ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۱ تا ۲۰۰ مورد از کل ۱۰٬۹۴۴ مورد.
۱۸۱.

نگرش رویکردی مدیران شهری به ساماندهی بافت های ناکارآمد شهری، مطالعه موردی: به افت های اسکان غیر رسمی شهر زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: اسکان غیررسمی قدرت شهری مدیریت زنجان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۳
علی رغم گذشت چندین دهه از روند اجرای طرح های ساماندهی بافت های ناکارآمد شهری، هنوز این مسئله به عنوان موضوعی نوظهور شناخته می شود که نه تنها تکراری نشده است بلکه با بروز مسائل جدید ابعاد تازه ای به خود گرفته است. در این فرایند آنچه بار موفقیت یا ناکارآمدی مداخله را به عهده دارد مدیریت شهری است که همواره تصمیم ساز و تصمیم گیر مداخله بوده است. این مطالعه از نوع تحقیقات آمیخته (کمی و کیفی) با ماهیت اکتشافی است که ساختار آن بر چارچوب استقرایی - تفسیری و اثبات گرایی بنیان نهاد شده است. جامعه موردمطالعه مدیران شهری شهر زنجان، باتجربه مداخله در بافت های ناکارآمد شهری (اعضای ستاد ساماندهی اسکان غیررسمی) می باشند. حجم نمونه با اشباع نظری و در تطابق با اصول روش شناسی کیو 25 نفر بوده است. داده ها به صورت کیفی مبتنی بر گزاره های کیو و کمی (تحلیل عاملی اکتشافی) تجزیه وتحلیل شده است. یافته ها نشان می دهد از مجموع 40 کیو مستخرج شده، 7 مضمون ناکارآمدی طرح ها، توزیع نامناسب منابع شهری، اقتصاد ساکنان، حقوق مالکیت، ناکارآمدی مدیریت شهری، طرح های توسعه، ظرفیت محلی و قدرت شهری مفاهیم اصلی مداخله در بافت های اسکان غیررسمی را شکل می دهند. یافته های تحلیل عاملی اکتشافی نشان می دهد پنج عامل قدرت شهری، عدالت توزیع، اقتصاد، ناکارآمدی طرح ها و حقوق مالکیت ذهنیت و نگرش اصلی مدیران در مواجه با بافت های ناکارآمد می باشد. نتایج نشان می دهد قدرت شهری با اختصاص 33 درصد بار عاملی به عنوان ذهنیت برتر مدیران شهری در مداخله لحاظ گردیده و بهترین روش مداخله را قدرتمندسازی ساکنان جهت حضور در مدیریت شهری می دانند.
۱۸۲.

واکاوی تغییرات زمانی-مکانی جزیره حرارتی شهر بابلسر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جزیره حرارتی LST NDVI بابلسر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۴
مطالع؛ پیش رو به بررسی جزیره حرارتی بابلسر پرداخته است. گسترش این پدیده در بعد مکان و زمان متغیر است. در این پژوهش از ماهواره لندست استفاده شده است. برای این منظور از سنجنده های TM و OLI  وTIRS جهت استخراج  شانزده تصویر مربوط به فصل تابستان و زمستان از سال 1985 تا 2020 استفاده شده است. در این راستا تصحیحات اتمسفری و رادیومتریکی اعمال شد و از طریق شاخص NDVI مقدار Emissivity مورد محاسبه قرار گرفت و تغییرات درجه حرارت سطح زمین به دست آمد. در مرحله بعد با اندازه گیری میانگین درجه حرارت حومه شهر و اختلاف آن با مقدار دمای سطح زمینLST)) جزیره حرارتی شهر برای هر یک از تصاویر به دست آمد. یافته ها نشان داد که اثر جزیره گرمایی شهریUHI)) در بابلسر در طول فصل تابستان بیشتر از فصل زمستان است که احتمالاً به دلیل عواملی مانند افزایش ساعات روز، تقاضای بیشتر برای سیستم های خنک کننده و کاهش پوشش گیاهی در طول ماه های تابستان است. همچنین آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که بین NDVI و شدت UHI در هر دو نواحی مرکزی و حومه بابلسر در سطح اطمینان 99 درصد رابطه معکوس وجود دارد. این همبستگی نشان می دهد که فضاهای سبز شهری ممکن است نقشی حیاتی در کاهش اثر UHI ایفا کنند. تجزیه و تحلیل نقشه های حرارتی در دوره 35 ساله و استفاده از آزمون همبستگی پیرسون، دمای بالا را در مناطق مرکزی بابلسر برجسته کرد. زمین های ساخته شده و بایر بالاترین دما و فضاهای سبز کمترین دما را نشان دادند. کاهش پوشش گیاهی، همراه با افزایش جمعیت و متعاقب آن گسترش شهری، درمجموع به افزایش دمای مشاهده شده در بابلسر کمک کرده است.
۱۸۳.

تبیین عوامل موثر بر حس مکان در مکانهای مذهبی ایران (نمونه موردی: مساجد تاریخی تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مکان حس مکان مکان مذهبی مسجد شهر تبریز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۸۰
مسجد به مثابه کانونی عباد ی -اجتماعی برای ادامه حیات پویا نیازمند ارتباطی قوی با حوزه کارکردی خود است. این ارتباط با زمینه از طریق پیوندی انسانی، کالبدی و طبیعی با محیط بیرونی محقق می شود. دین می تواند نقش مهمی در حس مکان داشته باشد و مفهومی از آن ارائه دهد. شکل و سازمان فضایی بنا بر میزان دلبستگی به بنا مؤثر بوده و هر گونه تغییری در ابعاد کالبدی و روانی بنا می تواند بر میزان حس مکان آن، مؤثر بوده است. هدف تحقیق حاضر تحلیل عوامل موثر بر حس مکان در امکان مذهبی شهر تبریز می باشد. تحقیق از نظر ماهیت بصورت توصیفی-تحلیلی و اکتشافی می باشد. که در اصل از روش کیفی و کمی استفاده شده است. حجم نمونه 20 نفر از خبرگان و حجم نمونه نمازگزاران 168 نفر می باشد. برای تحلیل داده های کیفی از روش داده بنیاد با نرم افزار  Maxqda استفاده شد برای تحلیل دادهای کمی  و سنجش رابطه میان متغیرها از روش همبستگی پیرسون و از آزمون های آماری رگرسیون خطی ساده و چندمتغیره برای تعیین رابطه و شدت و جهت رابط هی بین متغیرهای مستقل و وابسته استفاده شد. از تحلیل مسیر برای مشخص کردن تأثیر مستقیم و غیرمستقیم متغیرها بر حس مکان استفاده شد برای این تحلیل ها از نرم افزار Spss  و  Amosبهره گرفته شد. نتایج نشان داد عوامل ادراکی و کالبدی بیشترین تاثیر را در القای حس مکان در مساجد تاریخی شهر تبریز دارند و عوامل اجتماعی و عملکردی تاثیر کمتری دارند. در بین متغیرهای مورد بررسی سرزندگی بیشترین ضریب همبستگی و تاثیر در حس مکان دارد. همچنین در بین مساجد بررسی شده مسجد مقبره بیشترین حس مکان از نظر مراجعه کنندگان دارد. بنابراین همه عوامل  کالبدی، اداراکی، اجتماعی و عملکردی در ایجاد حس مکان در مکانهای مذهبی ایران بخصوص شهر تبریز موثر هستند.
۱۸۴.

تحلیلی بر اثرات زیست محیطی پروژه های محرک توسعه ی شهری (مطالعه موردی: کلان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پروژه های محرک توسعه محیط زیست شهری اثرات کلان شهر تبریز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۱
توجه به اصول اکولوژی و حفظ محیط زیست در برنامه ریزی شهری و پروژه های محرک توسعه امری ضروری است. در این راستا، با توجه به اصول توسعه ی پایدار و شاخص های زیست محیطی آن، هدف از تحقیق حاضر بررسی اثرات زیست محیطی پروژه های محرک توسعه ی شهری در کلان شهر تبریز و ارائه ی راهبردهایی به منظور سلامت زیست محیطی این پروژه ها می باشد. روش تحقیق در پژوهش حاضر از نظر نوع آمیخته، از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت اکتشافی است که در راستای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل شکاف و ضریب رگرسیون لگاریتمی در نرم افزار SPSS استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که پروژه های محرک توسعه ی کلان شهر تبریز در ابعاد چشم اندازهای طبیعی، پوشش گیاهی، زباله و پسماند و آلودگی های زیست محیطی دارای اثرات مثبت و منفی بوده اند. نتایج شکاف تغییرات نیز نشان می دهد که چشم اندازهای طبیعی و پوشش گیاهی با عملکرد منفی و زباله و پسماند و آلودگی های زیست محیطی با عملکرد مثبت مواجه بوده اند. همچنین بیشترین شکاف تغییرات با ارزش 08/1– مربوط به چشم اندازهای طبیعی و تخریب آن و کمترین شکاف تغییرات با ارزش 55/0 مربوط به آلودگی های زیست محیطی و کاهش آن ناشی از ایجاد پروژه های محرک توسعه در کلان شهر تبریز می باشد. درنهایت به منظور سلامت زیست محیطی این پروژه ها نیاز به مدیریت استراتژیک در ابعاد تهیه و طرح ریزی پروژه (مکان یابی و بررسی اثرات محیط زیستی)، تدوین قوانین و مقررات الزام آور زیست محیطی و اجرا (غربالگری زیست محیطی بر مبنای شدت و اهمیت اثرات بالقوه ی زیست محیطی) ضروری می باشد.
۱۸۵.

مدیریت ریسک مبتنی بر هوش مصنوعی در پروژه های ساخت و ساز: یک چارچوب برای سازمان های پروژه محور(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدیریت ریسک هوش مصنوعی پروژه های ساخت وساز سازمان های پروژه محور مدل سازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۲
در عصر فناوری های نوین، چالش های مدیریت ریسک در پروژه های ساخت وساز به دلیل پیچیدگی و چندبعدی بودن ریسک ها، اهمیت ویژه ای یافته است. از اینرو این پژوهش با استفاده از یک روش توسعه ای کاربردی و با رویکرد کیفی و مبتنی بر روش دلفی با هدف طراحی چارچوبی جامع برای مدیریت ریسک در پروژه های ساخت وساز با بهره گیری از هوش مصنوعی (AI) در سازمان های پروژه محور اجرا گردید که طی آن در گام نخست، مؤلفه های اولیه از طریق مرور نظام مند ادبیات و تحلیل محتوای مطالعات پیشین استخراج شده و با جمع آوری دیدگاه های ۱۵ نفر از خبرگان حوزه مدیریت پروژه و فناوری اطلاعات، اصلاح و نهایی گردید. نتایج نهایی پژوهش منجر به ارائه مدل مفهومی با 54 مولفه اصلی در سه لایه مهم شد که در هسته پایانی(مرکزی) آن چهار فرآیند اصلی مدیریت ریسک، در لایه میانی سه بُعد پشتیبان (فناورانه، سازمانی، حقوقی) و در لایه بیرونی دو مؤلفه تعاملی (فرهنگ ذی نفعان و مدیریت زنجیره تأمین) جای گرفته اند. این چارچوب با ادغام الگوریتم های هوش مصنوعی، امکان تحلیل بلادرنگ، پیش بینی هوشمندانه و واکنش تطبیقی در برابر انواع ریسک ها را فراهم می کند. یافته های تحقیق نشان می دهد که به کارگیری هوش مصنوعی در مدیریت ریسک، علاوه بر افزایش دقت تصمیم گیری، موجب ارتقای راهبردی، سیستمی و یکپارچه فرآیندهای مدیریت ریسک شده و کاهش قابل توجهی در تاخیرات و هزینه های غیرمترقبه پروژه ها به همراه خواهد داشت.
۱۸۶.

عوامل مؤثر بر توسعه کارآفرینی روستایی با تأکید بر بوم گردی، مطالعه موردی: بخش سیلوانا، شهرستان ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بوم گردی توسعه اقتصادی مردم پایه سیلوانا کارآفرینی روستایی AHP فازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۵
بسیاری از ساکنین روستا در جستجوی کار و درآمد به شهرها مهاجرت می کنند، درحالی که روستاها ظرفیت های بالایی برای اشتغال دارند. از جمله این فرصت ها، جذب گردشگر در حوزه بوم گردی است که می تواند درآمد خوبی برای روستاییان فراهم کند. استان آذربایجان غربی با مزیت هم مرزی با سه کشور خارجی و آب وهوای معتدل خود، به ویژه در منطقه ییلاقی سیلوانا، ظرفیت خوبی برای جذب گردشگران طبیعت دارد. هدف این پژوهش شناسایی عوامل مؤثر برای جذب طبیعت گردها و توسعه کارآفرینی در روستاهای این منطقه با تأکید بر بوم گردی می باشد. در این پژوهش از 15 نفر از خبرگان آشنا به منطقه سیلوانا مصاحبه های عمیق انجام شد. روش نمونه گیری غیر احتمالی و به صورت گلوله برفی بود. برای شناسایی عوامل از روش های تحلیل مضمون استفاده شد و اولویت بندی آن ها با استفاده از فرآیند سلسله مراتبی فازی انجام یافت. این پژوهش مدل جدیدی را که از سه بعد به عوامل اکتشافی می نگریست، ارائه داد. بر اساس نتایج، 43 شاخص شناسایی شده در سه بعد (دولت، مردم بومی، سرمایه گذاران) طبقه بندی شدند. حاکمیت با 69/0 رتبه اول، مردم بومی با 27/0 رتبه دوم و سرمایه گذاران با 03/0 رتبه سوم را به دست آوردند. از میان شاخص های مربوط به حاکمیت، ایجاد مراکز ارائه دهنده خدمات بهداشتی و درمانی رتبه اول، از میان شاخص های مرتبط با جامعه بومی، مهمان نوازی و رفتار گرم رتبه اول، و از میان شاخص های مرتبط با سرمایه گذاران، ایجاد مراکز نگهداری و فرآوری محصولات کشاورزی رتبه اول را کسب کردند.
۱۸۷.

پراگماتیسم و برنامه ریزی شهری: تحلیل تاریخی و مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برنامه ریزی پراگماتیک پراگماتیسم سنت های برنامه ریزی شهری نئو پراگماتیسم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۴
پیچیدگی و تکثر آرا در فلسفه پراگماتیسم موجب دشواری درک این رویکرد فلسفی و به طبع آن دشواری درک خوانش برنامه ریزی منتسب به آن می شود. درحالی که پراگماتیسم به ما کمک می کند در برابر آینده متکثر، و تغییرات سریع و غیرقابل پیش بینی جوامع شهری کشور منفعل نبوده و برنامه ریزی شهری کارآمد و مبتنی بر نیازهای واقعی را ارائه دهیم. به همین منظور این پژوهش با هدف توصیف ویژگی های برنامه ریزی پراگماتیسمی انجام شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد، تجربه گرایی، عمل گرایی، فایده گرایی و ابزارگرایی مهم ترین مشخصه های پراگماتیسم و تأکید بر زبان، عمل گرایی، اعتقاد به حقیقت نسبی، تجربه گرایی، توجه به واژگان و اعتقاد به بازنمایی مهم ترین مشخصه های نئو پراگماتیسم می باشد. همچنین زمینه گرایی، یادگیری از تجربه، تأکید بر تداوم، پیوستگی، ارزیابی، صراحت و خطاپذیری نیز مهم ترین مشخصه های برنامه ریزی پراگماتیسمی می باشد. در نتیجه برنامه ریزی پراگماتیسمی با در نظر گرفتن هم زمان فرایند و فراورده برنامه ریزی به صورت کمی و کیفی، پذیرش کامل تضادها و تکثر امور اجتماعی و توجه به قدرت و زبان در کنار تجربه، اعتقاد به غیرقابل پیش بینی بودن آینده، زمینه مندی، تأکید بر سه شیوه بحث، برنامه ریزی مبتنی بر اجماع متکثر، توانا ساختن فرد برای برنامه ریزی، مشارکت و دموکراسی عملی نه به عنوان بخشی از پروژه بلکه به عنوان اساس آن و استفاده از تکنیک های متکثر می تواند مؤثرتر از سایر سنت های برنامه ریزی عمل کند
۱۸۸.

تجربیات تاب آوری: استراتژی های معکوس خانوارهای روستایی در مقابله با بحران های زیستی، مطالعه موردی: روستاهای هدف گردشگری خراسان شمالی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تاب آوری استراتژی های محلی بحران های زیستی روستای هدف گردشگری خراسان شمالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۹۱
در مطالعات اخیر، با اجتناب از دیدگاه تاب آوری به عنوان یک راهبرد رسمی و بالا به پایین، اهمیت زیادی به داشته های فرهنگی و طبیعی و سنت های پیرامون آن و استراتژی های منحصربه فرد محلی و منطقه ای منتج از آن ها داده می شود. پژوهش حاضر از این نقطه نظر و با بررسی مسیرهای متفاوت ساکنان محلی و مغایر با سیاست های تجویزی دولتی برای مقابله با بحران های زیستی به مبحث تاب آوری در روستاهای هدف گردشگری استان خراسان شمالی پرداخته است. این پژوهش با روش کیفی و رویکرد تحلیل محتوا از نوع متعارف انجام شد. برای جمع آوری داده ها از روش مصاحبه فردی نیمه ساختاریافته با 40 نفر از روستاییان و برای تحلیل آن ها از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که برای ایجاد تاب آوری، ساکنان محلی با اتخاذ استراتژی های متنوع و در ذیل آن چند کارکردی کردن فعالیت ها و کشاورزی زیستی، تفکرات همگون تاب آورانه دولتی در اینجا گردشگری را به حاشیه رانده و به چالش کشاندند. همچنین، روستاییان با اتخاذ استراتژی های مشترک منطقه ای به واسطه شباهت های اقتصادی، فرهنگی و طبیعی و از طریق دانش بومی و محلی در یک فرآیند مشابه (ازجمله، بازاریابی مستقیم محصولات و ایجاد شبکه های غذای محلی) سعی در معرفی کیفیت محصولات بومی به عنوان یک نشانه جغرافیایی و جلوگیری از برند شدن گردشگری در سطح منطقه داشته اند. تحلیل های ما نشان می دهد که بجای دیکته کردن مسیرهای استانداردشده در مبحث تاب آوری و سازگاری با شرایط می بایست به مسیرهای منحصربه فرد محلی که به وضعیت خاصی از کشاورزی و مناسبات تولید در روستاها و منطقه اشاره دارد توجه کرد.
۱۸۹.

تحلیل موانع توسعهه پایدار در شهرهای کوچک: مطالعه موردی بوکان با استفاده از رویکرد دلفی فازی و آنتروپی شانون(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توسعه پایدار رویکرد دلفی فازی زیرساخت های شهری شهرستان بوکان مشارکت عمومی موانع توسعه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۳۵
مقدمه تحلیل موانع توسعه پایدار در شهرهای کوچک، به ویژه شهرستان بوکان، یکی از چالش های اساسی در راستای تحقق اهداف توسعه پایدار (SDGs) به شمار می آید. با توجه به اهمیت توسعه پایدار در بهبود کیفیت زندگی شهروندان و حفظ منابع طبیعی، شناسایی موانع موجود در این مسیر ضروری به نظر می رسد. شهرستان بوکان به عنوان یک شهر کوچک، با چالش های متعددی در زمینه توسعه پایدار مواجه است که به بررسی دقیق و علمی نیاز دارد. این شهرستان با ویژگی های خاص جغرافیایی، اجتماعی و اقتصادی، نیازمند رویکردهای جدید و نوآورانه برای تحقق اهداف توسعه پایدار است. به همین دلیل، شناسایی موانع و چالش های موجود در این زمینه می تواند به بهبود سیاست های اقتصادی و اجتماعی کمک کند و به درک بهتری از وضعیت کنونی و نیازهای آینده شهرستان منجر شود. مواد و روش ها پژوهش حاضر بر مبنای هدف مطالعه، از نوع پژوهش های کاربردی است که نتایج آن برای توسعه اقتصادی کشور قابل استفاده است. جامعه آماری مطالعه شامل متخصصان حوزه توسعه منطقه ای بود که دارای تجربه عملی و پژوهشی مرتبط با توسعه شهرهای کوچک بوده و حداقل مدرک دکتری در رشته های مرتبط را داشتند. انتخاب این افراد بر اساس روش نمونه گیری هدفمند و با توجه به سابقه پژوهشی، تجربه حرفه ای، و مشارکت در پروژه های توسعه منطقه ای انجام شد تا اطمینان حاصل شود که نظرات ارائه شده از سوی خبرگان معتبر و تخصصی است. در این پژوهش، حجم نمونه ۱۵ نفر از کارشناسان خبره انتخاب شد. در این پژوهش ابتدا موانع توسعه شهرهای کوچک بر اساس مبانی نظری استخراج شد. سپس، برای تأیید و اولویت بندی این عوامل از تکنیک دلفی فازی بهره گرفته شد. در این فرایند، مؤلفه های شناسایی شده در قالب پرسشنامه برای کارشناسان ارسال شد. پس از تکمیل و جمع آوری پاسخ ها در دور اول، نتایج تحلیل شده و به صورت خلاصه به همراه بازخورد به کارشناسان ارسال شد تا پس از بررسی مجدد، نظرات اصلاحی خود را ارائه دهند. پس از جمع آوری و تحلیل نظرات دور دوم، اختلاف میانگین نظرات کارشناسان مورد بررسی قرار گرفت. در صورتی که اختلاف کمتر از 0/1 باشد، اجماع حاصل شده و فرایند دلفی فازی به پایان می رسد. در ادامه، مراحل انجام و نتایج دلفی فازی مربوط به مؤلفه های موانع توسعه شهرهای کوچک ارائه شده است. یافته ها این پژوهش به تحلیل موانع توسعه پایدار در شهرستان بوکان با استفاده از رویکرد دلفی فازی و آنتروپی شانون پرداخته است. در مرحله اول، 15 متخصص و کارشناس حوزه توسعه منطقه ای به صورت هدفمند انتخاب شدند که اکثریت آن ها دارای مدرک دکتری و سابقه کاری بین 4 تا 17 سال بودند. این ترکیب تخصصی و تجربی، امکان تحلیل جامع موانع توسعه شهری را فراهم کرد. در مرحله اول نظرسنجی، چالش های عمده توسعه شهری شناسایی و میانگین های فازی زدایی شده برای هر مؤلفه محاسبه شد. نتایج نشان داد کمبود زیرساخت های حمل ونقل و ترافیک با میانگین فازی زدایی شده 0/910 به عنوان یکی از چالش های اصلی شناسایی شده است. همچنین، «عدم تأمین منابع مالی کافی برای پروژه های شهری» و «ضعف در مدیریت شهری و برنامه ریزی شهری» با میانگین های مشابه (0/790) در رده های بعدی قرار گرفتند. دیگر چالش های مهم شامل «عدم مشارکت فعال شهروندان» (0/800) و «کمبود فضاهای سبز» (0/650) بودند که نشان دهنده نیاز به توجه به مسائل زیست محیطی و مشارکت عمومی در مدیریت شهری است. در مرحله دوم نظرسنجی، میانگین های فازی زدایی شده دوباره محاسبه و مقایسه شدند. نتایج نشان داد تفاوت میانگین ها در همه مؤلفه ها کمتر از 0/1 بود، که به اجماع کارشناسان در مورد موانع و مشکلات توسعه شهرستان بوکان اشاره دارد. نتایج نهایی از روش آنتروپی شانون نشان داد «کمبود فضاهای سبز و پارک های عمومی» با ضریب اهمیت 0/380 به عنوان مهم ترین چالش در توسعه پایدار شناخته شده است. پس از آن، «عدم تأمین منابع مالی کافی» و «ضعف در مدیریت شهری» با ضریب اهمیت 0/320 به ترتیب در رتبه های دوم و سوم قرار دارند. به طور کلی، این یافته ها نشان دهنده نیاز به یک رویکرد جامع و هماهنگ در برنامه ریزی و اجرای پروژه های توسعه شهری است که می تواند به بهبود کیفیت زندگی شهروندان و پایداری شهری منجر شود. برای بهبود وضعیت توسعه پایدار در شهرستان بوکان، توجه ویژه ای باید به توسعه فضاهای سبز، تأمین منابع مالی، ارتقای مدیریت شهری و بهبود زیرساخت های حمل ونقل معطوف شود. نتیجه گیری تمرکز و اولویت بندی مؤلفه های شناسایی شده در سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های آینده می تواند نقش مؤثری در ارتقای کیفیت زندگی شهروندان و تحقق اهداف توسعه پایدار ایفا کند. با توجه به یافته های پژوهش، مشخص شده است که برخی از چالش ها و موانع توسعه پایدار در شهرستان بوکان به طور خاص نیازمند توجه و اقدام فوری هستند. به عنوان مثال، کمبود زیرساخت های حمل ونقل و ترافیک، عدم تأمین منابع مالی کافی برای پروژه های شهری و ضعف در مدیریت و برنامه ریزی شهری، از جمله مهم ترین عواملی هستند که باید در اولویت قرار گیرند. اهمیت این مؤلفه ها نه تنها به دلیل تأثیر مستقیم آن ها بر کیفیت زندگی شهروندان، بلکه به دلیل ارتباط آن ها با سایر ابعاد توسعه پایدار نیز قابل توجه است. برای مثال، بهبود زیرساخت های حمل ونقل می تواند به تسهیل دسترسی به خدمات عمومی و کاهش آلودگی کمک کند، در حالی که تأمین منابع مالی مناسب برای پروژه های شهری می تواند به اجرای مؤثرتر طرح های توسعه ای منجر شود. علاوه بر این، در شرایطی که مشاغل پایدار به عنوان یکی از شاخص های کلیدی توسعه پایدار شناخته می شوند، اولویت بندی کلی نشان می دهد توجه به چالش های کلیدی و پرتأثیر می تواند راهکارهای مؤثرتری برای توسعه پایدار ارائه دهد؛ به این معنا که اگر برنامه ریزان و مسئولان شهری بتوانند روی چالش های اصلی تمرکز کنند، می توانند نتایج بهتری را در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی به دست آورند. بنابراین، پیشنهاد می شود که مسئولان و برنامه ریزان شهری با بهره گیری از نتایج این پژوهش، منابع و اقدامات خود را به سمت رفع این مسائل متمرکز کنند تا زمینه رشد و توسعه پایدار در شهرستان بوکان فراهم شود. این امر مستلزم همکاری نزدیک بین نهادهای دولتی، بخش خصوصی و جامعه محلی است تا یک رویکرد جامع و هماهنگ در مدیریت شهری و توسعه منطقه ای ایجاد شود. در نهایت، این پژوهش می تواند به عنوان یک مدل برای سایر شهرهای کوچک که با چالش های مشابهی روبه رو هستند، مورد استفاده قرار گیرد و به توسعه پایدار در سطح ملی کمک کند. با توجه به تنوع چالش ها و نیازهای مختلف در شهرهای کوچک، نتایج این مطالعه می تواند به عنوان یک راهنمای عملی برای سیاست گذاران و برنامه ریزان در طراحی و اجرای پروژه های توسعه ای مؤثر و پایدار در سایر مناطق نیز به کار گرفته شود. این رویکرد می تواند به بهبود کیفیت زندگی شهروندان و تحقق اهداف توسعه پایدار در مقیاس وسیع تر منجر شود.
۱۹۰.

نقش توانمندسازی کارکنان در تاب آوری سازمانی با میانجی گری چابکی سازمانی (مورد مطالعه: شهرداری مشهد مقدس)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توانمندسازی سازمانی تاب آوری چابکی سازمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۴
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر توانمندسازی کارکنان بر تاب آوری سازمانی با میانجی گری چابکی سازمانی است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی پیمایشی و جامعه آماری پژوهش، شهرداری مشهد مقدس بود. با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 198 نفر برآورد گردید. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده توزیع و تکمیل پرسش نامه انجام شد. برای سنجش متغیر توانمندسازی از پرسش نامه توانمندسازی روان-شناختی اسپریتزر، برای سنجش متغیر تاب آوری سازمانی از پرسش نامه کلاهنن، همچنین برای سنجش متغیر چابکی سازمانی از پرسش نامه تورنگ لین و همکاران استفاده شده است. در تحقیق حاضر آزمون پایایی، آلفای کرونباخ تمامی متغیرها بیش از 7/0 به دست آمد که نشان از پایایی مناسب ابزار داشت. روایی پرسش نامه ها براساس نظرات اساتید مورد برسی قرار گرفت و جرح و تعدیلاتی در پرسش نامه صورت پذیرفت. در این پژوهش برای تجزیه وتحلیل داده ها و اطلاعات و آزمون فرضیه ها از نرم افزارهای SPSS و PLS استفاده شده است. نتیجه تجزیه وتحلیل-ها بیان گر این است که چابکی سازمانی تأثیر توانمندسازی کارکنان را بر تاب آوری شهرداری شهر مشهد مقدس میانجی گری می کند. توانمندسازی سازمانی بر تاب آوری کارکنان شهرداری مشهد مقدس تأثیر مثبت و معنادار دارد. توانمندسازی بر چابکی سازمانی شهرداری مشهد مقدس تأثیر مثبت و معنادار و چابکی بر تاب آوری کارکنان شهرداری مشهد مقدس تأثیر مثبت و معنادار دارد.
۱۹۱.

برنامه ریزی راهبردی با تکنیک SWOT برای توسعه مدیریت تلفیقی محصول در مزارع برنج استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: SWOT برنامه ریزی راهبردی وسعه پایدار کشاورزی مدیریت تلفیقی محصول (ICM)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۸
هدف: امروزه طراحی یک سامانه پایدار محیط زیستی و قابل توجیه از نظر اقتصادی و اجتماعی با دیدگاه آینده پژوهانه برای توسعه روستایی و کشاورزی مورد توجه است. هدف کلی این پژوهش، توسعه راهبردهای مدیریت تلفیقی محصول در مزارع برنج استان مازندران است. روش پژوهش: یکی از روش های تحلیل در برنامه ریزی راهبردی، تکنیک SWOT است. در این پژوهش، با استفاده از مبانی نظری و مطالعات تحلیلی، نقاط چهارگانه SWOT یعنی نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید شناسایی شد. جامعه آماری شامل گروهی از متخصصان و کارشناسان دارای تجربه و تخصص علمی در زمینه توسعه پایدار کشت برنج و ترویج کشاورزی (18 نفر) و تجربه مدیریتی در سازمان های مرتبط مانند سازمان جهاد کشاورزی در استان مازندران (20 نفر) بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با ماتریس SWOT در نرم افزار EXCEL انجام شد. یافته ها: تحلیل ارزیابی درونی و ارزیابی بیرونی سیستم نشان می دهد که نقاط قوت و فرصت ها بر نقاط ضعف و تهدیدهای آن غالب می باشند. وزن های بدست آمده از برآیند این نقاط نشان دهنده غالب بودن فضای مفید بر فضای مخاطره آمیز است. اولویت فضای راهبردی سامانه در ناحیه راهبردی SO یا حداکثر-حداکثر (حدود 36 درصد) است. پس از این گروه از راهبردها، سایر راهبردها یعنی راهبردهای WO (حداقل- حداکثر)، ST (حداکثر- حداقل) و WT (حداقل- حداقل) به ترتیب با حدود 25، 23 و 16 درصد از کل راهبردهای متصور برای این استان است. نتیجه گیری: مطابق با تحلیل فضای استراتژیک و وزن مربوطه، تقویت توانمندسازی و مشارکت کشاورزان در مدیریت بهینه مزرعه با رهیافت FFS/IPM، راهبرد مدیریت ریسک تولید و افزایش تاب آوری سامانه از طریق بیمه، استقرار تعاونی تولید محصول سالم و برند تجاری سازی جمعی در زنجیره ارزش برنج، تأکید بر همکاری و ارتباط هم افزا میان ذینفعان کلیدی در زنجیره تولید برنج مهمترین راهبردهای توسعه سیستم ICM هستند. بکارگیری این راهبردها نقش مهمی در پذیرش راهبرد ICM و توسعه پایدار کشاورزی دارد.
۱۹۲.

بازنمایی قابلیت های محیطی براساس فرایند ادراک با تاکید بر فرهنگ ( نمونه های موردی: محله دوچی و یاغچیان شهر تبریز)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: قابلیت های محیط فرآیند ادراک فرهنگ محله

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۳
محله ها همواره به عنوان یکی از ارکان سازمان فضایی بافت های شهری و واحدی کالبدی- اجتماعی ایفای نقش داشته اند. بدون تردید محله به عنوان یک مکان تحت تأثیر ابعاد مختلف فرهنگی قابلیت تولید بستر مناسب برای زندگی مردم بوده است که در سایه مداخلات مبتنی بر الگوهای مدرن از مفهوم و قابلیت واقعی خود فاصله گرفته و از پاسخدهی متناسب با هنجارهای جامعه دور گشته است. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر ابعاد مختلف فرهنگی محله بر ابعاد قابلیت های محله و بازتاب آن در محلات تاریخی و جدید برای ساخت یک مکان مطلوب و مناسب می باشد. روش تحقیق توصیفی – تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات کتابخانه ای – اسنادی و بررسی های میدانی، ابزار پرسشنامه هست. به منظور تحلیل اطلاعات تکنیک سلسله مراتبی با استفاده از نرم افزار export choice بکار برده شده است. طبق یافته های تحقیق بعد فرهنگی در محله دو چی با میانگین (0.667) بیشترین امتیاز و در مقایسه با محله یاغچیان با میانگین (0.333) کسب کرده است. قابلیت های محیطی در دو محله، قابلیت فیزیکی در محله دوچی امتیاز (0.471) و در محله یاغچیان امتیاز (0.529)، قابلیت اجتماعی در محله دوچی امتیاز (0.612) و در محله یاغچیان امتیاز (0.389)، قابلیت معنایی در محله دوچی امتیاز (0.774) و در محله یاغچیان امتیاز (0.226) کسب کرده اند. یافته های تحقیق نشانگر اختلاف قابل ملاحظه در قابلیت معنایی محله دوچی نسبت به محله یاغچیان است. که با توجه به ارتباطی متناظر بین ابعاد مختلف فرهنگی با ابعاد قابلیت های محیطی در محلات تاریخی بعد معنایی فرهنگ بیشترین تأثیر را در قابلیت معنایی محله داشته است. با توجه به تأثیر بیشتر بعد معنایی در محلات تاریخی بر فرهنگ محله می توان بیان کرد فرهنگ، به عنوان مجموعه دستاوردهای معنوی یک جامعه بر معماری و فضای محله تأثیر گذاشته و در ارتقای قابلیت معنایی محله بیشترین تأثیر را داشته است.
۱۹۳.

تحلیل اثرات بلندمرتبه سازی بر تغییرات محیط شهری (نمونه موردی: محله کیانپارس اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بلندمرتبه سازی محیط شهری ISM MICMAC محله کیانپارس اهواز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۴۸
بلندمرتبه سازی و ساخت ساختمان های بلند یکی از رویه های ساخت وساز در دنیای امروزی است. گران شدن زمین و کمبود آن از جمله مهم ترین دلایل برای روی آوردن به این سبک از ساخت وسازها می باشد. باتوجه به شرایط خاص این نوع ساختمان هاء مسأله تغییرات محیط شهری در آن ها از اهمیت زیادی برخوردار است. به همین منظور، هدف پژوهش حاضر تحلیل اثرات بلندمرتبه سازی بر تغییرات محیط شهری نمونه موردی محله کیانپارس شهر اهواز است. پژوهش از نظر ماهیت و روش از نوع توصیفی- پیمایشی و از نظر نتایج کاربردی است. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه و پرسشنامه است. با مرور جامع پیشینه پژوهش و نظرخواهی از خبرگان، تعداد 40 کارشناس و متخصص بلند مرتبه سازی شهری و امور شهری شناسایی و سپس روابط درونی بین این توانمندسازها با استفاده از روش ISM، بررسی گردید. نتایج پژوهش نشان داد که پس از تحلیل داده ها، این شاخص ها در 3 سطح مختلف طبقه بندی شدند. اقتصادی، کالبدی، زیرساخت، عملکردی - اقتصادی، کالبدی – فضایی در سطح بالا (سطح 1) قرارگرفت، که اساسی ترین و مهم ترین شاخص های بلند مرتبه سازی محله کیانپارس اهواز می باشد، که به طور مستقیم و غیرمستقیم بر سایر شاخص ها تاثیرمی گذارد، از این رو ضروری است مورد توجه جدی مدیران و برنامه ریزان شهری قرارگیرد. نتایج این پژوهش به تصمیم گیران امور شهری کمک می کند تا بتوانند جهت اثرات مثبت بلندمرتبه سازی بر تغییرات محیط شهری، تصمیمات هوشمندانه تری اتخاذ و مسیر مناسب تری را جهت توسعه صنعت بلند مرتبه ساری در محله کیانپارس شهر اهواز، انتخاب نمایند.
۱۹۴.

سناریوهای جمهوری آذربایجان در توسعه کریدور میانی: تحولات و معادلات جدید در قفقاز جنوبی

کلیدواژه‌ها: تنگنای ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی جمهوری آذربایجان کریدور میانی ارمنستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۷
علیرغم پایان یافتن جنگ قره باغ و رفع تصرف منطقه مورد مناقشه توسط جمهوری آذربایجان، خواست این کشور مبنی بر ایجاد یک دسترسی دائمی و فراسرزمینی به نخجوان و توسعه کریدور میانی، رسیدن به صلح پایدار را با دشواری هایی روبهرو کرده است. گشایش کریدور زنگزور و اشغال بخش جنوبی ارمنستان (استان سیونیک ) از جمله سناریوهای دولت آذربایجان، برای تحقق خواست خود است. پرسش اصلی پژوهش آن است که «تحقق طرح و برنامه های جمهوری آذربایجان در توسعه کریدور میانی، چه تاثیری بر روی معادلات ژئوپلیتیک منطقه قفقاز جنوبی می گذارد؟» پژوهش حاضر با استفاده از روش تبیینی - تحلیلی و انجام مطالعات کتابخانه ای، این فرضیه را بررسی می کند که جمهوری آذربایجان، به دنبال پایان دادن دهه ها تنگنای ژئوپلیتیک این کشور از طریق اتصال مستقیم به نخجوان و انتقال بار این محدودیت به ارمنستان است. همچنین، نتایج پژوهش نشان می دهد، با تکمیل آخرین حلقه اتصال میان ترکیه و کشورهای آسیای میانه، موضع این کشور در معادلات ژئوپلیتیک منطقه تقویت و در عوض موضع ایران به واسطه تضعیف حکمرانی ارمنستان بر قلمرو سرزمینی خود و کاهش مزیت کریدور شمال – جنوب تضعیف می شود.
۱۹۵.

کاربست اصول پیاده مداری در شهر هوشمند (محله علم و صنعت و نارمک تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شهر هوشمند حمل و نقل پایدار پیاده مداری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۲
رشد روز افزون جمعیت و تمرکز آنها در شهرها آثار مخرب بر زیستگاه های طبیعی و زندگی بشر، خطر کمبود و اتمام منابع طبیعی را به همراه داشته و جوامع را با چالش های فراوانی برای ایجاد زیر ساخت ها و تامین نیازهای روز افزون ساکنین روبرو کرده است. حرکت شهرهای جهان به سمت هوشمند شدن دارای مزایای بسیاری است یکی از مهمترین این مزایا، بهینه شدن حمل ونقل است. در عصر حاضر کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه به دنبال یافتن راهبردی مناسب جهت رسیدن هرچه بیشتر به حمل و نقل پایدار می باشند. در این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی با رویکرد مطالعه اسنادی و میدانی سعی شده با توجه به رابطه دو طرفه ای که بین شهر هوشمند و پایدار وجود دارد، توجه بیشتری به مفهوم پایداری در دل شهر هوشمند شود و آثار و نتایج آن در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی با تاکید بر پیاده محوری، نشان داده شود.پس از مراحل شناخت به تحلیل آنچه هدف است پرداخته شد، با کمک نرم افزار SPSS ابتدا با تحلیل عاملی، عوامل مشخص در شهر هوشمند و پیاده مداری استخراج و سپس با بین تک تک عوامل شهر هوشمند و تمام عوامل پیاده مداری رگرسیون گرفته شد که نتایج این تحلیل حاکی از آن است عوامل موثر بر ارتقا شهر هوشمند عبارتند از ویژگی اجتماعی، کیفیت محیطی و حمل و نقل، امکانات شهری، کیفیت زندگی هوشمند، همبستگی و تعامل، آموزش و هوشمند سازی، امکانات الکترونیک، مشارکت و تعامل شهری، کاربری، سرزندگی و خدمات، ویژگی فردی و اوقات فراغت.میتوان نتیجه گرفت که پیاده مداری باعث ارتقا عملکرد شهر هوشمند می شود و این موضوع باید در ابعاد مختلف مورد توجه قرار گیرد.
۱۹۶.

تدوین سناریوهای جذب گردشگر برای شهرهای آینده با اولویت گذاری مؤلفه های معماری بیوفیلیک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بیوفیلیک طبیعت گردشگری کیفیت محیط

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۱
امروزه زندگی انسان ها به دور از طبیعت است که این خود باعث ایجاد اثرات منفی بر افکار و رفتار و به طور کلی زندگی انسان می شود زیرا که انسان ها ذاتا طبیعت دوست هستند. معماری بیوفیلیک را می توان یکی از رویکردهای نوین معماری، جهت ارتباط انسان با طبیعت دانست که اثرات مثبتی بر روی کیفیت زندگی انسان دارد. هدف کلی پژوهش استخراج مولفه های تاثیرگذار معماری بیوفیلیک در مجموعه گردشگری به عنوان الگویی برای ارتقاء مجموعه و جذب گردشگر و پس از آن بررسی این شاخص ها از نظر ارتباط با محیط و ارتقای کیفیت محیط براساس اولویت بندی است. در واقع پژوهش به دنبال پاسخ این سوال است که کدام مولفه های معماری بیوفیلیک در مجموعه های گردشگری در جهت ارتقای کیفیت آن ها اولویت بیشتری دارند؟ نوع تحقیق کاربردی، روش تحقیق از نوع تحلیلی - توصیفی و بصورت کمی-کیفی انجام شده است. روش گردآوری اطلاعات در ابتدا کتابخانه ای - اسنادی و پرسشنامه جمع آوری شده است. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات به این صورت است که شاخص های بیوفیلیک دسته بندی شده و با استفاده از روش AHP(روش تحلیل سلسله مراتبی) اولویت بندی شده اند. براساس یافته های به دست آمده، در بین 13 شاخص بررسی شده، شاخص های (نور در فضا)، (روابط تکاملی انسان و طبیعت)، (شکل ها و فرم های طبیعی) بالاترین اولویت و شاخص های (تنوع زیستی)، (چشم انداز)، (حضور در آب) کمترین اولویت را داشتند. نتایج بیانگر اثرات مثبت شاخص های بیوفیلیک در ارتقای فضاهای گردشگری و تقویت آسایش و جذب گردشگران می باشد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که به طور کلی تاثیر شاخص های بیوفیلیک در طراحی مکان های گردشگری در حد بالاتر از متوسط است که می تواند بر روی جذب گردشگر اثر مثبت بگذارد.
۱۹۷.

باز آفرینی بافت های فرسوده شهر شوش با رویکرد آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: باز آفرینی بافت های فرسوده شهر شوش رویکرد آینده پژوهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۵
هدف این تحقیق، باز آفرینی بافت های فرسوده شهر شوش با رویکرد آینده پژوهی می باشد، این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و با توجه به مؤلفه های مورد بررسی، رویکرد حاکم بر آن توصیفی – تحلیلی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل دو گروه از خبرگان سازمانی و دانشگاهی و مردم ساکن نواحی بافت فرسوده شهری شوش بوده است که به صورت نمونه گیری هدفمند، 25 نفر از خبرگان واجد شرایط و55 نفر از ساکنین این مناطق انتخاب شدند.ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه می باشد و از تکنیک پویش محیطی و دلفی برای شناسایی متغیرهاوشاخص ها استفاده شده است.داده های بدست آمده از طریق نرم افزار MICMAC و ماتریس تحلیل اثر متقاطع تجزیه و تحلیل شدند. 5 شاخص که شامل عواملی است که هم تأثیرگذاری بالایی بر فرآیند بازآفرینی دارند و هم از تأثیرپذیری بالایی برخوردارند و24 مولفه(زیر شاخص ) به عنوان شاخص های اصلی مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تحلیل شاخص ها و نحوه پراکنش متغیرها حاکی از پایداری سیستم بافت فرسوده شهر شوش می باشد و نشان دهنده ثبات متغیرهای تاثیر گذار و تداوم تاثیر بر سایر متغیر ها می باشد. . همچنین نتایج نشان داد که رویکردی جامع، با در نظر گرفتن ابعاد مختلف و تأکید بر آینده پژوهی، مشارکت مردمی، و بهره گیری از فناوری های نوین، می تواند به موفقیت بازآفرینی بافت های فرسوده شهر شوش کمک کند.
۱۹۸.

بررسی چالش های اقلیمی و زیست محیطی حاصل از ریزگردهای نمکی بر ساختمان های حوزه دریاچه ارومیه و راهکارهای کاهش آسیب آن بر سلامت انسان به کمک معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اقلیمی زیست محیطی ارومیه سلامت انسان معماری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۷
ایران به دلیل موقعیت های طبیعی خاص و گاه اثرات ناشی از عملکرد نادرست در حفظ محیط زیست، با بحران های زیست محیطی متعددی نظیر آلودگی هوا، زلزله، سیل، بارش های سنگین برف، طوفان و پدیده ریزگردها مواجه است. اقلیم نقش قابل توجهی در تولید گرد و غبار ایفا می کند و شناسایی عوامل اقلیمی مؤثر در بروز این پدیده امری ضروری به شمار می آید. هدف اصلی این پژوهش بررسی مؤلفه های اقلیمی و زیست محیطی برای مقابله با ریزگردهای نمکی بر ساختمان های منطقه و ارائه راهکارهایی جهت کاهش آسیب های ناشی از آن بر سلامت انسان از طریق معماری است. این پژوهش با ارائه شیوه ای ساده در برخورد با اقلیم منطقه باتوجه به اطلاعات مربوطه و بررسی راهکارهای پیشنهادی سعی دارد مرحله کیفی سؤالات در تحقیق باتوجه به تعاریف و مفاهیم به تعداد بیشتری تقسیم شوند و نتایج وارد نرم افزار Atlasti می شود با استعانت از گراند نظریه مورد کدگذاری باز و محوری قرار می گیرد. سپس براساس شاخص های استخراج شده برای بررسی سهم عاملی و پاسخ ها به آماره های استنباطی پرسش نامه با طیف لیکرت تدوین و در اختیار کاربران فضائی قرار می گیرد و نتایج وارد نرم افزار spss می شود و مورد تحلیل قرار می گیرد. در واقع اقلیم و زیست، محیط و سلامت با یکدیگر از لحاظ همبستگی ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند و ریزگردهای ناشی از خشکسالی دریاچه ارومیه باعث تغییر شکل و جهت گیری بناها در جهت مخالف وزش باد انجام گیرد. بررسی متغیرهای معماری همساز با اقلیم در مقابله با ریزگردها و همچنین هم زمانی این دو به چه میزان تحت تأثیر هریک از مؤلفه های خود خواهد بود. با توجه به یافته های آماره های استنباطی مشخص گردید که بیشترین سهم عاملی مربوط به پوشش گیاهی با مقدار(958/0) است و کمترین مربوط به منابع طبیعی با مقدار (004/0) است. در مرحله بعد هم در بخش همبستگی بین مؤلفه های به دست آمده مشخص گردید که مؤلفه جهت گیری بناها با مقدار(00/1) بیشترین همبستگی و کمترین همبستگی با دیگر مؤلفه ها را مؤلفه رطوبت کافی با مقدار (032/0) دارد. موضوعی مهم و اساسی که با توجه به اقلیم منطقه و طراحی هماهنگ با محیط در سایت اهمیتی دوچندان پیدا می کند، این است که علی رغم وجود سازمان ها و نهادهای مرتبط با امور ساخت وساز، اغلب این مسئله نادیده گرفته می شود. معیارهای ایجاد یک فضای زندگی مناسب باید بر اساس نیازهای انسانی و شرایط اقلیمی منطقه باشد تا از ورود ریزگردها به داخل ساختمان جلوگیری شود. در نظر گرفتن عوامل اقلیمی و توجه به آسایش انسان از الزامات اصلی در فرایند ساخت وساز است که می تواند پیامدهای مثبتی به همراه داشته باشد. از جمله این پیامدها می توان به کاهش مصرف انرژی، کاهش هزینه های مرتبط و رفع برخی دغدغه های انسانی نظیر ریزگردها به ویژه در مناطق آذربایجان شرقی و غربی اشاره کرد. با توجه به این موارد، اهمیت پرداختن به بحران های زیست محیطی و لزوم احیای دریاچه ارومیه نه تنها به دلیل حفظ اکوسیستم ارزشمند آن در سطح جهانی است، بلکه به دلیل تاثیر مستقیم آن بر سلامت انسان ها نیز باید مورد توجه ویژه قرار گیرد. همچنین، جهت مقابله با ریزگردها، طراحی ساختمان ها باید به نحوی باشد که زاویه ی آن ها متناسب با جهت وزش باد و مانع نفوذ ریزگردها به فضای داخلی باشد.
۱۹۹.

بحران اثربخشی مدیریت شهری بر پایه داوری شهروندان (پژوهش موردی: شهر زاهدان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدیریت شهری بحران اثربخشی مدیریت زاهدان شهرداری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۹
مقدمه : ادراک و قضاوت شهروندان زاهدانی در مورد کمیت و کیفیت فضای سبز، پارک های شهری، آسفالت معابر، نماها، بافت شهری، پاکیزگی و مبلمان شهری، نوعاً تعبیر به ضعف در مدیریت شهر می گردد. هدف پژوهش، تحلیل و آزمون وضعیت بحرانی اثربخشی مدیریت شهری و تبیین داوری شهروندان است. داده و روش : این پژوهش کاربردی با پرسش نامه محقق ساخته و نمونه برداری تصادفی دو مرحله ای داده های آماری 453 نفر از جمعیت بالای 17 سال زاهدان را در شش محدوده (رتبه 1 بالاترین و رتبه 6 پایین ترین) گردآوری و با مدل های استنباط آماری ناپارامتریک: تک نمونه ای کای2، کروسکال والیس، کندال تائو C ، سامرز D و شاپیروویلک تحلیل نمود. یافته ها : در مجموع 67 % شهروندان زاهدانی از اداره امور شهر ناراضی و 11 % آن ها نیز رضایت مندی داشتند. میزان عدم رضایت شهروندان از 72 % در زمینه کمبود فضاهای شهری گذران اوقات فراغت تا 66 %، در زمینه پاکیزگی و جمع آوری زباله نوسان داشت. شاخص نارضایتی در میان پاسخگویان بی سواد، زیردیپلم، دیپلم، کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری، با سطح خطای 000/0 به ترتیب 22 % ، 53 %، 62 % ،83 %، 82 % و 100 % بود. پراکنش فضایی این نارضایتی شهروندان در شش محدوده فوق، با خطای 000/0 از محدوده سطح یک (بالاترین تراز) تا سطح شش (پایین ترین تراز) به ترتیب 86 %، 87 %، 81 % 69 %، 54 %، 31 %، بود. نتیجه گیری : این پژوهش صرفاً بحران اثربخشی (Effectiveness) مدیریت شهری زاهدان، یعنی میزان مؤثربودن اقدامات برای دستیابی به اهداف (رضایت مندی شهروندان) را بر مبنای داوری خود شهروندان، آزمون نمود و فرضیه های اصلی پژوهش، یعنی بحران اثربخشی تأیید گردید. لیکن، ضرورتاً باید شاخص کارآمدی مدیریت شهری زاهدان (Efficiency)   میزان حداکثر شدن منافع یا خروجی سازمان، با توجه به منابع و امکانات دریافتی نیز پژوهش گردد. اگرچه، داده ، روش، فرضیه و مدل های تحلیلی خاصی طلب می کند. سپس دستگاه مربوطه بر مبنای نتایج حاصل از هر دو پژوهش ، بازنگری ساختارها، راهبردها، سیاست ها و برنامه ها را مدنظر قرار دهد.
۲۰۰.

تحلیل اثر هم آفرینی ارزش بر توسعه پایدار گردشگری شهری نقش میانجی واقعیت مجازی و واقعیت افزوده، مطالعه موردی: اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توسعه پایدار گردشگری شهری واقعیت افزوده واقعیت مجازی هم آفرینی ارزش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۷
توسعه گردشگری شهری، کم تر از توسعه انواع دیگر گردشگری موردتوجه بوده است. بنابراین، ضرورت مشارکت گردشگران در مسیر توسعه پایدار گردشگری شهری، به ویژه با به کارگیری فناوری های نوین، احساس شد. هدف از پژوهش حاضر، تحلیل اثر هم آفرینی ارزش بر توسعه پایدار گردشگری شهری با نقش میانجی واقعیت مجازی و واقعیت افزوده (مطالعه موردی: شهر اردبیل) بود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت روش، توصیفی-پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری، گردشگران شهر اردبیل بود که طبق فرمول کوکران برای جامعه آماری بزرگ، تعداد 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد که انتخاب این افراد با روش تصادفی ساده صورت گرفت و پرسشنامه پژوهش در بین آن ها توزیع گردید. روایی پرسشنامه به وسیله تحلیل عاملی تأییدی و پایایی با روش آلفای کرونباخ بررسی و تأیید شد. تحلیل داده ها با روش مدل سازی معادلات ساختاری و با کمک نرم افزارهای SPSS 26 و Smart-PLS 3 انجام شد. نتایج نشان داد که هم آفرینی ارزش بر گردشگری شهری (96/1t>، 177/0= β)، هم آفرینی ارزش بر واقعیت مجازی (96/1 t > ، 563/0= β)، واقعیت مجازی بر گردشگری شهری (96/1 t > ، 659/0=  β)، هم آفرینی ارزش بر واقعیت افزوده (96/1 t > ، 429/0=  β) و واقعیت افزوده بر گردشگری شهری (96/1 t > ، 116/0=  β) به طور مستقیم و معناداری تأثیر دارد. هم چنین، واقعیت مجازی (96/1 Z > ، 37/0=  β) و واقعیت افزوده (96/1 Z > ، 05/0=  β) در رابطه هم آفرینی ارزش و گردشگری شهری نقش میانجی دارند. نتایج این پژوهش می تواند به توسعه پایدار گردشگری شهری کمک کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان