۱.
هدف: هدف پژوهش شناسایی و تبیین ویژگی های برنامه درسی تربیت شهروندی در دوره دوم ابتدایی با رویکرد داده بنیاد است. روش: این پژوهش دارای رویکردی کیفی و کمی) است که از نظر هدف، توسعه ای -کاربردی است. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه با خبرگان و پرسشنامه بود. جامعه آماری پژوهش اساتید دانشگاه، کارشناسان برنامه ریزی درسی، کارشناسان آموزش وپرورش و مدیران و معلمان با سابقه دوره ابتدایی می باشد حجم نمونه 18 نفر بوده که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در این پژوهش به منظور تجزیه وتحلیل داده ها در بخش کیفی از نرم افزار NVIVO ویراست 11 و در بخش کمی با استفاده از نرم افزارهای Excel ویراست 2019 و Expert Choice ویراست 11 استفاده گردید. یافته ها: نتایج حاصل از کدگذاری باز داده های کیفی نشان داد کدهای استخراج شده مربوط به الگوی برنامه درسی تربیت شهروندی در دوره دوم ابتدایی شامل 85 کُد باز، 29 کدمحوری و 12 کد انتخابی می باشد که تشکیل دهنده الگوی ویژگی های برنامه درسی تربیت شهروندی در دوره دوم ابتدایی هستند. همچنین نتایج تحلیل وزن کدهای انتخابی نشان می دهد که «هدف گذاری موثر» با وزن نسبی (100/0) در رتبه اول، «تعامل موثر و سازنده» با وزن نسبی (096/0) در رتبه دوم و «تقویت مهارت های اجتماعی» با وزن نسبی (095/0) در رتبه سوم اهمیت قرار دارند. نتیجه گیری: آموزش وپرورش زمانی در رسیدن به اهداف و آرمان هایش موفق خواهد بود که بتواند شهروندانی آگاه، مسئول و خلاق بپرورد و این امر میسر نیست مگر از طریق آموزش بهینه شهروندی و نیز ارتقاء فرهنگ شهروندی. بنابراین بهتر است که این آموزش ها در برنامه های درسی مقاطع پایین تر تحصیلی به ویژه مقطع ابتدایی لحاظ شود و جزو اولویت های نظام آموزش وپرورش قرار گیرد.
۲.
هدف: تربیت دینی و آموزش دینداری به دانش آموزان و همچنین برنامه ریزی درسی متناسب با سطح رشد شناخت دینی آنان مستلزم دانش کافی از چگونگی دینداری در هر دوره رشدی است. بنابراین شناسایی مؤلفه هایی که دینداری هر گروه سنی را شکل می دهد، ضرورتی اجتناب ناپذیر است. هدف این پژوهش هستارشناسی دینداری کودکان پیش دبستانی بود. روش: روش پژوهش نیمه تجربی تکوینی از نوع هستارنگاری توصیفی استنتاجی است. مشارکت کنندگان در این پژوهش 9 کودک پیش دبستانی (4 پسر و 5 دختر) شهر کرمان بودند که به روش نمونه گیری هدفمند از نوع نمونه گیری معرف که نشان دهنده سطح گویا، عادی و معمول نشانگرهای دینداری بود، انتخاب شدند و از طریق مصاحبه مدبرانه و تحلیل محتوای جهت مند نشانگرهای دینداری در این گروه سنی شناسایی، طبقه بندی، توصیف و تعریف شدند. یافته ها: یافته های پژوهش 21 مؤلفه شکل دهنده هستار دینداری در این گروه سنی را مورد شناسایی قرار داد که در این میان مؤلفه های آزار نرساندن، کمک کردن، نماز خواندن، دعا خواندن و مهربان بودن وضوح و ظهور بیشتری داشته است. نتیجه گیری: نمود این نشانگرهای به عنوان مؤلفه های هستار دینداری کودکی تلویحات مهمی در شناخت تکوینی و تحول دینداری در این دوره سنی و همچنین برنامه ریزی جهت تربیت دینی کودکان دارد.
۳.
هدف :پژوهش حاضر با هدف واکاوی مفهومی مثبت اندیشی و مثبت نگری در نهج البلاغه به منظور ارائه ی استلزامات تربیتی انجام شده است. روش: پژوهش حاضر تحلیل محتوای کیفی با نظام مقوله بندی قیاسی بود. حوزه پژوهش شامل متون مرتبط با نهج البلاغه با استفاده از رویکرد هدفمند بود. ابزار گردآوری اطلاعات شامل فیش برداری مرتبط با مفاهیم مثبت اندیشی و مثبت نگری در نهج البلاغه بود. در مرحله اول متون مرتبط با نهج البلاغه و جملات مرتبط با هدف اصلی پژوهش انتخاب شدند. در مرحله دوم متون مورد مطالعه قرار گرفتند و پاراگراف های مرتبط با سوالات پژوهش انتخاب گردید. در مرحله سوم کدمفاهیم مرتبط با موضوع از هر پاراگراف مستخرج و در مرحله چهارم کدمفاهیم استخراج شده در دسته های هم مفهوم قرار گرفتند و در مرحله پنجم برای دسته های هم مفهوم، نام و عنوان مناسب که بیانگر مقوله اصلی پژوهش است تبیین شدند. روش کدگذاری و پارگراف به عنوان واحد تحلیل، جهت تجزیه و تحلیل متون استفاده گردید. یافته ها: یافته ها در بحث واکاوی مفهومی مثبت اندیشی و مثبت نگری در نهج البلاغه شامل 43 کدمفهوم و 3 مقوله محوری امید، آینده نگری و دوراندیشی و تعقل گری مثبت بود. همچنین استلزامات تربیتی مثبت اندیشی و مثبت نگری در نهج البلاغه شامل 3 مقوله محوری و 15 استلزام تربیتی بود. نتیجه گیری: واکاوی مفهومی مثبت اندیشی و مثبت نگری بر اساس نهج البلاغه امروزه از دغدغه های علما و متولیان تربیتی در حوزه تعلیم و تربیت می باشد.
۴.
هدف: در دهه های اخیر، شکاف بین نسلی به یکی از چالش های اساسی فرهنگی، تربیتی و اجتماعی در جوامع اسلامی، از جمله ایران، تبدیل شده است. این شکاف، به ویژه در زمینه پایبندی نسل نوجوان به الگوی زندگی اسلامی، موجب بروز پیامدهایی چون بحران هویت، تضعیف ارزش ها و تغییر در سبک های زندگی دینی شده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل ابعاد شکاف بین نسلی و تبیین نقش آن در پایبندی دانش آموزان به الگوی زندگی اسلامی انجام شده است. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد انجام گرفت. جامعه مورد مطالعه این پژوهش شامل مدیران، معاونین آموزشی و پرورشی، مشاوران و دبیران الهیات دبیرستان های دخترانه و پسرانه شهرستان آزادشهر بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند، از نوع ملاک محور، نمونه مورد نظر انتخاب و نمونه گیری تا رسیدن به حد اشباع نظری داده ها ادامه یافت. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 12 نفر از مشارکت کنندگان بدست آمده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای گوبا و لینکن استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که (تحول نگرش دینی و استقلال فکری، جابجایی مرجعیت فکری و اعتماد، تغییر نظام ارزش ها و تحلیل انتقادی، تعارض میان سنت و مدرنیته، ناکارآمدی آموزش و یادگیری دینی، تعارضات خانوادگی و سبک زندگی) به عنوان مقوله های اصلی و شرایط علی (ضعف نهاد خانواده در تربیت دینی و تأثیرپذیری نوجوانان از رسانه های نوین)؛ شرایط مداخله گر (اختلال در نقش تربیتی مدرسه و سلطه فضای مجازی بر نظام ارزشی نوجوانان)؛ شرایط زمینه ای (ناتوانی نظام آموزشی در انطباق با تحولات نسلی، بحران هویتی نوجوانان و گسست گفت وگو میان نسل ها)؛ راهبرد (تحول در آموزش دینی، ارتقای نقش خانواده، گفت وگوی بین نسلی و بهره گیری از ظرفیت های مشارکتی دانش آموزان) و پیامد (کاهش اعتماد به نهادهای سنتی، هویت پریشی و سردرگمی نسل جدید، دگرگونی در دینداری و ارزش ها، پیامدهای روانی و اجتماعی) سازمان یافت. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش بیانگر آن است که مقابله با شکاف بین نسلی در حوزه تربیت دینی نیازمند رویکردی نوین، چندبُعدی و بومی گرایانه است. بازنگری در سیاست های آموزشی، توانمندسازی خانواده، طراحی محتوای دینی متناسب با اقتضائات نسلی و تقویت نقش رسانه های بومی از جمله پیشنهادهایی است که می تواند به تقویت دینداری و بازسازی پیوند نسلی کمک کند.
۵.
هدف: پژوهش با هدف بررسی نقش شبکه های اجتماعی در هویت اجتماعی دانشجویان با واسطه گری آموزه های دینی در دانشجویان دانشگاه ملایر انجام شد. روش: پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش اجرا، همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش دانشجویان دانشگاه ملایر به تعداد 6400 در سال تحصیلی 1404-1403 بود که حجم نمونه 362 نفر به روش طبقه ای- نسبتی تعیین شد. به منظور گردآوری اطلاعات تعداد 400 پرسشنامه در میان نمونه آماری توزیع و در نهایت تعداد 357 پرسشنامه تکمیل شده و قابل تحلیل وارد مرحله تحلیل گردید. داده ها با استفاده از پرسشنامه های هویت اجتماعی صفاری نیا و روشن (1390)، آموزه های دینی شوقی بنا (1392) و پیامدهای استفاده از شبکه های اجتماعی موسسه ایپسوس (2024) گردآوری شد. یافته ها: استفاده از شبکه های اجتماعی به میزان 426/0- بر هویت اجتماعی تأثیر منفی و معنادار دارد (01/0P<). آموزه های دینی به میزان 305/0 بر هویت اجتماعی تأثیر مثبت و معنادار دارد (01/0P<). همچنین اثر میانجی آموزه های دینی به میزان 141/0 در رابطه بین استفاده از شبکه های اجتماعی و هویت اجتماعی معنادار است (01/0P<). نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهد آموزه های دینی به عنوان یک متغیر واسطه ای در رابطه بین استفاده از شبکه های اجتماعی و هویت اجتماعی عمل می کند. تحلیل مسیر و آزمون سوبل نشان داد که این متغیر نه تنها نقش واسطه گری معنادار دارد، بلکه به صورت یک مکانیزم تعدیل گر، اثرات شبکه های اجتماعی بر هویت اجتماعی را تحت تأثیر قرار می دهد. این یافته بر اهمیت تقویت بنیان های دینی به عنوان عاملی مؤثر در حفظ و تعالی هویت اجتماعی در عصر دیجیتال تأکید می کند.
۶.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سه گانه تاریک شخصیت (ماکیاولیسم، خودشیفتگی و جامعه ستیزی) و ایده آل گرایی اخلاقی با تقلب تحصیلی با در نظر گرفتن نقش میانجی ویژگی های شخصیتی باوجدان بودن و صداقت-تواضع در دانشجویان انجام شده است. روش: روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی مبتنی بر مدل معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش را دانشجویان دانشگاه ارومیه (12000 =N) در سال تحصیلی 1402-1403 تشکیل می دادند. از میان دانشجویان دانشگاه ارومیه 384 نفر با استفاده با توجه به فرمول کوکران با در نظر گرفتن خطای 05/0 ، و به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و به پرسشنامه سه گانه های تاریک شخصیت جانسون و وبستر (۲۰۱۰)، پرسشنامه ایدئولوژی های اخلاقی فورسیث (1980)، فرم کوتاه پرسشنامه صفات شخصیت (NEO) مک کری و کاستا (1985)، پرسشنامه تقلب تحصیلی مک کابی و تروینیو (1996) و پرسشنامه شخصیتی هگزاکو (2004) پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار AMOS 24 استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که تمامی مسیرهای مدل تحقیق، بر اساس آماره های T و ضرایب مسیر، در سطح اطمینان 95 درصد معنادار هستند. این نتایج تأثیرات مثبت و منفی متغیرهای شخصیتی (خودشیفتگی، ماکیاولیسم، جامعه ستیزی و ایده آل گرایی اخلاقی) را بر متغیرهای میانجی (باوجدان بودن و صداقت) و در نهایت بر تقلب تحصیلی نشان می دهد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از تحلیل ها و ارتباط مستقیم صفات تاریک شخصیت و تقلب تحصیلی، ضرورت ارتقای فضایل اخلاقی در محیط های دانشگاهی با استناد به آموزه های اسلامی پیشنهاد می گردد.