مطالب مرتبط با کلیدواژه

نظم نمادین


۱.

راوی بوف کور، رانه مرگ و شکاف در نظم نمادین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بوف کور ممنوعیت رویکرد لاکان نظم نمادین رانه مرگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۶۵ تعداد دانلود : ۱۱۵۰
نظم نمادین ساحت مرگ ابژه هاست. دال و نماد با مرگ گره خورده اند. با طلوع دال ها، مدلول ها غروب می کنند و خرسندی های پیشانمادین از زندگی بشر رخت برمی بندند و نگاه سنگین و خیره ای بر زندگی حاکم می گردد که سوژه را از ذاتی ترین بخش وجودی خود محروم می کند. اما نظم نمادین خود پیرامون یک هسته تروماتیک برساخته شده است؛ پیرامون چیزی که از نمادینه شدن می گریزد. رانه مرگ در روان کاوی نوفرویدی لاکان عنصری است انقلابی که نظم نمادین را مختل می کند. بوف کور رانه مرگ است؛ نظم نمادین در بوف کور به دیده تردید می نگرد. راوی بوف کور مازادی است که تن به دام دال های نظم نمادین نمی سپارد. بوگام داسی، دختر اثیری و لکاته استعاره و تجسمی از خوشی هایی هستند که در نظم نمادین از راوی دریغ شده اند. این فقدان و محرومیت راوی را به جستجو و تکرار خوشی ها و ابژه های از دست رفته برمی انگیزد. این مقاله تلاش می کند با استفاده از تلقی ژاک لاکان از رانه مرگ، اصرار راوی بوف کور را در شکستن ممنوعیت های نظم نمادین مورد بررسی قرار دهد تا نشان دهد که بوف کور برخلاف نظر بعضی از منتقدان اثری منفعل نیست.
۲.

مفهوم معناکاوی در اندیشه ژولیا کریستوا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کریستوا تحلیل معنایی معناکاوی نظم نمادین امر نشان هشناختی کورا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱۹ تعداد دانلود : ۱۱۴۹
نظریه نقادانه کریستوا تحت اصطلاح معناکاوی یا تحلیل معنایی را می توان تلفیقی از دو حوزة نشانه شناسی و روانکاوی تفسیر کرد. این نظریه که چارچوب عمده نقدها و دیگر آرای او بویژه در مورد سوژة سخنگو را شکل م یدهد، از حوز ههای گوناگون دانش از جمله نشان هشناسی و روانکاوی وام می گیرد، اما با وارد ساختن اصلاحاتی بر هر یک از آنها حاصل شده است. همچنین این نظریه می تواند کلید راهیابی به اندیش ههای کریستوا به عنوان فیلسوفی پساساختارگرا بویژه در تحلیلهای او در زمینه هنر و ادبیات باشد. مقاله پیش رو نیز به این مسئله م یپردازد که کریستوا چگونه این دو دانش را در نظریه تحلیل معنایی خود بویژه در حوزه هنر و ادبیات تلفیق م یکند. اگر نظم نمادینِ زبان را با خودآگاهی یکی بگیریم، م یتوانیم امر نشان هشناختی یا کورا را ناخودآگاه زبان بدانیم. بدین ترتیب کریستوا با تلقی تازه خود از نشان هشناسی که متفاوت از مفهوم و معنای استاندارد آن به عنوان علمِ نشانه ها و یا نظام نشان های است، میان نشان هشناسی و روانکاوی ارتباط برقرار میسازد و سعی دارد نظریه ای بر این پایه برای معناداری بویژه در هنر و ادبیات تدارک ببیند. نفوذ امر نشان هشناختی به درون زبان همانا بازگشت زبانِ سرکو بشده است. امر نشانه شناختی پیوسته به ساختار نمادینِ معنا نفوذ می کند و بنابراین سیالیت و عد متجانس را از نو در سوژة سخنگو/نویسنده بر پا م یسازد. همچنین امر نشانه شناختی، فرآیند آفرینش را از نو احیا م یکند و پی ششرط اساسی نظم نمادین است.
۳.

امر سیاسی و آپاراتوس های قدرت؛ بازخوانی تئوریکال چرایی و چگونگی بازتولید معنایی گفتمان انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: آپاراتوس معنای گفتمانی انقلاب اسلامی سوژه انقلابی نظم نمادین بازتولید قدرت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۴
هدف پژوهش حاضر ارائه تحلیلی دقیق و نظام مند از چرایی و چگونگی وقوع انقلاب اسلامی به واسطه درک و تبیین چگونگی هژمونیک شدن گفتمان، هویت و معنای انقلاب اسلامی ایران از طریق تقابل و منازعات سامانه های ارزش ساز یا آپاراتوس های قدرت برای تثبیت معنا ، مفصل بندی و طرد و برجسته سازی هویت های گفتمانی خود می باشد. سؤال اصلی نوشتار پیش رو به این صورت است که چگونه آپاراتوس های قدرت در دوران سلطنت پهلوی با بحران معنایی مواجه شده و گفتمان انقلاب اسلامی با بازتولید معانی خود سوژه و وضعیت انقلابی را در ایران به وجود آورد؟ در این نوشتار با به کارگیری چارچوب نظری-روشی از رویکردهای گفتمانی و نظریه های بازتولید قدرت در اندیشه سیاسی معاصر تلاش شده است به این سؤال پرداخته شود . وقوع شرایط انقلابی در ایران را می توان از خلال ماهیت امر سیاسی ، منازعات معنایی - گفتمانی آپاراتوس های قدرت و بکارگیری تکنولوژی های نرم افزاری در فرایند انقلاب اسلامی و ساختارشکنی از نظم معنایی گفتمان رسمی قدرت تبیین کرد. به نظر می رسد که سامانه های ارزش ساز ،کانون های ابژ ه ساز و معنابخش نوپدید در گفتمان انقلاب اسلامی از طریق اخلال در روند بازتولید قدرت و عملکرد آپاراتوس های قدرت در عصر پهلوی و با استفاده از تکنیک های برجسته سازی قابلیت دسترسی و اعتبار، طرد ،غیریت سازی ، حاشیه راندن و با زوال کشیدن و سایش در سامانه ها و آپاراتوس های معناساز رژیم پهلوی در کنار زبان سیاسی و سوژگی امام خمینی (ره) نظم نمادین جدیدی را برساخته کرد که نظم نمادین قبلی و مبانی مشروعیت بخش نظام پهلوی با بحران مواجه شد، موجبات شکل گیری وضعیت انقلابی ، تثبیت معنای گفتمان انقلاب را ایجاد نمودند. همچنین این نظم نمادین توانست گفتمان انقلابی را با انباشت سرمایه اجتماعی همراه کرده، اننقادات سیستماتیک از نظام سیاسی را سامان دهی کند، ارزش ها ، نظم نمادین و اپیستمه جدیدی را بازتولید کند، بین ساختار حکومت پهلوی، پندار و زیست جهان فکری جامعه ایرانی شکاف ایجاد کرده، سوژه های انقلابی را در دل بی قراری های گفتمانی دهه 50 در ساختن نظم سیاسی- اجتماعی جدید به حرکت در آورد.