فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴۱ تا ۲۶۰ مورد از کل ۳۲٬۶۳۳ مورد.
منبع:
سیاست دوره ۵۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
894 - 869
حوزههای تخصصی:
سیرالملوک (سیاست نامه) اثر مشهور خواجه نظام الملک، وزیر نامدار سلجوقیان از معدود آثار برجسته در حوزه اندیشه سیاسی است که از منظر گونه شناسی اندیشه سیاسی در ذیل سنت کهن اندرزنامه نویسی قرار گرفته است. با توجه به اهمیت این متن و نقش ممتاز آن در میراث فکری ایران و اسلام، در این جستار با بهره گیری از رویکرد نظری توماس اسپریگنز و با روش تحلیل متن، مقام و موقع خواجه نظام الملک به مثابه اندیشمند سیاسی و دستاورد نظری وی برای دانش سیاست سنجش و واکاوی شده است. حاصل بحث مقاله این است که خواجه در این اثر با نظر به نظم و سامان آرمانی مُلهَم از نگرش ایران باستان و کیهان شناسی کلاسیک و افلاطونی و با تکیه بر تجارب خویش و اشاره به شواهد تاریخی و وضعیت زمانه، علل بروز شکاف و فاصله بین نظم آرمانی و واقعیت موجود و تحول و تبدل جامعه از وضعیت مطلوب به وضعیت ادبار و زوال را واکاوی و به تبع آن راه حل ها و پیشنهادهایی را برای خروج از بحران و اعاده و استقرار پادشاهی و سامان نیک عرضه کرده است. اساس نسخه پیشنهادی وی، برقراری نظم و امنیت و آرامش و به قاعده بودن همه امور و سپردن کار به اهل آن است که ترجمان همه این اوصاف در یک کلام، همانا استقرار عدل به مثابه مهم ترین کارویژه پادشاهی نیک است.
ارائه الگوی هوش فوق راهبردی مدیریتی آیت الله خامنه ای در کنترل چالش های بین المللی با رویکرد آینده نگارانه (بایسته های هوشمندی مدیریت مدرن در راهبری شایسته چالش های بین المللی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: تحقق اهداف انقلاب اسلامی در راستای رشد و پیشرفت مطلوب در بستر عدالت و معنویت که رفاه عمومی و اخلاق اسلامی را به ارمغان آورد منوط به استقرار الگوی مدیریتی فوق هوشمند و تحلیل گری زیرک و زبر دست و پیش بین خلاقی است که امروز در ایران توسط آیت الله خامنه ای پیاده شده است و تمامی معادلات ویرانگر چالشی فرموله و مهندسی شده علیه ایران و بسیاری از کشورهای جهان را کنترل و خنثی می کند. بنایراین هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی هوش فوق راهبردی مدیریتی آیت الله خامنه ای در کنترل چالشهای بین المللی است. روش شناسی پژوهش: مطالعه حاضر براساس هدف، کاربردی و از نظر ماهیت از پژوهش های کیفی است. جامعه ی اطلاعات، مقالات و پژوهش های انجام شده است که با روش نمونه گیری هدفمند در خصوص موضوع مطالعه حاضر شناسایی شدند. عدم وجود الگوی فوق هوشمند مدیریت در فاز بین الملل که راهنما و هدایت گر سیستم های مدیریت عالی کشور باشد به عنوان خلا نظری در شرایط موجود شناسایی شد. لذا برای رفع این خلا و فقدان نظری کاملاً ملموس، پژوهش حاضر، از تحلیل فراترکیبِ تفسیری-کیفی پژوهش های انجام شده که یکی از انواع روش های فرامطالعه تمرکز کرد. یافته ها: پس از جستجوی اولیه و پایش منابع و پژوهش های مرتبط با موضوع، تعداد 41 مقاله شناسایی و مورد تحلیل قرار گرفت. در پژوهش حاضر بعد از پایش و بررسی مجدد کدهای اولیه، 61 کد، 23 مقوله و 10 بعد شناسایی شد. نتیجه گیری: الگوی طراحی شده با روش اظهار نظرخواهی از صاحب نظران اعتبار سنجی شد. انتظار می رود الگوی استحصا شده در زمینه مدیریت بخصوص در فاز بین المللی، راهگشای مدیران در جوامع اسلامی باشد.
