مطالعات سیاسی تمدن نوین اسلامی (پژوهش های گفتمان تمدنی انقلاب اسلامی)
مطالعات سیاسی تمدن نوین اسلامی سال 5 بهار و تابستان 1404 شماره 9 (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
واژه فلاح از مفاهیم بنیادین تمدنی است که علاوه بر بُعد فردی، در ساختارهای اجتماعی و امنیتی نیز نقشی اساسی دارد. این پژوهش با هدف تحلیل دلالت های تمدنی فلاح در قرآن کریم، با تأکید بر نقش امنیت، به بررسی مفهوم آن و پیوندش با عناصر کلیدی تمدن اسلامی می پردازد. روش تحقیق بر اساس چارچوب نظری ایزوتسو تنظیم شده و با بهره گیری از تفاسیر معتبر همچون طبری، مجمع البیان و المیزان، ابعاد مختلف ارتباط فلاح با امنیت اجتماعی و تمدنی مورد واکاوی قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که آیاتی مانند آل عمران (200) و انفال (45) با تأکید بر اصول اخلاقی، اجتماعی و عبادی، زمینه های تحقق امنیت پایدار و شکوفایی تمدنی را تبیین می کنند. همچنین، واژگان مرتبط با فلاح مانند تقوا، صبر، ذکر، اجتناب از گناه، شکر و علم، نقشی کلیدی در استقرار امنیت اجتماعی و توسعه تمدنی دارند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که فلاح در قرآن کریم نه تنها به رستگاری فردی، بلکه به بنیان گذاری نظام های اجتماعی و تمدنی پایدار و امن ارتباط دارد. این مفهوم، با پیوند دادن امنیت، معنویت و عدالت اجتماعی، زیربنایی برای شکل گیری تمدن اسلامی و استمرار آن فراهم می کند.
هویت ایرانی - اسلامی در وضعیت گذار از سنت به مدرنیته؛ بازاندیشی تاریخی گفتمانِ «بازگشت به خویشتن اسلامی»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه ی ارتباطات، زیستن در جهان چندفرهنگی و گشودگی در برابر الگوهای متنوع هویت یابی صرفا نقشِ «گفتمان بازگشت به خویشتن» در برساختِ هویتِ ایرانی اسلامی را تقلیل نداده، بلکه زمینه ی استحاله ی خویشتن اسلامی در دیگری غربی را نیز فراهم نموده است. عبور از این وضعیت دشوار در گرو بازاندیشیِ تاریخیِ عواملِ موثر در صورت بندی گفتمان بازگشت به خویشتن اسلامی است. رهیافت مقاله در این آسیب شناسی از هویت ایرانی اسلامی، ترسیمِ نظم گفتمانیِ وضعیت گذار از سنت به مدرنیته و پرده برگرفتن از ماهیتِ بیناگفتمانیِ پروژه یِ «بازگشت به خویشتن» است. به نظر می رسد انحطاط تاریخی ایران زمین و شکست برابر دولت های استعماری، زمینه سازِ صورت بندیِ نظمی گفتمانی شد که در آن سه گفتمان سنت گرا، تجددگرا و بازگشت به خویشتن اسلامی به کشمکش بر سر تعریف نسبت میان خویشتن اسلامی و دیگری غربی پرداختند. در این میان هرچند دیگرستیزی گفتمان سنت گرا و اتحاد سلطنت پهلوی و ملی گرایان شرایط را برای نفوذ روایت تجددگرایان از هویت ایرانی فراهم نمود، اما ناسازگاری جنبه هایی از این روایت با ناخودآگاه جمعی ایرانیان مانع از هژمونی گفتمان تجددگرا شد. گفتمان بازگشت به خویشتن از این خلاء برای ارائه ی روایتی ایدئولوژیک از نسبت میان خویشتن اسلامی و دیگری غربی بهره برد و با یک کنش بیناگفتمانی آفرینشگر بر سایر الگوهای هویت یابی هژمونی یافت. نادیده انگاشتنِ مبانی فکری تمدن غربی، انکار هویت باستانی ایران و چشم پوشی بر ساحت های قدسی خویشتن اسلامی مهمترین نقص های این روایت ایدئولوژیک از هویت ایرانی اسلامی بود؛ بی اعتنایی به رفع این نقایص، زمینه ساز گشودگی ما در برابر تقدیر نیهیلیستی تمدن غربی شده است.
الگوی راهبردی امنیت مردم پایه در تراز تمدن نوین اسلامی مبتنی بر رفتارشناسی شهید حاج قاسم سلیمانی در محیط های چند فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امنیت به عنوان یکی از ارکان اساسی بقای جامعه، نقش حیاتی در تحقق تمدن نوین اسلامی دارد و سیاست گذاران امنیتی در هر جامعه ای به این موضوع توجه دارند. در این راستا، تفاوت میان امنیت به معنای عام و رویکرد تمدنی آن ضروری است؛ زیرا در نگاه تمدنی، هدف نهایی باید برپایی و استقرار تمدن نوین اسلامی باشد. در این مقاله، با تأکید بر رفتارشناسی شهید سلیمانی، الگویی برای سیاست گذاری امنیتی مردم پایه در تراز تمدن نوین اسلامی ارائه شده است. این نوشتار، که نتیجه یک تحقیق پیمایشی است، به بررسی ارتباط بین امنیت و تمدن نوین اسلامی می پردازد و مراحل ایجاد امنیت مردم پایه در تراز تمدن نوین اسلامی را تحلیل نموده است. در پایان، الگویی مفهومی-راهبردی از امنیت مردم پایه در تراز جامعه زمینه ساز تمدن نوین اسلامی مبتنی بر رفتارشناسی شهید سلیمانی ارائه گردیده است. این تحقیق که بر اساس روش داده بنیاد انجام گرفته نشان می دهد که رفتار شهید سلیمانی، به ویژه در زمینه همدلی، صداقت و ایثارگری، به عنوان الگوی مدیریتی در سیاست گذاری امنیتی مورد توجه افراد در محیط های چند فرهنگی بوده و ازجمله عوامل کلیدی در ایجاد امنیت پایدار به شمار می آید.
بررسی و تحلیل آثار و نتایج شاخصه های مقاومت اسلامی بر تمدن نوین اسلامی با تأکید بر تفاسیر سیاسی و اجتماعی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در برابر تهاجم فرهنگی، سلطه سیاسی و تهدیدات نظامی، مقاومت اسلامی به مثابه راهبردی اصیل در تعالیم دینی، زمینه ساز احیای تمدن نوین اسلامی است. این پژوهش با روش تحلیلی–توصیفی، شاخصه های اصلی مقاومت اسلامی، شامل توحیدباوری، ذکر خدا، توکل، وحدت کلمه، تشکیل جبهه مقاومت و اطاعت از رهبری اسلامی، و آثار آن ها بر مؤلفه هایی چون عزت نفس، پایداری، امداد غیبی، پویایی، استقلال و زمینه سازی ظهور امام زمان (عج) را بررسی می کند. تفسیر سیاسی و اجتماعی معاصر به رویکردی گفته می شود که با توجه به نیازهای اجتماعی و حکومتی زمانه، آموزه های قرآن را در عرصه های اجتماعی و سیاسی بازخوانی کرده و مفاهیمی چون «امر به معروف نظام ساز» و «مقاومت به مثابه تحقق عدالت» را بازتولید می کند. این تفاسیر، با بهره گیری از روش های متن محور و توجه به مصالح مرسله و اهداف شریعت، در پی استخراج راهبردهای تمدن ساز از قرآن کریم هستند. این مقاله با تحلیل تفاسیر معاصری چون فی ظلال القرآن، من وحی القرآن، الکاشف، تسنیم، نمونه، المنار و المنیر، به این پرسش می پردازد که شاخصه های مقاومت اسلامی چگونه می توانند در تحقق تمدن نوین اسلامی مؤثر باشند. شاخصه های مطرح در این تحقیق در پیوند با فرآیند پنج مرحله ای تمدن سازی ترسیم شده توسط مقام معظم رهبری، نقشی محوری ایفا می کنند. در امت اسلامی، این شاخصه ها، الگویی جهانی از تمدن اسلامی ارائه می دهند که عدالت و معنویت را متجلی می سازد. در نهایت یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد مقاومت اسلامی الگویی فراتر از دفاع صرف ارائه داده و به پویایی تمدنی، توسعه پایدار و ارتقای هویت جمعی منجر می شود.
بررسی ظرفیت های الگوی اسلام مدنی ترکیه برای زیست اسلامی در عصر مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از پرسش های جدی در ذهن انسان مدرن این است که ادیان آسمانی تا چه اندازه برای حل معضلات و مشکلات عالم مدرن و بلکه برای اداره ی تمام عیار آن ظرفیت دارند. بر این اساس، در جهان اسلام یکی از دغدغه های اصلی جریان های اسلامی پاسخ به این پرسش است که آیا در جهان معاصر و در فضای مدرن و بستر مدرنیته می توان بر پایه مبانی ای غیر مبانی مدرنیته غربی اندیشید و زندگی کرد؟ مقاله حاضر ضمن بیان ویژگی ها اسلام مدنی ترکیه به بررسی ظرفیت های اسلام مدنی ترکیه در راستای تحقق و تحفظ بر زیست اسلامی می پردازد. در چارچوب نظریه سیستمی دین و با توجه به آن چه درباره ظرفیت های اسلام مدنی ترکیه در ارتباط با هر یک از شاخصه های الگوی زیست اسلامی مطرح است، به نظر می رسد الگوی اسلام مدنی ترکیه با محصور کردن نقش دین در تعالی فردی و نادیده گرفتن نقش پر رنگ دین در تأثیرگذاری بر تمام جنبه های زندگی انسان و تأکید بر اخلاق و آموزش و اساسی تر و حیاتی تر دانستن این دو نسبت به مسائل سیاسی ، عملاً ظرفیت تحقق زیست اسلامی در مدل اسلام مدنی را کاهش می دهد.
دیپلماسی رسانه ای ترکیه و بسط هویت نوعثمانی گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر، رسانه های نوین به ابزاری قدرتمند برای بازنمایی هویت و نفوذ در افکار عمومی تبدیل شده اند. ترکیه به عنوان بازیگری فعال در عرصه بین الملل، از این ابزار به طور هوشمندانه ای در فضای سیاست خارجی و برای جلب توجه میان مخاطبان جهانی خود استفاده می کند. رشد چشمگیر رسانه های ترکیه در سال های اخیر، سوالاتی را در مورد اهداف و پیامدهای این پدیده برای ثبات و امنیت منطقه ای به وجود آورده است(مسئله). یکی از پیامدهای مهم این روند، تلاش کشور ترکیه و حزب و عدالت و توسعه به ویژه، برای بسط هویت نوعثمانی گرایی به مثابه عنصری تمدنی در داخل قلمرو حکمرانی خود و در میان جوامع مسلمان (ویژه در قلمرو حکومت عثمانی) است. نوعثمانی گرایی جریانی سیاسی-ایدئولوژیک است که به دنبال احیای امپراتوری عثمانی و گسترش نفوذ ترکیه در منطقه و جهان است. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که دیپلماسی رسانه ای ترکیه چه کاربستی در بسط هویت نوعثمانی گرایی به عنوان عنصری موثر در بازتولید تمدنی پیدا می کند؟ به نظر می رسد (فرضیه) دیپلماسی رسانه ای ترکیه از طریق تصویرسازی از ترکیه به عنوان وارث امپراتوری عثمانی و برجسته کردن دستاوردهای تاریخی و تمدنی عثمانی در جهت بسط هویت نوعثمانی گرایی در سطح بین الملل عمل می کند. بررسی این فرضیه، از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده خواهد شد. در این روش، محتوای رسانه های ترکیه شامل برنامه های خبری، فیلم ها و سریال ها مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد(روش). تحلیل داده ها این دستاورد را نشان داده اند که میان دیپلماسی رسانه ای ترکیه و هویت نوعثمانی گری، قوام بخشی متقابل برقرار است در نتیجه می توان گفت که رابطه معنادار این دو متغیر موجب شده است که ترکیه در دست یابی به اهداف تعریف شده در دیپلماسی رسانه ای خود کامیاب بوده است.
ازدواج تمدنی گامی در گسترش ارتباطات تمدنی و جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ازدواج تمدنی به عنوان یک پدیده اجتماعی و فرهنگی، نقشی کلیدی در گسترش ارتباطات میان تمدن ها و فرهنگ های مختلف ایفا می کند. این نوع ازدواج ها، که معمولاً بین افراد با پیشینه های فرهنگی و قومی متفاوت صورت می گیرد، می تواند به ایجاد پل های ارتباطی میان جوامع مختلف منجر شود. از طریق این پیوندها، تبادل ارزش ها، آداب و رسوم و تجربیات فرهنگی، اجتماعی و در نهایت ارتباطات تمدنی تسهیل می شود در نتیجه، فهم مشترک و همزیستی مسالمت آمیز میان ملت ها تقویت می گردد. علاوه بر این، ازدواج های تمدنی می توانند به تقویت روابط اقتصادی و سیاسی نیز کمک کنند. با ایجاد خانواده بر اساس ازدواج تمدنی، افراد از دو فرهنگ مختلف به هم نزدیک تر می شوند و این امر می تواند به کاهش تعصبات قومی و نژادی و افزایش همدلی و احترام متقابل منجر شود. در نهایت، ازدواج تمدنی نه تنها به غنای فرهنگی جوامع کمک می کند بلکه به عنوان یک ابزار مؤثر در راستای جهانی شدن و تعاملات بین فرهنگی نیز عمل می نماید. حال با نگاهی تمدنی به مقوله ازدواج، می توان در مقابل نظریه جنگ تمدن ها، نوعی گفتمان را ترویج کرد که بتوان برای جامعه جهانی آرامش و امنیت به ارمغان آورد. این مقاله در صدد است با روش توصیفی و تحلیلی و با چارچوب نظری نظریه جهانی شدن پدیده ازدواج تمدنی را در گسترش ارتباطات تمدنی و جهانی مورد بررسی قرار دهد. یافته های تحقیق نشان می دهد ازدواج تمدنی، با ایجاد فضایی برای تبادل ارزش ها، آداب و رسوم مختلف، می تواند به تقویت درک متقابل میان فرهنگ ها منجر شود. همچنین ازدواج تمدنی به عنوان یک راهکار مؤثر می تواند به ایجاد جوامع چندفرهنگی، همزیستی مسالمت آمیز، توسعه اقتصادی و فرصت های جدید همکاری کمک نماید.
علم نافع تمدن ساز در اندیشه آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهتمام به علم از مهم ترین دغدغه های حیات بشری بوده است. تلاش بشر بر این بوده تا با دسترسی به علم، زمینه های رفاه و آسایش بیشتر را برای خود فراهم آورد. جوامع طالب علم توانسته اند زمینه های برتری جویی را در عرصه های مختلف در پیش بگیرند. در اسلام علم موردتوجه اساسی قرارگرفته آیات آغازین نازل شده به علم اختصاص یافته است. متفکران جهان اسلام تلاش کرده اند اهمیت علم و توجه اسلام به مبانی علم را مورد کنکاش قرار دهند. در این پژوهش تلاش بر این بوده است تا اندیشه ی آیت الله خامنه ای به عنوان متفکر و رهبر نظام اسلامی در باب علم، علم نافع و تأثیر آن در ظهور و بروز تمدن نوین اسلامی به بحث گذاشته شود. روش به کاررفته در این پژوهش روش تحلیل مضمون است. سؤال نویسنده این که علم نافع در نگاه آیت الله خامنه ای شامل چه شاخصه هایی است و این علم در فرآیند ظهور و بروز تمدن چه جایگاه و نقشی را بر عهده دارد؟ یافته ها بیانگر این است که علم در باور فکری آیت الله خامنه ای زمانی موردتمجید است که برای جامعه و حیات بشری در ابعاد مختلف مادی و معنوی سعادت آفرین باشد و انسان را در مسیر هدایت الهی قرار دهد و نیازهای ضروری او را تأمین کند. برای علم نافع ویژگی هایی چون رفع نیازهای ضروری انسان، تأمین سعادت مادی و معنوی، کاربردی بودن، مانع دین نبودن، اخلاص و امثال آن طرح بحث شده است.
چالش های پیش روی فرایند تمدن سازی در اندیشه های آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقق تمدن نوین اسلامی یکی از اهداف بزرگ انقلاب اسلامی است که از زمان نهضت اسلامی و پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شده و شامل مجموعه ای از اقدامات و تغییرات مستمر در زمینه های مختلف است. سوال اصلی تحقیق این است که چالش های پیش روی فرآیند تمدن سازی چیست و تأثیرات هر یک از این چالش ها بر این فرآیند را چگونه است؟ هدف اصلی این پژوهش ارائه تحلیل جامع و عمیق از مخاطرات پیش روی فرآیند تمدن سازی در سطوح مختلف و شناسایی نقاط ضعف و تهدیدات احتمالی به منظور برنامه ریزی های آینده و تحقق اهداف تمدنی است. نو این تحقیق به توصیفی و تحلیلی و به روش تحلیل مضامین انجام شده است. یافته های این تحقیق منجر به طراحی یک شبکه تحلیلی نوین شده است که تعاملات پویا و چالش های متقابل میان سطوح شش گانه (فردی، خانوادگی، اجتماعی، ملی، امت اسلامی و جهانی) در فرایند تمدن سازی را به صورت نظام مند ترسیم می کند. نتایج پژوهش نشان می دهد که تاب آوری تمدنی در گرو رویکردی یکپارچه، تقویت عناصر تمدساز و طراحی راهبردهای انعطاف پذیر و چندسطحی برای مواجهه با چالش های درونی و بیرونی است.
مؤلفه های غیر ساختاری فقه حکومتی در تمدن سازی اسلامی در منظومه فکری آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی مؤلفه های ساختاری و غیرساختاری تمدن سازی اسلامی از مسائل محوری منظومه فکری آیت الله خامنه ای می باشد. بر این مبنا جهت شناخت مؤلفه های غیرساختاری فقه حکومتی(که با فقه سیاسی و فقهِ حکومت مساوق نمی باشد) به طرح این سوال اصلی پرداخته شده است که در راستای اندیشه ایشان مهمترین مولفه های غیر ساختاری فقه حکومتی در فرایند تمدن سازی اسلامی چه مواردی می باشد؟ برای این منظور در این نوشتار تلاش شد با استفاده از روش تحلیل سیستمی، شاخصه های غیر ساختاری فقه حکومتی در تمدن سازی اسلامی در اندیشه ایشان تحلیل و در نهایت دستاورد نهایی پژوهش این شد که شرایط استفاده از ظرفیت های فقه حکومتی در فرایند تمدن سازی عبارتند از: شرایط علّی: تحقق رویکرد منظومه ای به فقه، مراعات مصلحت، زمان و مکان در فرایند استنباط و رعایت غایات شارع در متن جامعه در استنباط احکام. شرایط زمینه ای: ایجاد و سازماندهی افراد و گروه های تحقق بخش فقه حکومتی. راهبردها: تسهیل فرایند شهروندی در استنباط احکام(کارآمدی) و تبدیل احکام فقهی به قوانین الزام آور. پیامدها: برآورده کردن نیازهای جامعه، تحقق عملی جامعیت دین، بهره گرفتن از همه ابواب فقه، تعمیم جغرافیای مخاطبان