هویت ایرانی - اسلامی در وضعیت گذار از سنت به مدرنیته؛ بازاندیشی تاریخی گفتمانِ «بازگشت به خویشتن اسلامی»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه ی ارتباطات، زیستن در جهان چندفرهنگی و گشودگی در برابر الگوهای متنوع هویت یابی صرفا نقشِ «گفتمان بازگشت به خویشتن» در برساختِ هویتِ ایرانی اسلامی را تقلیل نداده، بلکه زمینه ی استحاله ی خویشتن اسلامی در دیگری غربی را نیز فراهم نموده است. عبور از این وضعیت دشوار در گرو بازاندیشیِ تاریخیِ عواملِ موثر در صورت بندی گفتمان بازگشت به خویشتن اسلامی است. رهیافت مقاله در این آسیب شناسی از هویت ایرانی اسلامی، ترسیمِ نظم گفتمانیِ وضعیت گذار از سنت به مدرنیته و پرده برگرفتن از ماهیتِ بیناگفتمانیِ پروژه یِ «بازگشت به خویشتن» است. به نظر می رسد انحطاط تاریخی ایران زمین و شکست برابر دولت های استعماری، زمینه سازِ صورت بندیِ نظمی گفتمانی شد که در آن سه گفتمان سنت گرا، تجددگرا و بازگشت به خویشتن اسلامی به کشمکش بر سر تعریف نسبت میان خویشتن اسلامی و دیگری غربی پرداختند. در این میان هرچند دیگرستیزی گفتمان سنت گرا و اتحاد سلطنت پهلوی و ملی گرایان شرایط را برای نفوذ روایت تجددگرایان از هویت ایرانی فراهم نمود، اما ناسازگاری جنبه هایی از این روایت با ناخودآگاه جمعی ایرانیان مانع از هژمونی گفتمان تجددگرا شد. گفتمان بازگشت به خویشتن از این خلاء برای ارائه ی روایتی ایدئولوژیک از نسبت میان خویشتن اسلامی و دیگری غربی بهره برد و با یک کنش بیناگفتمانی آفرینشگر بر سایر الگوهای هویت یابی هژمونی یافت. نادیده انگاشتنِ مبانی فکری تمدن غربی، انکار هویت باستانی ایران و چشم پوشی بر ساحت های قدسی خویشتن اسلامی مهمترین نقص های این روایت ایدئولوژیک از هویت ایرانی اسلامی بود؛ بی اعتنایی به رفع این نقایص، زمینه ساز گشودگی ما در برابر تقدیر نیهیلیستی تمدن غربی شده است.