ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴۱ تا ۲۶۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۲۴۱.

تحلیل رابطه سکونتگاه های غیر رسمی و طرد اجتماعی با نقش میانجی سرمایه اجتماعی در کلان شهر مشهد: یک مطالعه ترکیبی (کمّی-کیفی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۹
زمینه و هدف: پدیده حاشیه نشینی به عنوان یکی از چالش های عمده کلان شهرهای ایران، نه تنها بیانگر نابرابری های فضایی است، بلکه زمینه ساز اشکال مختلف طرد اجتماعی می باشد. این پژوهش با هدف تحلیل رابطه بین سکونتگاه های غیررسمی و طرد اجتماعی با تأکید بر نقش میانجی سرمایه اجتماعی در کلان شهر مشهد انجام شد. روش شناسی: این مطالعه از نوع تحقیقات ترکیبی (کمی-کیفی) بود. جامعه آماری شامل ساکنان مناطق حاشیه نشین مشهد بود که ۵۰۰ نفر به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. داده های کمی با پرسشنامه محقق ساخته و داده های کیفی از طریق ۲۰ مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری گردید. تحلیل داده های کمی با استفاده از مدل معادلات ساختاری (SEM) و داده های کیفی با روش تحلیل مضمون انجام شد. نتایج و یافته ها: یافته های کمی نشان داد حاشیه نشینی اثر مستقیم و مثبت بر طرد اجتماعی دارد (۰.۵۹ = β) و سرمایه اجتماعی اثر منفی و معناداری بر طرد اجتماعی اعمال می کند (۰.۴۲- = β). همچنین سرمایه اجتماعی نقش میانجی معناداری در رابطه بین حاشیه نشینی و طرد اجتماعی ایفا می کند. یافته های کیفی سه مضمون اصلی را آشکار ساخت: محرومیت ساختاری فراگیر، انزوای اجتماعی و تجربه تبعیض، و ضعف شبکه های حمایتی. تحلیل عاملی اکتشافی نیز سه عامل مؤثر بر حاشیه نشینی را شناسایی کرد: فقر اقتصادی و اشتغال، مهاجرت و کمبود خدمات شهری، و عدم تملک قانونی.یافته ها حاکی از آن است که حاشیه نشینی از طریق دو مسیر مستقیم و غیرمستقیم (توسط سرمایه اجتماعی) به طرد اجتماعی منجر می شود. این مطالعه پیشنهاد می کند سیاست های شهری باید علاوه بر مداخلات کالبدی، بر تقویت سرمایه اجتماعی پل زن و ایجاد نهادهای محلی مشارکتی متمرکز شوند. نتایج این پژوهش می تواند مبنایی برای برنامه ریزی عدالت محور در کلان شهرهای مشابه باشد.
۲۴۲.

سنجش کارایی راهبردهای مدیریتی بر بهبود زیست پذیری شهری در کلان شهر تبریز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۳
زمینه و هدف: زیست پذیری شهری در سال های اخیر به یکی از مباحث محوری در حوزه برنامه ریزی و مدیریت شهری تبدیل شده است. دلیل این امر آن است که گسترش و تراکم روزافزون شهری فشار بیشتری بر فضای محدود، منابع و محیط زیست وارد می کند و ظرفیت شهرها را برای حفظ کیفیت مناسب زندگی کاهش می دهد. هدف این پژوهش، سنجش کارایی راهبردهای مدیریتی بر بهبود زیست پذیری در مناطق 1 و 10 کلان شهر تبریز است. روش شناسی: روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و داده ها با استفاده از پرسش نامه گردآوری شده است. تحلیل شاخص های کمی در محیط نرم افزار SPSS و با استفاده از آزمون T و تحلیل رگرسیونی به روش گام به گام صورت گرفته است. نتایج و یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که منطقه 1 در ابعاد مختلف مدیریت شهری از جمله خدمات شهری (3.02)، حکمروایی (3.06)، سرمایه گذاری (3.07) و فرهنگی-اجتماعی (2.75) عملکرد بهتری نسبت به منطقه 10 دارد. همچنین، شاخص های زیست پذیری در منطقه 1 شامل اقتصادی (2.84)، اجتماعی (3.72), کالبدی (3.82) و زیست محیطی (3.68) در مقایسه با منطقه 10 که در ابعاد مدیریت شهری و زیست پذیری مقادیر پایین تری دارد، بیانگر وضعیت مطلوب تر این منطقه است. یافته ها نشان می دهد که رابطه معناداری بین کیفیت مدیریت شهری و ارتقای سطح زیست پذیری وجود دارد و بازنگری در سیاست های مدیریتی و برنامه ریزی متوازن و عدالت محور برای ارتقای کیفیت زندگی شهری در مناطق کم برخوردار ضروری است.
۲۴۳.