تحلیل جنگ ترکیبی از منظر اسناد راهبردی آمریکا: قابلیت ها و اولویت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
جنگ ترکیبی به عنوان یکی از پرکاربرد ترین مفاهیم نظام بین الملل، از اهمیت بالایی در سیاست خارجی کشورها برخوردار بوده و امروزه اکثر کشورها به خصوص قدرت های بزرگ نظیر آمریکا، در پی استفاده حداکثری از این مفهوم در راستای تامین منافع خود می باشند. در همین راستا، نیاز است که درک کشورها (خصوصا قدرت ها) از این مفهوم به طور عمیق مورد بررسی قرارگیرد. به همین منظور، تبیین جنگ ترکیبی از منظر اسناد راهبردی آمریکا، به عنوان قدرت اول نظام بین الملل کنونی، دارای اهمیت ویژه ای برای ج.ا.ایران است. هدف اصلی تحقیق کشف و تبیین درک حاکمان آمریکا از مفهوم جنگ ترکیبی است. این تحقیق کاربردی و به روش اکتشافی-استقرایی انجام شده و حجم نمونه آن 30 نفر است. بر اساس یافته های تحقیق، کشور آمریکا دارای بالاترین قابلیت های نظامی، اقتصادی، سیاسی، رسانه ای، امنیتی و سایبری می باشد که همین امر، قابلیت ها و ابتکار عمل واشنگتن در راستای دفع تهدیدات ترکیبی و اقدامات متقابل در این حوزه را به طرز چشمگیری افزایش داده است. بر اساس نتایج تحقیق حاکمان آمریکا، جنگ ترکیبی را جنگی می دانند که در آن طیف وسیعی از اقدامات آشکار و پنهان نظامی، شبه نظامی و غیرنظامی در یک طراحی بسیار یکپارچه به کار گرفته می شود و کشور مهاجم سعی می کند با ترکیب عملیات جنبشی و تلاش خرابکارانه، بر سیاست گذاران تأثیرگذار و تصمیم گیرندگان کلیدی کشور هدف تأثیر بگذارد. آن ها یکی از مهم ترین ویژگی های این نوع جنگ را مخفیانه بودن آن می دانند به طوری که از هرگونه انتساب و مجازات کشور مهاجم پیشگیری شود.
تحلیل چند معیاره عدالت اجتماعی در کاربری اراضی روستایی با رویکرد بیانیه گام دوّم انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عدالت اجتماعی در کاربری اراضی، یکی از ارکان اساسی توسعه پایدار روستایی و مدیریت بهینه زمین به عنوان یک ثروت عمومی محسوب می شود. در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی، عدالت یکی از اصول بنیادین برای دستیابی به پیشرفت و توسعه پایدار معرفی شده است. در این راستا، تأمین عدالت در توزیع منابع و کاربری های اراضی، نقش کلیدی در تقویت عدالت فضایی، بهبود کیفیت زندگی و توسعه متوازن مناطق روستایی دارد. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی وضعیت عدالت اجتماعی در کاربری اراضی روستایی استان تهران و تبیین راهبردهای اجرایی در چارچوب بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که عدم تعادل در توزیع کاربری های اساسی، موجب کاهش سطح بهره مندی ساکنان روستایی از زیرساخت های ضروری شده است. تحلیل داده ها با استفاده از مدل ویکور نشان داد که بخش قابل توجهی از روستاهای مورد مطالعه، در وضعیت نامطلوبی از نظر عدالت اجتماعی قرار دارند. هم چنین تحلیل ها نشان می دهد که در طرح های هادی، نگاه کالبدی محور باعث شده جنبه های اجتماعی و عدالت محور در حاشیه قرار گیرد و این مسئله بر نابرابری های فضایی تأثیرگذار بوده است. براین اساس، ضرورت بازنگری در سیاست های تخصیص زمین و منابع روستایی برمبنای عدالت اجتماعی و در راستای توصیه های بیانیه گام دوم انقلاب، بیش از پیش احساس می شود. در این راستا، پیشنهاد می شود رویکردهای عدالت محور در برنامه ریزی فضایی روستایی تقویت شده و سیاست های اجرایی به گونه ای تدوین شوند که موجب ارتقای بهره وری زمین و کاهش نابرابری های فضایی در مناطق روستایی گردد.
ناسازه آرمانشهر و ویرانشهر در دولت کره شمالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۱
297 - 342
حوزههای تخصصی:
نظام های تمامیت خواه دارای رویکرد آرمانشهری هستند و رهبران آن ها، ایدئولوژی و تصمیمات خود را برای رسیدن به وضعیت بهتر توجیه می کنند و در وضعیت ویرانشهری، نظام سیاسی در رسیدن به اهداف خود با ناکامی مواجه می شود. در این راستا، نظام کره شمالی که از چهار ایدئولوژی، سوریونگ (رهبر)، جوچه (خودکفایی همه جانبه) سونگون (اولویت نظامی) و سونگبون (نظام کاست ارثی) برای رسیدن به وضعیت آرمانشهری پیروی می کند. سؤال مهم این است که از دیدگاه رویکرد آرمانشهری و ویرانشهری، تحلیل نظام کره شمالی در ابعاد داخلی و سیاست خارجی خود نمایانگر چه وضعیتی است؟ بنابر فرضیه، ابعاد توسعه سیاسی، اقتصادی و نظامی کره شمالی نشان می دهد که این کشور نمایانگر یک ویرانشهر است. بر اساس روش توصیفی_ تحلیلی نتایج تحقیق مبتنی بر تحلیل داده ها و آمارهای اقتصادی و تجزیه وتحلیل شاخص های سیاسی نشان می دهد این نظام شاخص های دولت تمامیت خواه و ویرانشهری را با وضعیت اقتصادی نابسامان و شکننده به نمایش گذاشته است و در بالاترین رتبه های جهانی کنترل حداکثری، سرکوب سیاسی و عدم مشروعیت قرار دارد. به دلیل وجود نظام تبعیض ارثی سونگبون و شکست ایدئولوژِی جوچه و اولویت سیاست های نظامی سونگون بر تأمین نیازهای اقتصادی و درنتیجه پدید آمدن فقر گسترده و چالش های انسانی با عدم مشروعیت دولت و نظام سیاسی مواجه شده است و در عرصه سیاست خارجی به دلیل سیاست ها و آزمایش های هسته ای تهاجمی مغایر با جامعه بین الملل با تحریم های همه جانبه بین المللی مواجه شده و دچار افول شدید اقتصادی و انزوای جهانی شده است و در ابعاد داخلی و خارجی در ویرانشهر قرار دارد.
تهدیدات امنیتی و مسئله ی توسعه سیاسی در ایران (تجربه دوران جمهوری اسلامی ایران)
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۲
97 - 124
حوزههای تخصصی:
پس از وقوع انقلاب اسلامی ، رشد و تداوم توسعه سیاسی در ایران با مفهوم تهدیدات امنیتی در ابعاد خُرد و کلان در پیوند تنگاتنگ قرارگرفته است. تنش در مرزهای جغرافیای سیاسی و نقاط بحران خیز ایران به ویژه تهاجم نظامی خارجی از جانب کشورهای همسایه و نیز حوادث داخلی از قبیل جدایی طلبی گروه-های معارض و برخی منازعات اجتماعی در فضای سیاسی جامعه به تشدید تمرکز هرچه بیشتر بر مقوله امنیت ملی به عنوان اولویت مهم و اساسی از جانب مجریان و تصمیم گیرندگان کشور منجر شد و از قِبَلِ این رویدادها، کُنش نیرو های اجتماعی تحت تأثیر قرار گرفت. از اینرو، هدف از انجام این پژوهش، تبیین چرایی تعلیق روند توسعه سیاسی در ایران پس از انقلاب اسلامی است و کانون بحث بر تهدیدات امنیتی در ابعاد داخلی و خارجی در این فرآیند، متمرکز می باشد. در این راستا، پرسش اصلی آن است که چرا جامعه ایران پس از انقلاب اسلامی فرآیندگذار به توسعه سیاسی مطلوب را تجربه ننموده است؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح می گردد که غلبه نگرش امنیت محور بر فضای سیاسی جامعه ایران به مثابه واکُنشی در جهت اولویت دادن به حفظ و تحکیم امنیت ملی، فرآیند توسعه سیاسی را تعلیق نموده است.
روایت پژوهی اعتراض های معیشت پایه؛ همگرایی و واگرایی نیروهای اجتماعی در بستر کنشگری سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
732 - 705
حوزههای تخصصی:
روایت معلمان و کارگران از اعتراض های معیشت پایه در سال های اخیر، مسائلی پربازدید در اخبار بوده است؛ هدف این پژوهش تحلیل همنشینی صداهای متکثر در اعتراض های معیشت پایه، جهت ترسیم الگوهای همگرایی و واگرایی در میان راویان است. به این منظور از اخبار موجود گذر کرده و به راویان برای گردآوری داستان ها رجوع کردیم. برای درک روایت های کنشگران، مفاهیم نیروهای همگرا و واگرای میخائیل باختین و سه گانه زندگی وقف عمل/ وقف نظر هانا آرنت مدنظر قرار گرفت. روش این پژوهش از نوع روایت پژوهی و مبتنی بر روایت های 14 نفر از معلمان و 13 نفر از کارگران شرکت کشت و صنعت هفت تپه و صنعت نفت و گاز پارس جنوبی بوده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که مطالبه گری معلمان و کارگران از یک نظرگاه معیشتی آغاز شده، اما محرک های متعددی در پس و پیش از آن نهفته است؛ به گونه ای که کنشگری راویان محدود به سطح «زحمت» نبوده و تلاشی در جهت «عمل» است. علاوه بر این، میدان کنشگری عرصه ای از وحدت در عین کثرت است و شکل گیری «ما»ی جمعی در کنار حفظ تکثرات میسر می شود. به این ترتیب در این مطالبه گری صنفی شاهد حفظ تفاوت ها و اولویت بندی آنها جهت دستیابی به همگرایی ها هستیم.
طراحی مدل مفهومی مدیریت دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران در شبکه های اجتماعی در راستای امنیت ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۷
105 - 137
حوزههای تخصصی:
امروزه یکی از با اهمیتترین حوزههای فعالیت کشورها در زمینه سیاست خارجی، دیپلماسی عمومی است. با ظهور رسانههای نوین و خصوصا شبکههای اجتماعی، زمینههای جدیدی برای پیگیری فعالیتهای دیپلماسی عمومی کشورها فراهم گردیده است. با توسعه مفهوم قدرت نرم و جایگاه آن در حوزهی امنیت ملی، مفهوم دیپلماسی عمومی خصوصا در شبکههای اجتماعی اهمیتی بیش از پیش یافته اما در کشور ما در این خصوص فعالیت چندانی رخ نداده است. لذا نیازمند مدلی برای پیگیری دیپلماسی عمومی کشورمان در شبکههای اجتماعی هستیم؛ مدلی که توانایی تحلیل، توصیف و تجویز در این حوزه را دارا باشد. در این پژوهش با استفاده از روش نظریه داده بنیاد به تدوین و معرفی این مدل پرداختیم. لذا با بیست نفر از اساتید، کارگزاران، خبرگان و صاحبنظران موضوع پژوهش مصاحبه شد و سه سند بالادستی مورد بررسی قرار گرفت و پس از کدگذاری، مدل نهایی استخراج شد. در مدل نهایی ما دیپلماسی عمومی شبکه های مختلط در شبکه های اجتماعی به عنوان مقوله مرکزی و شرایط علی، مداخلهگر، زمینهای واستراتژیها و پیامدهای حاصل از اجرای استراتژیها که شناسایی آنها که از اهداف فرعی این پژوهش بودند معرفی شدند. معرفی مقوله دیپلماسی عمومی شبکههای مختلط در شبکههای اجتماعی، و بیان ابعاد آن از نوآوریهای این پژوهش است.
تحلیل و بررسی تاثیر هوش مصنوعی بر عمق استراتژیک کشورها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۷
229 - 265
حوزههای تخصصی:
سیاست گذاری دقیق و اتخاذ استراتژی جامع و هدفمند در عرصه سیاست خارجی یکی از نیازهای اساسی کشورهاست. کشورها بر اساس ظرفیت-های اعمال قدرت، به گسترش حوزه نفوذ و افرایش نقش در منطقه یا مناطق پیرامونی خود و تأثیرگذاری بر آن علاقه مند هستند و می توان گفت، امروزه دامنه این تأثیرگذاری، از حوزه صرف نظامی خارج و شامل طیف وسیعی از مؤلفه ها می شود که مفهوم عمق استراتژیک را شکل می دهد. هوش مصنوعی به عنوان یکی از تحولات بنیادین عصر حاضر، پتانسیل بالایی برای ایجاد تغییرات اساسی در تمامی جنبه های زندگی بشر دارد. در حوزه سیاست و امنیت ملی نیز، هوش مصنوعی با ارائه قابلیت های جدید در حوزه های مختلف، تعریف سنتی از قدرت را تغییر داده و عمق استراتژیک را به مفهومی چندبعدی تبدیل کرده است. این پژوهش با روش ترکیبی(توصیفی و تحلیلی، باروش مطالعه اسنادی و آماری) انجام گرفته است که ابتدا مولفه های عمق استراتژیک را شناسایی و رتبه بندی کرده است و در یافته ها نیز معتقد است که بهبود تحلیل اطلاعات و پیش بینی رویدادها، ارتقای تصمیم گیری استراتژیک، تقویت دیپلماسی عمومی، بهبود امنیت سایبری و تقویت همکاری های بین المللی از تاثیرات هوش مصنوعی بر عمق استراتژیک کشورهاست.
بازشناسی جامعه سیاسی مطلوب در اندیشه آیت الله شهید بهشتی بر اساس نظریه بحران توماس اسپریگنز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بحران پژوهی جهان اسلام دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۷
82-108
حوزههای تخصصی:
تبیین ماهیت و ابعاد جامعه سیاسی مطلوب، همواره از دغدغه های مصلحان اجتماعی بوده است. اصولاً نظریه پردازی درباره جامعه سیاسی مطلوب، حاصل نابسامانی سیاسی اجتماعی موجود است. دوران پهلوی دوم با بحران های سیاسی متعددی مواجه بود که امعان نظر متفکران اجتماعی از جمله آیت الله شهید بهشتی را به خود وا داشت (مساله). نوشتار پیش رو با روش توصیفی تحلیلی و نظریه بحران توماس اسپریگنز، درصدد ارائه جامعه سیاسی مطلوب در اندیشه سیاسی آیت الله بهشتی است. (روش) در تحلیل شهید بهشتی، استضعاف بزرگ ترین بحران عصر پهلوی است که ریشه در نظام استبدادی و الگوی اسلام سکولار (آریا مهری) دارد. وی در پاسخ به بحران موجود، جامعه سیاسی مسلکی (امت امامت) را به عنوان جامعه مطلوب عصر غیبت ترسیم نمود که به دلیل ابتنا بر دو مفهوم توحیدی حق و عدل، تمایز ماهوی در ابعاد و طریق تحقق از جامعه سیاسی پهلوی دارد. امت در جامعه مسلکی به مثابه کنش گرانی آگاه و مسئول، ضمن بهره مندی از حقوق سیاسی همچون مشارکت سیاسی، رواداری و نظارت در تعامل ایدئولوژیک با نهاد امامت، مصلحت خویش را شناسایی می نماید. راه حل شهید بهشتی در تحقق جامعه سیاسی مسلکی از رهگذر تربیت سیاسی امت و تشکل سازی سیاسی عبور می کند. (یافته)
نقش مؤلفه های سیاسی پیاده روی اربعین در تحقق تمدن اسلامی با تأکید بر بیانات آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه قدرت های استکباری جهان درصددند که تمدن خویش را به عنوان الگوی مطلوب و برتر برای کشورهای جهان ترسیم نمایند، اما برنامه های جامع و کامل دین اسلام، سوق دهنده انسان به سوی تمدنی درخشان، کارآمد و پویا بوده و براین اساس در سطح جهانی، سدی عظیم در فراگیر شدن تمدن سکولار غربی است. درواقع، جهان استکبار با شیوه های متعدد و متفاوت به دنبال خدشه دار کردن تعالیم اسلامی و نابودی وحدت مسلمانان است. یکی از این اقدامات، محو کردن یا کم رنگ جلوه دادن مراسم پیاده روی اربعین است، زیرا این مراسم از این امکان و ظرفیت بهره مند است که بسترساز تحقق تمدن اسلامی گردد. آیت الله خامنه ای در بیانات متعدد از یک سو به مؤلفه های متفاوت پیاده روی اربعین تأکید کرده و ازسوی دیگر به ظرفیت تمدن سازی این مراسم پرداخته اند. بنابراین هدف این پژوهش دستیابی به دیدگاه آیت الله خامنه ای در خصوص نقش مؤلفه های سیاسی پیاده روی اربعین در تحقق تمدن اسلامی است. لذا بیانات ایشان از سال 1360 1403با روش تحلیل محتوای کیفی بررسی و پنج مقوله استخراج گردید. یافته ها نشان داد که از منظر ایشان، مؤلفه های سیاسی این مراسم امت سازی، وحدت، عدالت گستری، مقاومت-ظلم ستیزی و بیداری اسلامی است که تحقق و اعتلای تمدن اسلامی را تسریع کرده است.
روان شناسی سیاسی رهبری سید حسن نصرالله به مثابه کارگزار تمدن نوین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به تحلیل الگوی رهبری سید حسن نصرالله به عنوان یک بازیگر مؤثر در فرایند تمدن سازی نوین اسلامی می پردازد و در پی آن است تا نشان دهد چگونه تعامل میان شرایط ساختاری، مکانیسم های روانی اجتماعی و قابلیت های فردی، موجب شکل گیری رهبری مؤثر در موقعیت های بحرانی می شود. در این راستا، پژوهش از چهارچوبی نظری و یکپارچه بهره می گیرد که شامل نظریه کاریزماتیک ماکس وبر در سطح کلان، نظریه روان شناختی پست در سطح میانی و نظریه شخصیت گرینستاین در سطح خرد است. یافته ها حاکی از آن است که موفقیت رهبری نصرالله حاصل تعامل پیچیده سه مؤلفه کلیدی است: نخست، شرایط ساختاری بحرانی که زمینه ساز ظهور رهبری تمدن ساز می شود؛ دوم، مکانیسم های روانی اجتماعی که پیوندی عمیق میان رهبر و پیروان ایجاد می کند و سوم، قابلیت های فردیِ استثنایی که امکان بهره برداری مؤثر از این شرایط را فراهم می آورد. درمجموع، این پژوهش نشان می دهد که رهبری موفق در تمدن نوین اسلامی نیازمند توازن و هم افزایی میان این سه سطح تحلیلی است و رهبری کاریزماتیک می تواند ازطریق ادغام این سطوح، نقشی محوری در تحقق تمدن اسلامی ایفا کند.
ارائه مدل تکمیلی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش بر اساس نیاز نسل آلفا تا سال 1418(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر تلاشی است به منظور ارائه مدل تکمیلی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش بر اساس نسل آلفا تا سال 1418 مبتنی بر استمرار روندهای کنونی در آینده(آینده محتمل) با توجه به نزدیک شدن به افق 1404 سند تحول بنیادین آ.پ. روش: این پژوهش از منظر هدف کاربردی، و در زمره پژوهشهای کیفی قلمداد میشود. مقاله حاضر دارای دو گام جهت تحقق هدف پژوهش است: گام نخست CLA و گام دوم تحلیل میک مک. یافته ها: در این مدل با توجه به پژوهش های انجام شده حوزه سند تحول بنیادین و نظر خبرگان در مصاحبه لایه ای، یک مدل سه وجهی جهت تکمیلی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش بر اساس نسل آلفا مشخص و تبیین شده است. نتیجه گیری: ساختار فعلی سند تحول بنیادین، به دلیل عدم انعطاف پذیری، ضعف در رویکردهای یادگیری ترکیبی، عدم تناسب با سبک های یادگیری دیجیتال محور، و عدم برخورداری از زیرساخت های لازم برای تحقق عدالت آموزشی، با چالش های متعددی مواجه است. نسل آلفا، به عنوان نسلی که در بستر فناوری های هوشمند رشد یافته است، نیازمند روش های آموزشی نوین مبتنی بر تعامل، شخصی سازی یادگیری و بهره گیری از فناوری های نوظهور است. بسیاری از سیاست های موجود در سند تحول بنیادین، همچنان بر رویکردهای سنتی انتقال دانش تأکید داشته و نتوانسته است همگام با الزامات آموزشی این نسل حرکت کند.
The Era of Hyperreality and Strategies for Realizing a Desirable Political Attitude in Contemporary Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In the contemporary world, media do not merely play the role of reflecting events and realities, but havebecome active agents in reproducing and constructing social reality. This situation, explained in Jean Baudrillard's theory of the "hyperreality" or "era of acute reality," reflects a fundamental transformation in citizens' perceptual patterns and the profound impact of media representations on cultural, social, and political beliefs and attitudes. In Iran, these developments have posed significant challenges to the process of realizing and sustaining perspectives aligned with the ideals of the Islamic Revolution, including distortion of goals and slogans, unrealistic narrations, widespread dissemination of misinformation, selective representation of historical facts, the formation of media-driven movements, and the expansion of organized propaganda. This study, relying on Baudrillard's theoretical framework of hyperreality and employing semi-structured interviews, seeks to answer the fundamental question of what strategies the Islamic Republic of Iran must adopt to realize a desirable political outlook in the era of hyperreality. The research findings indicate that a deep understanding of the transformations in the new lifeworld, the design and application of universal symbols compatible with the logic of hyperreality, intelligent engagement with new cultural authorities, narrative power and priority in storytelling, attention to media balance and honesty, creating narrative coordination and synergy among media outlets, and institutionalizing behavioral and verbal integrity among officials are among the key requirements for achieving a desirable political outlook within the context of acute reality.
وضعیت دین داری در جامعه ایرانی؛ مقایسه ی دو پیمایش هویت جمعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ملی سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۳)
131 - 146
حوزههای تخصصی:
دین داری به عنوان یکی از مؤلفه های بنیادین هویتی در جامعه ایرانی، در دهه های اخیر تحت تأثیر عوامل گوناگونی نظیر مدرنیزاسیون، جهانی شدن و تغییرات اجتماعی و فرهنگی، دستخوش تحول شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت دین داری ایرانیان و همچنین، بررسی تغییرات آن بین سال های ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۹ و شناسایی ابعاد برجسته دین داری انجام شده است. با استفاده از روش ترکیبی (کمّی و کیفی) و پیمایش در میان ۱۴,۹۵۳ نفر از ساکنان مراکز استانی، نتایج نشان داد که میانگین نمره دین داری در این بازه زمانی کاهش یافته است. بُعد اعتقادی با بالاترین میانگین همچنان برجسته است؛ اما بُعد مناسکی و عاطفی کاهش یافته اند. همچنین، تمایل به دین فردی افزایش و مشارکت در دین اجتماعی کاهش یافته است. این پژوهش نشان می دهد که تغییرات دین داری با ظهور سبک های زندگی و هویت های جدید همراه بوده که پیامدهای مهمی برای انسجام اجتماعی و هویت ملی دارد.
راهبرد اتحادیه اروپا نسبت به نفوذ چین در آسیای مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به موازات گسترش روزافزون دامنه ناتو و اتحادیه اروپا در منطقه آسیای مرکزی، نفوذ چین نیز در این منطقه درحال گسترش است. از این رو این پرسش مطرح می شود که اتحادیه اروپا چگونه در برابر توسعه حضور چین در آسیای مرکزی واکنش نشان داده است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می شود که «اتحادیه اروپا تلاش می کند با توجه به گسترش نفوذ چین در آسیای مرکزی، به ایجاد موازنه و تحدید هوشمند نسبت به حضور این کشور اقدام کند، تا پیامدهای کاهش هژمونی آمریکا در منطقه را نیز مدیریت کند». رویکرد این پژوهش تحلیلی- تبیینی است. روش گرد آوری اطلاعات به صورت کیفی در قالب منابع کتابخانه ای و اینترنتی صورت گرفته است. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز با استفاده از تحلیل محتوای کیفی منابع انجام شده است. بررسی این موضوع در چارچوب موازنه قوا با رویکرد نوواقع گرایی تهاجمی به بحث گذاشته می شود. بنابر یافته های نوشتار، اتحادیه اروپا با توجه به دو واقعیت «خیزش هژمونی چین» و هم زمان «ریزش هژمونی ایالات متحد» در منطقه آسیای مرکزی، به سوی تحدید هوشمند چین و جانب داری از وزنه ائتلاف آمریکا تمایل یافته است. در دایره ادراکی سران اتحادیه اروپا، خیزش هژمونی چین و هم زمان ریزش هژمونی آمریکا در آسیای مرکزی، واقعیتی مسلم برآورد می شود. بنابراین سیاست های راهبردی این اتحادیه در راستای بقای هژمونی ایالات متحد با هدف تحدید هوشمند چین در چارچوب موازنه قوا بنا شده است.
نقدی بر خوانش تاریخ اندیشه سیاسی در ایران (تأملی بر نظریه زوال)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۴
31 - 56
حوزههای تخصصی:
نظریه زوال اندیشه سیاسی در ایران، ازجمله نظریات قابل تأمل در حوزه اندیشه سیاسی است. این نظریه، تحلیلی جدید از تاریخ اندیشه سیاسی در ایران را مطرح نموده و ازاینرو، مورد نقد و بررسی شماری از اندیشمندان قرار گرفته است. خوانش تاریخ اندیشه سیاسی در ایران از منظر زوال، سید جواد طباطبایی را به تدوین این نظریه و سرانجام، به نتیجه «انحطاط ایران» رهنمون ساخته است. نظریه زوال، افزون بر اینکه در کتاب زوال اندیشه سیاسی در ایران: گفتار در مبانی نظری انحطاط ایران، ارائه و منتشر شده، در سایر آثار طباطبایی بسط و گسترش یافته و از دوران باستان تا دوره معاصر تاریخ ایران را نیز دربرگرفته است. این نظریه حاصل چینش چند مؤلفه بنیادین در دستگاه فکری اوست که در این پژوهش در قالب عناوین «تعارض در تلقی یونان به مثابه زادگاه اندیشه سیاسی»، «ناسازواری فلسفه فارابی با دستگاه فکری طباطبایی»، «فارابی و افلاطون الهی» و «تناقضگویی طباطبایی در مورد ارسطو- افلاطون الهی» مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. این مقاله با استفاده از روش پژوهش کیفی و اتخاذ رویکرد توصیفی- تحلیلی، بیانگر این نتیجه است که مؤلفههای بنیادین نظریه زوال اندیشه سیاسی در ایران، بر تعارض و تناقض در نظریهپردازی سید جواد طباطبایی دلالت دارند.
Educating Intelligence, Producing Power: Iranian Sociologists on AI, Knowledge Production, and Global Hierarchies(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۹, Issue ۴, Autumn ۲۰۲۵
887 - 921
حوزههای تخصصی:
This study investigates the ways in which Iranian sociologists conceptualize artificial intelligence as both an epistemic infrastructure and a geopolitical force within global knowledge production. Drawing on 32 in-depth interviews and grounded theory methodology, the research identifies a central analytic category: contested epistemic futures . This concept encapsulates the tensions between structural epistemic asymmetries and local efforts to reappropriate AI for culturally specific ends. Participants critiqued AI systems as carriers of Eurocentric epistemologies and instruments of digital colonization, but also highlighted strategic opportunities for local innovation, agency, and resistance. The analysis reveals five key thematic axes: epistemic asymmetry, decontextualization versus cultural specificity, technological determinism versus strategic agency, epistemic justice, and sociotechnical governance. These axes describe AI as neither a neutral tool nor an inevitable threat, but as a socially contingent technology shaped by political choices, institutional infrastructures, and cultural values. The study contributes to critical AI and decolonial epistemology by centering non-Western academic voices and proposing a relational, justice-oriented framework for AI governance.
Review of the Policy of Islamicization of Universities in Iran: Theoretical and Practical Challenges(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective:After nearly three decades since the formation of the Council for the Islamicization of Universities, it is necessary to examine the policy of Islamicization of universities from various angles and dimensions. In this regard, the research question is: what theoretical and practical challenges does the policy of Islamicization of universities face in Iran?Method: To answer this question, qualitative analysis and content analysis of available sources, especially the views of policymakers and experts in this field, have been used, and the necessary investigation has been conducted by analyzing the themes of these views.Results:After nearly three decades since the formation of the Council for the Islamicization of Universities, it is necessary to examine the policy of Islamicization of universities from various angles and dimensions. The research hypothesis is that "the lack of a common understanding of the necessity and possibility of religious science and the Islamic university and its negative policy consequences, the accumulation of policies and the multiplicity and overlap of the duties of decision-making institutions in the matter of Islamicization of universities, the abstract nature of executive assignments, the weak communication between policymakers and stakeholders and actors at the operational level, and the lack of an efficient mechanism for monitoring and evaluating the policy of Islamicization" are among the most important theoretical and practical challenges of the policy of Islamicization of universities.Conclusion: The results indicate that stakeholders do not have adequate participation in decision-making related to this policy. Furthermore, five different institutions are responsible for guiding and overseeing the implementation of the policies, which this institutional multiplicity and policy density creates problems. It is also unclear exactly what guidance and oversight each of these institutions should provide. In reality, there is no clear distinction between the different natures of oversight, for example, macro oversight, executive oversight, etc. At the level of monitoring and evaluation, the Supreme Council of the Cultural Revolution, the Council for the Islamization of Universities, and the Steering Committee for the Comprehensive Scientific Map of the Country have not yet published any monitoring reports or evaluations of the policies for the Islamization of universities. This approach prevents the strengths and weaknesses from being revealed and hinders the possibility of benefiting from the corrective suggestions of researchers and scholars.
بررسی رابطه عوامل اجتماعی – اقتصادی با دانش سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
21 - 1
حوزههای تخصصی:
دانش سیاسی به عنوان ساده ترین نوع ادراکات سیاسی، نگرش افراد را در زمینه اعتصاب، انتخابات سیاسی، بردباری سیاسی، عقاید سیاسی و در مجموعه رفتارهای سیاسی شکل می دهد. پژوهش حاضر به رابطه عوامل اجتماعی - اقتصادی (جنسیت، تحصیلات، سن و درآمد) با دانش سیاسی می پردازد. در این پژوهش با استفاده از پیمایش و روش خوشه ای چندمرحله ای طبقه ای، نمونه 384 نفره از مناطق 22گانه تهران (ایران) انتخاب و با استفاده از روش رگرسیون چندگانه داده های جمع آوری شده تحلیل شد. مطابق با خروجی نرم افزار SPSS یافته های پژوهش نشان می دهد که میانگین سطح دانش سیاسی نمونه آماری معادل 6 از 14 و انحراف معیار آن برابر با 4/3 است و به طور متوسط پاسخگویان به 43 درصد پرسش ها پاسخ صحیح دادند. بیشتر پاسخگویان (معادل 2/73 درصد) به پرسش «ایران در سال 1358 طی هم پرسی (رفراندم) تبدیل به نظام جمهوری اسلامی» پاسخ صحیح دادند و کمترین پاسخ صحیح مربوط به پرسش «نرخ بیکاری ایران در سال 1395 چقدر بود؟» (معادل 8/18 درصد) است. همچنین نتایج نشان داد تمام متغیرهای اقتصادی- اجتماعی تحقیق با سطح دانش سیاسی عمومی افراد رابطه مثبت معناداری دارند، اما شدت رابطه متغیرهای جنسیت (208/0)، تحصیلات (436/0)، سن (261/0) و درآمد (095/0) با متغیر دانش سیاسی عمومی متفاوت است، به صورتی که متغیر تحصیلات با بیشترین شدت رابطه و متغیر درآمد کمترین رابطه را با دانش سیاسی دارد.