسیر جدیدی برای تولید دانش نظام مند در علوم انسانی اسلامی باز می کند. روش: پژوهش حاضر با رویکردی انتقادی به روش های علم طراحی، به توسعه روش مبناگرایی طراحی محور اهتمام ورزیده است. ابتدا، پژوهش های پیشین با رویکرد مبناگرایی معرفت شناختی در حوزه مدیریت اسلامی بررسی و سازوکارهای عمومی آنها استخراج شد. سپس، روش های علم طراحی نقد شد و عناصری که با مبناگرایی همخوانی داشتند، برای توسعه روش جدید به کار گرفته شدند. این فرایند نیازمند تحلیل انتقادی مبانی پیدا و پنهان روش های علم طراحی بود تا چهارچوبی منسجم شکل گیرد. برای اعتبارسنجی، سه گروه کانونی تشکیل شد: یک گروه برای ارزیابی فرایند پژوهش و دو گروه برای بررسی خروجی نهایی. برای افزایش دقت، فرایند خویش بازخوری آگاهانه اجرا شد، که در آن تمام تصمیمات طراحانه با دلایل ثبت و در اختیار گروه های کانونی قرار گرفت. این فرایند شفافیت تصمیم گیری را تضمین کرد و امکان بازنگری دقیق را فراهم آورد. داده ها از طریق روش های کیفی مانند مرور نظام مند ادبیات، مصاحبه، و تحلیل های کیفی گردآوری و تحلیل شدند. تکنیک هایی مانند تحلیل ذینفعان و شناسایی مفروضات استراتژیک برای هم راستایی با ارزش های اسلامی و تقویت انسجام روش استفاده شد. این رویکرد تلفیقی، چهارچوبی نظام مند ارائه داد که هم با اصول معرفت شناختی مبناگرایی سازگار است و هم پاسخگوی نیازهای پژوهش های میان رشته ای در مدیریت اسلامی است. نتایج: خروجی پژوهش، توسعه روش تحقیق علم طراحی بر مبنای رویکرد معرفت شناختی مبناگرایی به عنوان چهارچوبی نوین برای پژوهش های علوم انسانی اسلامی، به ویژه مدیریت اسلامی است. این روش شامل هفت مرحله به هم پیوسته است: ۱. احصای نشانه های مسئله از دیدگاه ذینفعان با تحلیل نشانه ها و مفروضات؛ ۲. شناسایی هندسه لایه ای مسئله از طریق همدلی با آشفتگی و بررسی بسترهای تخصصی؛ ۳. تعیین اصول موضوعه طراحی با اجماع بر ارزش های اصلی و دسته بندی لایه ای اهداف؛ ۴. گردآوری و تحلیل داده براساس اصول موضوعه با استفاده از روش های کیفی مانند مصاحبه و متن کاوی؛ ۵. ارائه مصنوع اولیه با تکیه بر خلاقیت و نوآوری؛ ۶. ارزیابی و توسعه مصنوع براساس اصول موضوعه با تکنیک های نرم و شبیه سازی؛ و ۷. ارائه مصنوع نهایی با بازخورد ذینفعان و اصلاحات هدفمند. این روش با تأکید بر مسئله محوری، پاسخگویی به نیازهای واقعی مدیریت اسلامی را تضمین می کند و با ارزش محوری، اجماع بر ارزش های اسلامی را تسهیل و از تکثرگرایی پرهیز می کند. این چهارچوب امکان طراحی مدل های مفهومی و سیستم های اجرایی را در حوزه هایی مانند تصمیم گیری حکومتی و تحول سازمانی فراهم می کند. روش پیشنهادی با تلفیق واقع گرایی انتقادی و مبناگرایی، انسجام نظری و عملی را تقویت کرده و برای پژوهش های تأسیسی در مدیریت اسلامی مناسب است. خروجی های این روش شامل چهارچوب های نظام مند و مدل های عملیاتی است که قابلیت کاربرد در زمینه های متنوع علوم انسانی اسلامی را دارند. بحث و نتیجه گیری: روش تحقیق علم طراحی بر مبنای رویکرد معرفت شناختی مبناگرایی، چهارچوبی تأسیسی برای پژوهش های علوم انسانی اسلامی، به ویژه مدیریت اسلامی، ارائه می دهد که در مقایسه با روش های دیگر مانند دلالت پژوهی و سامانه های توصیفی، متمایز است. دلالت پژوهی بیشتر برای مطالعات تطبیقی مناسب است؛ زیرا به استخراج آموزه ها از منابع دیگر برای مدیریت متداول می پردازد؛ اما ناخودآگاه تحت تأثیر پارادایم های موجود قرار می گیرد. در مقابل، روش پیشنهادی با تکیه بر اصول موضوعه و ساختار استنتاجی، مدل های بدیلی برای مدیریت اسلامی طراحی می کند که از پیش فرض های مدیریت متداول آزاد است. سامانه های توصیفی نیز به دلیل ماهیت غیرتجویزی، جزئیات روش شناختی کافی ارائه نمی دهند؛ در حالی که این روش مراحل مشخصی برای پژوهش های تأسیسی فراهم می کند. با تأکید بر ارزش محوری، این روش اجماع بر ارزش های اسلامی را تسهیل و از تکثرگرایی پرهیز می کند؛ در حالی که مسئله محوری آن پاسخگویی به نیازهای واقعی را تضمین می کند. کاربردهای این روش شامل طراحی چهارچوب های مفهومی و سیستم های اجرایی در حوزه هایی مانند تصمیم گیری حکومتی و مدیریت سازمانی است. محدودیت های این روش شامل نیاز به صلاحیت های معرفت شناختی پژوهشگر و پیچیدگی اجرا در پژوهش های چندجانبه است. پیشنهاد می شود پژوهش های آتی، کاربرد این روش را در زمینه هایی مانند سیاست گذاری عمومی یا سایر علوم انسانی بررسی کنند. این روش به عنوان پلی بین مدیریت متداول و اسلامی، به توسعه دانش میان رشته ای کمک کرده و چهارچوبی نظام مند برای تولید دانش عملی و نظری ارائه می دهد. تقدیر و تشکر: از استادان و پژوهشگران دانشگاه امام صادقj و دانشگاه تربیت مدرس که در تشکیل گروه های کانونی و ارائه بازخوردهای سازنده مشارکت داشتند، تشکر می کنیم. تعارض منافع: نویسندگان اعلام می کنند که هیچ تعارض منافعی در ارتباط با این پژوهش وجود ندارد.
۱۵۱.

حکومت مندی نئولیبرال-ایدئولوژیک: قدرت گفتمانی و دانشگاه در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۰۹
هدف: این مطالعه با هدف ارائه تحلیلی چندوجهی از سازوکارهای قدرت در نظام آموزش عالی ایران، یک چارچوب نظری چهارسطحی (گفتمانی، ساختاری، شبکه ای، و عاملیتی) را معرفی می کند. با این حال، این مقاله به عنوان یک گام پژوهشی بنیادین، با تمرکز بر سطح گفتمانی، به این پرسش محوری پاسخ می دهد که رژیم حقیقت حاکم بر این نظام، از طریق چه سازوکارهای گفتمانی کلیدی برساخته می شود و پیامدهای آن چیست؟ روش این پژوهش کیفی با استفاده از روش تحلیل گفتمان فوکویی، آرشیو گسترده ای از اسناد کلیدی سیاست گذاری کلان (شامل اسناد راهبردی ملی، آیین نامه های وزارتی، و برنامه های راهبردی دانشگاه های برتر) را در سه لایه باستان شناسی، تبارشناسی و تحلیل اثرات اجتماعی-فرهنگی، مورد واکاوی قرار داده است. یافته ها: تحلیل ها وجود یک منطق حکمرانی پیچیده تحت عنوان حکومت مندی نئولیبرال-ایدئولوژیک را آشکار ساخت. یافته های این پژوهش در سه بُعد اصلی قابل ارائه است: ۱) سازوکارهای برسازنده: این رژیم از طریق سه سازوکار