فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲۱ تا ۲۴۰ مورد از کل ۳۲٬۶۳۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
Objective: Impartial scholars believe that pervasive corruption was a key characteristic of the Pahlavi regime. While extensive research has been conducted on this topic, it has not been thoroughly examined through the lens of the leaders of the Islamic Revolution. This article aims to address this gap by asking: ‘What is Imam Khamenei's definition of corruption, and how does he view its depth and breadth within the Pahlavi regime?’ Method: To answer this question, a content analysis and documentary study approach were used. The research examined and compiled a collection of statements from the Leader of the Revolution. Results: Within the framework of his thoughts and with the aid of historical documents, court insiders' memoirs and writings, and existing research, this study presents examples and evidence of the court's corruption in each area. Conclusions: The findings indicate that, in Imam Khamenei's view, the Pahlavi regime was afflicted by corruption in its moral, financial, managerial, and political aspects, and that this corruption was widespread. The Shah himself was the core of this corruption, and the closer individuals were to this core, the more corrupt they were.
نظریه جنگ مشروع مایکل والزر: از واقع گرایی اخلاقی تا پوزیتیویسم حقوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۳ (پیاپی ۸۳)
301 - 336
حوزههای تخصصی:
جنگ، واقعیتی است که زیست تاریخی انسان را شکل داده است از این رو عجیب نیست که انسان خود را ناگزیر به توجیه آن دیده است. در این میان، نظریه جنگ مشروع به مثابه یک نظریه هنجاری، به دنبال توجیه و احیانا ضابطه مند کردن پدیدار جنگ است. در دوران معاصر، مایکل والزر برجسته ترین نظریه پرداز در این سنت فکری است که سعی دارد تبیینی فلسفی از این دیدگاه به دست دهد. تبیینی که هم ریشه در تجربه مشترک تاریخی انسان ها دارد و هم در قالب قواعد مخاصمات مسلحانه صورت موضوعه یافته است. پرسش این است که رابطه اخلاق و حقوق جنگ در نظریه جنگ مشروع والزر چگونه است؟ والز با روش شناسی تاریخی و فهم عرفی از اخلاق جنگ مشروع و مبتنی بر پیش فرض های هگلی به دنبال توجیه واقع گرایانه جنگ و قواعد حاکم بر آن است. در این مقاله با روش تحلیل محتوا نشان داده شد که نظریه جنگ مشروع مدرن به واسطه هگلی بودن (در پیش فرض و روش شناسی)، از حیث اخلاقی معیوب و از حیث حقوقی پوزیتیویستی است. برای این امر پس از بررسی تاریخی نظریه که زمینه مفهومی بحث را شکل می دهد، به نقد و بررسی پیش فرض ها و روش شناسی هگلی نظریه پرداخته شده است.
تحلیل دلالت های تمدنی واژه فلاح در قرآن کریم با تأکید بر نقش امنیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واژه فلاح از مفاهیم بنیادین تمدنی است که علاوه بر بُعد فردی، در ساختارهای اجتماعی و امنیتی نیز نقشی اساسی دارد. این پژوهش با هدف تحلیل دلالت های تمدنی فلاح در قرآن کریم، با تأکید بر نقش امنیت، به بررسی مفهوم آن و پیوندش با عناصر کلیدی تمدن اسلامی می پردازد. روش تحقیق بر اساس چارچوب نظری ایزوتسو تنظیم شده و با بهره گیری از تفاسیر معتبر همچون طبری، مجمع البیان و المیزان، ابعاد مختلف ارتباط فلاح با امنیت اجتماعی و تمدنی مورد واکاوی قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که آیاتی مانند آل عمران (200) و انفال (45) با تأکید بر اصول اخلاقی، اجتماعی و عبادی، زمینه های تحقق امنیت پایدار و شکوفایی تمدنی را تبیین می کنند. همچنین، واژگان مرتبط با فلاح مانند تقوا، صبر، ذکر، اجتناب از گناه، شکر و علم، نقشی کلیدی در استقرار امنیت اجتماعی و توسعه تمدنی دارند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که فلاح در قرآن کریم نه تنها به رستگاری فردی، بلکه به بنیان گذاری نظام های اجتماعی و تمدنی پایدار و امن ارتباط دارد. این مفهوم، با پیوند دادن امنیت، معنویت و عدالت اجتماعی، زیربنایی برای شکل گیری تمدن اسلامی و استمرار آن فراهم می کند.
تحلیل دیدگاه های شخصیت های اثرگذار درباره فاجعه غزه در شبکه های اجتماعی (فیس بوک)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۶
127 - 147
حوزههای تخصصی:
هدف کشف نگرش شخصیت های تاثیرگذار درباره فاجعه غزه بود. روش پژوهش کیفی و از طریق تحلیل محتوا انجام شد. جامعه آماری، صفحات فیس بوک شخصیت های اثرگذار در زمینه ورزش، هنر وسیاست بوده که با نمونه گیری هدفمند پست های 42 نفر از شخصیت ها در بازه زمانی 01/08/1402 تا01/02/1403 به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شد که در مجموع 126 پست بررسی شد. دیدگاه هادر سه دسته رویکردها (5مقوله)، موضوعات (10 مقوله)، و اهداف (11مقوله) دسته بندی شد. مهمترین رویکردها پشتیبانی از مردم فلسطین، حمایت از آزادی فلسطینیان؛ عدم صلاحیت رژیم صهیونیستی در به قدرت گرفتن منطقه؛ و از مهمترین موضوعات برملاشدن دروغ رسانه ای رژیم صهیونیستی و تحریمقتل عام مردم غزه بود. از مهمترین اهداف، حمایت از طوفان الاقصی؛ انعکاس جنایت هایرژیم صهیونیستی؛ و انعکاس صدای زنان و کودکان غزه بود. مهمترین رویکرد، "پشتیبانی از مردم فلسطین در فاجعه غزه" (80%) بود؛ بیشترین محتوای پست ها "تحریم قتل عام مردم غزه در حمله به بیمارستان الاهلی"(88%) بود و مهمترین هدف، "حمایت از کودکان فلسطینی" (84%)، بود. نتایج نشان داد رهبران جهان، هنرمندان، خبرنگاران، ورزشکاران، و بازیگران واکنش های مختلفی در حمایت از مظلومیت مردم غزه داشتند که نشان از سیاست های نادرست رسانه ای رژیم صهیونیستی در توجیه حملات به فلسطین بوده است.
کاربست هوش موصنوعی در عرصه نظامی و چشم انداز موازنه قوا در خاورمیانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی انقلاب اسلامی سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۰)
183 - 212
حوزههای تخصصی:
امروزه هوش مصنوعی به عنوان یکی از مهمترین فناوری هایی مدرن از ظرفیت قابل توجهی برای تاثیرگذاری بر سطح قدرت کشورها و شکل دهی به رقابت های منطقه ای و بین المللی برخوردار است. تاثیرات عمیق هوش مصنوعی بر جنگ های نوین نظامی، سایبری و اطلاعاتی به حدی است که برخی آن را در ایجاد یک مسابقه تسلیحاتیجدید و شکل دهی به نظم جدید جهانی، با سلاح های هسته ای دوران جنگ سرد مقایسه می کنند. در این راستا، هوش مصنوعی نظامی از جمله ابزارهایی است که می تواند موازنه سازی در مجموعه امنیتی خاورمیانه را تحت تأثیر قرار دهد. مقاله حاضر این سوال را مطرح می کند که بکارگیری هوش مصنوعی در عرصه نظامی چگونه می تواند توازن نظامی قوا در منطقه خاورمیانه را تغییر دهد؟ فرضیه مقاله این است که «هوش مصنوعی نظامی به عنوان «جانشین» نیروی انسانی و «ضرب کننده نیرو»، این ظرفیت را دارد که با افزایش فزاینده توان نظامی کشورهای منطقه، موازنه قوا در منطقه خاورمیانه را تغییر دهد». این پژوهش به صورت کیفی و با رویکرد توصیفی تحلیلی انجام شده وجمع آوری داده ها به صورت کتابخانه ای و استفاده از مجلات تخصصی و سایت های معتبر اینترنتی بوده است.
بررسی سیاست خبری شبکه سی ان ان در زمینه حمله به افغانستان و عراق پس از 11 سپتامبر 2001(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
رسانه های محتلف بر مبنای رویکردها و سیاست های متفاوت خبری که تحت تاثیر عوامل درون سازمانی و برون سازمانی قرار می گیرند اخبار مختلف در حوزه بین الملل را منتشر می کند. بازتاب اخبار مربوط به سیاست خارجی ایالات متحده نسبت به کشورهای مختلف جهان ، به دلیل تاثیر گذاری آن بر اقتصاد و سیاست بین الملل، همواره مورد توجه رسانه های بین المللی بوده است. در این میان شبکه خبری سی ان ان به عنوان یک شبکه خبری بین المللی که رویدادهای مختلف سیاسی را در حوزه بین الملل انعکاس می دهد، دارای راهبردهای خبری متفاوتی است. طبق نظریه تأثیر سی ان ان، مهم ترین راهبردهای این شبکه خبری دربازتاب اخبار برجسته سازی، بازدارندگی و شتابزایی است.در این نوشتار سیاست خبری این شبکه درباره حمله ایالات متحده به افغانستان و عراق بر مبنای نظریه تآثیر سی ان ان تحلیل شده است. در این تحلیل، برجسته سازی به عنوان مهم ترین و اصلی ترین راهبرد در بازتاب اخبار مربوط به حمله ایالات متحده آمریکا به عراق و افغانستان پس از رویداد 11 سپتامبر 2001 ، در نظر گرفته شده است. روش پژوهش در این مقاله توصیفی- تحلیلی و بر مبنای اخبار منتشر شده این رسانه در مقاطع مختلف زمانی درباره حمله ایالات متحده آمریکا به افغانستان و عراق است.
نقش شرکت های آلمانی در ساخت کارخانه ها و مجتمع های شیمیایی عراق در طول جنگ تحمیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۰
171 - 196
حوزههای تخصصی:
حکومت عراق پس از کودتای حزب بعث در سال 1968م به رهبری احمد حسن البکر درصدد دستیابی به سلاح های شیمیایی برآمد. این رویه در دوره ریاست جمهوری صدام حسین و آغاز جنگ تحمیلی تشدید گردید. ارتش عراق در اوائل جنگ و هنگام برتری از تسلیحات متعارف استفاده می کرد اما هنگام برتری ایران به خصوص بعد از فتح خرمشهر به استفاده گسترده از سلاح های شیمیایی روی آورد. حال مسئله مقاله حاضر این است که نقش شرکت های آلمانی در تجهیز عراق به انواع تسلیحات شیمیایی را روشن سازد. نویسنده، مقاله حاضر را بر بنیاد روش تحقیق تاریخی مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است. دستاوردهای این تحقیق نشانگر آن است که شرکت های آلمانی همچون هی برگر، کارل کولب و پروساگ، در ساخت مجتمع های سامرا، فلوجه و عکاشات نقش اساسی ایفا کرده و همین گونه شرکت ها بودند که خط تولید انواع سلاح های شیمیایی همچون گاز خردل و اسید پروسیک تا گازهای عصبی سارین و تابون را ایجاد کردند. این مقاله قصد دارد تا با روش تحقیق تاریخی، توصیف دقیقی از شرکت های آلمانی همکار با دولت عراق را در ساخت کارخانه های تسلیحات شیمیایی مورد واکاوی قرار دهد.
ارزیابی نقش ترکیه به مثابه قدرت نو ظهور در تحولات شاخ آفریقا
منبع:
روابط آفریقا آسیا دوره ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
131 - 166
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به طور جامع نقش ترکیه را به عنوان یک قدرت نوظهور در تحولات استراتژیک شاخ آفریقا مورد ارزیابی قرار می دهد. ترکیه در سال های اخیر با رویکردی چندجانبه و مبتنی بر دیپلماسی اقتصادی، کمک های توسعه ای، و همکاری های نظامی، به بازیگری کلیدی در این منطقه تبدیل شده است. این تحقیق با بهره گیری از روش کیفی و ترکیبی از تحلیل داده ها، بررسی اسناد و گزارش ها، و مطالعه موردی، به بررسی عمیق اهداف و استراتژی های ترکیه در شاخ آفریقا پرداخته و تاثیرگذاری آن بر مناسبات بین المللی و بازآرایی ژئوپلیتیک منطقه را تحلیل می کند. یافته ها نشان می دهند که ترکیه از طریق گسترش نفوذ خود و ایجاد هم پیمانی های جدید، به دنبال تثبیت موقعیت خود به عنوان یک قدرت موثر در موازنه های منطقه ای و جهانی است. این پژوهش نمایانگر آن است که حضور فعال ترکیه در شاخ آفریقا، نه تنها تقویت جایگاه دیپلماتیک و اقتصادی این کشور را هدف قرار داده، بلکه در جهت گیری های سیاست خارجی و افزایش قدرت نرم آن در عرصه بین المللی نیز تاثیرگذار بوده است.
نقش ادراک رهبران در تحولات اقتصادی- سیاسی هند و تأثیرش بر سیاست خارجی این کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۸۴)
225 - 241
حوزههای تخصصی:
هند از قدرت های نوظهور اقتصادی، رشد و توسعه چشم گیری را در چند دهه اخیر تجربه نموده است. این کشور با شروع اصلاحات اقتصادی در سال 1991، دست به سامان دهی اقتصاد سیاسی زد که امروز به عنوان یک قدرت اقتصادی رو به رشد، در عرصه بین المللی شناخته می شود. در این راستا، هدف این پژوهش، بررسی روندهای حاکم بر اقتصاد سیاسی کشورهند با تمرکز بر نقش ادراک رهبران این کشور می باشد. از این روی، این پژوهش سعی دارد به این سوال اساسی بپردازد،که ادراک رهبران هند چه تأثیری بر اقتصاد سیاسی و متعاقبا سیاست خارجی این کشور داشته است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که رهبران هند بر اساس ادراک خود از شرایط نامناسب اقتصادی داخلی این کشور و نظم حاکم بر نظام بین الملل با سامان دهی مجدد ساختار اقتصادی- سیاسی در راستای منافع اقتصادی- تجاری، نقش مهم در سیاست خارجی تعامل گرا و همسو با نظم بین المللی داشته اند. در این تحقیق، سعی شده است از روش نمونه پژوهی و تحلیل روند با رویکرد تبینی در تحلیل داده ها استفاده شود. نتیجه کلی پژوهش نشان می دهد که با روی کار آمدن رهبران بعد از نهرو با رویکرد عملگرایانه که مبتنی بر درک واقع بینانه آنان از وضعیت نامناسب اقتصادی هند بوده است، دست به اصلاحات اقتصادی می زنند و در تعامل با نظم حاکم براقتصاد بین الملل ساختار نوین اقتصادی سیاسی هند را شکل می دهد و در پی آن سیاست خارجی هند نیز از آرمان گرایی و عدم تعهد به سیاست خارجی عمل گرا و همگرایی با ساختار نظام بین الملل تغییر جهت یافته است.واژگان کلیدی: هند، اقتصاد سیاسی، رهبران هند، سیاست خارجی.
محدودیت های روش شناسی عقلانیت محدود در اقتصاد متعارف؛ درآمدی بر نظریه عقلانیت دینی در اقتصاد اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه عقلانیت محدود در اقتصاد متعارف با توجه به دو مولفه ی «بیشینه سازی نفع شخصی» و «سازگاری درونی انتخاب ها» شناخته می شود. این نظریه توسط برخی از اقتصادانان اقتصاد متعارف و اکثر اقتصادانان اسلامی مورد تردید قرار گرفته و نقدهای متعددی به آن وارد شده است. در این میان اقتصاددانان مسلمان در برخی از کتب و مقالات به صورت پراکنده سعی کرده اند تا جایگزینی برای نظریه عقلانیت محدود ارائه کنند. در این ارتباط هدف پژوهش حاضر بررسی نظریه عقلانیت محدود و نقدهای وارد شده بر آن و ارائه تعریفی نظام مند و منسجم از عقلانیت در چارچوب اسلامی است، که با عنوان «عقلانیت دینی» مورد بررسی قرار گرفته و مولفه های آن مشخص شده است. پژوهش حاضر با کمک گرفتن از روش تحلیل متون اسلامی و روش عقلی و با استفاده از تکنیک پژوهش کتابخانه ای انجام شده است. بنابر فرضیه مقاله، نظام اسلامی در ارتباط با رویکرد عقلانیت دینی علاوه بر توسعه در مبانی روش شناسی عقلانیت، معیارهای «نفع گرایی فراگیر»، «عدالت اسلامی» و «تبعیت از تکالیف الهی» را نیز در بردارد. یافته های پژوهش نشان می دهد نظریه عقلانیت دینی، از سه محور «شکلی»، «روشی» و «محتوایی» با رویکرد عقلانیت محدود در اقتصاد متعارف تفاوت دارد.
اهداف گسترش هوش مصنوعی چین در روابط بین الملل (2024-2006)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۱)
7 - 33
حوزههای تخصصی:
جمهوری خلق چین از جمله کشورهای پیشتاز است که از سال 2006 با سرمایه گذاری در فن آوری های نوینِ هوشمند، جایگاه دوم جهانی هوش مصنوعی را به خود اختصاص داده است. در این راستا نویسنده در نظر دارد با استفاده از نظریه واقع گرایی نوکلاسیک به این پرسش پاسخ دهد که؛ اهداف چین در نیمه اول سده 21 از سرمایه گذاری بر هوش مصنوعی و فن آوری های مرتبط با آن، در عرصه روابط بین الملل چه می باشند؟ اهداف توسعه هوش مصنوعی چین در روابط بین الملل عبارتند از؛ توسعه اقتصادی و صنعتی کشور با هدف تاثیرگذاری بر نظام مالی بین المللی و ارائه الگوی چینی توسعه اقتصادی، کاهش شکاف نظامی چین با قدرت های بزرگ و تاثیرگذاری بیشتر بر صلح و امنیت جهانی، گسترش نفوذ بین المللی و نهایتا تغییر مسالمت آمیز در توازن قدرت بین المللی. نوآوری این مقاله در استفاده از چارچوب نظری واقع گرایی نوکلاسیک است و روش پژوهش تحلیل محتوای تلفیقی مورد استفاده قرار می گیرد. جمع آوری داده ها نیز با استفاده از منابع کتابخانه ای و اینترنتی می باشد.
Iran as a Middle Power Balancer: (Time for a Paradigm Shift in Iranian Foreign Policy)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۹, Issue ۱ , Winter ۲۰۲۵
193 - 226
حوزههای تخصصی:
The international order is undergoing profound transformations, ushering in a transitional period marked by instability and redefined power structure. This global transition has created a power vacuum in the Middle East, where regional actors, including Iran, Turkey and Israel, are pursuing unilateral strategies to establish dominance. However, these efforts have intensified rivalries and instability, while events such as the October 7 Hamas attack on Israel, Hezbollah’s involvement in the conflict, escalating tensions in Syria, and the eventual fall of Bashar al-Assad have further exacerbated regional instability. This study explores a pivotal question: What strategy can safeguard Iran’s national interests amidst the dynamic transitions in the international and regional order? The research posits that Iran, as a pivot state, should adopt a paradigm shift to an issue-based foreign policy. This strategic shift enables Iran to move beyond a security-driven, survival-focused paradigm toward becoming a constructive middle power balancer. By prioritizing multilateral cooperation, addressing critical regional issues, and fostering diplomatic engagement, this approach enhances Iran’s ability to manage tensions, strengthen its influence, and promote stability. Ultimately, this redefined role aligns Iran’s national interests with broader regional and global frameworks, ensuring a more resilient and impactful foreign policy stance.
تحلیل کنش های گفتاری آیت الله خامنه ای پس از عملیات طوفان الاقصی بر اساس نظریه جان سرل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: عملیات طوفان الاقصی مهمترین رخداد سیاسی جهان در سال 2023 و 2024 بود. این عملیات فصل جدیدی را در تحولات فلسطین و منطقه غرب آسیا رقم زد. به همین خاطر مورد توجه شدید افکار عمومی جهان، رسانه ها و تحلیلگران سیاسی و نظامی قرارگرفت. یکی از کانون های توجه این تحلیلگران و اصحاب رسانه، موضعگیری های ایران و صحبت های مقام معظم رهبری پیرامون این رخداد بود. در تحلیل این صحبت ها عموماً به وجه ظاهری کلام رهبری توجه شده و از معانی، مقصودها و روند کلی نهفته در پشت آن غفلت شده است. یکی از نظریه هایی که در این راستا بسیار سودمند است نظریه کنش گفتار جان سرل است. هدف مقاله حاضر تحلیل کنش گفتارهای رهبری پس از عملیات طوفان الاقصی است. روش ها: برای پاسخ به سوال پژوهش تمام سخنرانی های آیت الله خامنه ای ظرف یک سال پس از عملیات طوفان الاقصی جمع آوری و از طریق روش های کمی (آمار توصیفی) و کیفی (تبیینی) مورد بررسی قرار گرفت. جمع آوری داده ها با استفاده از نمونه گیری هدفمند انجام شد و روایی محتوایی از طریق گروه کانون واحد تایید گردید. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که رهبری از تمام پنج نوع کنش گفتاری سرل ستفاده کرده است. او به ترتیب فراوانی از کنش گفتاری اظهاری (15/46 درصد)، عاطفی (47/24 درصد)، اعلامی (68/14 درصد)، ترغیبی (79/9 درصد) و تعهدی (89/4 درصد) بهره برده است. تحلیل آماری کنش گفتاری مقام معظم رهبری نشان می دهد که کنش اظهاری بیشترین بسامد یعنی 15/46 درصد را در سخنرانی های وی داشته است. در این کنش هدف رهبری روشن کردن وضعیت منطقه برای مخاطبان و بیان دیدگاه ها و جمع بندی خود درباره رویدادهای جاری بوده است. کنش گفتاری عاطفی در رتبه دوم قرار دارد و 47/24 درصد از اظهارات او را تشکیل می دهد. این کنش خصوصیات روانی گوینده مانند ابراز علاقه، نفرت، تأسف، خوشحالی، پشیمانی، لذت، سرزنش، تبریک و تحسین نسبت به یک موضوع را منعکس می کند. کنش گفتاری اعلامی با بسامد 68/14 در رتبه سوم کنش گفتارهای رهبری جای گرفته است. این کنش شامل اظهاراتی است که هدفشان ایجاد تغییرات واقعی در دنیای خارج است. چنین کنشی می تواند به عنوان راهی برای توضیح تغییرات واقعی در جهان خارج بکار گرفته شود. کنش تعهدی با 79/9 درصد در رتبه چهارم قرار دارد. در این کنش، گوینده از طریق ساختارهای دستوری، پرسشی و همچنین تحسین و سرزنش مخاطبان را تشویق می کند تا دست به اقداماتی خاص زده یا از انجام برخی کارها خودداری کنند. آیت الله خامنه ای تلاش کرده است تا جنبش های اسلامی در منطقه را ترغیب کند تا علیه سبعیت اسرائیل وارد عمل شده و کمک های انسانی خود را به دست مردم غزه برسانند. کمترین فراوانی کنش گفتاری در سخنان آیت الله خامنه ای مربوط به کنش تعهدی با 89/4 درصد است. این کنش شامل تعهد گوینده به انجام یا خودداری از انجام اقداماتی در آینده از طریق وعده دادن یا سوگند خوردن است. این جنبه از سخنان مقام معظم رهبری نشان دهنده تعهد جمهوری اسلامی ایران به ادامه حمایت از مردم مظلوم فلسطین است. نتیجه گیری: استفاده از کنش گفتاری اظهاری نشان می دهد که رهبر انقلاب معتقد است تحولات غزه و عملیات طوفان الاقصی به طور کافی برای افکار عمومی ایران و مخاطبان منطقه ای تبیین نشده است؛ بنابراین ضروری است زوایای مختلف آن ها روشن شود. او به طور مداوم تأکید کرده است که جنگ امروز جنگ روایت ها و رسانه هاست. بنابراین، عدم تولید روایت های جامع و دست اول درباره رویدادهای غزه بر تصمیم وی برای استفاده از کنش گفتاری اظهاری تأثیر گذاشته است. علاوه بر توضیح دقیق تحولات منطقه، رهبری سعی کرده است احساسات و عواطف جهان اسلام را برای حمایت از فلسطین بسیج نماید تا شرایط برای برای تسهیل پیروزی گروه های فلسطینی و کاهش رنج آن ها فراهم شود.
تأثیر نیروهای امنیتی بر توسعه اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی سال ۲۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۷)
141 - 168
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی تأثیر نیروهای امنیتی بر توسعه اقتصادی می پردازد. رشد و توسعه اقتصادی در همه کشورها نیازمند سطح قابل قبولی از امنیت است. با این حال، تأثیر نیروهای امنیتی بر توسعه اقتصادی موضوع پیچیده ای است. نیروهای امنیتی به کلیه عوامل تأمین امنیت شامل افراد، سازمان ها، و تشکیلاتی اشاره دارد که به طور حرفه ای در برقراری امنیت کشورها دخالت دارند. مهمترین نیروهای تأمین امنیت عبارتند از: سازمان های نظامی و انتظامی، سازمان های اطلاعاتی، و قوه قضاییه. سؤال مقاله این است که نیروهای امنیتی چه تأثیری بر توسعه اقتصادی دارند. در پاسخ، به نظر می رسد تأثیر نیروهای امنیتی بر توسعه اقتصادی بسته به وضعیت تعامل یا تأثیرشان بر نهادهای دخیل در توسعه اقتصادی متفاوت است. چنین تأثیری از سازنده تا مخرب قابل تغییر است. تأثیر مثبت و سازنده آنها بر توسعه مستلزم فعالیت در چارچوب به اهداف و مأموریت های حرفه ای ملی است. برای تبیین فرضیه مقاله تلاش خواهد شد از اطلاعات و داده های معتبری که از تجارب کشورهای مختلف کسب شده، به روش ترکیبی استفاده شود. این پژوهش به لحاظ نظری از مکتب اقتصاد نهادگرایی بهره گرفته و می تواند در خدمت ترویج آن قرار گیرد.
بُعد سایبری جنگ ترکیبی و تحول مفهومی حقوق مخاصمات مسلحانه بین المللی: مطالعه موردی دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
159 - 190
حوزههای تخصصی:
جنگ ترکیبی در عصر جدید به عنوان شکلی پیچیده و چندبُعدی از مخاصمات، تحولات عمیقی در ماهیت سنتی جنگ و چهارچوب های حقوقی حاکم بر آن به وجود آورده است. این پدیده به دلیل گستردگی و پیچیدگی آن و استفاده هم زمان نیروهای نامنظم، نیروهای ویژه، حمایت از ناآرامی های داخلی، جنگ اطلاعاتی و تبلیغاتی، دیپلماسی، حملات سایبری، جنگ اقتصادی و نیروهای نظامی منظم در میدان جنگ به تحولات حقوق مخاصمات افزوده است. از طرفی توسعه فناوری های نوین، به ویژه در بُعد سایبری جنگ ترکیبی، علاوه بر ایجاد تغییرات بنیادین در رویکردهای نظامی، چالش های حقوقی بی سابقه ای را در سطح بین المللی ایجاد نموده است. جنگ سایبری با توجه به مطرح و گسترده تر شده بحث هوش مصنوعی موجب تقویت توانمندی های ملی و جنگ های آینده در نظام بین الملل شده است. جمهوری اسلامی ایران با توجه به تعارضات راهبردی که در منطقه غرب آسیا با آمریکا و اعضای ناتو دارد همواره در قالب جنگ ترکیبی از سوی آمریکا و متحدین آن مورد هجمه واقع شده است. در این چهارچوب دکترین دفاعی ایران با اتخاذ رویکردی پیشگیرانه و بازدارندگی فعال بر هوشمندسازی سامانه های دفاعی، تقویت زیرساخت های امنیت سایبری و انعطاف پذیری راهبردی تأکید داشته است. سؤال پژوهش حاضر این است که در چهارچوب جنگ ترکیبی آمریکا و متحدین آن بر علیه ایران دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران چه تغییراتی داشته است؟ در پاسخ به سؤال فوق، نگارندگان فرضیه ذیل را مطرح می کنند: دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران با توجه به تنوع تهدیدات پیشِ رو در حال تحول است و بر اساس لحاظ شدن اصل تنوع در دفاع همه جانبه تنظیم شده است. روش پژوهش مقاله حاضر توصیفی- تبیینی و روش گردآوری منابع اسنادی است.
تبیین خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا در چهارچوب نوواقع گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دولت بریتانیا طی یک رفراندوم تاریخی موسوم به برگزیت بعد از بیش از چهار دهه تصمیم به خروج از اتحادیه اروپا گرفت.از همین روی بررسی علل خروج یکی از مهم ترین و تأثیرگذارترین اعضای اتحادیه اروپا و بررسی چرایی واگرایی در بزرگ ترین و موفق ترین نمونه همگرایی منطقه ای در تاریخ روابط بین الملل بسیار حائز اهمیت است.به همین نحو پژوهش پیش رو جهت تبیین این رویداد نوظهور در پی پاسخ به این پرسش است که چه عواملی موجب شد تا بریتانیا از اتحادیه اروپا خارج شود؟ پژوهش حاضر با بهرهگیری از روش توصیفی-تحلیلی و از منظر نوواقع گرایی بر این فرضیه استوار است که با توجه به ماهیت فراملی مکانیزم سیاسی و اقتصادی حاکم بر اتحادیه اروپا، بریتانیا به واسطه بی اعتمادی حاصل از آنارشی حاکم بر نظام بین المللی در جهت حفظ حاکمیت ملی خود در برابر وابستگی متقابل و همچنین کسب منافع حداکثری در مقایسه سود نسبی و مطلق از اتحادیه اروپا خارج شد.بر اساس چهارچوب نظری نظام محور پژوهش برگزیت ریشه در عواملی دارد که برآیند بی اعتمادی منتج از نظام آنارشیک محسوب می شوند.به طوری که بریتانیا به جهت حفظ حاکمیت ملی خود در برابر وابستگی متقابل حاصل از مکانیزم سیاسی و اقتصادی اتحادیه اروپا و همچنین مقایسه سود نسبی و مطلق خود به جهت کسب منافع حداکثری به مثابه یک بازیگر عاقل با رویکردی مبتنی بر هزینه-فایده از اتحادیه اروپا خارج گردید.چنانکه بر اساس نتایج به دست آمده خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا افزایش رشد اقتصادی و آزادی عمل بیشتری برای این کشور در عرصه بین المللی به همراه داشته است.
جایگاه زنان در گفتمان اسلام سیاسی جمهوری اسلامی ایران از منظر بیداری اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بیداری اسلامی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۵)
118 - 139
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر بهتبیین جایگاه زن درچارچوب گفتمان اسلامسیاسی جمهوریاسلامی ایران از منظر بیداری اسلامی پرداخته است. اسلامسیاسی بهعنوان یک نظام ایدئولوژیک، نقش وهویت زن را برمبنای شریعت و فقهشیعه تعریف میکند و از این رهگذر، الگوی مطلوبی از «زن مسلمان» را درخانواده، جامعه و نظام سیاسی ارائه میدهد. "اهمیت این بررسی از آنروست که زنان بهعنوان مادران و مربیان نسل انقلاب، نقش محوری در بازتولید ارزشها و هنجارها ایفا میکنند. وهمچنین مطالعه جایگاه آنان امکان واکاوی تحولات گفتمانی-اجتماعی و مسیرآینده نقشآفرینی زنان در ساختارسیاستی را فراهم میسازد." این پژوهش بارویکرد تحلیلمحتوایکیفی باروش اسنادی-کتابخانهای میباشد و دادهها از طریق مطالعه و تحلیل اسناد حقوقی و فقهی، آثار و بیانات مرتبط با بیداری اسلامی گردآوری شدهاند". براساس یافتههای پژوهش، "گفتمان اسلام سیاسی ضمن تلاش برای تعریف نقش زن در چارچوب عفاف و خانواده بهمرور، تحت تأثیر تحولاتاجتماعی و افزایش آگاهی زنان، به بازتعریف جایگاه آنان در حوزههای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی دستزده است. مشارکت گسترده زنان در انتخابات، گسترش آموزش عالی، اشتغال و کارآفرینی ازنشانههای بارز این تحول میباشد، که بیانگر پویایی گفتمان اسلام سیاسی با مطالبات زنان و تغییرات اجتماعی در ایران معاصر است".
نظریه هویت اجتماعی و بازنمایی بسترهای انتزاعی وفاق ملی در چهارچوب گفتمان انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۳
29 - 56
حوزههای تخصصی:
وفاق ملی از مهم ترین شرایط ضروری برای بسیج و سامان دهی منابع نرم افزاری و سخت افزاری یک کشور در مسیر تعالی و پیشرفت محسوب می شود. بااین حال، طرح وفاق ملی تنها زمانی می تواند از سطح یک آرمان یا شعار تبلیغاتی فراتر رود و به یک جنبش واقعی با دستاوردهای ملموس بدل شود که پیش نیازها و بسترهای تحقق آن به درستی شناسایی و فراهم شود .مقاله حاضر با هدف عملیاتی سازی طرح آرمانی وفاق ملی، به شیوه ای تحلیلی و با رویکردی جامعه شناختی- روان شناختی، به بررسی حلقه های واسط میان مطلوب نمایی های انتزاعی و مراحل اجرایی می پردازد. یافته ها نشان می دهد که هویت یابی مبتنی بر «اجماع سازی گفتمانی» از مهم ترین عوامل زمینه ساز برای دستیابی به وفاق ملی است؛ چراکه توافق بر مسائل سطحی و روبنایی، بدون شکل گیری بنیان های مشترک هویتی -که گاه ممکن است متفاوت یا حتی متضاد باشند- در عمل دست نیافتنی خواهد بود. با توجه به تداوم دوران گذار کشور از هویت سنتی به سوی شکل گیری هویت جدید - در تقاطع سه راهی هویت ایرانی، اسلامی و مدرن - و سردرگمی های ناشی از آن، نظریه هویت اجتماعیِ هنری تاجفل را برای تبیین فرایند «صورت بندی خود و دیگری» به عنوان عاملی مؤثر بر وضعیت وفاق ملی برگزیدیم. بر پایه این نظریه، درمی یابیم که نهادینه سازی هویت یابی اجتماعی، هویت یابی مبتنی بر اختیار، افزایش سرمایه اجتماعی، گسترش دایره شمول «ما» در تقابل با «دیگری»، ایجاد تعادل میان سه گانه های هویتی، غیریت سازی معقول، و هویت یابی مبتنی بر اصول، از جمله الزامات فرایند هویت یابی اجتماعی معطوف به تحقق وفاق ملی در ایران هستند.
چیستی اعتراضات تابستان و پاییز 1401 در ایران یک مطالعه زمینه بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه اعتراض و تغییرخواهی بخش جدایی ناپذیر از حیات نظام های سیاسی در دوره نوین حکمرانی شده است. متأخرترین اعتراضات فراگیر در ایران، اعتراضات سال ۱۴۰۱ است که پس از مرگ خانم مهسا امینی رخ داد. هدف مقاله، شناخت چیستی این اعتراضات و پیامدهای آن است. روش مورد استفاده در تحقیق، روش نظریه زمینه ای یا گرندد تئوری است که به گردآوری نظرات نخبگان پرداخته و سپس در سه سطح باز، محوری و انتخابی کدگذاری صورت گرفته است. مهمترین یافته های این پژوهش بیان می دارد که شرایط علی شامل نارضایتی از وضع موجود از جمله سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، انباشت نارضایتی ها و نداشتن چشم انداز مثبت از آینده است. شرایط زمینه ای شامل تعلیق اصل 27 قانون اساسی؛ غیاب سیاست در حوزه عمومی و تضعیف رسانه های رسمی است. شرایط مداخله گر شامل زیرساخت سازی کشورهای متخاصم از جمله در حوزه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، فشارهای دولتی و فشارهای رسانه ای است. کنش ها و واکنش ها شامل آزادسازی قیمت ها، مرگ مهسا امینی و بروز اعتراضات است. در نهایت پیامدهای آن شامل رادیکالیسم اجتماعی، امنیت زدایی، اقتدارزدایی از حاکمیت، مشارکت زدایی مدنی و ... است. در پایان نتایج حاصل از پژوهش نشان داد صورت اعتراضات 1401 یک تغییرخواهی اعتراضی از نوع شورش اجتماعی است.
راهبرد منطقه ای جمهوری اسلامی ایران در مقابله با داعش و پیامدهای آن برای امنیت و قدرت ملی ایران (2024- 2014)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۳ (پیاپی ۸۳)
145 - 184
حوزههای تخصصی:
بحران داعش در عراق و سوریه در کنار تهدیدات امنیتی، فرصت هایی را نیز برای منافع و امنیت ملی و منطقه ای ایران ایجاد نموداز این رو پرسش اصلی مقاله عبارت است از: سیاست امنیتی ایران در مقابل تهدید داعش در چه چارچوبی قابل ارزیابی است؟ تحلیل راهبرد منطقه ای ایران در مقابل تهدید داعش با توجه به دیدگاه های مقام معظم رهبری در حوزه سیاست خارجی و امنیتی ایران و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و منابع کتابخانه ای و رهیافت عمق استراتژیک و موازنه قدرت نشان دهنده آن است که راهبرد امنیتی ایران در برابر تهدید در چارچوب حفظ و گسترش عمق استراتژیک منطقه ای بوده است و مهم ترین مؤلفه های تشکیل دهنده این راهبرد نیز عبارتند از: کنش فعال برون مرزی و دفاع در برابر تهدیدات در عمق راهبردی و توسعه شبکه متحدان منطقه ای و ائتلاف نظامی با روسیه برای حفظ نظام متحد در سوریه، فرصت های اتخاذ این راهبرد منطقه ای نیز عبارت بودند از: گسترش نفوذ و عمق راهبردی و افزایش نقش و قدرت ایران در سطح منطقه ای، حفظ محور مقاومت و ارتقای توانمندی آن، نزدیکی راهبردی با روسیه و چین و مقاومت در برابر نفوذ غرب و هژمونی آمریکا در منطقه.