فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۲۱ تا ۸۴۰ مورد از کل ۸۱٬۳۵۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر بررسی کنشگری مصر و نقش عبدالفتاح سیسی رئیس جمهور، در پایان دادن به جنگ 12 روزه بین رژیم صهیونیستی و گروههای مقاومت اسلامی فلسطینی در سال 2021 میلادی می باشد. در بیش از یک دهه اخیر منطقه غرب آسیا شاهد پنج منازعه موشکی بین گروه های مقاومت فلسطینی با محوریت جنبش «حماس» و رژیم صهیونیستی در نوار غزه و سرزمین های اشغالی بوده که؛ علی رغم محدود بودن گستره جغرافیایی جنگ های مزبور، تاثیرات راهبردی قابل توجهی داشته است. روش تحقیق در این مقاله از حیث هدف، بنیادی و با روش تحلیل محتوا انجام شده است. در این نوشتار ضمن بررسی موضوع از منظر علمی و استفاده از منابع معتبر در این زمینه، از منابع خبری 24 رسانه عربی و بین المللی شامل شبکه های تلویزیونی، روزنامه، خبرگزاری در قالب بیش از 170 خبر و گزارش خبری از زمان شروع جنگ و احصاء گزاره های مشترک و مقایسه فراوانی آن ها استفاده شده است و برای کشف مؤلفه های مد نظر بر اساس چهارچوب نظری پراگماتیسیم داده های پژوهش تحلیل محتوایی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که؛ کنش گری سیاسی-امنیتی مصر در جنگ اخیر غزه با صرف نظر از نتایج و پیامدهای آن برای طرفین فلسطینی و اسرائیلی، منجر به تقویت جایگاه مصر و ارتقاء نقش سیسی در سطح منطقه و جامعه بین الملل شده و سیسی توانسته خود را به رئیس جمهور وقت آمریکا، جو بایدن نزدیک نماید و با چرخشی توأم با انعطاف، خود و مصر را به عنوان بهترین گزینه برای تثبیت راهبرد آمریکای در منطقه غرب آسیا و متحد غرب و آمریکا معرفی نماید.
تأثیر تغییر ساختار فرصت میدانی بر انقلاب یاس در تونس (۲۰۱۱)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انقلاب یاس تونس یکی از مهم ترین رخدادهای خاورمیانه و شمال آفریقا در قرن حاضر بوده است. هدف مقاله، بررسی این رخداد با استفاده از مفهوم «ساختار فرصت میدانی» است. ساختار فرصت میدانی برآمده از ترکیب نظریه سنتی «ساختار فرصت سیاسی» و مفاهیم بوردیویی «میدان» و «انواع سرمایه» برای تحلیل همه جانبه تر جنبش های اجتماعی، با توجه به میدان های فرهنگی و اجتماعی است. پژوهش حاضر با استفاده از داده های توصیفی و تحلیل محتوای کیفی با رویکرد توصیفی -تحلیلی می کوشد به این پرسش پاسخ دهد که تغییر در ساختار فرصت میدانی چه تأثیری بر زمینه ها و نتایج انقلاب یاس در تونس داشته است. فرضیه تحقیق حاضر آن است که تغییر در ساختار فرصت میدانی زمینه لازم را برای نقش آفرینی قشرهای حاشیه ای در میدان رسانه و هنر تونس فراهم آورد و به این ترتیب در شکل گیری انقلاب یاس مؤثر بود. نتایج نشان می دهد که مقطع انقلاب در تونس مرکز ثقل تغییرات بنیادین، نه فقط در ساختار فرصت سیاسی، بلکه در میدان فرهنگ و هنر تونس بوده است. درک این مسئله به ما کمک می کند تا الگوی جامع تری برای فهم جنبش های اجتماعی بسازیم و جایگاه مناسبی برای تأثیرات این دگرگونی ها که فراتر از سیاست در تمام جنبه های زندگی اجتماعی نمایان می شوند، در نظریه های جنبش های اجتماعی، مخصوصاً در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا بیابیم.
طومار(11) نردبان شکسته (4): تحلیل انتقادی مصادر اسطوره حفظ کتاب شمائل البخاری ابوجعفر ورّاق(1)
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۱۲)
347 - 375
حوزههای تخصصی:
عادل عزازی، در کتاب «طعون و شبهات الشیعه الإمامیه حول صحیح البخاری و الرد علیها» به حافظه بی نظیر بخاری در حفظ حدیث باورمند است، و این ویژگی را به عنوان افتخاری بی همتا برای بخاری در میان حفّاظ حدیث مطرح می کند. اخبار نویسنده ای به نام ابوجعفر ورّاق در کتاب «شمائل البخاری»، مستند اصلی عزازی و همفکران پیشین وی همچون عبدالسلام مبارکفوری، عبد الستار شیخ و عبد الغنی عبد الخالق در ادعای بی نظیر بودن حافظه حدیثی بخاری هست. سنجشِ اعتبار و وثاقت کتاب «شمائل البخاری» با رویکرد نقد تاریخی مدرن، مسئله اصلی این مقاله است. برای این هدف، چارچوب نظری پژوهش در محورهایی چون «نقد تاریخی منابع: مفهوم و ضرورت، گونه شناسی مصادر اسطوره حفظ، معیارهای اعتبار سنجی کتاب «شمائل البخاری» و اصل شهرت مولف اثر» تبیین شده است. به دلیل گستردگی بحث، این مقاله به تحلیل معیارهای ارزیابی «شهرت مولفِ» کتاب «شمائل البخاری» اختصاص یافته است، امکان، ضرورت و چگونگی این ارزیابی بررسی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که عزازی در استناد به کتاب «شمائل البخاری»، رویکرد نقد مصادر تاریخی را رعایت نکرده است، برای او احراز و اثبات شهرت ابوجعفر ورّاق به عنوان مولف کتاب «شمائل البخاری» مسئله نبوده است از این رو به جای تحقیق در این مسئله به تقلید از مبارکفوری و دیگران بسنده کرده است. این امر، بنا نهادن انگاره اسطوره حفظ بر خلاف موازین نقد تاریخی مدرن است، چرا که شهرتِ مولف، نخستین اصل در اعتبار سنجی منابع تاریخی کهن است. رویکرد عزازی، آسیب جدی به اعتبار ادعای او درباره حافظه حدیثی بخاری وارد ساخته و جایگاه کتابش را از یک پژوهش علمی به یک اثر تبلیغی و ترویجی تنزل داده است.
ابوحفص عمرو بن علی بن بحر سقّاء بصری (م 249) و برگی از تاریخ نگاری اسلامی در نیمه نخست قرن سوم هجری
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۱۲)
425 - 434
حوزههای تخصصی:
قرن سوم، قرن رشد علومی است که در دوره های بعد به علوم اسلامی می شناسیم. علم حدیث مادر این علوم است و روی دیگر علوم اسلامی، مانند تفسیر، فقه، و آثار اخلاقی و زهد و ... تأثیر تمام داشته است. علم رجال، علمی میانه حدیث و تاریخ است و این علم هم در این قرن شکل گرفته و رشد کرده است. تاریخ به معنای تاریخ رجال، مانند تاریخ بخاری یا تاریخ یحیی بن معین از همین قرن است. یکی از آثار تازه یافت شده، کتاب التاریخ نوشته ابن الفلاس متوفای 249 است. این کتاب ترکیبی از تاریخ اسلامی و رجال است. در این مقاله سعی کرده ایم با مرور بر این کتاب، مدل خاصی از تاریخ نگاری این دوره را نشان دهیم.
بررسی و تحلیل منابع و ماخذ خلیفه بن خیاط در کتاب تاریخ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال ۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲۴
59 - 86
حوزههای تخصصی:
کتاب «تاریخ» خلیفه بن خیاط به عنوان یکی از نخستین نمونه های تاریخ نگاری عمومی در سنت اسلامی، واجد ارزشی دوگانه است؛ از یک سو سندی تاریخی در ثبت تحولات سیاسی و اجتماعی صدر اسلام و از سوی دیگر نمونه ای روش مند از تلفیق سنت حدیثی با تاریخ نگاری نگارشی. این پژوهش با رویکردی تحلیلی به واکاوی دقیق منابع و مآخذی می پردازد که خلیفه بن خیاط در تدوین اثر خود بدان ها تکیه داشته است. یافته ها نشان می دهد که وی با بهره گیری از طیف متنوعی از راویان حدیث، مورخان هم عصر، آثار مکتوب پیشین نظیر سیره، مغازی و انساب و نیز با التزام به نقل زنجیره ای و ساختار سال شمارانه توانسته است روایاتی مستند، منسجم و قابل اتکا ارائه کند. تحلیل آماری ساختار روایت ها و جغرافیای راویان، وابستگی چشم گیر او به حوزه های علمی بصره و کوفه را آشکار می سازد. این مقاله با برجسته سازی جایگاه خلیفه بن خیاط در زنجیره تحول تاریخ نگاری اسلامی نشان می دهد که اثر وی نه فقط منبعی کهن بلکه الگویی روشمند برای مورخان نسل های بعدی است. خلیفه در این اثر از گونه های مختلف منابع از جمله روایت های شفاهی برای غنای محتوایی بهره برده است اما بررسی آماری نشان می دهد تکیه او بر تک نگاری ها و منابع مکتوب چون سیره و مغازیِ اواخر قرن اول و دوم هجری بیش از استفاده اش از تاریخ شفاهی بوده است.
