Cultural tourism is the cornerstone of understanding the cultures of nations. This form of tourism facilitates cultural exchange and plays an undeniable role in the development of international relations. This research, which is applied in purpose and descriptive-analytical in method, based on both documentary and field studies, aims to explore the effects of cultural heritage tourism on strengthening friendly relations between nations and promoting global peace. The Golestan and Saadabad Palaces in Tehran were selected as the case study, and the tourists visiting these two palaces were chosen as the research sample. The field data for the study were collected through a researcher-designed questionnaire, based on variables related to cultural heritage tourism, tangible and intangible heritage, and global peace. Due to the unclear definition of the statistical population, the sample size was determined using Cochran's formula, resulting in a sample of 321. However, 273 complete and valid questionnaires were collected. SPSS software was used for data processing, and Pearson correlation tests were employed for data analysis. The results indicate that cultural heritage tourists play a significant role in enhancing friendly relations and contributing to a peaceful global environment. This role is attributed to the tourists' familiarity with cultural heritage and the modification of pre-existing attitudes. Most tourists acknowledged the transformation of their previously ambiguous and sometimes hostile attitudes into a friendly and amicable atmosphere.
Purpose: Sometimes the performance of a process is better analyzed by panel data rather than measurements on only a time series. When a change manifests itself in the cross-section(s) of panel data, detection of the real-time change corresponding to the panel data leads practitioners to identify the responsible factor(s) that affected the distribution of the panel. This invaluable time analysis is referred to as the change point. This paper proposes a new effective method to identify the change point of the panel data case.Design/methodology/approach: Considering cross-sectional time series, the identification of the change point of panel data has been evaluated. Two real cases have been studied to analyze the performance of the proposed method.Findings: The comparative numerical performance analysis of different simulated cases indicates that the proposed method is more effective compared to the methods proposed in the literature.Practical implications: The investigation of two real case studies in this paper addresses that the proposed method allows practitioners to use the proposed applied approach for analyzing different real panel cases.
این تحقیق به بررسی مدل های تصمیم گیری کوانتومی در مدیریت استراتژیک و نقش آن ها در مقابله با عدم قطعیت های سازمانی پرداخته است. در دنیای پیچیده و متغیر امروز، مدل های سنتی تصمیم گیری قادر به تحلیل دقیق و بهینه وضعیت های پیچیده و مبهم نیستند. مدل های کوانتومی، با استفاده از اصول نظریه کوانتوم، به تحلیل هم زمان گزینه ها و وضعیت های مختلف پرداخته و به مدیران این امکان را می دهند که تصمیمات استراتژیک بهتری در شرایط عدم قطعیت اتخاذ کنند. این تحقیق با استفاده از روش تحلیل مضمون، مضامین اصلی و کدهای فرعی مرتبط با کاربرد مدل های کوانتومی در مدیریت استراتژیک را شناسایی کرده و آن ها را در پنج طبقه اصلی طبقه بندی کرده است. نتایج نشان می دهد که این مدل ها می توانند به طور مؤثری به مدیران در تحلیل ریسک ها، پیش بینی آینده و اتخاذ تصمیمات مبتنی بر داده های پیچیده کمک کنند. همچنین، چالش ها و موانع پیاده سازی این مدل ها در سازمان ها نیز شناسایی شده است. در نهایت، پیشنهادات کاربردی برای بهبود استفاده از مدل های کوانتومی در تصمیم گیری های استراتژیک ارائه شده است.
شتاب دهنده ها به عنوان یکی از مهم ترین اجزا زیست بوم نوآوری و کارآفرینی، نقشی اساسی در توسعه کسب وکارهای نوپا و نوآفرین ها (استارتاپ ها) ایفا می کنند. با گذشت بیش از یک دهه از فعالیت شتاب دهنده ها در ایران، عملکرد و تأثیرگذاری آنها به یکی از دغدغه های مهم در حوزه سیاستگذاری نوآوری و کارآفرینی تبدیل شده است. با وجود تلاش های دولت و نهادهای حامی توسعه علمی و فناوری کشور برای تقویت نقش شتاب دهنده ها، برخی از چالش های اساسی ازجمله کمبود منابع مالی، ضعف در شبکه سازی با صنعت و عدم دسترسی به نیروی انسانی متخصص همچنان پابرجاست. در این پژوهش، از طریق رویکردی کیفی و بر اساس مصاحبه های عمیق با خبرگان زیست بوم نوآوری و شتاب دهنده ها، به بررسی چالش های پیش روی شتاب دهنده های نوآوری و کسب وکار ایرانی پرداخته شده است و در ادامه راه کارهای مدیریتی و سیاستی برای بهبود و ارتقا عملکرد شتاب دهنده ها ارائه شده است. جامعه مورد مطالعه را مدیران شتاب دهنده های نوآوری و کسب وکار ایرانی و مدیرانی در زمینه ساماندهی و پشتیبانی از شتاب دهنده ها تشکیل می دهند و نوع نمونه گیری غیراحتمالی و هدفمند است. بر اساس کاربست روش تحلیل مضمون، چالش های پیش روی شتاب دهنده ها در سه سطح خرد (شتاب دهنده ها)، سطح میانی (زیست بوم نوآوری) و سطح کلان (عوامل اقتصادی، اجتماعی و ...) شناسایی شدند. درنهایت، راه کارهای سیاستی و مدیریتی برای رفع چالش ها و بهبود عملکرد شتاب دهنده ها به ترتیب در سطح زیست بوم نوآوری و در سطح شتاب دهندها ارائه شده است.
مقدمه و اهداف: صنعت برق بخش مهمی از اقتصاد کشور را تشکیل می دهد. بنابراین، بروز اختلال در زنجیره تأمین این صنعت منجر به از بین رفتن منافع اقتصادی و کاهش توان رقابتی صنایع وابسته به این حوزه می شود. تحلیل ساختار صنعت برق نشان داده که عدم وجود روابط صحیح بین نهادهای مرتبط با تأمین کالاو تجهیزات، منجر به ایجاد اختلال در زنجیره تأمین برق می شود. از سوی دیگر، شرایط خاص سیاسی و اقتصادی کشور، وجود بلایای طبیعی و سطح بالای تغییرات در منطقه خاورمیانه تاثیرات قابل توجهی بر روی افزایش عدم قطعیت در سطوح مختلف زنجیره تأمین این حوزه گذاشته است. با توجه به عدم قطعیت بالا در تأمین قطعات این صنعت، در این پژوهش به ارائه مجموعه ای از سناریوهای بازپرسازی کالا در نهادهای زنجیره تأمین کنندگان تجهیزات این حوزه پرداخته شد. روش ها: برای این منظور، یک مدل احتمالی چهار حلقه ای شامل تأمین کننده، توزیع کننده، خرده فروش و مشتری برای حداقل نمودن هزینه کل موجودی و نسبت تقاضای برآورده نشده مشتریان بر اساس سیاست (R,Q) ارائه گردید. همچنین از طریق جستجو در اسناد و مدارک سازمانی، مصاحبه با خبرگان صنعت و استفاده از نرم افزار مدیریت انبار داده های مدل جمع آوری شد و سپس با استفاده از طراحی آزمایشات مجموعه جواب اولیه برای الگوریتم تکاملی تفاضلی فراهم گردید و بر اساس این الگوریتم فراابتکاری، مقادیر مختلف نقطه سفارش مجدد و مقدار سفارش تعیین و با بکارگیری روش شبیه سازی مقادیر اهداف مدل تخمین زده شد و مجموعه راه حل ها در نمودار پارتو نشان داده شد. یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد که افزایش متوسط سطح موجودی انبارهای خرده فروشان منجر به کاهش نسبت تقاضای برآورده نشده مشتریان می گردد که این در زمان بالابودن مقادیر نقطه سفارش مجدد دو خرده فروش صورت می گیرد؛ ولی با توجه به تابع احتمالی تقاضای مشتریان، مقدار سفارش می تواند مقادیر متفاوتی را بگیرد. از طرفی، کاهش هزینه های سفارش دهی و انبار منجر به افزایش تقاضای برآورده نشده مشتریان می شود، به عبارت دیگر، زمانی که مقادیر نقطه سفارش مجدد کالا و مقدار سفارش پایین باشد منجر به کاهش موجودی انبار و افزایش نارضایتی مشتریان می گردد. الگوریتم تکاملی تفاضلی بکار رفته در این پژوهش منجر به سرعت بخشیدن در یافتن راه حل و افزایش کارآمدی مدل شده است. این الگوریتم مقادیر بین سطوح بالا و پایین نقطه سفارش مجدد و مقدار سفارش را در نظر گرفته که مقادیر تابع هدف متعددی را نشان داده است. استفاده از روش شبیه سازی برای تخمین توابع اهداف احتمالی بکار رفته در مدل منجر به افزایش سرعت اجرای سناریوهای متعدد گردیده که در کاهش هزینه و زمان اجرای مدل کمک نموده است.نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش، آن دسته از تجهیزات الکتریکی دارای سطح نوآوری بالا می بایست نقطه سفارش مجدد پایین و مقدار سفارش بالایی در زنجیره تأمین این صنعت داشته باشد؛ زیرا با توجه به طول عمر کوتاه محصول در طول زنجیره منسوخ و مستهلک گردیده و فاقد تقاضای مشتری خواهد شد و در نتیجه باعث افزایش هزینه زنجیره می گردد. نتایج محاسباتی این پژوهش نشان داد که افزایش 105 درصدی کالاهای موجود در انبار منجر به افزایش 104 درصدی سطح رضایت مشتریان و کاهش 95 درصدی هزینه فروش ازدست رفته خواهد شد؛ ولی با توجه به هزینه بالای خرید و حجم زیاد محصول در هنگام سفارش می بایست سناریوی متناسب با شرایط مالی و ظرفیت انبار نهادهای زنجیره را انتخاب نمود.
در این مقاله رویکردهای مطرح تهیه ره نگاشت با شاخص های شفافیت کل گرایی ارزیابی شده اند. نشان داده شده است که کل گرایی و در نظر گرفتن نقش همه عناصر اصلی یک حوزه کسب وکار در تهیه ره نگاشت در کاهش چالش های تهیه ره نگاشت تأثیر مستقیم دارد. ازاین رو شناخت رویکردهایی که بیشترین توجه را به شفافیت در کل گرایی دارند می تواند در انتخاب بهترین رویکرد تهیه ره نگاشت مؤثر باشد. برای این منظور ابتدا شاخص های مناسب سنجش کل گرایی در گروه کانونی استخراج شد. این شاخص ها در پنل خبرگی به آزمون روایی گذاشته شد و تأیید شد. سپس با روش تحلیل محتوا و رویکرد تطبیقی سیزده روش تهیه ره نگاشت مورد ارزیابی قرار گرفت. این ارزیابی نشان می دهد شاخص شفافیت نقش سیاست گذار در تهیه ره نگاشت همواره یک شاخص مغفول بوده است. رویکرد کاپل و رویکرد بسته توسعه فناوری با شفافیت 71 درصدی شاخص های کل گرایی مناسب ترین رویکردهای شناخته شده برای ره نگاشت حوزه کسب وکار هستند. رویکرد بهبودیافته تی پلن تنها 57% شفافیت ایجاد می کند و در تهیه ره نگاشت برای حوزه کسب وکار مناسب نیست. رویکرد ایرانی ای پلن که با هدف کاهش چالش های تهیه ره نگاشت در حوزه کسب وکار و بر اساس شفاف سازی نقش عناصر اصلی حوزه کسب وکار طراحی شده است، کامل ترین شفافیت را در شاخص های کل گرایی دارد. الگوی ای پلن تابه حال در تهیه ره نگاشت حوزه های گوناگون کسب وکار دفاعی و غیر دفاعی ازجمله ره نگاشت ترابری هوشمند جاده ای مورداستفاده قرارگرفته است و توانمندی خوبی از خود نشان داده است.
پژوهش حاضر با هدف رابطه کیفیت سیستم های گزارشگری مالی (FRSQ) و سرمایه گذاران نهادی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادارا تهران صورت پذیرفت. روش پژوهش این تحقیق از نظر ماهیت و محتوا از نوع همبستگی بود، که با استفاده از داده های ثانویه مستخرج از صورت های مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به تحلیل رابطه همبستگی پرداخت. روش حداقل مربعات خطی (اثرات ثابت یا تصادفی) چارچوب آزمون فرضیه ها و علت استفاده از روش همبستگی کشف روابط همبستگی بین متغیرها بود. جامعه آماری این پژوهش، کلیه شرکت های بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1393 تا 1401 بود.
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر شایعه سازی هدفمند بر شهرت شخصی با توجه به نقش میانجی شبکه سازی سیاسی و تعدیلگر جاه طلبی منفی اجرا شده است.روش: این تحقیق از نظر هدف کاربردی و به لحاظ شیوه گردآوری و تحلیل داده توصیفی از نوع میدانی علّی است. جامعه آماری را کارکنان شاغل در استانداری ایلام و واحدهای تابعه تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی بر اساس سطح سازمانی تعداد 420 نفر به عنوان نمونه تحقیق تعیین شدند. ابزار اصلی گردآوری داده ها پرسشنامه بود که بعد از توزیع و جمع آوری آن تعداد 318 پرسشنامه قابل تجزیه و تحلیل وارد محیط نرم افزار Smart PLS نسخه 2 شد.یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد شایعه سازی هدفمند بر شهرت شخصی و شبکه سازی سیاسی تأثیر معنادار و مثبت دارد. همچنین، شبکه سازی سیاسی اثر معنادار و مثبتی بر شهرت شخصی می گذارد و شایعه سازی هدفمند از طریق شبکه سازی سیاسی بر شهرت شخصی اثر غیر مستقیم و مثبت دارد. سرانجام مشخص شد جاه طلبی منفی اثر شایعه سازی هدفمند بر شهرت شخصی را افزایش می دهد.نتیجه: این تحقیق، ضمن معرفی استراتژی شایعه سازی هدفمند در سپهر دانش مدیریت رفتار سازمانی، به مدیران وزارت کشور نسبت به این ترفند سیاسی در جهت ساخت شهرت شخصی پیش برنده و توسعه شبکه های سیاسی پیرامون هشدار می دهد.
طی سال های اخیر تأکید بر ظرفیت های اجتماع محور به عنوان یکی از رویکردهای مهم تاب آوری جوامع در شرایط بحران، مورد توجه بسیاری از صاحب نظران و محققان قرار گرفته است. بنابراین پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر تاب آوری مبتنی بر ظرفیت های اجتماع محور در شرایط بحران و ارائه الگویی در این زمینه با استفاده از روش فراترکیب انجام شده است. با توجه به جهت گیری پژوهش می توان آن را در زمره پژوهش های کاربردی با ماهیت اکتشافی قرار داد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مقالات منتشرشده در پایگاه های علمی داخلی و خارجی در محدوده زمانی 2000 تا 2023 بود، که درنهایت 56 پژوهش که ارتباط نزدیکی با موضوع مورد مطالعه داشتند به عنوان نمونه انتخاب و با تحلیل محتوای آن ها ابعاد و کدهای الگوی موردنظر استخراج شدند. براساس یافته های پژوهش، 66 شاخص و 18 مؤلفه در سه دسته «عوامل سازمانی»، «عوامل گروهی» و «عوامل فردی» به عنوان عوامل مؤثر بر تاب آوری مبتنی بر ظرفیت های اجتماع محور در شرایط بحران شناسایی و برچسب گذاری شدند. نتایج نشان داد که این سه دسته عامل می توانند به طور همزمان در هر یک از مراحل سه گانه قبل، حین و پس از بحران بر تاب آوری جوامع تأثیرگذار باشند و به میزان قابل توجهی اثرات منفی ناشی از وقوع بحران را کاهش دهند.
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی سودمندی استفاده از سیستم تولید چابک بر عملکرد مالی و عملیاتی شرکت های قطعه سازی خودرو در استان سمنان است. با توجه به اینکه احتمال می رفت استراتژی های خرید به هنگام و تولید به هنگام از عواملی باشند که باعث بهبود سیستم تولید چابک می شوند، لذا این دو متغیر نیز در مدل تحقیق مد نظر قرار گرفتند. بخشی از داده های پژوهش حاضر مانند نسبت های مالی، از صورت های مالی شرکت های مزبور استخراج شد و بخشی دیگر از داده ها به روش پیمایشی جمع آوری گردید. به دلیل پیچیدگی مدل به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، از روش حداقل مربعات جزئی به کمک نرم افزار Smart Pls استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد استراتژی خرید به هنگام اثری مستقیم و معنی دار بر چابکی تولید دارد اما استراتژی تولید به هنگام اثر معنی داری بر چابکی تولید ندارد. ضمناً نتایج مؤید اثر معنی دار و مستقیم چابکی تولید بر عملکرد مالی و عملکرد عملیاتی شرکت های مورد مطالعه است.
سازمان های امروزی برای رهایی و غلبه بر تغییرات و چالش هایی محیطی نیازمند توانایی جهش سازمانی هستند که از طریق هفت مهارت کوانتومی (دیدن کوانتومی، تفکر کوانتومی، احساس کوانتومی، دانش کوانتومی، عمل کوانتومی، وجود کوانتومی و اعتماد کوانتومی) محقق می شود. از آنجا که فرهنگ سازمانی به منزله موتور و نیروی محرکه ای است که از نوع خاصی از فعالیت و مهارت های کارکنان حمایت می کند. برای ترویج و حمایت از این مهارت ها باید فرهنگ سازمانی متناسب با آن شناسایی و تدوین گردد. پژوهش حاضر از نظر هدف توسعه ای و رویکرد پژوهش بر مبنای پارادایم پراگماتیسم است. نظر به اینکه طراحی مدل های پیچیده، مانند مدل فرهنگ جهش سازمانی، نیازمند درک عمیق از بافت فرهنگی و سازمانی است از روش کیفی و استراتژی روایت پژوهی استفاده شده است. 47 روایت با روش نمونه گیری هدفمند تدوین شد. برای جمع آوری داده ها از روش مصاحبه نیمه ساختارمند استفاده شد. داده ها در نرم افزار maxqd کدگذاری گردید. نتایج حاصل نشان داد پنج خرده فرهنگ شامل: 1- فرهنگ رصد و پایش تعالی هنده عملکرد در پرتو دیدن کوانتومی 2- فرهنگ تدبیر اندیشی آینده کاوانه در راستای تفکر کوانتومی 3- فرهنگ خود تعالی و خود ارتقابخشی (خود آفرینی) در امتداد دانش و احساس کوانتومی 4- فرهنگ شایسته سالاری و به گزینی در پرتو عمل کوانتومی 5- فرهنگ وفاق و خوش زیستی در سایه وجود و اعتماد کوانتومی، از جهش سازمانی حمایت می کند. برای تقویت فرهنگ سازنده جهش سازمانی باید به این پنج خرده فرهنگ تقویت گردد.
تاب آوری سازمانی یکی از مهمترین الزامات دستیابی به حفظ بقا و موفقیت پایدار در محیط رقابتی امروز است. یکی از اثربخش ترین ابزارهای نیل به این هدف؛ شفافیت سازمانی می باشد. هدف پژوهش حاضر، تعیین تعامل شفافیت سازمانی و تاب آوری سازمانی با نقش دوستی در محل کار است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-پیمایشی می باشد. جامعه آماری، کارکنان رسمی، قرارداد مستقیم و ارکان ثالث در شرکت گاز شهر اصفهان به تعداد 300نفر هستند امّا حجم نمونه با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای- تصادفی، 270نفر انتخاب گردید. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته است. پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ، روایی سازه آن از طریق تحلیل عاملی تاییدی و نیز روایی محتوای آن طبق دیدگاه صاحب نظران حوزه مربوطه تایید شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار استنباطی و نرم افزار SPSS و برای الگوسازی معادلات ساختاری از نرم افزار AMOS20 استفاده شده است. بر اساس نتایج، بین شفافیت سازمانی و تاب آوری سازمانی ارتباط مثبت و معنادار وجود دارد. یافته ها وجود نقش میانجی دوستی در محل کار را در رابطه بین شفافیت سازمانی و تاب آوری سازمانی تایید کرد. یعنی با افزایش میزان شفافیت در سازمان، تاب آوری سازمانی ارتقاء خواهد یافت و در این میان، پدیده دوستی در محل کار نقش میانجی ایفا خواهدکرد. این نتایچ می تواند مدیران را در تعیین راهبردهایی جهت افزایش شفافیت سازمانی و دوستی در محل کار که منجر به بروز و تقویت پدیده تاب آوری سازمانی با هدف بهره مندی از مزایای بی شمار آن می گردد، کمک نماید.
مدیران سازمان ها برای رویارویی موفق با تغییرات بنیادی محیط سازمان های خود بایستی از آگاهی ها و مهارت های کافی برخوردار باشند و برای این کار آموزش یکی از مهم ترین پشتوانه ها محسوب می شود. سازمان های موفق نه تنها به آموزش به دیده هزینه زائد نمی نگرند، بلکه برای ارتقای قابلیت های منابع انسانی و کسب مزیت رقابتی بر آن تمرکز دارند. آموزش اثربخش در گرو نیازسنجی آموزشی مناسب است. روش های گوناگونی برای نیازسنجی آموزشی در سازمان ها معرفی و ارائه شده است. منشأ اصلی این تنوع، نخست روش های گوناگون در گردآوری و تحلیل داده ها و دوم، مرجع تشخیص نیازهای آموزشی است. در هر حال، اجماع بر این است که یک روش نیازسنجی مطلوب، در عین رعایت دقت نظر و سنجش، عاری از پیچیدگی غیرکارکردی است. بر این اساس، پژوهش حاضر به معرفی روشی ترکیبی از خودارزیابی آموزشی و آنتروپی شانون در نیازسنجی آموزشی مدیران پرداخته که در قالب مطالعه ای موردی در 17 شرکت شهرک صنعتی رفسنجان برای 172 نفر از مدیران ارشد و میانی این سازمان ها اجرا شده است. از خودارزیابی آموزشی برای گردآوری نیازهای آموزشی و از آنتروپی شانون برای تحلیل آنها به منظور تعیین ضرایب اهمیت و در نتیجه اولویت بندی نیازهای آموزشی استفاده شد. نتایج پژوهش به شناسایی خزانه ای از نیازهای آموزشی مدیران انجامید که پس از تعیین ضرایب اهمیت، به ترتیب اولویت چینش شدند.
کیفیت تصمیم گیری مدیران، سهامداران و سایر استفاده کنندگان از اطلاعات مالی و حسابداری، وابسته به اطلاعات به دست آمده از کیفیت اطلاعات داخلی است. در این راستا پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین کیفیت اطلاعات داخلی شرکت و همزمانی قیمت سهام می پردازد. در مسیر انجام این پژوهش، 146 شرکت از طریق نمونه گیری هدفمند برای دوره زمانی 9 ساله بین 1391 تا 1399 انتخاب شده و داده های مربوط به متغیرهای پژوهش بعد از گردآوری با الگوی رگرسیون چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. این پژوهش از لحاظ طبقه بندی پژوهش بر مبنای هدف، از نوع کاربردی، از لحاظ طبقه بندی بر حسب روش، از نوع توصیفی و از میان انواع پژوهش های توصیفی، از نوع همبستگی می باشد. رویکرد این پژوهش، پس رویدادی (استفاده از داده های رویدادهای گذشته) است. به منظور آزمون فرضیه ها، روش رگرسیون چند متغیره بکارگرفته شده است. برای آزمون فرضیه های پژوهش از تحلیل رگرسیون خطی چند متغیره براساس داده های تابلویی و رگرسیون تعمیم یافته استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد بین کیفیت اطلاعات داخلی شرکت و همزمانی قیمت سهام رابطه مستقیم وجود دارد.
مقدمه و هدف: بررسی میزان اثربخشی مدارس دوره ابتدایی از منظر مبانی نظری سند تحول بنیادین آموزش وپرورش و ارائه الگوی مطلوب در استان قزوین انجام شده است.روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر با توجه به هدف و ماهیت تحقیق از نوع روش آمیخته (کیفی، کمی) است، در بعد کیفی، از روش تحقیق تحلیل محتوا با رویکرد استقرایی استفاده شده، و گویه های اثربخش از متن سند تحول بنیادین آموزش وپرورش از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی، شناسایی و احصا شد .در بعد کمی از روش تشریحی و توصیفی پیمایشی استفاده شده، جامعه آماری شامل کلیه مدیران، راهبران آموزشی- تربیتی مدارس ابتدایی و کارشناسان حوزه معاونت آموزش ابتدایی اداره کل و مناطق 14 گانه استان قزوین بود. حجم نمونه در این پژوهش 300 نفر با روش طبقه ای نسبتی و بصورت تصادفی با استفاده از فرمول کوکران تعیین گردید. ابزار پژوهش، 2 پرسشنامه محقق ساخته 99 سؤالی 5 عاملی لیکرت استفاده شده است. در بخش کمی از آلفای کرونباخ برای نرمال بودن داده ها و برای پایایی آزمون نیکویی برازش کلموگروف اسمیرنف و روایی مدل اندازه گیری از تحلیل عاملی تائیدی با آزمون t در نرم افزار SPSS از تحلیل مدل یابی معادلات ساختاری برای برآورد اعتبار الگوی ارائه استفاده شده است.یافته ها: در بخش کیفی نتایج نشان داد تمام مؤلفه های استخراج شده اثربخش می باشند. در بخش کمی نتایج بیانگر این است که برای تمامی مؤلفه ها آماره t با سطح معنی دار 0001/0 تفاوت معنی داری با سطح متوسط 3 دارد. از آنجا که، میانگین مؤلفه های راهبری و مدیریت تربیتی 39/4، برنامه درسی 36/4، تربیت معلم و تأمین منابع انسانی 57/4، تأمین و تخصیص منابع مالی 68/4، تأمین فضا، تجهیزات و فن آوری 56/4، مؤلفه پژوهش و ارزشیابی 56/4 بیشتر از سطح متوسط 3 می باشد. لذا بیانگر اثر بخشی بالای عوامل شناسایی شده مدارس دوره ابتدایی است.بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که تأمین فضا، تجهیزات و فن آوری، پژوهش و ارزشیابی، تربیت معلم و تأمین منابع انسانی، برنامه درسی، راهبری و مدیریت تربیتی، تأمین و تخصیص منابع مالی دارای بار عاملی مناسب برای پیش بینی الگوی دستیابی به مدارس ابتدایی اثربخش از منظر سند تحول بنیادین آموزش و پرورش می باشند.
مقدمه و اهداف: با وجود ظهور مفاهیمی چون هوشمندسازی محیط کار، تحول دیجیتال و صنعت 4.0 که باعث تغییرات عظیمی در محیط کسب وکار شده است، اما منابع انسانی همچنان ضروری ترین منبع برای پایداری سازمان ها هستند. نکته بسیار کلیدی در مدیریت سازمان های هوشمند، تمرکز بیش از حد مدیران چنین سازمان هایی بر تکنولوژی و غفلت از نقش منابع انسانی است. یکی از مشکلات اصلی سازمان ها در دنیای متحول و به شدت متغیر امروزی، شناسایی عواملی است که می تواند در بروز رفتار شهروندی سازمانی که یکی از پدیده های نوظهور است، تاثیر بگذارد. در حالی که بسیاری از مدیران بر روش های مبتنی بر پاداش مانند افزایش حقوق ماهیانه، ترفیع شغلی و غیره به عنوان عوامل موثر بر بروز رفتار شهروندی تاکید داشته اند، اما تحقیقات جدید نشان می دهد که عوامل روحی-روانی بیش از پاداش بر بروز چنین رفتارهایی تاثیر دارند. این مساله، یکی از مهم ترین چالش ها در سازمان های هوشمند محسوب می شود؛ بدین معنی که مدیران فکر می کنند با فراهم آوردن بسترهای سخت افزاری و نرم افزاری تکنولوژی می توانند باعث تعالی و موفقیت سازمان شوند. این در حالی است که حتی در سازمان های هوشمند نیز کماکان نیروی انسانی عامل اصلی موفقیت/شکست سازمان است. از طرف دیگر ادبیات پژوهش نشان می دهد که تاکنون هیچ تلاشی برای برجسته تر کردن نقش رفتارهای شهروندی در سازمان های هوشمند انجام نشده است و به طور مشخص الگوی خاصی جهت توسعه رفتار شهروندی سازمانی در سازمان های هوشمند انجام نشده است. با این توضیحات و با در نظر گرفتن این شکاف تحقیقاتی عمده، در پژوهش حاضر به طراحی مدل حمایتی سازمانی برای توسعه رفتار شهروندی سازمان های هوشمند پرداخته می شود.روش : این پژوهش از لحاظ فلسفه تحقیق ذیل مطالعات کاربردی (پراگماتیسم) قرار می گیرد. از لحاظ رویکرد پژوهش، یک مطالعه استقرایی است؛ از لحاظ استراتژی، با رویکرد داده بنیاد انجام می شود؛ از لحاظ نوع روش به صورت کیفی و از لحاظ زمانی به صورت مقطعی انجام می شود. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته است. در این پژوهش از رویکرد داده بنیاد استفاده شده است. نظریه داده بنیاد یک روش تحقیق قوی و استقرایی برای کشف نظریه های جدید است. در این روش، محقق با هیچ فرضیه ازپیش تعیین شده ای در مورد نتیجه وارد نمی شود و نگران اعتبار یا توصیف نیست. در عوض، محقق به داده هایی که جمع آوری می کند اجازه می دهد تا تجزیه وتحلیل و ایجاد نظریه او را هدایت کند و منجربه اکتشافات جدید شود. جامعه آماری شامل گروهی از خبرگان حوزه مدیریت دولتی، مدیران سازمان های هوشمند و رفتار شهروندی است. نمونه گیری با استفاده از روش گلوله برفی انجام شده است. نمونه گیری از صاحب نظران در این پژوهش تا زمانی ادامه پیدا کرده که فرایند اکتشاف و تجزیه وتحلیل به نقطه اشباع نظری برسد. در تحقیق حاضر، مصاحبه های نیمه ساختاریافته برای گردآوری داده ها استفاده شده است. پس از انجام مصاحبه با خبرگان و صاحب نظران، مصاحبه ها پیاده سازی و سپس داده های جمع آوری شده تحلیل و ترکیب شده اند. تحلیل داده ها با روش داده بنیاد (گراندد تئوری) و با استفاده از نرم افزار Maxqda انجام شده است.نتایج: براساس نتایج حاصل از تحلیل کیفی شش دسته از عوامل شامل عوامل علی (تعهد مدیریت نسبت به کارکنان، مالکیت روان شناختی، برندسازی داخلی، رهبری اخلاقی و اعتماد سازمانی)، زمینه ای (جو سازمانی حامی رفتار شهروندی)، مداخله گر (بوروکراسی سازمانی)، پدیده محوری (حمایت سازمانی مبتنی بر رفتار شهروندی)، راهبردها (توانمندسازی کارکنان)، و پیامدها (رضایت و پیشرفت شغلی) شناسایی شد. براساس مولفه های شناسایی شده، مدل پارادایمی حمایت سازمانی برای توسعه رفتار شهروندی توسعه داده شد.بحث و نتیجه گیری: براساس نتایج به دست آمده جو سازمانی حامی رفتار شهروندی به عنوان شرایط زمینه ای شناسایی شد. یک محیط کاری مثبت باعث بهبود روحیه کارکنان، حفظ و بهره وری می شود. این به بهتر شدن یک محل کار برای همه کمک می کند. محیط کار این پتانسیل را دارد که به طور قابل توجهی بر روحیه کارکنان، روابط محل کار، عملکرد، رضایت شغلی و سلامت کارکنان تأثیر بگذارد. براساس نتایج به دست آمده، تعهد مدیریت نسبت به کارکنان، مالکیت روان شناختی، برندسازی داخلی، رهبری اخلاقی و اعتماد سازمانی به عنوان عوامل زمینه ای شناسایی شدند. در رابطه با تعهد مدیریت باید عنوان کرد که بروز رفتارهای شهروندی کارکنان نتیجه یک بده بستان بین کارکنان و مدیران است، به شکلی که اگر مدیران نسبت به دغدغه های کارکنان اهمیت نشان دهند در این صورت کارکنان نیز به احتمال بیشتری رفتار شهروندی از خود بروز می دهند. در رابطه با مالکیت روان شناختی باید عنوان کرد که مالکیت روان شناختی وضعیتی است که در آن، فرد به یک هدف یا بخشی از آنکه از نظر ماهیت می تواند مادی یا غیرمادی باشد، احساس مالکیت می کند و می گوید «آن مال من است». در واقع، مالکیت روان شناختی بازنمای تعلق عاطفی و شناختی بین فرد و سازمان است که بر رفتار و ادراک فرد از خود اثر می گذارد. ازاین رو می توان احساس مالکیت روان شناختی را یکی از عوامل موجد رفتار شهروندی سازمانی در نظر گرفت. رهبری اخلاقی نیز شکلی از رهبری است که بر ارزش های اخلاقی چه از سوی مدیران و چه از سوی کارکنان تاکید زیادی دارد. همچنین اعتماد یک عامل اجتناب ناپذیر در شکل گیری رفتارهای شهروندی است؛ به شکلی که در غیاب اعتماد - حتی اگر سایر شرایط محیط نیز مناسب باشد - نمی توان انتظار بروز رفتارهای شهروندی سازمانی را داشت.براساس نتایج کدگذاری ثانویه پژوهش، بوروکراسی سازمانی شامل شاخص های نگرش های منفی مدیران به کارمندمحوری، بی توجهی به استقلال شغلی، عدم حضور کارکنان در تصمیم گیری، رهبری استبدادی، تمرکز اکید بر سلسله مراتب، تمرکز بر روش های سنتی مدیریت، ناکافی بودن اقدامات مدیریت منابع انسانی، کمبود روابط درون سازمانی به عنوان مقوله شرایط مداخله گر در ارائه مدل حمایت سازمانی برای توسعه رفتار شهروندی انتخاب شدند. بوروکراسی - حتی اگر برای پیشبرد فعالیت های سازمان ضروری باشد - به عنوان یک عامل بسیار منفی بر رفتارهای کارکنان عمل می کند؛ زیرا کارکنان پیش از آنکه ابزار و پیچ و مهره ساختار عظیمی به نام سازمان باشند، انسان هستند. براساس نتایج کدگذاری ثانویه پژوهش، توانمندسازی کارکنان شامل ایجاد تناسب میان توانایی و وظیفه محوله، رفع تضاد میان کار و خانواده، تجربه کاری و تسلط داشتن بر حرفه خود، تقویت خودپنداره به عنوان مقوله راهبردها و اقدامات در ارائه مدل حمایت سازمانی برای توسعه رفتار شهروندی انتخاب شدند.رضایت و پیشرفت شغلی به عنوان پیامدهای حمایت سازمانی برای توسعه رفتار شهروندی شناسایی شدند. مفهوم رضایت شغلی بیانگر احساسات و نگرش های مثبتی است که شخص نسبت به شغلش دارد. وقتی گفته می شود که کسی از رضایت شغلی سطح بالایی برخوردار است؛ یعنی به طور کلی، شغلش را دوست می دارد، برای آن ارزش زیادی قائل است و به گونه ای مثبت به آن می نگرد و در مجموع، از احساس خوب و مطلوبی نسبت به آن برخوردار می باشد. در رابطه با شرایط زمینه ای اقداماتی چون ارتباطات درون سازمانی، کارمندمحوری، افزایش مشارکت کارکنان در تصمیمات سازمانی و تجمیع سرمایه اجتماعی پیشنهاد می شود. در رابطه با عوامل علّی، اقداماتی چون مدیریت منابع انسانی برندمحور، افزایش مسئولیت پذیری و پاسخگویی، توسعه و ترویج برنامه های قدردانی و تشویق و افزایش خودآگاهی و بصیرت کارکنان توصیه می شود. در رابطه با پدیده محوری، رعایت ملاحظات شخصی کارکنان، بهبود کیفیت زندگی کاری، تقدیر از رفتارهای فرانقش، ارائه مشاوره، و تقویت سیستم بازخورد توصیه می شود. در رابطه با شرایط مداخله گر، کاهش سلسله مراتب سازمانی و تقویت رهبری مشارکتی توصیه می شود. در رابطه با راهبردها، افزایش اختیارات به کارکنان، تاکید بیشتر بر کار تیمی، تقدیر از ایده های نوآورانه کارکنان و تقویت تصمیم گیری های مشارکتی توصیه می شود. در رابطه با پیامدها، تقویت و به روزرسانی سیستم ارزیابی عملکرد، ترفیع سازمانی براساس عدالت و انصاف و همچنین حمایت بیشتر از ارزش های اخلاقی توصیه می شود.
هدف از مطالعه حاضر، ارائه چارچوبی برای کمال گرایی حسابرس بر اساس رویکرد تحلیل مضمون و مدل سازی بازنمایی سیستمی بود. از طریق مصاحبه با 15 نفر از خبرگان دانشگاهی با تجربه حرفه ای در حوزه حسابرسی در سال 1402 داده های پژوهش جمع آوری گردید. این خبرگان بر اساس روش نمونه گیری هدفمند با رویکرد گلوله برفی انتخاب شدند و انجام مصاحبه ها تا زمان دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. این مطالعه از طریق تحلیل مضمون نسبت به شناسایی مضامین مطالعه از طریق مصاحبه و کدگذاری اقدام نمود. سپس با استفاده از تحلیل دلفی فازی، پایایی ابعاد شناسایی شده مورد تحلیل قرار گرفت تا در نهایت در بخش کمی، جهت تبیین مضامین سازمان دهنده شناسایی شده از تحلیل بازنمایی سیستمی بهره برده شد. نتایج پژوهش حاضر، نشان دهنده ی 2 مضمون فراگیر(کمالگرایی انطباقی حسابرسان و کمالگرایی غیر انطباقی حسابرسان) ،6 مضمون سازمان دهنده(پایبندی به اصول، سازگاری با اهداف، چشم اندازهای رفتاری، نشخوار فکری، خود سرزنشگری در انجام امور حسابرسی و تعیین استانداردهای غیر واقع گرایانه) و 23 مضمون پایه بود. براساس ارزیابی میانگین فاز اول و دوم دلفی، مشخص گردید تمامی ابعاد به دلیل اینکه اختلاف کمتر از 2/0 را داشتند، مورد تأیید قرار گرفتند. یافته های بخش کمی نشان داد، محرک ترین بعد کمالگرایی حسابرسان، چشم اندازهای رفتاری است که محرکی برآمده از الگوی کمالگرایی انطباقی قلمداد می شود. از طرفی محتمل ترین پیامد در کارکردهای الگوی کمالگرایی حسابرسان، پایبندی آنان به اصول و قوانین بهبود دهنده ای می باشد که قادر هستند به صورت فزاینده ای فرایند انجام کارحسابرسان را بهبود بخشند.
هدف: پژوهش فعلی به دنبال مشخص کردن شیوه توسعه رایانش ابری در ایران با رویکرد ملی است. از این رو یک مدل جامع با محوریت موضوع پژوهش طراحی شده که در آن از نظرات خبرگان حوزه مورد بررسی استفاده شده است. مدل نهایی پژوهش برای افرادی که به دنبال متولی گری و تنظیم گری بازار رایانش ابری ایران هستند، پرکاربرد خواهد بود.روش شناسی پژوهش: روش پژوهش مطالعه فعلی، Extended Case Study (مطالعه چندموردی) است. با توجه به نو بودن موضوع پژوهش و عدم وجود یک مدل مرجع، از طریق بررسی تجربیات بهینه و مصاحبه های عمیق با مدیران اصلی سازمان ها، مولفه های پژوهش گردآوری شد. به همین منظور از طریق تدوین پروتکل مصاحبه و گفتگو با 12 نفر از مدیران ارشد فعال در حوزه رایانش ابری ایران، اشباع نظری ایجاد شد. سپس از طریق تحلیل محتوای کیفی، مولفه ها استخراج شد.یافته ها: بر اساس یکپارچه سازی و کدگذاری تمامی مضامین در نهایت 165 مضمون پایه متفاوت ایجاد شد. این مضامین در سه دسته مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر دسته بندی شد. در مضمون فراگیر وجود راهبرد ابری در سطح ملی سه مضمون سازمان دهنده شفاف سازی چشم انداز و راهبردها، تعیین متولی مشخص و ابر به عنوان زیرساخت توسعه فناوری آتی در مضمون فراگیر وجود رویکرد بلندمدت فناورانه دو مضمون سازمان دهنده وحدت رهبری و حمایت مدیریتی و ممارست در اجرای استراتژی ها حاصل شده است. در لایه بعدی مدل نهایی پژوهش راهبردهای سطح بنگاه ها و کسب وکارها قرار دارد که سه مضمون فراگیر فرصت های زیست بوم، بهینه کاوی راهبردها و تعریف راهبردهای بازار قرار دارند. در مضمون فراگیر فرصت های زیست بوم دو مضمون سازمان دهنده فرصت های سمت عرضه و فرصت های سمت بازار ایجاد شده است. این در حالی است که در مضمون فراگیر بهینه کاوی راهبردها دو مضمون سازمان دهنده بهینه کاوی داخلی و بهینه کاوی بیرونی و نیز در مضمون فراگیر تعریف راهبردهای توسعه بازار، 5 مضمون سازمان دهنده مطالعه و بخش بندی بازار، استفاده از ظرفیت نهادهای دولتی به عنوان مشتری، بررسی سطوح بلوغ پذیرش فناوری و شخصی سازی خدمات در نظر گرفته شده است. در لایه اجرا نیز دو مضمون فراگیر توسعه منابع و سیستم ها با مضامین سازمان دهنده مدیریت بهینه منابع، توسعه سرمایه انسانی و یکپارچه سازی ساختارها و فرآیندها و مضمون فراگیر توسعه زیرساخت ها و زنجیره ارزش با مضامین سازمان دهنده توسعه محصولات و خدمات، ایجاد زیرساخت های ارتباطی پایدار، پیاد ه سازی مرحله به مرحله، ظرفیت ارایه دهندگان داخلی، همکاری شرکای توسعه و همکاری دانشگاه ها قرار داده شده است. در لایه مخاطبان عام نیز مضمون فراگیر عمومی سازی و فرهنگ سازی با مضامین سازمان دهنده ایجاد اعتمادعمومی مخاطبان، ایجاد اجبار فناورانه، ایجاد فشار تقاضای بازار و فرهنگ سازی قرار دارد. این در حالی است که دو مضمون فراگیر تنظیم گری و حکمرانی با سه مضمون سازمان دهنده و مضمون فراگیر تضمین امنیت با 5 مضمون سازمان دهنده در کل فرآیند مدل قرار دارند. اصالت/ارزش افزوده علمی: با توجه به ماهیت فناوری، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی حاکم بر صنعت IT ایران نیاز است این مدل جامع برای فعالانی که به دنبال رگولاتوری و توسعه موفق رایانش ابری ایران هستند، مورد استفاده قرار گیرد.