ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۸۱ تا ۸۰۰ مورد از کل ۵۹٬۰۳۳ مورد.
۷۸۱.

طراحی و تبیین مدل شکل گیری انتقام خاموش در سازمان های دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۵۸
منابع انسانی، گران بهاترین و مؤثرترین دارایی هر سازمانی است؛ با این حال، زمانی که در گرداب ناکامی، بی عدالتی یا بی توجهی گرفتار شود، خود به چالشی در مسیر تعالی سازمان بدل می گردد. با توجه به گستردگی سازمان های دولتی در ایران در زندگی اقتصادی واجتماعی مردم، پژوهش حاضر با هدف طراحی و تبیین مدل شکل گیری انتقام خاموش در سازمان های دولتی به انجام رسیده است. این تحقیق با رویکردی کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد، از طریق مصاحبه با ۱۶ نفر از مدیران و متخصصان منابع انسانی، به واکاوی این پدیده پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که انتقام خاموش، پدیده ای چندبعدی و پیچیده است که در سایه ی عواملی چون بی عدالتی ادراک شده، ناکارآمدی ساختارها، فرهنگ سازمانی سمی، ویژگی های فردی و فشارهای بیرونی شکل می گیرد. این انتقام، نه در قالب هیاهو، بلکه در سکوت و پنهان کاری، با نمودهایی چون کم کاری، خرابکاری، شایعه پراکنی و تخریب شخصیت مدیران، چهره می نمایاند. پیامدهای آن، همچون آتشی زیر خاکستر، بهره وری را می سوزاند، روحیه ها را می فرساید و انسجام سازمانی را فرو می پاشد. در پایان، راهکارهایی برای مهار این بحران پنهان همچون تقویت عدالت سازمانی، بهبود روابط انسانی، مدیریت هوشمندانه تعارض ها و بازسازی فرهنگ سازمانی پیشنهاد می شود؛ تا از این راه، سازمان از درون ترمیم یابد و دوباره بر مدار رشد و بالندگی بازگردد.
۷۸۲.

تدابیر آموزش و توسعه مهارت های نرم در برنامه های آموزش ضمن خدمت سازمان های دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۳۷
آموزش و توسعه مهارت های نرم کارکنان نقش قابل توجهی در بهبود عملکرد فردی و سازمانی داشته و یکی از مهم ترین پیش بینی کننده های موفقیت فردی و سازمانی است. این پژوهش درصدد است تا چارچوب تدابیر آموزش و توسعه مهارت های نرم کارکنان سازمان های دولتی را شناسایی و تبیین نماید. با کاربست رویکرد کیفی، روش تحلیل مضمون کیفی و تحلیل بیست مصاحبه اخذ شده از خبرگانِ سازمانی و دانشگاهی پژوهش به انجام رسید. گردآوری داده ها با روش مصاحبه نیمه ساختاریافته بوده و با نمونه گیری هدفمند به اجرا رسید. برای اطمینان از اعتبار پژوهش نیز از معیارهای گوبا و لینکلن استفاده شده است. یافته های پژوهش تدابیر آموزش و توسعه را در قالب 4 مضمون فراگیر و 10 مضمون سازمان دهنده نشان می داد. به صورت کلی، یافته های این پژوهش می تواند در باز بینی برنامه های آموزش و توسعه و تدابیر ارتقای مهارت های نرم کارکنان سازمان های دولتی مفید باشد و زمینه ای را برای ارتقای مهارت های نرم کارکنان فراهم سازد.  
۷۸۳.

الگوی ساختاری تعیین ارزش استارتاپ با تمرکز بر استارتاپ های فینتک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۵
هدف از این پژوهش، ارائه الگویی برای تعیین ارزش استارتاپ ها با تمرکز بر استارتاپ های فینتک است. ادبیات موجود فاقد مدل هایی است که هر دو بُعد کمی و کیفی را برای فینتک ادغام کند که ضرورت انجام این پژوهش را برجسته می سازد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی و از نظر نوع، پژوهش آمیخته (کیفی-کمی) است. در بخش کیفی با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون و مصاحبه با 11 نفر از خبرگان سرمایه گذاری و ارزش گذاری استارتاپ ها که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند، مضامین اصلی و فرعی با استفاده از نرم افزار MAXQDA استخراج شد. در بخش کمی، بر اساس مضامین شناسایی شده، پرسشنامه ای با 199 سوال طراحی و در جامعه آماری متشکل از 220 نفر از مدیران، کارشناسان، بنیان گذاران و مدیران استارتاپ های فینتک، به روش نمونه گیری در دسترس توزیع گردید. داده ها با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی به روش حداقل مربعات جزئی در نرم افزار Smart-PLS تجزیه و تحلیل شد. یافته های نهایی شامل 194 کد استخراجی در 24 مضمون فرعی و 6 مضمون اصلی بود که به ترتیب اهمیت عبارتنداز بنگاه کسب وکار، عوامل محیطی، فناوری و نوآوری، ریسک ها، تیم کسب وکار و صنعت مالی. از نتایج، مشخص شد ارزش گذاری استارتاپ ها در حوزه فینتک، برای ذینفعان مختلف اهمیت زیادی دارد. بنابراین، توسعه مدل های ارزش گذاری جامع که به طور خاص برای ویژگی های منحصر به فرد استارتاپ های فینتک طراحی شده اند، ضروری است. این مدل ها باید هم معیارهای کمی و هم عوامل کیفی را ادغام کنند تا یک ارزیابی جامع از ارزش استارتاپ ارائه کنند.
۷۸۴.

واکاوی نقش قدرت و نفوذ سیاسی در فرایند تنظیم دستورکار خط مشی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۸
هدف: هدف اصلی این مقاله، واکاوی نقش قدرت و نفوذ سیاسی در فرایند تنظیم دستورکار خط مشی عمومی است. از آنجا که تنظیم دستورکار حساس ترین و حیاتی ترین مرحله از چرخه خط مشی گذاری به شمار می آید و جهت و مسیر کلی خط مشی های آتی را تعیین می کند، این پژوهش در پی آن است که چگونگی تأثیرگذاری قدرت و نفوذ سیاسی را به عنوان یک سازوکار کلیدی در این فرایند تحلیل کند. مقاله با استناد به شکاف موجود در ادبیات موضوع، که در آن توجه محدودی به تجلی عملی قدرت و نفوذ سیاسی شده است، درصدد است با شناسایی شاخص ها و مؤلفه های این نقش، درک عمیق تری از چگونگی هدایت یا انحراف دستورکار تحت تأثیر بازیگران مختلف ارائه دهد. روش شناسی: این پژوهش از طرح آمیخته متوالی با وزن نابرابر در سه مرحله کیفی–کیفی–کمی بهره برده است. فرایند پژوهش با تشکیل پنل خبرگان آنلاین برای استخراج محورهای موضوعی کلیدی آغاز شد، سپس با به کارگیری نظریه داده بنیاد و انجام مصاحبه های عمیق، الگوی مفهومی تدوین گردید. در نهایت، از روش دلفی تعدیل شده برای اعتبارسنجی کمی اجزای الگوی به دست آمده استفاده شد. گردآوری داده ها با مشارکت گروه های مختلفی از خبرگان در این مرحله ها انجام گرفت. حجم نمونه در مراحل کیفی بر اساس قاعده اشباع نظری و در مرحله کمی به صورت هدفمند، با مشارکت هشت خبره تعیین شد. این رویکرد روش شناختی، امکان واکاوی و اعتبارسنجی جامع نقش قدرت و نفوذ سیاسی در فرایند تنظیم دستورکار خط مشی را فراهم آورد. یافته های پژوهش: این پژوهش با به کارگیری رویکرد ترکیبی متوالی (کیفی-کمی) به واکاوی نقش قدرت و نفوذ سیاسی در فرایند تنظیم دستورکار خط مشی عمومی پرداخت. در مرحله کیفی و با استفاده از روش نظریه داده بنیاد، داده های حاصل از مصاحبه های عمیق با خبرگان تحلیل شد که منجر به شناسایی ۲۴۱ کد باز، ۶۳ کد محوری و ۱۹ کد انتخابی گردید. بر این اساس، الگوی نهایی پژوهش در قالب پارادایم کیفی شامل شش بُعد اصلی طراحی شد: ش رایط علّی (مانند ن وع ن ظام حاکمیتی، برنامه های دولت و نقش گروه های ذی نفع)، زمین ه (م انند جریان های سیاسی-اجتماعی و توجه به منفعت عامه)، مقوله محوری (سازوکار تأثیرگذاری قدرت در تنظیم دستورکار)، راهبردها (از جمله گفتمان سازی و مشارکت همه جانبه)، شرایط مداخله گر (مانند لابی کردن و استفاده از سازوکارهای سیاسی) و پیامدها (شامل نتایج مثبت مانند انسجام فرایند و نتایج منفی مانند قطبیدگی سیاسی). در مرحله کمی و با اجرای روش دلفی تعدیل شده، مؤلفه های شناسایی شده مورد تأیید و اولویت بندی هشت خبره قرار گرفت. بر اساس نتایج، مؤلفه های «نقش گروه های ذی نفع و ذی نفوذ» و «استفاده از سازوکارهای سیاسی» به عنوان مؤثرترین عوامل شناخته شدند، در حالی که مؤلفه هایی مانند «نوع الگوی خط مشی گذاری» کمترین اولویت را کسب کردند. یافته ها نشان می دهد که قدرت سیاسی می تواند هم به عنوان عامل تسهیل گر و هم به عنوان عامل مختل کننده در فرایند تنظیم دستورکار عمل کند و موفقیت آن منوط به مدیریت زمینه های نهادی و اجتماعی است. نتیجه گیری: این پژوهش نشان می دهد که قدرت و نفوذ سیاسی، به عنوان یک سازوکار کلیدی، نقش دوگانه ای در فرایند تنظیم دستورکار خط مشی عمومی ایفا می کند. از یک سو، می تواند با ایجاد هماهنگی، اجماع و پیشبرد امور پیچیده، به پیامدهای مثبت منجر شود و از سوی دیگر، در صورت فقدان مدیریت صحیح، سبب قطبیدگی، تغییر جهت فرایند و شکل گیری خط مشی های جناحی گردد. یافته ها مؤید آن است که برای مهار تبعات منفی و تقویت آثار سازنده این نفوذ، اتخاذ راهبردهایی همچون شفاف سازی، تقویت مسئولیت پذیری نهادها و بهره گیری از مشارکت نخبگان در قالب یک مدیریت اقتضایی، امری ضروری و راهبردی است.
۷۸۵.

بررسی نقش استقلال کمیته حسابرسی در رابطه بین عملکرد زیست محیطی و اجتماعی با هزینه بدهی و عملکرد مالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۳
در این پژوهش به بررسی نقش استقلال کمیته حسابرسی در رابطه بین عملکرد زیست محیطی و اجتماعی با هزینه بدهی و عملکرد مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شرکتهای بورس اوراق بهادار تهران بودند و نمونه آماری از طریق روش حذف سیستماتیک از جامعه آماری انتخاب گردید. نمونه آماری متشکل 110 شرکت در دوره زمانی 1392 تا 1403 و بر اساس مدل رگرسیونی چندگانه و روش اثرات ثابت مدل ها برآورد گردید. نتایج پژوهش نشان داد که عملکرد زیست محیطی و اجتماعی بر هزینه بدهی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تاثیر معناداری دارد و این تاثیر منفی و میزان آن 0.11- است. عملکرد زیست محیطی و اجتماعی بر عملکرد مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تاثیر معناداری دارد و این تاثیر مثبت و میزان تاثیر 0.18 است. استقلال کمیته حسابرسی نقش تعدیلگر در رابطه بین عملکرد زیست محیطی و اجتماعی و هزینه بدهی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران دارد و این اثر افزاینده و میزان تاثیر 0.07- است. استقلال کمیته حسابرسی نقش تعدیلگر در رابطه بین عملکرد زیست محیطی و اجتماعی و عملکرد مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران دارد و این اثر افزاینده و میزان تاثیر 0.08 است.
۷۸۶.

امکان سنجی و ارزیابی عملکرد الگوریتم فراابتکاری ترکیبیGPC - FHOدر مقایسه با الگوریتم MO برای بهینه سازی شبکه پرسپترون چند لایه در پیش بینی روند قیمتی بیت کوین در شرایط بحران اقتصادی و نوسانات بازار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۵
رمزارزها، به ویژه بیت کوین، به عنوان دارایی های دیجیتال مبتنی بر فناوری بلاکچین، به دلیل ویژگی هایی همچون غیرمتمرکز بودن، شفافیت تراکنش ها و سرعت انتقال، توجه روزافزون سرمایه گذاران و پژوهشگران مالی را به خود جلب کرده اند. با این حال، این بازار ذاتاً با نوسانات شدید همراه است و تحت تأثیر عوامل اقتصادی، سیاسی و فناوری قرار دارد. این موضوع در شرایط بحران اقتصادی ایران، ناشی از تحریم های بین المللی، نوسانات نرخ ارز و تورم بالا، اهمیت توسعه مدل های پیش بینی دقیق تر را دوچندان می سازد. هدف این پژوهش امکان سنجی و ارزیابی عملکرد الگوریتم های فراابتکاری در بهینه سازی شبکه های عصبی مصنوعی جهت پیش بینی روند قیمتی بیت کوین است. در این راستا، الگوریتم ترکیبی شاهین آتشین- ساخت اهرام جیزه (FHO–GPC) با الگوریتم بهینه ساز گاومیش مشکی (MO) مورد استفاده قرار گرفت و داده ها به دو بخش آموزش (۸۰ ) و آزمون (۲۰ ) تقسیم شدند. پارامترهای شبکه عصبی پرسپترون چندلایه (MLP) توسط این الگوریتم ها بهینه سازی شدند؛ به گونه ای که FHO جستجوی سراسری را انجام داده و GPC بهینه سازی موضعی را بر عهده داشت. یافته ها نشان داد که الگوریتم MO با کاهش معنادار شاخص های خطا (RMSE) و (MAE) و افزایش ضریب تعیین (R²)، عملکرد دقیق تری نسبت به مدل ترکیبی ارائه کرده است. این برتری به ویژه در شرایط پرنوسان و بحرانی اقتصاد ایران برجسته تر بود. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که الگوریتم MO می تواند به عنوان رویکردی کارآمد برای بهبود دقت پیش بینی و کاهش ریسک سرمایه گذاری در بازارهای مالی نوظهور و پرریسک مورد استفاده قرار گیرد.
۷۸۷.

طراحی مدل بین المللی سازی شرکت های کوچک و متوسط در شرایط عدم قطعیت بر اساس روش شناسی سیستم های نرم فازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۷۰
این پژوهش با هدف طراحی مدل بین المللی سازی شرکت ها در شرایط عدم قطعیت، به دنبال رفع کاستی رویکردهای تک بعدی موجود است که پیچیدگی های پویا و رفتاری ذینفعان را نادیده می گیرند. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و توسعه ای و از نظر نوع ترکیبی و اکتشافی است. داده ها از طریق مصاحبه و پرسشنامه از مدیران و خبرگان ذینفع در فرآیند بین المللی سازی شرکت های کوچک و متوسط که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند، گردآوری شده است. مدل نهایی با استفاده از روش شناسی سیستم های نرم فازی و مدل سازی تفسیری ساختاری فازی توسعه داده شد. مدل نهایی، ابعاد کلیدی برای بین المللی سازی شرکت ها در شرایط عدم قطعیت را مشخص می کند. این ابعاد شامل: پایش روندهای کلان، توسعه اکوسیستم فناوری، پشتیبانی مالی و مشاوره ای، توسعه استانداردها، مدیریت روابط ذینفعان، توسعه مراکز آموزشی تخصصی، سیستم های هوشمند پیشرفته برای پیش بینی، توسعه استراتژی های انعطاف پذیر ورود، شبکه سازی و اتحادهای استراتژیک، بهینه سازی کیفیت محصول و فرآیندها، و مدیریت پیچیدگی زنجیره تأمین است. مدل ارائه شده، ابزاری تحلیلی برای درک عمیق تر پیچیدگی های بین المللی سازی در شرکت های کوچک و متوسط و سیاست گذاری های مؤثرتر در مواجهه با عدم قطعیت های محیط کسب وکار است.
۷۸۸.

سواد شهروندی و حکمرانی اکولوژیکی: تحلیل رابطه علّی با تمرکز بر مشارکت زیست محیطی در شهر بیرجند(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۴۰
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر سواد شهروندی بر حکمرانی اکولوژیکی شهری در شهر بیرجند انجام شده است. در این مطالعه، سواد شهروندی به عنوان متغیری چندبعدی شامل آگاهی محیط زیستی، حقوق و مسئولیت های شهروندی و مشارکت مدنی در نظر گرفته شد و با شاخص های حکمرانی اکولوژیکی شامل مشارکت، پاسخگویی، کارایی و عدالت محیطی مورد سنجش قرار گرفت. روش تحقیق از نوع کاربردی و توصیفی-تحلیلی بوده و داده ها با استفاده از پرسش نامه استاندارد از 384 نفر از شهروندان بیرجند گردآوری شد. برای تحلیل داده ها از آزمون های آماری همبستگی، رگرسیون و مدل یابی معادلات ساختاری (SEM) در نرم افزارهای SPSS و AMOS استفاده گردید. یافته ها نشان داد بین سواد شهروندی و حکمرانی اکولوژیکی رابطه ای مثبت و معنادار وجود دارد؛ به گونه ای که افزایش سطح سواد شهروندی قابلیت پاسخگویی، مشارکت مردمی و کارایی در مدیریت شهری را بهبود می بخشد. بر اساس نتایج مدل ساختاری، سواد شهروندی از طریق ارتقای مشارکت زیست محیطی توانسته تغییرات قابل توجهی در شاخص های حکمرانی اکولوژیکی ایجاد کند. در نهایت، نتیجه گیری پژوهش تأکید می کند که ارتقای آموزش های محیطی و شهروندی رویکردی راهبردی برای تحقق توسعه پایدار شهری در مناطق با حساسیت محیطی بالا، از جمله بیرجند، محسوب می شود.  
۷۸۹.

کاربرد هوش مصنوعی برای تولید تلنگرهای رفتاری هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۵۴
هدف: هدف این پژوهش بررسی ظرفیت های هوش مصنوعی در تولید تلنگرهای رفتاری هوشمند، در راستای بهبود فرایندهای خط مشی گذاری رفتاری است. در این راستا تلاش شد تا با استفاده از چارچوب نظری معماری سامانه تلنگر هوشمند، الگویی طراحی شود که بتواند با تکیه بر ابزارهای فناورانه و شخصی سازی تصمیم ها، اثربخشی مداخلات رفتاری را ارتقا بخشد. روش: این پژوهش از نوع کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون داده هاست که با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۲ نفر از خبرگان حوزه های خط مشی گذاری، اقتصاد رفتاری و هوش مصنوعی اجرا شده است. نمونه گیری به روش گلوله برفی انجام شد و گردآوری داده ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. داده های حاصل از مصاحبه ها با بهره گیری از روش کدگذاری باز و محوری تحلیل و در قالب مدل مفهومی ارائه شدند. همچنین از یافته های نظری و تحلیل های کتابخانه ای نیز در طراحی مدل استفاده شد. یافته ها: یافته های نظری پژوهش نشان داد که از ابزارهای مداخله ای مانند کلان داده، یادگیری ماشین، رویکرد الگوریتمی، عامل نرم افزار هوشمند، اینترنت اشیا و فناوری های شناختی، به عنوان اجزای اصلی سامانه تلنگر هوشمند می توان بهره برد. نتایج حاصل از مصاحبه ها حاکی است که ۹ ابزار جدید سیستم های توصیه گر، یادگیری تقویتی، شبکه های عصبی، تحلیل پیش بینی کننده، نوتیفیکیشن، منطق فازی، پردازش زبان طبیعی، پلتفرم های یادگیری سفارشی و سیستم های پشتیبانی تصمیم گیری، می توانند قابلیت شخصی سازی تلنگرها را تقویت کنند. در مدل مفهومی طراحی شده، پردازنده مرکزی به عنوان یادگیرنده نمایه ای تعریف شد که با تحلیل داده های مرتبط با علایق، رفتارها و توانمندی های کاربران، امکان تولید تلنگرهای متناسب با موقعیت های خاص را فراهم می سازد. نتیجه گیری: تلنگرهای رفتاری مبتنی بر هوش مصنوعی، برای ارتقای اثربخشی مداخلات در خط مشی گذاری رفتاری ظرفیت چشمگیری دارند و به جای اتکا به راه کارهای کلی، قادرند با پردازش داده های فردی، مداخلاتی شخصی سازی شده و به موقع ارائه دهند. استفاده از معماری سامانه های هوشمند و یادگیری نمایه ای، امکان تلفیق داده های چندمنبعی و تحلیل آن ها را برای طراحی تلنگر فراهم می سازد. یافته های این پژوهش می تواند به خط مشی گذاران، طراحان سیستم های هوشمند و محققان حوزه علوم رفتاری در مسیر طراحی مداخلات اثربخش تر کمک کند و گامی در جهت توسعه خط مشی گذاری داده محور و رفتارمحور باشد.
۷۹۰.

ارزیابی و انتخاب تأمین کنندگان در زنجیره تأمین حلقه بسته بادوام تحت عدم قطعیت ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۹
در سال های اخیر، پیشرفت فناوری، پیچیدگی محیط کسب وکار و بحران هایی مانند همه گیری کرونا، لزوم بازنگری در مدیریت زنجیره تأمین را افزایش داده است. رویکرد «زنجیره تأمین بادوام» با تمرکز بر تاب آوری، پایداری، چابکی و دیجیتالی سازی، راهکاری نوین برای بهبود کارایی بلندمدت سازمان هاست. در این پژوهش، با هدف ارزیابی و انتخاب تأمین کنندگان در زنجیره تأمین حلقه بسته تحت عدم قطعیت، ابتدا معیارهای کلیدی با مرور ادبیات و نظرات خبرگان شناسایی و با روش بهترین–بدترین فازی–تصادفی وزن دهی شدند. سپس تأمین کنندگان با استفاده از روش تاپسیس فازی–تصادفی ارزیابی و رتبه بندی گردیدند. نتایج نشان داد علاوه بر معیارهای سنتی مانند هزینه و کیفیت، شاخص هایی نظیر وجود تأمین کنندگان پشتیبان، مدیریت ضایعات و رعایت شرایط منصفانه کاری اهمیت بالایی دارند. مطالعه موردی در صنعت تجهیزات پزشکی، اثربخشی مدل را در شناسایی تأمین کنندگان برتر و ارتقای عملکرد زنجیره تأمین تأیید کرد و بر ضرورت تمرکز مدیران بر معیارهای پایداری و بلندمدت به جای رویکردهای صرفاً اقتصادی تأکید نمود. نوآوری اصلی این پژوهش در توسعه یک چارچوب تصمیم گیری دومرحله ای نوین است که به طور هم زمان ابعاد زنجیره تأمین بادوام، ساختار حلقه بسته و دو نوع عدم قطعیت فازی و تصادفی را در ارزیابی و انتخاب تأمین کنندگان ادغام می کند. استفاده هم زمان از روش بهترین–بدترین فازی–تصادفی برای وزن دهی معیارها و روش تاپسیس فازی–تصادفی برای رتبه بندی تأمین کنندگان، قابلیت مدل را در مدیریت شرایط پیچیده و پر ابهام افزایش داده و آن را از مطالعات پیشین متمایز می سازد.
۷۹۱.

آیا توزیع درآمد حاصل از قانون مالیات بر ارزش افزوده بین شهرداری ها عادلانه است؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۱۴۹
مقدمه مالیات از مهم ترین و سالم ترین منابع مالی در اختیار دولت ها است. در این بین نیز مالیات بر ارزش افزوده از گسترده ترین سیستم های مالیاتی در سطح جهان است که بر اساس ارزش افزوده به کالاها و خدمات، اعمال می شود. به زبان ساده تر، مالیات بر ارزش افزوده همان ارزشی است که طی فرایند تولید، به مواد اولیه محصول یا خدمات اضافه می شود. مالیات ارزش افزوده به عنوان یک مالیات غیرمستقیم در نظر گرفته می شود، چون بر اساس مصرف و خرید افراد تعیین می شود و به طور مستقیم از درآمد افراد، کسر نمی شود. در ایران نیز قانون مالیات بر ارزش افزوده در سال 1387 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و قرار بر این شد که به مدت 5 سال به صورت آزمایشی اجرا شود. در دی ماه 1400 قانون مالیات بر ارزش افزوده مورد بازبینی قرار گرفت و قانون دائمی مالیات بر ارزش افزوده، مورد تصویب قرار گرفت. این قانون پس از تصویب، در سال های متعددی نیز بندهایی از آن، مورد بازبینی و اصلاح قرار گرفت و برای برخی سال ها، نرخ آن به 9 درصد و حتی در قانون بودجه سال 1403 نیز نرخ آن 10 درصد رسید. در این مقاله تلاش می شود تا نشان داده شود که در ماده های 38 و 39 مالیات بر ارزش افزوده یک تبعیض آشکار و انکارناپذیر مشاهده می شود، زیرا در این ماده های قانون مالیات بر ارزش افزوده تصویب شده است که نرخ عوارض شهرداری ها و دهیاری ها در رابطه با کالا و خدمات مشمول این قانون از مؤدیان داخل حریم شهرها به حساب شهرداری محل و در مورد مؤدیان خارج از حریم شهرها به حساب متمرکز وجوه وزارت کشور واریز و توزیع آن بین دهیاری های همان شهرستان بر اساس شاخص جمعیت و میزان کمترتوسعه یافتگی انجام شود. طبق آمار، سرانه درآمد این نوع مالیات و عوارض برای برخی استان ها، چند ده برابر استان های دیگر می شود. به بیان دیگر، یعنی رقم ناچیزی به مناطق کمتر توسعه یافته، شهرستان ها و دهیارها اختصاص می یابد که با روح عدالت و همچنین اسناد بالادستی در زمینه رعایت عدالت، رفع تبعیض ها و نابرابری ها در کشور، سازگاری ندارد. به بیان ساده تر، شهرداری های برخوردار علاوه بر درآمدهای عادی خود از طریق عوارض نوسازی، درآمد ناشی از بهای خدمت، صدور پروانه ساخت و ساز و ... از یک درآمد ملی که باید متعلق به تمام آحاد جامعه باشد و همه به صورت برابر از آن بهره مند شوند، بیشتر ذی نفع خواهند شد.  مواد و روش ها این پژوهش از جمله مقالات کاربردی و نقطه نظری به شمار می رود. مقالات نقطه نظری، مقالاتی هستند که بر پایه موضوعی مشخص و عموماً نو و چالش برانگیز، تنظیم شده اند. در این گونه مقالات، نویسندگان با مرور مختصر و انتقادی پیشینه پژوهش مرتبط، نقطه نظری جدید در مورد موضوع انتخاب شده، ارائه می دهند. همچنین، پژوهش حاضر به لحاظ روش اجرا از نوع توصیفی و پیمایشی محسوب می شود. به لحاظ وضعیت داده ها نیز از منابع رسمی انتشار داده ها برای تجزیه و تحلیل آمار توصیفی، بهره برده است. یافته ها در این پژوهش مطرح شد که آیا با آشکار شدن نتایج اجرای این بندهای قانونی، زمان آن نرسیده است که دست اندرکاران و سیاست گذاران کشور به فکر اصلاح این قوانین تبعیض آمیز باشند؟ آیا این عادلانه است که یک شهروند ایرانی در یک استان گاه ده ها برابر یک شهروند ایرانی دیگر؛ از مواهب مالیات بر ارزش افزوده، بهره مند شود؟ آیا سیاست گذاران و تصویب کنندگان این ماده قانونی در زمان تصویب این قانون، به تبعیض آشکار نهفته در بطن این ماده قانونی اندیشیده بودند؟ آیا می دانستند که عمل به این قانون، موجب تفاوت فاحش سهم سرانه بین شهرداری های برخوردار و سایر شهرداری ها و دهیاری های کمتربرخوردار می شود؟ حال پس از اجرا و مشخص شدن نتایج آن در چندین سال متوالی، آیا زیبنده نیست که سیاست گذار متوجه خطای راهبردی خود شود و قانونی که نتایج آن در تضاد آشکار با قانون اساسی و برنامه های 5ساله توسعه و همچنین، به خلاف مشیء امامین انقلاب در رسیدگی به محرومان و تأکید بر توسعه متوازن تمام مناطق کشور است؛ در پی اصلاح و جبران برآید تا تمام درآمد مالیاتی ذیل قانون مالیات بر ارزش افزوده، ابتدا به صورت ملی احصا و سپس طبق سرانه جمعیتی، به صورت عادلانه بین تمام مناطق کشور توزیع شود؟ نتیجه گیری به نظر می رسد که تصویب کنندگان بندهای 38 و 39 قانون مالیات بر ارزش افزوده در آن زمان، با حُسن نظر و خوش بینی عمل کرده و متوجه تبعیض آشکار نهفته در بطن این مواد قانونی نبوده اند، اما پس از محک اجرا و عملیاتی شدن این مواد قانونی، تبعیض آمیز بودن آن ها نمایان شده است. نه فقط نمایندگان وقت مجلس شورای اسلامی که حتی شورای محترم نگهبان نیز به عنوان پاسدار قانون اساسی هم احتمالاً به دلیل عدم سابقه تجربی قانون یادشده و نتیجه ای که فقط با اجرای آن قابل درک بوده است، متوجه مغایرت این قانون با اصل هفتاد و دوم قانون اساسی نشده اند. حال زیبنده است پس از آشکار شدن نتایج مخرب این بندهای قانونی که تبعات جبران ناپذیری بر تشدید توسعه نامتوازن و افزایش محرومیت مناطق کمتر توسعه یافته داشته و حتی در صورت استمرار در برخی مناطق کمتربرخوردار، می تواند زمینه ساز سیل مهاجرت به کلان شهرها و مناطق بیشتر برخوردار شود، نسبت به اصلاح آن ها تمهیداتی اندیشید.
۷۹۲.

چالش های پیاده سازی اصول مدیریت ناب در فرایندهای تجاری پروژه ها در سازمان های شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۲۴
مدیریت اثربخش پروژه ها به ویژه در ابعاد تجاری و اقتصادی، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بخش تجاری پروژه ها که شامل تأمین مالی، قراردادها، تدارکات، تعامل با بخش خصوصی، و مدیریت منابع اقتصادی می باشد، نقش کلیدی در تضمین موفقیت پروژه های شهری دارد. با این حال، بسیاری از سازمان های شهری در اجرای این فرایندها با مشکلاتی؛ مانند اتلاف منابع، طولانی بودن زمان تصمیم گیری، عدم شفافیت و ضعف در مدیریت هزینه ها مواجه هستند. براین اساس در پژوهش حاضر به بررسی چالش های پیاده سازی اصول مدیریت ناب در فرایندهای تجاری پروژه ها در سازمان های شهری پرداخته شده است. این پژوهش کیفی-اکتشافی بوده و تجزیه و تحلیل داده ها با روش تحلیل تم انجام گرفته است. جامعه آماری شامل خبرگان، مدیران و متخصصین حوزه طرح های شهری است. روش نمونه گیری به صورت گلوله برفی بوده و محققان طی مصاحبه نیمه ساختاریافته با 9 نفر از خبرگان به اشباع نظری دست یافتند. بررسی عمیق داده های کیفی و کدگذاری منظم آنها به استخراج پنج تم اصلی منجر شد که هر کدام دربرگیرنده چالش های ساختاری، فرهنگی، آموزشی، فناورانه و راهبردی هستند. با وجود تمام چالش های ذکر شده، داده های پژوهش نشان می دهد که پیاده سازی مدیریت ناب در سازمان های شهری امکان پذیر است، به شرط آنکه این امر به صورت مرحله ای، با پایلوت های محدود، آموزش های هدفمند و حمایت جدی مدیریت ارشد انجام شود.
۷۹۳.

بهینه سازی هوشمند سبد سهام با استفاده از الگوریتم های چرخه آب و گرگ خاکستری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۲۵
هدف: این مطالعه به ارزیابی و مقایسه عملکرد الگوریتم های فراابتکاری با مدل کلاسیک مارکوویتز برای بهینه سازی سبد سهام در بازار سهام ایران که دارای نوسانات بالا و ناکارآمدی است، می پردازد. هدف اصلی، شناسایی تخصیص بهینه دارایی از بین ۶۴ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی یک دوره پنج ساله (1398-1403) و ارزیابی منتقدانه بده بستان های ارائه شده توسط هر روش از نظر ریسک، بازده و کارایی محاسباتی است. این نکته نشان می دهد که راه حل های فراابتکاری می توانند در کنار مدل کلاسیک مارکوویتز عملکرد بهتری در برخی جنبه های عملی سرمایه گذاری ارائه دهند، ضمن اینکه انتخاب نهایی باید مطابق با اولویت های سرمایه گذار باشد. این مطالعه چارچوبی کارآمد برای مدیران پرتفوی فراهم می کند تا ابزار بهینه سازی را بر اساس هدف ریسک-بازده و مهلت های تصمیم گیری خود ترکیب کنند. روش: این مطالعه از یک چارچوب تحلیلی مقایسه ای استفاده می کند و مدل بهینه سازی میانگین -واریانس کلاسیک مارکوویتز را در مقابل دو الگوریتم فراابتکاری قرار می دهد: الگوریتم چرخه آب (WCA) و بهینه ساز گرگ خاکستری (GWO). با استفاده از داده های تاریخی پنج ساله از ۶۴ شرکت در بورس اوراق بهادار تهران (1398-1403)، سبدهای سهام بهینه را بر اساس هر روش ایجاد می شود. سپس یک دستورالعمل جامع ارزیابی ریسک اعمال می گردد تا عملکرد سبد سهام را نه تنها از طریق معیارهای سنتی مانند نسبت شارپ و انحراف معیار، بلکه با ترکیب معیارهای پیشرفته ریسک مانند ارزش در معرض ریسک (VaR)، ارزش در معرض ریسک شرطی (CVaR) و حداکثر افت سرمایه (MDD) برای ارائه یک ارزیابی چندوجهی موردمطالعه و بررسی قرار دهد. در این راستا کارایی محاسباتی هر الگوریتم نیز به طور دقیق محک زده شد. یافته ها: نتایج به دست آمده، نکات ظریفی و قابل تأملی را ارائه می دهند. الگوریتم چرخه آب مزیت قابل توجهی در کارایی محاسباتی نشان می دهد که تقریباً 6.7 برابر سریع تر از بهینه ساز گرگ خاکستری است. علاوه بر این، در به حداقل رساندن حداکثر افت سرمایه ، یک معیار ریسک حیاتی برای حفظ سرمایه در درازمدت، عملکرد فوق العاده ای داشت. با این حال، برخلاف فرضیه اولیه، مدل مارکوویتز در کنترل نوسانات روزانه (انحراف معیار) و کاهش ریسک دنباله افراطی از WCA بهتر عمل کرد. GWO به طور مداوم در تمام معیارهای کلیدی عملکرد ضعیف تری داشت. این یافته ها تأکید می کنند که برتری الگوریتم به شدت به معیار ریسک خاصی که توسط سرمایه گذار اولویت بندی می شود، وابسته است، نه اینکه یک برنده مطلق را ارائه دهد. نتیجه گیری: از نتایج این تحقیق آن است که روش های فراابتکاری مدرن مانند WCA جایگزین های کاملی نیستند، بلکه مکمل های قدرتمندی برای مدل های کلاسیک هستند.WCA به عنوان ابزاری برتر برای سرمایه گذارانی که سرعت محاسباتی و انعطاف پذیری در برابر رکودهای طولانی مدت بازار را در اولویت قرار می دهند، پدیدار می شود. در مقابل، مدل مارکوویتز همچنان یک انتخاب قوی برای مدیریت نوسانات کوتاه مدت است. این مطالعه بر لزوم همسو کردن انتخاب ابزار بهینه سازی با اهداف سرمایه گذاری خاص و تعاریف ریسک تأکید می کند و یک چارچوب عملی برای سرمایه گذاران و مدیران پرتفوی در بازارهای نوظهور مانند ایران ارائه می دهد. این تحقیق با ارائه چارچوب مقایسه ای منسجم، به کارفرمایان و سرمایه گذاران نشان می دهد که پیاده سازی آزمایشی و ارزیابی مستمر با در نظر گرفتن ابعاد مختلف ریسک (VaR، CVaR، MDD) و معیارهای کارایی محاسباتی، می تواند به بهبود کیفیت تصمیم گیری ها در بازارهای با اطلاعات ناقص کمک کند.
۷۹۴.

کووید 19 و مدیریت سود از طریق تغییر طبقه بندی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۰۶
مدیریت سود از طریق تغییر طبقه بندی اقلام صورت سود و زیان موضوعی است که در سال های اخیر موردتوجه پژوهشگران قرارگرفته و در پژوهش های داخلی نیز به صورت محدود به آن پرداخته شده است. به علاوه، با آن که پژوهش های خارجی تأثیر همه گیری کووید 19 بر مدیریت سود را موردتوجه قرار داده اند؛ در پژوهش های داخلی شواهد تجربی خاصی در خصوص شرکت های ایرانی ارائه نشده است. در این راستا، پژوهش حاضر وجود پدیده مدیریت سود از طریق تغییر طبقه بندی را بررسی کرده و آن را در سال های شیوع کووید 19 و سایر سال ها، مقایسه نموده است. برای این منظور، از داده های 137 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1402-1391 (1644 مشاهده) استفاده شده است. در برازش مدل ها، ضمن کنترل اثرات سال ها و صنایع، رویکرد حداقل مربعات تعمیم یافته به کاررفته است. نتایج پژوهش مؤیّد وجود پدیده مدیریت سود از طریق تغییر طبقه بندی در شرکت های ایرانی است. افزون بر آن، یافته ها نشان می دهد که در قیاس با سایر سال های موردبررسی، در دوره شیوع کووید 19، مدیریت سود از طریق تغییر طبقه بندی شدّت یافته است. نتایج آزمون های استحکام با به کارگیری دوره زمانی متفاوت برای شیوع کووید 19 و استفاده از مقادیر رتبه دهکی متغیرها، مؤید یافته های اصلی پژوهش است
۷۹۵.

Authentic Leadership and the Dimensions of Thriving at Work: The Roles of Insecure Attachment Styles(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۶۶
Authentic leaders are dedicated to achieving their goals with integrity, honesty, a strong sense of responsibility, and awareness, which builds trusting relationships with their employees. This trust boils down to numerous positive outcomes such as higher levels of thriving at work. Drawing on attachment theory, this study mainly investigates how authentic leadership can decrease attachment insecurity through which authentic leadership can impact their employees’ learning and vitality (i.e. two dimensions of thriving at work). This quantitative research has a deductive approach with a descriptive and correlational nature and employs a descriptive-survey methodology for data collection. Using A-priori sample size calculator for Structural Equation Models, the minimum statistical sample of the research was estimated to be 321 people. The data were collected from 330 employees of public service organizations in Kerman and Yazd through an online survey encompassing five scales with five-point Likert scales. The content and structure validities of the questionnaire were verified, and the reliability of all the scales was above the threshold of 0.7. The collected data were analyzed using SPSS, AMOS, and PROCESS Module. The results revealed that authentic leadership was negatively associated with both employees’ attachment anxiety and attachment avoidance. Meanwhile, these two attachment styles play mediating roles in determining how authentic leadership can affect employees’ learning and vitality. Notably, a leader’s authenticity, which features self-awareness, relational transparency, internalized moral perspective, and balanced processing, is more likely to reduce attachment insecurity and thus influence their thriving at work. This research extends our understanding of authentic leadership, attachment styles at work, and thriving at work. Practical implications and limitations are also discussed.
۷۹۶.

شناسایی نقش رهبری تحول آفرین در استقرار مدل 34000 منابع انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۶۱
یکی از سبک های رهبری سازمانی که تأثیر بسزایی در رشد و ارتقای کارکنان و همچنین دستیابی به اهداف، دارد، سبک رهبری تحول آفرین است. در این پژوهش با بررسی ابعاد سبک رهبری تحول آفرین و جزئیات استاندارد 34000 منابع انسانی سعی کردیم نقش این سبک رهبری را در استقرار استاندارد مدیریت منابع انسانی مذکور بیابیم. پس از تفکیک فرایندها و نتایج مدل استاندارد 34000 در سازمان، با روش پژوهش کیفی و تحلیل مضمون، انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان و مدیرانی که این استاندارد را در سازمان خود پیاده کرده اند، هر یافته تحقیق در یکی از دسته های سطوح بلوغ منابع انسانی قرار داده شد و کدگذاری مصاحبه ها به این شکل انجام گرفت. درنهایت، نقش سبک رهبری تحول آفرین در برقراری، تثبیت یا تقویت هر یک از فرایندها و سطوح هفتگانه بلوغ منابع انسانی در دو جدول «فرایندهای منابع انسانی» و «نتایج و نگرش های منابع انسانی» در استاندارد 34000 مورد بررسی قرار گرفت. با جمع بندی تمام این موارد، نقش سبک رهبری تحول آفرین در استقرار مدل استاندارد 34000 منابع انسانی احصا شد.
۷۹۷.

ارائه الگوی پارادایمی بازاریابی رابطه ای در نظام بانکی (مورد مطالعه: بانک شهر ، شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۱۹
 این پژوهش با هدف ارائه الگوی پارادایمی بازاریابی رابطه ای در بانک شهر، تهران انجام شده است. مطالعه حاضر از نظر هدف کاربردی-توسعه ای و از نظر شیوه گردآوری داده ها یک پژوهش توصیفی است. برای دستیابی به هدف از طرح پژوهش کیفی با رویکرد اکتشافی استفاده شده است. جامعه مشارکت کنندگان پژوهش شامل اساتید بازاریابی و مدیران بانک تهران است که 21 نفر به شیوه نمونه گیری نظری انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی نیز شامل مدیران ارشد و معاونین شعب بانک شهر در تهران بود که حجم نمونه با استفاده از قاعده تحلیل توان  کوهن (1992) و نرم افزار G*Power به تعداد 136 نفر برآورد گردید. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته بود. روایی مصاحبه براساس چهار معیار اعتبارپذیری، انتقال پذیری، تاییدپذیری و اطمینان پذیری تایید شد. پایایی تحلیل کیفی با محاسبه ضریب هالستی به میزان 676/0 و ضریب کاپا 639/0 مطلوب برآورد گردید. تحلیل داده ها در بخش کیفی با روش گراندد تئوری و در بخش کمی با روش حداقل مربعات جزئی انجام شد. براساس مدل پژوهش مشخص گردید شرایط علی (عوامل مدیریتی، عوامل فرآیندی، عوامل ساختاری، تقاضای فناورانه خدمات بانکی) بر پدیده محوری (بازاریابی رابطه ای) تاثیرگذارند. پدیده محوری به همراه شرایط زمینه ای (زیرساخت های فناورانه) و شرایط مداخله گر( چالش پیاده سازی بازاریابی رابطه ای) بر راهبردها و اقدامات (مدیریت ارتباط با مشتری) اثرگذارند. در نهایت راهبردها و اقدامات منجر به حصول پیامدها ( توسعه ارتباطات  و تعاملات بانکی، عملکرد بانکی، حفظ و نگهداشت مشتریان و رشد اقتصادی در صنعت بانکداری ) می شوند.  
۷۹۸.

اثر میانجی کیفیت اطلاعات حسابداری در رابطه بین سطح تحصیلات نیروی کار و کارایی سرمایه گذاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۱۱
ادبیات نظری و تجربی نشان می دهد که نیروی کار با تحصیلات بالاتر می تواند کیفیت اطلاعات حسابداری را بهبود ببخشد و با کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و ایجاد نظارت بر فعالیت های مدیران، موجب کارایی سرمایه گذاری شود؛ بر همین اساس هدف پژوهش حاضر بررسی اثر میانجی کیفیت اطلاعات حسابداری در رابطه بین سطح تحصیلات نیروی کار و کارایی سرمایه گذاری است. این پژوهش در زمره مطالعات کاربردی قرار گرفته و به منظور استفاده از یافته ها در فرایند تصمیم گیری طراحی شده است. جامعه آماری شامل 141 شرکت ثبت شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1388 تا 1402 است که تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای استاتا (نسخه 17) و ایویوز (نسخه 13) انجام شده است. نتایج بیانگر آن است که سطح تحصیلات نیروی کار نه تنها مستقیماً بر کارایی سرمایه گذاری تأثیرگذار است، بلکه ازطریق بهبود کیفیت اطلاعات حسابداری نیز می تواند دستیابی به کارایی سرمایه گذاری را تسهیل کند. کارکنان با تحصیلات بالاتر می توانند اطلاعات با کیفیت تری ارائه دهند، عملکرد مدیران را به طور مؤثرتری نظارت کنند و از تخلفات جلوگیری کنند. این امر با بهبود تبادل اطلاعات و افزایش شفافیت مالی، دقت اطلاعات حسابداری را ارتقا می دهد و درنهایت، کارایی سرمایه گذاری را بهبود می بخشد. پژوهش حاضر می تواند به مدیران و تصمیم گیرندگان کمک کند تا اهمیت تحصیلات نیروی کار را در بهبود کیفیت اطلاعات حسابداری و افزایش کارایی سرمایه گذاری درک کنند و اقدامات مناسبی برای ارتقای سطح تحصیلات نیروی کار اتخاذ کنند.
۷۹۹.

اقدامات مدیریت منابع انسانی بر رفتارهای کاری نوآورانه با میانجی گری انعطاف پذیری منابع انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۱۳
هدف پژوهش حاضر بررسی اثر اقدامات مدیریت منابع انسانی بر رفتارهای کاری نوآورانه با میانجی گری انعطاف پذیری منابع انسانی است. روش پژوهش توصیفی- همبستگی (مبتنی بر مدل معادلات ساختاری) بود. جامعه آماری پژوهش تمامی اعضای هیئت علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان در سال تحصیلی 02-1401 بودند که به شیوه نمونه گیری تصادفی-طبقه ای 212 نفر از آنان از طریق پرسشنامه های اقدامات مدیریت منابع انسانی، رفتارهای کاری نوآورانه و انعطاف پذیری منابع انسانی مورد مطالعه قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری با کمک نرم افزار SmartPls استفاده شد. بر اساس یافته ها بین اقدامات مدیریت منابع انسانی، رفتارهای کاری نوآورانه و انعطاف پذیری منابع انسانی رابطه مثبت و معناداری وجود داشت، اثر مستقیم اقدمات منابع انسانی بر انعطاف پذیری منابع انسانی و رفتارهای کاری نوآورانه، اثر مستقیم انعطاف پذیری منابع انسانی بر رفتارهای کاری نوآورانه و اثر غیرمستقیم اقدمات منابع انسانی بر رفتارهای کاری نوآورانه با میانجی گری انعطاف پذیری منابع انسانی مثبت و معنادار بود. بنابراین مدیران منابع انسانی با اتخاذ ابتکاراتی  از قبیل بهره گیری از سیستم های پیشرفته جذب، آموزش های ضمن خدمت و شایسته محور، جبران خدمات عادلانه، تشویقی و مبتنی بر عملکرد، ارزیابی عملکرد نتیجه محور می توانند زمینه را برای انعطاف پذیری منابع انسانی و تمایل به رفتارهای کاری نوآورنه فراهم کنند.
۸۰۰.

ارزیابی اثربخشی کمپین های بازاریابی اجتماعی در گردشگری پایدار: رویکرد مبتنی بر یادگیری ماشین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۵
با افزایش چالش های زیست محیطی و فرهنگی ناشی از گردشگری، اهمیت پایداری در این صنعت به طور چشمگیری افزایش یافته است. در این زمینه، بازاریابی اجتماعی به عنوان ابزاری مؤثر برای ترویج رفتار مسئولانه گردشگری و هدایت تغییر اجتماعی به سمت توسعه پایدار ظهور کرده است. ظهور فناوری های پیشرفته، به ویژه یادگیری ماشین، فرصت های جدیدی را برای تجزیه وتحلیل رفتار مخاطبان و پیش بینی اثربخشی کمپین ها ایجاد کرده است؛ بااین حال، هنوز خلأی در ادغام رویکردهای کیفی و کمی در این زمینه وجود دارد. هدف این پژوهش، ارزیابی اثربخشی کمپین های بازاریابی اجتماعی در ارتقای رفتارهای گردشگری پایدار با استفاده از رویکردی ترکیبی است. در مرحله کیفی، تجزیه وتحلیل موضوعی مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 16 متخصص، 23 زیرموضوع را در 6 موضوع اصلی گروه بندی کرد. این موضوعات، توسعه پرسش نامه ای ساختاریافته را شکل دادند و داده های جمع آوری شده از 297 پاسخ دهنده با استفاده از الگوریتم ماشین بردار پشتیبان (SVM) تجزیه وتحلیل شدند. نتایج، دقت و قابلیت تعمیم زیاد مدل پیش بینی را نشان داد و عوامل کلیدی موفقیت کمپین به عنوان تحلیل احساسات، مدل سازی رفتاری و شخصی سازی محتوا شناسایی شدند. چهارچوب پیشنهادی، ابزاری کاربردی برای تصمیم گیری مبتنی بر داده ها در سیاست بازاریابی گردشگری پایدار فراهم می کند. این مطالعه همچنین نشان می دهد که ادغام بینش انسانی با تحلیل الگوریتمی، پایه و اساس قدرتمندی برای طراحی مداخلات بازاریابی هدفمند، اخلاقی و همسو با پایداری ارائه می دهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان