فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۱۰٬۹۴۴ مورد.
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۹
31 - 45
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش برای واکاوی تغییرات فصلی شمار روزهای برف پوشان (SCDs) در شمال غرب ایران داده های برف سنجنده مادیس تررا و آکوا در بازه زمانی 2020-2003 اخذ شد. اثر ابرناکی با بهره گیری از سه الگوریتم: ترکیب داده ها، پالایه مکانی و زمانی کاهش داده شد. برای الگوی رقومی ارتفاع، از مدل رقومی سطحی (DSM) آژانس فضایی ژاپن استفاده شد. سپس، ضمن تولید نقشه های پهنه ای فصلی SCDs، ارتباط سطوح برف پوش (SCAs) با SCDs و SCDs با ارتفاع مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان داد که با آغاز ریزش برف در پاییز، SCDs افزایش یافته و تا زمستان این روند به ویژه در تمامی پهنه های نسبتاً مرتفع و بسیار مرتفع فزونی می یابد. منطقه مورد بررسی شاهد کاهش SCDs از زمستان به سوی تابستان است. بیشینه شمار روزهای برف پوشان در فصل زمستان با 68 روز و پس از آن با 61 روز در پاییز به ارتفاعات سبلان و قلل مرتفع آن اختصاص دارد. کوهستان سبلان حتی در فصل تابستان نیز از شرایط ویژه ای برای ماندگاری برف پوش برخوردار است. ارتباط تغییرات SCAs با SCDs نیز نشان داد که بیشترین سطوح SC در فصول زمستان، بهار، تابستان و پاییز به ترتیب دارای SCDs تقریبی 15، 8، کمتر از 5 و 7 روز بوده است. کمینه فصلی مقادیر SCDs به پهنه های کم ارتفاع و دشت های هموار و بیشینه آن به مناطق مرتفع به ویژه قلل توده های کوهستانی اختصاص دارد. درعین حال، SCDs در بخش های جنوبی پهنه مطالعاتی نسبت به بخش های شمالی مقادیر کمتری را نشان می دهد. این موضوع ارتباط SCDs با مؤلفه های ارتفاع و عرض جغرافیایی را آشکار می کند.
سنجش میزان مسئولیت پذیری شهرداری منطقه 7 اصفهان در زمینه رعایت حقوق شهروندی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه پایدار شهری سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸
97 - 111
حوزههای تخصصی:
حقوق شهروندی مجموعه ای از حقوق و تکالیفی است که یک شهروند به دلیل سکونت در یک کشور از آن برخوردار است. این حقوق شامل حقوق مدنی، سیاسی و اجتماعی است. ش هرهای امروزی برای آن که بتوانن د رف اه و آس ایش شهروندان خود را تأمین کنند، باید تحت مدیریت شهری مطلوب قرار بگیرند. یکی از مهم ترین نهادهای مدیریت شهری شهرداری ها هستند که باید همواره در قبال رعایت حقوق شهروندان مسئولیت پذیر باشند. پژوهش پیش رو با هدف سنجش میزان مسئولیت پذیری شهرداری منطقه 7 اصفهان در زمینه رعایت حقوق شهروندی انجام شده است. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و روش تحقیق آن از نوع پیمایشی و توصیفی - تحلیلی است. جامعه آماری موردمطالعه شامل تمامی شهروندان ساکن در منطقه 7 شهر اصفهان بوده که بر اساس نتایج آخرین سرشماری کشور در سال 1395 تعداد آن ها برابر با 168732 نفر بوده است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر تعیین شد و روش نمونه گیری مورداستفاده نیز تصادفی ساده است. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه بوده که روایی آن با استفاده ازنظرات خبرگان، تائید و پایایی آن نیز با استفاده از آلفای کرونباخ، بررسی و مشخص شد که ضریب آلفا برای همه عوامل موردمطالعه در حد قابل قبولی قرار دارد. تجزیه وتحلیل داده های پرسشنامه در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی و از طریق نرم افزار SPSS صورت گرفته است. در بخش آمار توصیفی، خصوصیات پاسخگویان و در بخش آمار استنباطی با استفاده از آزمون های آماری تی تک نمونه ای و فریدمن به بررسی وضعیت عوامل چهارگانه و شاخص های زیرمجموعه این عوامل پرداخته شد. نتایج و یافته های حاصل از این پژوهش نشان داد که میزان مسئولیت پذیری شهرداری منطقه 7 شهر اصفهان در زمینه رعایت حقوق شهروندی در حوزه های (حقوق زیست محیطی، حقوق اقتصادی و حقوق اجتماعی – فرهنگی) کمتر از سطح متوسط و در حوزه (حق دسترسی به خدمات و امکانات شهری) بیشتر از سطح متوسط بوده است. همچنین شاخص های سواد و تحصیلات، فراغت و کیفیت خدمات شهری به ترتیب دارای بالاترین امتیاز و شاخص های رفاه اولیه، آزادی فردی و پایین بودن نرخ بیکاری به ترتیب با دارای پایین ترین امتیاز ازنظر پاسخ دهندگان بودند.
سناریونویسی کیفی در توسعه حکمروایی چند سطحی شهری در کلانشهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز شهر های آینده دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱)
105 - 122
حوزههای تخصصی:
اهداف تحقیق حاضر در دو حوزه نظری و تجربی تنظیم شده است. هدف نظری عبارت است از، تعیین عوامل اثرگذار بر توسعه حکمروایی چندسطحی شهری. هدف تجربی تحقیق بر تدوین سناریوهای توسعه حکمروایی چندسطحی شهری کلانشهر تهران در افق 1412 تاکید دارد. روش تحقیق، روش ترکیبی است. هدف اول با استفاده از روش کیفی ارزیابی شد. در ابتدا تحقیقات انجام شده در دو حوزه حکمروایی شهری و حکمروایی چند سطحی جمع آوری گردیدند. در حوزه حکمروایی شهری، تحقیقات متعددی انجام شده و شاخص های آن در تمامی تحقیقات ثابت است. در حوزه حکمروایی چند سطحی، در جستجوی مطالعات داخلی، دو مقاله و در جستجوی منابع خارجی، 41 مقاله بدست آمد. در جستجو منابع خارجی، پایگاه Web of Science، انتخاب گردید. اسناد جمع آوری شده به روش تحلیل محتوا، تحلیل گردیدند و عوامل موثر بر توسعه حکمروایی چند سطحی شهری شناسایی شدند. برای تحقق هدف دوم، روش سناریونویسی اکتشافی بکار گرفته شد که مبتنی بر مکتب منطق شهودی است. بر اساس تلفیق چند فرآیند سناریونویسی اکتشافی، مراحل تدوین سناریو در 9 گام تعریف شد. عوامل بدست آمده در هدف اول، به عنوان عوامل موثر در سناریونویسی استفاده شدند. در این فرآیند 9 مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد و 27 پرسشنامه تکمیل گردید. نتایج نشان داد که 13 عامل در توسعه حکمروایی چند سطحی شهری موثر هستند. با استفاده از ماتریس ویلسون، 8 عامل به عنوان پیشران انتخاب شدند. سناریوها با استفاده از ماتریس مورفولوژیک توسعه یافتند. سه سناریو تدوین شده "حکومت شهری محتسب"، "حاکمیت شهری بلدیه" و"مدیریت شهری کارآمد" نامگذاری شدند.
تحلیل عوامل موثر بر آینده تاب آوری بوم شناسانه سکونت گاههای روستایی؛ مطالعه موردی: دهستان استرآباد جنوبی شهرستان گرگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز شهر های آینده دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱)
161 - 175
حوزههای تخصصی:
تاب آوری سکونتگاههای روستایی به عنوان یک مؤلفه حیاتی ظاهر می شود، که نشان دهنده توانایی سیستم برای حفظ ثبات ساختاری و عملکردی در میان اختلالات خارجی یا تغییرات است. تقویت سکونتگاه های روستایی و بالا بردن سطح تاب آوری آنها به عنوان یک وظیفه حیاتی برای احیای سکونتگاههای روستایی است. با این حال سکونتگاههای روستایی در ایران با چالش های مختلفی از قبیل تخریب محیط زیست، کمبود خدمات عمومی، بیکاری، فقر و ... درگیر هستند که این موارد از موانع جدی دستیابی سکونتگاههای روستایی برای توسعه پایدار روستایی است. این پژوهش باهدف تحلیل عوامل موثر بر تاب آوری بوم شناسانه سکونت گاههای روستایی تدوین شد. پژوهش حاضر ازنظر نوع تحقیق کاربردی و ازنظر ماهیت توصیفی- تحلیلی، روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی(پرسشنامه)؛ تجزیه وتحلیل اطلاعات با استفاده از آمار توصیفی(میانگین و توزیع فراوانی) و آماری استنباطی با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری در محیط نرم افزارهای spss و pls صورت گرفته است. جامعه آماری تحقیق حاضر خانوارهای استرآباد جنوبی شهرستان گرگان است. تعداد نمونه لازم جهت تکمیل پرسشنامه با استفاده از فرمول کوکران 341 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین شد. یافته های حاصل از این پژوهش نشان داد که عوامل الگوها و عملکردهای بوم شناسانه با ضریب مسیر 299/0، الگوها و عملکردهای اقتصادی اجتماعی با ضریب مسیر 377/0، ساختار طبیعی با ضریب مسیر 268/0 و دانش و آگاهی ساکنان روستا با ضریب مسیر 238/0 بر تاب آوری بوم شناسانه سکونتگاههای روستایی تاثیر مثبت و معناداری دارد. از بین عوامل شناسایی شده عامل الگوهای اجتماعی و اقتصادی دارای بیشترین ضریب تاثیر بود و عامل دانش و آگاهی دارای کمترین میزان ضریب تاثیر بود.
ارزیابی پایداری اجتماعی- فرهنگی مقصدهای گردشگری در روستاهای هدف استان آذربایجان غربی
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
381 - 416
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش ارزیابی پایداری اجتماعی- فرهنگی توسعه گردشگری روستایی در استان آذربایجان غربی بود. از لحاظ روش تحقیق، این مطالعه از نوع تحقیقات توصیفی- پیمایشی و کاربردی است. از نظر شیوه جمع آوری و دریافت اطلاعات این تحقیق در حوزه مطالعات میدانی قرار دارد. جامعه آماری، سرپرستان خانوارها در چهار روستای هدف گردشگری استان آذربایجان غربی(شامل 4 روستای سهولان در شهرستان مهاباد، نصرت آباد در شهرستان تکاب، باغچه جوق در شهرستان ماکو و حسنلو در شهرستان نقده)1160 نفر می باشد. برای تعیین حجم نمونه از جدول کرجسی مورگان استفاده شده است. حجم نمونه سرپرستان خانوار 290 بدست آمد. به منظور انتخاب نمونه آماری از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب استفاده شده است. برای دستیابی به هدف تحقیق در مرحله اول شاخص های پایداری اجتماعی- فرهنگی گردشگری شناسایی شدند. در مرحله دوم با استفاده از مدل رادار پایداری سطح کلی پایداری اجتماعی فرهنگی گردشگری در روستاهای هدف استان آذربایجان غربی ارزیابی گردید. یافته های تحقیق نشان داد که ابعاد اجتماعی -فرهنگی گردشگری در منطقه مورد مطالعه با امتیاز 596/0 از سطح پایداری متوسط برخوردار است و بیشترین پایداری اجتماعی- فرهنگی با امتیاز 637/0متعلق به روستای سهولان و کمترین امتیاز پایداری با مقدار 540/0مربوط به روستای نصرت آباد بود.
بهینه سازی فرم شهری پایدار با استفاده از الگوریتم های چندمعیاره (مورد مطالعه: شهر بهارستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد شهرنشینی و محدودیت در زمین و منابع زیست محیطی، ضرورت توسعه پایدار در کلان شهرها را نمایان می کند. شکل پایدار شهر یکی از راه های دست یافتن به این ضرورت است. در همین راستا، این مقاله به ارائه الگوریتمی جهت ساماندهی شکل شهر و تحلیل دریافت نور خورشید در طرح ایجادشده و با هدف حداکثر کردن میزان زیربنا و مساحت حیاط برای بلوک های مسکونی تولیدشده توسط همین الگوریتم به مدل سازی یک منطقه شهری در شهر بهارستان اصفهان می پردازد. روش این پژوهش از نظر هدف، کاربردی‑توسعه ای و از نظر روش ترکیبی از روش های اسنادی، تحلیلی و مدل سازی است که با 5000 مدل سازی با الگوریتم چندمعیار والاسی ایجاد می شود و نتایج شبیه سازی های طرح به دست آمده نشان می دهد که این روش توانایی بالایی در ایجاد فضای های شهری با بهره مندی بسیار بالا از شاخص های انرژی تابشی خورشید، با دسترسی 95 درصد مناطق از انرژی بیش از 1000 کیلو وات ساعت بر مترمربع، میزان دسترسی به گنبد آسمان در فضای باز شهری و فضاهای داخلی ساختمان ها بیش از 70 درصد و میزان ساعت برخورداری از نور خورشید بیش از 35 ساعت در کوتاه ترین ماه سال را دارد و دارای پتانسیل بالایی در تسهیل طراحی برای کارشناسان حوزه شهری است.
ارزیابی جذابیت کاربری های شهری در برابر تهدیدهای انسان ساخت عمدی با استفاده از روش RANCOM-PIV(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تهدیدگر ﺑﺎ ایﺠﺎد رعب و وﺣﺸﺖ، ﻣﻮﺟی از اﺣﺴﺎس ناآرامی و ﻧﺎاﻣﻨی را در ﺳﺮاﺳﺮ ﺟﻬﺎن ﮔﺴﺘﺮش داده اﺳﺖ. ﺑﺮرﺳی ﭘﺪیﺪه تهدیدهای انسان ساخت عمدی ﺑﻪ ﺗﺤﻠیﻞ ﻋﻮاﻣﻞ و وﺟﻮه ﻣﺨﺘﻠﻒ آن ﻧیﺎز دارد و بستر وقوع این تهدید در شهرهاست؛ بنابراین مسئله مهم پژوهش حاضر این است که هرکدام از کاربری های شهری به چه میزانی برای تهدیدگرها جذابیت دارند. رتبه بندی و ارزیابی جذابیت هریک از کاربری ها نقش بسزایی در شناسایی آسیب پذیر و محاسبه تاب آوری شهر ها در برابر این تهدیدها دارد. در این پژوهش، ابتدا منابع کتابخانه ای انواع کاربری ها و ریزکاربری های شهری و همچنین شاخص های مؤثر در جذابیت این کاربری ها در برابر این حملات شناسایی و سپس جامعه نخبگان پژوهش تشکیل شد و با طراحی پرسشنامه ای نظرات نخبگان گرفته شد و در ادامه با بهره گیری از روش تصمیم گیری RANCOM وزن شاخص ها به دست آمد و با استفاده از روش تصمیم گیری PIV نیز رتبه بندی و امتیاز نهایی جذابیت ریزکاربری ها محاسبه شد و به این نتیجه رسید که ریزکاربری مراکز تجاری بازار بیشترین جذابیت را برای این حملات دارد. فرودگاه ها و مراکز فرماندهی در رتبه های بعدی قرار دارد.
رتبه بندی مناطق توسعه حمل و نقل محور با استفاده از روش AHP و مقایسه آن با وضعیت کاربری اراضی (مطالعه موردی: خط یک متروی مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه حمل و نقل محور[1] (TOD)پیوندی میان برنامه ریزی حمل و نقل و کاربری اراضی است. در این پژوهش به منظور ارزیابی کمی و رتبه بندی توسعه حمل و نقل محور در خط یک متروی مشهد از روش آنالیز سلسله مراتبی ([2]AHP)، استفاده شد. بدین منظور، نه ایستگاه با استفاده از 5 معیار، 14 شاخص و زیرشاخص از جمله شاخص تنوع، کاربری اراضی بررسی و مورد تحلیل قرار گرفتند. با توجه به اینکه نتایج AHP تنها یک میانگین از شاخص ها را نشان می دهد؛ لذا، برای ایجاد کاربری مناسب در هر منطقه باید شاخص کاربری اراضی در مناطق توسعه حمل و نقل محور مورد توجه قرار گیرد. برای این هدف، کاربری اراضی به 16 دسته تقسیم شد و تعداد آن ها در هر منطقه بررسی و نسبت آن به جمعیت هر منطقه به دست آمد. نتایج نشان داد که بیشترین کاربری در زمین های اطراف ایستگاه ها، کاربری تجاری و بعد از آن کاربری مختلط است. در رتبه بندی AHP نیز، بالاترین رتبه مربوط به ایستگاه هفت تیر و هاشمیه به دست آمد. به طوریکه این ایستگاه ها، به ترتیب در خدمات اولیه رتبه 8 و 9 درخدمات نوع 2، رتبه 3 و 8، و در خدمات شخصی رتبه 5 و 9 را به دست آورده اند. علاوه برآن، در خدمات اولیه، ایستگاه نمایشگاه، در خدمات شخصی هنرستان و در خدمات نوع 2، پارک ملت دارای رتبه یک می باشند. لذا، نتایج این تحقیق می تواند در برنامه ریزی شهری و اولویت های توسعه حمل و نقل محور به مسئولین کمک نماید.
[1]. Transit-Oriented Development (TOD)
[2]. Analytic Hierarchy Process
تحلیل پیامدهای اقتصادی افزایش عوارض نوسازی شهری بر هزینه های اساسی خانوارهای شهری در ایران: رهیافت گشتاور تعمیم یافته (GMM)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
100 - 117
حوزههای تخصصی:
مقدمه یکی از چالش های ساختاری حکمرانی مالی شهری در ایران، اتکای گسترده شهرداری ها به منابع ناپایدار و غیرقابل پیش بینی نظیر فروش تراکم است؛ امری که نه تنها پایداری مالی شهرداری ها را تهدید می کند، بلکه به گسترش شهرسازی بی قاعده، افزایش نابرابری فضایی و تشدید آثار منفی زیست محیطی نیز منجر شده است. در چنین بستری، توجه به منابع درآمدی پایدار و کارآمد، از جمله مالیات های محلی نظیر عوارض نوسازی شهری، ضرورتی اجتناب ناپذیر برای تحقق توسعه شهری پایدار و منطبق با اصول عدالت مالیاتی به شمار می آید. عوارض نوسازی شهری، به عنوان یکی از شکل های مالیات بر دارایی، در بسیاری از کشورها نقش مهمی در تأمین مالی شهرداری ها ایفا می کند. با این حال، در ایران، سهم این منبع از کل درآمدهای شهرداری ها ناچیز بوده و روندی کاهنده داشته است؛ به ویژه در کلان شهر تهران که در سال ۱۳۹۹، سهم این عوارض تنها حدود 2/1 درصد از کل درآمد شهرداری برآورد شده است. این در حالی است که میانگین سهم مالیات بر دارایی در کشورهای عضو OECD بیش از ۴۰ درصد گزارش شده است. در پاسخ به این وضعیت، قانون «درآمد پایدار شهرداری ها و دهیاری ها» در سال ۱۴۰۱ به تصویب رسید که از جمله اهداف آن، افزایش نرخ عوارض نوسازی از 1/5 به 2/5 درصد ارزش ملک بوده است. با این حال، هرگونه افزایش در نرخ عوارض نوسازی ممکن است از مسیر افزایش اجاره بهای مسکن، آثار رفاهی و توزیعی بر خانوارهای شهری، به ویژه مستأجران، به همراه داشته باشد. ادبیات نظری نشان می دهد در بازارهای اجاره تنظیم نشده با کشش عرضه پایین، مالیات بر دارایی می تواند به صورت کامل یا جزئی به مستأجران منتقل شود. از این منظر، افزایش عوارض نوسازی می تواند از طریق افزایش هزینه اجاره، فشار مضاعفی بر اقلام مصرفی خانوار وارد کند. با وجود اهمیت این موضوع، در ادبیات داخلی ایران کمتر به تحلیل پیامدهای اقتصادی و اجتماعی عوارض نوسازی بر بودجه خانوار پرداخته شده است. از این رو، پژوهش حاضر با هدف پر کردن این خلأ دانشی، به تحلیل اثر افزایش عوارض نوسازی شهری بر سبد هزینه ای خانوارهای شهری ایران می پردازد. مواد و روش ها برای تحلیل اثر اقتصادی عوارض نوسازی، از داده های پانل متوازن شامل ۳۴۱ مشاهده استانی طی دوره زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ استفاده شده است. به دلیل نبود داده های تفکیکی درباره میزان واقعی پرداخت عوارض نوسازی در سطح خانوار، متغیر «هزینه اجاره و سکونت خانوار» به عنوان نماینده تجربی برای عوارض نوسازی در مدل لحاظ شده است. این انتخاب، مبتنی بر منطق اقتصادی انتقال مالیات ها از مالک به مستأجر در بازارهای اجاره ای است و با شواهد نظری و تجربی موجود در مطالعات جهانی نیز هم خوانی دارد. چهار متغیر وابسته اصلی در این تحقیق شامل هزینه های خوراک، پوشاک، حمل ونقل، و بهداشت و درمان خانوار است که هر یک در قالب یک مدل مجزا برآورد شده اند. متغیرهای کنترلی شامل درآمد سرانه خانوار، قیمت مسکن و سرمایه انسانی (میانگین سال های تحصیل جمعیت شاغل) هستند. برای تحلیل تجربی، از مدل اقتصادسنجی پانل پویا با استفاده از رهیافت گشتاورهای تعمیم یافته سیستمی (System GMM) بهره گرفته شده است. این روش، امکان کنترل برای درون زایی متغیرها، اثرات وقفه ای، ناهمسانی واریانس و خودهمبستگی سریالی را فراهم می سازد. کلیه برآوردها با استفاده از نرم افزار Stata و همراه با آزمون های اعتبارسنجی شامل آزمون آرلانو باند، هانسن، اختلاف هانسن و والد انجام شده است. در بخش تحلیل سیاستی، دو شاخص تطبیقی بین المللی برای سنجش بار مالی عوارض نوسازی مورد استفاده قرار گرفت: (۱) نسبت سرانه مالیات بر دارایی به درآمد سرانه خانوار و (۲) سهم عوارض نوسازی از بودجه شهرداری. بر اساس این شاخص ها، دو سناریو برای افزایش عوارض طراحی شد و آثار آن ها با استفاده از ضرایب به دست آمده از مدل های گشتاورهای تعمیم یافته سیستمی بر هزینه های خانوار شبیه سازی شد. یافته ها یافته های این پژوهش حاصل برآورد چهار مدل جداگانه برای هر یک از اقلام اصلی سبد هزینه ای خانوار شهری شامل خوراک، پوشاک، حمل ونقل و بهداشت و درمان است. نتایج نشان می دهد واکنش این اقلام به افزایش «هزینه اجاره» که در این پژوهش به عنوان نماینده تجربی افزایش عوارض نوسازی تلقی شده ، یکسان نبوده است. در مدل مربوط به هزینه خوراک، مشخص شد که افزایش اجاره بها رابطه ای منفی و معنادار با این نوع هزینه دارد. به بیان دقیق تر، ضریب منفی 0/166 برای متغیر اجاره که در سطح اطمینان 5 درصد معنادار است، نشان می دهد با بالا رفتن هزینه اجاره، خانوارها به طور محسوس از هزینه های خوراک خود می کاهند؛ هرچند این کاهش از نظر عددی، بالا نیست. به جز اجاره، متغیرهای کنترلی مانند درآمد سرانه و قیمت مسکن نیز تأثیر مثبت و معناداری بر هزینه خوراک داشتند، اما شاخص سرمایه انسانی بر هزینه خوراک اثر معناداری در این مدل نداشت. در مدل مربوط به هزینه پوشاک، اثر اجاره بها منفی و معنادار بوده و ضریب آن برابر با0/357- و در سطح معناداری ۱ درصد به دست آمده است. این یافته بیانگر آن است که پوشاک نیز مانند خوراک، از جمله اقلامی است که در واکنش به فشار مالی، انعطاف پذیر هستند و در مواجهه با افزایش هزینه های مسکن، مصرف آن ها کاهش می یابد. درآمد سرانه و قیمت مسکن همچنان اثر مثبت بر هزینه پوشاک دارند، اما شاخص سرمایه انسانی در این مدل نیز معنادار نبوده است. در مدل مربوط به هزینه حمل ونقل، اثر هزینه اجاره معنادار نبود و در نتیجه، نمی توان از وجود رابطه ای مشخص میان این دو متغیر سخن گفت. این یافته را می توان به ماهیت نسبتاً اجتناب ناپذیر هزینه های حمل ونقل در زندگی شهری نسبت داد؛ چراکه هزینه های رفت وآمد شغلی، تحصیلی یا دسترسی به خدمات، کمتر تحت تأثیر تغییرات قیمتی قرار می گیرند. درآمد سرانه در این مدل نقشی کلیدی دارد و با ضریبی بالا و معنادار، نشان می دهد افزایش درآمد به طور مستقیم بر افزایش هزینه حمل ونقل اثر می گذارد. در مدل مربوط به هزینه بهداشت و درمان، هزینه اجاره اثر معناداری نداشت و تنها متغیر درآمد سرانه بود که با ضریب مثبت 1/04 و در سطح اطمینان ۱ درصد، تأثیرگذاری بالایی بر افزایش هزینه های سلامت خانوار داشت. این یافته تأیید می کند که هزینه های درمانی بیش از آنکه از فشار مالی ناشی از هزینه اجاره تأثیر بپذیرند، تابعی از سطح درآمد خانوار هستند. سایر متغیرها در این مدل، از جمله سرمایه انسانی و قیمت مسکن، از نظر آماری اثر معناداری نداشتند. بر اساس نتایج آزمون های اعتبارسنجی مدل ها، چارچوب اقتصادسنجی مورد استفاده در این مطالعه از دقت و اعتبار لازم برخوردار است. در هیچ یک از مدل ها، خودهمبستگی مرتبه دوم مشاهده نشد؛ آزمون هانسن و اختلاف هانسن اعتبار ابزارهای استفاده شده را تأیید کرد؛ آزمون والد نیز معناداری کلی مدل ها را نشان داد. این شواهد، اعتبار روش برآورد GMM سیستمی در این مطالعه را تقویت می کند. در ادامه، برای تحلیل آثار سیاستی، دو سناریو برای افزایش عوارض نوسازی شهری تدوین و بررسی شد. سناریوی اول معادل افزایش ۶۶ درصدی عوارض نوسازی بود که با تغییر نرخ از 1/5 به 2/5 درصد مطابقت دارد و با اصلاحات مصوب سال ۱۴۰۱ در قانون درآمد پایدار شهرداری ها همخوانی دارد. سناریوی دوم، افزایش ۵۶۶ درصدی را برای عوارض نوسازی شهری در نظر گرفت که هدف آن، رساندن سطح فعلی عوارض نوسازی به میانگین جهانی در کشورهای توسعه یافته بود. با اعمال ضرایب به دست آمده از مدل های برآوردی بر این دو سناریو، مشخص شد که در حالت اول، هزینه خوراک خانوار حدود 0/16 درصد و هزینه پوشاک حدود 0/12 درصد کاهش می یابد. در سناریوی دوم نیز این کاهش به ترتیب به 0/47 درصد برای خوراک و 1/01 درصد برای پوشاک می رسد. این نتایج نشان می دهد حتی با افزایش های شدید در نرخ عوارض نوسازی، آثار رفاهی بر خانوارهای شهری بسیار محدود است و نمی توان از آن به عنوان عاملی تهدیدکننده برای بودجه خانوار یاد کرد. نتیجه گیری پژوهش حاضر با بهره گیری از داده های تجربی و روش گشتاورهای تعمیم یافته سیستمی نشان داد افزایش عوارض نوسازی شهری در ایران، تأثیری معنادار اما بسیار محدود بر دو قلم از هزینه های اساسی خانوار، یعنی هزینه خوراک و پوشاک دارد؛ در حالی که بر سایر اقلام نظیر هزینه حمل ونقل و هزینه بهداشت و درمان، اثر معناداری مشاهده نمی شود. این یافته ها دلالت بر آن دارند که نگرانی ها درباره فشار شدید اقتصادی ناشی از افزایش این نوع مالیات بر خانوارهای شهری تا حد زیادی اغراق آمیز است. از منظر سیاست گذاری، نتایج به دست آمده نشان دهنده ظرفیت اصلاح ساختار درآمدی شهرداری ها از طریق افزایش سهم عوارض نوسازی، بدون ایجاد اختلال محسوس در بودجه خانوار است. اجرای چنین اصلاحاتی، چنانچه به صورت تدریجی، همراه با اطلاع رسانی شفاف و با رعایت اصول عدالت اجتماعی صورت پذیرد، می تواند گامی مؤثر در راستای تأمین مالی پایدار شهری باشد. افزون بر این، یافته ها بر ضرورت توجه به کیفیت خدمات عمومی و سطح پاسخ گویی شهرداری ها در قبال شهروندان تأکید دارد، به طوری که هرگونه افزایش در نرخ عوارض نوسازی، زمانی مشروعیت اجتماعی خواهد داشت که با بهبود ملموس در ارائه خدمات شهری همراه باشد. در نهایت، این پژوهش پیشنهاد می کند که سیاست گذاران شهری با پرهیز از اتکا به منابع ناپایدار، نظیر فروش تراکم، به سوی نهادینه سازی پایه های مالیاتی شفاف، عادلانه و پایدار حرکت کنند. در پژوهش های آتی، بررسی آثار توزیعی این سیاست ها بر دهک های مختلف درآمدی و سنجش نابرابری فضایی در پرداخت عوارض نوسازی، می تواند چشم اندازهای تکمیلی ارزشمندی فراهم آورد.
ضرب آهنگ مصرف فضا در گردشگری کوهستان های پیراشهری، مطالعه موردی: کوهستان کاوازنگ و امند زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوع، شیوه و زمان مصرف فضا واژه های کلیدی مطالعات ضرباهنگی در ابعاد مختلف جغرافیایی می باشند. مطالعه این مصرف در گردشگری با مقیاس گردشگری کوهستان های پیراشهری، پیچیدگی افقی نحوه مصرف فضا را تبیین می نماید. این پژوهش با روش ترکیبی کیفی و کمی با ساخت تطبیقی مبتنی بر شیوه توصیفی - تحلیلی و با ماهیت اکتشافی و روش تحلیل ریتم به بررسی ضرب آهنگ گردشگری کوهستان های پیراشهری شهر زنجان پرداخته است. روش گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای و حضور میدانی طولانی مدت غیرمستمر و مبتنی بر ابزار مشاهده، مصاحبه و تکمیل پرسش نامه بوده است. بخشی از داده های گردآوری شده به صورت کیفی تفسیری و بخش دیگر از طریق آمارهای کمی نظام ضرب آهنگ تجزیه وتحلیل شده است. با توجه به شاخص های چرخه زمانی، وفاداری، خدمات و نوع جامعه گردشگری این نتیجه حاصل شد که گردشگری گروهی کوهستان ضرب آهنگ پایداری نسبت به گردشگری فردی داشته و ضریب ماندگاری، وفاداری بالاتری را دارد. درعین حال نتایج مطالعه نشان داد که علی رغم قرارگیری دو کوهستان موردمطالعه در مجاورت شهر، کوهستان های با ماهیت طبیعی بیشتر (امند)، ضریب ماندگاری و تداعی ذهنی مثبت را در مقایسه با کوهستان های با خدمات انسان ساختی بیشتر (کاوازنگ) دارد. لذا حفظ ابعاد طبیعی کوهستان برای گردشگران گروهی و دخالت حداقلی عناصر انسان ساخت در محیط طبیعی کوهستان عملکرد ضرباهنگی پایدارتری به وجود می آورد.
سنجش شاخص های مؤثر در کیفیت سلامت و ایمنی مسکن در سکونتگاه های غیر رسمی تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای برنامه ریزی شهری دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
103 - 122
حوزههای تخصصی:
کیفیت مسکن به طور اساسی با اهداف سلامت و پایداری مرتبط است، ایمنی مسکن یک چالش فراگیر در شهرها و مناطق شهری کشورهای کم درآمد است، به ویژه در سکونتگاه های غیررسمی که تعداد بالایی از ساکنان شهری در آن زندگی می کنند. باوجوداین چالش مداوم و تأثیر آن بر سلامت و رفاه، برای سنجش ایمنی و سلامت مسکن در این مناطق وجود دارد. ازاین رو این تحقیق به سنجش شاخص های مؤثر بر کیفیت سلامت و ایمنی مسکن در سکونتگاه های غیررسمی تبریز می پردازد. برای این کار از روش کمی همراه با پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. جامعه هدف در این تحقیق متشکل از شهرسازان و معماران، مهندسان، بازرسان و توسعه دهندگان در شهر بود. برای تجزیه وتحلیل داده از معادلات ساختاری با روش عامل تأییدی اکتشافی به همراه روش حداقل مربعات جزئی به حجم نمونه حساسیت کمتری دارد و بهترین روش برای نشان دادن روابط متغیرهای پنهان و آشکار است، استفاده گردید. برای این کار از نرم افزار Spss و SmartPls بهره گرفته شد. در این مطالعه عوامل مختلف اثرگذار بر عملکرد ایمنی و سلامت مسکن ارزان قیمت در سکونتگاه های غیررسمی شهر تبریز بررسی شد. نتایج حاکی از آن است که معماری، خدمات ساختمان، محیط خارجی، رویکردهای مدیریتی و مدیریت نگهداری، تأثیر معناداری بر عملکرد ایمنی و بهداشت دارند. عوامل خدمات ساختمان (89/0 =β) علل اصلی عملکرد ایمنی و سلامت بودند. که ارزیابی شرایط خدمات ساختمانی برای محافظت از ایمنی، سلامت و رفاه مردم و حفاظت از محیط زیست مهم است.
پهنه بندی خطر وقوع زمین لغزش در حوضه ی آبخیز نوران چای با استفاده از مدل ANP
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۹
85 - 105
حوزههای تخصصی:
حوضه ی نوران چای به علت دارا بودن شرایط آب و هوایی و توپوگرافیکی و لیتولوژیکی از جمله مناطق مستعد وقوع زمین لغزش می باشد، به همین علت تحقیق در مورد پهنه بندی خطر وقوع زمین لغزش در این ناحیه ضروری به نظر می رسد. هدف از این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر در وقوع زمین لغزش در حوضه ی نوران چای، تهیه نقشه ی پهنه بندی خطر زمین لغزش به منظور شناسایی مناطق حساس و دارای پتانسیل خطر بالای زمین لغزش در حوضه ی مورد مطالعه با استفاده از روش ANP می باشد. در این پژوهش از روش های کتابخانه ای و مدل ANP استفاده شده است. نخست عوامل مؤثر در وقوع زمین لغزش در منطقه مشخص شده، سپس ماتریس های موزون، محدود و ناموزون برای این معیارها ترسیم گردیده و در محیط GIS پهنه بندی خطر وقوع زمین لغزش انجام گرفت. نتایج به دست آمده نشان می دهد که شرایط آب و هوایی (بارش)، جهات شیب و خاک دارای بیش ترین ضریب اهمیت هستند. همچنین منطقه از لحاظ خطر وقوع زمین لغزش در حد متوسط قرار دارد و 57/15% (برابر با 36/2062 هکتار) از کل مساحت حوضه ی مورد مطالعه با خطر خیلی زیاد برای وقوع زمین لغزش برآورد شده است. و راهکاری که ارائه می شود جلوگیری از فعالیت های عمرانی در محدوده ی با حساسیت متوسط تا خیلی زیاد می باشد. طبق نتایج حاصله از این پژوهش، استفاده از فنون تحلیل چندمعیاره علاوه بر افزایش دقت، سبب افزایش سرعت انجام کار، تنوع و کیفیت بهتر ارائه ی نتیجه می گردد.
مقایسه کار آیی روش های AHP and EDAS برای مکان یابی مناطق مناسب به کاشت گندم در حوضه آبریز قره سو استان اردبیل
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
65 - 85
حوزههای تخصصی:
شناخت نیازهای مطلوب اقلیمی در طول دوره رشد گندم از موارد ضروری در مکان یابی است. هدف از این تحقیق مقایسه و کار آیی روش های AHP and EDAS برای مکان یابی کاشت گندم در حوضه آبریز قره سو است. بدین منظور با استفاده از بارندگی (سالانه، جوانه زنی، پنجه دهی، زمستانه، رویش مجدد و گل دهی)، دمای (سالانه و کمینه)، ارتفاع، شیب و عمق خاک با روش های AHP and EDAS مکان یابی کشت گندم انجام شد. نتایج نشان داد که بارش (گل دهی، دانه دهی و سالانه) و متوسط دما از معیارهای اصلی برای کشت گندم در این حوضه هستند. بر اساس روش AHP ایستگاه های شمشیرخانی، دوست بیگلو، آتشگاه، مشگین شهر و رضی و با روش EDAS ایستگاه های شمشیرخانی، ابربکوه، اردبیل، دوست بیگلو به ترتیب در بین ایستگاه های موردمطالعه مکان های مناسب برای کشت گندم هستند. نتایج تحلیل داده ها با روش AHP در محیط GIS نشان داد که حدود 6 درصد از مساحت حوضه نامناسب، 52 درصد کمی مناسب، 24 درصد مناسب و 19 درصد خیلی مناسب و با روش EDAS حدود 26 نامناسب، 42 درصد کمی مناسب، 21 درصد مناسب و 7 درصد خیلی مناسب برای کشت گندم است. در روش AHP فقط مساحت نواحی مناسب و خیلی مناسب با وضع موجود همخوانی دارد؛ اما در روش EDAS فقط مساحت نواحی خیلی مناسب کمتر از وضع موجود است و سایر قابلیت ها با وضع موجود همخوانی دارد؛ بنابراین روش EDAS نتایج بهتری را نسبت به روش AHP ارائه می دهد.
تعمیق روابط اقتصادی، جغرافیایی و زیست محیطی: رویکرد ایران به تعامل با آذربایجان، ارمنستان، ترکیه و نخجوان
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
417 - 443
حوزههای تخصصی:
کشورهای همسایه اغلب دارای ویژگی های مشترک جغرافیایی هستند، این نزدیکی می تواند منجر به افزایش تعاملات مانند تجارت، جابجایی افراد و مبادلات فرهنگی شود. اغلب برای همکاری تجاری و اقتصادی به یک دیگر متکی هستند، به همین دلیل روند جابجایی کالاها، خدمات و سرمایه گذاری ها تسهیل می یابد و به روابط اقتصادی سودمند متقابل منجر شود. تعاملات اقتصادی ایران و کشورهای همسایه آذربایجان، ارمنستان، ترکیه و جمهوری نخجوان تحولات چشمگیری داشته است که افزایش حجم مبادلات تجاری و قراردادهای ین کشور مبنی بر این ادعا می باشد. است. با توجه به آمار گمرکات ایران درطی هفت ماهه نخست سال 1402 میزان تقریبی صادرات ایران به آذربایجان 303 میلیون دلار، ارمنستان 235 میلیون دلار، ترکیه دو میلیارد و 749 میلیون و نخجوان 382 هزار دلار می باشد، همچنین میزان تقریبی واردات ایران از آذربایجان 30 میلیون دلار، ارمنستان 29 میلیون دلار، ترکیه سه میلیارد و 759 میلیون و نخجوان یک میلیون و 228 هزار دلار است. طبق نتایج به دست آمده از رگرسیون خطی حجم تجارت دوجانبه بین ایران و جمهوری آذربایجان، ایران و ارمنستان، ایران و ترکیه با سرمایه گذاری خارجی مرتبط بوده و حجم تجارت دوجانبه باعث افزایش رشد اقتصادی می شود. در رابطه با ایران و جمهوری نخجوان در حالی که تجارت دوجانبه نقش مهمی در تقویت رشد اقتصادی ایفا می کند، ولی سهم سرمایه گذاری خارجی چندان قابل توجه نیست.
عوامل تأثیرگذار بر افزایش تاب آوری سکونتگاه های روستایی در برابر زلزله (مورد مطالعه: شهرستان نیر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سکونتگاه های روستایی به دلیل قابلیت زیست بالا و برخورداری از شرایط مناسب زندگی می تواند منجر به ایجاد امید، سرزندگی و نشاط در بین ساکنان خود شوند و آسیب پذیری کم در این سکونتگاه ها که نشان دهنده شرایط سازگار است، می تواند منجر به افزایش تاب آوری روستایی گردد. در ارتقای تاب آوری سکونتگاه های روستایی در برابر مخاطره زلزله عوامل متعددی دخیل هستند که عبارتند از عوامل اقتصادی، اجتماعی، زیرساختی، محیطی، سیاسی و قانونی، نهادی و مدیریتی و غیره. لذا، هدف از این پژوهش تحلیل عوامل مؤثر در ارتقای تاب آوری سکونتگاه های روستایی شهرستان نیر در برابر زلزله است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی و برای جمع آوری داده ها از روش های اسنادی و میدانی استفاده گردید. قلمرو مکانی تحقیق روستاهای شهرستان نیز از توابع استان اردبیل می باشد که با استفاده از 4 فاکتور، 1) تعداد جمعیت و خانوار، 2) فاصله از گسل اصلی فعال، 3) طبقه بندی ارتفاعی و 4) توزیع جغرافیایی، تعداد 30 روستا برای انجام تحقیق انتخاب شدند. روستاهای نمونه مجموعاً دارای 1818 خانوار و 5912 نفر جمعیت می باشند که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 368 خانوار به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های تی تک نمونه ای، رگرسیون چند متغیره و تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد، عامل های زیرساختی، اقتصادی، سیاسی و قانونی به ترتیب به عنوان مهمترین عوامل مؤثر در ارتقای میزان تاب آوری روستاییان در برابر سانحه زلزله در شهرستان نیز شناخته شدند، در این میان عامل نهادی و مدیریتی با تأثیر کلی 517/0- کمترین نقش را در افزایش تاب آوری سکونتگاه هایی روستایی در برابر زلزله داشته است.
تاریخ شهر و شهرنشینی شوشتر با تاکید بر قلعه سلاسل نمونه ای از تاریخ باستان شناسی ایران
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
444 - 461
حوزههای تخصصی:
ظهور شهر به عنوان یک پدیده سازمان یافته اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مشروط به فراهم شدن شرایط و مقدماتی است که در حدود ده هزار سال پیش و مقارن با دوران نوسنگی و آشنایی انسان ها با کشاورزی و به تبع آن کند شدن آهنگ کوچ و نیمه یکجانشینی انسان ها همراه بود. سکونتگاه هایی که در زمین های حاصل خیز کشاورزی و در بستر رودخانه ها به وجود آمدند، اولین سکونتگاه های انسانی به شمار می آیند که به تدریج تبدیل به روستاها و شهرها شدند. قلعه سلاسل یکی از قلعه های مهم در تاریخ رویدادهای سیاسی کشور و در عین حال یکی از مراکز مهم فرهنگی – تاریخی در خطه خوزستانی و به ویژه در حوزه تمدنی رودخانه کارون بوده است. این قلعه دارای بخش های متعددی است که در سال 1354 ه . ش به آثار ملی رسیده است. هدف این مقاله بررسی تاریخ شهر و شهرنشینی شوشتر با تاکید بر قلعه سلاسل نمونه ای از تاریخ باستان شناسی ایران می باشد. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی - نظری و ازنظر روش، توصیفی– تحلیلی است. اطلاعات و داده های موردنیاز از طریق روش کتابخانه ای و میدانی جمع آوری شده است. در این پژوهش از روش AHP بهبود یافته استفاده شده است. بر اساس یافته های پژوهش، عامل تاریخچه اقدامات مرمتی انجام شده بر روی قلعه (S21) با وزن 0.154 اولویت اول، عامل نقش قلعه در مدیریت منابع آب شهر (S13) با وزن0.129 اولویت دوم و عامل بررسی پتانسیل گردشگری قلعه (S31) با وزن 0.077 اولویت سوم را در بین 15 زیرمعیار کسب کرده اند همچنین عامل بررسی نقش جوامع محلی در توسعه گردشگری (S33) با وزن 0.027 اولویت آخر را کسب کرده است.
تحلیل عوامل موثر برحکمروایی هوشمند شهری در تحقق طرح های توسعه شهری (شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکمروایی شهری ، پیش شرطی برای توسعه پایدار است . چرا که عدم تمرکز، مدیریت منابع محدود، مشارکت همگانی ، شراکت بین شهر، دولت ، جامعه مدنی و بخش خصوصی ، ابزارهای اصلی نبرد شهرها برای پاسخگویی به نیازهای اجتماعی و پایداری توسعه هستند و این ها همگی مستلزم استقرار مدل حکمروایی هوشمند شهری است . حکمروایی هوشمند به عنوان یکی از ویژگی های مهم شهر هوشمند که بر پایه مشارکت شهروندان و مشارکت خصوصی / عمومی تشریح شده است . هدف از پژوهش حاضر بررسی شاخص های حکمروایی هوشمند شهری در تحقق طرح های توسعه شهری است. این پژوهش از حیث هدف کاربردی و از حیث ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی می باشد. گردآوری داده ها از طریق پرسش نامه با استفاده از 5 شاخص (مشارکت در تصمیم گیری، ارائه خدمات عمومی و اجتماعی، امنیت اجتماعی، فرهنگی و بهداشتی و درمانی) و 24 گویه بر مبنای پاسخ های شهروندان(با تحصیلات شهرسازی و توسعه و عمران شهری) در شهر تهران و با حجم نمونه 270 نفر انجام شد. جهت تحلیل داده ها از آزمون های آماری Tتک نمونه ای و آزمون همبستگی پیرسون با نرم افزار spss استفاده شده است. براساس یافته ای پژوهش، مشارکت سازمان های غیردولتی با میانگین (97/3) بیشترین تأثیر را در حکمروایی هوشمند شهری دارد. همچنین عدم توجه به خدمات عمومی و اجتماعی همواره در شهرهایی که مدیریت ضعیف و سودجویی را دارند بیشتر خواهد بود، با توجه به پژوهش صورت گرفته و براساس نظرات شهروندان از جمله عوامل اثرگذار بر حکمروایی هوشمند شهری، ارائه خدمات عمومی به شهروندان توسط مدیریت شهری و اخذ عوارض به طور منظم جهت تحقق طرح های توسعه شهری توسط سیستم مدیریت شهری است..
سنتز پژوهی کیفی تاب آوری سکونتگاه های آینده در برابر سیل شهری؛ ارائه چارچوبی چند لایه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز شهر های آینده دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۲)
171 - 193
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر تاب آوری سکونتگاه های شهری در برابر سیلاب و ارائه چارچوبی چندلایه بر اساس روش سنتزپژوهی کیفی است. این پژوهش با روش سنتزپژوهی کیفی و بر پایه الگوی هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو، ۳۰ منبع معتبر بین المللی (۲۰۱۰–۲۰۲۴) را تحلیل کرده و عوامل مؤثر بر تاب آوری شهری در برابر سیلاب را شناسایی نموده است. یافته ها نشان می دهد تاب آوری سکونتگاه ها در دو دسته اصلی کالبدی (زیرساخت های سبز و آبی، خدمات اکوسیستم، راه حل های مبتنی بر طبیعت و کیفیت فضایی) و غیرکالبدی (برنامه ریزی تطبیقی، ادراک ریسک، مشارکت اجتماعی و مدیریت بحران) قابل طبقه بندی است. بر اساس نتایج، تاب آوری مؤثر مستلزم هم افزایی این عوامل در سه لایه است: در لایه کالبدی، راهکارهای مبتنی بر طبیعت (NbS) و طراحی انعطاف پذیر نقش کلیدی دارند؛ در لایه اجتماعی، مشارکت جامعه محلی و حکمروایی یکپارچه اهمیت ویژه می یابند؛ و در لایه مدیریتی، برنامه ریزی انعطاف پذیر و سیستم های هشدار زودهنگام ضروری اند. نوآوری اصلی مقاله در ارائه «مدل چندلایه تاب آوری» است که تعامل میان عوامل فیزیکی، اجتماعی و نهادی را تبیین می کند و نشان می دهد راهکارهای فنی تنها در پیوند با سازوکارهای نهادی و مشارکت ذی نفعان اثربخش خواهند بود. این مدل می تواند مبنای تدوین راهبردهای یکپارچه برای معماران، برنامه ریزان و سیاست گذاران قرار گیرد. توسعه پایدار، تقویت زیرساخت ها، برنامه ریزی شهری با توجه به ابعاد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، و استفاده از داده های تجربی محلی می تواند تأثیر بسزایی در کاهش آسیب پذیری و افزایش تاب آوری در برابر بحران های اقلیمی و سیلاب ها داشته باشد. پیشنهادهای کلیدی این پژوهش شامل؛ ادغام شبکه های سبز–آبی در طرح های توسعه شهری و روستایی، ایجاد ساختارهای نهادی یکپارچه و سیستم های هشدار هوشمند، و تمرکز بر مطالعه تطبیقی، توسعه مدل های ترکیبی، توجه به جوامع محروم، تحلیل فناوری های نوین، و ارزیابی بلندمدت راهکارهای طبیعی در پژوهش های آینده است.
آینده پژوهی سازماندهی فضای ارتباطی شهر و معماری مسکونی، مطالعه موردی: شهرهای ساحلی استان هرمزگان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به تحلیل طراحی ورودی خانه های بومی استان هرمزگان با تمرکز بر ابعاد دسترسی فیزیکی، دید بصری، و حفظ محرمیت در فضاهای مرتبط با جنسیت می پردازد. هدف اصلی این تحقیق، شناسایی الگوهای سازماندهی فضای ورودی و بررسی تأثیر مفاهیم جنسیتی بر طراحی این فضاها است تا ارتباط میان معماری، فرهنگ، و ساختارهای اجتماعی منطقه روشن تر شود. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل کمی و کیفی و بررسی تطبیقی نمونه های خانه های تاریخی در سه شهر منتخب استان، به بررسی دسترسی و دید بصری فضاهای ورودی نسبت به فضاهای دارای اولویت جنسیتی پرداخته است. نتایج تحقیق نشان می دهد بندر لنگه با 66.66% ورودی های باز بیشتر بر ارتباط با محیط بیرون تأکید دارد، در حالی که بندر کنگ به ورودی های نیمه باز (82.35%) توجه کرده است. از نظر محرمیت، بندر کنگ با 92% بیشترین توجه به حریم خصوصی دارد. همچنین، در بندر کنگ 84% ورودی ها مردانه و در بندر لنگه و خمیر به ترتیب 46% و 23% ورودی ها زنانه است، فضاهای مختص زنان و مردان به طور نسبی دسترسی و دید کمتری نسبت به ورودی دارند. این نتایج نقش پررنگ فرهنگ و نیازهای اجتماعی-جنسیتی در شکل دهی به معماری سنتی این منطقه را تأیید می کند. پژوهش حاضر توصیه می کند که معماران و طراحان در فرآیند طراحی به نیازهای خاص جنسیتی و فرهنگی ساکنان توجه ویژه ای داشته باشند تا فضاهایی کارآمدتر، ایمن تر، و متناسب تر برای تمامی گروه ها فراهم کنند. همچنین، یافته های این مطالعه می تواند به عنوان الگویی برای طراحی ورودی در سایر مناطق با شرایط مشابه مورد استفاده قرار گیرد.
مدل شکل گیری رفتار گردشگران خانوادگی: رهیافت فرا ترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری شهری دوره ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
1 - 20
حوزههای تخصصی:
فراگیر شدن گردشگری خانوادگی و مصرف روزافزون آن توسط خانواده ها، و همچنین نیازهای متنوعی که توسط گردشگران خانوادگی مطرح می شود، اهمیت تولید و گسترش دانش بنیادی از نحوه رفتار خانواده ها در گردشگری را برجسته می سازد. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر، ارائه مدلی برای شناخت و درک فضا و چرخه شکل گیری رفتار گردشگران خانوادگی در فرآیند برنامه ریزی و انجام سفر است. ماهیت روش پژوهش، کیفی و مبتنی بر رهیافت فراترکیب بر اساس الگوی هفت گامی سندلوسکی و باروسو می باشد. تحلیل داده ها از طریق کدگذاری سه مرحله ای و دو کدگذار انجام شد. بر اساس مراحل فراترکیب، از 23 مقاله منتخب، 251 مفهوم، 40 زیر مؤلفه، 16 مؤلفه، شش محور اصلی و دو بستر، استخراج، کدگذاری و مدل سازی شدند. بستر بیرونی، با عنوان «فضای شکل گیری رفتار گردشگران خانوادگی» برای ابعاد "سبک زندگی خانوادگی" (با مؤلفه های: شهروندی خانوادگی و ساختار خانوادگی)، "فرآیند برنامه ریزی گردشگری" (با مؤلفه های: نقش آفرینی در خانه، حس مسیر، تجربه مقصد و دستاوردها و یادآوری) و "عناصر گردشگری" (با مؤلفه های: حمل ونقل، تغذیه، اقامت، فعالیت ها) و از طرفی، بستر درونی با عنوان «چرخه شکل گیری رفتار گردشگران خانوادگی» برای ابعاد "شکل دهنده ها" (با مؤلفه های: انگیزش و تعیین گرها)، "تجارب" (با مؤلفه های: اقدامات و نقش ها) و "نتایج" (با مؤلفه های: مزایا و بازخورد) در نظر گرفته شدند. به عنوان مهم ترین نتیجه پژوهش حاضر، در راستای نامتعارف زدایی و باز اجتماعی سازی مبانی نظری رفتار گردشگر برای رفتار گردشگران خانوادگی، با یک دیدگاه خانوادگی و قرار دادن خانواده در مرکز پژوهش های رفتار گردشگر، مدل رفتار گردشگران خانوادگی با عنوان فضا و چرخه شکل گیری رفتار گردشگران خانوادگی ارائه گردید. این مدل، به عنوان یک ابزار مهم در صنعت گردشگری، به منظور درک بهتر تنوع فرهنگی و اجتماعی، نیازها، ترجیحات و رفتار خانواده ها و پوشش نسبی شکاف علمی خواهد بود.