تأثیر زیرساخت های سبز بر ایجاد شهر هوشمند پایدار در کلانشهر کرج

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۱
زمینه و هدف: با افزایش سریع شهرنشینی و چالش های زیست محیطی، رویکردهای نوینی چون شهر هوشمند پایدار و زیرساخت سبز ضروری شده است. با این حال، شکاف میان تئوری و عمل، به ویژه در زمینه اولویت بندی اقدامات، همچنان پابرجاست. این پژوهش با هدف تحلیل تأثیر زیرساخت های سبز بر تحقق شهر هوشمند پایدار و ارائه یک چارچوب مبتنی بر داده برای اولویت بندی مکانی در کلان شهر کرج انجام شد. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-تحلیلی است. ابتدا ۲۴ متغیر کلیدی شناسایی و از طریق پرسشنامه در اختیار ۳۰ خبره قرار گرفت. سپس با استفاده از یک رویکرد ترکیبی، از تکنیک تحلیل ساختاری اثر متقابل (MICMAC) برای شناسایی پیشران های کلیدی و از روش تصمیم گیری چندمعیاره (CoCoSo) برای رتبه بندی آمادگی ۱۱ منطقه شهری کرج بهره گرفته شد. نتایج و یافته ها: نتایج نشان داد که هفت پیشران، از جمله «سطوح نفوذپذیر»، «کریدورهای زیستی»، «سرمایه گذاری» و «حکمرانی یکپارچه»، قدرتمندترین عوامل اثرگذار بر سیستم هستند. همچنین، تحلیل کوکوسو، منطقه ۵ را به عنوان مناسب ترین ناحیه برای شروع پروژه ها معرفی نمود. یافته ها تأکید می کند که گذار موفق به شهر هوشمند پایدار، نیازمند یک استراتژی یکپارچه است که همزمان بر زیرساخت های فیزیکی، عوامل حاکمیتی و محرک های اقتصادی تمرکز دارد و سیاست گذاری ها باید بر اساس اولویت های مکانی صورت گیرند. در نهایت، این پژوهش نشان می دهد که تحقق شهر هوشمند پایدار در کرج، تنها از طریق یک استراتژی یکپارچه که پیشران های کلیدی فیزیکی، حاکمیتی و اقتصادی را در اولویت های مکانی مشخص به کار می گیرد، ممکن می شود.
۲۴۴.

تحلیل آینده پژوهی مؤلفه های کلیدی توسعه پایدار شهر کرکوک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۹
در پایان قرن بیستم، برنامه ریزی شهری به دلیل غلبه رویکردهایی مانند مدرنیسم که عمدتاً بر رشد فناورانه تأکید داشتند، با چالش های مهمی مواجه شد. این رویکردها به دلیل بی توجهی به ابعاد اجتماعی و زیست محیطی، نتوانستند پاسخگوی نیازهای روزافزون شهرها باشند. بلکه باعث بروز ناپایداری هایی در ساختارهای زیستی، اقتصادی و کالبدی شهرها شدند. در چنین شرایطی، توسعه پایدار شهری به عنوان یکی از رویکردهای راهبردی در حوزه سیاست گذاری و برنامه ریزی شهری موردتوجه قرارگرفته است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل پیشران های کلیدی مؤثر بر توسعه پایدار در شهر کرکوک انجام شده است. نوع تحقیق توصیفی-تحلیلی و هدف آن کاربردی است. روش گردآوری داده ها پیمایشی و نمونه آماری به تعداد 20 نفر از نخبگان شهری بوده است. مؤلفه های موردبررسی در این تحقیق 4 مؤلفه (اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، زیست محیطی، نهادی -کالبدی) در قالب 28 معیار موردبررسی قرار گرفتند به منظور سنجش و تحلیل اطلاعات از نرم افزارهای آینده پژوهی میک مک و سناریو ویزارد استفاده شده است. بر اساس تحلیل های انجام گرفته از میان 28 معیار 9 پیشران کلیدی: مدیریت کارآمد محلی، درآمد و اشتغال، قوانین و مقررات توسعه پایدار شهری، رقابت پذیری شهری، آگاهی و اعتماد شهروندان، اثربخشی طرح های توسعه دولت، بازآفرینی بافت های فرسوده شهری، توسعه گردشگری، سرمایه گذاری (اعم از دولتی، خارجی و بخش خصوصی) بیشترین تأثیرگذاری مستقیم و کمترین وابستگی را داشته اند. برای این 9 پیشران اقدام به سناریو نگاری شد و تعداد 27 سناریو برای پیشران ها نوشته و در نرم افزار سناریو ویزارد مورد تحلیل قرار گرفت و تعداد 2 سناریوی قوی، 7 سناریوی باورکردنی استخراج گردید.
۲۴۵.

طراحی چارچوب حکمرانی چند سطحی برای تقویت زنجیره ارزش کسب و کارهای خانگی گردشگری در جزیره قشم: از تولید محلی تا بازاریابی بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۲
در این مقاله، اهمیت صنعت گردشگری در توسعه اقتصادی و اجتماعی مناطق کم برخوردار بررسی شده استبا وجود پتانسیل های فراوان، چالش هایی مانند ضعف در زنجیره ارزش، محدودیت در دسترسی به بازارهای بین المللی و کمبود حمایت های حکومتی مانع بهره برداری کامل از این پتانسیل ها شده است. تحلیل های انجام شده نشان می دهد که حکمرانی چندسطحی و همکاری فعالانه ذینفعان، نقش کلیدی در تقویت زنجیره ارزش و توسعه پایدار دارند. همچنین، تمرکز بر تولید محلی، برندسازی جمعی، بازاریابی دیجیتال و اتصال به زنجیره های جهانی، از راهکارهای پیشنهادی است. نتایج نشان می دهد که رعایت اصول پایداری، عدالت توزیعی و حفاظت از میراث فرهنگی، برای موفقیت بلندمدت صنعت گردشگری در منطقه قشم ضروری است.
۲۴۶.

راهبردهای برندسازی گردشگری مبتنی بر شناسایی پیشران ها(مورد مطالعه: روستاهای پیراشهری زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۱
پژوهش حاضر با هدف تبیین راهبردهای برندسازی گردشگری مبتنی بر شناسایی پیشران ها در روستاهای پیراشهری زنجان انجام شده است. این تحقیق ازنظر هدف، کاربردی و به شیوه ای ترکیبی (کیفی و کمی) اجراشده و برای تحلیل داده ها از روش تئوری زمینه ای و نرم افزار SPSS بهره گرفته است. یافته های حاصل از تئوری زمینه ای نشان می دهد که «ناکارآمدی اقتصادی کنونی» و «احساس تضعیف هویت و اصالت» در زمره پیشران های علی، «ویژگی های متمایز منابع و جاذبه ها» و «موقعیت جغرافیایی و دسترسی شهری» در گروه پیشران های زمینه ای و «ظرفیت نهادی و محلی»، «نفوذ رسانه ها و روایت غالب» و «زیرساخت های پشتیبانی مدرن» به عنوان پیشران های مداخله گر شناسایی شده اند. همچنین نتایج آزمون t تک نمونه ای نیز بیانگر آن است که هر هشت عامل بررسی شده از دیدگاه جامعه محلی تأثیر معناداری بر فرآیند برندسازی گردشگری در روستاهای پیراشهری زنجان دارند؛ به طوری که سطح معناداری 000/0 برای تمامی عوامل، اعتبار میدانی و ادراکی مدل مفهومی تحقیق را تأیید می کند. براساس این نتایج، راهبردهای مؤثر بر برندسازی گردشگری شامل «حکمرانی فعال برند»، «تولید کالا و محتوای مبتنی بر اصالت»، «مهندسی سفر دیجیتال و جذب گردشگر»، «تقویت تاب آوری اقتصادی مبتنی بر مزیت نسبی» و «شناسایی مزیت های محلی» هستند که اتخاذ آن ها می تواند پیامدهایی چون «ثبات و انسجام برند»، «افزایش ارزش ادراکی»، «تمایز و دسترسی هدفمند»، «اعتبار دیجیتال»، «پایداری بلندمدت» و «تقویت تعهد جامعه محلی» را به دنبال داشته باشد.
۲۴۷.

واکاوی نقش برنامه ریزی کاربری زمین به منظور تاب آوری اجتماعات شهری (مورد پژوهی: محله آبکوه شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۴
امروزه تاب آوری شهرها و محلات آن ها در مواجهه با بحران ها و بلایا از اصولی است که به طور معمول در فرآیند توسعه شهری، نادیده یا کم اهمیّت تلقی شده است. در این میان، برنامه ریزی کاربری زمین به عنوان ابزاری کلیدی، می تواند به بهینه سازی فضایی و ایجاد جوامع پایدار و تاب آور کمک نماید. طوری که با ایجاد تنوع و انعطاف پذیری در کاربری ها، هم جواری مناسب، طراحی فضاهای عمومی، سبز و غیره در محلات، می توان موجبات تقویت تاب آوری و کاهش آسیب پذیری آن ها در برابر بلایا را فراهم نمود. به همین منظور، پژوهش حاضر در راستای بررسی نقش برنامه ریزی کاربری زمین در سطح محله آبکوه شهر مشهد در راستای تاب آوری آن انجام شده است. در این پژوهش، با روش کمّی-کیفی، ماهیت توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر چهارچوب سنجشی، پرسش نامه هایی محقق ساخته براساس «طیف لیکرت» و با استفاده از فرمول «کوکران» بین 385 نفر از ساکنان محله آبکوه و همچنین با استفاده از روش «گلوله برفی» بین 20 نفر از متخصصان و نخبگان آشنا به این محله توزیع شده و برونداد آن ها با استفاده از آزمون «تی تک نمونه ای»، آزمون «همبستگی پیرسون» و تحلیل رگرسیون چندگانه مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که بین مؤلفه های سازنده برنامه ریزی کاربری زمین محله آبکوه (شامل مؤلفه های اجتماعی، اقتصادی، کالبدی- زیرساختی و نهادی) و تاب آوری آن، رابطه ای معنادار، مستقیم و قوی وجود دارد که این امر نشانگر آن است که الگوی بهینه کاربری زمین در سطح این محله در عمل می تواند در ارتقای تاب آوری آن مثمرثمر باشد. همچنین با توجه به سطح معناداری و ضریب رگرسیون استانداردشده، مؤلفه کالبدی- زیرساختی (با ضریب 296/0) در قیاس با سایر مؤلفه ها، می تواند تأثیر بیشتری بر ارتقای تاب آوری در سطح محله آبکوه شهر مشهد داشته باشد اما با این وجود، برنامه ریزی کاربری زمین محله (پایین بودن میانگین آن از 3) از تاب آوری لازم برخوردار نیست.
۲۴۸.

تأثیر ابعاد مدیریت فضایی بر تغییر کاربری زمین های کشاورزی (مطالعه موردی: شهرستان رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۱
مدیریت فضایی از طریق اعمال مدیریت خردمندانه کاربری زمین و برقراری پیوند میان آنها، به دنبال ایجاد توازن بین تقاضاهای توسعه و حفظ محیط زیست و دستیابی به اهداف اقتصادی و اجتماعی است. با این توصیف ابعاد مدیریت فضایی اکولوژیکی-کالبدی، اقتصادی و اجتماعی در محدوده مورد مطالعه موجب چالش هایی شده است. در این راستا، پژوهش حاضر می کوشد تا اثرات ابعاد مدیریت فضایی بر تغییر کاربری زمین های کشاورزی در شهرستان رشت را مورد واکاوی قرار دهد. برای دستیابی به پاسخ علمی، از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده است. روش های جمع آوری داده ها به دو صورت کتابخانه ای و میدانی بوده  و از ابزار پرسشنامه برای گردآوری اطلاعات استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل سه گروه مدیریت بخش دولتی، مدیریت بخش خصوصی و بهره بردار کشاورز در شهرستان رشت انتخاب گردید. با استفاده از نمونه گیری تصادفی و فرمول کوکران، در مجموع تعداد پرسشنامه در بخش مدیریت دولتی(37نفر)، بخش خصوصی(105نفر) و بهره بردار کشاورز(380نفر) توزیع و تکمیل گردید. در ادامه به منظور رابطه بین عوامل سه گانه از آزمون همبستگی اسپیرمن و جهت سنجش فرضیه از آزمون تحلیل رگرسیون و جهت سنجش اطمینان از پایایی با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ که در نرم افزار Spss ، محاسبه گردید که  برابر با 0/889 برای پرسشنامه بخش اول و دوم و پرسشنامه بهره برداران کشاورز ضریب 0/897 بدست آمد. یافته های تحقیق حاکی از آن است که هر  سه جامعه آماری بر میزان تأثیرات منفی در بعد اکولوژیکی-کالبدی بیش از سایر عوامل اقتصادی و اجتماعی اتفاق نظر داشتند و در واقع شاخص های مورد استفاده در شهرستان، وضعیت نامطلوبی دارند.
۲۴۹.

ارزیابی حساسیت فرسایش آبکندی و شناسایی عوامل موثر آن در حوضه آبخیز خسویه در استان فارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۱
فرسایش آبکندی (خندقی) یکی از عوامل اصلی بیابان زایی و تخریب سرزمین در بسیاری از مناطق خشک و نیمه خشک می باشد. هدف این پژوهش تهیه نقشه حساسیت فرسایش آبکندی و شناسایی عوامل موثر آن در حوضه آبخیز خسویه در استان فارس با استفاده از مدل های TreeNet است. در این پژوهش ابتدا موقعیت آبکند های موجود با استفاده از تصاویر ماهواره ای، نرم افزار گوگل ارث و سیستم تعیین موقعیت جهانی (GPS) ثبت گردید. در ادامه متغیرهای تاثیر گذار در وقوع این نوع فرسایش خاک در حوضه مورد مطالعه که شامل شاخص های مربوط به توپوگرافی مستخرج از مدل رقومی ارتفاع (Tan DEM-X) با دقت مکانی 12 متر، و سایر شاخص شامل: تراکم پوشش گیاهی (NDVI)، کاربری اراضی، فاصله از راه ها، فاصله از آبراهه، زمین شناسی، میزان بارش، نوع خاک و شاخص فرسایش پذیری خاک (K) تهیه گردیدند. سپس بعد از تهیه تمامی لایه های ورودی، با استفاده از نرم افزار SPM مدل مربوطه اجرا گردید. در فرایند مدل سازی 70% داده ها را به عنوان داده های آموزش (Training) و 30% داده ها را به عنوان داده های آزمون (Testing) در نظر گرفته اند. مقدار دقت شاخص ارزیابی AUC برای مدل TreeNet برابر 77/0 و 75/0 به ترتیب برای داده های آموزشی و آزمون می باشد، که بیانگر دقت بالای مدل مربوطه می باشد. میزان اهمیت نسبی متغیر های شرکت کننده در فرآیند مدلسازی به این صورت است که: به ترتیب متغیر های ارتفاع، کاربری اراضی، فرسایش پذیری خاک، عمق آبراهه و فاصله از آبراهه دارای بیشترین اهمیت می باشند. نقشه نهائی حساسیت فرسایش آبکندی در حوضه مورد مطالعه نشان می دهد، نواحی کم شیب و کم ارتفاع در مرکز حوضه دارای بیشترین کلاس خطر بوده در حالی که نواحی مرتفع حوضه در نواحی مرزی منطقه مورد مطالعه در کلاس خطر کم قرار دارند.
۲۵۰.

تحلیلی بر مؤلفه های موثر در توسعه گردشگری شهرها از رویکرد زیست محیطی (مطالعه موردی: شهر مراغه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۱
پیشرفت در زیرساخت های فناوری، بخش گردشگری را به عاملی امیدوارکننده برای رشد اقتصادی کشورها مبدل ساخته است. با این حال، ارتباط بین توسعه گردشگری و اثرات زیست محیطی را نمی توان انکار کرد و کارایی زیست محیطی یکی از مؤلفه های حیاتی در سیاست گذاری های گردشگری است. در این راستا، پیشگیری از اثرات منفی گردشگری از جمله ضرورتها برای حفظ منابع زیست محیطی و فرهنگی-اجتماعی مناطق گردشگرپذیر است؛ هدف از انجام تحقیق حاضر بررسی همین موضوع در شهر مراغه است. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش توصیفی تحلیلی است. اطلاعات و داده های مورد نیاز با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و مطالعات میدانی (پیمایشی) و با استفاده از ابزار پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شده است. جامعه آماری تحقیق شامل شهروندان، مسئولین و متخصصان می باشد. همچنین، در این پژوهش از روش های نمونه گیری تصادفی برای شهروندان (382 نفر) و روش نمونه گیری غیراحتمالی و هدفمند، برای مسئولین و متخصصان (هرکدام 50 نفر) استفاده شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده های منتج از پرسشنامه ها از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری T، توکی و کروسکال والیس استفاده شده است. یافته های پژوهش حاکی از همگرایی دیدگاه های هر سه گروه (شهروندان، مسئولین و متخصصان) در ارتباط با وضعیت گردشگری در شهر مراغه می باشد که تقریباً بین 41/2 تا 74/2 در نوسان بوده است. لیکن، در مجموع نتایج نشان دهنده وضعیت نامطلوب شاخص ها و مؤلفه های مطالعه شده، در شهر مراغه است. آزمون پیلای تریس و تحلیل واریانس چندمتغیره نیز نشان داد بین گروه های مختلف شهری از لحاظ شاخص های شبکه عبور و مرور، خدمات و امکانات تاسیسات گردشگری، سیما و منظر شهری، پیوندهای اجتماعی و فرهنگ بومی محلی و حفظ محیط زیست، تفاوت معنی داری وجود دارد و تنها در شاخص عملکرد مدیریت شهری، بین گروه های مختلف شهری تفاوت معناداری وجود ندارد.
۲۵۱.

سنجش و ارزیابی توان های اقتصادی رقابت پذیر در استان های شمال غربی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۲
هدف: هدف اصلی این پژوهش سنجش و ارزیابی توان های اقتصادی رقابتی در استان های شمال غربی ایران می باشد. روش پژوهش: روش پژوهش حاضر، به لحاظ ماهیت، توصیفی-تحلیلی و به لحاظ هدف، کاربردی می باشد. بدین ترتیب، جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و میدانی انجام گرفته است. محدوده موردمطالعه پژوهش استان های واقع در شمال غرب ایران: آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل و زنجان است. روش تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای EXCEL، Meta-SWOT و ARC GIS بوده است؛ به طوری که در راستای وزن دهی به شاخص ها (شامل 25 شاخص اقتصادی) از روش اولویت ترتیبی، جهت بررسی وضع موجود استان ها و رتبه بندی آن ها از روش CoCoSo و در نهایت با استفاده از مدل Meta-SWOT، رقابت پذیری منطقه ای بر پایه برخورداری از منابع در بین استان ها بررسی شده است. نتایج: یافته ها نشانگر این است که در بررسی وضعیت برخورداری از منابع، آذربایجان شرقی، پیشروترین استان در حوزه توسعه اقتصادی و زیرساخت های صنعتی، معدنی و حمل ونقل می باشد. استان زنجان در زمینه معادن و زیرساخت های حمل ونقل در رتبه دوم قرار گرفته است. همچنین مطابق نتایج مدل Meta-SWOT، منابع و توانایی های مؤثر شناسایی شده و برخورداری از منابع و رقابت پذیری منطقه ای، استان های آذربایجان شرقی، زنجان، اردبیل و آذربایجان غربی، به ترتیب در رتبه های اول تا چهارم قرارگرفته اند. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش بر مبنای نظریه های اقتصادی مانند نظریه اقتصاد کلاسیک، اقتصاد تکاملی و جغرافیای اقتصادی نشان می دهد قابلیت های محیطی در ارتقاء سطح توان های اقتصادی استان های موردبررسی، نقش مهم و حیاتی ایفا کرده اند.
۲۵۲.

عوامل فردی و اقتصادی مؤثر بر کارآفرینی زنان (مورد پژوهی: بخش مرکزی شهرستان خدابنده)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۰
توسعه کارآفرینی به عنوان راهبردی کارآمد برای حل معضل بیکاری، توسعه اقتصادی، فقرزدایی و عدالت اجتماعی به ویژه در جوامع روستایی ضرورت دارد. کارآفرینی و به تبع آن، توسعه کارآفرینی زنان روستایی پدیده ای پیچیده و چند بُعدی است و تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار می گیرد. در این پژوهش تلاش گردیده عوامل و مؤلفه های فردی و اقتصادی مؤثر بر توسعه کارآفرینی زنان در بخش مرکزی شهرستان خدابنده شناسایی شود. جامعه آماری پژوهش زنان کارآفرین روستایی منطقه مورد مطالعه بودنده که تعداد 117 نفر به صورت تمام سرشماری بررسی شدند. روایی چهارچوب عملیاتی شده پژوهش با بهره گیری از نظرات کارشناسان بررسی شد و پایایی ابزار نیز با محاسبه میزان ضریب آلفای کرونباخ انجام که مقدار آن در قسمت های اقتصادی و فردی به ترتیب 81% و 87% محاسبه شد. یافته های پژوهش بیان کننده وجود رابطه معنادار بین ویژگی های شخصیتی (000/0 = sig ،668 %= r) و وضعیت اقتصادی زنان(000/0 = sig ،420 %= r) با سطح کارآفرینی است.
۲۵۳.

طراحی الگوی کارآفرینی زنان در گردشگری روستایی با رویکرد توسعه روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : ۲
هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی کارآفرینی زنان در گردشگری روستایی با استفاده با روش مدل سازی ساختاری تفسیری است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، ماهیت اکتشافی با رویکرد کیفی دارد. برای گردآوری داده ها و شناسایی عوامل، از روش تحلیل محتوا و مرور متون مرتبط استفاده شده است. همچنین مصاحبه با خبرگان منتخب به روش غیرتصادفی و با بهره گیری از روش گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری انجام شد. برای جمع آوری داده ها، پرسش نامه ای ماتریسی و ساخت یافته برای تعیین ارتباطات بینابینی شاخص ها تدوین شد. داده های حاصل از پرسش نامه با استفاده از مدل سازی ساختاری تفسیری تحلیل و در سه سطح، در یک شبکه تعاملی ترسیم شد که درنتیجه، عامل «استراتژی گردشگری» در بالاترین سطح قرار گرفت. همچنین قدرت نفوذ و میزان وابستگی این عوامل نسبت به یکدیگر در ماتریس قدرت نفوذ وابستگی بررسی شد. نتایج نشان داد که شاخص های «استراتژی گردشگری» و «توسعه بازار خدمات گردشگری» در ماتریس قدرت نفوذ وابستگی در ناحیه وابسته قرار دارند؛ یعنی بیشترین میزان وابستگی و کمترین نفوذ را دارند؛ درحالی که عوامل «اشتغال زایی بوم محور»، «معرفی و ارائه خدمات به مشتریان»، «خلق ارزش برای مشتریان» و «تحلیل بازار» در ناحیه متصل قرار دارند؛ به این معنا که بیشترین قدرت نفوذ و بیشترین میان وابستگی را دارا هستند.
۲۵۴.

بررسی رابطه کیفیت زندگی و عشق به شهر؛ مطالعه موردی: شهر شاندیز(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۶
تجربه و قدردانی شهروندان از کیفیت زندگی در شهر در نتیجه تعامل با جسم و جان آن معرف کیفیتی ذهنی است که از آن می توان به عنوان عشق به شهر یاد کرد. تبلور این کیفیت در وجود شهروندان یک شهر می تواند حاکی از وجود مزیت رقابتی و هویتی متمایز برای آن فارغ از بزرگی و اهمیت شهرهای مجاورش باشد. براین اساس، مطالعه حاضر درصدد است تا با مراجعه به ذهنیات شهروندان شاندیز، به عنوان شهر کوچکی که علی رغم همجواری با شهر بزرگ مشهد هویت مستقل خود را حفظ کرده، سطح کیفیت زندگی و عشق به شهر و هم راستایی سطوح این دو پدیده را با ماهیت متفاوت شهر مطالعه کند. بدین منظور، به پشتوانه مطالعات نظری و تجربه زیسته، پرسشنامه ای تهیه و پس از سنجش پایایی به صورت تصادفی توسط 404 نفر از شهروندان تکمیل شد. به منظور تحلیل داده ها، آمار توصیفی-استنباطی و آزمون های میانگین، همبستگی و رگرسیون استفاده شدند. نتایج نشان می دهند که نارضایتی شهروندان از سطح کیفیت مرتبط با جسم شهر، به واسطه رضایت مندی قابل توجه آنها از جان، که عموماً موضوعات اجتماعی و سیاسی-مشارکتی را شامل می شود، جبران و در مجموع به درک بالاتر از میانگین از سطح کیفیت زندگی منجر شده است. عشق ساکنان به شاندیز، فارغ از محل سکونت و بومی یا مهاجر بودن ، نیز بالاتر از میانگین است. به عنوان مثال، ساکنان مسکن مهر، که عمدتاً غیربومی هستند، علی رغم سطح پایین تجربه شان از کیفیت جسم شهر، به لحاظ جان و عشق به شهر کیفیت به مراتب بالاتر از میانگینی را تجربه می کنند. تأثیرپذیری قابل توجه عشق به شهر از جان شهر و بی تأثیری جسم شهر، آن را به عنوان جایگزین کمبودهای مادی ای که شهرهای کوچک عمدتاً در مقایسه با شهرهای بزرگ دارند، معرفی می کند. شهروند عاشق علی رغم آگاهی از کمبودها، به واسطه دلبستگی به جان شهر که در عشق به شهر نمایان می شود، می تواند ماهیت متفاوت و مستقل شهر را سبب شود. البته این به معنای غفلت از جسم شهر نیست، چراکه با افزایش آگاهی، از شدت این علاقه مندی کاسته می شود.
۲۵۵.

مدل سازی فضایی- زمانی الگوی گسترش مناطق شهری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۸
فرایند شهرنشینی، پدیده ای است که در دهه های اخیر به طور فزاینده ای در کشورهای درحال توسعه متمرکز شده است و افزون بر میزان رشد شهرها، چگونگی تغییرات کاربری ها در سطح کلان نیز مورد توجه می باشد. براین اساس، در پژوهش حاضر چارچوبی برای تهیه نقشه و تحلیل الگوهای قابل پیش بینی از گسترش مناطق شهری در مقیاس ملی، متفاوت با هدف تحلیل فرایندهای رشد و گسترش شهرها فراهم شده است. داده های مورد نیاز این مطالعه از تصاویر نسخه چهارم « DMSP/OLS » در سه بازه زمانی 1371، 1381 و 1392 و تصاویر ماهواره لندست در چهار بازه زمانی 1371، 1381، 1392 و 1401 استخراج شده است. به منظور بررسی دقیق تر و ارزیابی صحت نتایج حاصل ، با استفاده از الگوریتم طبقه بندی، بیشترین شباهت اراضی ساخته شده شهرهای تهران و کرج، شیراز، اصفهان و تبریز از تصاویر لندست استخراج و نتایج به دست آمده از داده های « NSL » با استفاده از آن، مورد ارزیابی قرارگرفت. نتایج نشان داد که الگوی شهری به دست آمده با استفاده از داده های « NSL »   با میانگین صحت کلی 11/84 و میانگین کاپای 51/0 با نتایج به دست آمده از داده های لندست سازگاری دارد. همچنین نتایج تحقیق نشان می دهد که ارتباط خطی بین توسعه اراضی ساخته شده با داده های جمعیتی و تولید ناخالص ملی وجود دارد و بیشترین میزان ارتباط خطی بین تولید ناخالص و اراضی ساخته شده با R2 برابر با 894/0 می باشد. در نهایت نتایج پیش بینی گسترش فضایی اراضی ساخته شده در سطح کشور با استفاده از مدل « CA-MARKOV » نشان داد که میزان اراضی شهری از حدود 14948 کیلومتر مربع در سال 1392 به بیش از 26156 کیلومتر مربع در سال 1410 با میزان کاپای برابر 709/. افزایش خواهد یافت. با توجه به عدم وجود تحقیقی مشابه در زمینه مدل سازی رشد شهری در مقیاس ملی، نتایج این تحقیق می تواند با ایجاد پیش زمینه ای از آینده، تصمیم گیران را در ارزیابی الگوهای پیشنهادی توسعه یاری کرده و بنیانی برای پیشنهاد و اصلاح خط مشی های برنامه ریزی شهری به منظور توسعه پایدار مناطق شهری در سطح کلان را شکل دهد.
۲۵۶.

ارزیابی شاخص های بهداشت و درمان با استفاده از مدل تصمیم گیری چند شاخصه اِیداس (مطالعه موردی: شهرستان های استان چهارمحال و بختیاری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۷
یکی از پیامد های منفی کمبود خدمات بهداشتی و درمانی در یک منطقه، کاهش سطح سلامت افراد است که باعث کاهش توان کار و درآمد و نهایتاً فقر اقتصادی می شود؛ بنابراین برای رفع مشکلات در زمینه برخورداری از خدمات بهداشتی و درمانی باید به شناسایی نواحی محروم در جهت ارائه خدمات دهی مناسب پرداخت. در این تحقیق، با استفاده از 54 شاخص بهداشتی و درمانی، به رتبه بندی شهرستان های استان چهارمحال و بختیاری از نظر برخورداری از خدمات بهداشتی و درمانی پرداخته شد. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش از نوع «توصیفی – تحلیلی» می باشد. آمار و اطلاعات مربوطه از طریق کتابخانه ای و سالنامه آماری مرکز آمار ایران (سال 1395) استخراج گردید. تحلیل داده ها با استفاده از مدل آنتروپی شانون (جهت وزن دهی) و تکنیک ایداس (برای رتبه بندی) در قالب نرم افزار Excel و همچنین نمایش وضعیت شهرستان های استان چهارمحال و بختیاری با استفاده از نقشه کریجینگ در قالب نرم افزار Arc GIS صورت گرفته است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که بعد بهداشت روستایی دارای وضعیت بهتر و بعد نهادی دارای وضعیت بدتری به لحاظ توزیع فضایی دارند. نتایج تکنیک ایداس نشان می دهد که از نظر شاخص های بهداشتی و درمانی، شهرستان شهرکرد با وزن 0.923 برخوردارترین شهرستان و بعد از آن شهرستان های فارسان با وزن 0.770، لردگان با 0.697، بروجن با 0.694، اردل با 0.573، کوهرنگ با 0.516، کیار با 0.478، سامان با 0.363، بن با وزن 0.352 به ترتیب در رتبه های دوم تا نهم و شهرستان خانمیرزا با وزن 0.163 در رتبه دهم (آخر) قرار گرفته است. به طور کلی، می توان نتیجه گرفت که تفاوت زیادی بین شهرستان های استان چهارمحال و بختیاری از نظر خدمات بهداشتی و درمانی وجود دارد که منجر به پایین آمدن سطح سلامت در برخی از شهرستان ها شده است؛ بنابراین نگاه عدالت محور در توزیع خدمات بهداشتی و درمانی برای بهبود کیفیت سلامت شهروندان لازم است.
۲۵۷.

آینده پژوهی ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی: سناریوها و پیامدهای احداث دالان زنگه زور بر امنیت و توسعه جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۸
منطقه قفقاز جنوبی در دهه های اخیر به یکی از کانون های حساس ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی جهان تبدیل شده است. احداث «دالان زنگه زور» به عنوان یک کریدور استراتژیک که جمهوری آذربایجان را از طریق ارمنستان به نخجوان و ترکیه متصل می کند، می تواند نقشه جغرافیای سیاسی منطقه را دستخوش تغییرات بنیادین نماید. جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از بازیگران اصلی منطقه، با مرز مشترک در شمال غرب کشور و پیوندهای تاریخی، اقتصادی و امنیتی با کشورهای قفقاز جنوبی، در معرض فرصت ها و تهدیدهای متنوع ناشی از فعال سازی این دالان قرار دارد. این پژوهش با هدف آینده پژوهی ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی و بررسی سناریوهای محتمل اثرگذاری دالان زنگه زور بر امنیت و توسعه ایران انجام شده است. روش تحقیق به صورت ترکیبی (کیفی–کمی) طراحی گردیده است. در بخش کیفی، تحلیل اسنادی و مرور نظام مند منابع علمی و گزارش های سیاستی (۲۰۱۹–۲۰۲۵) انجام شده و در بخش کمی، از تکنیک «سناریونویسی مبتنی بر ماتریس بحران - عدم قطعیت» برای شناسایی متغیرهای کلیدی و ترسیم آینده های محتمل تا افق ۲۰۳۵ استفاده گردیده است. داده ها از منابع معتبر داخلی و خارجی، شامل مقالات علمی، گزارش های مراکز پژوهشی بین المللی و آمار رسمی سازمان های منطقه ای گردآوری شده اند. یافته های اولیه نشان می دهد که فعال شدن دالان زنگه زور می تواند دسترسی ایران به کریدورهای فرامنطقه ای را کاهش داده و جایگاه ژئوپلیتیکی کشور را در برخی سناریوها تضعیف کند؛ درعین حال، با اتخاذ راهبردهای دیپلماسی فعال و انعطاف پذیری ژئوپلیتیکی، این دالان می تواند به فرصتی برای توسعه تجارت منطقه ای و تقویت همکاری های اقتصادی بدل شود. مقاله در پایان، مجموعه ای از راهکارهای سیاستی برای کاهش تهدیدات و افزایش بهره وری از فرصت های ناشی از تحولات قفقاز جنوبی ارائه می دهد.
۲۵۸.

سنجش پیشران های کلیدی مؤثر بر ارتقاء زیست پذیری در شهر طرقبه با رویکرد آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۵
زیست پذیری به عنوان مفهومی محوری در برنامه ریزی شهری مطرح است و با تمامی جنبه های ذهنی و عینی سکونتگاه های شهری سروکار دارد، به طوری که در تمام ابعاد شهری و فرآیندهای برنامه ریزی موردتوجه طراحان و برنامه ریزان قرارگرفته است. هدف این پژوهش، شناسایی و سنجش پیشران های کلیدی مؤثر بر چشم انداز آتی زیست پذیری شهر طرقبه می باشد. روش تحقیق حاضر توصیفی- تحلیلی و کاربردی است و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بوده است. جامعه آماری شامل ۳۰ نفر از متخصصان، مسئولان اجرایی و اساتید دانشگاهی مرتبط با مدیریت و برنامه ریزی شهری، شهرسازی، جامعه شناسی و محیط زیست در سطح شهرستان و استان بوده است. برای سنجش و تحلیل اطلاعات از نرم افزارهای آینده پژوهی شامل MICMAC و Scenario Wizard استفاده گردیده است. یافته ها نشان می دهد که از میان ۲۵ وضعیت پیش بینی شده در محیط نرم افزار Scenario Wizard، ۱۲ وضعیت (۴۸ درصد) در شرایط بحرانی، ۸ وضعیت (۳۲ درصد) در شرایط مطلوب و ۵ وضعیت (۲۰ درصد) در شرایط ایستا قرار دارند که بر این اساس وضعیت بحرانی سهم بیشتری نسبت به وضعیت های مطلوب و ایستا دارد و احتمال وقوع رخدادهای منفی (بحرانی) بیشتر از رخدادهای مثبت (مطلوب) برآورد شده است.
۲۵۹.

شناسایی پیشران های فرایند حدنگاری (کاداستر) اراضی کشاورزی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۱
کاداستر اراضی کشاورزی یکی از ابزارهای کلیدی در مدیریت زمین و توسعه پایدار است که می تواند موجب شفاف سازی مالکیت، کاهش تعارضات حقوقی و بهبود بهره وری در بخش کشاورزی شود. چالش هایی همچون نبود داده های دقیق، ضعف قوانین و پیچیدگی های اداری مانع تحقق کامل این نظام در ایران هستند. در این پژوهش با هدف شناسایی پیشران های کلیدی و تحلیل آینده های محتمل کاداستر، از رویکرد آینده پژوهی و ابزار «ماتریس تأثیرات متقاطع» در نرم افزار MICMAC بهره گرفته شد. رویکرد تحقیق آمیخته بوده و با ترکیب داده های کمی و کیفی و استفاده از پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده انجام شده است. جامعه آماری شامل متخصصان حوزه های کشاورزی، منابع طبیعی، جغرافیا و فناوری اطلاعات بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند. روایی ابزار با روش دلفی و نظر خبرگان و پایایی آن با انتخاب دقیق مشارکت کنندگان تأیید شد. نتایج نشان داد که پیشران های اثرگذار بر نظام کاداستر در چهار دسته اصلی جای می گیرند: فناورانه، نهادی-حقوقی، اقتصادی-اجتماعی و زیست محیطی. متغیرهایی نظیر «شفافیت مالکیت»، «هماهنگی نهادی»، «پیشرفت فناوری های مکانی» و «سرمایه گذاری در زیرساخت های دیجیتال» بیشترین قدرت اثرگذاری و حساسیت را دارند. بر این اساس، موفقیت اجرای کاداستر در گرو توسعه فناوری های نوین، اصلاح چارچوب های حقوقی، افزایش مشارکت اجتماعی، همکاری نهادی و بهره گیری از مزایای اقتصادی آن است. یافته ها بیانگر آن است که کاداستر صرفاً یک ابزار فنی نیست، بلکه سامانه ای چندبعدی است که تحقق آن نیازمند توجه هم زمان به ابعاد مختلف حکمرانی زمین می باشد.
۲۶۰.

واکاوی مفهوم مشارکت در بازآفرینی بافت های تاریخی مبتنی بر مرور نظام مند و تحلیل محتوا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۱
در عصر حاضر، بازآفرینی به عنوان رویکردی نوین در حوزه حفظ و احیای بافت های تاریخی، جایگزین روش های پیشین شده است. یکی از تمایزات اساسی این رویکرد با سایر روش ها، تأکید بر مشارکت فعال و فراگیر ذی نفعان در فرایند بازآفرینی است. با این حال، تحقق مشارکت مؤثر و کارآمد مستلزم درک عمیقی از مفهوم و عملکرد آن در بازآفرینی است. از این رو، این پژوهش با هدف درک و شناسایی ساختار، عملکرد و اثرگذاری مشارکت در بازآفرینی بافت های تاریخی و شناسایی ابعاد اثربخشی آن انجام شد. این پژوهش در مرحله جست وجو و انتخاب منبع مبتنی بر روش مرور نظام مند چهارمرحله ای پریزما، طی جست وجو در پایگاه های استنادی برتر علمی با کلیدواژه های «بازآفرینی»، «بافت تاریخی» و «مشارکت»، ۶۳۵ منبع شناسایی نمود که از میان آن ها ۷۰ منبع برای پاسخ به پرسش اصلی پژوهش انتخاب گردید. سپس با بهره گیری از تحلیل محتوای کیفی، کدگذاری و استخراج مضامین، یافته ها به سه دسته ی ساختار، عملکرد و اثرگذاری مشارکت در بازآفرینی بافت های تاریخی دسته بندی گردید. ساختار شامل سه مقوله ی پویایی، انسجام و شمولیت؛ عملکرد شامل پنج مقوله ی بستر، عامل مؤثر، الزام قانونی شروع، سازوکار و تفاهم؛ و اثرگذاری در دو سطح شهروندی و سازمانی، هر یک با چهار بُعد اثربخشی، شناسایی شدند. نتایج نشان می دهد که برای بهره مندی حداکثری از عملکرد مشارکت با ویژگی های ساختاری یادشده، توجه به اثرگذاری آن ضروری است. اجرای صحیح مشارکت در سطح سازمانی، از طریق مدیریت ابعاد سیاسی، برنامه ریزی، فرهنگی و اقتصادی، زمینه ساز تحقق مشارکت در سطح شهروندی با ابعاد اجتماعی-سیاسی، اجتماعی-فرهنگی، کالبدی-محیطی، نهادی و سیاسی-اقتصادی خواهد شد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان