ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۸۱ تا ۱٬۸۰۰ مورد از کل ۵۹٬۰۳۳ مورد.
۱۷۸۱.

استرس ناشی از فناوری (تکنو استرس)؛ واکاوی پدیدارشناسانه پدیده استرس فناوری در سازمان امور مالیاتی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۵۹
هدف: استرس فناوری، یکی از چالش های مهم در عصر دیجیتال است، که به دلیلِ پیشرفتِ سریع و مداوم فناوری و تغییرات در نقش کارکنان، تأثیرات عمیقی بر سلامت روانی و عملکردِ شغلی افراد، دارد. بنابراین، با توجه به اهمیتِ موضوع، پژوهشِ حاضر با هدفِ واکاوی پدیدارشناسانه پدیده استرس فناوری (تکنواسترس) در سازمان امور مالیاتی کشور، انجام پذیرفته است. طرح پژوهش/ روش شناسی/ رویکرد: پژوهشِ حاضر، از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات، توصیفی-اکتشافی و از نوع پژوهش های کیفی است که با استفاده از روشِ پدیدارشناسی و رویکرد دیکلمن، انجام شده است. روشِ جمع آوری اطلاعات در این پژوهش، مصاحبه های عمیق با مشارکت کنندگان است. بر همین اساس، با استفاده از روشِ نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل کفایت نظری، 18 نفر از مدیران و کارکنان سازمان امور مالیاتی کشور، به عنوان اعضای نمونه، انتخاب شدند. در این پژوهش، به منظور بررسی و تحلیل داده های حاصل از مصاحبه، از روشِ تحلیل محتوای کیفی و نرم افزار Maxqda استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش، علاوه بر شناخت و فهم پدیده مذکور، 15 عامل ایجادکننده، به عنوانِ عوامل ایجادکننده استرس فناوری را شناسایی کرده است. ارزش/ اصالت پژوهش: با افزایشِ روزافزون، نیاز به استفاده از سیستم های دیجیتال و نرم افزارهای مالی در سازمان امور مالیاتی کشور، کارکنان این سازمان، ممکن است با فشارهای روانی ناشی از تغییراتِ سریع فناوری و انتظاراتِ بالای سازمان، مواجه شوند. بنابراین، تحلیلِ پدیدارشناسانه این پدیده، به ما کمک می کند، تا به بررسی عمیق تر تجربیات، و احساساتِ کارکنان، در رابطه با این فشارها پرداخته، و جنبه های ذهنی و اجتماعی تأثیر فناوری بر کارایی و رفاه کارکنان را، شناسایی کنیم.
۱۷۸۲.

شناسایی صلاحیت های حرفه ای مشاوران برنامه درسی برای فعالیت در مدارس ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۳
در نظام آموزشی امروز، مشاوران برنامه ریزی درسی نقش محوری در ارتقای کیفیت آموزش و یادگیری در مدارس ابتدایی ایفا می کنند. با این حال، علی رغم اهمیت این نقش، پژوهش های پیشین نشان می دهد که چالش های متعددی در زمینه صلاحیت های حرفه ای این مشاوران و مشکلاتی که قادر به حل آن ها هستند وجود دارد. این پژوهش با هدف ارائه یک بررسی سنتزپژوهی از پژوهش های انجام شده در زمینه شناسایی صلاحیت های حرفه ای مشاوران برنامه درسی و مشکلات و چالش های پاسخ داده شده توسط این افراد در مدارس ابتدایی، صورت گرفته است. جهت دستیابی به این هدف در سنتزپژوهی حاضر، پژوهش هایی که به زبان فارسی و انگلیسی، در طی 10 سال گذشته، انجام شده اند، در محدوده این پژوهش مروری به صورت سنتزپژوهی، جستجو و غربالگری شده و از بین پژوهش هایی که در رابطه با واژگان کلیدی نظیر «مشاوره در برنامه ریزی درسی، مشاوران برنامه ریزی درسی، و مشاوره برنامه درسی» یافت شدند، در نهایت، تعداد 21 پژوهش، برای این بررسی سنتزپژوهی انتخاب شدند و به روش الگوی شش مرحله ای سنتزپژوهی پتیکرو و روبرتس، مورد تحلیل قرار گرفتند. سنتزپژوهی حاضر 5 بعد یا مقوله و 21 مؤلفه را شناسایی کرد. مقوله طراحی و تهیه برنامه درسی، شامل 6 مؤلفه، مقوله پشتیبانی و توسعه معلم شامل 6 مؤلفه، مقوله راهبردهای آموزشی شامل 2 مؤلفه، مقوله پشتیبانی و هماهنگی شامل 5 مؤلفه، و مقوله سنجش و ارزشیابی شامل 2 مؤلفه، است. در مورد چالش های پاسخ داده شده توسط مشاوران برنامه ریزی درسی در مدارس دوره ابتدایی نیز، 5 بعد و 10 مؤلفه (2 مؤلفه برای هر بعد) شناسایی شدند. یافته های این سنتزپژوهی می تواند به عنوان مبنایی برای طراحی برنامه های تربیت و بهبود استانداردهای حرفه ای و تقویت نقش مشاوران در ارتقای کیفیت آموزش در مدارس ابتدایی مورد استفاده قرار گیرد. این پژوهش بر ضرورت توجه نظام مند به توسعه حرفه ای مشاوران برنامه ریزی درسی و ظرفیت سازی آنان برای مواجهه با چالش های پیچیده محیط های آموزشی تأکید می کند.
۱۷۸۳.

تحلیل زیان گریزی و اطمینان بیش ازحد سرمایه گذاران در شکل دهی سناریوهای آینده ارزش بازار و بازده دارایی بانک های پذیرفته شده در بورس تهران: رویکردی آینده پژوهانه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۱۱۹
سرمایه گذاران در بازارهای مالی تحت تأثیر رفتارهایی مانند زیان گریزی و اطمینان بیش از حد قرار دارند که می تواند بر ارزش بازار و بازده دارایی های بانک ها اثر بگذارد. این پژوهش با استفاده از داده های بانک های پذیرفته شده در بورس تهران طی سال های 1395 تا 1402، نقش این سوگیری های رفتاری را در عملکرد مالی بررسی می کند. نتایج نشان می دهد که زیان گریزی سرمایه گذاران اثر منفی و معناداری بر بازده دارایی بانک ها (ROA) دارد؛ به این معنا که افزایش زیان گریزی منجر به کاهش بازدهی دارایی های بانک ها می شود. این امر نشان دهنده آن است که احتیاط بیش از حد سرمایه گذاران در مواجهه با ریسک های بازار، فرصت های سودآور سرمایه گذاری را کاهش می دهد. همچنین، نتایج حاکی از آن است که اطمینان بیش از حد سرمایه گذاران اثر منفی و معناداری بر ارزش بازار بانک ها (MV) دارد، به گونه ای که افزایش اطمینان بیش از حد منجر به کاهش ارزش بازار بانک ها می شود. این یافته ها بیانگر آن است که اعتماد بیش از حد سرمایه گذاران می تواند باعث عدم تعادل در قیمت گذاری سهام بانک ها شده و ارزش بازار آن ها را کاهش دهد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که برای بهبود ارزش گذاری بانک ها، مدیران باید از ایجاد زیان گریزی و اطمینان بیش ازحد در سیاست گذاری های خود اجتناب کرده و استراتژی های متوازن تری برای مدیریت ریسک و افزایش ارزش بازار بانک ها اتخاذ کنند.
۱۷۸۴.

بررسی میزان اثربخشی مسئولیت اجتماعی شرکت بر میزان رضایت مندی کارکنان: بررسی موردی کارکنان پتروشیمی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۳
هدف: مسئولیت اجتماعی شرکت (CSR) به عنوان یک فلسفه انتقادی و یک استراتژی که بر نگرش کارکنان تأثیر می گذارد، ظهور کرده است. درحالی که بیشتر پژوهش های CSR بر رابطه بین فعالیت های CSR و مشتریان خارجی متمرکز است، مطالعات نسبتاً کمی تأثیر CSR را از دیدگاه کارکنان بررسی می کنند. این مطالعه تأثیر CSR را بر مشارکت، رضایت و حفظ کارکنان مورد بررسی قرارداد. روش: داده ها از ۳۵۰ کارمند شاغل در شرکت های پتروشیمی جمع آوری شد. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه استفاده شد و تمامی مقیاس ها از مطالعات قبلی اقتباس شدند. از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد و پاسخ دهندگان شامل کارکنان مدیریتی و غیرمدیریتی شرکت های پتروشیمی بودند. از پاسخ دهندگان خواسته شد تا نظرات خود را در مقیاس پنج درجه ای لیکرت از ۱ کاملاً مخالف تا ۵ کاملاً موافق ارزیابی کنند. با کارکنان شخصاً تماس گرفته شد و پرسش نامه ها سه هفته پس از توزیع جمع آوری شد. از ۴۰۰ پرسش نامه توزیع شده، ۳۵۰ پاسخ جمع آوری شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از SPSS استفاده شد. تحلیل همبستگی برای بررسی قدرت ارتباط بین متغیرهای CSR و رضایت کارکنان استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل همبستگی نشان داد بین CSR و رضایت کارکنان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (r = 0.754، p < 0.001). این ارتباط اولیه شواهدی را در حمایت از فرضیه های پژوهش ارائه می کند. علاوه بر این، برای آزمون تأثیر CSR بر رضایت کارکنان، تحلیل رگرسیون چندگانه انجام شد. نتایج نشان داد CSR به طور مثبت و معناداری بر رضایت کارکنان تأثیر دارد (β = 0.527، p < 0.001). ضریب تعیین تعدیل شده (Adj-R² = 36.9%) نشان داد که CSR توضیح دهنده بخش قابل توجهی از تغییرات رضایت کارکنان است. این بدان معناست که با افزایش یک واحد در CSR، رضایت کارکنان به میزان 0.527 افزایش می یابد. نتیجه گیری: این یافته ها برای تصمیم گیرندگان و محققان بسیار مهم است و نشان می دهد که سازمان ها می توانند از طریق مشارکت دادن خود در فعالیت های اجتماعی، به عنوان مثال، شناسایی نیازهای جامعه و برآوردن آنها، کار برای محیطی بهتر، مشارکت در رفاه کارکنان، تولید محصولات باکیفیت برای مشتریان و پیروی از آن ها، رضایت و حفظ کارکنان خود را افزایش دهند.
۱۷۸۵.

طراحی مدل پیاده سازی استراتژی تحول دیجیتال در صنعت بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۱
هدف این پژوهش ارائه مدلی منسجم و مشخص برای پیاده سازی استراتژی تحول دیجیتال در سازمان های بزرگ پیشایجیتالی در صنعت بیمه ایران می باشد، زیرا که پیاده سازی موفق استراتژی تحول دیجیتال برای سازمان های پیشادیجیتالی برای بقا در عصر دیجیتال در صنعت بیمه ایران ضروری به نظر می رسد. به منظور گردآوری داده ها از مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با 13 نفر از مدیران ارشد، مدیران تحول دیجیتال، اعضای هیئت مدیره و مشاوران شرکت های بیمه که رهسپار تحول دیجیتال بوده اند، صورت گرفته است. در این پژوهش از روش پژوهش کیفی و در ساخت نظریه از روش داده بنیاد نظام مند استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد برخی عوامل همچون وجود برخی شایستگی های مناسب در بین کارکنان، راهبر و تیم راهبری تحول دیجیتال و همچنین فراگیر شدن و رواج یافتن تحول دیجیتال، تغییر رفتار مشتریان و محیط پویای رقابتی به عنوان شرایط علّی شناسایی شدند. اقداماتی همچون برون سپاری مناسب، ایجاد یک مدل عملیاتی شفاف و مدل محوری بایستی هم زمان با ایجاد هماهنگی و یکپارچگی و تجربه گری انجام شوند تا در سایه آن، پیامدهایی همچون افزایش انعطاف پذیری، چابکی و یادگیری سازمانی، بهبود مدل کسب و کار و بهره وری، ایجاد خدمات شخصی سازی شده و ارتقا تجربه مشتریان رقم بخورد. به دلیل نوپا بودن رهسپاری تحول دیجیتال در صنعت بیمه ایران، پیشنهاد می گردد شرکت های بیمه ای از رویکرد هم رقابتی در مسیر پیاده سازی استراتژی تحول دیجیتال بهره ببرند و با توجه به نقش مهم نهاد ناظر، تدوین نقشه تحول دیجیتال صنعت توسط خود نهاد ناظر و حرکت به سمت حاکمیت دیجیتال، با در نظر گرفتن عدم آسیب به مفهوم اکوسیستم و نظارت به جای تصدی گری پیشنهاد می شود.
۱۷۸۶.

مقایسه سبک رهبری اسلامی با سبک های رفتاری غربی ازنظر تأثیرگذاری بر بهره وری نیروی انسانی با میانجی گری معنویت اسلامی در محیط کار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۳۰
زمینه و هدف: امروزه، نیروی انسانی سازمان، در پیشبرد اهداف و چشم اندازهای سازمان نقشی حیاتی دارد و گزینش صحیح سبک رهبری با توجه به فرهنگ ایرانی اسلامی کشور، می تواند بهره وری نیروی انسانی و معنویت آنان در محیط کار را به دنبال داشته باشد. بر همین اساس، هدف این پژوهش، مقایسه سبک رهبری اسلامی با سبک های رفتاری غربی، از نظر تأثیرگذاری بر بهره وری نیروی انسانی با میانجیگری معنویت اسلامی در محیط کار بود. روش: جامعه آماری پژوهش، کلیه کارکنان سازمان های دولتی شهرستان رشت بودند و نمونه آماری پژوهش با استفاده از فرمول نمونه گیری از جامعه نامحدود کوکران، ۳۸۴ نفر تخمین زده شد. روش نمونه گیری نیز، نمونه گیری در دسترس بود. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ ماهیت، توصیفی هم بستگی و از نوع پیمایشی است. یافته ها: نتایج مدل یابی معادلات ساختاری ( SEM ) با استفاده از نرم افزار لیزرل ۸.۸ نشان داد که از میان سبک های رهبری مدنظر تحقیق، سبک رهبری اسلامی بر بهره وری نیروی انسانی و همچنین، معنویت اسلامی در محیط کار، بیشترین تأثیر را دارد و سبک های رهبری رابطه گرایی و وظیفه گرایی، در مراحل بعدی قرار دارند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج تحقیق و اثبات تأثیرگذاری بالای سبک رهبری اسلامی بر بهره وری و معنویت نیروی انسانی، به مسئولان و مدیران ارشد سازمان های دولتی شهرستان رشت توصیه می شود که سبک رهبری اسلامی را در سازمان خود پیاده سازی کنند
۱۷۸۷.

واکاوی عوامل مؤثر بر اخلاق حرفه ای مدیران منابع انسانی یک سازمان دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۳۸
زمینه و هدف: در محیط پویای کنونی، سازمان های خدماتی نظیر شرکت های توزیع برق، با چالش های متعددی در حوزه مدیریت منابع انسانی و بهینه سازی عملکرد کارکنان روبرو هستند. در این میان، شناسایی عوامل نرم و مؤثر بر رفتار سازمانی، به ویژه اخلاق حرفه ای مدیران، می تواند سهم بسزایی در افزایش بهره وری و اثربخشی سازمانی ایفا کند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر اخلاق حرفه ای مدیران منابع انسانی و ارائه مدلی بومی برای تبیین نقش آن در ارتقای بهره وری کارکنان در اداره برق شهر مشهد انجام شد.  روش پژوهش: این مطالعه از نظر هدف، کاربردی-توسعه ای و از نظر گردآوری داده هاکیفی است. مشارکت کنندگان از میان مدیران اداره برق شهر مشهد، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و مصاحبه های نیمه ساختاریافته تا رسیدن به اشباع نظری با ۱۲ مصاحبه ادامه یافت. داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون و به کمک نرم افزار MAXQDA تحلیل شدند تا مضامین و مؤلفه های کلیدی استخراج گردند.  یافته ها: یافته های مرحله کیفی، پنج مؤلفه اصلی تأثیرگذار بر اخلاق حرفه ای مدیران را شناسایی کرد: افزایش اعتماد عمومی، بهبود کیفیت تعاملات سازمانی، تحقق به زیستی حرفه ای، تقویت تعهدگرایی و پاسخگویی، و شفافیت در عملکرد. این مؤلفه ها در قالب یک مدل مفهومی ارائه شدند.  نتیجه گیری: توجه به اخلاق حرفه ای در مدیریت منابع انسانی، فراتر از یک الزام ارزشی، یک راهبرد راهبردی مؤثر برای بهبود عملکرد سازمانی محسوب می شود. یافته های این پژوهش می تواند چارچوبی علمی در اختیار مدیران و سیاست گذاران صنعت برق و سازمان های خدماتی مشابه قرار دهد تا از طریق برنامه ریزی هدفمند و تقویت فرهنگ سازمانی مبتنی بر اخلاق، گامی مؤثر در جهت ارتقای بهره وری و تعالی سازمانی بردارند.
۱۷۸۸.

سناریو پردازی به کارگیری هوش مصنوعی در کانون های ارزیابی و توسعه مدیران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۹
زمینه و هدف: کانون های ارزیابی و توسعه مدیران یکی از ابزارهای کلیدی و نوین در حوزه مدیریت منابع انسانی به منظور شناسایی، ارزیابی و توسعه کارکنان به ویژه مدیران هستند. در سال های اخیر، ظهور فناوری های نوین به ویژه هوش مصنوعی، فرصت ها و چالش های جدیدی را برای کانون های ارزیابی و توسعه به همراه داشته است. هدف این مقاله، بررسی آینده های محتمل کاربرد هوش مصنوعی در این حوزه با بهره گیری از سناریونویسی است. روش: تحقیق از لحاظ هدف کاربردی-توسعه ای و از نظر ماهیت، آینده پژوهانه با رویکرد ترکیبی است (رویکرد اصلی پژوهش مبتنی بر سناریونویسی اکتشافی به روش GBN (شبکه جهانی کسب و کار) بوده و به منظور تعیین اهمیت و اثرگذاری عوامل و تحلیل آن ها از روش دلفی و تحلیل ساختاری MICMAC استفاده شده است. یافته ها: چهار سناریوی تدوین شده شامل:کانون های هوشمند انسان محور، کانون های الگوریتم محور ، کانون های محافظه کار سنتی، کانون های دوگانه و ناپایدار نتیجه گیری: آینده کانون های ارزیابی و توسعه نه به فناوری صرف، بلکه به حکمرانی هوشمند فناوری و ترکیب متوازن قضاوت انسانی و الگوریتمی وابسته است.
۱۷۸۹.

واکاوی مؤلفه های مهارت افزایی کارکنان آمادی در یک سازمان دفاعی: رویکرد تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۳
زمینه و هدف: مهارت افزایی کارکنان، فرآیندی راهبردی برای ارتقای توانمندی های فردی و سازمانی در پاسخ به نیازهای عملیاتی سازمان محسوب می شود. پژوهش حاضر با هدف واکاوی مؤلفه های مهارت افزایی کارکنان آمادی در یک سازمان دفاعی انجام شده است. روش شناسی: این پژوهش با رویکرد کیفی انجام شد. داده ها از دو منبع مبانی نظری و مصاحبه با ۱۰ نفر از خبرگان علمی و سازمانی حوزه آماد و آموزش گردآوری گردید. نمونه گیری به صورت هدفمند قضاوتی انجام شد. روایی و پایایی با بهره گیری از معیارهای لینکلن و گوبا تأمین و تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام گرفت. یافته ها: الگوی مفهومی استخراج شده شامل ۵ عامل اصلی و ۲۸ مؤلفه است: (۱) عوامل مؤثر و تسهیل کننده (شامل نظام برنامه ریزی آموزشی، توانمندسازی روان شناختی و انگیزش درونی، فرهنگ و رهبری سازمانی، پویایی محیط کار)؛ (۲) شایستگی های فردی و حرفه ای (شامل مهارت های فنی، فردی و شناختی، ارتباطی و اجتماعی، مدیریتی و رهبری، فناورانه و پژوهشی، اخلاقی و ارزشی)؛ (۳) راهبردهای یادگیری و توسعه (شامل یادگیری مبتنی بر تجربه و عمل، همیارانه و غیررسمی، فناورانه و ترکیبی، فردمحور، رسمی، سازمانی و برون سازمانی)؛ (۴) موانع فرهنگی و ساختاری (ضعف در طراحی و اجرای آموزش، کمبود منابع، موانع فرهنگی و مدیریتی، شکاف در نظام جبران خدمت، فقدان حمایت روانی و سازمانی)؛ و (۵) دستاوردهای مهارت افزایی (ارتقای عملکرد فردی و شغلی، بهبود بهره وری و چابکی سازمانی، افزایش انگیزش و تعلق سازمانی، توسعه سرمایه انسانی و رقابت پذیری). نتیجه گیری: الگوی ارائه شده چارچوبی جامع، بومی و کاربردی برای مهارت افزایی در سازمان دفاعی مورد مطالعه است که با تأکید بر نگاه سیستمی و تعامل میان ابعاد پنج گانه، می تواند مبنای طراحی نظام های آموزش و توسعه، ارزیابی و به روزرسانی مهارت های کارکنان آمادی قرار گیرد.
۱۷۹۰.

مدل توضیح پذیر رتبه بندی اعتباری مشتریان بانک با استفاده از SHAP و یادگیری ماشین مبتنی بر ویژگی های رفتاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۷
در سال های اخیر، سیستم های بانکی با افزایش قابل توجه حجم و پیچیدگی داده های مالی مشتریان مواجه شده اند. این موضوع باعث شده است روش های سنتی اعتبارسنجی که بر شاخص های محدود و فرضیات خطی تکیه دارند، کارایی کمتری داشته باشند. در نتیجه، روش های یادگیری ماشین به دلیل توانایی در مدل سازی روابط غیرخطی و پیچیده، به ابزارهای مهمی در ارزیابی ریسک اعتباری تبدیل شده اند. با این حال، مشکل اصلی این مدل ها عدم شفافیت و تفسیرپذیری آن هاست که استفاده عملی از آن ها را در محیط های بانکی و تحت مقررات محدود می کند.در این پژوهش، یک چارچوب اعتبارسنجی توضیح پذیر با ترکیب الگوریتم های یادگیری ماشین و روش SHAP ارائه شده است. در این مدل، از ویژگی های رفتاری مشتریان مانند الگوی تراکنش ها، سطح بدهی، سابقه بازپرداخت و شاخص های مرتبط استفاده شده و مدل هایی مانند Random Forest، Gradient Boosting و SVM برای پیش بینی ریسک اعتباری به کار گرفته شده اند. سپس SHAP برای تفسیر نتایج و تعیین میزان تأثیر هر ویژگی بر خروجی مدل استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که ویژگی هایی مانند سابقه بازپرداخت، نسبت بدهی به درآمد و رفتار تراکنشی از مهم ترین عوامل در تعیین امتیاز اعتباری هستند. همچنین ترکیب یادگیری ماشین با SHAP علاوه بر حفظ دقت بالا، موجب افزایش شفافیت و تفسیرپذیری مدل می شود. در مجموع، این رویکرد می تواند اعتماد، عدالت و پاسخ گویی در سیستم های اعتبارسنجی را بهبود دهد و پایه ای برای تحقیقات آینده در حوزه تحلیل مالی توضیح پذیر فراهم کند.
۱۷۹۱.

توسعه الگوریتم هوشمند معاملاتی مبتنی بر شبکه های عصبی حافظه طولانی کوتاه-مدت (LSTM) در بازار ارزهای دیجیتال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۷
در سال های اخیر، گسترش بازار ارزهای دیجیتال و نوسانات شدید قیمتی آن، نیاز به توسعه روش های پیش بینی دقیق و سیستم های معاملاتی هوشمند را افزایش داده است. در این پژوهش، یک الگوریتم معاملاتی هوشمند مبتنی بر شبکه عصبی حافظه طولانی کوتاه مدت برای پیش بینی قیمت و تولید سیگنال های خرید و فروش در بازار ارزهای دیجیتال ارائه شده است. هدف اصلی این مطالعه، بهبود عملکرد تصمیم گیری معاملاتی و کاهش ریسک ناشی از نوسانات غیرقابل پیش بینی بازار است. مدل پیشنهادی با استفاده از داده های تاریخی قیمت شامل قیمت باز، بسته، بیشینه، کمینه و حجم معاملات آموزش داده شده و قادر است وابستگی های زمانی بلندمدت موجود در داده های سری زمانی مالی را استخراج کند. در این تحقیق، ابتدا داده ها پیش پردازش شده و نرمال سازی می شوند، سپس ساختار شبکه LSTM طراحی و بهینه سازی می گردد. خروجی مدل به صورت پیش بینی روند قیمتی بوده و بر اساس آن سیگنال های معاملاتی تولید می شود. نتایج آزمایش ها نشان می دهد که مدل LSTM در مقایسه با روش های سنتی مانند میانگین متحرک و رگرسیون خطی، دقت بالاتری در پیش بینی روند قیمت دارد و عملکرد بهتری در تولید سیگنال های معاملاتی ارائه می دهد. همچنین، استفاده از این مدل موجب افزایش بازدهی سرمایه گذاری و کاهش خطای تصمیم گیری در شرایط نوسانی بازار می شود. در نهایت، یافته های این پژوهش نشان می دهد که بهره گیری از شبکه های عصبی عمیق به ویژه LSTM می تواند نقش مؤثری در توسعه سیستم های معاملاتی هوشمند در بازار ارزهای دیجیتال ایفا کند و به عنوان ابزاری کارآمد برای تحلیل گران مالی و سرمایه گذاران مورد استفاده قرار گیرد.
۱۷۹۲.

پیش بینی درماندگی مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از ماشین های بردار پشتیبان (SVM) بهینه شده با الگوریتم های فراابتکاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۶
درماندگی مالی یکی از مهم ترین مراحل پیش از ورشکستگی شرکت ها محسوب می شود که شناسایی به موقع آن می تواند از بروز زیان های گسترده برای سرمایه گذاران، اعتباردهندگان و سایر ذی نفعان جلوگیری کند. در سال های اخیر، روش های یادگیری ماشین به دلیل توانایی بالا در استخراج الگوهای پیچیده از داده های مالی، به طور گسترده در حوزه پیش بینی درماندگی مالی مورد استفاده قرار گرفته اند. در این پژوهش، از ماشین بردار پشتیبان به عنوان یکی از کارآمدترین الگوریتم های طبقه بندی استفاده شده است. با توجه به حساسیت عملکرد SVM نسبت به پارامترهای تنظیمی، از الگوریتم های فراابتکاری برای بهینه سازی پارامترهای مدل بهره گرفته می شود. هدف اصلی این مطالعه، ارائه مدلی ترکیبی مبتنی بر SVM و الگوریتم های فرا ابتکاری به منظور افزایش دقت پیش بینی درماندگی مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. نتایج مطالعات پیشین نشان می دهد که استفاده از الگوریتم های فراابتکاری نظیر الگوریتم ژنتیک، بهینه سازی ازدحام ذرات و الگوریتم کلونی مورچگان می تواند عملکرد مدل SVM را به طور قابل توجهی بهبود بخشد و دقت پیش بینی را افزایش دهد.
۱۷۹۳.

توسعه چارچوب Agentic AI برای مدیریت خودکار پرتفوی سرمایه گذاری سبز با ادغام داده های ESG و مدل های کوانتومی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۵
افزایش نگرانی های جهانی درباره تغییرات اقلیمی، توسعه پایدار و مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت ها موجب شده است که سرمایه گذاری سبز و معیارهای محیط زیستی، اجتماعی و حاکمیتی (ESG) به یکی از مهم ترین موضوعات حوزه مالی تبدیل شوند. در عین حال، پیچیدگی روزافزون بازارهای مالی و حجم عظیم داده های ساختاریافته و غیرساختاریافته، محدودیت های روش های سنتی مدیریت پرتفوی را آشکار ساخته است. هدف این پژوهش ارائه یک چارچوب نوین مبتنی بر هوش مصنوعی عامل محور (Agentic AI) برای مدیریت خودکار پرتفوی سرمایه گذاری سبز است که در آن داده های ESG، تحلیل بازار و مدل های بهینه سازی کوانتومی به صورت یکپارچه مورد استفاده قرار می گیرند. چارچوب پیشنهادی از مجموعه ای از عامل های هوشمند شامل عامل تحلیل ESG، عامل تحلیل بازار، عامل ارزیابی ریسک، عامل تصمیم گیری و عامل بهینه سازی کوانتومی تشکیل شده است. این عامل ها با همکاری یکدیگر به جمع آوری اطلاعات، تحلیل شرایط بازار، تخصیص دارایی و بازتنظیم پرتفوی می پردازند. نتایج نظری پژوهش نشان می دهد که استفاده همزمان از Agentic AI و الگوریتم های کوانتومی می تواند موجب افزایش بازدهی، کاهش ریسک و بهبود عملکرد پایداری پرتفوی شود.
۱۷۹۴.

کاربرد هوش مصنوعی مولد در طراحی سناریوهای بحران مالی و تحلیل تاب آوری سازمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۶
افزایش پیچیدگی و عدم قطعیت در نظام های مالی مدرن، نیاز به ابزارهای تحلیلی پیشرفته برای شبیه سازی شرایط بحرانی و ارزیابی تاب آوری سازمانی را بیش از پیش افزایش داده است. روش های سنتی سناریونویسی معمولاً بر مفروضات ایستا، قضاوت خبرگان و ناتوانی در مدل سازی روابط غیرخطی در محیط های اقتصادی پیچیده استوار هستند. در این میان، هوش مصنوعی مولد به عنوان رویکردی نوین و تحول آفرین، امکان تولید سناریوهای پویا، داده محور و چندبعدی از بحران های مالی را فراهم کرده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی کاربرد هوش مصنوعی مولد در طراحی سناریوهای بحران مالی و تحلیل تاب آوری سازمانی انجام شده است. روش پژوهش مبتنی بر تحلیل مفهومی و شبیه سازی سناریوهای احتمالی با استفاده از مدل های مولد مانند مدل های زبانی بزرگ و معماری های مبتنی بر تولید داده است. نتایج نشان می دهد که هوش مصنوعی مولد می تواند تنوع سناریوهای بحران را افزایش داده، سوگیری های شناختی در فرآیند تصمیم گیری را کاهش دهد و دقت ارزیابی تاب آوری سازمانی را بهبود بخشد. همچنین سازمان هایی که از این فناوری در مدیریت ریسک و برنامه ریزی استراتژیک استفاده می کنند، در مواجهه با شرایط بحرانی از سرعت بازیابی بالاتر و انعطاف پذیری ساختاری بیشتری برخوردار هستند. یافته ها بیانگر آن است که ادغام هوش مصنوعی مولد با چارچوب های مدیریت ریسک می تواند به ارتقای نظام های پیش بینی بحران و افزایش پایداری سازمانی منجر شود.
۱۷۹۵.

توسعه چارچوب رگ تک هوشمند برای انطباق خودکار مقررات مالی با استفاده از پردازش زبان طبیعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۷
گسترش سریع فناوری های مالی، پیچیده تر شدن محیط های مقرراتی و افزایش حجم الزامات انطباق، چالش های مهمی را برای سازمان های مالی و بانکی ایجاد کرده است. روش های سنتی انطباق مقررات که عمدتاً مبتنی بر بررسی انسانی، سیستم های قاعده محور و فرآیندهای دستی هستند، دیگر توان پاسخگویی به حجم گسترده و پویای قوانین مالی را ندارند. در این میان، رگ تک به عنوان راهکاری نوین مبتنی بر فناوری های دیجیتال برای بهبود و خودکارسازی فرآیندهای نظارتی مطرح شده است. پژوهش حاضر با هدف توسعه یک چارچوب رگ تک هوشمند مبتنی بر پردازش زبان طبیعی برای انطباق خودکار مقررات مالی انجام شده است. این چارچوب با بهره گیری از تحلیل معنایی متون حقوقی، طبقه بندی اسناد مقرراتی و تطبیق سیاست های داخلی سازمان با الزامات قانونی، امکان شناسایی شکاف های انطباقی را فراهم می سازد. در این مدل از روش های پیشرفته یادگیری زبان و معماری های مبتنی بر ترنسفورمر برای پردازش متون پیچیده مقرراتی استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که چارچوب پیشنهادی مبتنی بر پردازش زبان طبیعی قادر است دقت و سرعت تحلیل مقررات را به طور قابل توجهی افزایش دهد. همچنین استفاده از این رویکرد موجب کاهش خطای انسانی، کاهش هزینه های انطباق و افزایش شفافیت در فرآیندهای نظارتی می شود. نتایج نشان می دهد که رگ تک هوشمند می تواند نقش مؤثری در بهبود حکمرانی مالی و کاهش ریسک های مقرراتی ایفا کند.
۱۷۹۶.

طراحی سیستم توصیه گر مالی شخصی سازی شده مبتنی بر رفتارشناسی دیجیتال مشتریان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۷
تحول دیجیتال در صنعت خدمات مالی موجب شده است که رفتار مشتریان در بسترهای آنلاین به یکی از منابع اصلی تولید داده برای تحلیل تصمیم گیری مالی تبدیل شود. در این میان، سیستم های توصیه گر مالی به عنوان ابزارهایی مبتنی بر هوش مصنوعی نقش مهمی در شخصی سازی خدمات مالی، بهبود تجربه کاربری و افزایش کارایی تصمیم گیری سرمایه گذاری ایفا می کنند. با این حال، بسیاری از سیستم های موجود هنوز بر داده های ایستا یا ویژگی های محدود مالی تکیه دارند و کمتر توانسته اند ابعاد رفتاری، شناختی و دیجیتال مشتریان را در فرآیند توصیه گری ادغام کنند. پژوهش حاضر با هدف طراحی یک چارچوب توصیه گر مالی شخصی سازی شده مبتنی بر رفتارشناسی دیجیتال مشتریان انجام شده است. این مطالعه با رویکرد مفهومی تحلیلی و با بهره گیری از ادبیات هوش مصنوعی، یادگیری ماشین و اقتصاد رفتاری، مدلی چندلایه برای تحلیل رفتار مالی کاربران در محیط های دیجیتال ارائه می دهد. در این چارچوب، داده های رفتاری شامل الگوهای کلیک، زمان تعامل، تاریخچه تراکنش ها، تعامل با محصولات مالی و شاخص های روان شناختی دیجیتال استخراج و به عنوان ورودی مدل توصیه گر استفاده می شوند. نتایج تحلیل نظری نشان می دهد که ترکیب رفتارشناسی دیجیتال با الگوریتم های توصیه گر می تواند دقت پیش بینی نیازهای مالی کاربران را افزایش داده و سطح شخصی سازی خدمات مالی را به طور معناداری بهبود دهد. همچنین این رویکرد می تواند به کاهش خطاهای تصمیم گیری سرمایه گذاران خرد و افزایش کارایی بازارهای مالی کمک کند. در نهایت، پژوهش حاضر چارچوبی نوین برای توسعه نسل جدید سیستم های توصیه گر مالی ارائه می دهد که در آن داده های رفتاری و الگوریتم های هوشمند به صورت یکپارچه در خدمت تصمیم سازی مالی قرار می گیرند.
۱۷۹۷.

تأثیر به کارگیری فناوری های مالی بر بازده سرمایه گذاری کسب و کاری های متوسط و کوچک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۸
کسب وکارهای متوسط کوچک و متوسط که معمولاً با محدودیت منابع روبه رو هستند، به روش های نوینی برای عبور از چالش های پیش روی خود نیازمندند. فناوری های نوین به عنوان یک فرصت برای تاب آوری هرچه بیشتر این فناوری ها عمل کرده و اهمیت بسیار زیادی دارند. فین تک مجموعه ای از این فناوری های نوین است که در راستای بهبود انواع خدمات مالی تنظیم شده است. این تحقیق با استفاده از داده های شرکت های فناوری مالی در کشور، تأثیر فناوری مالی بر بازده سرمایه گذاری کسب وکارهای دارای اندازه ی کوچک و متوسط را مورد بررسی قرار می دهد. نتایج نشان می دهد که رشد و توسعه ی فناوری مالی می تواند به صورت معناداری بازده سرمایه گذاری کسب وکارهای کوچک و متوسط را تحریک کند و برانگیزاند. این نتایج بعد از انجام مجموعه ای از آزمون های پایدار و قدرتمندی، به صورت استوار و نیرومند کماکان باقی می ماند که تعویض متغیرهای وابسته جایگزین، کنترل نمودن اثرات ثابت شرکت، کنترل کردن اثرات ثابت متنوع زمانی و استفاده از روش متغیر ابزاری و روش های تفاوت در تفاوت، جزء آن است. تجزیه وتحلیل نشان می دهد که فناوری مالی محدودیت های سرمایه گذاری کسب وکارهای کوچک و متوسط را کاهش می دهد و این کار را از طریق کاهش عدم تقارن اطلاعاتی بین مؤسسات مالی و کسب وکارهای کوچک و متوسط انجام می دهد، بنابراین، بازده سرمایه گذاری آن ها را بهبود می بخشد. به علاوه، تجزیه وتحلیل ناهمسانی نشان می دهد که تأثیر فناوری مالی بر سرمایه گذاری کسب وکارهای کوچک ومتوسط در کسب وکارهای خصوصی در مقیاس کوچک، صنایعی که فاقد رقابت هستند، سازمان های که دارای فرآیند بازاری شدن کند و آهسته هستند، چشم گیرتر و بارزتر است. به علاوه، این یافته ها اهمیت کاربردی مهمی دارند که به شکل پیشنهادات سیاستی و روش انجام کار برای تحریک و برانگیختن ترکیب فناوری مالی و اقتصاد داخلی عمل می نمایند.
۱۷۹۸.

فهم فرایند شکل گیری تفکر نقادانه در دانشجویان پردیس فارابی دانشگاه تهران: یک مطالعه کیفی با رویکرد نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۷
در نظام های آموزشی سراسر دنیا، انگاره آموزش تفکر در سطوح عا لی تر از یک سو و استفاده از مطالب درسی به عنوان ابزاری برای تفکر از سوی دیگر سبب شده است تا تفکر نقادانه به عنوان یک مفهوم بنیادین و یک آرمان آموزشی مطرح شود. از این رو، انجام پژوهش به منظور فهم فرایند شکل گیری تفکر نقادانه از اهمیت به سزایی برخوردار است. به این منظور، پژوهش حاضر با هدف ارائه الگو تبیین کننده تفکر نقادانه در دانشجویان پردیس فارابی دانشگاه تهران با استفاده از نظریه داده بنیاد انجام شده است. روش پژوهش به صورت کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد بود و برای بررسی روایی و پایایی پژوهش، از سه معیار کرسول و میلر استفاده شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه های نیمه ساختار یافته استفاده شد و تحلیل اطلاعات با روش استراوس و کوربین انجام گرفت. در این راستا، در مرحله اول تعداد 25 مصاحبه عمیق با دانشجویان پردیس فارابی دانشگاه تهران انجام شد. حاصل این مصاحبه ها، مجموعه ای از مضامین اولیه بود که در فرایند کدگذاری باز، گردآوری و از درون آنها مقوله هایی استخراج شد. سپس در مرحله کدگذاری محوری، پیوند میان این مقوله ها ذیل عنوان های شرایط علّی، پدیده محوری، راهبردها، عوامل زمینه ای، شرایط مداخله گر و پیامدهای تفکر نقادانه دانشجویان در قالب پارادایم کدگذاری محوری تعیین شد. در ادامه و در مرحله کدگذاری انتخابی نیز، سیر داستان ترسیم شد. در این پژوهش، مقوله محوری با عنوان پویایی های ذهنی بروز کرده و شرایط علّی اثر گذار بر تفکر نقادانه نیز به دو دسته کلی عوامل فردی و عوامل غیر فردی تقسیم شد. عوامل مداخله گر شناسایی شده، به دو دسته کلی فضای پذیرش افراد نقاد در مراکز علمی و فضای پذیرش افراد نقاد در جامعه تقسیم می شوند. براساس نتایج، عوامل زمینه ای شامل «رتبه دانشگاه، جو مدیریتی محل تحصیل و فرهنگ خانوادگی» و همچنین، پیامدها عبارت از «پیامدهای مترتب بر فرد و پیامدهای مترتب بر دیگران» بوده است.
۱۷۹۹.

گسست و هم ترازی در کشورداری: بررسی پیوندهای سه گانه حکمرانی، اداره عمومی و عملیات(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۱
دولت های معاصر با معمای ساختاری «تقاضای فزاینده و ظرفیت ناکافی» مواجه اند؛ شکافی که ریشه در ناهماهنگی سه لایه حکمرانی، اداره عمومی و عملیات دارد. این نوشته چارچوبی یکپارچه برای فهم کشورداری به مثابه نظامی بهم پیوسته ارائه می دهد که در آن هم ترازی شناختی، زمانی و نهادی میان سطوح سه گانه، شرط اثربخشی است. با رویکرد تحلیلی- مفهومی و بسط مفهوم «گسست نهادی» نشان می دهد تورم اهداف در حکمرانی، فلج ترجمه در اداره عمومی و انحراف عملیاتی، به تدریج در چرخه ای خودتقویت کننده، ناکامی را نهادینه می کنند. تجربه ایران نیز نمونه ای آموزنده از این الگوست: تورم راهبردی، تغییرات مکرر ساختاری و انسداد بازخورد، کشورداری را به «گسست نسبی نهادینه شده» دچار کرده است. برای بازسازی، باید از اصلاحات بخشی به اصلاحات سیستمی گذشت: اولویت بندی واقع بینانه، تقویت ظرفیت میانجی گری اداری، توانمندسازی عملیات و نهادینه سازی بازخورد دوطرفه. کشورداری پروژه ای تمام نشدنی است که هر نسل باید پیوند میان «جهت دهی»، «سازمان دهی» و «تحقق» را بازسازی کند تا دولت بتواند مسئولانه، پاسخ گو و یادگیرنده بماند.
۱۸۰۰.

ارائه الگوی شایستگی استراتژیک مدیران ارشد صنعت پتروشیمی با استفاده از روش K-means (مطالعه موردی: شرکت پتروشیمی نوری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۶
با توجه به چالش های متعددی که صنایع پتروشیمی امروزه با آن مواجه هستند، از جمله فناوری های نوین، تحریم ها و مسائل تولید، برنامه ریزی استراتژیک به یکی از ابزارهای کلیدی برای تقویت این صنایع در عرصه رقابت های ملی، منطقه ای و بین المللی تبدیل شده است. شایستگی و توانمندی مدیران ارشد در طراحی و اجرای برنامه های استراتژیک نقشی حیاتی در موفقیت سازمان ها ایفا می کند. این پژوهش با هدف شناسایی شایستگی های استراتژیک مدیران ارشد و کارکنان شرکت پتروشیمی نوری، به منظور تحقق اهداف استراتژیک در صنایع پتروشیمی، انجام شده است. این مقاله در پاسخ به سوال از علت اصلی موفقیت شرکت پتروشیمی نوری، فرضیه وجود شایستگی های استراتژیک در مدیران این شرکت را مطرح می سازد. در این تحقیق با استفاده از روش تحلیل مضمون، شایستگی های استراتژیک مدیران این شرکت در پنج بعد شامل دانش، مهارت، تجربه، نگرش و ویژگی های شخصیتی شناسایی و در 10 مولفه اصلی و 53 مولفه فرعی دسته بندی شدند. سپس این مولفه ها با استفاده از طیف رتبه بندی پنج وجهی لیکرت ارزیابی شدند. نتایج پژوهش نشان داد که در بسیاری از این مولفه ها مدیران این شرکت رتبه 5 را کسب شده است. از این رو، این شرکت می تواند به عنوان الگویی برای سایر مجتمع های پتروشیمی در ایران و حتی جهان مطرح شود. همچنین، استفاده از تجربه و دانش این مدیران توانمند در قالب جلسات آموزشی، می تواند به افزایش بهره وری در سایر مجتمع های پتروشیمی کشور کمک شایانی کند

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان