ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۴٬۴۸۶ مورد.
۶۱.

مؤلفه های هوش هیجانی در سبک زندگی شهید حاج قاسم سلیمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۲۰
تربیت در معنای اصیل خود، ایجاد بستر و زمینه برای شکوفایی استعدادهای بالقوه فرد، به منظور رشد و تکامل او در جهت نیل به اهداف مطلوب است تا با تحول بینش، نگرش و کنش ها، فرد در جهت اهداف تعیین شده، حرکت کند. تربیت اسلامی، تربیت مطلوبی است که از جزئی ترین مسائل زندگی تا مسائل عمده آن را در بر می گیرد و کل شخصیت انسان را پوشش می دهد، زیرا تربیت اسلامی به معنای متخلق شدن به اخلاق الهی است. هدف این پژوهش واکاوی و شناسایی ویژگی های الگوی تربیت اسلامی مکتب شهید حاج قاسم سلیمانی براساس مؤلفه های هوش هیجان است. این پژوهش از نظر روش گردآوری داده ها و طرح تحقیق، پژوهشی کیفی با طرح تحلیل محتوا است، زیرا داده های کیفی این پژوهش از کتاب ها، سخنرانی ها، گزارش ها و مقالات مرتبط با سردار حاج قاسم سلیمانی است. یافته های پژوهش نشان می دهد از میان مؤلفه های هوش هیجانی، به ترتیب هوش میان فردی، سازگاری، درون فردی، خلق عمومی و مدیریت تنیده در زندگی سردار سلیمانی مطرح بود و در ادامه مصادیقی از هوش هیجانی در زندگی سردار حاج قاسم سلیمانی به عنوان الگوی تربیت اسلامی بیان شد.
۶۲.

ارتباط مربی و متربی با رویکرد اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۱۳۳
مقدمه و اهداف: ارتباط نقش مهمی در زندگی انسان ها دارد. آدمی از طریق پیام های کلامی و غیرکلامی که از محیط دریافت می کند، نظام فکری، عاطفی و رفتار های خود را شکل می دهد. این امر در ارتباط مربی و متربی نیز مطرح است، تا جایی که مربی می تواند الگودهنده و هدایت کننده مسیر زندگی و سعادت متربیان باشد. رابطه مربی و متربی در مراکز علمی محدود به انتقال مفاهیم و دانش نیست، بلکه در کنار مسائل علمی و اطلاعاتی، متربیان با شخصیت و صفات و ویژگی های رفتاری مربی همانندسازی می کنند. رابطه مثبت معلم و شاگرد حمایت اجتماعی مهمی تلقی می گردد که می تواند متربی را در برخورد با مسائل مختلف یاری رساند. در فرایند آموزشی نیز ارتباط میان معلم و شاگرد از اهمیت بسیاری برخوردار است. رابطه مربی و متربی، رابطه اساسی توأم با شناخت یکدیگر است. مهم ترین هدف از برقراری چنین ارتباطی ایجاد تغییر، هدایت و تربیت جنبه های مختلف شناختی، عاطفی و رفتاری متربیان است. مربی که وظیفه تربیت و هدایت متربیان را برعهده دارد، نقش مهمی در برقراری و حفظ ارتباط دارد. وی می کوشد تا از راه های مختلف با متربیان ارتباط بیشتر و موثرتری برقرار نماید تا بتواند در آنان تغییرات مطلوبی ایجاد نماید و توانایی ها و استعدادهای آنان را شکوفا سازد. هدف اصلی از این پژوهش بررسی ارتباط مربی و متربی با رویکرد اسلامی است. در جهت تحقق اصلی پژوهش، اهداف جزیی زیر بررسی می شوند: 1. رویکردها و الگوهای ارتباط مربی و متربی؛ 2. ابعاد و مؤلفه های ارتباط مربی و متربی در رویکردها و الگوهای یادشده؛ 3. ابعاد و مؤلفه های ارتباط مربی و متربی با رویکرد اسلامی. روش: روش این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی و استنتاجی است. در این روش، ابتدا تمام شرایط و روابط توصیف و تشریح می شود و سپس داده ها مورد تحلیل قرار گرفته، استنتاجاتی از آن به عمل می آید. جمع آوری مطالب موجود اسنادی است که در آن، نخست، داده های مورد نیاز از منابع معتبر جمع آوری شده اند و پس از آن، مطالب مورد نظر براساس پرسش ها استخراج گردیده و مورد تحلیل و استنباط قرار گرفته اند. در پاسخ به پرسش اول و دوم، با استفاده از منابع مرتبط با الگوهای ارتباط مربی و متربی، مطالب مورد نظر بیشتر مورد توصیف قرار گرفته اند، ولی در پاسخ به پرسش سوم، افزون بر این، از روش تحلیلی و استنتاجی نیز استفاده شده است تا ضمن تفسیر و تحلیل آموزه های اسلامی موجود درباره علم و دانش و مربی و متربی، رویکرد اسلامی ارتباط مربی و متربی و ابعاد و مؤلفه های آن به صورت ضمنی استنتاج شود. ازاین رو، منابع اطلاعاتی این پژوهش شامل اسناد و مدارک مرتبط با موضوع و منابع دینی است که طیف گسترده ای از کتاب ها، پژوهش ها و مقالات را در بردارد. نتایج: مسئولیت پذیری و مواجهه عادلانه با متربی محورهای اصلی رویکرد اسلامی را تشکیل می دهد. در مقایسه با الگوی ارتباطی لیری که بر محور سلطه گری در برابر سلطه پذیری و هم کاری در برابر مخالفت جویی می چرخد، در رویکرد اسلامی بر مسئولیت پذیری در برابر مسامحه کاری و مواجهه عادلانه در برابر رفتار تبعیض آمیز تأکید می شود. ازاین رو، دغدغه اصلی مربی مسئولیت پذیری و رفتار عادلانه وی با متربی است. همچنین، مؤلفه هایی نیز در رویکرد اسلامی وجود دارد که در برابر هشت نوع رفتار مربی شامل رهبری، کمک کننده و دوستانه، درک کننده و دوستانه، مبتنی بر دادن آزادی و مسئولیت، نامطمئن، ناراضی، سرزنش کننده و رفتار جدی در کلاس در مدل رفتاری تعامل بین فردی وابلز و همکاران قرار دارد. همچنانکه در مدل رفتاری وابلز و همکاران برخی مؤلفه ها مثبت و برخی دیگر منفی اند، در رویکرد اسلامی نیز این دو نوع دسته بندی مطرح است. افزون بر این، مؤلفه رهبری، حمایت کننده، درک کننده و اعطای آزادی و مسئولیت، در هر دو نوع رویکرد مشترک اند. بااین همه، در رویکرد اسلامی، مؤلفه های مثبتی چون توجه به توان و نیاز متربی و رفتار محبت آمیز و نیز مؤلفه های منفی مانند عدم توجه به عواطف و شخصیت متربی، عدم توجه به نیازهای مادی و معنوی، عدم مراقبت و نظارت و رفتار توهین آمیز، وجود دارند که در مدل رفتاری وابلز و همکاران به چشم نمی خورد. در برابر، در مدل رفتاری وابلز و همکاران بر مؤلفه های منفی همچون رفتار نامطمئن، ناراضی، سرزنش کننده و رفتار جدی در کلاس تأکید می شود. بحث و نتیجه گیری: در رویکرد اسلامی، مربی به گونه ای با متربی برخورد می کند که در چارچوب رفتار مسئولانه و عادلانه و توجه به نیازهای آنان و توان شان، به رهبری آنان می پردازد و رفتار یاری کننده و درک کننده و محبت آمیز از خود نشان می دهد. همچنین، وی از تسامح و بی تفاوتی دوری می جوید و نسبت به نیازها و  عواطف شان بی توجه نیست و رفتار توهین آمیز از خود نشان نمی دهد. افزون بر این، مربی رابطه مستحکمی با آنان برقرار می کند و نقش محبتی، حمایتی و مراقبتی، آموزشی، تادیبی، انضباطی دارد. در این رویکرد، مربی از هیچ نوع راهنمایی به متربی خویش دریغ نمی کند، خیر و سعادت آنان را می خواهد و به آنان احترام می گذارد و در تکریم شخصیت آنان می کوشد و آنان را وادار به عصیان در برابر مربیان نمی کند. توان متربی یکی از محورهای مهم الگوی ارتباطی بین مربی و متربی به شمار می رود، چراکه چنانچه مربی بیش ازحد از متربی انتظار داشته باشد، متربی به علت عدم توانایی در انجام آن انزوا و گوشه گیری را در پیش گرفته و به آسیب های اجتماعی و روانی دچار خواهد شد. همچنین، مربی مسئولیت پذیر باید به نیازهای متربیان اعم از جسمانی، روانی، ذهنی، اجتماعی و معنوی متربی توجه نماید و زمینه های تربیتی را به گونه ای فراهم آورد که این نوع نیازها برآورده شود تا وی به عنوان یک فرد جامع پرورش یابد. افزون بر این، رعایت عدالت و انصاف یکی دیگر از محورهای اصلی ارتباط مربی و متربی است. متربیان مواجهه مربی با همنوعان خود را می سنجند؛ اگر رفتار مربی را عادلانه یا تبعیض آمیز ببینند، آن را می آموزند و همان رفتار را در مواجهه با دیگران بکار می گیرند. افزون بر محورهای اصلی ارتباط مربی و متربی که مورد بررسی قرار گرفت، مؤلفه هایی نیز در این رویکرد قرار دارند که مؤلفه رهبری، رفتار یاری کننده و درک کننده، رفتار مبتنی بر اعطای مسئولیت و آزادی، رفتار محبت آمیز و ایجاد انگیزه، از مهمترین مؤلفه های مطلوب به شمار می روند. در مقابل مربی مسئولیت پذیر از رفتار تبعیض آمیز، توهین و تحقیر و عدم توجه به نیازهای متربی پرهیز می کند، به عواطف و شخصیت متربی خود احترام می گذارد و در تمام روند تعلیم وتربیت از متربی خویش مراقبت و نظارت به عمل می آورد تا مبادا دچار لغزش و غفلت گردیده و دچار انحراف گردد.
۶۳.

مبانی زیبایی شناختی حیات طیبه در قرآن و دلالت های تربیتی آن با تأکید بر سواد زیبایی شناختی دانشجومعلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۶
این پژوهش، با هدف بررسی مبانی زیبایی شناختی حیات طیبه در قرآن و استخراج دلالت های تربیتی آن (اهداف و اصول) با تأکید بر سوادِ زیبایی شناختیِ دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان انجام شد. روش پژوهش از منظر هدف، بنیادی و از لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات، توصیفی - تحلیلی است و جامعه مورد مطالعه، شامل همه اسناد و منابع موجود و معتبر قرآنی، اسلامی، تربیتی، علمی و فلسفی و نمونه مورد مطالعه شامل آیات وابسته به زیبایی شناختی حیات طیبه و سواد زیبایی شناختی، کتب و مقالات مرتبط با موضوع پژوهش بود. از روش اسنادی و فیش برداری برای تجزیه و تحلیل اطلاعات، همچنین از شیوه های «تحلیل مفهومی» و «روش استنتاج پیش رونده» استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که عمده ترین مبانی مستخرج از زیبایی شناسی حیات طیبه در قرآن عبارتند از: الله، منشأ زیبایی، انسان رونوشتی از زیبایی مطلق، گستردگی، جامعیت و تنوع زیبایی شناختی در قرآن، زیبایی دوستی امری فطری در انسان و بر اساس مبانی مذکور، هدف غایی، رسیدن به حیات طیّبه است و با توجه به نتایج پژوهش، مهم ترین اهداف واسطه ای برای یافتن حیات طیبه عبارتند از: تعمیق شناخت نسبت به زیبایی مطلق، پرورش درک زیبایی شناختی، آشنایی با تنوع مفهوم زیبایی، تربیت ذوق هنری متعالی و مهم ترین اصول تربیتی عبارتند از: تربیتِ حسّ زیبایی شناختی، تربیت براساس فطرت، اُنس با قرآن، ایجاد محیط آموزشی زیبا، تعادل، پرورش حس کنجکاوی و خلاقیت، توجه به زیبایی در طبیعت؛ فلذا با توجه به نتایج پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که با مهیا کردن زمینه برای سوق دادن دانشجومعلمان جهت درک نقش اسماءالحسنی در زندگی و با کاربرد اهداف و اصول مستخرج از مبانی، می توان به تربیتی جامع و متعادل برای دانشجومعلمان و به تبع آن به پرورش و ارتقای بهتر سواد زیبایی شناختی جامعه به ویژه دانش آموزان دست یافت .
۶۴.

بازتعریف آموزش ریاضیات در دانشگاه ها با رویکرد الهی و فرهنگی: الگوی نوین متناسب با نسل Z ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۴۳
مقدمه و اهداف: در جهان امروز که علم و فناوری زیربنای توسعه تلقی می شود، توجه به ابعاد انسانی و معنوی آموزش اهمیت فزاینده ای یافته است. آموزش ریاضیات، با وجود ماهیت انتزاعی و ساختار منطقی خود، نمی تواند از زمینه های فرهنگی، ارزشی و اجتماعی جامعه جدا باشد. به ویژه در ایران، با تمدن اسلامی-ایرانی و نظام آموزشی مبتنی بر اسناد بالادستی دینی، بازنگری در آموزش ریاضی با رویکردی الهی، فرهنگی و هویتی ضروری است. نسل Z، که در فضای دیجیتال و تحولات سریع اجتماعی رشد یافته، دارای ویژگی هایی همچون جست وجوی معنا، عدالت طلبی، علاقه به یادگیری تعاملی و تجربه گرایی است. شیوه های سنتی، خشک و بی روح آموزش ریاضی نمی توانند پاسخگوی نیازهای این نسل باشند و حتی ممکن است موجب گریز از یادگیری و احساس بی ربطی نسبت به علم شوند. هدف این پژوهش، طراحی و ارائه الگویی مفهومی برای آموزش ریاضی با رویکردی الهی و فرهنگی است؛ الگویی که بتواند مفاهیم انتزاعی و گاه خشک ریاضی را در بستری از معنا، ارزش و فرهنگ زنده کرده و دانش آموزان و دانشجویان را به درک عمیق تری از نظم الهی، مسئولیت اخلاقی، و کاربردهای انسانی علم برساند. این الگو می کوشد تا با تکیه بر منابع معرفتی اسلامی، تجربه های علمی روزآمد، و نیازهای روانی-هویتی نسل جدید، چارچوبی ترکیبی و کاربردی برای تحول در تدریس ریاضی ارائه دهد. در همین راستا، محورهایی چون تلفیق مفاهیم ریاضی با آموزه های دینی، بومی سازی محتوای آموزشی، استفاده از روش های تعاملی، توجه به ارزش ها در نظام ارزشیابی، و ایفای نقش مدرس به عنوان راهبر معنوی مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش بر آن است که نشان دهد ریاضی، فراتر از یک دانش ابزاری، می تواند بستری برای تعالی فکری و تربیتی باشد، مشروط بر آن که با نگاهی توحیدی و فرهنگی، طراحی و تدریس شود. روش: این پژوهش از نظر ماهیت، در زمره مطالعات نظری-کاربردی قرار می گیرد و از نظر رویکرد، توسعه ای محسوب می شود؛ چراکه هدف آن طراحی الگویی مفهومی برای تحول در آموزش ریاضی با تأکید بر آموزه های الهی و فرهنگی است. رویکرد اصلی تحقیق، کیفی بوده و از روش تحلیل محتوای کیفی برای تبیین مؤلفه ها و ابعاد مدل پیشنهادی استفاده شده است. گردآوری داده ها به صورت اسنادی، کتابخانه ای و مصاحبه با اساتید حوزه و دانشگاه انجام شده است. منابع مورد استفاده شامل متون دینی معتبر (قرآن، نهج البلاغه، احادیث منتخب)، اسناد بالادستی نظام آموزشی جمهوری اسلامی ایران (مانند سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، نقشه جامع علمی کشور، و بیانیه گام دوم انقلاب)، کتب تخصصی در حوزه تعلیم و تربیت اسلامی و آموزش ریاضی، و مقالات علمی پژوهشی به روز در زمینه آموزش نسلZ ، بومی سازی آموزش، و تلفیق ارزش ها با آموزش علوم بوده اند. پس از گردآوری داده ها، با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کیفی استقرایی، مفاهیم کلیدی استخراج شدند. در ادامه، مؤلفه های اصلی مدل در چهار محور بنیادین شامل اصول نظری، طراحی محتوا، روش های تدریس، و ارزشیابی آموزشی شناسایی و سازمان دهی گردیدند. برای اطمینان از اعتبار تحلیل ها، از تکنیک بازبینی منابع توسط متخصصان تعلیم و تربیت اسلامی بهره گرفته شد. نتیجه نهایی این فرایند، طراحی چارچوبی بومی و الهام گرفته از معارف اسلامی برای آموزش ریاضی است که ضمن حفظ انسجام علمی، واجد رویکردی ارزشی، فرهنگی و متناسب با ویژگی های نسل جدید باشد. نتایج: یافته های این پژوهش منجر به طراحی الگویی مفهومی برای آموزش ریاضیات شد که مبتنی بر تلفیق آموزه های الهی، اصول فرهنگی-بومی و اقتضائات آموزشی نسل جدید است. این الگو دارای چهار محور اصلی است: اصول بنیادین، طراحی محتوای آموزشی، روش های تدریس، و نظام ارزشیابی. هر محور شامل مؤلفه هایی است که به صورت هم افزا عمل کرده و چارچوبی منسجم برای تحول در آموزش ریاضی ارائه می دهند. در محور اصول بنیادین، تأکید بر مفاهیمی چون توحید و نظم الهی، اخلاق محوری، هویت فرهنگی-ملی، و پرورش تفکر انتقادی و تعمق معنوی قرار دارد. این اصول، زیربنای سایر اجزای آموزشی در این الگو هستند. در محور طراحی محتوا، بومی سازی با بهره گیری از فرهنگ اسلامی-ایرانی دنبال شده است؛ از جمله با پیوند مفاهیم ریاضی با آیات قرآن، بازخوانی نقش مسلمانان در تاریخ ریاضی، و بهره گیری از داستان ها و روایت های اخلاقی. این رویکردها، انگیزه، هویت و درک ارزشی فراگیران را تقویت می کند. در محور روش های تدریس، با توجه به نیازهای نسل Z، بر یادگیری تعاملی، استفاده از فناوری، تدریس پروژه محور، و توجه به تفاوت های فردی تأکید شده است. این روش ها موجب یادگیری عمیق تر، رشد مهارت های شناختی و درگیری فعال دانشجویان می شود. در محور ارزشیابی، رویکردی جامع و ارزش محور اتخاذ شده است که هم دانش مفهومی و مهارت های حل مسئله، و هم ابعاد اخلاقی مانند صداقت، مسئولیت پذیری و تعهد را می سنجد. در این الگو، مدرس نقش راهبر معنوی را ایفا می کند؛ کسی که با بینش دینی و فرهنگی، مفاهیم علمی را در بستری الهام بخش و تربیتی منتقل می سازد. این الگو پاسخی نوآورانه و بومی به چالش های آموزش ریاضی در مواجهه با نسل جدید است. بحث و نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که آموزش ریاضی، اگر به درستی با آموزه های الهی، ارزش های اخلاقی و بافت فرهنگی ایران تلفیق شود، می تواند به بستری برای رشد همه جانبه دانشجویان -اعم از شناختی، اخلاقی، معنوی و هویتی- تبدیل گردد. در شرایطی که آموزش ریاضیات در بسیاری از نظام های آموزشی عمدتاً با رویکردی صرفاً انتزاعی و مهارت محور دنبال می شود، الگوی پیشنهادی این تحقیق تلاش دارد تا با تأکید بر مفهوم محوری ارزشی، بین تعلیم علمی و تربیت فرهنگی-دینی پیوندی نظام مند برقرار کند. در این الگو، هویت درس ریاضی بازتعریف شده و ریاضیات نه صرفاً یک ابزار محاسبه، بلکه زبانی برای فهم نظم و حکمت الهی در آفرینش معرفی می شود. این نگاه هستی شناختی، درک عمیق تری از مفاهیم ریاضی و یگانگی نظام خلقت برای دانشجویان به ارمغان می آورد. همچنین، با توجه به ویژگی های نسل Z، از جمله گرایش به تعامل، فناوری و معناجویی، الگو بر یادگیری شخصی سازی شده، هدفمند و پویا تأکید دارد و نقش معلم را از یک ناقل صرف به تسهیل گر یادگیری معنادار ارتقا می دهد. در محور ارزشیابی نیز تحول چشمگیری دیده می شود؛ به جای تأکید صرف بر دانش عددی و آزمون های سنتی، رویکردی ترکیبی و ارزشی محور اتخاذ شده که رشد اخلاقی، نگرشی و معنوی را نیز می سنجد. معلم در این چارچوب، الگو و راهبر معنوی است که باید مسلط به دانش تخصصی، روش های نوین تدریس و متخلق به ارزش ها باشد. در جمع بندی، الگوی مفهومی این پژوهش، الگویی بومی و اسلامی سازی شده برای آموزش ریاضی و تربیت انسان تراز انقلاب اسلامی است. پیاده سازی این الگو می تواند به عنوان الگویی بومی در نظام آموزش عالی کشور، به ویژه در دوره های تربیت معلم، مورد بهره برداری قرار گیرد.
۶۵.

مطالعه تطبیقی آموزش ارزش ها در کشورهای منتخب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۷ تعداد دانلود : ۱۹۳
مقدمه: یکی از بخش های مهم و اصلی فرهنگ هر جامعه ارزش های آن است. ارزش ها، جزء اصلی سازنده فرهنگ هر جامعه و زیربنای رفتارها و کنش ها هستند و ثبات و تغییر آن ها، موجب ثبات و تغییر فرهنگ ها در جوامع در طول زمان می شود. یکی از مباحث مهم نظام تعلیم و تربیت در حال حاضر، مسئله ارزش ها و آموزش آن است به این دلیل که کاربرد ارزش ها، در همه دانش ها و امور، بدیهی است. عصر حاضر عصر بحران ها و چالش ها است و تجربه انسان، نشان می دهد که انسان در هیچ دوره ای، بی نیاز از ارزش ها و آموزش آن نبوده است. وجود مشکلات و مسائل مختلف غیر ارزشی و ناهنجاری های اخلاقی و انسانی اعم از فساد و اختلاس و بی بندوباری های جنسی، افزایش فقر و بی عدالتی و تبهکاری، شرایط را به گونه ای رقم زده اند که در عصر حاضر پرداختن به ارزش ها و توسعه آن یک نیاز اساسی محسوب می شود. علیرغم تلاش های بسیار صورت گرفته در زمینه آموزش اخلاق و ارزش ها، خلأهای بسیاری در زمینه بزهکاری ها و انحرافات و ناهنجاری های ارزشی در نوجوانان و جوانان دیده می شود که نشان می دهد آموزش ارزش ها به درستی انجام نشده است، بنابراین با توجه به اینکه آموزش ارزش ها، فطریات نهان علمی و عملی اخلاقی در درون انسان را آشکار می سازد، سعادت دنیوی و اخروی برای فرد به ارمغان می آورد، به منظور بهره گیری از تجارب مختلف، مطالعه تطبیقی رویکردهای کشورها و بیان تشابهات و تفاوت های هرکدام در زمینه آموزش ارزش ها ضروری به نظر می رسد، بنابراین هدف از تحقیق حاضر بررسی رویکردهای آموزش ارزش ها در کشورهای منتخب و عناصر برنامه درسی آموزش ارزش ها در این کشورها است.روش: روش پژوهش حاضر یک پیمایش تطبیقی است و داده های مورد نیاز آن برای پاسخگویی به پرسش ها از طریق اسناد و مدارک کتابخانه ای و گزارش های تحقیقی و جستجو در پژوهش از پایگاه های اطلاعاتی داخلی ازجمله مرکز پایگاه اطلاعات علمی، پرتال جامع علوم انسانی، بانک اطلاعات نشریات و مجلات ایرانی، پایگاه مجلات تخصصی نور و پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران، جویشگر فارسی علم نت و همچنین پایگاه های اطلاعاتی در خارج ازجمله؛  Google؛ Scopus،Scientific Information Database، Science Direct، ProQuest، Springlink، Taylor & Francis، Google Scholar Eric، گردآوری شدند. الگوی مورد استفاده در این زمینه الگوی بردی است که چهار  مرحله توصیف، تفسیر، همجواری و مقایسه را در مطالعات تطبیقی مشخص می کند. بر اساس این الگو، ابتدا اطلاعات مورد نیاز درباره آموزش ارزش ها از منابع معتبر گردآوری و تفسیر شدند، در مرحله بعدی طبقه بندی اطلاعات صورت گرفت و در مرحله آخر تفاوت ها و تشابهات مورد بررسی و مقایسه قرار گرفتند و در نهایت پیشنهاد هایی ارائه گردید. نمونه مورد مطالعه این تحقیق شش کشور انگلیس، فیلیپین، استرالیا، آمریکا، چین و ایران انتخاب شده است. این کشورها، منتخب کشورهای غربی و کشورهای شرقی محسوب می شوند که در زمینه فعالیت های مربوط به آموزش ارزش ها پیشرو بوده اند. جهت تعیین روایی در این بخش از پژوهش، از معیارهای روایی رویا و پرتی (2003) فرایندهای ساخت یافته جهت ثبت، نوشتن و تفسیر داده ها استفاده گردید. جهت محاسبه ضریب پایایی، از روش اسکات (2012) استفاده شده است و سیاهه وارسی محتوا در اختیار پنج نفر از متخصصان قرار گرفت و ضریب توافق بر اساس فرمول اسکات 80 محاسبه شد.نتایج: وجه اشتراک کشورهای موردمطالعه در رویکرد آموزش ارزش ها ارتباط آن با ادیان و مذاهب آنان است. در ایران که دستیابی به کمال یا قرب الهی هدف غایی است، دین اسلام تعیین کننده ارزش ها است و آموزش ارزش ها با محور قرار دادن خداوند در تمامی ارتباطات (ارتباط انسان باخدا، با خود، با خلق، طبیعت) موردتوجه است. در سایر کشورها، دین مسیح تعیین کننده ارزش ها است. در کشور آمریکا و انگلیس، لیبرال ها اعتقادی به دخالت نظام آموزشی در آموزش ارزش ها ندارند درنتیجه به تحقق سکولاریسم و ارزش هایی چون آزادی افراد، خودشکوفایی فردی تأکیددارند. در چین آموزش ارزش ها برگرفته از آیین کنفوسیوس و کمونیست است، ارزش ها نسبی بوده و به فرهنگ و اقوام وابسته است. در انگلیس، پرورش ویژگی هایی مانند انعطاف پذیری شخصیت، صداقت، سخت کوشی، خودکنترلی، کار تیمی، رهبری را ارزش ذکر می کنند. استرالیا ارزش ها را در نه دسته اصلی مراقبت و شفقت، انجام بهترین کار، انصاف، آزادی، صداقت، درستکاری قرارداده است.  فیلیپین نیز سیستم پیچیده ای از آموزش ارزش ها دارد. وجه تفاوت کشورهای منتخب در آموزش ارزش ها را می توان در 6 بعد اصلی بیان نمود: بعد اول ارتباط انسان با عالم طبیعت؛ بعد دوم  رابطه فرد با مردم؛  بعد سوم اهمیت درک انجام فعالیت های مختلف توسط انسان ؛ بعد چهارم، اساس معیار ارزشی؛ بعد پنجم،  اولویت در طول زمان و بعد ششم ارزش ها به مقصد ایدئال انسان ها مربوط می شود.بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که آموزش ارزش ها در هر کشوری متفاوت است و این امر می تواند متأثر از عوامل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشورها باشد. این عوامل عبارتند از 1- زمینه های تاریخی 2- سیستم سیاسی 3- فرهنگ و دین 4- ساختار اجتماعی 5- جهانی شدن. مقایسه تطبیقی آموزش ارزش ها در کشورهای ایران، فیلیپین، استرالیا، چین، انگلیس و آمریکا نشان می دهد که ابتدا کشور چین و سپس کشور استرالیا در برنامه درسی آموزش ارزش ها وضعیت مطلوبی دارند و عملکرد بهتری در این زمینه دارند. کشور چین به طور سیستماتیک و جامع به آموزش ارزش ها پرداخته است و آن را در تمام سطوح آموزشی گنجانده است.کشور استرالیا نیز دارای برنامه های آموزشی مشخص و منسجمی است که به آموزش ارزش ها به عنوان بخش ویژه ای توجه  دارد و با رویکردی منسجم و حمایت قوی از برنامه های آموزشی در حوزه برنامه درسی آموزش ارزش ها موفق تر از سایز کشورها ازجمله فیلیپین عمل کرده است. اگرچه در کشور فیلیپین اقدامات زیادی در زمینه آموزش ارزش ها صورت گرفته است و برنامه ویژه ای برای آموزش ارزش ها طراحی گردیده است لکن در عمل این برنامه با چالش هایی مواجه شده است  از جلمه کمبود منابع، عدم تخصص کافی و عدم حمایت کافی از سوی نهادهای آموزشی. در کشور آمریکا با همه تلاش های صورت گرفته در این کشور و مدارسی که ارزش ها را در دانش آموزان ترویج می کنند یک رویکرد سیستماتیکی در این زمینه دیده نمی شود و آموزش ارزش ها در مدارس به صورت یکپارچه انجام نمی شود در ایران اگرچه به نظر می رسد اسناد بالادستی مانند سند تحول بنیادین آموزش وپرورش و سند برنامه درسی ملی به خوبی تدوین شده باشند اما در عمل چالش هایی مانند عدم تطابق بین اهداف و واقعیت های آموزشی وجود دارد به عنوان مثال، عدم عدالت آموزشی و نابرابری های موجود در سیستم آموزش ایران مانع از تحقق اهداف این سند می شوند.
۶۶.

مدل مفهومی پنداره زدایی از دنیا (ابطال تصویرپردازی ساختگی از دنیا) در والدگری معنوی خداسو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۲ تعداد دانلود : ۲۱۵
مقدمه و اهداف: تصورات نادرست از دنیا، ناشی از خطاهای شناختی و باورهای نادرست، زمینه ساز مشکلات روان شناختی و معنوی است. این باورهای هسته ای در متون روان درمانگری، به ویژه درمان های شناختی مورد توجه قرار گرفته اند. خطاهای شناختی منجر به شکل گیری تصورات نادرست از دنیا، مانند جداسازی دنیا از آخرت، تحریف واقعیت دنیا به عنوان بازیچه، انکار آخرت و درهم آمیختگی آن با مکافات های دنیوی، ناسازگارانگاری عمل دنیا و آخرت، و سرمایه گذاری عاطفی صرف بر دنیا و غفلت از آخرت می شود. این تصورات نادرست، مانع از ارتباط صحیح با دنیا شده و خسارات مادی و معنوی به بار می آورد. از این رو، شناخت صحیح از دنیا ضروری است، در حالی که این شناخت در روش های تربیتی موجود به درستی شکل نمی گیرد و والدین در ایجاد آن در ذهن فرزندان غفلت می کنند. شناخت ماهیت هستی، پیش نیاز رشد فردی و معنوی و آمادگی برای حیات جاودان است و مستلزم فرایند تربیتی مداوم با تمرکز بر ابعاد فکری، روحی و معنوی است. در والدگری معنوی خداسو، فرزندان باید درک درست و واقعی از دنیا داشته باشند و از تصویرسازی های ساختگی مصون بمانند. در والدگری معنوی خداسو، دو مفهوم اساسی «پنداره» (تصورساختگی) و «پنداشت» (مفهوم واقعی و تجربه شده) وجود دارد. دنیاپنداره، ساختار شناختی فرد از دنیاست که تحت تأثیر عوامل مختلف، از جمله تعاملات اولیه با والدین، شکل می گیرد و دارای کارکردهای روان شناختی خاصی است. این ساختار ذهنی، قابل شکل دهی و مدیریت است. ناهمگونی پنداره ها با پنداشت ها می تواند زمینه ساز آسیب های روان شناختی و معنوی باشد. دنیا می تواند نقش مثبت و منفی داشته باشد و خوب یا بد بودن آن به زاویه دید و برداشت ما بستگی دارد.روش: پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل مفهومی پنداره زدایی از دنیا (ابطال تصویرسازی ساختگی از دنیا) در والدگری معنوی خداسو در دو مرحله کیفی و کمی انجام شده است. مرحله اول: تدوین پیش نویس مدل مفهومی است که از روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد تفسیری برای استخراج مؤلفه های مفهومی پنداره زدایی از دنیا در متون اسلامی استفاده شد. تحلیل محتوا با تمرکز بر جملات توصیفی-تبیینی و با بهره گیری از حوزه های معنایی انجام گرفت. بدین منظور، با بررسی مضمون اصلی جملات و مقوله بندی آنها، به درک عمیق تری از ساختار پنداره زدایی در والدگری معنوی خداسو دست یافته شد. واحدهای تحلیل را جملات توصیفی-تبیینی موجود در آیات و روایات مرتبط با ریشه های «دنو»، «دنی»، «بنو» و «ولد» تشکیل می دادند. در تحلیل متون دینی، روش کلاسیک مطالعات دینی شامل مراحل تشکیل خانواده متون (قرآن و حدیث)، اطمینان از صدور حدیث، تعیین اعتبار کتب، فهم مفردات، فهم ترکیبات و بررسی قرائن به کار رفت. روایات در دو مرحله غربال شدند؛ ابتدا، اعتبار کتاب بر اساس ۱۲ ملاک دسته بندی کتب روایی بررسی و روایات کتب درجه "ج" حذف شدند. سپس، ارتباط مفهومی روایات با ملاک های پژوهش بررسی و روایات فاقد ارتباط کامل حذف شدند. برای تحلیل کیفی داده ها، از شیوه مقوله بندی استفاده شد و مفاهیم پنهان و آشکار موجود در داده ها با روش شمارش داده ها و رویکرد کیفی داده ها شناسایی و طبقه بندی شدند. در مرحله دوم به منظور ارزیابی روایی محتوایی مدل مفهومی، از نظرات سه کارشناس متخصص استفاده شد و کارشناسان میزان ضرورت و مناسب بودن هر مؤلفه را ارزیابی کردند.نتایج: این پژوهش با هدف ترسیم مدل مفهومی پنداره زدایی از دنیا و ابطال تصویرسازی های ساختگی از آن در چارچوب والدگری معنوی خداسو انجام شده است. یافته ها نشان می دهند که در متون دینی، جهان بینی خاصی در مورد دنیا وجود دارد که متفاوت از دیدگاه های رایج در روانشناسی عمومی است. این جهان بینی، با ایجاد ساختاری ذهنی، فرد را برای پذیرش مفاهیم دینی آماده می کند. مدل پنداره زدایی از دنیا از دو مؤلفه اصلی تشکیل شده است: دنیاپنداره ها و دنیاپنداشت. دنیاپنداره ها شامل تصورات نادرست از دنیا مانند تعلق پذیری، امن دانستن، بزرگ پنداری، نزدیک پنداری، همسان پنداری با آخرت و پایدار دانستن آن است. این پنداره ها از طریق روش معکوس سازی از فهم روانشناختی متون دینی استخراج شده اند و با استناد به آیات و روایات، نادرستی آنها تبیین شده است. برای مثال، تعلق پذیری به دنیا با تأکید بر موقتی و ناپایدار بودن آن نفی می شود. در مقابل، دنیاپنداشت، نگرش صحیح و واقع بینانه به دنیا به عنوان گذرگاهی برای جبران فرصت ها و کسب توشه آخرت است. این نگرش، دنیا را به عنوان مزرعه آخرت و محلی برای عبادت و بندگی خداوند معرفی می کند. پنداره زدایی از دنیا زمانی محقق می شود که فرد در عین زندگی در دنیا، آن را به عنوان گذرگاهی برای آخرت درک کند و از پنداره های نادرست فاصله بگیرد. شکل زیر گویای تبدیل پنداره های دنیا به پنداشت از دنیا است که در نهایت پنداره زدایی محقق می شود که تحت عنوان مدل مفهومی پنداره زدایی از دنیا در والدگری معنوی خداسو نشان می دهد.روایی محتوای مدل با استفاده از شاخص های CVI و CVR و نظر سه کارشناس خبره روانشناسی بررسی شد. نتایج نشان داد که تمامی مؤلفه ها از روایی بالایی (بالاتر از ۰/۹۹) برخوردارند و با مستندات دینی مطابقت دارند. این مدل می تواند به والدین در ارائه تصویری صحیح از دنیا به فرزندان و تربیت معنوی آنها کمک کند.بحث و نتیجه گیری: در اندیشه اسلامی، مفهوم دنیا شامل ابعاد هستی شناختی و روان شناختی است. از نظر هستی شناختی، دنیا به عنوان "عالم ناسوت" و پایین ترین مرتبه در سلسله مراتب وجودی توصیف می شود، که این بدان معنا نیست که بی ارزش است، بلکه به لحاظ محدودیت و تغییرپذیری، در مقایسه با عوالم بالاتر (مانند عالم ملکوت) قرار دارد. جنبه روان شناختی دنیا به تجربیات فرد از آزمایش ها و چالش ها مرتبط است. دنیا به عنوان سرای فانی و گذرا، همواره با تغییر و زوال همراه است و این آگاهی می تواند اثرات متضادی بر انسان داشته باشد؛ از اضطراب و ناامیدی تا قدردانی و معناداری. همچنین، دنیا به عنوان "دارُالاِبتِلاء" یا سرای آزمونها در نظر گرفته می شود. این آزمون ها جوانب گوناگونی دارند، از جمله صبر و شکرگزاری، که در مواجهه با چالش ها، می تواند به رشد شخصیت منجر شود. از بعد روان شناسی، تعادل هیجانی-معنوی در مواجهه با این چالش ها یافت می شود، که نشان دهنده ارتباط میان عقل و احساسات امید و خوف است. بنابراین، برای تغییر رغبت انسان از دلبستگی به دنیا، باید الگوی توجه را به سوی ناپایداری دنیا و پایداری آخرت معطوف کرد. این تغییر نیازمند شناخت و یقین است و متون دینی نقش مؤثری در تربیت انان ایفا می کنند. در نهایت، فرزندان باید درک کنند که دنیا محل گذرا و موقتی است و ارزش واقعی در آخرت یافت می شود و این وضعیت، تعادل هیجانی-معنوی آن ها را در مسیر تعالی حفظ خواهد کرد.
۶۷.

طراحی الگوی مدیریت تربیت و آموزش نهضت ها و جنبش های اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۰۴
زمینه و هدف: هدف نهایی از دورهها و آموزشهای رهبران و اعضای نهضتها و جنبشهای اسلامی، تربیت و آموزش عناصر نهضتی کارآمد و اثربخش می باشد که بایستی بازخورد آن در محیط مأموریتی و میدانی قابل مشاهده و پیگیری باشد. این پژوهش با هدف دستیابی به الگوی مدیریت آموزشهای نهضتها و جنبشهای اسلامی طراحی شد. روششناسی: پژوهش حاضر از نوع توسعهای و از لحاظ روش پیمایشی است. نمونه آماری شامل 18 نفر از خبرگان دانشگاهی و صاحبنظران حوزه مطالعات منطقهای بودند که به روش نمونهگیری غیراحتمالی هدفمند انتخاب شده و از نظریه دادهبنیاد برای طراحی الگو استفاده شده است. ابتدا بر اساس رویکرد نظریه داده بنیاد در مرحله اول مجموعه متون دردسترس کدگذاری شد و در مرحله بعد، از طریق کدگذاری محوری پس از احصاء طبقات اصلی و فرعی، الگوی مدیریت آموزشهای نهضتها و جنبشهای اسلامی مبتنی بر آموزههای اسلام، فرمایشات امامین انقلاب اسلامی و تجربیات عملی در ادوار مختلف ارایه شده است. پس از مراجعه به صاحبنظران و خبرگان متخصص در رشتههای مدیریت، جامعه شناسی، قومنگاری و علوم سیاسی، ضمن اصلاح و تعدیل الگوی گفته شده، الگوی مدیریت آموزشهای نهضتهای اسلامی طراحی شد. یافتهها: از مهمترین نتایج تحقیق این است که در ارائه الگوی برای مدیریت تربیت و آموزش نهضتهای اسلامی، توجه به سه مولفه اساسی نیازسنجی دقیق، شرایط محیطی و فرهنگ سازمانی نهضتها ضروری میباشد. همچنین در این پژوهش شش بعد، 16مؤلفه و 55 شاخص برای مدیریت تربیت و آموزشهای نهضتهای اسلامی ارائه داده شده است.
۶۸.

الگوی جاری تربیت دینی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان: رویکرد نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۴۸
هدف اصلی این پژوهش، صورت بندی الگوی نظری حاکم بر برنامه درسیِ در حال اجرای تربیت دینی دانشگاه فرهنگیان بود. این پژوهش از نوع پژوهش کیفی و با روش نظریه داده بنیاد براساس رویکرد سیستماتیک اشتراوس و کوربین انجام شد. جامعه آماری مورد مطالعه این پژوهش شامل کلیه کارگزاران اصلی دخیل در برنامه درسی تربیت دینی دانشگاه فرهنگیان شامل دانشجومعلمان، اساتید و مدیران گروه های آموزشی دانشگاه فرهنگیان استان خراسان رضوی بودند. نمونه پژوهش حاضر شامل 18 نفر از دانشجو معلمان، 14 نفر از اساتید دانشگاه فرهنگیان و 3 نفر از مدیران گروه های آموزشی بودند که به شیوه هدفمند موارد مطلوب انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و در طی سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و انتخابی مورد تحلیل قرار گرفتند. برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای لینکن و کوبا و رائو و پری استفاده شد. نتایج پژوهش در قالب مدل پارادیمی شامل عدم تجانس و هماهنگی در ابعاد برنامه درسی تربیت دینی دانشگاه فرهنگیان به عنوان مقوله ی محوری و شرایط علی (ضعف بصیرتی دانشجویان، ضعف های آموزشی اساتید، چالش های محیطی دانشگاه)، عوامل زمینه ای (ساختار قانونی و تصمیمات دانشگاه، گروه همسالان، خانواده و جامعه)، شرایط مداخله ای تسهیل گر(حمایت و بسترسازی دانشگاه در زمینه تربیت دینی، توجه به تربیت دینی در برنامه درسی مصوب و استفاده از رویکردهای سازنده گرا در دانشگاه)، شرایط مداخله گر محدودکننده(فرهنگ آموزش محور، نگاه قضاوت گونه به دین و ضعف تخصص اساتید در تربیت دینی)، راهبردهای پیشنهادی (رویکردهای آموزش دینی، طراحی برنامه استراتژیک در زمینه نهادینه سازی تربیت دینی، استفاده از سازوکارهای تشویقی، اعتدال ورزی در تربیت دینی) و پیامدهای جاری (دین دانی به جای دین داری در دانشجو معلمان) سازمان یافت.
۶۹.

طراحی و اعتباریابی الگوی توسعه رهبری اخلاقی در مدارس دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۱۹۷
مقدمه و اهداف: یکی از دغدغه های اصلی سازمان ها و پژوهشگران در چهار دهه گذشته، سبک های رهبری بوده است. به خوبی اثبات شده است که سبک های مختلف رهبری با سلامت روانی پیروان مرتبط هستند. رهبری یکی از مفاهیم اصلی در رویکردهای پست مدرن و معاصر به شمار می رود. شفقّت، مراقبت و عدالت اصول اخلاقی اساسی در رهبری و مدیریت هستند. یکی از عواملی که بر اثربخشی معلّمان تأثیر می گذارد، پایبندی آنها به اخلاق است. به نظر می رسد تعهّد اخلاقی یکی از نگرانی های بنیادین هر نظام آموزشی در جوامع مختلف است. اخلاق در قلب رهبری جای دارد. به عنوان تنظیم کننده روابط انسانی، اخلاق همواره از اهمیت قابل توجّهی برخوردار بوده است. در مباحث مدیریتی، این مکانیزم درونی، بدون نیاز به اجرای اجباری خارجی، می تواند عملکرد اخلاقی کارکنان را تضمین کند و یک سازمان اخلاقی ایجاد کند. رهبری اخلاقی به طور مستقیم با عملکرد خلاقانه مرتبط است. رهبری اخلاقی در قرن بیست ویکم توجه زیادی را به خود جلب کرده است. بررسی پژوهش ها نشان می دهد که گستره و تنوع مطالعات در این حوزه ناشی از اهمیت روزافزون رهبری اخلاقی به عنوان یک نگرانی جدی برای سازمان ها و نیز دیدگاه های منحصربه فرد هر پژوهشگر در این زمینه است. بنابراین، با توجه به نکات فوق، پژوهش حاضر قصد دارد مدلی برای توسعه رهبری اخلاقی در مدارس ابتدایی شهر اردبیل طراحی و اعتبارسنجی کند.روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی بوده و از نظر ماهیت داده ها از روش ترکیبی (کیفی و کمی) بهره گرفته است. روش تحقیق، طرح اکتشافی بود. در مرحله کیفی، از مصاحبه های نیمه ساختاریافته و روش نظریه پردازی داده بنیاد استفاده شد، در حالی که در مرحله کمی، مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) به کار گرفته شد. جامعه پژوهش در بخش کیفی شامل اساتید دانشگاه و کارشناسان حوزه علوم تربیتی استان اردبیل بود. برای نمونه گیری در مرحله کیفی از روش نمونه گیری هدفمند، که یک روش نمونه گیری غیر احتمالی است، استفاده شد. کفایت نمونه براساس اشباع داده ها و تکرارپذیری تعیین شد و تعداد نمونه شامل ۱۵ استاد دانشگاه در حوزه علوم تربیتی از اردبیل بود. جمع آوری داده ها در این مرحله از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام شد. در مرحله کمی، جامعه آماری شامل تمامی معلمان مقطع ابتدایی شهر اردبیل بود. تعداد کل معلمان ابتدایی اردبیل در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ تقریباً ۲۶۰۰ نفر بود. براساس حجم جامعه آماری و فرمول کوکران، ۳۳۵ معلم به عنوان نمونه در مرحله کمی انتخاب شدند که از روش نمونه گیری غیرتصادفی و در دسترس استفاده شد. برای تحلیل داده ها، در مرحله اوّل کدهای ساختاری از طریق سه روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی جمع آوری شدند. در مرحله دوّم، تحلیل عاملی تأییدی با استفاده از داده های مرحله اول انجام شد. با توجه به توزیع غیر نرمال داده ها، از روش حداقل مربعات جزئی (PLS) و تکنیک بوت استرپینگ در نرم افزار Smart PLS برای به دست آوردن شاخص های برازش مدل استفاده شد.نتایج: پس از تحلیل کیفی که به شناسایی کدهای اولیه منجر شد، این کدها براساس شباهت ها و ارتباط داده ها در قالب چندین مضمون دسته بندی شدند. در نهایت، مضامین در دسته بندی های مشخصی سازماندهی شدند. پس از فرآیند مستمر کدگذاری باز، محوری و انتخابی، داده های جمع آوری شده براساس رویکردی نظام مند به ۱۳۰ کد باز، ۹۹ مفهوم، ۱۰ مضمون و ۶ دسته بندی سازماندهی شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که مدل توسعه رهبری اخلاقی در مدارس ابتدایی شهر اردبیل در قالب مضامینی ازجمله ویژگی های شخصی و شخصیتی، تقویت ارتباطات و تعاملات، توسعه مهارت های فردی و حرفه ای، مدیریت بحران، تقویت انگیزه، حفظ و پاسداری از ارزش های اخلاقی، شفافیت، اثربخشی سازمانی، رشد حرفه ای و افزایش اعتماد و انسجام دسته بندی شده است. مدل مورد نظر اعتبارسنجی شد و برازش مناسبی داشت (p<0.05).بحث و نتیجه گیری: شرایط علّی در این پژوهش شامل ویژگی های شخصی و شخصیتی بودند. نتایج نشان می دهد که ویژگی های فردی و شخصیتی تأثیر قابل توجّهی بر توسعه رهبری اخلاقی در مدارس ابتدایی دارند. این ویژگی ها می توانند به طور مثبت یا منفی بر اخلاق و رفتار رهبران در مدارس تأثیر بگذارند. همچنین یافته ها نشان می دهد که راهبردها نیز نقش مهمی در توسعه رهبری اخلاقی ایفا می کنند. در این پژوهش، راهبردها شامل تقویت ارتباطات و تعاملات، توسعه مهارت های فردی و حرفه ای، و مدیریت بحران بودند. تحقیق نشان می دهد که بهبود ارتباطات و تعاملات، توسعه مهارت های فردی و حرفه ای، و مدیریت بحران برای پرورش رهبری اخلاقی در مدارس ابتدایی ضروری است. این راهبردها به تقویت روابط بین اعضای جامعه مدرسه، بهبود مهارت های رهبری اخلاقی، و ارتقای کیفیت تصمیم گیری های اخلاقی در محیط آموزشی کمک می کنند. علاوه بر این، نتایج نشان می دهد که شرایط مداخله گر نیز تأثیر قابل توجّهی بر توسعه رهبری اخلاقی دارند. در این پژوهش، تقویت انگیزه به عنوان یک عامل مداخله گر شناسایی شد. یافته ها نشان می دهد که مداخلاتی مانند ایجاد محیط انگیزشی، تقویت تفکر مثبت، ترغیب به شور و اشتیاق، افزایش انگیزه رهبران، و ارتقای پویایی در میان افراد می توانند به توسعه رهبری اخلاقی کمک کنند. تقویت انگیزه به عنوان یک عامل مداخله گر نقش مهمی در پرورش رهبری اخلاقی ایفا می کند. این مطالعه همچنین نشان می دهد که توجه به ارزش های اخلاقی و حفظ آنها، به همراه شفافیت، به عنوان شرایط زمینه ای، تأثیر مثبتی بر توسعه رهبری اخلاقی دارند. پژوهش بیان می کند که این شرایط زمینه ای به پرورش رهبرانی متعهّد به اصول و ارزش های اخلاقی کمک می کنند و محیطی شفاف و اخلاق مدار در مدرسه ایجاد می نمایند. ارزش های اخلاقی نظیر خودسازی، صداقت، امانت داری، و دوراندیشی، هنگامی که به طور دقیق رعایت شوند، می توانند به شکل گیری ذهنیتی اخلاقی کمک کنند و پایداری اصول اخلاقی را در تصمیم گیری ها و اقدامات رهبری تضمین کنند. پژوهش نشان می دهد که پرورش رهبری اخلاقی در مدارس ابتدایی می تواند به ایجاد سازمان هایی سالم و پایدار کمک کند و نتایج مثبت متعدّدی برای این محیط ها به همراه داشته باشد. توسعه رهبری اخلاقی در میان معلّمان و کارکنان مدارس ابتدایی می تواند به افزایش اعتماد و همبستگی منجر شود. درنهایت، محور اصلی این پژوهش حول محور رهبری اخلاقی می چرخد که بدون وجود عوامل و شرایط مناسب ممکن است به نتایج منفی منجر شود. رهبری اخلاقی مهمترین عنصر در مدارس ابتدایی است که می تواند عدالت و ارزش را به فرهنگ و محیط آموزشی مدرسه اضافه کند.
۷۰.

ارائه الگوی پرورش تفکر کودک بر مبنای معرفت شناسی اسلامی در برنامه آموزش فلسفه برای کودکان(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۸ تعداد دانلود : ۲۱۹
این پژوهش با هدف ارائه الگوی پرورش تفکر کودک بر مبنای معرفت شناسی اسلامی در برنامه آموزش فلسفه برای کودکان انجام پذیرفت. روش پژوهش کیفی و بر حسب تحلیل محتوا بود. ابزار گردآوری داده، مرور سیستماتیک ادبیات و مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. به منظور تعیین روایی پرسش نامه از روایی محتوایی و سازه، و برای محاسبه پایایی نیز از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شد، که نتایج بیانگر روا و پایا بودن ابزار بود. روش تجزیه و تحلیل داده ها، تحلیل مضمون شامل مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر با نرم افزار مکس کیودا بود. یافته ها نشان دادند که پرورش تفکر کودک در آموزش فلسفه برای کودکان بر مبنای معرفت شناسی اسلامی شامل 159 شاخص، 32 مؤلفه و 7 بعدِ «اخلاقی شدن کودک و فهم مباحث ارزشی»، «ایجاد تفکر عقلی، استدلالی و منطقی»، «دیدگاه شهودی و فلسفی»، «ارتقای درک سیاسی و اقتصادی»، «ارتقای درک معرفت شناسی و هستی شناسی»، «تأدیب و تربیت کودک» و «درک خداشناسی» بود؛ همچنین شامل ایجاد فضای آزاد برای بحث و انتقاد، تشویق به پرسش و تفکر عمیق، ارائه مسائل فلسفه اسلامی به زبان ساده، ترغیب به تفکر انتقادی و درک چندگانه، و توجه به توسعه قدرت تفکر انتزاعی بود.
۷۱.

بررسی مؤلفه «انسجام ملی» در تربیت سیاسی غربی (مورد مطالعه: دو رویکرد محافظه کار و لیبرال-دموکراتیک)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۷
مقدمه و اهداف: «انسجام ملی» برای محفاظت از هر کشوری ضروری است. برای تحقق این امر، علاوه بر وظایفی که مستقیماً مربوط به دولت هاست، لازم است که شهروندان جامعه نیز نگرش ها و حساسیت های لازم را کسب کنند و وظایف خود را در این راستا به درستی انجام دهند. آماده سازی و پروش شهروندان برای نقش آفرینی خود، کاری است که در گسترده ترین و عمیق ترین حالت، توسط نهاد تربیت انجام می شود.واکاوی رویکردهای تربیت سیاسی در جهان می تواند آگاهی و هشیاری ما را نسبت به ابعاد مختلف این گونه برنامه ها و خروجی های آنها تقویت کند. در پژوهش حاضر نحوه پرداختن به بحث «انسجام ملی» در دو رویکرد مهم تربیت سیاسی غربی، یعنی رویکرد محافظه کار و رویکرد لیبرال - دموکراتیک مورد بررسی قرار گرفته است. رویکرد تربیت سیاسی محافظه کار یکی از قدیمی ترین رویکردهای تربیت سیاسی در جهان است که هم اکنون نیز طرفداران بسیاری دارد و جا دارد که مورد بررسی دقیق قرار بگیرد. رویکرد تربیت سیاسی لیبرال - دموکراتیک نیز، نظریه غالب در جهان غرب است و این طور ادعا می کند که انسان را به نهایت رشد و تعالی خود می رساند، او را از بیشترین میزان آزادی و رفاه بهره مند می سازد و حقوق مدنی و مشارکت سیاسی همه اقشار جامعه را تضمین می کند. بنابراین، جا دارد که این رویکرد نیز مورد تدقیق قرار بگیرد. با عنایت به اینکه این دو رویکرد تفاوت های زیادی با هم دارند، این بررسی مقایسه ای می تواند ابعاد دقیق تری را درمورد موضوع مورد نظر در اختیار نهد. این تحقیق به این سوالات پاسخ می دهد: «انسجام ملی» چه جایگاهی در برنامه تربیت سیاسی دو رویکرد غربی محافظه کار و لیبرال - دموکراتیک دارد؟ هر یک از این دو رویکرد چگونه به این مؤلفه می پردازند؟ و از این نظر چه شباهت ها و تفاوت هایی دارند؟ روش: این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی-مقایسه ای انجام شد. ابتدا جایگاه مؤلفه انسجام ملی در میان «اهداف» تربیت سیاسی در دو رویکرد مقایسه شد و سپس نحوه پیگیری این هدف در سایرمؤلفه های برنامه تربیتی، از جمله: محتوای آموزشی، روش های تدریس و شیوه های ارزشیابی بررسی شد. یافته ها: براساس یافته ها، انسجام ملی برای هر دو رویکرد تربیت سیاسی غربی، مهم است و در هر دو برنامه تربیتی انعکاس یافته است. اما در رویکرد محافظه کار، به منزله هدف اساسی تربیت سیاسی مطرح است؛ درحالی که در رویکرد لیبرال -دموکراتیک، هدف اساسی چیز دیگری (حداکثر آزادی فردی) است و انسجام ملی نیز گرچه یک ضرورت است، ولی در عین حال، یک «مساله» است که باید برای حل آن، فکری کرد.نظام تربیت سیاسی محافظه کار، پرورش هویت ملی و انسجام اجتماعی را مهم ترین دغدغه خود می داند و به صورت منسجم تری این هدف را از طریق انتقال دانش مشترک، آموزش زبان مشترک، محو کردن خرده فرهنگ ها، آموزش یک دین ملی، ایجاد غرور ملی و میهن پرستی، و ارزشیابی استاندارد ملی دنبال می کند. این رویکرد اساسا به دنبال «ملت سازی» است؛ و «هویت ملی» را – از طریق ایجاد یک سیستم فکری و ارزشی واحد - در شخصیت شهروندان «نهادینه» می کند؛ ولی در نهایت، محدودیت شدیدی بر رشد همه جانبه فرد و جامعه تحمیل می کند، پتانسیل های زیادی را در جامعه بدون استفاده می گذارد و در غیاب پرورش تفکر، منجر به پرورش میهن پرستانی بدون منطق و خردورزی کافی می شود.نظام تربیت سیاسی لیبرال - دموکراتیک نیز، بر ضرورت انسجام ملی، وفاداری و میهن پرستی به خوبی واقف است؛ و در این راستا، برنامه درسی مشترک در ذیل محتوای دانش آموزمحور، پرورش تفکر و عقلانیت، استقبال از تضارب آرا، تقویت تساهل، احساس مسئولیت در قبال خیر عمومی، وفاداری و میهن پرستی، آموزش عملی ارزش های دموکراتیک و ارزشیابی منعطف را در برنامه خود دارد. تفاوت این دو رویکرد در این است که نظام تربیتی لیبرال - دموکراتیک در بستر یک سیستم فکری و ارزشی تکثرگرا، ایفای مسئولیت مشارکت جمعی را از طریق قرارداد اجتماعی محقق می سازد؛ نه از طریق هویت سازی؛ و به دلایل مبنایی (ابتنای آن رویکرد بر فردگرایی، خودمختاری و آزادی فردی) در عمل، با مشکل جمع کردن میان این ارزش های متضاد، دست به گریبان است و مسأله سردرگمی دانش آموزان در این رویکرد، یک مسأله جدی است. نظام تربیت سیاسی لیبرال - دموکراتیک به دنبال پیش روندگی، تنوع و تکثر، خودمختاری و فردگرایی است و در عین حال، به دلیل ضرورت حفظ جامعه نیز ادعا دارد که در عین دانش آموز محوری، دانش مشترکی را هم در دانش آموزان ایجاد می کند تا علاوه بر پیگیری رشد شخصیت فردی، مسئولیت پذیری و مشارکت اجتماعی را نیز رشد دهد. به عبارت دیگر، لیبرالیسم هم به دنبال تحقق خواسته های فردی است و هم، در پی حفظ اتحاد و یکپارچگی جامعه. با تمام پیشنهادهای عملی که از طرف حامیان این رویکرد مطرح می شود، دشوار است که فرد با وجود آزادی های فردی و انتخاب های آزادانه ، با ارزش های جامعه همخوانی و سازگاری پیدا کند. به همین نسبت، پرورش احساسات ملی، علاقه گروهی مشترک یا میهن پرستی نیز با فردگرایی و خودمختاری و حفظ هویت های کاملاً مجزا در تضاد است.کثرت گرایی و احترام به تنوع فرهنگی، نیز با اتحاد اجتماعی چالش دارد. مردم با ارزش های متضادی که آنها را از یکدیگر جدا می کند، در کنار هم زندگی می کنند و هر کدام سرسختانه به ارزش های خودشان وفادارند. فاصله ارزشی و حتی تضاد منافع می تواند منجر شود که افراد احساس کنند که با هم غریبه هستند یا حتی از ارزش های همدیگر متنفر باشند. گاهی این اختلافات به افزایش احساسات تفرقه افکنانه و تعارضات سیاسی تبدیل می شود و افراد برای تحقق جاه طلبی های فرهنگی و سیاسی شان با یکدیگر رقابت می کنند. بنابراین، تساهل ورزی نیز در جوامع چندفرهنگی، دشوار است. باتوجه به مواردی که در مقاله مورد بحث قرار گرفته است، به نظر می رسد که لیبرالیسم از انسجام نظری کافی برخوردار نیست؛ و تمام این اشکالات و چالش ها، به نظام تربیتی لیبرال - دموکراتیک نیز تسری می یابد. نتایج: نتیجه این تحقیق آن است که هر دو رویکرد تربیت سیاسی غربی، دچار مشکلات و چالش های جدی در این زمینه هستند. پژوهش های بیشتر راجع به راهکارهای برون رفت و حل چالش های به دست آمده در این تحقیق، همچنین، بررسی سایر الگوهای بدیل در جهان و به ویژه، الگوی تربیت سیاسی در اسلام جهت تقویت انسجام ملی، و عرضه الگوهای بومی و قابل رقابت به جهان، در گام های بعد، می تواند جنبه های دقیق تری از این بحث را روشن کند و به خصوص، راهکارهای بدیلی در اختیار دیگر کشورهای جهان نیز قرار دهد.
۷۲.

شکاف بین نسلی و نقش آن بر پایبندی دانش آموزان به الگوی زندگی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۵
هدف: در دهه های اخیر، شکاف بین نسلی به یکی از چالش های اساسی فرهنگی، تربیتی و اجتماعی در جوامع اسلامی، از جمله ایران، تبدیل شده است. این شکاف، به ویژه در زمینه پایبندی نسل نوجوان به الگوی زندگی اسلامی، موجب بروز پیامدهایی چون بحران هویت، تضعیف ارزش ها و تغییر در سبک های زندگی دینی شده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل ابعاد شکاف بین نسلی و تبیین نقش آن در پایبندی دانش آموزان به الگوی زندگی اسلامی انجام شده است. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد انجام گرفت. جامعه مورد مطالعه این پژوهش شامل مدیران، معاونین آموزشی و پرورشی، مشاوران و دبیران الهیات دبیرستان های دخترانه و پسرانه شهرستان آزادشهر بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند، از نوع ملاک محور، نمونه مورد نظر انتخاب و نمونه گیری تا رسیدن به حد اشباع نظری داده ها ادامه یافت. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 12 نفر از مشارکت کنندگان بدست آمده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای گوبا و لینکن استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که (تحول نگرش دینی و استقلال فکری، جابجایی مرجعیت فکری و اعتماد، تغییر نظام ارزش ها و تحلیل انتقادی، تعارض میان سنت و مدرنیته، ناکارآمدی آموزش و یادگیری دینی، تعارضات خانوادگی و سبک زندگی) به عنوان مقوله های اصلی و شرایط علی (ضعف نهاد خانواده در تربیت دینی و تأثیرپذیری نوجوانان از رسانه های نوین)؛ شرایط مداخله گر (اختلال در نقش تربیتی مدرسه و سلطه فضای مجازی بر نظام ارزشی نوجوانان)؛ شرایط زمینه ای (ناتوانی نظام آموزشی در انطباق با تحولات نسلی، بحران هویتی نوجوانان و گسست گفت وگو میان نسل ها)؛ راهبرد (تحول در آموزش دینی، ارتقای نقش خانواده، گفت وگوی بین نسلی و بهره گیری از ظرفیت های مشارکتی دانش آموزان) و پیامد (کاهش اعتماد به نهادهای سنتی، هویت پریشی و سردرگمی نسل جدید، دگرگونی در دینداری و ارزش ها، پیامدهای روانی و اجتماعی) سازمان یافت. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش بیانگر آن است که مقابله با شکاف بین نسلی در حوزه تربیت دینی نیازمند رویکردی نوین، چندبُعدی و بومی گرایانه است. بازنگری در سیاست های آموزشی، توانمندسازی خانواده، طراحی محتوای دینی متناسب با اقتضائات نسلی و تقویت نقش رسانه های بومی از جمله پیشنهادهایی است که می تواند به تقویت دینداری و بازسازی پیوند نسلی کمک کند.
۷۳.

بررسی حکمت های قرآنی بر مبنای ساحت های بینشی، گرایشی و کنشی در محتوای کتب درسی هدیه های آسمانی دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۲
هدف: پژوهش حاضر، با هدف بررسی حکمت های قرآنی براساس ساحت های بینشی، گرایشی و کنشی در محتوای کتب درسی هدیه های آسمانی دوره ابتدایی انجام شد. روش: این تحقیق، توصیفی، از نوع تحلیل محتوا، با رویکرد کمی بود. جامعه آماری، شامل 5 کتاب هدیه های آسمانی پایه دوم تا ششم چاپ1403 و روش نمونه گیری سرشماری بود، بنابراین کل جامعه آماری بررسی شد. بدین ترتیب که علاوه بر متن، آیات، احادیث و تصاویر با استفاده از آمار توصیفی و الگوی آنتروپی شانون تحلیل شد. واحد تجزیه و تحلیل، متون نوشتاری زیرعنوان های هر درس تحت قالب : بدانیم، فکر می کنم، دوست دارم، بازی و نمایش و فعالیت های دانش آموز، تعیین شد و برای بررسی تصاویر از تحلیل مضمون استفاده گردید. ابزار جمع آوری اطلاعات، سیاهه محقق ساخته مولفه های حکمی قرآنی در کتب مذکور بود که به تأیید سه نفر از اساتید و صاحب نظران تعلیم و تربیت رسید. روایی پژوهش، براساس دیدگاه پنج صاحب نظر دانشگاهی شامل، اساتید معارف اسلامی، کارشناسان سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی و یکی از مولفین کتب مزبور، مشخص شد و پایایی آن از طریق ضریب پایایی پی اسکات 89/0 به دست آمد. یافته ها: مطابق یافته ها، از مجموع 704 واحد ثبت در پنج کتاب درسی مذکور، بیشترین میزان توجه متعلق به مقوله های بینشی با فراوانی401 یا 96/56 درصد بود که ضریب اهمیت آن 3368/0 به دست آمد. مقوله های کنشی با فراوانی223 یا 67/31 درصد رتبه دوم را داشت که ضریب اهمیت آن 3351/0 بود و مقوله های گرایشی با فراوانی80 یا 36/11 درصد، دارای پایین ترین میزان توجه بود و ضریب اهمیت آن 3280/0 شد. نتیجه گیری: براساس نتیجه تحقیق، در تدوین محتوای هدیه های آسمانی، توجه به ساحت بینش ها، گرایش ها و کنش های حکمی قرآن، متناسب نیست.
۷۴.

امکان های خانواده و مدرسه در تربیت دینی؛تحلیلی بر مبنای تجربه نگاری تربیت دینی دوره کودکی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۱
هدف: با توجه به چالش های تربیت دینی در دوره معاصر و اهمیت و جایگاه دو نهاد خانواده و مدرسه در امر تربیت دینی کودکان و نوجوانان، این پژوهش با هدف بررسی امکان ها و فعالیت های دو نهاد خانواده و مدرسه در تربیت دینی انجام شد. این پژوهش از نوع کیفی است که با روش پدیدارشناسی به بررسی 30 گزارش تجربه نگاری تربیت دینی کودکی و نوجوانی دانشجویان دانشگاه تهران در خانه و مدرسه پرداخته شد. افراد مشارکت کننده در این پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه تهران که تنوعی از دانشجویان سرآمد از استان های مختلف کشور هستند، در بازه سنی (20-45 سال) در سال تحصیلی 1400-1401 در سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری بود ک روش: استفاده از روش تحلیل مضمون داده های برآمده از متن تجارب، براساس حیطه های یادگیری بلوم، اقدامات این دو نهاد نظام مند شد. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از تفاوت جدی جایگاه خانواده و دامنه تاثیری به مراتب گسترده تر از حیث امکان تربیت دینی (میزان و تنوع فعالیت ها) در خانواده در مقایسه با مدرسه است. اما مدرسه با داشتن سهم کمتر در ایجاد فرصت و سهم بیشتر در ایجاد تهدید، در معرض ناکامی در تربیت دینی دانش آموزان قرار دارد. نتیجه گیری: هر چند در رویکردهای هر دو نهاد، توجه به شناخت عمیق فاقد اولویت است، اما با توجه به ماموریت اصلی مدرسه به عنوان یک نهاد آموزشی، این ضعف به مراتب بیشتر خودنمایی می کند. هدف: با توجه به چالش های تربیت دینی در دوره معاصر و اهمیت و جایگاه دو نهاد خانواده و مدرسه در امر تربیت دینی کودکان و نوجوانان، این پژوهش با هدف بررسی امکان ها و فعالیت های دو نهاد خانواده و مدرسه در تربیت دینی انجام شد. این پژوهش از نوع کیفی است که با روش پدیدارشناسی به بررسی 30 گزارش تجربه نگاری تربیت دینی کودکی و نوجوانی دانشجویان دانشگاه تهران در خانه و مدرسه پرداخته شد. افراد مشارکت کننده در این پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه تهران که تنوعی از دانشجویان سرآمد از استان های مختلف کشور هستند، در بازه سنی (20-45 سال) در سال تحصیلی 1400-1401 در سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری بود ک روش: استفاده از روش تحلیل مضمون داده های برآمده از متن تجارب، براساس حیطه های یادگیری بلوم، اقدامات این دو نهاد نظام مند شد. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از تفاوت جدی جایگاه خانواده و دامنه تاثیری به مراتب گسترده تر از حیث امکان تربیت دینی (میزان و تنوع فعالیت ها) در خانواده در مقایسه با مدرسه است. اما مدرسه با داشتن سهم کمتر در ایجاد فرصت و سهم بیشتر در ایجاد تهدید، در معرض ناکامی در تربیت دینی دانش آموزان قرار دارد. نتیجه گیری: هر چند در رویکردهای هر دو نهاد، توجه به شناخت عمیق فاقد اولویت است، اما با توجه به ماموریت اصلی مدرسه به عنوان یک نهاد آموزشی، این ضعف به مراتب بیشتر خودنمایی می کند.
۷۵.

سیمای اصول دین در کتاب های دین و زندگی دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۲
هدف: هدف پژوهش حاضر تحلیل محتوای کتاب های دین و زندگی دوره دوم متوسطه از نظر میزان توجه به توحید، نبوت، معاد، عدل و امامت بوده است. روش: این پژوهش بنیادی و اسنادی از نوع توصیفی؛ با روش تحلیل محتوا به کمک آنتروپی شانون انجام شده است. جامعه و نمونه کتاب های دین و زندگی چاپ سال 1403 دوره دوم متوسطه بوده که به روش نمونه گیری سرشماری تمام کتاب ها تحلیل شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات فهرست وارسی تحلیل محتوای از قبل تعیین شده روا و پایا بوده است. داده ها به کمک شاخص های آمار توصیفی در فرآیند تحلیلی آنتروپی شانون مورد و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: در کتاب های دین و زندگی دوره دوم متوسطه در مجموع 395 مرتبه به اصول دین توجه شده است. در بین اصول دین میزان اهمیت به ترتیب؛ امامت با 255/0، عدل با 211/0، توحید با 201/0، معاد با 167/0 و نبوت با 166/0 بوده است. همچنین در بین پایه ها میزان اهمیت به ترتیب؛ پایه دوازدهم با 368/0، پایه یازدهم با 323/0، پایه دهم با 309/0 بوده است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش بیانگر توزیع نامتعادل، ناهماهنگ و نامتوازن اصول دین در کتاب های درسی بوده است. از نتایج این پژوهش مؤلفان کتاب های درسی برای اصلاح کتاب های دین و زندگی دوره دوم متوسطه استفاده نمایند.
۷۶.

از فکر تن تا فکر قلب: تحلیلِ نقطه افتراقِ نگاه مثبت گرای مولوی ازگفتمان مثبت اندیشی نئولیبرال و تبیین راهکارهای تربیتی بارورکننده فکر قلب در اندیشه تربیتی مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۳
هدف: این پژوهش با هدفِ شناسایی نقطه تمایز گفتمان مثبت اندیشی نئولیبرال از اندیشه های تربیتی مولوی انجام شده است. روش: روش پژوهش تحلیلی-تطبیقی بوده و به لحاظ هدف از آن جهت که گامی در راستای شکوفایی هدف غایی تربیت اسلامی می باشد، کاربردی محسوب می گردد. جامعه مورد مطالعه، گفتمان مثو دستیابی به آن را برای مسئولان قابل برنامه ریزی می نماید.؛ چرا که انطباقِ تعاریف قرآنی حاصل از این مفهوم با اشعار تربیتی مولوی نشان می دهد که بارور شدنِ فکر قلب، همان رسیدن به حیات طیبه قرب است. بت اندیشی آکادمیک و غیرآکادمیکی است که بر قدرت ذهن در خلق واقعیت بیرونی تاکید می کند. کلیدواژه های نمونه، شادی و ذهن هستند که به مقایسه دو دیدگاه در باب این کلیدواژه ها پرداخته شد. یافته ها: تمایز اصلی مثبت اندیشی نئولیبرال و آموزه های مولوی، تفاوت در دو دستگاه ادارکی ذهن و قلب است. مولوی از ذهن با عنوان ظلمت یاد می کند و معتقد است که ماندن در ظلمات ذهن و متولد نشدن از آن، عامل اصلی تیره روزی و غم در عالم است. او به دو نوع فکر، یعنی فکر تن و فکر قلب اشاره کرده و معتقد است برای رسیدن به شادی غیرآمیخته با غم، لازم است با صبر بر درد هوشیارانه پرهیز از دستورات فکر تن(ذهن) به شرح صدر یا فکر قلب مجهز شد. نتیجه گیری: آموزه های مولوی در باب توجه به قلب و پروش فکر آن، فارغ از آنکه راهکاری بدیع و جدی در رسیدنِ به شادی اصیل می باشد، ایهام مفهومی حیاتِ طیبه به عنوانِ هدف غایی تربیت اسلامی را نیز از بین برده
۷۷.

محتوا و شگرد های آموزش اخلاق به کودکان دبستانی در عربستان سعودی و عراق و دلالت های آن در محتوای اخلاقی کتاب های درسی ابتدایی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۵
هدف: آموزش اخلاق در دوره ابتدایی به عنوان یکی از ارکان اساسی تربیت اسلامی، نقش مهمی در شکل گیری شخصیت و رفتار دانش آموزان ایفا می کند. بررسی محتوای کتاب های درسی دینی کشورهای اسلامی می تواند الگوهای موثری برای بهبود نظام آموزشی ایران ارائه دهد لذا هدف این پژوهش تحلیل محتوای آموزش اخلاق در دوره ابتدایی عربستان سعودی و عراق است. روش: این مطالعه با روش تحلیل محتوای کیفی در کتاب های درسی دینی دوره ابتدایی عربستان سعودی («الدراسات الإسلامیه»، ویرایش 2023) و عراق («القرآن الکریم و التربیه الاسلامیه»، ویرایش 2024) انجام شد. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام و کتاب های درسی پایه های اول تا ششم ابتدایی دو کشور به دلیل اهمیت فرهنگی و مذهبی آن ها انتخاب شدند. داده ها از طریق تحلیل دقیق متن، تصاویر و فعالیت های کتاب ها جمع آوری و با کدگذاری توسط پژوهشگران و دو متخصص به صورت مستقل تحلیل شد تا دقت و جامعیت مطالعه تضمین شود. یافته ها: در عربستان، آموزش اخلاق بر آداب اجتماعی مانند سلام کردن، نظافت و احترام به دیگران، اعمال مناسکی مانند اذکار و سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله متمرکز است و از شگرد های محتوایی مانند رنگ آمیزی متن، مکالمه دونفری، داستان گویی، تصاویر واقعی، QR code و یادگیری برای عمل استفاده می شود، اما توجه به فضائل باطنی مانند ایثار و شهادت محدود بوده و شگرد هایی مانند شعر کمتر به کار رفته اند. در عراق، محتوای اخلاقی شامل آداب اسلامی (مانند آداب غذا خوردن و سلام دادن)، مفاهیم اخلاقی (مانند صداقت، ایثار، عفت و پرهیز از غیبت) و سیره پیامبر صلی الله علیه وآله و شخصیت های اسلامی است که با شگرد هایی نظیر داستان گویی، موعظه، حفظ، نقاشی، شعر، مثال و تکمیل جای خالی ارائه می شود. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش می تواند برای بهبود محتوای اخلاقی کتاب های درسی ایران با تأکید بر تقویت سیره نبوی، توسعه مهارت های اجتماعی و بهره گیری از شگرد های متنوع تألیفی مفید باشد.
۷۸.

نقش میانجی تربیت شهروندی در رابطه بین فعالیت های پرورشی با تربیت دینی و اجتماعی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۲
هدف: پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی تربیت شهروندی در رابطه بین فعالیت های پرورشی با تربیت دینی و اجتماعی دانش آموزان دوره متوسطه اول شهرستان شهریار در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ انجام شد. روش: پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش اجرا، توصیفی همبستگی و مبتنی بر مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل مدیران، دبیران و دانش آموزان بود که بر اساس جدول کرجسی و مورگان و با روش نمونه گیری تصادفی ساده، ۱۱۴ مدیر، ۲۹۷ دبیر و ۳۸۴ دانش آموز به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه های محقق ساخته فعالیت های پرورشی، تربیت دینی، تربیت اجتماعی و تربیت شهروندی بود که روایی محتوایی آنها با شاخص های CVR و CVI و پایایی با آلفای کرونباخ تأیید شد. تحلیل داده ها با آمار توصیفی و استنباطی و نرم افزارهای SPSS و SmartPLS انجام گرفت. یافته ها: براساس یافته ها، میان فعالیت های پرورشی با تربیت دینی (530/0r=)، تربیت اجتماعی (408/0 r=) و تربیت شهروندی (524/0r=) در سطح 01/0 p= رابطه مثبت، مستقیم و معناداری وجود دارد. همچنین، تأثیر غیرمستقیم فعالیت های پرورشی بر تربیت اجتماعی(501/0r=) از طریق تربیت شهروندی بیش از تأثیر مستقیم آن بود؛ درحالی که تأثیر غیرمستقیم فعالیت های پرورشی بر تربیت دینی از طریق تربیت شهروندی کمتر از تأثیر مستقیم آن بر تربیت دینی گزارش شد (353/0r=). نتیجه گیری: فعالیت های پرورشی مدارس نقش مؤثری در تقویت تربیت دینی و اجتماعی دانش آموزان دارند؛ با این حال، تربیت شهروندی به عنوان متغیر میانجی، تأثیر برجسته تری بر ارتقای تربیت اجتماعی ایفا می کند. ازاین رو، توجه هدفمند به تربیت شهروندی در برنامه های پرورشی مدارس ضروری است.
۷۹.

تبیین مبانی فلسفی تربیت انتقادی در قرآن کریم به منظور ارائه چارچوب نظری و استنتاج دلالت های آن در اصول و روش های تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۴۷
مطالعه حاضر با هدف «تبیین مبانی فلسفی تربیت انتقادی در قرآن کریم به منظور ارائه چارچوب نظری و استنتاج دلالت های آن در اصول و روش های تربیتی» و با استفاده از روش تحلیل مفهومی و استنتاجی صورت گرفته است. جامعه پژوهش قرآن کریم، تفسیر المیزان، اسناد و منابع مکتوب دست اول و دوم مرتبط با موضوع است. یافته های پژوهش به شرح؛ 29 مبنای هستی شناختی، 28 مبنای انسان شناختی، 8 مبنای معرفت شناختی و 49 مبنای ارزش شناختی تبیین و چارچوب نظری مشتمل بر ابعاد و مؤلفه ها، صورت بندی شد. دلالت های تربیت انتقادی برای اصول تربیتی شامل؛ توحید، وحدت، عدل، واقع گرایی، آزادی و... همچنین برای روش های تربیتی شامل؛ مناظره، گفتگو، جدال احسن، قیاس منطقی، احتجاج و... استنتاج شد. در مکتب انسان ساز قرآن کریم، ترییت انتقادی؛ مبارزه ای فراگیر در مسیر رهایی و آزادی نوع انسان از قیود طاغوت درون و بیرون، پرورش روح ظلم ستیزی، عدالت خواهی، حق طلبی و تکلیف مداری است. غایت آن تربیت افرادی آگاه، خردمند، نقاد، خلاق و خودفرمان است که ضمن آگاهی به حقوق و مسئولیت های فردی و جمعی خویش، در کمال آزادی به ارزیابی، نقد و اصلاح موانع تحقق کمال جسمی و روحانی خویش پرداخته، همچنین برای شکل گیری جامعه توحیدی، و دست یابی به حیات جاویدان، سعادت دنیوی و اخروی، اهتمام خواهند ورزید.
۸۰.

پیش بینی اضطراب اجتماعی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان براساس احساس تنهایی و نگرش مذهبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۱۸
هدف: هدف پژوهش حاضر پیش بینی اضطراب اجتماعی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان، بر اساس نقش احساس تنهایی و نگرش مذهبی بود. روش: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه فرهنگیان استان خراسان جنوبی در سال تحصیلی 1404-1403 به تعداد 1958 نفر بودند که از میان آنان 283 نفر (طبق جدول کرجسی و مورگان) به روش نمونه گیری طبقه ای-تصادفی انتخاب شدند و به پرسشنامه های احساس تنهایی راسل و همکاران (1978)، اضطراب اجتماعی لایبویتز و همکاران (1987) و نگرش سنج مذهبی خدایاری فرد و همکاران (1392) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون همزمان در نرم افزار SPSS-27 تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد احساس تنهایی با اضطراب اجتماعی رابطه مثبت و معناداری دارد (66/0=r) و نگرش مذهبی رابطه منفی و معناداری (45/0-=r) با اضطراب اجتماعی دارد. همچنین، احساس تنهایی و نگرش مذهبی نیز با هم رابطه منفی معناداری (25/0-=r) دارند(01/0>P). در تحلیل رگرسیون همزمان، هر دو متغیر احساس تنهایی و نگرش مذهبی به طور هم زمان وارد مدل شدند. نتایج نشان داد که این دو متغیر به طور مشترک توانستند حدود ۵۲ درصد از واریانس اضطراب اجتماعی دانشجویان را تبیین کنند (01/0>P). در این مدل، احساس تنهایی دارای رابطه مثبت و معنادار با اضطراب اجتماعی بود، در حالی که نگرش مذهبی رابطه ای منفی و معنادار با آن نشان داد؛ به این معنا که افزایش احساس تنهایی موجب افزایش اضطراب اجتماعی و نگرش مذهبی بالاتر سبب کاهش آن می شود. نتیجه گیری: نتایج نشان داد احساس تنهایی اضطراب اجتماعی دانشجویان را افزایش می دهد، در حالی که نگرش مذهبی بالاتر موجب کاهش آن می شود. بر این اساس، پیشنهاد می شود دانشگاه ها با برگزاری کارگاه های تعامل اجتماعی و برنامه های معنوی گروهی، زمینه کاهش احساس تنهایی و اضطراب اجتماعی را فراهم کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان