فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۰۱ تا ۱٬۰۲۰ مورد از کل ۳۵٬۷۵۸ مورد.
منبع:
توسعه فضاهای پیراشهری سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۶)
79 - 104
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تغییرات کاربری اراضی پیرامون کلان شهر اصفهان از سال 1365 تا 1403 و اثرات آن بر پایداری اکولوژیکی می پردازد. داده های این مطالعه شامل تصاویر ماهواره ای لندست و تحلیل های GIS بوده که با استفاده از مدل تغییر کاربری زمین (LCM)، مدل مارکوف و الگوریتم جنگل تصادفی پردازش شده اند. نتایج نشان می دهد که طی این دوره، مساحت اراضی ساخته شده از 25,249 هکتار در سال 1365 به 43,593 هکتار در سال 1403 افزایش یافته است، درحالی که اراضی زراعی از 29,284 هکتار به 18,218 هکتار و اراضی باغی از 17,734 هکتار به 10,603 هکتار کاهش یافته اند. همچنین، منابع آبی منطقه از 231 هکتار در سال 1365 به کمتر از 60 هکتار در سال 1403 رسیده است که نشان دهنده بحران آبی در منطقه است. بررسی مدل مارکوف نشان می دهد که تا سال 1413، اراضی ساخته شده همچنان روند افزایشی خواهند داشت و 81/44٪ از اراضی زراعی و 97/39٪ از اراضی باغی به مناطق شهری تبدیل خواهند شد. این تغییرات علاوه برافزایش دمای سطحی و کاهش جذب کربن، باعث کاهش نفوذپذیری خاک و افزایش خطر سیلاب خواهد شد. یافته ها نشان می دهد که بدون مداخلات مدیریتی مؤثر، روند تخریب زیست محیطی ادامه خواهد داشت. بنابراین، این پژوهش بر ضرورت برنامه ریزی پایدار برای مدیریت کاربری اراضی و حفاظت از منابع طبیعی در کلان شهر اصفهان تأکید دارد.
بازآفرینی شهری به مثابه بستری برای برندسازی شهری: تحلیلی بر ظرفیت های موجود شهر دهدشت
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : بازآفرینی شهری به عنوان یک راهبرد کلیدی، توانایی احیای بافت های فرسوده و ارتقای هویت و جایگاه رقابتی شهرها را دارد. هدف از این پژوهش، تحلیل ظرفیت های بازآفرینی شهری در شهر دهدشت و تبیین پیوند آن با فرآیند برندسازی شهری است. دهدشت به عنوان شهری که تاکنون فاقد شاخص های برجسته شهرت شهری بوده، نیازمند بهره گیری از ظرفیت های بازآفرینی برای ارتقای جایگاه هویتی و رقابتی خود است. مرور ادبیات نشان می دهد که مطالعات پیشین عمدتاً بر کلان شهرها و شهرهای دارای برند تثبیت شده متمرکز بوده و خلأ معناداری در بررسی ارتباط میان بازآفرینی شهری و برندسازی در شهرهای کوچک و کمترشناخته شده وجود دارد. روش شناسی : پژوهش حاضر از رویکرد توصیفی–تحلیلی بهره می برد و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای و مستندات، مرور ادبیات داخلی و بین المللی و جمع آوری داده های تجربی از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۵۰ نفر از کارشناسان برنامه ریزی شهری، مقامات محلی و ساکنان مطلع است. داده ها با استفاده از کدگذاری محتوایی تحلیل و ابعاد چهارگانه بازآفرینی شهری شامل کالبدی–محیطی، اقتصادی، اجتماعی–فرهنگی و سیاستی–مدیریتی در ارتباط با مولفه های برندسازی شهری شامل حکمرانی نهادی کارآمد، تأمین مالی پایدار، مشارکت فعال ذی نفعان و جهت گیری سیاستی هماهنگ بررسی شدند. نتایج و یافته ها : تحلیل داده ها نشان می دهد که بازآفرینی شهری می تواند بسترهای لازم برای تحقق ابعاد چهارگانه برندسازی شهری را فراهم کند. به ویژه احیای بافت تاریخی بلادشاپور، بهبود کیفیت فضاهای عمومی و ارتقای زیرساخت های شهری همراه با تقویت ظرفیت های فرهنگی–اجتماعی و مدیریت مشارکتی، امکان شکل گیری تصویری رقابتی از دهدشت را در سطح منطقه ای و ملی مهیا می سازد. بر این اساس، حتی شهرهایی با شاخص های پایین شهرت شهری نیز می توانند از طریق برنامه ریزی هدفمند و استراتژی های یکپارچه، جذابیت خود را برای ذی نفعان داخلی و خارجی افزایش داده و جایگاه شهری خود را ارتقا دهند.
بررسی سازگاری فضاهای آموزشی شهر زنجان با کارکرد سایر کاربری های شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا سال ۲۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۴
105 - 129
حوزههای تخصصی:
ارزیابی سازگاری کاربری های آموزشی با کارکرد سایر کاربری های شهری می تواند در بهینه سازی الگوهای کاربری اراضی و مدیریت شهری کمک کرده و از پیامدهای منفی در شهر جلو گیری کند و در بهبود کیفیت فضاهای آموزشی شهری موثر باشد. از یک طرف، این ارزیابی می تواند به توسعه متوازن شهری کمک کرده و از سلامت عمومی محافظت کند، و از طرف دیگر، ترکیب نا هماهنگ کاربری ها به دلیل ناکارآمدی طرح های توسعه شهری می تواند مشکلاتی را ایجاد کند که کیفیت زندگی و آموزشی دانش آموزان را تحت تأثیر قرار می دهد. بنابراین، این پژوهش به دنبال شناسایی کاربری های آموزشی سازگار و ناسازگار در شهر زنجان و بررسی مساحت کاربری های آموزشی مجاور آنها است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش شناسی، توصیفی-تحلیلی است. داده ها از طریق منابع اسنادی و پیمایشی جمع آوری شده و با استفاده از تکنیک های کمی AHP و تحلیل فضایی در نرم افزار سیستم اطلاعات جغرافیایی مورد بررسی قرار گرفته اند. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد میزان سازگاری براساس ماتریس مقایسه ی زوجی مدل Ahp جهت وزن دهی به معیارها برابر با 0.0264 است و براساس یافته های تحقیق می توان نتیجه گرفت که بیش از یک سوم فضا های آموزشی با سایر کاربری ها ناسازگارند که می تواند به مشکلات مختلفی مانند تداخل کاربری ها، کمبود فضاهای مناسب یا چالش های زیست محیطی منجر شود، در عین حال، درصد کمتری از این فضاها، در حدود 21 درصد، با سایر کاربری ها سازگاری زیادی دارند و وضعیت مطلوبی دارند. این توزیع نابرابر نشان دهنده نیاز به توجه و برنامه ریزی دقیق تر برای بهبود سازگاری فضا های آموزشی با دیگر کاربری ها است.
بررسی احتمال ابرقدرتی چین در برابر آمریکا با تأکید بر بررسی فضای حیاتی چین در دسترسی به آب های بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قدرت یابی چین در حوزه های در اقتصاد، تکنولوژی این دیدگاه را به وجود آورده است که چین با توان اقتصادی، فناوری و نظامی گری و باتوجه به سابقه تاریخی خود می تواند گوی سبقت را از آمریکا برباید و خود را به عنوان ابرقدرت تنها معرفی کند. این مقاله ضمن قبول پیشرفت چشمگیر چین در اقتصاد، فناوری و نظامی گری که در رقابت با ایلات متحده آمریکا تعریف می شود قصد دارد از منظر موزائیکی و با روش تحلیل داده های کیفی وبا بهره گیری از نظریه فضای حیاتی فردریک راتزل احتمال ابرقدرتی چین به عنوان ابرقدرت تنها را بررسی کند. از نتیجه این مقاله چنین برداشت می گردد که مناقشات مرزی یک کشور با همسایگانش سبب تضعیف قدرت ملی آن می شود ایلات متحده آمریکا به عنوان رقیب جمهوری خلق چین تقریباً با هیچ یک از کشورهای همسایه اش مناقشه مرزی ندارد. در مقابل چین با داشتن دسته کم۱۷ مناقشه مرزی با کشورهایی حوزه دریایی شرق و جنوب و همسایگی با دو کشور اتمی بی ملاحظه در کنار ژئواستراتژی A2/AD آمریکا در قیاس با آمریکا دارای مشکلات عدیده ای می باشد. به عبارت دیگر جمهوری خلق چین ضمن داشتن اقتصادی قدرتمند و پویا، فضای حیاتی لازم جهت رشد در دسترسی به آب های بین المللی را ندارد. به همین دلیل به نظر می رسد که از منظر فضای حیات جغرافیاییجمهوری خلق چین با تمام حکمرانی خوب خود و استراتژی های درست حکومتی به دلیل مناقشات مرزی با همسایگان عدم دسترسی آسان به آب ها آزاد نمی تواند فرا قوانین بازی تعیین شده توسط ایلات متحده بازی کرده و گوی سبقت را از ایلات متحده آمریکا برباید.
بازخوانی تفاوت های جنسیتی در ادراک معماری: تحلیل انسان شناسانه از خانه موزه میرزا کوچک جنگلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادراک فضاهای معماری تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله جنسیت، فرهنگ، و پیشینه اجتماعی شکل می گیرد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر تفاوت های جنسیتی بر ادراک معماری، خانه موزه میرزا کوچک در شهر رشت را به عنوان مطالعه موردی انتخاب کرده است. این خانه، که نمونه ای برجسته از معماری سنتی گیلان محسوب می شود، فرصتی برای تحلیل رفتارها و واکنش های ادراکی زنان و مردان در مواجهه با فضای معماری فراهم می کند. روش تحقیق شامل پرسشنامه، مشاهده، مصاحبه و تحلیل رفتار بازدیدکنندگان است. داده ها با استفاده از تکنیک های توصیفی و تحلیلی در فرمت فیلد نوتی از مشاهدات در روند مقاله بررسی شده اند. نتایج نشان می دهد که زنان بیشتر به جزئیات تزئینی و عناصر حسی محیط توجه دارند، در حالی که مردان بر جنبه های کلی و عملکرد فضایی تمرکز می کنند. همچنین، فضاهای باز و ایوان های خانه برای مردان جذاب تر و فضاهای داخلی با تزیینات و نورپردازی برای زنان معنادارتر است. این مطالعه نشان می دهد که طراحی معماری باید به تفاوت های جنسیتی در ادراک توجه داشته باشد تا بتواند تجربه ای متعادل تر و مؤثرتر برای همه کاربران فراهم کند. به ویژه در فضاهای تاریخی و فرهنگی، استفاده از المان های بومی و طراحی های متناسب با ادراکات جنسیتی می تواند حس تعلق و ارتباط بازدیدکنندگان با محیط را تقویت کند. یافته های این پژوهش می تواند به معماران و طراحان در ایجاد فضاهای معماری متعادل و کارآمد برای هر دو جنس کمک کند.
اصول برنامه ریزی جدید برای بازاندیشی چارچوب نظری طرح هادی روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای انسانی دوره ۵۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۳۱)
157 - 172
حوزههای تخصصی:
کشور ایران با داشتن حدود نیم قرن تجربه برنامه ریزی، پر سابقه ترین کشورها در زمینه برنامه ریزی است؛ اما ارزیابی برنامه های توسعه نشان می دهد که به علت حاکم بودن ساختار بخشی بر تدوین برنامه ها، هنوز شاخص های توسعه سکونتگاه های روستایی کشور از وضعیت مناسب برخوردار نیستند. طرح هادی، اگرچه زمینه ساز پیامدهای مثبتی از جمله جلوگیری نسبی از ساخت و سازهای غیرقانونی، تعریف نیاز و تأمین کاربری ها و خدمات عمومی و نظم و نسق بخشی به گسترش فیزیکی در روستاهای سطح کشور ایران شده است ولی با این وجود بایستی به ایت نکته نیز اشاره داشت که این طرح علاوه بر پیامدهای مثبت خود، پیامدهای منفی را نیز برای روستا و روستاییان به دنبال داشته است. با توجه به اهمیت طرح هادی روستایی در برنامه ریزی توسعه روستاهای سطح کشور و همچنین با آگاهی از نارسایی ها و چالش های پیش روی طرح هادی روستایی، ضروری است تا چارچوب برنامه ریزی مناسبی برای طرح هادی روستایی ارائه گردد. در این راستا پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و به لحاظ روش از نوع کیفی (مبتنی بر پدیدارشناسی) است. داده های مورد نیاز به روش مصاحبه نیمه ساختار یافته با 30 تن از کارشناسان و خبرگان (دارای تجربه زیسته در تهیه، ارزیابی و تصویب طرح هادی) جمع آوری و با بهره گیری از نرم افزار مکس کیودا کدگذاری و تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد که در طرح هادی روستایی، برنامه ریزی باید با رویکرد اجتماع محور انجام شود. این نوع برنامه ریزی بر اصول بنیادینی مانند یکپارچگی، مشارکت دست اندرکاران محلی، مسئله محوری، تدریج گرایی و پایش و ارزشیابی تأکید دارد.
ارزیابی یکپارچه و ترسیم مکانی مخاطرات محیط زیستی مؤثر در وضعیت اکولوژیکی مصب ها در مقیاس حوضه آبریز (مطالعه موردی: رودخانه تجن)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سنجش از دور و GIS ایران سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۶)
149 - 170
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: مصب ها فراهم کننده زیستگاه های شاخص و نگهدارنده سلامت بوم سازگان های دریایی اند و خدمات اکولوژیک منحصربه فردی را ارائه می کنند. ازسوی دیگر، می توان مصب ها را در شمار یکی از درمعرض تهدیدترین بوم سازگان هایی برشمرد که ازطرف مخاطرات محیط زیستی ناشی از فعالیت های انسانی، تغییر اقلیم و همچنین گونه های مهاجم و غیربومی در فشار قرار گرفته اند. در اغلب پژوهش های انجام شده در کشور با موضوع ارزیابی وضعیت اکولوژیک، یا صرفاً بر انواع آلودگی ها تمرکز شده و یا فشارها به صورت پراکنده و در مقیاس های نامناسبی بررسی شده اند. هدف اصلی این پژوهش ارزیابی فشارهای گوناگون انسانی بر مصب رودخانه تجن، در مقیاس و ابعاد مختلف، به صورت یکپارچه است. بر این اساس، ضمن بررسی وضعیت پارامترهای کیفی آب، انواع فشارهای انسانی در بوم سازگان آبی رودخانه تجن و مصب آن نیز مورد توجه قرار گرفته است. مواد و روش ها: در این پژوهش، پس از بررسی اطلاعات درباره دیگر مطالعاتی که تا کنون در این زمینه انجام شده است، بازدیدهای میدانی با هدف شناسایی مخاطرات محیط زیستی، ترسیم مکانی و آنالیزهای مرتبط با نوع مخاطرات، در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و همچنین پردازش های لازم انجام شد. به علاوه، نمونه برداری های گوناگون فیزیکی و شیمیایی، شامل سنجش پارامترهای دما، سختی کل، فسفات، نیترات، اکسیژن مورد نیاز بیولوژیک، اکسیژن مورد نیاز شیمیایی، اسیدیته، کلیفرم مدفوعی و کدورت، برای استفاده از شاخص کیفیت آب های سطحی ایران (IRWQIsc) انجام شد. سپس مخاطرات گوناگون محیط زیستی، به منظور ارزیابی یکپارچه، در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) روی یکدیگر قرار گرفتند. نتایج این پژوهش با سایر پژوهش های انجام شده در منطقه مورد مطالعه مقایسه، و سپس تحلیل های بنیادین به منظور مدیریت آن بیان شد. نتایج و بحث: نتایج این پژوهش نشان داد که مصب رودخانه تجن با مداخلات گوناگون انسانی تهدید می شود؛ برخی از این مداخلات عبارت است از کاربری کشاورزی، کاربری شهری، چرای دام، ایجاد موانع و پای پل ها، ایجاد کاربری های غیراصولی مدیریت آب، ازجمله سدسازی، ایجاد تغییرات مورفولوژیک، همچون کانال سازی، فعالیت های غیراصولی مانند برداشت شن و ماسه، شن شویی ها، وجود کارگاه های پرورش ماهی، آلاینده های صنعتی و مدیریت نکردن پسماند. این تهدیدها، ازطریق سیستم اطلاعات جغرافیایی، به صورت لایه های متفاوت در مقیاس های گوناگون نشان داده شد و درنَهایت، تأثیرات تجمعی آنها با روی هم گذاری لایه ها ترسیم شد. نتایج روی هم گذاری لایه های فشار همچنین نشان داد که تنوع و شدت فشار از بخش های بالادست به سمت پایین دست رودخانه یا مصب (به ویژه در بخش های میانی به سمت پایین دست) افزایش می یابد. ازسوی دیگر، نتایج استفاده از شاخص IRWQIsc، در این پژوهش، وضعیت کیفی نامناسب و بد آب رودخانه تجن را تأیید کرد؛ بر این اساس، با استفاده از دستورالعمل چارچوب آب (WFD)، لزوم انجام دادن فعالیت هایی درزَمینه احیا برای بخش های میان دست تا پایین دست این پیکره آبی تعیین شد. نتیجه گیری: قسمت اعظم رودخانه اصلی تجن، منتهی به مصب، تحت تأثیر فشار زیاد و مداخلات انسانی متنوعی قرار می گیرد. نتایج به دست آمده از سنجش پارامترهای فیزیکی و شیمیایی در این پژوهش همچنین نشان داد کیفیت و سلامت آب، در بخش های میان دست تا پایین دست رودخانه و مصب تجن، نامطلوب است. بنابراین، برای احیای بوم سازگان مصبی، نیاز مبرم به اقدامات راهبردی و مدیریتی است تا فشارهای یادشده کاهش یابد. بر این اساس، برای موفقیت در مدیریت و احیای یکپارچه این پیکره آبی، باید بر جنبه های گوناگون مخاطرات و در مقیاس های متفاوت، تمرکز داشت و این الگوی مطالعه می تواند درمورد سایر پیکره های آبی رودخانه ای و مصبی کشور نیز به کار رود. درپایان، باید اشاره کرد که استقرار بی ضابطه شهرها و توسعه آنها در حاشیه مصب ها، بدون انجام دادن مطالعات EIA، باعث شده است در بسیاری از نقاط دنیا این بوم سازگان های ارزشمند در فشار شدیدی قرار بگیرند؛ این فشار در اغلب بوم سازگان های مصبی، به صورت آلودگی های صنعتی و شهری، تخریب زیستگاه، کاهش میزان تنوع زیستی، یکنواخت شدن و تکه تکه شدن زیستگاه، از دست رفتن ارزش های زیبایی شناختی و درنَهایت، ازبین رفتن خدمات اکولوژیک جلوه می یابد. مدیران بخش محیط زیست کشور می توانند این پژوهش را به منزله اطلاعات پایه ای شایان توجهی، به منظور جلوگیری از روبه رو شدن با چالش های محیط زیستی بزرگ تر، به کار ببرند.
بررسی مقایسه ای مشارکت اجتماعی در میان عشایر و مردم شهر و رابطه آن با احساس امنیت (مطالعه موردی عشایر شاهسون و شهر پارس آباد مغان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مشارکت از دیر باز با زندگی انسان پیوند داشته است. توجه به پدیده مشارکت اجتماعی از بعد امنیتی در سکونتگاه های مختلف و شیوه زندگی از اهمیت خاصی برخورداراست. ارتباط میان امنیت اجتماعی و مشارکت مردمی یک ارتباط دوسویه است. از یک طرف گسترش امنیت اجتماعی می تواند زمینه ساز توسعه مشارکت های مردمی باشد از طرف دیگر افزایش مشارکت های مردمی پشتوانه محکمی برای حاکمیت و بقای امنیت در جامعه است.
هدف پژوهش: هدف پژوهش بررسی مقایسه ای مشارکت در دو سکونتگاه انسانی جامعه شهری و عشایری می باشد.
روش شناسی تحقیق: تحقیق حاضر به لحاظ ماهیت کاربردی و به روش توصیفی - تحلیلی و علی مقایسه ای است. این پژوهش روش گردآوری داده ها در این تحقیق شامل روش کتابخانه ای و روش پیمایش مقطعی است که با استفاده از منابع دیجیتال و کتاب های موجود اقدام به جمع آوری اطلاعات مورد نیاز گردیده و برای بررسی فرضیه ها، اقدام به جمع آوری اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسشنامه محقق ساخته صورت گرفته است. روش های تجزیه و تحلیل آماری در این تحقیق در دو بخش آماره های توصیفی که شامل جداول و نمودارها، شاخص های پراکندگی، فراوانی ها و ... است، بخش دوم شامل روش های تحلیل استنباطی که از آزمون هایی مانند T-test(تفاوت میانگین ها)، آزمونF ( آنالیز واریانس)، همبستگی پیرسون، و با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گرفته است.
قلمروجغرافیایی پژوهش: در قلمرو کوچ نشینان عشایر شاهسون پارس آباد مغان مورد بررسی قرار گرفته است.
یافته ها و بحث: یافته های اصلی پژوهش بیانگر آن است که 90 درصد از پاسخگویان شهروندان مغان و 94 درصد عشایر معتقدند مردم به فکر همدیگر هستند، 68 از پاسخگویان شهر پارس آباد و 74 درصد عشایر معضلات و مشکلاتی که در سطح جاوامع آنها وجود دارند به آن ها مربوط می شود و خود را موظف به رفع این مشکلات می دانند، 54 درصد از پاسخگویان شهروندان مغان و 56 درصد عشایر اظهار داشته اند که نسبت به این که دیگران چگونه و در چه شرایطی زندگی می کنند توجه دارند.
نتیجه گیری: نتایج تحقیق بیانگر آن است حاضر و جود رابطه معنادار بین امنیت اجتماعی با مشارکت اجتماعی اثبات می شود. و اینکه این مشارکت در جامعه عشایر از ضریب اهمیت بالاتری برخوردار است.
طراحی الگوی بازاریابی کارآفرینانه در گردشگری پایدار: بهره گیری از فناوری های نوین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و اوقات فراغت دوره ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲۰
163 - 187
حوزههای تخصصی:
صنعت گردشگری به عنوان یکی از پویاترین صنایع جهانی، تأثیر عمیقی در توسعه اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی جوامع دارد. با افزایش تقاضا برای تجربه های پایدار، نیاز به رویکردهای نوآورانه در مدیریت و بازاریابی گردشگری بیش از پیش احساس می شود. این پژوهش با هدف ارائه چهارچوبی جامع برای توسعه گردشگری پایدار با تمرکز بر بازاریابی کارآفرینانه انجام شده است. بازاریابی کارآفرینانه با بهره گیری از فناوری های نوین و خلاقیت، امکان انطباق با تغییرات سریع محیطی و جلب رضایت گردشگران را فراهم می کند. این تحقیق به روش کیفی و با استفاده از رویکرد داده بنیاد انجام شد. داده ها ازطریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۳ نفر از مدیران، استادان دانشگاه و کارشناسان بازاریابی جمع آوری شدند. تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام و مدل مفهومی تحقیق تدوین شد. نتایج نشان داد که شش مقوله اصلی شامل عوامل علّی (نوآوری در فناوری، تغییرات رفتاری گردشگران)، عوامل مداخله گر (محدودیت های قانونی، مشکلات مالی)، عوامل بسترساز (پیشرفت های فناورانه، سیاست های حمایتی)، راهبردها (استفاده از هوش مصنوعی، جذب سرمایه گذاری)، پدیده محوری (تأثیر فناوری های نوین) و پیامدها (توسعه اقتصادی پایدار، حفاظت از منابع طبیعی) چهارچوبی کامل برای توسعه گردشگری پایدار فراهم می کنند. مدل ارائه شده نقشه ای عملی برای سیاست گذاران و مدیران صنعت گردشگری است تا با بهره گیری از بازاریابی کارآفرینانه و فناوری های پیشرفته، راهکارهایی برای دستیابی به پایداری اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی خلق کنند. این پژوهش بر اهمیت داده محوری و خلاقیت در طراحی راهبردهای گردشگری تأکید دارد.
بررسی جامعه شناختی راهکارهای افزایش مشارکت اعضای تعاونی ها در امور مربوط به شرکت های تعاونی (مورد مطالعه: شرکت های تعاونی شهر اهواز)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تعاونی ها دموکراتیک ترین سازمان های روی زمین هستند که اعضای آن صاحبان اصلی آن هستند، انتظار می رود تعاونی ها از این ویژگی که بسیار ارزشمند است بتوانند بیشترین سود و استفاده را ببرند. هدف از پژوهش حاضر بررسی و ارائه راهکارهای افزایش مشارکت اعضای تعاونی ها در امور مربوط به شرکت های تعاونی شهر اهواز است.روش بررسی: این پژوهش با رویکرد کمی، روش پیمایشی و با استفاده از تکنیک پرسشنامه برای جمع آوری داده ها انجام شده است. بر اساس فرمول کوکران تعداد 350 نفر از بین کل اعضای تعاونی ها به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای بود. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار spss نسخه ی 22 انجام شد.یافته ها و نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که بین بین دیدگاه مدیران در مورد اهمیت مشارکت اعضا، میزان اطلاع از برنامه های مربوط به امور تعاونی، میزان اطلاع از جلسات مربوط به امور تعاونی، میزان رضایت از اطلاع رسانی در امور مربوط به تعاونی، رضایت از عملکرد مدیران، میزان تمایل مدیران به شرکت اعضا در جلسات، تشویق مدیران به شرکت اعضا در جلسات و آگاهی اعضا از فواید مشارکت در امور مربوط به تعاونی با میزان مشارکت اعضای تعاونی رابطه معناداری وجود داشته است اما بین میزان سرمایه اعضا در تعاونی و میزان مشارکت آنها رابطه معناداری وجود نداشته است. هم چنین نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که متغیرهای میزان اطلاع از جلسات تعاونی، میزان اهمیت مشارکت اعضا و میزان رضایت از عملکرد مدیران بیشترین سهم را در تبیین مشارکت اعضا تعاونی ها در امور مربوط به شرکت های تعاونی داشتتند و در کل 80 درصد از تغییرات متغییر وابسته را تبیین کردند که نشان دهنده تبیین بسیار بالایی است.
ارزیابی تاب آوری کالبدی بافت شهری با رویکرد مدیریت بحران به کمک نرم افزار GIS (نمونه موردی: هادی شهر بابلسر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ساختار و کارکرد شهری سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۲
119 - 150
حوزههای تخصصی:
بحران ها و حوادث طبیعی پیش بینی نشده ای در سرتاسر جهان در حال رخ دادن هستند که زندگی مردمان بسیاری را نابود و دگرگون کرده اند و این امر باعث شده تا همواره مقابله با نتایج حاصل از آن ها و امن ماندن از خطرات وارد شده، موضوع مهمی برای دولتمردان و محققین باشد. این تحقیق با هدف ارزیابی و یافتن راهکارهایی برای کاهش تلفات و اثرات مخرب بحران های طبیعی انجام شده است. به کمک روش تحقیق توصیفی-تحلیلی، ابتدا شاخصه های کالبدی شهری که بر میزان تاب آوری در برابر بحران ها تاثیر دارند، از طریق بررسی کتب و تحقیقات پیشین استخراج شده است. سپس شاخص ها و زیرشاخص ها، بر اساس سه لایه تفکیک شده از تک بنا تا تمام محدوده شهر، طبقه بندی شدند. به کمک نرم افزار تخصصی شهرسازی، برای بررسی هر شاخص در سطح هادی شهر، نقشه های تحلیلی خروجی گرفته شدند. در آخر با استفاده از داده های حاصل از نقشه ها و داده های میدانی از منطقه مورد مطالعه، میزان تاب آور بودن شهر در خصوص هر یک از شاخص ها به دست آمدند. نتایج نشان می دهد که هادی شهر در قسمت های مساحت قطعات، بافت و ساختار، فاصله از گسل، تراکم ساختمانی، معابر، تجهیزات شهری، کیفیت ابنیه و زیرساخت های شهری، دارای بیشترین ضعف است. همچنین اندازه گیری اهمیت هر یک از شاخص ها و زیرشاخص ها نسبت به هم، نشان می دهد که از بین لایه های مقاومتی مدیریت بحران، لایه سوم و از بین زیرشاخص ها، زیرساخت های شهری بیشترین تاثیر را بر میزان مقاومت در برابر بحران ها دارند. در انتها، با توجه به ضعف ساختار شهر در هر یک از مولفه ها و میزان اهمیت آن ها، راهکارهایی برای بهبود وضعیت موجود ارائه شده تا بتوان شهر را به درجه بالاتری از تاب آوری رساند.
آسیب شناسی پراکنده رویی و گسترش افقی کلانشهر اهواز براساس مدل کوکوسو(COCOSO)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
اندیشه های نو در علوم جغرافیایی دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷
95 - 116
حوزههای تخصصی:
رشد سریع جمعیت شهری جهان به خصوص در کشورهای در حال توسعه، یکی از چالش های عمده برای دولت ها و سازمان های برنامه ریزی است. طی دهه های اخیر از میان الگوی های مختلف رشد شهری، الگوی رشد پراکنده به روند مسلط توسعه فضایی در بسیاری از کشورها تبدیل شده است. هدف این پژوهش آسیب شناسی پراکنده رویی و گسترش افقی کلانشهر اهواز انجام شده است.پژوهش حاضر در زمره تحقیقات کاربردی و با روش، تحلیلی- توصیفی می باشد. روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش کتابخانه ای- اسنادی و پیماشی است.جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تکنیک تصمیم گیری چند معیاره کوکوسواستفاده شده است. یافته های حاصل حاصل از روش کوکوسو، مناطق 1 و 8 شهر اهواز با حرف اختصاری B و با کسب وزن نهایی 94/2 در آزمون کوکوسو مطلوب ترین وضعیت و شرایط را به خود اختصاص داده است. مناطق 2 و 6 شهر اهواز با حرف اختصاری D و با کسب وزن نهایی 49/1 نامطلوب ترین وضعیت و حداقل اثرگذاری را در میان سایر محدوده ها نسبت به مولفه های مطالعاتی کسب نموده است. نتیجه اینکه با توجه به پیامدهای نامطلوب رشد پراکنده و در راستای دستیابی به توسعه ی پایدار و شکل پایدار شهری، الگوی رشد فشرده به عنوان الگوی توسعه آتی شهر پیشنهاد می شود.
نقش زیرساخت های نرم و سخت سازمانی در کیفیت برگزاری گردشگری رویدادی و پیامدهای تجربه گردشگر، مطالعه موردی: پیمایش جشنواره گل و گیاه محلات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری شهری دوره ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
81 - 97
حوزههای تخصصی:
صنعت گردشگری با ویژگی های خاص خود صنعتی پویا با آینده ای روشن تلقی می شود که باعث توسعه شهری می شود. هدف از انجام این پژوهش بررسی نقش زیرساخت های نرم و سخت سازمانی در کیفیت برگزاری گردشگری رویدادی و پیامدهای تجربه گردشگری گل و گیاه محلات می باشد. جامعه آماری این پژوهش تمامی افرادی هستند که در سال های گذشته از جشنواره گل و گیاه شهر محلات بازدید کرده اند که بر اساس جدول کرچسی و مورگان 384 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. نتایج حاصل از پژوهش پس از تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار اسمارت پی ال اس نشان داده است که زیرساخت های نرم و سخت سازمانی بر کیفیت گردشگری تأثیر دارند و همچنین عجین شدن گردشگر بر تماس فرهنگی و تجربه به یادماندنی و تجربه به یادماندنی بر تمایل به بازدید دوباره و توصیه به دیگران تأثیرگذار است. جهت نیل به توسعه گردشگری می باید فعالیت های بنیادین در دو جبهه صورت گیرد. از منظر بخش دولتی و سیاست گذاران لازم است ضمن فراهم آوردن زیرساخت، همکاری و همراهی با بخش خصوصی، بسترهای اولیه و ضروری جهت ایجاد انگیزه در بخش خصوصی را فراهم نمایند. از طرف دیگر لازم است بخش خصوصی ضمن اتخاذ رویکرد نظام مند با کسب شایستگی های لازم در تدوین استراتژی های بازاریابی موردنیاز کوشا باشد. در پایان امید است با همراهی و همدلی بخش دولتی و خصوصی از ظرفیت های بالقوه کشور در صنعت گردشگری جهت توسعه ملی استفاده شود.
برآورد میزان فرسایش و رسوب حوضه آبریز زیمکان در استان کرمانشاه با تأکید بر متغیر های تأثیر گذار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
210 - 226
حوزههای تخصصی:
فرسایش خاک از مهمترین مشکلاتی است که طی سال های اخیر زندگی بشر را تحت الشعاع قرار داده است. نوع و شدت فرسایش خاک در یک منطقه، تابع شرایط اقلیمی، پستی بلندی زمین، خاک و کاربری اراضی است. که در این میان اهمیت کاربری اراضی به دلیل نقش مؤثر انسان بر آن نسبت به دیگر عوامل زیادتر است. در این پژوهش جهت برآورد میزان فرسایش و رسوب حوضه آبریز زیمکان با بکارگیری دو روش MPSIAC و EPM، که هرکدام به ترتیب نه عامل(زمین شناسی، خاک، آب و هوا، رواناب، توپوگرافی، پوشش گیاهی، کاربری اراضی، وضعیت فعلی فرسایش و فرسایش رودخانه ای) و چهارعامل (فرسایش، استفاده از زمین، حساسیت خاک و شیب متوسط حوضه) را مورد ارزیابی قرار می دهند. و در ادامه از نرم افزار ArcGIS و تصاویر سنجنده ماهواره Sentinel2 در محیطENVI 5.3 جهت تهیه لایه های مرتبط استفاده گردید. نتایج نشان داد که مقادیر فرسایش در دو مدل MPSIAC و EPM به ترتیب 9/5142، 2/6401 تن در سال و میزان رسوب به ترتیب 63/2461 ،72/3624 تن در سال و کلاس و شدت فرسایش پذیری حوضه از لحاظ هدر رفت خاک در وضعیت شدید قرار دارد. بیشترین شدت فرسایش و تولید رسوب در بخش های جنوب و جنوب غرب حوضه مشاهده شد. لذا اعمال سیاست های مدیریتی و حفاظتی در سطح حوزه ضروری است و همچنین مشخص شد که نتایج روش MPSIAC نسبت به روش EPM به مشاهدات واقعی در حوضه نزدیک تر می باشد.
بررسی و ارزیابی توزیع فضایی- مکانی کاربری آموزشی مقطع متوسطه شهر زابل
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تعیین توزیع بهینه کاربری ها و مراکز خدماتی یکی از چالش های اصلی برنامه ریزان شهری است. با توجه به رشد سریع جمعیت و توسعه کالبدی شهرها، مشکلاتی نظیر کمبود و عدم توزیع مناسب فضایی کاربری ها به وجود آمده است. در شهر زابل، عدم توزیع مناسب مکان های آموزشی مقطع متوسطه اول اول مشکلات متعددی را ایجاد کرده است، از جمله عدم سازگاری با کاربری های مجاور، دسترسی های ناکافی و کمبود فضاهای باز. این شرایط، محیط های آموزشی را از ویژگی های استاندارد یک فضای آموزشی مناسب محروم کرده است. هدف این مقاله بررسی توزیع فضایی-مکانی مدارس مقطع متوسطه اول در شهر زابل می باشد. روش بررسی: این تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و اسنادی انجام شده است. پس از جمع آوری اطلاعات و داده های میدانی، با بهره گیری از نرم افزارهای GIS و SPS، توزیع فضایی، مکان استقرار و شعاع عملکرد مدارس مقطع متوسطه اول در شهر زابل مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. همچنین مدارسی که خارج از شعاع پوشش مدارس موجود و در کنار کاربری های ناسازگار قرار دارند، شناسایی شدند. یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که نزدیک به 50 درصد از مدارس مقطع متوسطه اول در شهر زابل از وضعیت استاندارد مناسبی برخوردار نیستند. این مدارس از نظر قرارگیری در کنار کاربری های ناسازگار، دسترسی ها، وضعیت ساختمانی و فضای باز در شرایط مطلوبی قرار ندارند. به طور کلی، توزیع فضایی-مکانی مراکز آموزشی مقطع متوسطه اول در شهر زابل با چالش های متعددی مواجه است. اصلاحات در سیاست گذاری شهری، بهبود دسترسی به مدارس و ارتقاء کیفیت فضای آموزشی می تواند به بهبود شرایط آموزشی و رفاه دانش آموزان در این شهر منجر شود.
رابطه دو سوی دانش و قدرت در خلق فضاهای عدالت محور شهری (نمونه موردی: شهر رشت- مقایسه وضع موجود و مطلوب)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه با توجه به نابرابری های اجتماعی و فقدان قدرت در گروهی از مردم، جستجو برای عدالت به یکی از اهداف برنامه ریزی تبدیل شده است. همچنین نادیده انگاشتن نقش قدرت در تدوین مبانی شهر عدالت محور عاملی است که تحقق پذیری رویکردها به شهر عدالت محور را با تردید رو به رو می سازد. بنابراین هدف اصلی این پژوهش بررسی نقش نظریه دانش-قدرت در خلق فضاهای عدالت محور شهری است. این پژوهش تحقیقی از نوع کاربردی- توسعه ای است. روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی(مشاهده و پرسش نامه) و همچنین جامعه آماری شامل شهروندان شهر و افراد متخصص و صاحب نظر در امور مسائل شهری می باشد که نمونه گیری از جامعه آماری شهروندان بصورت تصادفی و خبرگان از طریق نمونه گیری گلوله برفی انجام شده است برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شده است. جهت بررسی جایگاه عدالت فضایی در شهر رشت، مدل پژوهش با استفاده از تکنیک مدلسازی معادلات ساختاری مورد سنجش قرار گرفت و مقایسه وضعیت موجود و مطلوب با آزمون T تک نمونه ای صورت گرفت. بر اساس چهارچوب مفهومی پژوهش، شاخص های بدست آمده شامل دانش فضایی، هدایت و کنترل و مشارکت می باشد. نتایج پژوهش نشان می دهد برای حرکت اصولی برنامه ریزی ، شناسایی نقش قدرت ها و تأثیر نیروهای اثرگذار در جامعه ضروری است. در واقع شهر عدالت محور چهارچوب قدرت دهنده ای برای بازیگران شهری فراهم می کند تا به واسطه آن کیفیت زندگی بهتری را بهبود بخشند.
Environmental Socialization: An Analysis of Meaning and Concept and an Assessment of the Contexts(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
One of the functions of environmental sociology is the creation and development of socio-environmental concepts. “Environmental socialization” is one such concept, addressing which can offer valuable insights for future research, policymaking, and intervention strategies. Accordingly, this article aims first to explore the meaning and conceptual dimensions of environmental socialization as thoroughly as possible, and second to identify the contexts influencing it through a review of the theoretical literature and empirical studies in the field. This research employs a document-based method using content analysis of relevant texts. In terms of data collection, it is a library-based study, and in terms of data analysis, it falls within the category of qualitative content research. Based on the most prominent and recurrent themes found in expert definitions of the broader concept of "socialization," “environmental socialization” can be defined as the process of learning and internalizing environmental attitudes and awareness, and their behavioral manifestation in everyday life. Furthermore, drawing on themes derived from empirical research, the primary contexts in which environmental socialization occurs include residential environments, family, peer groups, educational settings, and media.
زمینه ها و بسترهای ارتکاب جرم سرقت در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه جغرافیای انتظامی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۹
33 - 53
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سرقت از جمله جرائم مهم و شایع در جوامع امروزی است که آثار و پیامدهای گسترده ای بر امنیت اجتماعی و احساس آرامش شهروندان دارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی زمینه ها و بسترهای ارتکاب سرقت در شهر تهران انجام شده و در پی پاسخ به این پرسش است که چه عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در بروز این جرم مؤثرند.
روش پژوهش: این پژوهش از نوع کیفی و با رویکرد تحلیل محتوای کیفی انجام گرفته است. جامعه آماری شامل کلیه سارقان دستگیرشده توسط پلیس آگاهی تهران و تعدادی از کارآگاهان پایگاه های آگاهی فاتب است. نمونه تحقیق ۲۲ نفر از سارقان و ۱۰ نفر از کارآگاهان را دربر می گیرد که از طریق روش نمونه گیری نظری و در دسترس انتخاب شده اند. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق گردآوری و تحلیل شده اند.
یافته ها: یافته ها نشان می دهد مهم ترین عوامل اقتصادی مؤثر بر سرقت شامل فقر، بیکاری، افزایش هزینه های زندگی و تمایل به درآمد آسان است. عوامل اجتماعی چون طلاق والدین، دوستی های ناباب، اعتیاد، نابرابری اجتماعی، تحصیلات پایین و گسست خانوادگی نیز در این زمینه تأثیرگذارند. علاوه بر این، ضعف باورهای فرهنگی، تغییر ارزش ها و هنجارهای اجتماعی از عوامل فرهنگی تقویت کننده سرقت محسوب می شوند. همچنین، در میان قومیت های مختلف، الگوهای خاصی از سرقت شناسایی شد که بیانگر تأثیر تفاوت های فرهنگی است.
نتیجه گیری: افزایش سرقت در تهران طی سال های اخیر ارتباط مستقیمی با شرایط اقتصادی نامناسب و آثار تحریم ها دارد. با وجود اهمیت عوامل اقتصادی، این پدیده در تعامل تنگاتنگ با عوامل اجتماعی و فرهنگی شکل می گیرد. بنابراین، کاهش مؤثر میزان سرقت نیازمند سیاست گذاری های جامع اقتصادی همراه با تقویت بنیان های فرهنگی و اجتماعی جامعه است
ارزیابی الگوی توزیع فضایی ایستگاه های اتوبوس در شهر مشهد
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: توجه به حمل و نقل عمومی یکی از مهم ترین مسئله در توسعه پایدار است. دسترسی به ایستگاه اتوبوس یکی از اجرای یک سیستم حمل و نقل موفق است. با عنایت به اینکه شهر مشهد دارای گردشگری مذهبی می باشد که سالیانه زائران زیادی از تمام نقاط جهان به این شهر سفر می کنند. از این رو هدف پژوهش ارزیابی الگوی رتوزیع فضایی ایستگاه های اتوبوس در شهر مشهد می باشد. روش شناسی : پژوهش حاضر از نظر ماهیت کاربردی و از نظر روش توصیفی، تحلیلی است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها و یافته های تحقیق از نرم افزار GIS (میانگین نزدیکترین همسایگی، خوشه بندی کم و زیاد، خود همبستگی فضایی شاخص موران، تحلیل شبکه) بهره برده شده است. یافته ها و نتایج: نتایج حاصل از یافته های پژوهش نشان داد نسبت میانگین نزدیک ترین همسایگی بیانگر حالت خوشه ای و مقدار G برابر با صفر بوده لذا مطرح کننده الگوی خوشه بندی زیاد می باشد. با توجه به اینکه مقدار شاخص موران 0.65 و امتیاز z بالاست و P-value کوچک می باشد از این رو داده ها دارای خود همبستگی فضایی می باشد. نهایتا خروجی حاصل از تحلیل شبکه و دسترسی خدمات نشان داد در اغلب موارد ایستگاه های اتوبوس در شهر مشهد با فاصله 400 متری قرار دارند و از لحاظ موقعیت کاربری (در محدوده اداری- تجاری و هسته شهری) که دارای فاصله استاندارد هستند استقرار یافته اند.
طراحی الگوی خلق مزیت رقابتی محصول زرشک استان خراسان جنوبی با تأکید بر ظرفیت های بومی و محلّی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه پایدار فضا دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۲)
101 - 122
حوزههای تخصصی:
محصول زرشک، یکی از محصولات مهم استان خراسان جنوبی است که با توجّه به شرایط اقلیمی این استان، جهت کشت زرشک بسیار مناسب است و توجّه به توسعه کیفی و کمّی این محصول می تواند به افزایش رقابت پذیری این محصول گردد. این تحقیق به دنبال پاسخ گویی به این سؤال است که عوامل مؤثر بر تحقق مزیت رقابتی محصول زرشک با تأکید بر ظرفیت بومی- محلّی در استان خراسان جنوبی کدام است؟ این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق شامل صاحب نظران علمی، کشاورزان و تجار می باشد که در قسمت کیفی، تعداد 25 خبره (روش گلوله برفی) و در قسمت کمّی، تعداد 390 نمونه (فرمول کوکران) انتخاب گردید. در قسمت کیفی، از نرم افزار MAXQDA جهت تحلیل متن مصاحبه ها استفاده شد. نتایج مصاحبه ها، منتج به شناسایی 418 کد اوّلیه، در قالب 100مقوله و 22 مؤلفه و 5 کد محوری گردید که در نهایت، منتج به ترسیم الگو گردید. جهت صحت سنجی الگو و تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده از طریق پرسش نامه، از نرم افزار smart PLS استفاده شد. نتایج بیانگر آن است که عوامل زمینه ای، علّی و مداخله گر، بر استراتژی ها به ترتیب با ضریب مسیر،697/0، 197/0 و 245/0 دارای ارتباط مؤثر و معنی دار است. همچنین، بین استراتژی و مزیت رقابتی با ضریب مسیر 760/0 و بین مزیت رقابتی و پیامدها با ضریب مسیر 667/0 ارتباط مؤثر و معنی داری برقرار است.