گفتمانی اصلی برساخته می شود: الف) گفتمان سنجش کمّی و متریک محور با منطق نئولیبرالی؛ ب) گفتمان جهت دهی ابزاری و ایدئولوژیک علم با منطق کنترل دولتی؛ و ج) گفتمان کنترل و انضباط که مرزهای حقیقت را معین می کند. ۲) معماری قدرت: این سازوکارها در یک معماری منسجم و چهارلایه (ایدئولوژیک، ساختاری، عملکردی، و انضباطی) عمل می کنند که به کل نظام انسجام و پایداری می بخشد. ۳) پیامدها: حاکمیت این رژیم، سه پیامد کلیدی به همراه دارد: الف) برساختن سوژه دانشگاهی مطلوب به عنوان یک هویت دوگانه (کارآفرین و در عین حال متعهد) ؛ ب) بازتعریف دانش معتبر و غلبه امر کاربردی بر امر انتقادی؛ و ج) دگرگونی مأموریت دانشگاه به سوی یک نهاد اقتصادی. نتیجه گیری: این پژوهش نتیجه می گیرد که هرگونه اصلاح معنادار در آموزش عالی ایران، مستلزم بازاندیشی انتقادی در مدل حکومت مندی حاکم و سازوکارهای برسازنده آن است. بر این اساس، پیشنهادهایی چون بازنگری در نظام های ارزیابی کمّی، حمایت هدفمند از علوم انسانی انتقادی، و بازتعریف مأموریت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه، برای حرکت به سوی نظامی پویاتر و عادلانه تر، ضروری به نظر می رسد.
۱۵۲.

تحلیل مفهومی غفلت ورزی دانشجویان تحصیلات تکمیلی: مطالعه موردی دانشگاه کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۹
پدیدهٔ غفلت ورزی آکادمیک در میان دانشجویان تحصیلات تکمیلی، با توجه به تأثیرات منفی آن بر فرآیند و نتایج پژوهشی، به یک دغدغهٔ جدی در نظام آموزش عالی تبدیل شده است. لذا این پژوهش بر آن است تا با رویکرد نظریهٔ زمینه ای به ساخت این تبیین بپردازد. مشارکت کنندگان تحقیق دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه کردستان بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند 15 نفر از آن ها در تحقیق مشارکت داده شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته بود. همچنین داده ها طی سه مرحلهٔ کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شد. یافته ها نشان می دهد که غفلت ورزی آکادمیک پدیده ای چندبعدی و نهادی است که در تعامل میان عوامل علّی همچون احساس بی معنایی تحصیلی، ضعف تعامل استاد–دانشجو، محدودیت منابع و فشارهای اقتصادی با شرایط زمینه ای از جمله تعلیق هویت علمی، پیش بینی ناپذیری مسیر تحصیلی و گسست تعلق دانشگاهی شکل می گیرد. همچنین ساختار ناکارآمد آموزشی، فقدان حمایت روانی و شکاف فرهنگی به عنوان شرایط مداخله گر بر تشدید این وضعیت اثر می گذارند. بر این اساس، راهبردهایی نظیر بازآرایی فرهنگ دانشگاهی، توانمندسازی هیئت علمی، تقویت نظام های حمایتی و اصلاح سازوکارهای انگیزشی پیشنهاد می شود. پیامدهای این پدیده در دو سطح مثبت (افزایش خودآگاهی و توان بازاندیشی) و منفی (انزوای علمی و کاهش تعاملات حرفه ای) بروز می یابد. در مجموع، نتایج بیانگر آن است که غفلت ورزی آکادمیک نه مسئله ای فردی، بلکه بازتاب شکاف ساختاری و فرهنگی در آموزش عالی است و بازتعریف نقش دانشگاه را ضروری می سازد.
۱۵۳.

مرور نظام مند آیینه رتبه بندی دانشگاه های ایران: چالش ها، کاستی ها و مسیرهای بازسازی نهادی در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۴۲
هدف: در جهان امروز، رتبه بندی دانشگاه ها بیش از یک عدد ساده، آیینه ای از جایگاه علمی، فرهنگی و اجتماعی هر کشور است. دانشگاه ایرانی، با تاریخ طولانی و رسالت های اجتماعی پیچیده، در مواجهه با معیارهای جهانی با چالش های ساختاری و فرهنگی روبه روست. این مقاله با نگاهی تحلیلی و نظام مند، این چالش ها و راهکارهای ارتقای جایگاه دانشگاه های ایران را بررسی می کند. هدف، ارائه تصویری روشن و راهبردی برای بازسازی نهادی و فرهنگی دانشگاه و ارتقای اثرگذاری علمی و اجتماعی آن است. ازاین رو، هدف از این پژوهش، مرور نظام مند مطالعات انجام شده پیرامون رتبه بندی های دانشگاهی در آموزش عالی ایران و ارائه تصویری جامع از چشم انداز پژوهشی در این حوزه است تا با تحلیل و سنتز پژوهش های انجام شده داخلی، چالش های دانشگاه های ایرانی در نظام های رتبه بندی آکادمیک بین المللی و نیز راهکارهای بهبود و ارتقاء جایگاه و رتبه دانشگاه ها شناسایی و دسته بندی گردد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد دانشگاه های ایران با مجموعه ای از محدودیت های ساختاری، فرهنگی و نهادی مواجه اند که جایگاه آن ها را در نظام های رتبه بندی تضعیف می کند. مهم ترین چالش ها عبارت اند از: ناسازگاری نظام های رتبه بندی با شرایط بومی، ضعف در انتشار دیجیتال، تمرکز بر شاخص های کمّی، ساختارهای بوروکراتیک ناکارآمد، مستندسازی ضعیف و ابهام در تعریف وظایف اجتماعی دانشگاه. در پاسخ به این چالش ها، مقاله راهکارهایی را بر اساس تحلیل های جامعه شناسانه و نظریه های مدیریت آموزش عالی ارائه می دهد؛ از جمله بازاندیشی در آموزش و پژوهش، اصلاح ساختار و استقلال نهادی، ایجاد حافظه سازمانی از طریق مستندسازی شفاف، حضور فعال در فضای دیجیتال و بازتعریف رسالت اجتماعی دانشگاه. همچنین ۱۰ پیشنهاد کاربردی برای عملیاتی سازی این راهکارها ارائه شده است که شامل تقویت آزادی آکادمیک، تمرکز بر کیفیت پژوهش، توسعه همکاری های بین المللی و تربیت سرمایه انسانی مسئول و خلاق است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد ارتقای جایگاه دانشگاه های ایرانی در نظام های رتبه بندی نه یک هدف صرفاً عددی، بلکه پیامدی طبیعی از بازسازی نهادی، فرهنگی و اجتماعی دانشگاه هاست. دانشگاهی که خود را در تعامل سازنده با جامعه و جهان بازسازی کند، هم در عرصه جهانی اعتبار علمی خواهد یافت و هم در حافظه تاریخی و فرهنگی کشور ماندگار خواهد شد.
۱۵۴.

مطالعه تطبیقی نظریه فهم اجتماعی از نص و نظریه های تحلیل گفتمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۳۵
نظریه فهم اجتماعی از نص برای اولین توسط محمدجواد مغنیه در کتاب فقه امام صادق(ع) به عنوان یک رویکرد نوین در استنباط از ادله فقهی مطرح شد و شهید آیت الله سیدمحمدباقر صدر با صورت بندی متقن از آن، این رویکرد را نقطه عطف تاریخ فقه قلمداد کرد. موضوع تحلیل گفتمان نیز بررسی هرگونه پدیده نشانه شناختی اعم از متن، گفتار، رویدادهای ارتباطی و... است. مهم ترین جغرافیای مشترک تحلیل گفتمان و نظریه فهم اجتماعی از نص را می توان حوزه «زبان» دانست. چراکه به تعبیر زبان شناسان معانی در ذهن وجود مستقلی ندارند، بلکه معنا در زبان است و باید برای دستیابی به معنا ساختار زبان را فهمید. در فهم اجتماعی از نص نیز به این نکته اشاره می شود که ظهور کلام با دلالت لفظی وضعی کامل نمی شود مگر هنگامی که دلالت های اجتماعی کلام یعنی ارتکازات عقلایی ای که در بستر آن متن صادر شده است ملاحظه شود و در ترکیب دلالت وضعی و اجتماعی به یک مدلولی نهایی نائل آید. در این مقاله با رویکرد میان رشتگی و با روش توصیفی و تطبیقی فهم اجتماعی از نص از منظر آیت الله سیدمحمدباقر صدر با روش تحلیل گفتمان از منظر فوکو، ون دایک، فرکلاف و مورد کاوش قرار می گیرد و سپس جایگاه استفاده از روش تحلیل گفتمان و توسعه ابزار استنباط را در مصادیق فقهی مطمح نظر قرار داده می شود.
۱۵۵.

ججیوتیشه شاستره: واکاوی خاستگاه ها و سیر تحول اخترشناسی، تفأل و طالع بینی ودایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۲۲
جیوتیشَه شاستره، یکی از علوم مکمل وداها (ودانگه) است که سهم مهمی در تکوین سنت های دینی و علمی هند داشته است. این پژوهش با روش تاریخی-تحلیلی، و با استناد به متون کلیدی همچون ودانگه جیوتیشه و سوریا سیدّهانته ، و از طریق مقایسه با سنت های بین النهرینی-یونانی، سرچشمه های جیوتیشه را در هر سه حوزه نجوم ریاضی، تفأل آیینی و طالع بینی بررسی می کند و به این پرسش پاسخ می دهد که چرا بر خلاف بابل و یونان، طالع بینی نظام مند در هند با تأخیر پدید آمد و با وجود این وقفه، چگونه به جایگاهی محوری در نظام آموزشی و فرهنگی هند دست یافت؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که در دوره ودایی، جیوتیشه صرفاً به شناسایی 27 نکشتره (منازل ستاره ای) و تعیین موقعیت ماه برای تفأل های آیینی محدود بود، حال آنکه سیارات در آن زمان ناشناخته باقی ماندند. محاسبات دقیق نجومی و طالع بینی تنها پس از آغاز دوران حماسی (قرون اول پیش و پس از میلاد) در جیوتیشه جذب می شود، یعنی زمانی که عرصه تاریخ و سرنوشت فردی برای نخستین بار نزد انسان هندی اهمیت می یابد. از این دوره، علم اخترشناسی به عنوان ابزاری برای پیش بینی رویدادهای فردی و جمعی، طب نجومی و تصمیم گیری های حکومتی به کار برده می شود. نکته کلیدی آن است که این دانش، اگرچه ساختار نجومی و طالع بینانه خود را تا حد زیادی مدیون سنت های یونانی-بین النهرینی است، اما با زدودن نگرش خطی به زمان و تقدیرگرایی جزمی، محتوای آن را در چارچوب اندیشه های کرمه و تناسخ از نو تفسیر می نماید و هویتی منحصربه فرد پیدا می کند.
۱۵۶.

مقایسه موسیقی در ایران باستان با پس از اسلام تا پایان دوره سلجوقیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۰۷
هدف از انجام این پژوهش مقایسه موسیقی در دوره ایران باستان و اسلام است و یکی از موضوعات مهمی است که با تاریخ پیوند دارد. مهم ترین پرسش هایی که در این پژوهش مطرح است عبارت اند از: ۱) در هر دوره از حکومت های ایران باستان و اسلامی از چه نوع سازهای موسیقی استفاده می شده است؟ ۲) در چه اموری از موسیقی استفاده می شد؟ ۳) مهم ترین موسیقی دانان دوره باستان و پس از اسلام شامل چه کسانی می شود؟ ۴) این هنر در دوره باستان و اسلام چه جایگاهی در بین حکومت و مردم داشته است؟ نتایج به دست آمده از این پژوهش بیانگر آن است که موسیقی در دوران ایران باستان و اسلام، بیشتر در دربار رایج بود و تحت سلطه طبقه فرادست جامعه بود و موسیقی دانان چیره دستی هم از طبقه فرودست جامعه برای نواختن به دربار می رفتند. همچنین در دوره های مختلف ایران باستان و اسلامی، سازهای موسیقی دچار تحول شده است و در هر دوره از سازهای خاصی استفاده می شد. در انجام این پژوهش از منابع موجود در کتابخانه ها استفاده شده است و پژوهش ماهیتی توصیفی- تحلیلی دارد.
۱۵۷.

مؤلفه های اثر گذار بر توانایی و مهارتهای دانش آموختگان دکتری رشته آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۲۸
هدف: بررسی مؤلفه های اثرگذار بر توانائیها و کسب مهارت دانش آموختگان دکتری در رشته آموزش عالی دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی در زمینه هایی  مختلف اجرائی، تخصصی، علمی و  اجتماعی است. روش پژوهش: روش تحقیق در این پژوهش مبتنی بر رویکرد پیمایشی است. روش مورد استفاده برای نمونه گیری، تمام شمار بوده و برای جمع آوری داده ها و اطلاعات از ابزار پرسشنامه استفاده شده است و با استفاده از نرم افزار SPSS   داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند، همچنین جهت آزمون فرضیه ها از نرم افزارSMART PLS  استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن است که الگوهای تدریس و یادگیری، امکانات و برنامه درسی ارائه شده در دوران تحصیل بر تسلط به کسب و کار و توانایی و مهارتهای شغلی اثر معنی داری ندارد و ارائه صلاحیت و مهارتهای لازم در دوران تحصیل در تسلط به کسب و کار و توانایی و مهارت شغلی تأثیرگذار است و اثر معنی دار دارد. نتیجه گیری: مهارت یکی از ارکان اصلی در اشتغال دانش آموختگان به شمار می آید و دانشجویان ضمن گذراندن دروس نظری، لازم است دروس عملی را بگونه ای بگذارند که  مهارتهای لازم برای ورود به بازارکار را کسب کنند. لذا توجه به مهارتهای عملی در رشته آموزش عالی و گرایش های آن باید مورد توجه برنامه ریزان آموزش عالی قرار گیرد.
۱۵۸.

عوامل مؤثر بر پایداری شبکه مشارکت نخبگان علمی در سیاستگذاری علم و فناوری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۴۰
علم و فناوری در عصر حاضر با سرعت بیشتری در حال تغییر و تحول است. از این رو نیاز است سیاستگذاری در این حوزه نیز با رویکردها و ساز و کارهایی که سرعت و چابکی را تضمین می کند انجام شود. علاوه بر این نیاز است نخبگان این حوزه در فرایندهای سیاستگذاری نقش فعالی داشته باشند. ساز و کار شبکه یکی از ساز و کارهای کارآمدی است که با استفاده از آن می توان گروه های مختلف را با سرعت بیشتری در فرایند سیاستگذاری مشارکت داد. از جمله چالش های شبکه مشارکت نخبگان علمی در سیاستگذاری علم و فناوری در ایران پایداری آن می باشد. در این پژوهش به عوامل مؤثر بر این پایداری پرداخته شده است. برای رسیدن به این عوامل مبتنی بر رویکرد تفسیری از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. مضامین مورد نیاز از طریق مصاحبه های نیمه ساختار یافته با سه گروه مجری، نخبه علمی و نخبه سیاستگذاری به دست آمده است. مبتنی بر تحلیل ها و یافته های پژوهش 7 عامل مؤثر بر پایداری این شبکه ها شناسایی شده اند. عامل محوری در این زمینه هیجان و انگیزش مشارکت می باشد. این انگیزش در بافتار نخبگی علم و فناوری به عنوان عامل دوم محقق می شود. معماری و ساختار صحیح شبکه، استقلال اقتصادی، ابزارها و ساز و کارهای ارتباطی مناسب، و وجود دبیرخانه سایر عواملی هستند که ضمن در نظر گرفتن از بافتار بر هیجان و انگیزش تأثیر می گذارند.
۱۵۹.

الگوی زن مسلمان در آیینه شعر طاهره صفارزاده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۳۳
 هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش، استخراج و شناسایی ویژگی های «زن الگوی مسلمان» از اشعار طاهره صفارزاده به عنوان یکی از نمادهای زن ایرانی-اسلامی است. این پژوهش در پی آن است تا با معرفی این ویژگی ها، الگویی عملی و بومی برای زن معاصر ایرانی ارائه دهد تا در عرصه های جنگ نرم و جنگ شناختی امروز بتواند نقش آفرینی مؤثر، پیروز و سربلند داشته باشد.  روش پژوهش: این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. بدین منظور، اشعار طاهره صفارزاده به عنوان داده های اولیه مورد بررسی و واکاوی قرار گرفته اند. محقق با توصیف مضامین، درون مایه ها و مفاهیم موجود در اشعار، به تحلیل و استنباط ویژگی هایی پرداخته که بازتاب دهنده صفات زن آرمانی و الگوی اسلامی از منظر این شاعر است.  یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که اشعار طاهره صفارزاده، آیینه ای تمام نما از صفات و ویژگی های زن مسلمان آرمانی است. برجسته ترین این ویژگی ها که از شعر او استخراج شده اند، شامل مبارزه جویی، آگاهی بخشی، تعهد اجتماعی، پاسداری از ارزش های اسلامی، مقاومت در برابر استکبار و نفس اماره، و در عین حال حفظ کرامت و عزت نفس است. نتیجه گیری: نتیجه این تحقیق حاکی از آن است که اسلام با ارائه الگوهای متعالی، جایگاه رفیعی برای زن قائل شده که بسیار فراتر از نگاه مصرف گرایانه و کالامحور مکاتب مادی غربی است. انقلاب اسلامی نیز زاده این آیین و منادی چنین جایگاهی برای زن است. طاهره صفارزاده به عنوان یک الگوی برجسته، تجسمی از این آرمان ها در دوران معاصر است. بنابراین، الگوی استخراج شده از شعر و زندگی وی می تواند به عنوان نقشه راهی برای زن ایرانی مسلمان باشد تا با اتکا به آن، در میدان جنگ نرم دشمن، هویت اصیل خود را حفظ کند، به ایفای نقش سازنده بپردازد و به پیروزی دست یابد.
۱۶۰.

آزادی آکادمیک دانشجویی در فضای دانشگاهی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۸۶
هدف: هدف این پژوهش، شناخت وضعیت آزادی دانشجویان و تبیین مفهوم آزادی آکادمیک آنان در ساختار دانشگاهی ایران است. روش پژوهش: این پژوهش از نوع کیفی است و با تمرکز بر تجارب زیستۀ دانشجویان دانشگاه کردستان، به واکاوی مفهوم آزادی آکادمیک دانشجویان می‌پردازد؛ با توجه به کمبود پژوهش‌های پیشین در این حوزه، از رویکرد داده‌بنیاد با رهیافت ساختارگرایانۀ چارمز استفاده شد. مشارکت‌کنندگان شامل 20 دانشجو از هر سه مقطع دانشگاهی بودند. یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که آزادی آکادمیک دانشجویان در ایران با چالش‌های جدی مواجه است. کدهای اصلی شناسایی‌شده عبارت‌اند از: آزادی گفتار (آزادی در انتخاب، بیان و تحلیل مطالب درسی و غیردرسی، حق نقد و بحث آزاد)؛ آزادی ارتباطات (آزادی در برقراری ارتباط با دانشجویان، استادان و مدیران)؛ عدالت آکادمیک (عدالت در آموزش، پژوهش و دسترسی به امکانات)؛ فضای مداخله‌گرانه (محدودیت‌های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و شخصی)؛ نهادینه‌سازی (راهبردهای فردی و جمعی برای تقویت آزادی آکادمیک). نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌ها، رشد و پویایی دانشگاه در ایران مستلزم تقویت اراده نهادی برای حمایت از آزادی آکادمیک دانشجویان و ایجاد زیرساخت‌هایی است که بتواند فضای دانشگاهیِ مناسب‌تری را بر پایۀ خواسته‌ها و نیازهای اعضای دانشگاه فراهم آورد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان