فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸۱ تا ۳۰۰ مورد از کل ۵۷٬۳۸۴ مورد.
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
245 - 281
حوزههای تخصصی:
هدف: با وجود اعتقاد فراگیر تیم های فروش و بازاریابی به هم بستگی چشمگیر بین استفاده از رسانه های اجتماعی و افزایش فروش و حاشیه سود، الگوی فرایندی جامعی برای درک نحوه توفیق این رسانه ها در جذب مشتریان و تقویت عملکرد فروش وجود ندارد. این مقاله با هدف شناسایی و ارائه یک الگوی فرایندی توفیق رسانه های اجتماعی در جذب مشتریان و افزایش فروش سازمان ها، به بررسی عوامل کلیدی، تعاملات بین آن ها و پیامدهای ناشی از آن می پردازد.
روش: این پژوهش از استراتژی داده بنیاد چندگانه (مالتی گراندد) استفاده کرده است. در مرحله نخست، مطالعات قبلی در حوزه رسانه های اجتماعی و فروش تحلیل شدند تا چارچوب اولیه مفاهیم شکل گیرد. در مرحله دوم، ۱۴ مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته با خبرگان برجسته صنعت (به روش هدفمند و گلوله برفی) انجام شد. داده های مصاحبه با روش تجزیه وتحلیل داده بنیاد ساختارمند، پردازش و کدگذاری شدند؛ سپس یافته های حاصل از مصاحبه ها با الگوی دست یافته از تحلیل محتوا تلفیق شدند تا یک الگوی فرایندی یکپارچه توسعه یابد.
یافته ها: نتایج نشان داد که موفقیت رسانه های اجتماعی در جذب مشتری و افزایش فروش، تحت تأثیر سه دسته عامل است: ۱. شرایط علّی (مانند فشارهای رقابتی و بحران های بهداشتی)؛ ۲. شرایط زمینه ای (شامل قابلیت های سازمانی، فناوری و ظرفیت های داده محور)؛ ۳. شرایط مداخله گر (مانند فرهنگ جامعه، مدیریت تنش ها و سبک رهبری). این عوامل به صورت تعاملی، راهبردهای کلیدی را شکل می دهند که به افزایش مشارکت فعال مشتریان، بهبود تجربه مشتری و توسعه هوش رقابتی سازمانی، منجر می شوند.
نتیجه گیری: این مقاله برای نخستین بار، الگوی فرایندی جامعی را ارائه می دهد که چگونگی موفقیت رسانه های اجتماعی در جذب مشتری و افزایش فروش را از طریق تعامل پیچیده عوامل علّی، زمینه ای و مداخله گر توضیح می دهد. یافته ها نشان می دهند که موفقیت تبلیغات در رسانه های اجتماعی، نه تنها به تکنیک های تبلیغاتی متکی است، بلکه مستلزم یک ساختار سازمانی چابک، داده محور و سازگار با محیط است. این الگو می تواند به مدیران فروش و بازاریابی کمک کند تا استراتژی های خود را بر اساس شرایط واقعی بازار طراحی کنند و به طور نظام مند، تبدیل تعاملات اجتماعی به نتایج تجاری را بهینه سازی کنند.
Validation of the Structural Model of Open Data Governance in Line with the Health of the Administrative System in E-government(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۶, No. ۱۰, Summer & Fall ۲۰۲۵
110 - 131
حوزههای تخصصی:
Purpose : The current research was conducted with the aim of validating the structural model of open data governance in line with the health of the administrative system in e-government in government organizations.
Method : This research, with a practical purpose, was based on a descriptive survey implementation method. The statistical population of the research included the managers of the country's tax affairs organization and several university professors, all of whom (18 person) were selected as a statistical sample. The data collection tool in this research was a researcher-made questionnaire, and confirmatory factor analysis, structural equation modeling, and Smart PLS software were used for data analysis.
Findings : The results of the research show that the structural model of open data governance in the direction of administrative health in e-government at governmental organizations includes six components: platforms (with the dimensions of intra-organizational platforms and external platforms), strategies (with the dimensions of common strategies—internal and external—, intra-organizational strategies, and extra-organizational strategies), intervening conditions (with common dimensions—internal and external), causal category (with dimensions of internal-external organizational factors, individual and social factors), central category, and consequences (with common dimensions—internal and external).
Conclusion : Intra-organizational and extra-organizational platforms have a positive and significant effect on common strategies. The strategies of this research have a positive and significant effect on the results. The impact of intervening conditions on the central category is positive and significant. The effect of the causal category of this research, including individual factors and social factors, on the central category, is negative and significant because the regression coefficient has become negative. The impact of the central category on strategies has become negative, but this impact is not significant.
آسیب شناسی الگوی مدیریت منابع انسانی کارکنان راکد: کارکرد ارزیابی عملکرد و کنترل و پاداش و جبران خدمات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت سازمان های دولتی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۰)
177 - 192
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، سعی دارد به بررسی آسیب شناسانه الگوی مدیریت منابع انسانی کارکنان راکد که برگرفته شده از پژوهش رشیدی و همکاران (1400) می باشد در شرکت نفت بپردازد. این پژوهش از حیث مبانی فلسفی در پارادایم اثبات گرایی، از نوع کمی، کاربردی و قیاسی است. جامعه آماری پژوهش را مدیران و کارشناسان منابع انسانی شرکت نفت در برمی گیرند. پایایی و روایی پژوهش در نرم افزار smart pls و تحلیل پرسشنامه ها در نرم افزار SPSS سنجیده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد تفاوت قابل توجهی میان الگوی در نظر گرفته شده (به عنوان وضعیت مطلوب) و وضعیت موجود در شرکت نفت وجود دارد. ارزیابی عملکرد در کارکنان مازادمحور با ویژگی ارزش استراتژیک پایین و شایستگی عمومی باید مبتنی بر فرایند بوده و بر کنترل حال نگر به همراه تطابق عملکرد با استاندارها تمرکز داشته باشد، در کارکنان انباشت محور با ویژگی ارزش استراتژیک بالا و شایستگی عمومی باید مبتنی بر ارزیابی دوره ای و تطابق عملکرد با استانداردها باشد، در کارکنان دانش محور با ویژگی ارزش استراتژیک پایین و شایستگی منحصربه فرد بر کنترل غیرمستقیم و مبتنی بر نتیجه، در کارکنان ارزش محور با ویژگی ارزش استراتژیک بالا و شایستگی خاص همراه با ارزیابی آینده نگر است. پاداش و جبران خدمات در کارکنان مازادمحور بر برابری خارجی، در کارکنان انباشت محور بر برابری داخلی، در کارکنان دانش محور بر پاداش های رقابتی با تمرکز بر پراخت های مالی و بر کارکنان ارزش محور بر پاداش های مشوقی و با تمرکز بر پاداش های غیرمالی است.
تأثیر ابزارهای بازاریابی بر ارتقاء عملکرد بازاریابی مثلث طلایی گردشگری ایران: نقش میانجی روابط عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف تحلیل تأثیر ابزارهای بازاریابی (تبلیغات، فروش شخصی و ترفیعات فروش) بر عملکرد بازاریابی گردشگری منطقه مثلث طلایی ایران (اصفهان، شیراز و یزد)، با تأکید بر نقش میانجی روابط عمومی انجام شده است. روش شناسی: پژوهش از حیث هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-پیمایشی است. داده های تحقیق با استفاده از پرسش نامه ساختاریافته از میان ۳۷۰ گردشگر داخلی و خارجی در سال 1404 گردآوری شد. تحلیل داده ها با بهره گیری از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) صورت گرفت. یافته ها: یافته ها نشان دادند که تبلیغات (β=0.367, p<0.001) و ترفیعات فروش (β=0.145, p=0.013) تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد بازاریابی گردشگری دارند. نقش میانجی روابط عمومی در اثرگذاری تبلیغات (β=0. 02, p=0.001) و ترفیعات فروش (β=0.121, p=0.013) تأیید شد. نتیجه گیری و پیشنهادات: نتایج حاکی از آن است که هماهنگی راهبردی میان تبلیغات چندرسانه ای، ترفیعات فروش خلاقانه و مدیریت اثربخش روابط عمومی می تواند موجب ارتقاء عملکرد بازاریابی گردشگری گردد. نوآوری این پژوهش در تلفیق رویکردهای تبلیغاتی با نقش روابط عمومی به عنوان متغیر میانجی در قالب مدل ساختاری است. از منظر اجرایی، یافته ها می توانند مبنایی را تدوین سیاست ها و کمپین های بازاریابی فرهنگی برای توسعه پایدار گردشگری در مقاصد برجسته ایران فراهم کنند. نوآوری و اصالت: نوآوری این پژوهش در تلفیق رویکردهای تبلیغاتی با نقش روابط عمومی به عنوان متغیر میانجی در قالب مدل ساختاری است.
بهینه سازی پرتفوی سهام با رویکرد ترکیبی برنامه ریزی محدودیت اعتبار-استوار و مدل های تحلیل پوششی داده ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
11 - 46
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ارائه یک رویکرد نوین و جامع برای بهینه سازی پرتفوی سرمایه گذاری در بازارهای پرنوسان و با عدم قطعیت بالا انجام شده است. با توجه به اهمیت مدیریت ریسک و کسب بازده مطلوب در سرمایه گذاری، مدل پیشنهادی از ترکیب قدرتمند برنامه ریزی محدودیت اعتبار-استوار و مدل های تحلیل پوششی داده ها بهره می برد. این مدل به طور همزمان به دنبال بهینه سازی ترکیب دارایی ها، کاهش ریسک و افزایش بازدهی است. در این تحقیق، با استفاده از داده های بورس تهران، عملکرد مدل پیشنهادی در مقایسه با روش های سنتی ارزیابی شده است. نتایج نشان می دهد که مدل پیشنهادی قادر است پرتفوی هایی با بازدهی بالاتر و ریسک کمتر نسبت به روش های سنتی ایجاد کند. همچنین، این مدل انعطاف پذیری بالایی در برابر تغییرات ناگهانی بازار از خود نشان داده و در برابر شوک های اقتصادی مقاوم تر است.
بررسی نقش میانجی انعطاف پذیری استراتژیک در رابطۀ رهبری توزیع شده و نوآوری مدل کسب وکار، با تأکید بر نقش تعدیل کنندۀ پویایی محیط(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فرهنگ سازمانی سال ۲۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۶)
207 - 223
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این مقاله بررسی نقش میانجی انعطاف پذیری استراتژیک در رابطه رهبری توزیع شده و نوآوری مدل کسب و کار با تأکید بر نقش تعدیل کنندگی پویایی محیط است. بر مبنای رویکرد قابلیت های پویا به دنبال این هستیم که در یک محیط پویا و متلاطم تأثیرات الگوهای رهبری توزیع شده از طریق انعطاف پذیری استراتژیک بر نوآوری مدل کسب وکار را بررسی کنیم. روش: این پژوهش از منظر هدف توصیفی و جهت گیری اصلی آن کاربردی است. استراتژی پژوهش پیمایشی و مبتنی بر پارادایم اثبات گرایی است. رویکرد پژوهش قیاسی و نوع پژوهش کمّی است. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران ارشد شرکت های پذیرفته شده در پارک علم و فناوری دانشگاه تهران به تعداد 240 نفر بود و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده داده ها از حجم نمونه استاندارد بر اساس جدول مورگان جمع آوری شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش مدل معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار اسمارت پی ال اس 3 مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد رهبری توزیع شده تأثیر قابل توجهی بر نوآوری مدل کسب وکار دارد. از سوی دیگر نقش میانجی انعطاف پذیری در تأثیر رهبری توزیع شده بر نوآوری مدل کسب وکار نیز مورد تأیید قرار گرفت. پویایی هایی محیطی به عنوان یک متغیر تعدیل کننده نیز تأثیر مثبتی بر تأثیر رهبری توزیع شده بر انعطاف پذیری استراتژیک دارد. نتیجه: این مقاله تأثیر قابل توجهی در غنی سازی و توسعه مطالعات حوزه نوآوری مدل کسب و کار دارد و به شناسایی پیشایندهای مبتکرانه ای پرداخته است. در محیط پویا و متلاطم امروزی الگوهای رهبری توزیع شده می توانند سبب انعطاف پذیری استراتژیک شرکت های مستقر در پارک علم و فناوری دانشگاه تهران شوند که این امر می تواند محرک نوآوری در مدل کسب و کار این شرکت ها باشد.
شناسایی و اولویت بندی عوامل مرتبط با تئوری نمایندگی، کاستی های دولت و پیامدهای بلوغ تئوری انتقادی در حسابداری و کیفیت منافع اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تجربی حسابداری مالی سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۶
39 - 80
حوزههای تخصصی:
تفکر انتقادی در ظهور بی طرفی، عینیت و بیان صادقانه در چارچوب مفهومی گزارشگری مالی به دنبال ترکیب نظریه های غیر اقتصادی و روش های غیراثباتی به منظور کشف اجزای رفتاری، سازمانی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در حسابداری است. براساس این دیدگاه، عمل حسابداری به حمایت از نظریه های مذکور به کاهش توزیع نابرابر قدرت و ثروت در جامعه و گسترش کیفیت منافع اجتماع گرایش دارد. بر این اساس مطالعه حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی عوامل مرتبط با تئوری نمایندگی ، کاستی های دولت و پیامدهای بلوغ تئوری انتقادی و کیفیت منافع اجتماعی در حسابداری مدیریت انجام شد. با استفاده از روش نظریه داده بنیاد به ارایه الگویی در راستای بلوغ حسابداری انتقادی و کیفیت منافع اجتماعی با تاکید بر نقش تئوری نمایندگی از طریق مصاحبه با 33 نفر از خبرگان پرداخته شد. عوامل کاستی های دولت و مسایل نمایندگی و عوامل پیامدی پس از ارزیابی و غربالگری با روش دلفی فازی ارایه گردید. نتایج این مطالعه نشان داد که بین عوامل کاستی های دولت و مسایل نمایندگی به ترتیب با مقادیر (915/0)و (908/0) در جایگاه اول و دوم میزان اهمیت قرار دارند. بین عوامل پیامدی بار عاملی شاخص های مربوط به منافع اطلاعاتی، منافع نظام حسابداری و منافع اجتماعی به ترتیب با مقادیر (932/0)، (931/0) و (860/0) در جایگاه اول تا سوم میزان اهمیت قرار دارند.
طراحی الگوی نهادهای نظامی آینده ایران مبتنی بر بیانیه گام دوم انقلاب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگرش مدیریت راهبردی سال ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۹)
135 - 171
حوزههای تخصصی:
این تحقیق، با هدف دستیابی به الگوی نهاد های نظامی آینده ایران متناسب با بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی انجام شده است. نوع تحقیق کاربردی - توسعه ای و روش تحقیق به صورت پیمایشی بوده است. نظریه اندیشه سیاسی حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه)، به عنوان چارچوب نظری، تحقیق انتخاب شد. با استفاده از تکنیک دلفی (توزیع سه دور پرسش نامه)، ابعاد اعتقادی و معنوی، حرفه ای و تخصصی، با سه مولفه ی عقلایی، فرهنگ اسلامی - ایرانی و همشکلی و با 12 شاخص ، مورد تایید قرار گرفتند. سپس این نتایج به روش AHP فازی دوباره در اختیار 18 خبره قرار گرفت. با تحلیل داده ها، اهمیت نسبی و اوزان هر یک از ابعاد، مولفه ها و شاخص های طرح نهاد های نظامی آینده تعیین گردید و با تکنیک VIKOR فازی رتبه آنها محاسبه شد. همچنین با استفاده از روش دیمتل روابط بین ابعاد، مولفه ها و شاخص های این الگو مشخص و شبکه روابط بصورتی یکپارچه صورت بندی و مدل تحلیل طراحی شد که بیانگر شدت اثر بین ابعاد و مولفه ها می باشد. یکی از مهمترین نتایج تحقیق این است که در ترکیب نهاد های نظامی آینده ایران، بعد « اعتقادی و معنوی(مکتبی)» دارای وزن بیشتری بوده و بعد « حرفه ای» و «تخصصی» به ترتیب در اهمیت بعدی قرار دارند. شناسایی الگو و طرح کارآمد برای آینده نهادهای نظامی ایران، ضمن کسب آمادگی در مقابل تهدیدات منطقه ای و ف را م نطقه ای و ن یل به قابلیت های محوری، به این نهادها کمک می کند تا سامانه های رزم خود را طراحی کرده و توان بازدارندگی خود را ارتقا دهند.
بررسی عوامل تأثیرگذار بر قیمت نفت در ایران با تأکید بر عدم قطعیت سیاست اقتصادی، ریسک ژئوپلیتیک جهانی و عدم قطعیت جهانی با استفاده از روش NARDL(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نفت یکی از مهم ترین مواد اولیه در جهان است که در بسیاری از صنایع کاربرد دارد. در این مطالعه به بررسی عدم قطعیت سیاست اقتصادی، ریسک ژئوپلیتیک جهانی و عدم قطعیت جهانی بر نوسانات قیمت نفت با استفاده از روش NARDL پرداخته شده است. نتایج برآورد مدل نشان داد قیمت نفت با یک دوره وقفه زمانی، شوک مثبت عدم قطعیت سیاست اقتصادی با یک دوره وقفه و شوک منفی عدم قطعیت جهانی با یک دوره وقفه بر قیمت نفت در ایران تأثیرگذار است. همچنین عدم قطعیت جهانی هم در کوتاه مدت و هم در بلندمدت بر قیمت نفت در ایران تأثیرگذار است. همچنین مقدار ضریب ECM نشان می دهد که هر سال 75 درصد شوک های وارده در کوتاه مدت به سوی مقادیر تعادلی بلندمدت تعدیل می شود و کمتر از دو دوره طول می کشد تا نوسان به وجود آمده در الگو به سمت مقادیر تعادلی بلندمدت نزدیک شود.
تاثیر هوش تجاری بر عملکرد با تاکید بر نقش میانجی دوسوتوانی نوآوری و قابلیت های پویا (مورد مطالعه: بانک ملی استان لرستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت تبلیغات و فروش دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱)
276 - 297
حوزههای تخصصی:
توسعه هوش تجاری بیشترین سهم سرمایه گذاری کسب و کار جهانی در فناوری اطلاعات را به خود اختصاص داده و به عنوان یک سیستم پشتیبانی تصمیم جدید مبتنی بر فناوری های پیشرفته اطلاعات ظرفیت پیچیده ای برای جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها و تبدیل آن ها به دانش در مورد فرصت ها و تهدیدها جهت ارائه راه حل های هوشمند برای شرکت دارد. در پژوهش حاضر تلاش شد تاثیر هوش تجاری بر عملکرد با تاکید بر نقش میانجی دوسوتوانی نوآوری و قابلیت های پویا بررسی گردد. پس از مرور ادبیات پژوهش و طراحی مدل مفهومی و فرضیه های پژوهش، پرسشنامه ای طراحی و بین 234 نفر از خبرگان واحدهای تحقیق و توسعه و بازاریابی و فروش شعب بانک ملی در استان لرستان توزیع شد. روایی ابزار اندازه گیری از طریق روایی محتوا، روایی سازه و روایی همگرا مورد تایید قرار گرفت. همچنین سنجش پایایی از طریق آلفای کرونباخ و معیار پایایی ترکیبی صورت گرفت که نتایج بیانگر تایید پایایی ابزار اندازه گیری بود. تجریه و تحلیل داده ها با استفاده از رویکرد حداقل مربعات جزیی صورت گرفت. نتایج نشان داد که هوش تجاری بر عملکرد مالی با میانجی گری دوسوتوانی نوآوری تاثیر معناداری دارد. نقش میانجی متغیر دوسوتوانی نوآوری در ارتباط بین متغیرهای هوش تجاری و عملکرد مالی بر اساس نتیجه آزمون سوبل به لحاظ آماری تائید شد. همچنین بررسی فرضیه هوش تجاری بر عملکرد مالی با میانجی گری قابلیت های پویا تاثیر مثبت و معناداری دارد، نشان داد که نقش میانجی متغیر قابلیت های پویا در ارتباط بین متغیرهای هوش تجاری و عملکرد مالی بر اساس نتیجه آزمون سوبل به لحاظ آماری تائید شد.
عوامل درونی مؤثر بر ارتقاء پاسخگویی دانشگاه ها به نیازهای بازار کار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های رهبری آموزشی سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۳
167 - 192
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی عوامل درونی مؤثر بر ارتقاء پاسخگویی دانشگاه ها به نیازهای بازار کار انجام شد. روش پژوهش، توصیفی- پیمایشی و از نظر هدف کاربردی بود. جامعه آماری، کلیه اعضای هیئت علمی دانشگاه تبریز به تعداد 750 نفر بود که با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 255 نمونه به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته بود که بر اساس مرور متون، طراحی شد. روایی پرسشنامه بر اساس روایی صوری، نسبت روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی تأیید شد. ضریب پایایی پرسشنامه بر اساس ضریب آلفای کرونباخ، 86/0 بدست آمد. داده ها با استفاده از آزمون های بوت استرپ، فریدمن، t مستقل، تحلیل واریانس یک راهه و توکی با استفاده از نرم افزارهای spss و pls مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که متغیرهای برنامه ریزی پاسخگو، برنامه درسی پاسخگو، آموزش های پاسخگو، پژوهش های پاسخگو، پایش و ارزیابی پاسخگو بر ارتقاء پاسخگویی دانشگاه ها تأثیر دارند. متغیر پژوهش های پاسخگو در رتبه اول و پایش و ارزیابی پاسخگو در رتبه آخر قرار گرفت. بین دیدگاه های اعضای هیئت علمی بر حسب جنسیت و سن (به جز متغیر برنامه ریزی پاسخگو بر حسب سن) تفاوت معناداری وجود نداشت. این پژوهش، عوامل درونی مؤثر بر ارتقاء پاسخگویی دانشگاه ها به نیازهای بازار کار را در 5 عامل و 20 زیرعامل نمایان ساخت.
طراحی مدلی جهت بهبود گزارشگری یکپارچه مالی و کنترل داخلی (IFICR)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
354 - 374
حوزههای تخصصی:
در شرکت های پذیرفته شده در بورس تهران است. بررسی های انجام شده نشان داد که الگوی جامعی وجود ندارد تا عوامل اثرگذار بر کیفیت گزارشگری مالی را با دسته بندی مشخص و ذکر شاخص ها ارائه دهد و این انگیزه ای برای اجرای این پژوهش شد تا تلاش شود که ضمن در نظرگرفتن گزارشگری یکپارچه، به همراه کنترل های داخلی و همچنین، ابعاد مذکور در تحقیقات پیشین، با جمع بندی و ترکیب و دسته بندی مقوله ها و مفهوم ها به مدیران و کارشناسان این حوزه کمک کنیم تا نگاهی جامع تر به گزارشگری مالی و کنترل یکپارچه برای حفظ منافع ذی نفعان داشته باشند.
روش: روش این پژوهش کمّی و ماهیت و هدف آن کاربردی است و از نظر گردآوری داده ها، پیمایشی محسوب می شود. جامعه آماری پژوهش، اعضای هیئت علمی و اساتید مدیریت مالی و حسابداری دانشگاه های تهران، کارشناسان بورس اوراق بهادار و نهادهای مالی و حسابرسی مستقر در استان تهران و مدیران مالی و حسابداری شرکت های بورس اوراق بهادار تهران بودند. از آنجاکه اساسی ترین کاربرد تحلیل عاملی، کاهش تعداد متغیرها به عوامل محدودتری است که معمولاً به صورت غیرمستقیم در متغیر اصلی مؤثرند، در این پژوهش برای تجزیه وتحلیل داده ها و کاهش تعداد متغیرها، از این روش استفاده شده است.
یافته ها: از مجموع نمونه انتخاب شده، ۱۶۸ نفر به پرسش نامه ها به صورت کامل پاسخ دادند که در تحلیل داده های پژوهشی مورد استفاده قرار گرفت. با توجه به مطالعات صورت گرفته در رابطه با موضوع تحقیق و همچنین نتایج به دست آمده از سایر تحقیقات، مطالعات، مقالات و طرح های پژوهشی و نتایج پرسش نامه، ۴۱ متغیر شناسایی شد که بعد از بررسی بیشتر و مشورت با نخبگان، ۱۱ متغیری که به نوعی جزئی از سایر متغیرها به شمار می رفت، در زیرمجموعه های آن متغیرها قرار گرفتند. بر این اساس ۳۰ متغیر به عنوان عوامل مؤثر بر کیفیت گزارشگری یکپارچه مالی و کنترل داخلی شرکت های بورسی شناسایی شد. پس از به کار بردن تحلیل عاملی، برای تعیین تعداد عوامل از روش کیسر استفاده شد.
نتیجه گیری: در مدل ارائه شده، عوامل مدیریتی با مجموع بار عاملی 039/6، عوامل قانونی و حقوقی با مجموع بار عاملی 127/3، عوامل سازمانی و راهبردی با مجموع بار عاملی 038/3، عوامل فرهنگی و اجتماعی با مجموع بار عاملی 961/2 و عوامل مربوط به ساختار بازار با مجموع بار عاملی 415/2، به ترتیب مهم ترین عوامل تعیین شدند.
وحدت در عین کثرت: پیام روز ملی منابع انسانی (روز انسان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت دولتی دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
1-12
حوزههای تخصصی:
چهاردهمین سال نکوداشت روز ملی منابع انسانی، در 25 فروردین 1404 با شکوه خاصی برگزار شد و در اکثر سازمان های کشور رویدادهای ویژه ای در این روز به وقوع پیوست. هدف از نکوداشت روز ملی منابع انسانی، تمرکز بر انسان است. این رویداد برخلاف تفکر یک قرن اخیر اندیشمندان و مسئولان کشور است که تمرکزشان بر زمین و زیر زمین بوده است و انسان های روی زمین در اولویت نظری و عملی آن ها نبوده است.
Analyzing Key Variables in Recurrent Carbon Reduction Policies Using a Hybrid Approach: A Focus on Pharmaceutical Distributors in Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective : This research aims to identify recurring carbon reduction policies and their key variables, and analyze their relationships within pharmaceutical distribution in Iran. Methods : A mixed-method of qualitative and quantitative approaches was adopted. Firstly, a systematic literature review was employed to identify the policies and variables. Afterward, the Intuitive Fuzzy DEMATEL (Decision Making Trial and Evaluation Laboratory) method was used to analyze the causal relationships among identified variables in uncertain conditions. Following snowball sampling, data were gathered through expert questionnaires from 15 specialists in five groups, selected based on relevant expertise in carbon reduction policies, particularly for pharmaceutical distribution companies in Iran. Results : The study identified three key carbon reduction policies—cap-and-trade, subsidy allocation, and financial penalties—all shaped by distinct variables. Cap-and-trade includes the emission cap, carbon selling price, and demand for carbon emission permits. Subsidy allocation and financial penalties cover the subsidy amount and the penalty rate, respectively. Notably, carbon emission level emerged as the most influential factor in shaping policy effectiveness, while carbon reduction cost was identified as the most impactful variable. These two variables are integral to all three policies, highlighting their pivotal role in policy formulation. While the demand for carbon emission permits remains neutral regarding influence and susceptibility, other variables demonstrate complex interdependencies, creating a dynamic system where policies interact directly through primary variables or indirectly through shared criteria. Conclusion : This study contributes to environmental policy research by offering an analytical framework that integrates uncertainty logic to assess relationships among key variables. The findings suggest that implementing a single policy may not be sufficient—a combination of strategies is recommended for more effective carbon reduction. Understanding how variables interact can help policymakers and businesses design targeted and efficient pharmaceutical distribution strategies in Iran.
The Use of Multi-Objective Meta-Heuristic Algorithm GENETIC-ANFIS in Rating the Loans Granted to Real Customers of Bank Melli Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present study is aimed to Rating the loans granted to the real customers of Bank Melli Iran in accordance with the credit factors of the customers using the multi-objective meta-heuristic algorithm of genetics-adaptive neuro-fuzzy network system (GENETIC-ANFIS). This research is a qualitative-quantitative design and exploratory based on purpose in terms of purpose and descriptive in terms in terms of data collection and analysis method and survey. Qualitative data was collected via the research of Rezaei et al. (2022) and the decision making team of the banking field, and quantitative data was collected through 1178 real customers of Bank Melli of Mazandaran province during the years 2012 to 2021 based on 14 types of loans. According to the rating of granted loans, the risk of each loan was measured separately for 4 personal, environmental, economic and credit factors. In Mudharabah loans, Musyarakah, debt purchase, Istisna and salaf, the economic factor showed the highest sensitivity. Also, the behavior of the research meta-heuristic model has indicated 78% reliability in the accuracy and interpretability of the model compared to genetic algorithm, neural network, fuzzy logic and neural-fuzzy network models..
تحلیل پژوهش های پایداری در حسابداری با رویکرد مدل سازی موضوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی دوره ۳۲ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
715 - 756
حوزههای تخصصی:
هدف: با تشدید بحران های جهانی اقلیمی و اجتماعی، کسب وکارها برای پاسخ گویی در قبال عملکرد، تحت فشار فزاینده ای قرار گرفته اند. در این گذار پارادایمی، حسابداری به عنوان زبان کسب وکار، در سنجش، مدیریت و گزارش عملکرد پایداری نقشی محوری ایفا می کند. با این حال، رشد نمایی و ماهیت میان رشته ای پژوهش ها در حوزه پایداری، چشم انداز فکری گسترده و پراکنده ای ایجاد کرده که تشخیص و دسته بندی از طریق مرورهای روایی دشوار است. پژوهش حاضر با به کارگیری مدل سازی موضوعی تخصیص پنهان دیریکله، به دنبال ترسیم اولین نقشه جامع و ساختارمند از معماری فکری حوزه با هدف شناسایی، ردیابی مسیر تکاملی و آشکارسازی روابط مفهومی پنهان میان خوشه های موضوعی غالب است تا ضمن شناسایی دقیق شکاف های دانشی، برنامه پژوهشی منسجمی را برای تحقیقات آتی فراهم آورد و به سیاست گذاران و متخصصان در جهت دهی به اقدام های مؤثر یاری رساند. روش: پژوهش بر پایه رویکرد کمی و محاسباتی استوار است که ترکیبی از تحلیل کتاب سنجی و مدل سازی موضوعی پیشرفته را به کار می گیرد. مجموعه داده ها از طریق جست وجوی نظام مند در پایگاه داده اسکوپوس، با استفاده از کلیدواژه های جامع مرتبط با حوزه های حسابداری و پایداری و پوشش زمانی از اکتبر ۱۹۶۹ تا می ۲۰۲۵، گردآوری شد که در ابتدا به شناسایی ۹۸۶۳ سند انجامید. برای افزایش دقت تحلیل، فرایند پیش پردازش چندمرحله ای روی چکیده مقاله ها اعمال شد که شامل واحدبندی، حذف علائم نگارشی، تبدیل به حروف کوچک و رویکرد دولایه برای حذف کلمه های توقف (فهرست استاندارد زبان انگلیسی و فهرست سفارشی از واژگان عمومی دانشگاهی) بود. پس از پاک سازی، مجموعه داده نهایی، شامل ۸۹۱۳ مقاله، برای مدل سازی با الگوریتم تخصیص پنهان دیریکله (LDA) آماده شد. تعداد بهینه موضوعات (۱۲ = k)، بر اساس بالاترین امتیاز انسجام موضوعی (معیار C_v) انتخاب شد. تمامی مراحل با استفاده از زبان برنامه نویسی پایتون و کتابخانه های تخصصی Gensim و NLTK پیاده سازی شدند. یافته ها: تحلیل کتاب سنجی رشد چشمگیری را در تولیدات علمی با بالاترین حجم انتشار در سال های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ نشان داد که بر علاقه فزاینده دانشگاهی تأکید می کند. اوج استنادها در سال ۲۰۰۹، بازتابی از بحران مالی جهانی و ظهور حسابداری کربن بود؛ در حالی که سال ۲۰۲۱ تحت تأثیر همه گیری کووید ۱۹ و تلاش های شتاب گرفته به سوی اقتصاد کم کربن قرار گرفت. مدل سازی موضوعی LDA دوازده خوشه موضوعی متمایز شناسایی کرد که هر یک نمایانگر کانون پژوهشی خاص در تقاطع حسابداری و پایداری است. خوشه ها به ترتیب نام گذاری شدند: ۱. ارزیابی چرخه عمر و اثرهای زیست محیطی تولید؛ ۲. چارچوب های پایداری و ابعاد اجتماعی؛ ۳. زنجیره تأمین سبز و مدیریت منابع زیست محیطی؛ ۴. چالش های پایداری در اقتصادهای نوظهور؛ ۵. ESG و عملکرد مالی شرکت ها؛ ۶. حاکمیت شرکتی و ترکیب هیئت مدیره؛ ۷. اطمینان بخشی و پایداری در مؤسسه های مالی؛ ۸. انتشار کربن و کاهش تغییرات اقلیمی؛ ۹. رویه های گزارشگری مسئولیت اجتماعی شرکت ها (CSR)؛ ۱۰. گزارشگری پایداری و استانداردهای افشای ESG؛ ۱۱. سیاست های سبز و پایداری در بخش عمومی؛ ۱۲. پایداری در آموزش کسب وکار و گردشگری. پس از نام گذاری، موضوعات در چهار گروه اصلی دسته بندی شدند: مبانی مفهومی و پارادایمیک؛ ابعاد زیست محیطی و پاسخ به بحران اقلیمی؛ گزارشگری شرکتی، شفافیت و عملکرد ESG؛ سازوکارهای حاکمیتی، نظارتی و نوآوری های سیاستی. نتیجه گیری: تحلیل LDA چشم انداز فکری پیچیده و پویایی را آشکار می سازد که شامل دوازده خوشه موضوعی متمایز است و ضرورت ادغام ملاحظات زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی (ESG) در هسته اصلی کسب وکار و رویه های گزارشگری روایت می کند و نویدبخش بازتعریف مفاهیم بنیادین ارزش، پاسخ گویی و پایداری بلندمدت است؛ در حالی که چالش های بزرگی را برای رویه های حرفه ای موجود و چارچوب های نظارتی ایجاد می کند. شتاب کنونی پژوهش، به ویژه در مضامینی مانند ESG و عملکرد مالی شرکت (موضوع ۵) و گزارشگری پایداری و افشای ESG (موضوع ۱۰)، نشان دهنده تمرکز دوگانه بر درک پیامدهای مالی پایداری و مدیریت فرایندهای گزارشگری به ذی نفعان خارجی است. مضامینی مانند انتشار کربن و کاهش تغییرات اقلیمی (موضوع ۸) و ارزیابی چرخه عمر (موضوع ۱)، بازتاب دهنده کمّی سازی تأثیرهای زیست محیطی خاص هستند که برای حسابداری قابل اتکا ضروری است. گسترش دامنه حوزه، فراتر از مرزهای سنتی شرکت ها در بررسی مبانی نظری، زنجیره های تأمین پایدار، اقتصادهای نوظهور، نقش بخش عمومی و تعبیه پایداری در آموزش حرفه ای آینده مشهود است. به طور کلی، ادبیات مسیر تکاملی از مفهوم پردازی های گسترده پایداری به سمت پژوهش هایی تخصصی تر، کاربردی تر و متمرکز بر سازوکارها نشان می دهد که به شدت تحت تأثیر نهادهای نظارتی قرار دارد.
باز طراحی مدل قیمت گذاری دارایی مبتنی بر مصرف بر مبنای متغیرهای بنیادی حسابداری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
742 - 777
حوزههای تخصصی:
هدف: یکی از مهم ترین دغدغه های اندیشمندان مالی شناسایی مدل قیمت گذاری دارایی مناسب است تا علاوه بر اینکه بازده سهام را توضیح دهد، بتواند نرخ بازده مورد انتظار را با درصد اطمینان بیشتری اندازه گیری نماید. در این راستا هدف پژوهش حاضر، افزایش دقت مدل های قیمت گذاری در اندازه گیری بازده مورد انتظار به کمک متغیرهای حسابداری مرتبط با مصرف است. روش: در پژوهش حاضر از داده های 202 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و فرابورس ایران طی بازه زمانی 1389 تا 1399 استفاده شده است. سپس براساس نظریه مصرف، اصل تحقق درآمد و مفهوم محافظه کاری، ویژگی های اثر گذار بر رشد سود مورد انتظار و بازده سهام شناسایی و به دنبال آن، ویژگی های حسابداری مذکور به صورت تجربی با استفاده از رویکرد رگرسیون پنل دیتا طی بازه زمانی 1389 تا 1398 آزمون شده است. سپس با استفاده از رویکرد رگرسیون مقطعی، ویژگی های مربوطه در یک عامل تحت عنوان عامل بنیادی بازده مورد انتظار خلاصه شده و از این عامل برای بازه زمانی 1394 تا 1399 برای بسط مدل های چند عاملی قیمت گذاری دارایی سرمایه ای از جمله مدل سه عاملی فاما و فرنچ، مدل چهار عاملی کارهارت و مدل پنج عاملی فاما و فرنچ استفاده شده است. در نهایت، با کمک رویکرد رگرسیون پنل دیتا، عملکرد مدل های بسط یافته با عامل بنیادی بازده مورد انتظار و مدل های قیمت گذاری متداول مقایسه شده است. یافته ها: یافته های پژوهش بیانگر این مهم است که اطلاعات صورت های مالی دارای محتوای اطلاعاتی بوده و نقش انکار ناپذیری در پیشبینی بازده مورد انتظار دارند. یافته های پژوهش نشان می دهد که افزودن عامل بنیادی مبتنی بر متغیرهای حسابداری مرتبط با مصرف به مدل های قیمت گذاری سه عاملی فاما فرنچ، چهار عاملی کارهارت و مدل پنج عاملی فاما و فرنچ موجب می شود که ضریب تعیین تعدیل شده مدل های مذکور افزایش یابد که این موضوع حاکی از بهبود عملکرد و افزایش قابل توجه قدرت توضیح دهندگی مدل های حاوی عامل بنیادی بازده مورد انتظار نسبت به مدل های متناظر آن ها است. همچنین، یافته های پژوهش نشان می دهد که رابطه مثبت و معنی داری بین عامل بنیادی بازده مورد انتظار و صرف ریسک سهام در مدل های قیمت گذاری سه عاملی فاما فرنچ، چهار عاملی کارهارت و مدل پنج عاملی فاما و فرنچ وجود دارد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که افزودن عامل بنیادی بازده مورد انتظار به مدل-های مورد بررسی پژوهش موجب بهبود عملکرد مدل های مذکور در توضیح الگو های مختلف بازده سهام می شود که این تفاوت عملکرد از لحاظ قدرت توضیح دهندگی در مدل پنج عاملی فاما و فرنچ نسبت به مدل سه عاملی فاما و فرنچ و مدل چهار عاملی کارهارت بیشتر است. بنابراین می-توان نتیجه گرفت که متغیرهای حسابداری مرتبط با مصرف دقت مدل های قیمت گذاری مذکور را در اندازه گیری بازده مورد انتظار افزایش می دهند.
الگوی انسداد سازمانی ادراک شده با روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انسداد سازمانی ادراک شده، پدیده ای منفی است که می تواند سازمان ها را با مشکلات بسیار مواجه سازد و بقاء و ماندگاری آنها را با خطراتی جدی روبرو سازد. از این رو، لازم است عوامل موثر بر پیدایش این پدیده به صورتی دقیق و علمی شناسایی و مطالعه شوند. با توجه به این ضرورت و همچنین به دلیل فقدان چارچوبی منسجم در ارتباط با پیشایندها و پیامدهای این پدیده، مطالعه حاضر با هدف مدل سازی پیشایندها و پیامدهای انسداد سازمانی ادراک شده اجرا گردید. این مطالعه، از لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت داده ها، کیفی است و با روش فراترکیب انجام شده است. جامعه آماری را مطالعات پیشین تشکیل می دهند که عنوان، چکیده و محتوای آنها مورد ارزیابی قرار گرفت و در نهایت 29 منبع جهت استفاده در پژوهش (به عنوان نمونه) انتخاب شد. داده های گرداوری شده نیز با استفاده از تحلیل مضمون تحلیل شد. در بخش یافته ها، پیشایندهای انسداد سازمانی ادراک شده در قالب 2 بعد، 7 مولفه و 38 شاخص و پیامدهای آن نیز در قالب در 2 بعد، 4 مولفه و 28 شاخص دسته بندی گردید. نتایج می تواند بینش و آگاهی مدیران نسبت به عوامل موثر بر انسداد سازمانی ادراک شده را افزایش داده و آنان را در هنگام برنامه ریزی و اجرای اقدامات لازم حمایت کند.
طراحی چارچوب اکوسیستم پلتفرمی B2B بازار انرژی برق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اکوسیستم ها به دلیل دارا بودن مزایا و مزیت های که مورد نیاز بازارهای امروزی است به عنوان ابزاری برای ساماندهی و راهبری در طیف گسترده از کسب و کارها مورد اقبال قرار گرفته اند. بازارهای انرژی نیز به عنوان زیر ساختهای توسعه در جوامع بدلیل استراتژیک و پیچیده بودن میتوانند از ظرفیت های اکوسیستم ها برای کارآمدی بهینه بهره ببرند. عدم شناخت از چیستی، ابعاد، پیش نیازها و مهمترین عوامل موثر در اکوسیستم انرژی، فرصت بهره از آن را برای بسیاری از مدیران و تصمیم گیران و بازارها محدود کرده است و در عمل از این ابزار کارآمد مدیریتی در کسب و کار استفاده بهنه نمی شود. این پژوهش تلاش کرده است تا چارچوب یک اکوسیستم مبتنی بر پلتفرم را ارائه نماید که از دید پژوهشگران مورد توجه قرار نگرفته است.این پژوهش از انواع مطالعات کیفی، کاربردی و اکتشافی است. جامعه آم اری پ ژوهش، ص احبنظ ران ح وزه مدیریت بازار، و نیز فعالان صنعت انرژی بودندو با رویکرد نظریه داده بنیاد، به شناسایی مقوله های اثرگذار بر موضوع پژوهش اقدام کرده است.گردآوری اطلاعات با استفاده از نمونه گیری هدفمند و روش گلوله برفی و مصاحبه های نیمه ساختار یافته با استفاده از پروتوکل تهیه شده به کمک متخصصین علمی و عملی انجام ش د. در نهایت چارچوب اکوسیستم پلتفرمی B2Bبازار انرژی برق شناسایی و استخراج شد
طراحی الگوی توسعه فروش بیمه عمر (مورد مطالعه خراسان رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و مدیریت شهری سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۱
51 - 65
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، طراحی الگوی توسعه فروش بیمه عمر با تمرکز بر استان خراسان رضوی است. در این راستا، با بهره گیری از رویکرد کیفی و استفاده از روش تحلیل مضمون به شیوه نظام مند براون و کلارک، مصاحبه های نیمه ساختاریافته ای با خبرگان صنعت بیمه، مدیران فروش، کارشناسان بازاریابی و نمایندگان فعال در حوزه بیمه عمر انجام شد. تحلیل داده ها منجر به استخراج مضامین نهایی در قالب یک الگوی پنج سطحی گردید که به ترتیب شامل استراتژی های کلان، تاکتیک های عملیاتی، اقدامات اجرایی، ابزارها و پشتیبانی، ارزیابی و بهبود است. در سطح استراتژی های کلان، ضرورت تدوین سیاست های بلندمدت برای فرهنگ سازی، اعتمادسازی و ارتقای جایگاه بیمه عمر در جامعه مطرح شد. سطح تاکتیک های عملیاتی به طراحی برنامه های اجرایی مانند: تنوع بخشی به محصولات، تبلیغات هدفمند و ایجاد انگیزه در شبکه فروش اختصاص دارد. اقدامات اجرایی بر اجرای فرایندهای فروش، آموزش و توانمندسازی نمایندگان و ارتباط مؤثر با مشتریان متمرکز است. در سطح ابزارها و پشتیبانی، نیاز به زیرساخت های فناوری، سامانه های هوشمند مدیریت مشتریان، آموزش های تخصصی و حمایت سازمانی شناسایی شد. در نهایت، سطح ارزیابی و بهبود شامل طراحی شاخص های عملکرد، تحلیل بازخوردها و ایجاد چرخه های یادگیری برای بهبود مستمر فرایندهاست. یافته های پژوهش حاکی از آن است که توسعه فروش بیمه عمر نیازمند نگاهی یکپارچه و سیستماتیک به سطوح مختلف تصمیم گیری، اجرا و پشتیبانی است. الگوی ارائه شده می تواند به عنوان راهنمایی عملی برای شرکت های بیمه در استان خراسان رضوی و سایر مناطق کشور جهت بهبود عملکرد فروش بیمه عمر به کار رود.