کاوش پویایی های سازمانی با طرح نگاشت تفسیری (10چ) در نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت دولتی ایران دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
1 - 21
حوزههای تخصصی:
هدف : پارادایم تفسیری در مطالعات علوم انسانی دارای راهبردهای پژوهشی گوناگونی از جمله نظریه داده بنیاد است. برای این راهبرد پژوهشی به طور رایج سه طرح اصلی سامان مند، نوآیند و ساخت گرا ارائه شده است که هر یک اسلوب خاص خود را برای تحقق این راهبرد در پیش گرفته اند. مطالعه حاضر کوشیده است تا با نظرداشت اهمیت کاوش پویایی های سازمانی در مطالعات مدیریت، طرح جدیدی را با عنوان «نگاشت تفسیری (10چ)» در عرض طرح های سه گانه ارائه کند. روش شناسی: برای انجام این مطالعه، پس از تشریح سه طرح رقیب مهم و رایج نظریه داده بنیاد، مؤلفه های ده گانه و طرح پژوهش نگاشت تفسیری (10چ)، از جمله روش های گردآوری و تحلیل داده ها، معرفی و تشریح گردیده است. سپس، برای آشنایی بیشتر با این طرح، یک نمونه از پژوهش انجام شده با استفاده از نگاشت تفسیری واکاوی شده است. در ادامه، ممیزات طرح نگاشت تفسیری (10چ) از حیث فرایند الگوکاوی و بنیاد فلسفی با سه طرح دیگر مقایسه گردیده است. یافته های پژوهش: طرح نگاشت تفسیری (10چ) با استفاده از استعاره کاروان های کوهنورد، مسیر تولید نظریه را به سفر کاروان ها در رشته کوهی با قله یا قله های متعدد تشبیه می کند. هر کاروان با چاوشی حرکت خود را آغاز می کند و از چم های پر پیچ و خم، منزلگاه هایی (چشمه ها) و گاه حلقه های تکراری (چنبره) عبور می کند و در نهایت به قله (چکاد) یا قله های مختلف می رسد. این طرح شامل ده مؤلفه اساسی با سرواژه «چ» است که روند پژوهش و تولید نظریه را شبیه سازی می کند. در این طرح، داده ها، اعم از مصاحبه، مشاهده، اسناد، تصاویر و یادداشت های میدانی، در چارچوب روش نمونه گیری نظری گردآوری و در سه مرحله تحلیل می شوند: کدگذاری باز (شناسایی مفاهیم با تمرکز بر معانی نمادی)، کدگذاری شبکه ای (مقوله سازی و تبیین ارتباط میان آن ها با بازخورد گرفتن از مشارکت کنندگان)، و کدگذاری انتخابی (تلفیق دیدگاه های متکثر و سرایش چکامه یا ارائه نظریه نهایی). استفاده از نرم افزارهای تحلیلی برای فروشکنی نقشه حاوی مقوله ها و روابط میان آن ها و کشف الگوهای حاکم بر آن، ممکن و کارگشا است. این طرح در دو محور الگوی فرایندکاوی و بنیاد فلسفی با طرح های دیگر تفاوت دارد. بنیاد فلسفی آن بر تعامل گرایی نمادی استوار است و از منطق پدیدارنگاری الهام می گیرد؛ از این رو نقش فعال مفسر پژوهش گر و تفاسیر متکثر مشارکت کنندگان پژوهش را می پذیرد و در عین حال به رگه های اثبات گرایانه آغشته نیست. الگوی فرایندکاوی این طرح پسینی و منعطف است. طرح نگاشت تفسیری (10چ) به اتکای کدگذاری های خاص خود توان تحلیل داده های پیچیده انسانی و اجتماعی و نیز کشف فرایند/فرایندهای اجتماعی پایه را در ارتباط با پدیده مورد مطالعه دارد. نتیجه گیری: طرح نگاشت تفسیری (10چ) از عینیت گرایی نهفته در طرح های سامان مند و نوآیند پرهیز می کند و همساز با طرح ساخت گرا، با رسمیت بخشی به ذهنیت های متکثر مشارکت کنندگان پژوهش و دریافت های انفرادی و انضمامی پژوهش گر، در عین حال بر خلاف آن، با وفاداری به تبعیت از چارچوبی منطقی مبتنی بر کاربست استعاره کاروان های کوه نورد، به کاوش فرایندهای نهفته در بروز پدیده در بستر رخداد آن در قالب شبکه ای از روابط میان مقوله ها می پردازد و در عین حال، از ظرفیت الگوهای بصری، نظیر مدل های مفهومی پسینی استفاده می کند. گزاره های حکمی متنوع برآمده از مدل کاوش شده در این طرح، راه را برای مطالعات پراگماتیستی، به ویژه در دانش کاربردی مدیریت، از رهگذر روش آمیخته اکتشافی هموار می سازد.