فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۱۹٬۴۵۵ مورد.
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
99 - 115
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: پیش بینی شادکامی کمک می کند تا فهم بیشتری از رابطه بین عوامل روانشناختی و رفتاری مانند تاب آوری و دلبستگی شغلی با شادکامی آموزگاران پیدا شود، لذا هدف پژوهش حاضر پیش بینی شادکامی بر اساس تاب آوری و دلبستگی شغلی آموزگاران مقطع ابتدایی شهرستان کازرون بود . روش شناسی پژوهش: این پژو هش با استفاده از روش توصیفی از نوع همبستگی انجام گرفت. جامعه آماری این مطالعه معلمان شهرستان کازرون است که 1100 نفر معلم بودند. با استفاده از فرمول کوکران 310 نفر در پژوهش شرکت نمودند.ابزار جمع آوری اطلاعات، مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (2003).، پرسشنامه شادکامی: آزمون شادکامی آکسفورد و پرسشنامه دلبستگی شغلی کانونگو (1982) برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS استفاده شد. روایی و پایایی مقیاسها نیز توسط محققان پیشین به تائید رسیدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بین دلبستگی شغلی و تاباوری 612/0 و با شادکامی 602/0 رابطه ی مثبت و معناداری در سطح 01/0>P وجود دارد. همچنین، دلبستگی شغلی توان پیش بینی شادکامی معلمان را دارد. در این میان، تعلق خاطر به محیط کار با بتای 304/0 ، شور و اشتیاق بتای 271/0 و وفاداری با مقدار بتای 166/0 وتمایل به تلاش با مقدار بتای 143/0 به ترتیب بیشترین سهم را در پیش بینی شادکامی معلمان دارا می باشند . همچنین، تاباوری معلمان با مقدار بتای 406/0 و دلبستگی شغلی با مقدار بتای 320/0به ترتیب و در سطح 01/0 P< ، توانایی پیش بینی شادکامی معلمان را دارند. نتیجه گیری: پژوهش نشان داد که دلبستگی شغلی و تاب آوری با شادکامی معلمان ابتدایی ارتباط معناداری دارند. تقویت این عوامل می تواند به افزایش شادکامی آن ها کمک کند.
ارائه الگوی شایستگی های دیجیتال معلمان جغرافیا بر اساس استانداردهای انجمن بین المللی فناوری (ISTE)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
شایستگی دیجیتال، تازه ترین مفهومی است که برای توصیف مهارت های مرتبط با فناوری استفاده می شود و به درک و مهارت هایی که افراد باید در این دنیای دیجیتال برخوردار باشند اشاره می کند. این پژوهش با هدف ارائه مدلی برای شایستگی های دیجیتال معلمان جغرافیا در عراق بر اساس استانداردهای انجمن بین المللی فناوری (ISTE) انجام شده است. پژوهش به روش ترکیبی کیفی و با استفاده از روش گراندد تئوری انجام شده است. مشارکت کنندگان بخش کیفی شامل اساتید دانشگاه و متخصصان فناوری در کشور عراق بودند. حجم نمونه شامل 14 نفر بود که طبق اصل اشباع نظری و به روش هدفمند انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته و برای تحلیل داده های کیفی از روش کدگذاری (باز، محوری و انتخابی) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که شایستگی های دیجیتال معلمان جغرافیا در پنج حوزه اصلی قابل طبقه بندی است: شایستگی های تدریس دیجیتال، شایستگی های محتوایی و ابزار، به روزرسانی مستمر مهارت ها، شایستگی های ارتباطی و همکاری آنلاین و ارزیابی و نظارت دیجیتال. نتایج پژوهش بیانگر آن است که شایستگی های دیجیتال معلمان نقشی حیاتی در ارتقای کیفیت آموزش جغرافیا و افزایش تعامل بین معلمان و دانش آموزان دارد. الگوی ارائه شده بر اساس استانداردهای ISTE می تواند به عنوان مبنایی برای طراحی برنامه های آموزشی و توسعه حرفه ای معلمان استفاده شود و به بهبود کیفیت آموزش و یادگیری در عراق کمک کند.
بررسی تطبیقی فرآیند ارزشیابی دانش آموزان مقطع ابتدایی در مدارس ایران با چهار سیستم برجسته آموزش و پرورش در جهان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
ارزشیابی یکی از ارکان اساسی و جدایی ناپذیر نظام تعلیم و تربیت در جهان می باشد و نقش مهمی در سنجش میزان کارآیی و اثربخشی فعالیت های آموزشی ایفا می کند. این فرآیند، با فراهم آوردن بازخوردهای مستمر و دقیق، امکان بهبود مستمر کیفیت آموزش و یادگیری را فراهم می سازد. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و تطبیقی، بر اساس مدل چهار مرحله ای بردی، که شامل توصیف، تفسیر، کنار هم قرار دادن و مقایسه است، به بررسی تطبیقی فرآیند ارزشیابی دانش آموزان مقطع ابتدایی در ایران و چهار نظام برجسته آموزش و پرورش جهان (ایالات متحده آمریکا، انگلستان، سوئیس و ژاپن) می پردازد. داده ها به روش اسنادی و با بهره گیری از منابع متنوعی همچون کتب، مقالات علمی، گزارش های بین المللی و اسناد دولتی گردآوری شده اند و تحلیل آنها با استفاده از روش تحلیل محتوای تجمیعی انجام شده است. نتایج این مطالعه نشان داد که نظام ارزشیابی دانش آموزان ابتدایی در ایران، مشابه چهار نظام برتر جهانی، بر مبنای روش های توصیفی و تحلیلی استوار است؛ اما اجرای این روش ها و مهارت های معلمان در این زمینه نیازمند بازنگری و بهبود مستمر است. یافته ها تأکید می کنند که هیچ روش ارزشیابی به تنهایی نمی تواند به عنوان مؤثرترین روش معرفی شود و برای همسویی خروجی های نظام آموزشی با نیازهای جامعه و پرورش نسلی کارآمد، لازم است آموزش های معلمان بر پایه رویکردهای فرآیندی تقویت شده و اهداف کاربردی در جهت ارتقای مهارت ها و نگرش های دانش آموزان تدوین گردد. این رویکردها می توانند زمینه ساز تحول در نظام ارزشیابی و ارتقای کیفیت یادگیری در دوره ابتدایی باشند و به تحقق اهداف کلان آموزش و پرورش کمک کنند.
اثربخشی مشاوره خانواده مبتنی بر ذهنیت رشد یافته بر تاب آوری و طرد-پذیرش مادران با دانش آموز چند معلولیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۹۵)
۱۱۷-۱۰۶
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی مشاوره خانواده مبتنی بر ذهنیت رشد یافته بر تاب آوری و طرد-پذیرش مادران با فرزند دانش آموز چندمعلولیتی انجام شد.روش: این پژوهش از روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل نابرابر استفاده کرد. جامعه آماری شامل 108 دانش آموز مدرسه چندمعلولیتی کوشا در شهر مشهد بود که به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری شامل پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسون (2000) و پرسشنامه طرد-پذیرش پورتر (1954) بودند. داده ها با استفاده از روش های توصیفی و تحلیل کوواریانس (آنکوا) در نرم افزار SPSS 22 تحلیل شد.یافته ها: نتایج نشان داد که مشاوره خانواده مبتنی بر ذهنیت رشد یافته تأثیر مثبت و معنی داری بر تاب آوری مادران دارد و همچنین موجب بهبود طرد-پذیرش در آنها شد.بحث و نتیجه گیری: این یافته ها نشان می دهند که مشاوره خانواده مبتنی بر ذهنیت رشد یافته می تواند به عنوان یک مداخله مؤثر در بهبود تاب آوری و پذیرش مادران در خانواده های با فرزند چندمعلولیتی استفاده شود. این نوع مشاوره با کاهش احساس طرد و افزایش تاب آوری، به مادران کمک می کند تا بهتر با چالش های روزمره مواجه شوند.
Effect of Interactionist and Interventionist Dynamic Assessments on Iraqi EFL Learners’ Writing Performance(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۳, Summer۲۰۲۵
129 - 141
حوزههای تخصصی:
This quantitative correlational study explored the effects of different types of dynamic assessment on the writing proficiency of Iraqi female EFL learners. Fifty-four upper-intermediate female students, aged 17-25, from the Global English Institute in Baghdad, Iraq, participated in the study. The participants were selected based on their performance in the Oxford Placement Test (OPT) and were subsequently divided into three groups: interactionist experimental, interventionist experimental, and control. The study employed several instruments, including a participation consent form, the OPT, a writing pre-test and post-test, and writing practices administered during the treatment phase. The intervention covered a full semester, with each group receiving tailored instructional strategies. The interactionist group focused on the Dynamic Mediation Process, while the interventionist group employed targeted interventions based on individual needs. The results, analyzed through pre- and post-tests, demonstrated the efficacy of dynamic assessment techniques in enhancing writing skills, suggesting their potential for broader application in EFL contexts.
واکاوی عوامل زمینه ساز، موانع عمل و پیامدهای حضور معلمان فکور از دیدگاه معلمان و مدیران شهرستان تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه حرفه ای معلم سال ۱۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۵)
89 - 123
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: معلم مهم ترین عنصر دستگاه تعلیم و تربیت است و در قرن حاضر با توجه به تحولات سریع نیاز به معلمان فکور بیش از پیش احساس می شود. در همین راستا، هدف پژوهش حاضر، واکاوی عوامل زمینه ساز، موانع عمل و پیامدهای حضور معلمان فکور از دیدگاه معلمان و مدیران مدارس شهرستان نیریز بود. روش ها : پژوهش کیفی حاضر با روش پدیدارشناسی انجام شد. مشارکت کنندگان بالقوه پژوهش را کلیه مدیران و معلمان مدارس ابتدایی شهرستان نیریز در سال تحصیلی1402-1401 تشکیل دادند. روش انتخاب شرکت کنندگان به صورت هدفمند(افراد مطلع) بود. افراد نمونه در بخش معلمان، ده معلم با توجه به نظر مدیران با سابقه بالای ده سال سابقه مدیریت و در بخش مدیران هفت مدیر، با توجه به نظر کارشناس متوسطه و ابتدایی اداره آموزش و پرورش انتخاب شدند. جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختارمند انجام شد. گردآوری داده ها با 17 شرکت کننده به نقطه اشباع رسید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار مکس کیودا MAXQDA) ( نسخه 10، در قالب کدگذاری نظریه پردازی داده بنیاد استفاده شد. جهت تعیین اعتبار داده ها، از اعتباریابی مخاطب استفاده شد. یافته ها: پس از تحلیل کلی مصاحبه ها، تعداد 509 کد اولیه شناسایی شد که پس از پالایش به 440 کد باز، 17 زیر مقوله و 4 کد محوری تبدیل شدند. از تعداد 440 کد ، 163 کد به موانع عمل معلمان فکور، 93 کد به عوامل زمینه ساز تأمل و تفکر، 80 کد از به عوامل مؤثر در غنای کار معلمان، 104 کد به پیامدهای تربیتی حضور معلمان فکور در مدرسه و کلاس تخصیص یافت. نتیجه گیری: تحلیل ها نشان داد دانش آموزان و مسائل مربوط به دانش آموزان، توانمندی های آموزشی معلم، ویژگی های شخصی و عاطفی معلم، برخورداری از فرصت های مناسب یادگیری و آگاهی از جامعه و محیط پیرامونی به عنوان عوامل زمینه ساز؛ موانع ستادی، موانع انسانی و موانع محیطی-موقعیتی به عنوان موانع عمل؛ تعاملات مثبت و پویا، بسترسازی های تحول گرا و فضای مدیریتی مدرسه به عنوان راهکارهای غنا و پیامدهای مرتبط با دانش آموزان، اولیا، همکاران، شخص معلم و پیامدهای مرتبط با مدرسه و جامعه به عنوان پیامدهای حضور معلمان فکور شناسایی شدند.
آموزه های آیات و احادیث در قطعات انوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: سابقه بهره گیری سخنوران پارسی از قرآن و حدیث به نیمه قرن سوم هجری می رسد. دوره ای که شعر در خدمت تبلیغ دینی قرار می گیرد و بستری برای ترویج اخلاق و اندکی بعد جلوه گاه عرفان و تصوف می شود. در این دوره استفاده از قرآن و حدیث به عنوان خاستگاه این مفاهیم در شعر و ادب پارسی گسترش می یابد. انوری در سده ششم هجری می زیست و در آثارش علاوه بر علوم متداول زمان خود از آیات و احادیث و قصص و تمثیلات استفاده می کرد.در این پژوهش کوشیده ایم، شیوه ها و شگردهای انوری را در استفاده ازآموزه های قرآن و حدیث در قطعاتش نشان دهیم .روش ها:داده های این پژوهش با شیوه کتابخانه ای به دست آمده و با روش کیفی توصیف شده است.یافته ها: در این بررسی این نتیجه حاصل شد که انوری در بهره گیری از آیات و احادیث اولاً اعتدال دارد، ثانیاً از آیات واحادیث هم برای تقویت مفاهیم و هم برای مزین کردن سخن خود استفاده کرده است. نتیجه گیری: با وجود اشراف انوری بر علوم قرآن وحدیث بهره مندی او از آیات قرآن کریم در قطعاتش بیش از احادیث است. اقتباس بیشترین نمود وتضمین کمترین نمود را در قطعات وی دارد.همچنین انوری با استفاده از آموزه های قرآن وحدیث علاوه بر تشبیه و توصیف ممدوح، نابسامانی های جامعه را در قالب طنز به تصویر کشیده است. آفرینش مضامین نو وخیال انگیز از لابه لای آیات و احادیث نیز در خور تأمل است.
طراحی برنامه یادگیری مبتنی بر هوش مصنوعی و بررسی اثربخشی آن بر مهارت حل مسئله دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۷
115 - 143
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف طراحی برنامه یادگیری مبتنی بر هوش مصنوعی و بررسی اثربخشی آن بر مهارت حل مسئله دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی صورت گرفت. ازنظر هدف، پژوهش حاضر ازجمله ی پژوهش های توسعه ای با ماهیت اکتشافی است و انجام آن به شیوه ی نیمه آزمایشی با گروه کنترل انجام گرفت. جامعه ی آماری مطالعه، شامل کلیه دانش آموزان مشکوک به اختلال یادگیری ریاضی پایه های چهارم تا ششم ابتدایی شهرستان ماهیدشت استان کرمانشاه در سال تحصیلی 1403-1402 بود؛ که پس از غربالگری با استفاده از مقیاس برایانت و هامیل (2000) تعداد 20 نفر که امکان دسترسی به آموزش آنلاین را داشتند، انتخاب و در دو گروه 10 نفری (10 نفر گروه آزمایش و 10 نفر گروه کنترل) قرار داده شدند. قبل از اجرای برنامه، آزمون مهارت حل مسئله برای دانش آموزان به شکل پیش آزمون اجرا و سپس برنامه ی طراحی شده به مدت 6 هفته ی آموزشی اجرا گردید. در پایان پس آزمون برای هر دو گروه اجرا و نتایج بر اساس مقیاس استاندارد مهارت حل مسئله احدیانتو و همکاران (2020) مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که با به کارگیری هوش مصنوعی به شکل تلفیقی در برنامه ی آموزشی ریاضی، مهارت حل مسئله و خرده مهارت های مربوط به آن در دانش آموزان افزایش معناداری دارد.
رابطه بین اخلاق حرفه ای آموزگاران با مهارت های اجتماعی و اشتیاق تحصیلی دانش آموزان دختر مقطع دبیرستان های دوره اول شهر تهران سال 1403(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
284 - 296
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین اخلاق حرفه ای آموزگاران با مهارت های اجتماعی و اشتیاق تحصیلی دانش آموزان دختر مقطع دبیرستان های دوره اول شهر تهران سال 1403 انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی؛ از حیث نحوه ی گردآوری داده ها، توصیفی- همبستگی بوده است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه معلمان و دانش آموزان دختر مقطع دبیرستان های دوره اول شهر تهران در سال 1403 بود که با توجه به فرمول کوکران و نیز بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای تعداد 113 معلم و 196 دانش آموزان برای تکمیل پرسشنامه ها انتخاب شدند. در جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد: مهارت اجتماعی ماتسون (1983)؛ اشتیاق تحصیلی ویگا (2016) و اخلاق حرفه ای آرمیتو و همکاران (2011) استفاده شده است. روش تجزیه و تحلیل داده ها بر اساس آمار استنباطی شامل آزمون ضریب همبستگی پیرسون، با کمک نرم افزار SPSS 23 بوده است. نتایج نشان داد که اخلاق حرفه ای معلمان بر مهارت اجتماعی و اشتیاق تحصیلی دانش آموزان اثر مثبت و معناداری دارد. نتایج ضرایب رگرسیونی نشان داد که از میان متغیرهای پیش بین شامل متغیر تعلق به اجتماع علمی با ضریب 0.215، خودکارایی با ضریب 0.314 و مسئولیت علمی با ضریب 0.353 اثر مثبت و معناداری در سطح خطای ۵ درصد بر مهارت اجتماعی دانش آموزان دارند. مبنی بر اینکه با افزایش تعلق به اجتماع علمی، خود کارایی و مسئولیت علمی میزان مهارت های اجتماعی در میان دانش آموزان نیز بیشتر می شود در حالی که متغیر مسئولیت اجتماعی با معناداری 0.464 اثر معناداری بر مهارت اجتماعی نداشته است. همچنین نتایج ضرایب رگرسیونی متغیرهای خودکارایی با ضریب 0.404 و مسئولیت علمی با ضریب 0.283 اثر مثبت و معناداری در سطح خطای ۵ درصد بر اشتیاق تحصیلی دانش آموزان دارند. بدین ترتیب که با افزایش خود کارایی و مسئولیت علمی میزان اشتیاق تحصیلی در دانش آموزان نیز افزایش می یابد در حالی که متغیرهای مسئولیت اجتماعی با معناداری 0.746 و تعلق به اجتماع علمی با معناداری 0.567 اثر معناداری بر اشتیاق تحصیلی دانش آموزان نداشته است.
Impact of Sandplay Therapy in Reducing Self-Handicapping Behaviors and Improving the Quality of Life in Children with Autism Spectrum Disorder (ASD)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Psychological Research in Individuals with Exceptional Needs (PRIEN), Vol. ۳ No. ۲ (۲۰۲۵) : Serial Number ۱۰
35-43
حوزههای تخصصی:
This study aimed to examine the effectiveness of Sandplay Therapy in reducing self-handicapping behaviors and improving the quality of life in children with autism spectrum disorder (ASD). A randomized controlled trial was conducted with 30 children diagnosed with ASD, who were randomly assigned to either the experimental group (n = 15) receiving Sandplay Therapy or the control group (n = 15) receiving no intervention. The intervention consisted of eight 90-minute sessions conducted over eight weeks. Self-handicapping behaviors were measured using the Self-Handicapping Scale (SHS), and quality of life was assessed using the Pediatric Quality of Life Inventory (PedsQL), both of which demonstrated established validity and reliability. Assessments were conducted at pre-test, post-test, and five-month follow-up. Data were analyzed using repeated-measures ANOVA, with post-hoc comparisons conducted using the Bonferroni test. The results indicated a significant reduction in self-handicapping behaviors in the experimental group from pre-test (M = 42.85, SD = 4.31) to post-test (M = 31.76, SD = 3.76) and further at follow-up (M = 29.45, SD = 3.45), while no significant changes were observed in the control group. Similarly, quality of life improved significantly in the experimental group, with scores increasing from pre-test (M = 52.12, SD = 5.12) to post-test (M = 63.45, SD = 4.78) and follow-up (M = 67.32, SD = 4.50), whereas the control group remained stable. ANOVA results confirmed significant main effects of time and group, as well as a significant interaction effect (p < 0.05). Bonferroni post-hoc comparisons indicated that improvements were sustained at follow-up. Sandplay Therapy is an effective intervention for reducing self-handicapping behaviors and enhancing the quality of life in children with ASD, with sustained benefits observed at follow-up. These findings highlight the potential of nonverbal, expressive therapies in supporting emotional regulation and adaptive functioning in children with ASD.
Explorations in Refusal and Complaining Speech Acts of Iranian EFL Learners Across Language Proficiency, Mother Tongue, Gender, and Sociocultural Factors
حوزههای تخصصی:
Pragmatic competence, a fundamental component of language ability, involves understanding a speaker’s intended meaning through various communicative functions. Among these functions, speech acts such as refusals and complaints play a crucial role in everyday interactions, allowing interlocutors to convey information and perform social actions. This study examines the production of refusal and complaint speech acts by English as a Foreign Language (EFL) learners, addressing a gap in previous research that has often overlooked the potential influence of learners’ language proficiency, social status, gender, and mother tongue. Through purposive sampling, 120 participants were selected to respond to 10 role-play scenarios designed to elicit refusals and complaints. The data were analyzed qualitatively to identify patterns in speech act production. The findings reveal that most participants favored indirect strategies when expressing refusals and complaints. Moreover, the study found no significant effects of language proficiency, sociocultural background, mother tongue, or gender on how EFL learners produce these speech acts. These results contribute to a better understanding of pragmatic competence in EFL contexts and suggest that these sociolinguistic factors may have less impact on refusal and complaint strategies than previously assumed.
جایگاه و نقش سر دفتران اسناد رسمی در انعقاد عقود مربوط به املاک با لحاظ قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیر منقول مصوب 1403 /03 /17
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
87 - 99
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: با تصویب قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول مصوب ۱۴۰۳/۰۳/۱۷، مسئولیت سردفتران در کنترل و صحت معاملات افزایش یافته است. هدف پژوهش حاضر، بررسی جایگاه سردفتران در اجرای این قانون و تحلیل آثار آن بر شفافیت معاملات و کاهش دعاوی ملکی است. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی–تحلیلی است و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و اسنادی انجام شده است. قوانین ثبتی، بخشنامه های سازمان ثبت اسناد و املاک کشور و دیدگاه های کارشناسان حقوقی مورد بررسی و تحلیل محتوایی قرار گرفته اند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که اجرای قانون الزام به ثبت رسمی، موجب افزایش شفافیت در معاملات ملکی، کاهش معاملات عادی و جلوگیری از دعاوی ناشی از اسناد غیررسمی شده است. سردفتران، با ایفای نقش مؤثر در احراز هویت و اهلیت طرفین، بررسی سوابق ثبتی، و رعایت الزامات قانونی، نقش بازدارنده ای در وقوع جرایمی چون جعل، فروش مال غیر و کلاهبرداری دارند. با این حال، یافته ها حاکی از وجود چالش هایی در اجرای قانون است؛ از جمله کمبود آموزش های تخصصی مستمر برای سردفتران، ضعف زیرساخت های فناورانه به ویژه در سامانه هایی مانند ثنا و سامانه ثبت الکترونیکی اسناد، و فقدان آگاهی عمومی نسبت به ضرورت ثبت رسمی معاملات. نتیجه گیری: قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول، گامی مؤثر در جهت قضازدایی و تثبیت امنیت حقوقی به شمار می آید. با این حال، رفع نارسایی های اجرایی از طریق آموزش تخصصی سردفتران، بهبود زیرساخت های فناوری، و نظارت منسجم سازمان ثبت ضروری است تا نقش سردفتران در تحقق عدالت ثبتی و پیشگیری از اختلافات ملکی بیش از پیش تقویت گردد.
طراحی الگوی امکان سنجی اجرای آموزش مجازی در آموزش و پرورش استان فارس(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
آموزش و پرورش متعالی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
73 - 96
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: این پژوهش با هدف طراحی الگوی امکان سنجی اجرای آموزش های مجازی در آموزش و پرورش استان فارس انجام شد. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات، با رویکرد کیفی – کمی (آمیخته) و با طرح اکتشافی انجام گرفت. روش شناسی پژوهش: جامعه آماری در بخش کیفی شامل افراد متخصص در حوزه آموزش مجازی و استادان مدیریت آموزشی و دربخش کمی شامل تمامی مدیران و کارکنان آموزش و پرورش استان فارس به تعداد 2311 نفر بودند.روش نمونه گیری در بخش کیفی، روش هدفمند و در بخش کمی، روش تصادفی طبقه ای بود. نمونه آماری در بخش کیفی با در نظر گرفتن قانون اشباع نظری ، تعداد 30 نفر و در بخش کمی ، بر اساس روش نمونه گیری طبقه ای (1632 نفر مرد و 679 نفر زن) انتخاب شدند.ابزار گرد آوری دادها دربخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختار یافته و در بخش کمی، پرسش نامه محقق ساخته برمبنای مقیاس پنج گزینه ای لیکرت با 57 گویه بود. یافته ها: نتایج نشان داد که ابعاد مدل اعتبارسنجی برای پیاده سازی آموزش های مجازی به ترتیب بعد تکنولوژیکی ، پداگوژیکی، مدیریتی و استراتژیکی ، منابع انسانی و پشتیبانی ، فرهنگی – اجتماعی و جهانی می باشند. در تحلیل عاملی اکتشافی، تاثیر همه ابعاد و مولفه ها بر پیاده سازی آموزش های مجازی تایید شد.
طراحی مدل مفهومی توسعه فرهنگ بازی های بومی- محلی در مدارس ابتدایی خراسان رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف توسعه فرهنگ بازی های بومی- محلی در مدارس ابتدایی، به ارایه یک مدل با روش پژوهش کیفی و ماهیت اکتشافی پرداخته است. بدین منظور از نظریه داده بنیاد استفاده شد. جامعه آماری پژوهش، کلیه خبرگان در امر تربیت بدنی و ورزش مدارس ابتدایی و بازی های بومی – محلی بود. از طریق مصاحبه با چهارده نفر به روش نمونه گیری هدفمند اشباع نظری حاصل شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. برای تعیین پایایی بین کدگذاران از روش ضریب توافق درصدی استفاده شد. نتایج پژوهش نشان دهنده 30 مقوله محوری بود که از طریق ترکیب 112 مفهوم اولیه بدست آمد. عوامل علی (افزایش آمادگی جسمانی، آموزش مهارت های اجتماعی، عدم نیاز به امکانات و مهارت خاص، فعالیت های مدارس در زمینه فرهنگی، عدم رعایت اخلاق ورزشی و جلوگیری از رفتار منفی)، عوامل زمینه ای (رسانه های گروهی، امکانات و زیرساخت ها و تشکل ها)، عوامل مداخله گر (عوامل محیطی، جوسازی و مداخلات رسانه، عوامل فرهنگی-اجتماعی، عوامل سازمانی، عوامل اقتصادی و فقدان قوانین و آئین نامه های مشخص)، راهبردها (آموزش و پژوهش، سیاست گذاری، نظارت قانونی و قضایی بر رسانه، حمایت، فرهنگ سازی، نحوه اجرای بازی های بومی و محلی، سازمانی، تخصیص منابع مالی و تجهیزات و استعدادیابی) و پیامدها (رشد جسمانی و سواد حرکتی، تقویت شاخصه های مثبت روانی و اجتماعی، کاهش و پیشگیری از آسیب های اجتماعی و روانی، بهبود و ارتقاء فرهنگی و رشد اخلاق ورزشی) معرفی شد. بهره گیری از مدل ارائه شده در پژوهش حاضر می تواند با توسعه بازی های بومی محلی در مدارس ابتدایی، مؤلفه های آمادگی جسمانی و رشد حسی حرکتی دانش آموزان را تسهیل کند.
مفهوم پردازی، فرایند و پیامد رقابت از منظر آموزگاران دوره ابتدایی: مطالعه ای پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۹۵
183 - 124
حوزههای تخصصی:
در جوامع امروز، رقابت نه به عنوان وسیله بلکه به عنوان هدف در تعلیم و تربیت مطرح می شود که می تواند مشکل ساز باشد. این فرایند به دلیل عدم تعریف اصولی رقابت در جامعه هست. از این رو، هدف پژوهش حاضر، پدیدارشناسی مفهوم رقابت، فرایند (دلایل و روش های) ایجاد رقابت و پیامدهای رقابت است. رویکرد پژوهش کیفی و روش آن، پدیدارشناسی از نوع توصیفی است. میدان پژوهش آموزگاران استان مازندران بود. نمونه پژوهش 17 نفر (3 نفر مرد و 14 نفر زن) بودند که به روش نمونه گیری هدفمند از نوع ملاکی انتخاب گردیدند. پس از مصاحبه ی نیمه عمیق با 14 نفر، اشباع نظری داده ها به دست آمد، اما برای اعتباربخشی به یافته ها، مصاحبه ها تا هفدهمین نفر ادامه یافت. تحلیل داده ها با استفاده از راهبرد هفت مرحله ای کلایزی و نرم افزار 2020 MAXQDA صورت پذیرفت. همچنین به منظور اطمینان پذیری از معیارهای گوبا و لینکلن استفاده گردید. در بخش یافته ها، نه مضمون اصلی و 34 زیرمضمون به دست آمد. از جمله مضامین مهم می توان به رقابت مثبت، رقابت آمیخته، فرایند ایجاد رقابت در مدرسه، پیامدهای اجتماعی رقابت و پیامدهای فردی رقابت اشاره کرد. در مجموع، نتایج پژوهش حاضر همسو با پژوهش های مرتبط بود. این نتایج نشان دادند که رقابت در ذات خود یک پدیده ای خنثی است و وقتی تحت تاثیر افکار و نگرش آدمیان قرار می گیرد، با توجه به پیامدهایی که دارد به رقابت مثبت و منفی تبدیل می شود. از این رو توجه به فرایند (دلایل و روش های) ایجاد رقابت مثبت و منفی بسیار مهم و ضروری است.
The role of artificial intelligence in teachers' classroom effectiveness(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۳, Issue ۱, Spring ۲۰۲۵
20 - 35
حوزههای تخصصی:
In the era of technological developments and the significant growth of artificial intelligence technologies, educational systems are also forced to adapt to these changes. One of the most important components of quality in the educational system is the effectiveness of teachers' classroom management. The aim of this study was to study the role of artificial intelligence in the effectiveness of teachers' classroom management. This study was conducted using a qualitative-content analysis method. The research field included the information domain of artificial intelligence and the method of purposive sampling to the point of data saturation. A number of 38 units of conversation with artificial intelligence were selected for the study using a screening method (search keywords, meaningfulness of information, relevance of information, accuracy of information, quality of information). The method of collecting information was questioning from Chat GPT and Jasper. Data analysis was based on the classification of open concepts, main categories, and comprehensive concepts. To ensure the validity and validation of the data, the reliability, confirmability, and transferability methods were used. In general, the results showed that the role of artificial intelligence in the effectiveness of teachers' classroom management at five levels (cognitive, managerial, educational, motivational-psychological, and evaluation) is significant.
رتبه بندی مؤلفه های تفکر تأملی دانشجو معلمان رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان با روش تاپسیس فازی
حوزههای تخصصی:
تفکر تأملی می تواند بخش اساسی تربیت معلمان و برنامه های آموزشی آن ها باشد. تفکر تأملی جزء تفکرات سطح بالا در یاددهی- یادگیری ریاضی است. به نظر می رسد معلمان آموزش های کافی برای ارتقای توانمندی خود در جهت اجرای تفکر تأملی ندیده اند و نیاز است تا ارزیابی دقیقی از وضعیت اجرای تفکر تأملی در میان معلمان انجام می گیرد. روش پژوهش توصیفی- پیمایشی بود. جامعه آماری 104 دانشجو معلم دختر سال آخر رشته آموزش ابتدایی دریکی از پردیس های دانشگاه فرهنگیان شهر تهران بودند. بر اساس جدول مورگان، 82 دانشجو معلم به عنوان نمونه انتخاب شدند. ملاک ورودی، معدل بالا در یک سال گذشته و انگیزه لازم جهت انجام فعالیت در بررسی محتوای کتاب ریاضی دوره ابتدایی بود. صفحاتی از کتب ریاضی دوره ابتدایی انتخاب شدند و بر اساس چند شاخص، هر نوع نقد و ایده ای را ابراز کنند. در یک نوبت از آن ها خواسته شد تا به پرسشنامه تفکر تأملی کمبر و همکاران پاسخ دهند. نتایج نهایی تاپسیس فازی و کیفی نشان داد که در بین چهار عامل مربوط به تفکر تأملی؛ درک و فهم بالاترین رتبه و تأمل انتقادی پایین ترین رتبه را داشت. دانشجو معلمان از سطح درک و فهم و سپس رفتار عادتمند برخوردار هستند و توانایی کافی درزمینه تفکر تأملی و انتقادی ندارند.
بازخوانی گفتمان های موجود در حوزه توسعه حرفه ای معلمان؛ از حرفه ای گرایی تا حرفه ای گری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در تربیت معلمان سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
203 - 223
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بازنمایی و بازاندیشی در گفتمان رایج توسعه حرفه ای معلمان است و پیامدهای مرتبط با برنامه و عمل توسعه حرفه ای معلم را از منظر حرفه ای گرایی و حرفه ای گری مورد توجه قرار می دهد. بازده و نتایج برنامه های توسعه حرفه ای در میدان عمل یکی از چالش های نظام برنامه ریزی توسعه حرفه ای کارکنان است که فارغ از روند و مراحل اجرا، می بایست به عنوان برونداد در میدان واقعی عمل از طریق مشاهده رفتار حرفه ای کارکنان مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد. روش پژوهش در این مقاله کیفی با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی و برآمده از روایت های محیطی است. جامعه آماری آموزگاران شاغل به تدریس در دوره ابتدایی هستند. نمونه ها براساسِ نمونه گیری هدفمند از چند مدرسه با سطوح مختلف انتخاب شدند. تعداد نمونه ها براساسِ اصل اشباع نظری تعیین شد. روش جمع آوری داده ها، مشاهده مشارکتی و روش تحلیل اطلاعات، تحلیل گفتمان انتقادی است. پس از تجزیه و تحلیل روایت های محیطی، رفتار معلمان در قبال برنامه های توسعه حرفه ای در پیوستاری از درجات حرفه ای گرایی تا حرفه ای گری تنظیم و در چهار گفتمان عمده مقاومت، سازش، پذیرش و کنش ساماندهی شد. روایت ها حاکی از آن است که گفتمان مقاومت و سازش در مواجهه با الزامات توسعه حرفه ای معلمان گفتمانی اثربخش به شمار نمی رود لیکن در گفتمان های پذیرش و کنش می توان نوعی توسعه حرفه ای را در رفتار معلمان ادراک نمود که ناشی از تلفیق توسعه نگرشی با توسعه عملکردی می باشد.
چالش ها و راهکارهای آموزش زبان عربی در ایران و مالزی: تحلیل تطبیقی مبتنی بر مکتب آمریکایی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف : هدف این مطالعه تحلیل چالش ها و راهکارهای یادگیری و تدریس زبان عربی در ایران و مالزی و بررسی مقایسه ای تجربه های هر دو کشور است. این پژوهش به دنبال شناسایی عوامل مؤثر بر مهارت های زبانی، انگیزه یادگیری و نقش محیط و منابع آموزشی است و قصد دارد نقاط قوت و ضعف هر سیستم را روشن کرده و راهکارهای عملی را برای بهبود آموزش ارائه دهد. روش ها : این مطالعه از نوع مروری – تحلیلی است و جامعه مورد مطالعه شامل تمامی مقالات علمی منتشرشده در حوزه آموزش زبان عربی در ایران و مالزی در سال های اخیر (۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵) است. معیار انتخاب منابع، مرتبط بودن مقاله با محورهای پژوهش شامل ویژگی های ساختاری و زبانی، انگیزه و توانمندی انسانی، و شرایط محیطی و منابع آموزشی بوده است. یافته ها به صورت کیفی تحلیل و در سه محور اصلی دسته بندی شده اند و سپس با استفاده از روش تطبیقی، شباهت ها و تفاوت های سیستم های آموزشی دو کشور بررسی شده است. یافته ها : نتایج نشان داد که یادگیری عربی در مالزی به دلیل پیچیدگی های زبانی و فرهنگی با فشار شناختی همراه است و در ایران تمرکز بر قواعد و روش های سنتی مانع تسلط کاربردی می شود. هر دو کشور با محدودیت منابع و فرصت های عملی مواجه اند امّا فعالیت های جانبی و منابع چندرسانه ای می توانند یادگیری کاربردی را بهبود بخشند. نتیجه گیری : موفقیت در یادگیری زبان عربی نیازمند توجه هم زمان به ساختارهای زبانی، تقویت انگیزه و توانمندی معلمان و فراهم سازی محیط و منابع مناسب است. ایران می تواند از تجربه مالزی در ایجاد محیط های عملی و بهره گیری از منابع چندرسانه ای استفاده کند و مالزی نیز از پشتوانه علمی ایران بهره مند شود. این تبادل تجربه مسیر ارتقای آموزش عربی را در هر دو کشور هموار می سازد.
تحلیل محتوای کتاب های درسی دوره متوسطه دوم رشته علوم انسانی از نظر توجه به سواد فناورانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸
101 - 125
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ارزیابی کتاب های درسی دوره متوسطه دوم رشته علوم انسانی از نظر توجه به حوزه های سواد فناورانه انجام شده است. روش پژوهش توصیفی از نوع تحلیل محتوای کمی بود و جامعه آماری شامل کلیه کتاب های درسی دوره متوسطه دوم رشته علوم انسانی بوده است که با توجه به محدودیت جامعه آماری، نمونه گیری انجام نشده و همه کتاب های درسی این دوره بررسی شده است. ابزار اندازه گیری، چک لیست تحلیل محتوای محقق ساخته بوده که روایی آن مورد تأیید کارشناسان و صاحبنظران بوده و پایایی آن با روش اندازه گیری مجدد 93 درصد محاسبه شده است. شیوه پردازش داده ها بر اساس روش آنتروپی شانون بوده است. یافته های پژوهش بیانگر این است که در کتاب های درسی دوره دوم متوسط رشته علوم انسانی، در مجموع 152 مرتبه به حوزه های سواد فناورانه توجه شده است. در این دوره تحصیلی به ترتیب به حوزه های «سواد فرهنگی فناوری» با 48 فراوانی(6/31درصد)، «تاریخ فناوری» با 41 فراوانی (27درصد)، توجه بیشتر و به حوزه های «سواد انتقادی فناوری» با 26 فراوانی(1/17درصد)، «اخلاق فناوری» با 21 فراوانی(8/13درصد)، «آینده شناسی فناوری» با 16 فراوانی(5/10درصد) توجه کمتری مبذول شده است. از نظر شاخص ضریب اهمیت حوزه های «اخلاق فناوری» و «آینده شناسی فناوری» دارای ضریب اهمیت پایینی بوده و پراکندگی مناسبی در کتاب های درسی نداشته اند.