فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲۱ تا ۲۴۰ مورد از کل ۱۰٬۹۴۴ مورد.
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
1089 - 1098
حوزههای تخصصی:
امروزه، پیاده سازی هوش مصنوعی در زمینه های مختلف در حال گسترش است تا به ما در بهبود و مفیدتر کردن مشاغل مان کمک کند. هدف این مقاله بررسی عوامل موثر پیاده سازی سیستم های مدیریت اطلاعات پروژه در عملکرد پروژه بر اساس هوش مصنوعی است.این پژوهش از نظر هدف کاربردی است. از حیث ماهیت و روش نیز یک تحقیق توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش مدیران و پیمانکاران پروژه های راه و ترابری که از سیستم های مدیریت اطلاعات پروژه استفاده کردند، می باشد. حجم نمونه برابر با 180 نفر (نمونه دردسترس) محاسبه شده است. با بهره مندی از روش مدل سازی معادلات ساختاری حداقل مربعات جزئی، مدل نظری پژوهش و فرضیه های پیشنهادی را آزمون نمودیم. تخمین و پیش بینی هزینه (به کمک هوش مصنوعی) بر مدیریت ریسک، تخصیص منابع و عملکرد پروژه و همچنین مدیریت ریسک (به کمک هوش مصنوعی)، تخصیص منابع (به کمک هوش مصنوعی) و KBES (به کمک هوش مصنوعی) بر عملکرد پروژه های راه و ترابری که از IMS بهره برده اند، تاثیر مثبت و معناداری دارد. یافته ها اشاره می کنند پیامدهای قابل توجهی برای تصمیم گیرندگان و متخصصان درگیر در مدیریت هزینه در پروژه های راه و ترابری دارد. با شناسایی عوامل موثر عملکرد پروژه با پیاده سازی سیستم مدیریت اطلاعات پروژه، آن هم بر مبنای هوش مصنوعی، سازمان ها می توانند رقابت پذیری، کارایی و پایداری خود را افزایش دهند.
عوامل مؤثر بر تحولات دارایی های معیشتی در روستاهای گردشگرپذیر (مطالعه موردی شهرستان رودسر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام این پژوهش شناسایی عوامل و مؤلفه های اثرگذار بر تحولات دارایی های معیشتی در روستاهای گردشگرپذیر بوده که به واسطه توسعه گردشگری تحت تأثیر قرار می گیرند که شدت و روند این تغییرات و همچنین دامنه اثرگذاری بر ساکنان به مؤلفه هایی زیادی بستگی دارد که گردشگری در بستر آن شکل گرفته است. آنچه که در این مقوله مهم بوده، توجه به اصل پایداری و بهبود زندگی تمامی ساکنانی است که از رشد گردشگری متأثر می شوند. روش پژوهش: این پژوهش در روستاهای گردشگرپذیر شهرستان رودسر در شرق استان گیلان انجام شده است. این پژوهش از نوع پژوهش های کمی/کیفی و مبتنی بر روش قیاس اقترانی است. روش جمع آوری داده ها با بررسی متون و اسناد علمی، پیمایش میدانی و مصاحبه با خبره محلی، کارشناسان و متخصصان صورت گرفته و تحلیل آنها با استفاده از مدل Q است. در انتخاب نمونه ها از روش گلوله برفی استفاده شد. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش عوامل مؤثر بر تحولات دارایی های معیشتی به ترتیب اهمیت و بیشترین امتیاز شامل: تعاملات سازنده میان دست اندرکاران کلیدی توسعه گردشگری، مزیت رقابتی گردشگری، نقش آفرینی حمایتی دولت، فرهنگ محوری و توسعه زنجیره تأمین و ارزش گردشگری و آخرین مورد، مجاورت فضایی و وجود ظرفیت های طبیعی بوم شناختی بوده است. نتیجه گیری: مؤلفه های مرتبط با بخش گردشگری که سبب تحولات دارایی های معیشتی می گردد در دو گروه عوامل درونی و بیرونی قابل دسته بندی هستند که شکل و کارکرد روستا را دچار دگرگونی کرده و هر چقدر این مؤلفه ها سبب توسعه خدمات عمومی و شکل گیری بیشتر فعالیت های گردشگری پایدار گردد، به سوی تأثیرات مثبت گردشگری سوق پیدا می کند.
ارزیابی عملکرد اقتصادی ارقام جدید علوفه های گرمسیری در مناطق روستایی سیستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: مطالعه حاضر به ارزیابی عملکرد اقتصادی ارقام جدید علوفه های گرمسیری ازجمله یونجه در مناطق روستایی سیستان در دو شهرستان زهک (روستای ملاحسین) و شهرستان هامون (روستای ملا ابراهیم) در دو سال زراعی 1403-1401 پرداخته است. روش پژوهش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف،کاربردی و به لحاظ ماهیت و روش، توصیفی-تحلیلی است. برای این منظور ارزیابی عملکرد ارقام جدید علوفه ها ابتدا با استفاده از تحلیل مالی و سپس از طریق تکنیک های اقتصادی مهندسی و معیارهای ارزش فعلی خالص و نسبت سود به هزینه و نهایتا تکنیک تصمیم گیری چندشاخصه از روش خاکستری از دید بهره برداران مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد ارزش حال خالص ارقام جدید علوفه های گرمسیری در تحلیل مالی معادل 1023516ریال بیشتر از مقدار آن در تحلیل اقتصادی بوده اس ت. از سوی دیگر، نتایج نشان داد نسبت فایده به هزینه ارقام جدید علوفه های گرمسیری یونجه ارقام امید، بغدادی و لاین خالص شده محلی زابل به ترتیب معادل 3/87، 3/89، 5/37، 4/7 و 3/89 بود. از این رو با توجه به مثبت بودن نسبت این ارقام از نظر اقتصادی مقرون به صرفه بوده و می تواند در ایجاد تنوع کشت و افزایش درآمد موثر باشد. همچنین نشان داد در مقایسه میانگین ها رقم امید، به ترتیب با میانگین عملکرد علوفه تر و خشک 107/589 و 28/323 تن در هکتار در رتبه اول و پس از آن رقم بغدادی و لاین خالص شده محلی زابل به ترتیب با میانگین عملکرد علوفه تر و خشک 103/513 و 102/463 و 26/419 و 27/322 تن در هکتار در رتبه دوم و سوم قرار گرفتند. علاوه برآن از دید بهره برداران نتایج تکنیک تصمیم گیری چندشاخصه در مورد تصمیم گیری در اولویت بندی گیاهان علوفه ای در زمینه نقش و وزنشان، گزینه های مناسب: افزایش بهره وری و راندمان آبیاری، کم آب بر، افزایش درآمد، امید به زندگی، ماندن در روستا و افزایش اشتغال دارای بیشترین وزن بودند. نتیجه گیری: در نهایت با توجه به نتایج به دست آمده در شرایط گرم و خشک محل آزمایش، می توان سطح قابل توجهی از اراضی استان و مناطق هم اقلیم را به کشت یونجه از جمله ارقام امید، بغدادی و ژنوتیپ خالص شده محلی زابل اختصاص داد که کمک شایانی به تنوع کشت، افزایش درآمد و ایجاد اشتغال می کند.
شناسایی و تحلیل چالش ها و پیشران های توسعه و تجاری سازی کسب وکارهای دانش بنیان روستایی با روش دلفی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۲)
141 - 161
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر قصد دارد تا چالش های تجاری سازی کسب و کارهای دانش بنیان در روستاهای حوزه نفوذ مشهد را شناسایی و تحلیل کند. این پژوهش بر پایه روش های آمیخته انجام شده است. نمونه آماری این پژوهش را طبق اصل کفایت نظری، 75 نفر از صاحبان مشاغل روستایی و 25 نفر از خبرگان تشکیل می دهد. در بخش کیفی از روش کدگذاری استفاده شد تا عوامل مؤثر شناسایی شوند و سپس شاخص های شناسایی شده با روش دلفی فازی غربالگری گردید. در انتها با استفاده از نرم افزار MICMAC مهم ترین پیشران های کلیدی استخراج شد. متغیرهای اصلی مؤثر بر شکست تجاری سازی کسب وکارهای دانش بنیان در شش دسته عوامل «مدیریت منابع انسانی»؛ «مالیات و گمرک»؛ «بازاریابی و فروش»؛ «مجوزدهی و نظارت»؛ «مشکلات مالی و بازار عرضه و تقاضا» و «نظام مالکیت فکری» مورد مطالعه قرار گرفتند. در ادامه از بین 54 شاخص استخراج شده، 44 مورد پس از غربال گری توسط خبرگان مورد تائید قرار گرفتند. نتایج مطالعه آینده پژوهی نشان داد پیشران هایی از جمله "بکار نگرفتن نیروی انسانی خلاق، پیشنهاد دهنده و مسئله یاب متناسب با نیاز کسب وکار(A1)"؛ بی ثباتی مالی در رابطه با پرداخت هزینه ها و بدهی ها (B6)"؛ "عدم اهمیت به رصد تغییرات در نگرش ها، سلیقه ها و باورهای مشتریان (C8)"؛ " گسترش فساد در قالب بوروکراسی های اداری(D1)"؛ "مشکلات در همخوانی محصول با نیاز مشتری(E1)"؛ "نبود حمایت های مالی برای ثبت اختراع در زمینه فراوری محصولات دانش بنیان(F4)" مهم ترین تأثیر را بر شکست تجاری سازی کسب وکارهای دانش بنیان روستایی دارند.
ارائه مدل پارادایمی توسعه مقصدهای گردشگری هوشمند در مناطق روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
203 - 217
حوزههای تخصصی:
گردشگری هوشمند، نقش اساسی در مدیریت کارآمد منابع و ارتقای کیفیت تجربه گردشگران ایفا می کند. در مناطق روستایی که معمولاً با چالش هایی نظیر کمبود زیرساخت های فنی، ضعف در استفاده از فناوری های نوین و نبود آگاهی اجتماعات محلی مواجه هستند، هوشمند سازی گردشگری می تواند پلی مؤثر برای بهره گیری از ظرفیت های بالقوه این مناطق باشد. پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل پارادایمی توسعه مقصدهای گردشگری هوشمند در انجام شده است. روش شناسی این پژوهش از نوع کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد است که در آن از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 15 خبره حوزه گردشگری و برنامه ریزی روستایی به صورت هدفمند استفاده شده است. کدگذاری و تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفته تا مدل پارادایمی توسعه مقصدهای گردشگری هوشمند طراحی شود. در این پژوهش، شرایط علی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدهای گردشگری هوشمند شناسایی و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که عوامل اقتصادی، فرهنگی، زیرساختی و قانونی تأثیر زیادی بر موفقیت این رویکرد دارند. علاوه بر این، استفاده از راهبردهایی نظیر آموزش و توانمندسازی جامعه محلی، سرمایه گذاری در زیرساخت ها و توسعه محتوای دیجیتال، به تحقق گردشگری هوشمند کمک می کند. نوآوری پژوهش در ارائه یک مدل پارادایمی برای توسعه مقصدهای گردشگری هوشمند در مناطق روستایی است که از طریق تحلیل شرایط علی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدها صورت گرفته است. راهکارهای حاصل از نتایج این مقاله شامل آموزش و توانمندسازی جوامع محلی، سرمایه گذاری در زیرساخت های فناوری، توسعه محتوای دیجیتال برای ارتقای تجربه گردشگران، و تقویت نهادهای محلی جهت مدیریت کارآمد گردشگری هوشمند است.
تحلیل راهبردهای توسعه پایدار گردشگری در روستاهای هدف استان آذربایجان غربی
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۹
1 - 30
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این تحقیق ارزیابی پایداری اقتصادی توسعه گردشگری روستایی در روستاهای هدف گردشگری استان آذربایجان غربی شامل 4 روستای سهولان، نصرت آباد، باغچه جوق و حسنلو می باشد. از لحاظ روش تحقیق، این مطالعه از نوع تحقیقات توصیفی- پیمایشی و کاربردی است .از نظر شیوه جمع آوری و دریافت اطلاعات این تحقیق در حوزه مطالعات میدانی قرار دارد. به منظور نیل به پایداری توسعه گردشگری روستاهای هدف می بایست راهبرد مناسب در جهت نیل به پایداری اتخاذ گردد. به منظور عملیاتی نمودن این بخش از مطالعه، از 72 گویه استفاده شده است. گویه های تبیین کننده در چهار بخش نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها تدوین گردید.جامعه آماری سرپرستان خانوارها در چهار روستای هدف گردشگری استان آذربایجان غربی 1160 نفر می باشد. برای تعیین حجم نمونه از جدول کرجسی مورگان استفاده شده است. حجم نمونه سرپرستان خانوار 290 بدست آمد. به منظور انتخاب نمونه آماری از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب استفاده شده است. به منظور گردآوری داده های مورد نیاز از پرسشنامه استفاده شده است. با توجه به هدف پژوهش و همچنین پیشینه تحقیق و ادبیات موضوع و با همکاری و مشورت اساتید و کارشناسان، پرسشنامه اولیه طراحی گردید. سپس با استفاده از نظرات اساتید، کارشناسان سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و بنیاد مسکن و هم چنین بررسی های میدانی در منطقه مورد مطالعه پرسشنامه نهایی تهیه شد. در این مطالعه از روش آلفای کرونباخ جهت سنجش پایایی ابزار اندازه گیری استفاده شده است. نتایج حاصل از ماتریس های ارزیابی عوامل داخلی و خارجی، بیانگر این است که با توجه به امتیاز نهایی کلی بدست آمده برای عوامل داخلی گردشگری روستایی برابر با 67/2 و برای عوامل خارجی برابر با 46/2، امتیازهای بدست آمده، از این و راهبرد استراتژیک روستاهای مورد مطالعه راهبرد اقتضایی می باشد.