Religious State and Political Participation; a Qur'anic Approach to the Theory of Conditional Maximal Political Participation (Delegative-Agential)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The main question of the article is what approach to political participation is the existing or desired approach in Qur'anic thought. The research hypothesis, using the Jane Hampton model in theories of the state as a theoretical framework, is that in religious state, political participation and competition within the political regime are not against or solely for it, and among the delegative and agential approaches; the desired approach of the Qur’an is closer to what can be called "conditional maximum" or de-agential approach, which is conditional in the emergence and survival of religious state; a participation that is original as a causal element but is conditional and bound to some prior conditions and circumstances. The research approach in the two categories of verses of Shūrā and Bayʿah clearly has some differences with some other interpretative perspectives, and in the stage of choosing a leader, despite accepting the divine text and appointment, it also considers the political participation of the people to be relevant. In the research, in addition to the verses of Shūrā and Bayʿah, other verses such as the verses of keeping the contract, enjoining what is right and forbidding what is wrong, public speeches of the Qur’an, caliphate and trust, etc. have been compared with political and agency participation. Accordingly, the validity of the political contract between the ruler and the people, the requirement of the Shūrā institution in the public arena, active political participation as enjoining what is right and forbidding what is wrong and interfering in determining destiny, the right to choose and general selection of the people, the caliphate as a kind of doubt from God in line with the right to participate, and also the right to leave the government to the worthy as a trust are among the findings of the research as components and pillars of the "Conditional Maximum" (delegative- Agential) political participation approach.
مفهوم شناسی، مصداق یابی و کارکرد های فرهنگی قرایظاهره در روایات امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه قرآن و حدیث دوره ۱۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۶
113 - 140
حوزههای تخصصی:
کلید واژه «قُرًی ظَاهِرَهً» تنها یک بار در قرآن، در آیه 18سوره سبا، به کار رفته و به مجموعه ای از شهرها و روستاهای نزدیک به هم که از یکدیگر نمایان اند، اشاره دارد. اما بر پایه ی فرمایش امام باقر (ع) به افرادی گفته می شود که فقه را از امام دریافت کرده و به عنوان امینان جامعه در گسترش دین مداری جامعه پویا هستند. عنوان قرای ظاهره، یادکرد از افراد خاصی است که هیچ نام و نشانی از آنها در متون نیامده اما مصداق این عبارت برای امام معلوم و مشخص است. پیوست به اینکه بدون مفهوم شناسی این عبارت، امکان برداشت های دگرگون وجود دارد، ضرورت این پژوهش را نمایان می کند. مکتوبی که پیش رو دارید تلاشی است برای ارائه ی منظومه ای سامان یافته پیرامون مفهوم، مصداق و کارکردهای قرای ظاهره که باشیوه ی ردیابی فرایند، مورد بازشناسی قرار گرفته است. با نظر به رفتار فرهنگی تعلیمی امام باقر (ع) و با استناد به تعداد روایات نقل شده از ایشان که بالاترین آن مربوط به اصحاب ایشان است، می توان به عنوان مصادیق قرای ظاهره، راویان دین شناس و پُرکار ایشان که به دلیل برخورداری حداکثری از آموزه های دینی در رفع نیاز و اصلاح فرهنگ جامعه نقش آفریدند از جمله زراره، محمد بن مسلم، برید بن معاویه و... را نام برد. توجه نهاد امامت به این جایگاه حقوقی ایجاب می کند که در مقاله پیش رو کارکرد های فرهنگی این اصحاب از جمله: اهتمام به حفظ امانت و انتقال صحیح میراث حدیثی، زدودن دین از پیرایه های ناصواب فرهنگی و... در بستر تاریخ حدیث شیعه مورد واکاوی قرار گیرد.
قلمرو معرفت تشکیکی در فلسفه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های معرفت شناختی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۹
7 - 28
حوزههای تخصصی:
باتوجه به وجودی دانستن علم و برمبنای مسانخت وجود و معرفت در حکمت متعالیه، می توان از تشکیک در وجود به تشکیک در معرفت، پل زد و براساس پذیرش تشکیک در معرفت، مسئله امکان معرفت و قلمرو معرفت تشکیکی صورت جدیدی می یابد. این پژوهش با هدف تعیین مرزها و حدود معرفت تشکیک پذیر در پرتو وجود انگاری معرفت، به تحلیل مسئله امکان و قلمرو معرفت اختصاص یافته است. در همین راستا یافته های این پژوهش عبارتند از: امکان بحث از حقیقت وجود من حیث هو، امکان انتزاع مفاهیم متعدد از وجود واحد بسیط و مفاهیم بیشتر از وجودات شدیدتر، تبدیل ماهیت به مفهوم، و نفی تشکیک از مفاهیم بدلیل عدم تشکیک در ماهیات و ارجاع لوازم ماهیت به لوازم وجود ذهنی و عینی، اثبات وجود ذهنی و امکان طرح بحث حمل اولی ذاتی و شایع صناعی در حل مشکله وجود ذهنی، طرح بحث حمل حقیقت و رقیقت با قائل بودن به انحای وجود برای ماهیت و پذیرش وجود جمعی برای آن، امکان اثبات صحت قیاس اولویت، امکان استفاده از برهان لِم در فلسفه، عدم امکان علم بالکنه به مراتب دیگر وجود، اثبات موضوع واحد برای علوم و اثبات وجود واحد اصیل مشکک بعنوان موضوع فلسفه و کارکرد تشکیک در قید به قدر طاقت بشری در تعاریف فلسفه، تشکیکی دانستن انطباق کلی طبیعی بر افراد حسی و خیالی و عقلی آن و ... که امکان معرفت، بلکه مرزها و حدود معرفت شناسی صدرایی را باز می نُمایاند.
تطور مفاهیم پیرامون فرجام شناسی فردی در آیین زرتشتی از متون گاهانی تا متون پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۲)
63 - 80
حوزههای تخصصی:
باور به جهان پس از مرگ و دریافت پاداش و پادافره، از اعتقادات راستین زرتشتیان است؛ به گونه ای که بر تمام بنیان های اعتقادی آنان سایه افکنده است. این باور در متون دینی در دوره باستان (اوستایی) و در دوره فارسی میانه (پهلوی) به خوبی بیان شده است. هرچند این متون این باور را به صورت کلی تبیین کرده اند، اما هر کدام از آنها برخی از زیرمجموعه های جهان پس از مرگ را تبیین کرده یا تفصیل داده اند. در این تحقیق، با تحلیل متون دینی زرتشتیان در ادوار اوستای متقدم، اوستای متأخر و متون پهلوی، تغییرات صورت گرفته درباره فرجام و حیات پس از مرگ را مورد بررسی قرار داده و به تبیین مفاهیم آخرت شناسی در آنها پرداخته ایم و تلاش کرده ایم که تطور مفهوم مرگ را در این دوره ها مورد بررسی قرار دهیم. ازهمین رو مفاهیم اصلی وابسته به مفهوم مرگ و فرجام شناسی فردی مشخص شده است و بر مبنای آنها متون مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته اند. مفاهیم آخرت شناسی در متون گاهانی به صورت کلی، اما در متون پهلوی به صورت کامل تری بیان شده اند. سیر تطور در این دوره ها به این صورت بوده است که مفاهیم آخرت شناسی با پیوستگی و یکسانی نسبی در متون دوره باستان طرح و سپس به دوره میانه منتقل شده اند.
شناسایی عوامل سازنده و محدود کننده شادکامی زناشویی مبتنی بر آموزه های اسلامی؛ شادکامی تسهیل گر تربیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تربیت اسلامی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۲
75 - 90
حوزههای تخصصی:
خانواده به عنوان کانون اصلی تأمین نیازهای مختلف انسان، اساساً بر باورها، رفتارها و عواطف اعضای خانواده تأثیر اجتناب ناپذیری دارد، بنابراین کیفیت عملکرد خانواده، سلامت اعضای خانواده و به تبع آن، اجتماع را تحت تأثیر قرار می دهد (نجفی و همکاران، 1403). در درون نظام خانواده نیز، استحکام و دوام زیرمنظومه همسری، کلید ثبات خانواده محسوب می شود؛ به گونه ای که عملکرد این زیرمنظومه بر سلامت خانواده تأثیر فراوان گذاشته و مشکل آن به همه ی خانواده سرایت می کند (زهراکار و جعفری، 1402).
از موضوعات مهم در زندگی، تأمین زندگی ای موفق و کامیاب و همراه با خوشبختی و شادکامی است که در ادبیات دین، از آن به عنوان «حیات طیبه»، و «سعادت» و مانند آن، و در روان شناسی مثبت نگر از آن به عنوان «زندگی خوب» یا «کیفیت زندگی» و یا «سعادت و شادکامی» یاد می شود. شادی و نشاط در قرآن و روایات، دارای ضوابط و معیارهای خاصی است که براساس آن معیارها، به ممدوح و مذموم تقسیم بندی می شوند. در آیات قران کریم به صورت کلی به شادی پرداخته شده، اما در احادیث به صورت مفصل و جزئی به شادی و اسباب آن اهتمام خاص نشان داده شده است (پسندیده، 1397).
امروزه میزان زیادی از مشکلات بهداشت روانی ناشی از ارتباط های مختل و تعارض در حل مسائل زندگی است. وجود مشکلات زناشویی علاوه بر ضروری ساختن وجود متخصصین در امر درمان زناشویی، لزوم مداخلات پیشگیرانه برای رفع مشکلات بالقوه قبل از ورود متخصصین در امر درمان زناشویی، لزوم مداخلات پیشگیرانه برای رفع مشکلات بالقوه قبل از حادث شدنشان را نیز ضروری می سازد. ضرورت داشتن شیوه نامه های آموزشی - روانی که مبتنی بر فرهنگ و ارزش های آن جامعه باشد نقش مؤثری در ارتقا بهداشت روانی اعضای خانواده خواهد داشت. ضرورت پژوهش حاضر نیز در راستای این نقش تعریف می شود.
روش: پژوهش حاضر از لحاظ رویکرد کیفی، از نظر هدف کاربردی، از لحاظ پارادایم تفسیری و از نظر روش مطالعه اسنادی می باشد. در روش پژوهش اسنادی، محقق به دنبال بررسی اهداف ذهنی و درک مقاصد پنهان یک متن نمی باشد. در روش اسنادی، تلاش پژوهشگر این اس ت که از درک مقاصد و انگیزه های اسناد، یا تحلیل های تأویلی یک متن، بیرون آمده و آن را به عنوان گفتمان نوشتاری نویسنده و زبان مکتوب، قبول کرده و مورد استناد قرار دهد (مهرطلب و همکاران، 1402).
در پژوهش حاضر برای مطالعه ی اسنادی، از روش هفت گامی (ساندلوسکی و باروس، 2006؛به نقل از مهرطلب و همکاران، 1402) استفاده شده است. این مراحل عبارتند از:
مرحله اول: تنظیم سؤال های پژوهش؛
مرحله دوم: مروری بر پیشینه؛
مرحله سوم: انتخاب متون مناسب؛
مرحله چهارم: استخراج اطلاعات متون؛
مرحله پنجم: تحلیل و ترکیب یافته های کیفی؛
مرحله ششم: کنترل کیفیت.
سؤال های مورد بررسی در پژوهش حاضر عبارت بودند از:
1. مؤلفه های اصلی شادکامی مبتنی بر آموزه های اسلامی کدام ها هستند؟
2. مؤلفه های فرعی شادکامی کدام ها هستند؟
منظور از پیشینه، هم پیشینه نظری و هم پیشینه پژوهشی می باشد. در این مرحله کتاب ها، مقالات، پایان نامه و رساله های مرتبط با شادکامی، کیفیت زتدگی مبتنی بر آموزه های اسلامی توسط پژوهشگر جمع آوری شد. از بین مقالات، پایان نامه، رساله و کتب انتخاب شده، تعداد 29 کتاب و مقاله مورد استفاده قرار گرفت.
یافته ها: ازدواج و تشکیل خانواده یک اصل اساسی برای دوام و بقای جوامع است که بستر تربیت اجتماعی و شکل گیری شخصیت فردی را فراهم می کند. ازدواج باید معیارهایی برای سنجش موفقیت یا شکست داشته باشد. در زمینه تهیه برنامه شادکامی اسلامی می توان به پژوهش زارع مبارک آبادی و همکارن (1401) و در زمینه ساخت و پرسشنامه شادکامی اسلامی به پژوهش آذربایجانی و علی محمدی (1389) اشاره نمود. در این پژوهش محققین سعی نمودند با انجام تحلیل استادی، عوامل سازنده و آسیب رسان شادکامی زناشویی براساس آموزه های اسلامی را شناسایی نمایند. با بررسی آیات و روایات و مطالعه متون معتبر، می توان عوامل موثر بر شادکامی زناشویی را در دو حیطه:
الف) عوامل سازنده و ایجاده کننده شادکامی زناشویی.
ب) عوامل مخرب و محدود کننده شادکامی زناشویی نام برد.
نتایج نشان داد که شادکامی زناشویی براساس آموزه های اسلامی دارای دو مفهوم فراگیر به نام:
الف) عوامل سازنده شادکامی زناشویی.
ب) عوامل محدودکننده شادکامی زناشویی می باشد.
عوامل سازنده شادکامی دارای شش مضمون سازمان دهنده (خردورزی، باورهای دینی، کارهای شایسته و اخلاق نیکو، عبادت ها، عناصر مادی و لذت های طبیعی و آیین همسرداری و بهداشت خانه) و دارای 52 مضمون پایه است.
بحث: تأثیر شادکامی و سلامت روانی همسران در ثبات و پایداری رابطه زناشویی بسیار ضروری می باشد؛ بخاطر اینکه شادکامی و رضایت زوجین زمینه مواجه شدن مدبرانه و عاقلانه با بسیاری از چالش های زندگی زناشویی را فراهم می نماید که همین امر، تضمین کننده دوام و پایداری رابطه زناشویی می باشد. شادی باعث رشد آگاهی، خلاقیت و فعالیت فرد شده و روابط اجتماعی افراد را تسهیل می کند (لاورنس و همکاران، 2019). عده ای از محققان عقیده دارند انسان های بانشاط و شادکام افرادی هستند که در سنجش اطلاعات سوگیری مثبت دارند (توماس، جی.ان.، آلپر، بی. ا.، و گلیسون، اس، 2017). انسان های بانشاط و شادکام افرادی برونگرا، خلاق، سالم، فرهیخته، دارای روابط انسانی و دوستانه پایدار و با دوام و نگرش های مذهبی محکم هستند (راجپات، 2017).
برخی از نظریه پردازان و پژوهشگران، نائل آمدن به نشاط و شادکامی را از طریق توجه به هدف های معنوی، مذهبی، ارزش ها، نیازهای اساسی، معنادار بودن زندگی و علاقه و محبت به خدا امکان پذیر می دانند و عقیده دارند افراد مذهبی با داشتن چنین عقاید و ارزش های متعالی، می توانند نشاط، سلامت و شادکامی خود را ارتقا دهند (وید، جی بی، هیز، آر بی، وید، جی. اچ، بکنشتاین، جی. دبلیو، ویلیامز، ک. دی، و باجاج، جی. اس، 2018). این در حالی است که داشتن ارزش و معنا در زندگی، احساس تعلق به منبعی والا و امید داشتن به خداوند متعال، از راهبردهایی می باشد که این افراد می نوانند در مقابله و برخورد با چالش ها و مشکلات زندگی، استرس کمتری را تجربه کنند. بانشاط بودن و شاد زیستن بلندمدت و کوتاه مدت تحت تأثیر فاکتورهای درونی و برونی فراوانی می باشد و معنویت، دینداری از طریق تقویت عوامل درونی از جمله یافتن معنا در زندگی و مفاهیمی از قبیل: بخشش، صبر، توکل، امیدواری، علاقه اجتماعی، شکرگزاری و قدردانی، مهربانی و تاب آوری می تواند زمینه ساز نشاط و شادکامی در انسان باشد (دب، اس.، توماس، اس.، بوز، ا.، و اسواثی، تی، 2020).
خدامحوری از مهم ترین معیارهای شادی و نشاط در قرآن و روایات است. در سبک زندگی اسلامی عمق عواطف، نگرش های فرد و اعتقادات وی سنجیده نمی شوند، بلکه رفتارهای فرد مورد سنجش قرار می گیرند. نخستین گام به منظور بهبود بخشیدن به روابط خانوادگی سالم برنامه های آموزش زودهنگام است. ضرورت پژوهش حاضر نیز در راستای این نقش تعریف می شود. نتایج بدست آمده برای تدوین شیوه نامه آموزشی - روانی شادکامی مبتنی بر آموزه های اسلامی توسط پژوهشگر مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
پاسخ به اشکالات روایات نجاست سگ در گذر نقد کتاب «سگ در متون و فرهنگ اسلامی»(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های فقهی تا اجتهاد سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۷
91 - 118
حوزههای تخصصی:
نجاست سگ، صرف نظر از برخی اختلافات جزئی، مورد اتفاق فقیهان امامیه بوده و ادله متقن و قابل دفاعی دارد. مؤلف کتاب «سگ در متون و فرهنگ اسلامی» در بخش «طهارت سگ از منظر روایات»، پس از طرح پنج دسته از روایات نجاست سگ، کوشیده تا با روش فقهی در دلالت آن روایات بر نجاست سگ تشکیک کند، که البته از این مهم ناتوان است. «توهم نیاز به حقیقت شرعیه در واژه «نجس» برای برداشت نجاست فقهی از روایات»، «فقدان اعتبارسنجی در اسناد روایات»، «خلط اصطلاحات اصولی» و...، اشتباهاتی است که موجب استنتاج نادرست مؤلف شده است. پس از تبیین اشتباهات مؤلف، روشن می شود که مانعی از استنباط نجاست سگ از روایات وجود ندارد.
بازتعریف جمع عقلایی در روایات و کاربست های فقهی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و اصول سال ۵۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۴۰
11 - 38
حوزههای تخصصی:
چرایی وجود تعارض میان روایات معصومان در دو دانش حدیث و اصول فقه بررسی شده است. عالمان اصول فقه برای برون رفت از تعارض و به خدمت گرفتن روایات متعارض در استنباط فقهی، انگاره جمع بین روایات را مورد توجه قرار داده و شیوه هایی مبتنی بر نظام عرفیِ گفت وگو (محاوره)، همچون تقیید مطلقات، تخصیص عمومات، حکومت و ورود، تقدم نص بر ظاهر، تقدم اظهر بر ظاهر که از آن به «جمع عرفی» یاد می شود، به کار بسته اند. بااین وجود، تمرکز بر الفاظ و ساختار ادبی سخنِ معصوم و راوی، پاسخ گوی برطرف کردنِ همه گونه های تعارض نیست. پژوهش حاضر که به روش تحلیلی توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام شده است، نشان می دهد که برخی از فقها در مقام برطرف کردن تعارض روایات، از روشی به نام «جمع عقلایی» استفاده کرده و در نسبت سنجی روایات متعارض، به شرایط حاکم بر عصر صدور روایات نیز توجه داشته و کوشیده اند با تحلیل شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی عصر معصومان و بدون تمرکز بر ساختار ادبی سخنانِشان، میان روایات به ظاهر متعارض، جمع نموده، هم گرایی آن ها را اثبات کنند. در این مقاله تلاش شده است تا با بازتعریف جمع عقلایی و نسبت سنجی آن با جمع عرفی، مزیت ها و کاستی های هریک نشان داده شود.
چاپ نوشت (۱۸): مطبعه مبارکه شاهنشاهی: آوردگاه تحولات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در دوره مشروطه
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
325 - 368
حوزههای تخصصی:
مؤلف در این مقاله با اشاره ای به پیشینه چاپخانه دولتی در دوره های مختلف قاجار، به صورت اختصاصی به چگونگی راه اندازی مطبعه مبارکه شاهنشاهی در دوره مظفرالدین شاه می پردازد و فهرستی تفصیلی از کتاب های چاپ شده در این مطبعه را ارائه می دهد.
معرفی شاهنامه مورّخ 8۰8 هجری کتابت شده در کناره ظفرنامه استانبول
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
547 - 566
حوزههای تخصصی:
هر نسخه شاهنامه ارزش یگانه خود را دارد و بررسی هر نسخه کهنی، خالی از بهره نخواهد بود. شاهنامه ای در کناره ظفرنامه مستوفی در تاریخ 808 قمری کتابت شده که تاکنون در دسترس نبوده و امکان بررسی آن وجود نداشته است. در این مقاله بر اساس تصویر تنها سه صفحه از متن این شاهنامه که در پایان نامه ای منتشر نشده از دانشگاه منچستر یافت شد، به ارزیابی محدودی از این شاهنامه پرداخته شده است.
گفت و گو درباره پاسخی به یک نقد
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
599 - 603
حوزههای تخصصی:
در شماره 210 آینه پژوهش یادداشتی با عنوان «سحر با باد می گفتم حدیث آرزومندی» به قلم علی بوذری به چاپ رسید که پاسخی بود به مقاله و نقد سیدعلی کاشفی خوانساری درباره کتاب نخستینه چاپ های ایران از آن نویسنده که در شماره 208 همان نشریه به چاپ رسیده بود. یادداشت حاضر ادامه همان گفتگو درباره آن کتاب و تاریخ چاپ در ایران است.
درباره تحفه الفقیر و صاحب آن
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
607 - 610
حوزههای تخصصی:
درگذشتگان
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
629 - 645
حوزههای تخصصی:
اعتبار سنجی روایت عفو عبد الله بن سعد توسط پیامبر(ص)
حوزههای تخصصی:
در منابع حدیثی اهل سنت و بعضی از منابع حدیثی شیعه نقل شده که پیامبر(ص) در روز فتح مکه، عبدالله بن سعد را که مرتد شده و حکم قتلش نیز توسط حضرت صادرشده بود، با وساطت عثمان بن عفان که برادر رضاعی او بود، بخشید و اجازه داد که با او بیعت نماید ولی پس از رفتن وی اصحاب را مورد سرزنش قرار داد که آن زمان که بیعتش را هنوز نپذیرفته بودم، چرا او را به قتل نرساندید؟ پذیرش این روایت به این شکل، دارای پیامدهای معرفتی و احیاناً سیاسی اجتماعی؛ مانند مصانعه و رودربایستی پیامبر در اجرای حدود، انکار سنت پسندیده پناه دهی و جواز غدر و کشتن ناجوانمردانه و نظایر آن است، بنابراین لازم است این روایت، نقد و بررسی شود تا آگاهانه و یا ساده اندیشانه مورد بهره برداری واقع نگردد. در این مقاله با رویکرد توصیفی تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای، سند و محتوای این سخن بررسی شده و روشن گردیده است که مطلب مذکور از نظر سندی معتبر نبوده و از نظر متنی نیز مخالف کتاب و سنت است، بنابراین به احتمال قوی حدیث مذکور جعلی می باشد.
نفی اماریت «سن» برای بلوغ دختران با تأکید بر بررسی در پرتو مبانی کلامی اجتهاد(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه سال ۳۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۱)
172 - 201
حوزههای تخصصی:
مشهور فقیهان امامیه، سن نه سالگی را از امارات شرعی بلوغ دختران دانسته اند که امروزه غالب دختران نه ساله بالغ نیستند و برخی سن سیزده سالگی را از امارات شرعی بلوغ دختران دانسته اند که به دلیل معتبر نیاز دارد. این مقاله در صدد بررسی صحت سن نیست، بلکه در صدد بررسی این پرسش است که با توجه به تأثیر امور فراوانی مانند وراثت ، شرایط جغرافیایی ، کم و کیف تغذیه ، ویژگی های جسمانی و روان شناختی و ... در سن بلوغ، و تفاوت فراوان سن در بلوغ دختران ، آیا به طور اساسی سن (نه سالگی یا غیر آن ) را می توان اماره ثابتی دانست که شارع مقدس آن را برای بلوغ قرار دهد یا اینکه اماره قرار دادن، امری متغیر برای امری جاودانه مشکل ثبوتی دارد؟ در صورت دوم، سن که در روایات نشانه بلوغ دانسته شده چگونه قابل توجیه است؟ در این مقاله اثبات شده که اساساً سن (نه سالگی یا غیر آن ) را نمی توان اماره ثابتی دانست که شارع مقدس آن را برای بلوغ قرار دهد، درنتیجه باید گفت سنی که در روایات، درباره بلوغ دختر وارد شده ، از شأن بیان حکم شرعی صادر نشده واماره ای جاودانه نیست بلکه صادر از شأن غیر تبلیغی معصوم و درنتیجه حکمی شرعی نیست.
اصول روش شناسی مطالعه تمدن بر اساس رویکرد اخلاقی مارشال هاجسن(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال ۲۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۸)
72 - 99
حوزههای تخصصی:
رویکرد مورخ در مطالعات تمدنی، باید بر اساس اصولی باشد که به تحلیل او از جریان های تاریخی جهت دهد. با توجه به اینکه رویکرد مورخ ریشه در عوامل مختلفی دارد، نوع مواجهه او با پدیده تمدن و پیوند آن با دیگر عناصر تمدنی نیز متفاوت است. مارشال هاجسن تمدن پژوهی است که در مطالعات تمدنی، رویکرد اخلاقی را بر اساس ماهیت تمدن تلاشی برای رسیدن به درک جایگاه واقعی تمدن ها می داند. چنین رویکردی نشئت گرفته از روحیه دلسوزانه اوست که صلح جهانی را از گذر تمدن های همدل دنبال می کند. عمده کار هاجسن بر تمدن اسلامی، به مثابه الگوی جهانی تمدن دینی است. رویکرد او بر اساس اصولی بنا شده است که واقع گرایی را به مثابه مبدئی برای شروع تحلیل، اصل مهمی می داند و با انتقاد از انحصارگرایی غربی به تحلیل نحوه کنش دین در تمدن می پردازد. در این مقاله از روش توصیفی - تحلیلی استفاده شده است.