جغرافیای انگیزش در پرتو کارزار انتخاباتی نورآباد فارس
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
313 - 365
حوزههای تخصصی:
جغرافیای سنگ ژئوموفولوژی زاگرس بیشترین انگیزش سیاسی را در انتخابات اخیر ایران خلق کرد. نقش بافتار محلی این مناطق چرا اینطور انگیزش نشان داده و چطور متأثر از تحولات بیرون قرار نگرفته، موجب مفهوم سازی جغرافیای انگیزش شده است. این مفهوم، در کانتکس اجتماعی این طور تعریف می شود که فضای سیاسی نسبتاَ پرتحرک با فرمتی جغرافیایی به شکل زادگاه باوری تمایلی/انگیزه، کارزار انتخاباتی را فعال کرده است. انگیزه تعلق داشتن به مکان به چنین فضای سیاسی دامن زده که اصالت به جغرافیا و تفاوت های جغرافیایی است و شرایط ژئوپلتیک ایرانِ داخل و خارج را برنتابیدن به شکل کنش سیاسی به ظاهر قلمروگرا اما دربطن آن جستجوی حقیقت نهفته است. اینطور جغرافیای انگیزش، روانشناسی محیطی است چراکه در جستجوی حقیقت (احساس جا کردن) متصور است. در این نوع جغرافیای انگیزش، چنین حس تعلق مکانی است که در سلسله مراتب نیازهای مازلو در پیوستار سطحی تا عمیق روی می دهد. نیاز به عزت نفس یا احترام به خود شامل احساس شایستگی، احساس کفایت و مهارت در کل نیاز فرد به ایجاد تصویری مثبت از خودش در دیگران است. بر این مبنا / از منظر جغرافیای انگیزش؛ تحولات جغرافیای سیاسی ایران زین پس به گونه ای پیش می رود که کنشگران مکان های پرانگیزش هم چون تاجگردون و شاید امید نصیبی در پارلمان دوازدهم به رسمیت شناخته شوند و در هسته سیاسی قدرت نقش آفرین می شوند. چنین نقش آفرینی پیامد بسامد/انگیزه/تعلق مکانی/ فرکانس/جغرافیای انگیزش است.
تحلیل نقش کنشگران کلیدی در تحقق الگوی مسکن سالم: مطالعه موردی منطقه سه سنندج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مواجهه با بحران های بهداشتی اخیر، به ویژه پاندمی کووید-19، اهمیت طراحی مسکن سالم و مقاوم که قادر به مقابله با شرایط اضطراری بهداشتی باشد، بیش ازپیش نمایان شده است. این پژوهش با هدف تحلیل نقش و تأثیرگذاری کنشگران کلیدی در فرآیند تحقق الگوی مسکن سالم در منطقه سه شهر سنندج انجام شده است. روش شناسی تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی و با استفاده از رویکرد ترکیبی (کمی و کیفی) طراحی شده است. داده ها ابتدا از طریق تحلیل منابع اسنادی و سپس با به کارگیری تکنیک دلفی و گردآوری نظرات 13 کارشناس محلی به دست آمدند. پس از شناسایی 18 کنشگر کلیدی و تقسیم آن ها به پنج گروه اصلی، ماتریس تحلیل اثرات متقابل برای ارزیابی ارتباطات و تأثیرات بین کنشگران تدوین شد. این ماتریس سپس با استفاده از نرم افزار Ucinet تحلیل شد تا ساختار و دینامیک شبکه کنشگران به دقت بررسی شود. نتایج تحقیق نشان داد که سه گروه کنشگر اصلی شامل «سازندگان»، «شورای اسلامی شهر سنندج» و «مصرف کنندگان» با توجه به نقش محوری و تأثیرگذاری بالای خود، نقش های اساسی در تحقق الگوی مسکن سالم ایفا می کنند. در مقابل، برخی نهادها نظیر «شهرداری» و «وزارت راه و شهرسازی» به عنوان کنشگران فرعی شناسایی شدند که با وجود داشتن نقش های مکمل و نظارتی، از قدرت تصمیم گیری محدودتری برخوردارند. این یافته ها نشان می دهند که تقویت تعاملات میان کنشگران کلیدی و فرعی و همچنین بهره گیری از تجارب موفق بین المللی، می تواند به بهبود فرآیندهای برنامه ریزی و طراحی مسکن منجر شده و به ارتقای ساختار و کارایی شبکه کنشگران در مواجهه با چالش های بهداشتی آینده کمک کند.
تحلیل اثرات عوامل اقتصادی بر تخلفات ساختمانی (مطالعه موردی: شهر خرم آباد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه پایدار شهری سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸
45 - 63
حوزههای تخصصی:
رشد فزاینده شهرنشینی و افزایش تقاضای مسکن، باعث شد تا تخلفات ساختمانی به صورت قابل توجهی افزایش یافته و تبدیل به یک چالش جدی در نظام شهرسازی شود. شهر خرم آباد در سال های اخیر با روند افزایشی تخلفات ساختمانی مواجه بوده است. در سال 1401 حدود 2450 میلیارد ریال جرائم ساختمانی در شهر خرم آباد برای ساخت وسازکنندگان در نظر گرفته شده است. هدف از این پژوهش، بررسی چگونگی تأثیرگذاری شاخص های اقتصادی بر میزان تخلفات ساختمانی در شهر خرم آباد طی سال های 1393 تا 1401 بود. پژوهش حاضر در زمره پژوهش های کمی مبتنی بر تحلیل های همبستگی و رگرسیونی است و داده ها و اطلاعات موردنیاز به روش اسنادی از منابع و مراجعی چون سالنامه های آماری استان لرستان و همچنین آمار درج شده در پایگاه داده های شهرداری خرم آباد گردآوری گردید. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که شاخص مبلغ تخلفات ساختمانی در کمیسیون های بدوی و تجدیدنظر، با تمام شاخص های اقتصادی به جز شاخص تعداد پروانه های ساختمانی رابطه معنادار دارد. شاخص قیمت مسکن، شاخص قیمت اجاره و شاخص قیمت نگهداری و تعمیر واحدهای مسکونی در سطح معنی داری 99 درصد و با ضریب بالای 90/0 با مبلغ تخلفات ساختمانی بیشترین همبستگی را داشتند. طبق نتایج پژوهش، شاخص مبلغ تسهیلات پرداختی بانک ها به بخش ساختمان و مسکن نیز در سطح معنی داری 99 درصد با مبلغ تخلفات ساختمانی ارتباط معنادار و همبستگی بسیار بالا دارد. بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون از بین 12 شاخص مستقل اقتصادی، پنج شاخص شامل متوسط اجاره بهای ماهانه در قراردادهای منعقد شده بین موجر و مستأجر به ازای یک مترمربع زیربنای واحد مسکونی، مبلغ تسهیلات پرداختی بانک ها به بخش مسکن و ساختمان، شاخص قیمت مسکن، شاخص قیمت نگهداری و تعمیر واحدهای مسکونی و ارزش افزوده بخش ساختمان بیشترین تأثیرگذاری را بر تخلفات ساختمانی در شهر خرم آباد داشتند.
تحلیل چالش های مقابله با پدیده آتش سوزی در جنگل های شهرستان چوار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر عرصه های جنگلی کشور به خصوص جنگل های زاگرس، سطح بالا و گسترده ای از آسیب پذیری، ناپایداری و تخریب را در برابر آتش سوزی جنگل ها تجربه کرده است. در این میان یکی از مناطق کشور که به شدت در معرض تهدید آتش سوزی جنگل ها قرار دارد شهرستان چوار واقع در استان ایلام است. لذا، هدف کلی پژوهش حاضر که با دیدمان کیفی انجام شد، تحلیل چالش های مقابله با پدیده آتش سوزی در جنگل های شهرستان چوار بود. جامعه تحقیق، شامل مطلعان کلیدی در زمینه مدیریت و حفاظت از جنگل ها اعم از کارشناسان ادارات منابع طبیعی و آبخیزداری و نیروهای آموزش دیده یگان حفاظت اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان ایلام و شهرستان های ایلام و چوار، جوامع محلی روستاهای شهرستان چوار و سازمان های مردم نهاد (سمن) فعال در زمینه مدیریت و حفاظت جنگل ها در سطح این شهرستان بودند. مشارکت کنندگان در پژوهش با روش نمونه گیری هدفمند با حداکثر تنوع انتخاب شدند (34=n). تجزیه وتحلیل داده های گردآوری شده از طریق مصاحبه نیمه ساختارمند، با استفاده از نرم افزار MAX-QDA12، منجر به شناسایی 25 مفهوم در قالب 4 طبقه اصلی شد. نتایج تحلیل محتوا نشان داد که چالش های اساسی مقابله با آتش سوزی در جنگل های شهرستان چوار شامل: چالش های آگاهی و ارتباطی، مالی و تجهیزاتی، حقوقی و اداری- اجرایی است. تحلیل چالش های موجود در این زمینه می تواند نقطه شروع مناسبی برای شناخت وضعیت موجود و ارائه راهبردهای مدیریتی برای مقابله با بحران آتش سوزی در جنگل ها باشد که از جمله آن می توان به نظارت کافی در اجرای صحیح قوانین، مشارکت مردم محلی و تأمین اعتبارات و تجهیزات لازم اشاره کرد.
شناسایی پیشران های کلیدی ارتقای ظرفیت تاب آوری در شهرهای پساکرونا با رویکرد آینده پژوهی، مطالعه موردی: کلان شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه توجه به اصل بازتولید به عنوان یکی از عوامل خلق فضاهای شهری تاب آور، می تواند گزینه های متعددی را در هر زمان جهت مقابله و کاهش خطرپذیری و اثرات بحران هایی همچون کرونا به شهروندان ارائه نماید. به همین منظور، پژوهش حاضر باهدف شناسایی پیشران های کلیدی ارتقای ظرفیت تاب آوری در شهر پساکرونای مشهد با رویکرد آینده پژوهی انجام گرفته است. پژوهش حاضر از نوع کیفی و به لحاظ نوع شناسی "تک روشی موازی" است. بدین ترتیب، جهت تحلیل داده های کیفی از روش فرا ترکیب (تحلیل پایه) و رویکرد آینده پژوهی (تحلیل مکمل) به صورت هم زمان استفاده شده است. تحلیل پایه منجر به ارائه پیشران های کلیدی اولیه و تحلیل مکمل منجر به تبیین پیشران های اثرگذار و اثرپذیر (کشف روابط علی و معلولی) و عملیاتی نمودن آن شده است. روش جمع آوری داده های این پژوهش شامل مطالعه اسنادی و مصاحبه فردی نیمه ساختارمند بوده و جامعه آماری آن مدیران، افراد متخصص، صاحب نظر و اساتید دانشگاه در رشته شهرسازی در شهر مشهد می باشند که تعداد 28 نفر از آن ها با روش نمونه گیری هدفمند و تکنیک گلوله برفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که توزیع متغیرها به صورت قطری پراکنده شده اند و بیشتر در دو بعد متغیرهای تأثیرگذار و تأثیرپذیر متمرکز بوده اند. همچنین نتایج نشان داد که پیشران های کلیدی و مهم برای بازتولید شهر پساکرونا، پنج پیشران "وجود پایگاه ارتباطی بین مردم و سازمان"، "همگرایی اجتماعی"، "آگاهی شهروندان در برخورد با بحران"، "دسترسی به پزشک و خدمات درمانی"، "تنظیم بازار- قیمت کالا" و "امنیت فضای مجازی" در سیستم می باشند.
تحلیل عوامل مؤثر بر مهاجرت به شهر ابهر با تأکید بر مؤلفه اقتصادی و مبادی روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: توسعه قطبی در ایران در شش دهه اخیر، به توزیع ناعادلانه فرصت ها، منابع و سرمایه گذاری ها و ناترازی مناطق منجر شده است. در این فرایند، شهرها به عنوان قطب ها، مراکز و نقاط رشد، نقش محوری را در شکل دهی مهاجرت و جذب مهاجران در کشور ایفاء کرده اند. شهر ابهر نیز به عنوان یکی از این نقاط رشد، با امواج گوناگون مهاجرت ها در چند دهه اخیر مواجه بوده است. روش پژوهش: در مقاله حاضر که ماهیت توصیفی و تحلیلی و هدف کاربردی دارد، مبادی، عوامل و حجم مهاجرت به شهر ابهر بررسی و تحلیل شده است. جامعه آماری این پژوهش، 34887 خانوار (سرپرستان خانوار) ساکن شهر ابهر بوده است. حجم جامعه نمونه، تعداد 380 خانوار بوده که با استفاده از فرمول کوکران محاسبه گردید. داده ها و اطلاعات از نوع کمی و کیفی بود و به دو روش کتابخانه ای-اسنادی و میدانی (مصاحبه و پرسشنامه) به دست آمده است. برای نمونه گیری، از روش تصادفی نظام مند استفاده شد. بازه زمانی این پژوهش، سال 1335 تا 1400 ه.ش است. برای پردازش و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و تکنیک آماری رگرسیون چندگانه و برای تحلیل داده های مکانی و تهیه نقشه ها از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) استفاده شده است. یافته ها: نتایج این پژوهش حاکی است که 57/63 درصد مهاجران به شهر ابهر از مبادی روستایی و 42/37 درصد از مبادی شهری مهاجرت کرده اند. بیشترین و کمترین نسبت مهاجران به این شهر، به ترتیب از مبادی شهرستان های ابهر (47/63 درصد) و سلطانیه (1/58 درصد) بوده است. براساس نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه، عوامل اقتصادی (0/49) بیشترین و عوامل تفریحی-توریستی (0/23) کمترین نقش را در مهاجرت به شهر ابهر ایفاء کرده اند. نتیجه گیری: بدین سبب، مهم ترین راهکار پیشنهادی پژوهش، کاهش نابرابری های منطقه ای از طریق توزیع متعادل فرصت های شغلی، امکانات و خدمات میان شهر ابهر و مناطق روستایی پیرامون است.
دلبستگی به مکان و تأثیر آن بر ادراک خطر سیلاب و رفتار پیشگیرانه: مقایسه میان فرهنگی بین ایتالیا (,ویبو والنتیا) و ایران (بابل)
منبع:
جغرافیا و پژوهش های شهری دوره ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
1 - 16
حوزههای تخصصی:
با تغییرات سریع اقلیمی، خطر مخاطرات محیطی، از جمله سیل های ناگهانی و ویرانگر، به شدت افزایش یافته است. تغییرات آب وهوایی جهانی باعث ناپایداری الگوهای بارندگی، افزایش شدت طوفان ها و بالا رفتن سطح آب رودخانه ها شده که در نهایت منجر به بروز سیلاب های گسترده در مناطق مختلف می شود.در کنار عوامل طبیعی، نحوه واکنش جوامع انسانی به این خطرات نقش مهمی در میزان آسیب پذیری آن ها دارد. مفاهیم روان شناختی مانند دلبستگی به مکان به عنوان یکی از عوامل کلیدی در شکل گیری ارتباطات انسان و محیط مطرح می شوند. دلبستگی شامل پیوندهای عاطفی، شناختی و تجربی افراد با مکان زندگی شان است و می تواند بر میزان ادراک خطر و اقدامات پیشگیرانه تأثیرگذار باشد. پژوهش حاضر این فرضیه را مطرح می کند که رابطه بین دلبستگی به مکان، ادراک خطر محیطی و رفتار پیشگیرانه در کشورهای مختلف، بسته به زمینه های فرهنگی، متفاوت است. این مطالعه دو شهر ویبو والنتیا (ایتالیا) و بابل (ایران) را که احتمال وقوع سیل در آن ها بسیار بالا است، مقایسه کرده است. نتایج حاکی از آن است که افراد با دلبستگی بالا به مکان، ادراک بیشتری از خطر دارند و تمایل بیشتری به اتخاذ رفتارهای پیشگیرانه نشان می دهند. همچنین تأثیر دلبستگی به مکان بر ادراک خطر و رفتار پیشگیرانه در بابل بیشتر از ویبو والنتیا بود. پژوهش حاضر بر اهمیت عوامل روان شناختی در مدیریت مخاطرات محیطی تأکید دارد و نشان می دهد که توجه به دلبستگی به مکان می تواند به سیاست گذاری های مؤثرتر جهت کاهش خسارات ناشی از بلایای طبیعی کمک کند. با بررسی تفاوت های فرهنگی، نتایج این مطالعه می تواند در تدوین برنامه های مدیریت بحران بسیار مفید و کاربردی باشد.
بررسی تأثیر مؤلفه های میراث فرهنگی ناملموس با تکیه بر هنرهای نمایشی بر گسترش گردشگری خلاق، مطالعه موردی: شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری شهری دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
1 - 19
حوزههای تخصصی:
سیاست گذاران شهری برای بهره گیری از مزایای گردشگری، به ویژه گردشگری خلاق، بر ابزارهای نوینی مانند میراث فرهنگی ناملموس تأکید کرده اند که با تقویت هویت شهری، به تمایز مقاصد گردشگری کمک می کند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مؤلفه های میراث فرهنگی ناملموس بر توسعه گردشگری خلاق در شهر تهران انجام شد. روش تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی بود. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و پیمایش میدانی (با جامعه آماری گردشگران ورودی به تهران و حجم نمونه ۳۸۴ نفر) جمع آوری شد. پایایی پرسشنامه با آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی (CR) تأیید گردید و روایی آن نیز در دو سطح صوری (نظر خبرگان) و واگرا (شاخص AVE) سنجیده شد. تحلیل داده ها با مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار لیزرل نشان داد که مؤلفه های میراث ناملموس شامل اصالت ضریب 31/0، ارزش (38/0)، جذابیت (48/0) و کیفیت (45/0) تأثیر مثبت و معناداری بر گسترش گردشگری خلاق دارند. نتایج بیانگر آن است که مدیریت هدفمند میراث ناملموس تهران، مبتنی بر هویت مکانی، نه تنها به برندسازی مقاصد گردشگری می انجامد، بلکه از طریق ایجاد مزیت رقابتی، امکان تمایز این شهر از سایر مقاصد را فراهم می کند. این پژوهش بر ضرورت توجه سیاست گذاران به میراث ناملموس به عنوان ابزاری کارآمد در توسعه پایدار گردشگری شهری تأکید دارد.
بررسی و ارزیابی رابطه کاربری اراضی با تغییرات دمایی در داخل محیط شهری با استفاده از داده های حرارتی شبانه سنجنده استر، مطالعه موردی: شهر مشگین شهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد جمعیت و نیاز به فضای شهری بیشتر برای سکونت، اراضی بیشتری را به زیر ساخت وساز برده و شهر با تغییر کاربری اراضی مواجه می شود. تغییر کاربری با اثرگذاری بر روی اقلیم شهری باعث تغییر در توازن انرژی، افزایش دمای سطح زمین و دمای هوا در مناطق شهری می شود. بنابراین نحوه اثرگذاری کاربری های مختلف بر دمای سطح زمین مسئله مهمی است که بررسی دقیق آن منجر به مدیریت بهتر جهت کاهش اثرات نامطلوب جزایر حرارتی در شهرها می شود؛ در پژوهش حاضر با استفاده از سنجش ازدور به عنوان روشی نوین، رابطه تغییر کاربری اراضی با دمای شبانه سطح زمین جهت شناسایی لکه های داغ که مقدمه ای برای تشکیل جزایر حرارتی در داخل محیط شهری هستند در شهر مشگین شهر با استفاده از داده های حرارتی شبانه سنجنده استر و ماهواره سنتینل 3 مطالعه شد. در ارتباط با مسئله پژوهش ابتدا دمای سطح زمین با استفاده از الگوریتم پنجره مجزا برای تصاویر شبانه سنجنده استر برآورد شد، سپس دمای سطح برآورد شده با استفاده از پروداکت حرارتی سنتینل 3 اعتبارسنجی گردید. سپس کاربری اراضی با تصویر لندست 9 و الگوریتم SVM استخراج شد. در ادامه ارتباط دمای سطح زمین با عوامل توپوگرافی (شیب و جهت شیب) و کاربری اراضی بررسی و تحلیل شد. در نهایت عواملی از قبیل ترکیب نامتقارن پدیده های با خصوصیات و ظرفیت حرارتی متفاوت، پراکندگی نامنظم پوشش گیاهی و زمین های بایر در نتیجه گسترش شهر در شناسایی و نحوه توزیع لکه های داغ توسط الگوریتم گتیس - اورد در منطقه موردمطالعه استنتاج گردید.
ادبیات پژوهشی پیرامون شهر سالم: روش شناسی مبتنی بر تحلیل شبکه ای دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای برنامه ریزی شهری دوره ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
115 - 132
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مرور تاریخی ادبیات علمی مرتبط با مفهوم "شهر سالم" انجام شده است. اطلاعات مورداستفاده در این مطالعه از تحلیل 1674 سند علمی به زبان انگلیسی، منتشرشده در بازه زمانی 1895 تا 2025، استخراج شده است. برای جمع آوری داده ها، از پایگاه علم سنجی اسکوپوس که یکی از معتبرترین و جامع ترین منابع علمی است، استفاده شده است. از نظر روش شناسی، این مطالعه از نوع مرور تاریخی مبتنی بر تحلیل شبکه ای دانش است. روش های به کاررفته شامل فنون نقشه کشی و بصری سازی داده های علم سنجی است که از سال 2010 وارد حوزه مطالعات علمی شده اند. این روش سه رویکرد اصلی شامل تحلیل شبکه، همپوشانی و چگالی را در برمی گیرد. در این پژوهش، واژگان کلیدی "شهر سالم"، "شهرهای سالم" و "شهر و سلامت" در عنوان، کلمات کلیدی و چکیده اسناد جست وجو شده اند. تحلیل ها در محورهای مختلفی شامل مناطق جغرافیایی، روندهای زمانی انتشار، همکاری نویسندگان، نوع اسناد، هم ارجاعی، هم واژگانی، رشته های علمی و مراکز پژوهشی فعال در حوزه "شهر سالم" انجام شده است. نرم افزار VOSviewer به عنوان ابزار اصلی برای بصری سازی و تحلیل شبکه ای دانش مورداستفاده قرارگرفته است. یافته ها نشان می دهند که دانش مرتبط با "شهر سالم" طی دوره بررسی، خوشه بندی های مشخصی از نظر زمانی و مکانی داشته است. به بیان دیگر، کشورها، نویسندگان و واژگان کلیدی مرتبط با این مفهوم، الگوهای معناداری را به نمایش گذاشته اند. شناخت این الگوها می تواند مسیرهای جدیدی را برای پژوهشگران این حوزه هموار سازد.
بررسی آلودگی منابع آبی در پارک ملی قطرویه، فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۲
1229 - 1244
حوزههای تخصصی:
در مدیریت زیستگاه های حیات وحش ثبات کیفیت و کمیت آب به ویژه در اکوسیستم های خشک ایران که با محدودیت نسبی و تنش های خشکی منابع آبی مواجه هستند، یکی از ارکان برنامه ریزی در حفظ جمعیت های حیات وحش می باشد. منابع آب طبیعی و آبشخورهای مصنوعی در پارک ملی قطرویه فارس تنها منابع تأمین کننده آب مورد نیاز حیات وحش هستند. این پژوهش با هدف بررسی شاخص های میکروبی و فیزیکوشیمیایی منابع آبی مورد استفاده حیات وحش در این منطقه و مقایسه آنها با استانداردهای ملی صورت گرفت. در این مطالعه 11 منبع آبی انتخاب شدند و نمونه برداری در دو فصل تابستان 1402 و بهار 1403 انجام شد و از هر منبع آبی سه نمونه و در مجموع 66 نمونه در کل دوره مطالعه جمع آوری گردید. در نهایت نمونه ها در ظروف استریل شیشه ای و در پوشیده به آزمایشگاه منتقل و پارامترهای کلیفرم کل، کلیفرم مدفوعی، دما، کدورت، pH و سدیم استخراج گردیدند. نتایج نشان داد در طول دوره بررسی میانگین کلیفرم کل در تمام منابع آبی و میانگین کلیفرم مدفوعی در تمام منابع آبی (به جز چاه محسن و آبشخور پاسگاه قطرویه در بهار) بیشتر از حد استاندارد ملی ایران بود. همچنین نتایج نشان داد میانگین کلیفرم های کل و مدفوعی در بهار 1403 بیشتر از تابستان 1402 بود که به علت بارانهای شدید بهاری و شستشوی خاک سطحی اطراف منابع آبی و انتقال فضولات انسانی، سرگین حیوانی و گوآنو پرندگان به آنها بود. همچنین میانگین سدیم در تابستان در همه منابع آبی (به جز چاه گونی و چاه قل قاجی) و در بهار در همه منابع آبی (به جز چاه قل قاجی) بیشتر از حد استاندارد ملی ایران بود. از طرف دیگر، عدم تغییر میانگین سدیم طی دوره بررسی نشان داد اکثریت منابع آبی شور هستند. آب شور به همراه آلودگی میکروبی سبب دفع سرگین آبکی، اسهال، کاهش وزن و بیماریهای گوارشی گونه ها مخصوصاً گونه درخطر انقراض گورخر ایرانی می شود. بنابراین باتوجه به تغییرات زمانی و مکانی کلیفرم ها و تاثیرات آن به همراه فاکتورهای فیزیکوشیمیایی آب (بویژه دما و سدیم) که سبب بیماری، مرگ و کاهش جمعیت های حیات-وحش می گردد طرح محدودیت دسترسی دامهای اهلی و استانداردسازی ساختار منابع آبی ضمن پایش، شناسایی و پاکسازی آلودگی آنها، پیشنهاد می گردد.
ارزیابی مؤلفه های زیست محیطی سبک زندگی اسلامی در مصوبات شورای عالی شهرسازی و معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۲
1357 - 1373
حوزههای تخصصی:
شیوه زندگی و مجموعه رفتارهای انسانی از آن جهت که در طبیعت شکل می گیرند، زیست-محیطی محسوب می شوند. معماری و توسعه شهری به عنوان رفتار و کنش انسانی و تأثیراتی که در زیست گاه انسانی دارند، رابطه متقابل با سبک زندگی داشته و اثرات زیست-محیطی دارد. یکی از راه های کاهش آسیب های زیست محیطی معماری و توسعه شهری، تصویب طرح ها و ضوابط زیست محیطی توسط شورای عالی شهرسازی و معماری است. بر این اساس هدف پژوهش حاضر ارزیابی معیارهای زیست محیطی سبک زندگی اسلامی در مصوبات شورای عالی شهرسازی و معماری است. روش تحقیق، تحلیل محتوای جهت دار و کیفی است که طی آن، معیارهای اصلی زیست محیطی با استفاده از منابع اسلامی استخراج و به عنوان چارچوب مفهومی برای تحلیل محتوای مصوبات این شورا به کار گرفته شد. برای این منظور به تحلیل محتوای مجموعه مصوبات شورای عالی شهرسازی و معماری انتشار یافته توسط انتشارات دانشگاه تهران در سه عنوان کتاب؛ الف) از سال تأسیس تا 1395، ب) مصوبات سال 1395 و 1396 و ج) مصوبات 1397 و 1398 پرداخته شده است. نتایج نشان می دهد که ۴۴ درصد از مجموع ۴۱۲ مصوبه بررسی شده، حاوی ارجاع مستقیم یا ضمنی به ارزش های زیست محیطی هستند. مقایسه نسبت تعداد مصوبات کل به مصوبات مرتبط با زیست محیط در هر کتاب نیز حاکی از افزایش رو به رشد مسائل زیست محیطی در مصوبات بوده است. با وجود این توجه رسمی، اجرای عملی این مفاد با چالش هایی مواجه است که نشان دهنده فاصله میان سیاست گذاری و اجرا است. لذا حسن ختام این پژوهش طرح این چالش است که چه حلقه ی مفقوده ای بین مصوبات زیست محیطی شورای عالی شهرسازی و معماری و فرآیند اجرای این مصوبات وجود دارد که با وجود توجه به محیط-زیست در اکثر مصوبات، شاهد تخریب آن در عمل و فرآیند اجرا بوده ایم.
تبیین عوامل مؤثر در توسعه پایدار روستایی با رویکرد گردشگری (مورد مطالعه شهرستان آباده)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه پایدار از مفاهیم مهمی است که امروزه در مناطق روستایی مورد تأکید است. جهت پیاده سازی این مفهوم، بایستی از ظرفیت های متنوعی استفاده نمود که گردشگری از مهمترین آنها است. در راستای توسعه روستاها با رویکرد گردشگری عوامل مختلفی مؤثر هستند که برای نواحی نیمه خشک از جمله شهرستان آباده این عوامل متفاوت است. این شهرستان دارای جاذبه های گردشگری از نوع طبیعی و تاریخی-فرهنگی است که با توجه به موقعیت استقرار آن در مسیر شیراز، می توان جایگاه بهتری داشته باشد. هدف پژوهش تبیین عوامل مؤثر در توسعه پایدار روستایی با رویکرد گردشگری در نواحی نیمه خشک ایران است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر گردآوری داده ها از طریق پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق را ساکنان روستایی و کارشناسان تشکیل داده که بر اساس فرمول کوکران 372 نفر در زمینه ساکنان و 50 نفر در زمینه کارشناسان به عنوان حجم نمونه تعیین شد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که از دیدگاه جامعه محلی، 19 عامل در توسعه پایدار روستایی با رویکرد گردشگری با تبیین 860/75 درصد مؤثر هستند. این عوامل در سه عامل کلان شامل برنامه ریزی اقتصادی، زیرساختی و اجتماعی (069/55 درصد)، توسعه خدمات و دانش عمومی(528/14 درصد) و مدیریت، امنیت و آموزش(262/6) دسته بندی می شوند. همچنین از دیدگاه کارشناسان، به ترتیب مهمترین عوامل قوت، ضعف، فرصت و تهدید در زمینه توسعه پایدار روستایی با رویکرد گردشگری شامل روحیه قوم گرایی و جمع گرایی در روستاها با وزن نهایی (388/0)؛ کمبود اقامتگاه گردشگری در روستاها با وزن نهایی(427/0)؛ امکان جذب سرمایه گذاری از بخش خصوصی و همچنین افزایش سطح درآمد و اشتغال مردم روستاها به طور مشترک با وزن نهایی(375/0)؛ خشکسالی و کم آبی در سال های اخیر با وزن نهایی(523/0) هستند. بهترین استراتژی برای تحقق توسعه پایدار روستایی گردشگری، استراتژی تنوع تعیین شد که مهمترین آنها شامل جذب سرمایه در حوزه گردشگری و برندسازی آن است.
تحلیل اثرات اقتصادی شهرک های صنعتی بر مناطق پیرامونی (مطالعه موردی: شهرک صنعتی سلیمان صباحی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
86 - 99
حوزههای تخصصی:
مقدمه امروزه، صنعت به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه اقتصادی، نقش محوری در پیشرفت مناطق کمتر توسعه یافته ایفا می کند. این بخش به دلیل قابلیت جابه جایی و انطباق عوامل تولید با شرایط مختلف جغرافیایی، نسبت به بخش کشاورزی از انعطاف بیشتری برخوردار است. ارتباطات پیشین و پسین صنعت با سایر بخش های اقتصادی، آن را به ابزاری مؤثر برای ساماندهی منابع و تحقق توسعه پایدار تبدیل کرده است. فرایند صنعتی شدن از چنان نقش محوری ای برخوردار است که می توان دستاوردهای فناورانه سه قرن گذشته را عامل اساسی پیشرفت و رونق اقتصادی کشورهای توسعه یافته در عصر حاضر دانست. از این رو، صنعتی شدن به عنوان یک تصمیم تعیین کننده و نیازی اجتناب ناپذیر برای پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کشورها تلقی می شود. بر این اساس، بیشتر کشورها با برنامه ریزی و سیاست گذاری های هدفمند به سمت صنعتی شدن حرکت می کنند. یکی از این سیاست ها، احداث شهرک های صنعتی است که با هدف تجمیع فعالیت های تولیدی و صنعتی در یک محدوده جغرافیایی مشخص طراحی می شوند. این شهرک ها با جذب سرمایه، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد و توسعه صنایع خدماتی و پشتیبان، به تحقق اهداف اجتماعی اقتصادی کمک می کنند. با این حال، توسعه شهرک های صنعتی می تواند چالش هایی مانند آلودگی محیط زیست را نیز به همراه داشته باشد. در ایران، سابقه احداث شهرک های صنعتی به سال 1333 و تأسیس اولین شهرک صنعتی در کرج باز می گردد. شهرک صنعتی سلیمان صباحی آران و بیدگل (استان اصفهان) که در سال 1370 تأسیس شد، با میزبانی بیش از 500 واحد صنعتی، به ویژه در صنعت فرش ماشینی، به یکی از مراکز کلیدی صنعتی منطقه تبدیل شده است. اقتصاد آران و بیدگل به طور قابل توجهی به این شهرک وابسته است و حضور کارگران در آن، منبع اصلی درآمد و اشتغال منطقه را تشکیل می دهد. با وجود پژوهش های متعدد درباره نقش شهرک های صنعتی در توسعه اقتصادی ایران، تأثیرات اقتصادی شهرک صنعتی سلیمان صباحی بر شهر آران و بیدگل تا کنون بررسی نشده است. این پژوهش با هدف پر کردن این شکاف، به ارزیابی تأثیرات این شهرک بر شاخص های کلیدی توسعه اقتصادی، شامل ایجاد اشتغال، افزایش درآمد و بهبود کیفیت زندگی می پردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که ایجاد و توسعه شهرک صنعتی سلیمان صباحی چه تأثیری بر شاخص های توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل داشته است؟ فرضیه پژوهش بر این است که این شهرک تأثیر مثبتی بر شاخص های توسعه اقتصادی منطقه داشته است. مواد و روش ها این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی با رویکرد کمی و کاربردی است. جامعه آماری شامل 92287 نفر از ساکنان شهر آران و بیدگل بود. نمونه گیری به روش تصادفی ساده انجام شد و با استفاده از فرمول کوکران و خطای 5 درصد، حداقل حجم نمونه 383 نفر تعیین شد. برای اطمینان از کفایت داده ها، 440 پرسشنامه توزیع شد که پس از حذف 40 پرسشنامه ناقص یا غیر معتبر، 400 پرسشنامه معتبر (91 درصد نرخ پاسخ دهی) برای تحلیل انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته با 13 سؤال در مقیاس لیکرت پنج درجه ای بود که ابعاد اصلی شاخص اقتصادی مانند اشتغال و درآمد را پوشش می داد. سؤالات مثبت (11 سؤال) و منفی (2 سؤال شامل افزایش قیمت زمین و مسکن و تغییر کاربری اراضی) به صورت تصادفی در پرسشنامه قرار گرفتند تا از سوگیری پاسخ جلوگیری شود. سؤالات منفی برای تحلیل یکنواخت در نرم افزار SPSS ریکود شدند. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه توسط پنج متخصص اقتصاد منطقه ای و روش تحقیق تأیید شد. پایایی ابزار با ضریب آلفای کرونباخ (0/87) محاسبه شد که نشان دهنده پایایی بالای پرسشنامه است. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند. برای توصیف داده ها، از شاخص های آماری توصیفی (میانگین، انحراف معیار، فراوانی و درصد) و برای آزمون فرضیات، از آزمون های T تک نمونه ای (مقایسه میانگین شاخص اقتصادی با مقدار مرجع 3)، فریدمن (رتبه بندی متغیرها) و T گروه های مستقل (مقایسه پاسخ های مردان و زنان) استفاده شد. سطح معناداری آزمون ها 0/05 بود و نرمال بودن داده ها با آزمون کولموگروف اسمیرنوف تأیید شد. همچنین، 13 متغیر کلیدی اقتصادی، از جمله ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، کاهش فقر، جذب سرمایه گذاری و تغییر کاربری اراضی، با تعاریف عملیاتی مشخص انتخاب شدند تا تأثیرات شهرک صنعتی به صورت جامع بررسی شود. یافته ها نتایج آزمون T تک نمونه ای نشان داد میانگین کل شاخص اقتصادی (3/50) به طور معناداری بالاتر از مقدار مرجع 3 است (p<0.05) و اندازه اثر کوهن (d=0.74) اثر بزرگ را تأیید کرد. این یافته نشان دهنده تأثیر مثبت و قابل توجه شهرک صنعتی سلیمان صباحی بر توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل است. بررسی میانگین متغیرهای شاخص اقتصادی نشان داد از 13 متغیر، تنها متغیر «بهبود وضعیت پس انداز شهروندان» میانگینی کمتر از مقدار مرجع (3) داشت. سایر متغیرها میانگین بالاتر از حد متوسط را نشان دادند. با این حال، افزایش قابل توجه میانگین دو متغیر «افزایش قیمت زمین و مسکن» و «تغییر کاربری اراضی» که معمولاً به عنوان پیامدهای منفی توسعه اقتصادی تلقی می شوند، نشان دهنده چالش هایی در دسترسی به مسکن و پایداری محیط زیست در منطقه است. نتایج آزمون فریدمن نشان دهندهتفاوت معنادار در رتبه بندی متغیرها توسط پاسخ دهندگان بود. به بیان دیگر، پاسخ دهندگان اهمیت متفاوتی برای متغیرهای پژوهش قائل شدند. در این راستا متغیر «افزایش قیمت زمین و مسکن» با میانگین رتبه 9/76 بالاترین اهمیت و متغیر «بهبود وضعیت پس انداز شهروندان» با میانگین رتبه 4/60 کمترین اهمیت را از دیدگاه پاسخ دهندگان داشت. نتایج آزمون T گروه های مستقل نشان داد تفاوت معناداری بین پاسخ های مردان (میانگین 3/54) و زنان (میانگین 3/44) وجود ندارد، که نشان دهنده تأثیر اندک جنسیت بر ادراک شاخص اقتصادی است. نتیجه گیری یافته ها نشان داد شهرک صنعتی سلیمان صباحی تأثیر مثبت و معناداری بر توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل داشته است. این تأثیر به ویژه در متغیرهای ایجاد اشتغال، افزایش تولید و افزایش صادرات محصولات مشهود است. با این حال، متغیرهای افزایش قیمت زمین و مسکن و تغییر کاربری اراضی به عنوان چالش های اصلی شناسایی شدند که می توانند پایداری توسعه را تهدید کنند. برای تقویت اثرات مثبت و کاهش چالش ها، پیشنهاد می شود: 1) تنظیم مقررات برای کنترل سوداگری ملکی و تأمین مسکن ارزان قیمت، 2) نظارت دقیق بر تغییر کاربری اراضی کشاورزی، و 3) استفاده از سیستم های بازچرخانی آب در واحدهای صنعتی برای مدیریت منابع آب در منطقه کویری. برای تحقیقات آتی، بررسی اثرات بلندمدت شهرک بر نابرابری درآمدی و پیامدهای اجتماعی و زیست محیطی توصیه می شود. این پژوهش به دلیل تمرکز بر یک شهرک خاص، قابلیت تعمیم محدودی دارد و بررسی های بیشتر در سایر مناطق ضروری است.