فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۰۱ تا ۷۲۰ مورد از کل ۸۱٬۳۵۸ مورد.
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۴
151 - 164
حوزههای تخصصی:
اساطیر به صورت خواسته و ناخواسته نقش مهمی در حفظ ادیان باستان ایفامی کنند. هنگامی که بر اثر جریانات تاریخی دین یک ملت عو ض می شود در این میان خدایان، قهرمانان ملی و مذهبی و اساطیر باستانی که اصولاً بر مبنای باورها و اعتقادات یک ملت شکل گرفته اند و در ذهن و فکر و اندیشه مردم ریشه ای دیرینه دارند به یکباره حذف نمی شوند بلکه غالباً در لایه های دین جدید دچار همزیستی شده و به حیات خود ادامه می دهند. بنابراین ممکن است تغییر شکل دهند اما از بین نخواهندرفت. در این گفتار چند مشخصه بارز اساطیر و عرفان ایرانی با مطالعه موردی عدد سه و هفت و تأملی بر داستان ارداویراف نامه مورد بحث و بررسی قرارگرفته است. سوال اصلی تحقیق عبارت است از اینکه چه رابطه ای بین اساطیر و عرفان ایرانی وجوددارد؟ فرضیه مورد بحث عبارت است از اینکه اساطیر ایرانی در طی ادوار مختلف، حوادث گوناگون، ظهور و بروز ادیان مختلف و تهاجمات گوناگون هویت خود را حفظ نموده و با عرفان ایرانی دچار همزیستی شده و با تغییرات جزئی به حیات خود ادامه داده است. بنابر این با رمزگشائی از متون، داستان ها و مباحث سیر و سلوک عرفانی می توان گفت بین این دو رابطه مستقیم وجود دارد. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی به بیان سوال تحقیق و فرضیه متناظر با آن می پردازد. کلیدواژه ها: ایران باستان، اساطیر، عرفان ایرانی، ارداویراف نامه، عدد سه و هفت.
ویژگی های تجارب عرفانی از دیدگاه حسن زاده آملی: رویکردی پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۵
55 - 72
حوزههای تخصصی:
تجربه های عرفانی به عنوان پدیده هایی شخصی و درونی، همواره مورد توجه عارفان و پژوهشگران حوزه معنویت بوده اند. در این پژوهش، ویژگی های تجارب عرفانی از دیدگاه علامه حسن زاده آملی با رویکردی پدیدارشناسانه بررسی شده است. بدین منظور، با استفاده از روش پژوهش کیفی از نوع پدیدارشناسی، روایت های دست اول علامه حسن زاده آملی از مکاشفات و مشاهدات عرفانی ایشان (به ویژه آنچه در آثار هزار و یک نکته و انسان در عرف عرفان نقل شده است) گردآوری و تحلیل گردید. گام های این روش شامل جمع آوری داده های متنی، افق گشایی (استخراج گزاره های معنادار)، کدگذاری باز، خوشه بندی معانی، استخراج مضامین مشترک و نهایتاً ترسیم ساختار جوهره تجربه های عرفانی بوده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که تجربه های عرفانی حسن زاده آملی دارای مضامین محوری مشترکی هستند؛ از جمله: شرایط و زمینه های ویژه (خلوت، مراقبه و اذکار خاص)، پدیده های حسی-ادراکی فوق العاده (مانند رؤیاهای صادقه، اصوات و انوار غیبی)، حالت های عاطفی عمیق (شوق و ابتهاج معنوی یا هیبت و حیرت قدسی)، دریافت های معرفتی و الهامات (فهم مضامین قرآنی، دریافت پیام های رمزآلود) و بیان ناپذیری (ناتوانی در توصیف کامل تجربه و استفاده از تمثیل و شعر برای انتقال آن). همچنین مقایسه تطبیقی با تجارب عرفانی برخی عرفای بزرگ مسلمان (از جمله مولوی، محی الدین ابن عربی، نجم الدین رازی و صدرالدین قونوی) حاکی از آن است که در عین اشتراک این تجارب در عناصر بنیادی یادشده, هر عارف بر جنبه هایی خاص تأکیدنموده که متأثر از مشرب فکری و سنت معنوی اوست. پس تجربه های عرفانی حسن زاده آملی در چهارچوب آموزه های عرفان اسلامی تفسیرشده است و عناصر مشترک با تجارب عرفای بزرگ دارد. کلیدواژه ها: تجربه عرفانی، پدیدارشناسی، حسن زاده آملی، عرفان اسلامی، مقایسه تطبیقی.
مفهوم شناسی سیره در احادیث شیعه براساس مدل شباهت خانوادگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم قرآن و حدیث سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
317 - 355
حوزههای تخصصی:
مفهوم شناسی اصطلاحات دینی، ازجمله مسائل مهم پژوهشی است که دستیابی به نتایج دقیق تحقیق در گروِ درستی و اعتبار آن هاست. یکی از واژگان پرتکرار به کاررفته در احادیث شیعه، اصطلاح «سیره» است. این اصطلاح از جهات متعددی نظیر ماهیت، گستره، ساختار، کارکرد و ترادف، دارای ابهام و پوشیدگی است. نوشتار حاضر می کوشد تا با بهره گیری از مدل «شباهت خانوادگی» و تطبیق آن بر کاربرد واژهٔ سیره در متون روایی شیعه، برخی از ویژگی هایی را که سبب نمایاندن ابعاد مختلف مفهوم سیره می شود، معرفی کند. حاصل آنکه، چهار ویژگی در تمایز مفهومی سیره از دیگر واژگان مشابه و نیز شناخت مصادیق و نمونه های عینی آن به دست می آید که عبارت اند از: فعل بودن، اجتماعی بودن، روشمندی و استمرار، اصلی ترین اوصاف سیره در احادیث.
شادکامی در غزلیّات سعدی از منظر روان شناسی مثبت نگر مارتین سلیگمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
423 - 446
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی تطبیقی شادکامی در روان شناسی مثبت نگر با تأکید بر غزلیّات سعدی است. بر این اساس، پرسش اصلی پژوهش عبارت است از اینکه: «آیا شادکامی به مفهومی که امروزه در روان شناسی مثبت نگر ارائه شده، در غزلیّات سعدی نیز جاری است یا خیر؟ و آیا مفهوم شادکامی در غزلیّات سعدی، با شادکامی در نظریه مثبت نگر قابل ارزیابی است؟» به منظور نیل به این هدف، بررسی غزلیّات سعدی از تصحیح محمدعلی فروغی (۱۳۷۱) صورت گرفته است. در این رابطه، نویسندگان در گام نخست و جهت بررسی مفهومی شادکامی به ابیاتی تمرکز نمودند که به صورت مشخص به مفاهیم شادکامی، خشنودی و شادی پرداخته و در گام دوم ابیاتی مورد بحث و بررسی قرار گرفتند که به نحوی در ارتباط با شادی و خشنودی و رضایت قرار دارند. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و مطالعات تطبیقی از منابع کتابخانه ای و مقالات منتشرشده، به تبیین مفهوم شادکامی و تشابهات و تفاوت ها از منظر روان شناسی مثبت نگر در غزلیّات سعدی پرداخته است. یافته های پژوهش نشان داد که شادکامی در غزلیّات سعدی با شادکامی در روان شناسی مثبت نگر ارتباط نزدیکی دارد و می توان مولفه هایی که در روان شناسی مثبت به عنوان عوامل مؤثر در شکل گیری شادکامی و خوشنودی معرفی شده اند، به وضوح در آثار سعدی مشاهده کرد. بر این اساس، مفاهیم امید، رضایت مندی، دوراندیشی وخرد، عشق و دوستی، مغتنم شمردن حال وطبیعت گرایی مهمترین مفاهیمی اند که در غزلیات سعدی تداعی گر شادکامی در روان شناسی مثبت نگر می باشند.
سنت الهی دَفع در قرآن کریم؛ نقد آراء مفسران درباره دَفْعُ اللَهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ (بقره/ 251)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف بازخوانی و نقد آراء مفسران درباره آیه ۲۵۱ سوره بقره، با تأکید بر عبارت «وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ»، انجام شده است. پرسش اصلی مقاله این است که با توجه به سیاق آیه و نقد دیدگاه های مفسران، مفهوم مناسب و صریح این آیه چیست. نویسندگان با پذیرش مبانی الهیات اسلامی و با اتکاء به روش تحلیلی انتقادی، آراء مختلف در زمینه چیستی دَفعُ الله، فاعلان و مفعولان «بَعْضَهُم بِبَعضٍ»، و مصادیق فَساد الأرض را بررسی می کنند. نتایج مطالعه نشان می دهد که با توجه به سیاق آیات مربوط به داستان طالوت و جالوت و هم چنین آیه ۴۰ سوره حج، مراد صریح آیه تقابل و رویارویی نظامیِ دو گروهِ حق و باطل است. بر این اساس، آرائی مانند دفع کافران و مشرکان به دست مسلمانان و مؤمنان تأیید، و دیدگاه هایی مانند دفع ظالم به دست ظالم دیگر رد می شود. هم چنین، اگرچه هر دو نوع فساد دنیوی و اخروی در تفسیر آیه قابل طرح است، با توجه به فضای نزول، مفاسد دنیوی و اجتماعی مورد تأکید بیش تری قرار دارد. درنهایت نویسنده نتیجه می گیرد که سنت الهی دفع از طریق این تقابل مانع سلطه فراگیر فساد در زمین می شود.
دیپلماسی اقتصادی و نقش رایزنان اقتصادی ایران در دوران تحریم های هدفمند علیه صنعت نفت، گاز و اقتصاد کشور
منبع:
فقه و حقوق نوین سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
1 - 14
حوزههای تخصصی:
دیپلماسی اقتصادی به عنوان یکی از محورهای اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، در دوران تحریم های هدفمند علیه صنعت نفت و گاز، نقش حیاتی در حفظ و ارتقاء منافع ملی ایفا می کند. رایزنان اقتصادی به عنوان نمایندگان تخصصی کشور در عرصه بین المللی، وظیفه دارند با بهره گیری از ظرفیت های حقوقی و دیپلماتیک، موانع ناشی از تحریم ها را کاهش دهند و فرصت های جدیدی برای تعامل اقتصادی فراهم آورند. تحلیل عملکرد رایزنان در این شرایط حساس، علاوه بر روشن کردن نقاط قوت و ضعف ساختاری و عملیاتی، به بهبود راهبردهای مقابله ای کمک می کند.با توجه به پیچیدگی و شدت تحریم ها، تقویت ساختار حقوقی و نهادی نهاد رایزنی اقتصادی و ایجاد هماهنگی میان دستگاه های مرتبط، از الزامات اساسی برای موفقیت دیپلماسی اقتصادی است. این مقاله ضمن بررسی مبانی نظری دیپلماسی اقتصادی، آثار حقوقی تحریم های هدفمند، و نقش رایزنان اقتصادی، به آسیب شناسی و ارائه چارچوب های تقویتی می پردازد تا ضمن حفظ منافع اقتصادی، در برابر فشارهای تحریمی مقاومت موثرتر و پایدارتر داشته باشد.
سیاست جنایی ایران در مقابل جرایم علیه مالکیت صنعتی با رویکردی بر مبانی فقهی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
19 - 31
حوزههای تخصصی:
ازجمله مسائل اساسی در حوزه مالکیت فکری، حقوق مالکیت صنعتی است و توجه به امر مزبور یکی از زمینه های بنیادین برای توسعه علمی و اقتصادی کشور به شمار می رود و نقض این حقوق، در موارد متعدد موجب تضییع حقوق مصرف کننده می شود، لذا تبیین و تحلیل سیاست جنایی صحیح و کارآمد در راستای حمایت از حقوق مالکیت صنعتی ضروری به نظر می رسد. پژوهش حاضر در راستای ارائه الگویی برای مقابله به جرایم علیه مالکیت صنعتی تنظیم شده و از آنجا که قوانین کشور مقتبس از فقه امامیه می باشند، می کوشد با رجوع به مبانی فقهی، به تحلیل مسأله همت گمارد. جستار حاضر با تمرکز بر روی موضوعی خاص از سنخ پژوهش های مسأله محور بوده و به شیوه توصیفی تحلیلی و با استفاده از روش کتابخانه ای سامان یافته و ضمن تبیین مبانی فقهی مسأله، به تبیین و بررسی سیاست جنایی نظام حقوقی ایران در این حوزه پرداخته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که برخی قواعد فقهی، ازجمله قاعده لاضرر، قاعده حفظ نظام و قاعده وجوب دفع ضرر محتمل بر ضرورت حمایت از حقوق مالکیت صنعتی و لزوم پیشگیری از نقض این حقوق دلالت دارند، هرچند در قوانین موضوعه به شماری از اقدامات تأمینی در این حوزه اشاره شده است و در مواردی به جرم انگاری و وضع مجازات در این باب مبادرت شده است، خلأهای قانونی در این زمینه وجود دارد که می بایست درجهت اصلاح و بهبود آن ها کوشید.
مبانی فقهی تشکیل حکومت در مذاهب اسلامی با تأکید بر نقش عقل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه و حقوق اسلامی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۹
63 - 90
حوزههای تخصصی:
با توجه به ورود دین در ابعاد مختلف زندگی انسان، اجرای کامل احکام و مقرّرات دین و در نتیجه وصول به اهداف آن جز با برقراری حکومت مبتنی بر دین امکان پذیر نیست. در این مقاله مبانی فقهی تشکیل حکومت در مذاهب مختلف اسلامی را از دریچه عقل مورد واکاوی قرار می دهیم. آن چه به عنوان عقل مورد توجه قرار گرفته است مبانی فقهی مورد تقریب مذاهب اسلامی و کلام خداوند متعال (به عنوان عقل کامل) در قرآن کریم است. مذاهب اهل سنّت مبانی چهار گانه ای (تشکیل شورای حلّ و عقد، انتخاب جانشین توسط خلیفه حاضر، قهر و غلبه و ایجاد شورا توسط خلیفه سابق برای انتخاب حاکم جدید) را برای انتخاب حاکم مشخّص نمودند؛ مبانی مذکور، با بیعت مردم کامل می شود و از میان سه جریان اندیشه سیاسی معاصر، فقه شیعه دو الگو (نظریه ولایت فقیه و نظریه وکالت مالکان شخصی مشاع) را برای انتخاب حاکم مشخّص نموده اند. لازمه تقریب مذاهب اسلامی، واکنش به موانعی است که منافی با نهاد عقل است. پذیرش حکومت مبتنی بر «قهر و غلبه» و «انتخاب جانشین توسط خلیفه حاضر» در جوامع اسلامی به نوعی مبارزه مستقیم با نهاد عقل است.
صورت بندی مبانی توانمندسازی زنان از منظر قرآن کریم: یک مطالعه کیفی
حوزههای تخصصی:
زنان به عنوان نیمی از پیکره جامعه، نقش تعیین کننده ای در پیشرفت و تعالی خانواده و اجتماع ایفا می کنند. این مقاله با هدف تبیین مبانی اسلامی توانمندسازی زنان و مقایسه آن با نظریه های غربی، به تحلیل مضامین قرآنی مرتبط پرداخته است. جمع آوری داده ها با رجوع به متن قرآن کریم در کنار مرور اسناد و متون مرتبط و تحلیل داده ها با بهره گیری از روش تحلیل مضمون بر اساس ترکیبی از شیوه پیشنهادی آتراید-استرلینگ و براون و کلارک (2006) طی سه مرحله اصلی و شش گام صورت گرفت. یافته های پژوهش در سه دسته مبانی هستی شناختی (وحدت در مبدا آفرینش و هدفمندی خلقت)، انسان شناختی (اختیار و مسئولیت پذیری، تفاوت های طبیعی جنسی) و ارزش شناختی (برخورداری از روح الهی، ارزشمندی ذاتی، تقوا معیار ارزشمندی و فطرت، خاستگاه مشترک ارزش ها) سازماندهی شد. نتایج نشان داد رویکرد قرآن کریم درباره توانمندسازی زنان، برخلاف نظریه های غربی که بر آزادی و عاملیت مطلق تأکید دارند، به توازن بین حقوق فردی و مسئولیت های اجتماعی با نظر به مبانی مهمی نظیر تفاوت های طبیعی جنسی توجه ویژه ای دارد. همچنین توانمندسازی واقعی زنان مستلزم ترکیب عاملیت فردی با التزام به ارزش های الهی است. این پژوهش پیشنهاد می کند برنامه های توانمندسازی زنان در جوامع اسلامی لازم است با الهام از مبانی دینی و با در نظر گرفتن نیازهای بومی طراحی شود.
The Practical Functions of Religious Spirituality in the Lifestyle Arena from the Perspective of Ayatollah Khāmeneī(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
pure life, Volume ۱۲, Issue ۴۱, Winter ۲۰۲۵
93 - 112
حوزههای تخصصی:
SUBJECT & OBJECTIVES: The analysis of the nature, characteristics, and differences of modern spiritualism with religious spirituality can be considered as one of the most important challenges and problems that have faced spirituality and mysticism. Today, the confrontation between modern spirituality and religious spirituality has become very colourful, such that modern spirituality seeks to discredit and contradict religious spirituality. Therefore, they mainly seek to present non-religious spirituality based on the inefficiency of religious spirituality. From the perspective of the Supreme Leader of the Islamic Republic of Iran, Ayatollah Khāmeneī, religious spirituality is a ‘Revolutionary’ spirituality, which is equivalent to Jihadi spirituality, characterized by civilization, justice, revolution, epic, liberation from domination, martyrdom, and progressivism, as evident in his statements.METHOD & FINDING: Using the analytical-descriptive method, the findings of the research indicate that the practical functions of Islamic spirituality based on the thought of the Supreme Leader combining the triad ‘spirituality, rationality, justice’ in the individual and family arena (lifestyle) are: prosperity and happiness, scientific growth, security, comfort and well-being, hope, independence and freedom, honour and dignity, Justice, financial well-being, heart luminosity which lead towards ‘good life.’CONCLUSION: In the Islamic spirituality of Ayatollah Khāmeneī, the unity of materiality and spirituality is very prominent. In his careful inference, the way to achieve spirituality in the personal and family spheres is crucial, encompassing both worldly and material life, while it is considered the main pillar of leading a pure, Quranic life.
مفهوم شناسی و مصداق یابی «دابّه الأرض»؛ بر پایه شواهد درون متنی و برون متنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی دوره ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
171 - 192
حوزههای تخصصی:
«دابّه من الأرض» در آیه 82 سوره نمل ذکر شده است. عموم مفسران اهل سنت آن را حیوانی خارق العاده دانسته اند که در آستانه قیامت خروج خواهد کرد و برخی از ایشان تنها جنبه حیوانی دابّه را پذیرفته و درباره جزئیات آن توقف کرده اند. اما در تفاسیر شیعه، اغلب امام علی، مصداق دابّه و زمان خروج او آستانه قیامت یا رجعت ذکر شده است. طبق هر دو نظر، دابّه با مردم گفت وگو نموده، یا آنان را مجروح و یا به نسبت ایمان و کفرشان علامت گذاری می کند. این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر شواهد درون متنی، شامل سیاق و آیات هم موضوع و نیز شواهد روایی و تاریخی، به نتایجی نو در چگونگی اثبات مفهوم و مصداق «دابّه الأرض» دست یافته است. بر این اساس، نتیجه پژوهش این است که مصداق مفهوم دابّه، امام علی و زمان خروج او نیز جنگ بدر بوده است که ایشان نقش تعیین کننده در آن نبرد داشته و موجب هلاکت ده ها تن از سران مشرک گردیده است.
بررسی تطبیقی دیدگاه قرآن و اناجیل هم نوا دربارۀ ماهیت بشری حضرت عیسی (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
7 - 26
حوزههای تخصصی:
مسیحیت تثلیث گرا حضرت عیسی(ع) را هم ذات خداوند و پسر او می داند؛ اما قرآن با تأکید بر پاره ای از ویژگی های بشری وی و برجسته کردن آنها، این ادعا را رد می کند. هدف این پژوهش نشان دادن همسو بودن قرآن و اناجیل هم نوا در معرفی عیسی(ع) به عنوان یک انسان است. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل متنی و تفسیر متون مقدس نشان می دهد که هر دو منبع به بشر بودن عیسی(ع) تصریح کرده اند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که قرآن با کاربرد مکرر «پسر مریم»، گزارش بارداری مریم(ع)، ولادت عیسی(ع)، نیازهای بشری و عبادت و بندگی او، بر انسان بودن وی تأکید می کند. اناجیل هم نوا نیز با کمی تفاوت با تأکید بر عبارت «پسر انسان»، به انسانیت عیسی(ع) اشاره دارند و بارداری مریم(ع)، تولد، ویژگی های بشری و بندگی عیسی(ع) را روایت می کنند که با تصویر یک انسان همخوانی کامل دارد. این یافته ها دلالت می کنند که اعتقاد به الوهیت عیسی(ع) محصول تفاسیری است که بعدها توسط برخی نویسندگان عهد جدید، مانند پولس و یوحنا، و الهی دانان بر مسیحیت تحمیل شد و ریشه در آموزه های حضرت عیسی(ع) و باورهای مسیحیان نخستین ندارد.
ارکان سه گانه سیاست(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۲۲
5 - 11
حوزههای تخصصی:
این مقاله در پی ارائه تحلیلی از ارکان سه گانه سیاست است. دستیابی به نتیجه مطلوب در عرصه سیاست و مدیریت صحیح جامعه، در گرو سه رکن اساسی است: 1. وجود قوانین و دستورالعمل هایی که مرز های رفتار های اجتماعی را مشخص؛ باید و نباید ها را به گونه ای تنظیم کند که مصالح جامعه (اعم از مصالح دنیوی و اخروی) را تأمین نماید. 2. افرادی مسئولیت اجرای این قوانین را به عهده گیرند. 3. مردم نیز با اطاعت از قوانین و دستورالعمل های مزبور، برای تحقق اهداف جامعه، در مدیریت جامعه نقش ایفا کنند. این مقاله به تفصیل به شرایط و ضوابط تدوین قوانین؛ شرایط و ضوابط مجریان قوانین و دستورالعمل ها و نقش مردم در پذیرش و عمل به قوانین و نیز راهکار های ایدئال الهی برای عناصر سه گانه سیاست پرداخته است.
افسانه افسون شدن پیامبر (ص) در سوره فلق: تفسیر تطبیقی طباطبایی و صادقی تهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل چالش برانگیز کلامی در قرآن مسئله تأثیر جادو و افسون بر خرد و پیکر پیامبر اکرم (ص)، به ویژه در سوره فلق، است که مفسران با نگرش های متفاوتی بدان پرداخته اند. طباطبایی، که پیشینه درخشانی در بهره گیری از تفسیر قرآن به قرآن دارد، اثرگذاری افسون بر پیکر پیامبر (ص) را پذیرفته است، اگرچه باور دارد که افسون مایه آسیب دیدگی خرد آن گرامی نمی شود، درحالی که صادقی تهرانی، که او نیز بر کاربست روش تفسیر قرآن به قرآن در فهم آیات تأکید دارد، تأثیر جادو بر خرد و پیکر پیامبر (ص) را یکسر رد کرده است. بررسی رویکرد مفسران یادشده در تفسیر سوره فلق، به ویژه در موضوع اثرگذاری افسون بر پیامبر اکرم (ص)، بایسته می نماید که در مقاله حاضر بدان پرداخته می شود. نتیجه این پژوهش این است که طباطبایی در تفسیر المیزان، با تأکید بر روایات اسباب نزول، تحلیلی محدودتر ارائه داده و در برخی موارد از اصول روش قرآن به قرآن فاصله گرفته است. در مقابل، صادقی تهرانی در تفسیر الفرقان، با تکیه کامل بر آیات قرآن و رد روایات غیرمعتبر، تفسیری جامع تر، و هم خوان تر با مبانی توحیدی قرآن ارائه کرده است.
تورات علیه تلاویو: نقدی کتاب مقدسی بر کشتار ساکنان غزه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادیان و عرفان تطبیقی دوره ۹ بهار و تابستان ۱۱۴۰۴ شماره ۱
121 - 150
حوزههای تخصصی:
دین پژوهی رشته ای دانشگاهی است و باید به بایسته های آن پایبند باشد، اما این تعهد را نباید مانع دین پژوه برای واکاوی دیدگاه های کتاب مقدس درباره مسائل عینی گذشته و امروز دانست. تفسیر پیش رو از قصه های کتاب مقدس مبتنی بر دو مدعاست: نخست، میان جهان امروز و جهان نویسندگان کتاب مقدس گسستی (معرفت شناسی یا هستی شناختی) واقع است، و دوم با روشی مناسب (اسطوره گشایی) می توان به آن جهان متفاوت ورود کرد. مطابق این خوانش، دیدگاه نویسندگان کتاب مقدس درباره خشونت و خون ریزی بر انسان شناسی آن ها استوار است که در قصه آدم به نحوی مجمل و استعاری بازگو شده است. مطابق آن، انسان (فارغ از جنسیت، موقعیت، قومیت، ملیت و نژاد) به «سیمای خدا» و «شبیه خدا» است، و خدا متوجه نیازهای مادی و عاطفی اوست، و کشتن او را منع کرده است، و بی تردید خاطیان عقاب خواهند شد. قصه هابیل و قابیل داستان «جنایات و مکافات» است و بیانگر آن که خدا خون خواه بی گناهان است و بی تردید مجرمان را مکافات خواهد کرد. قصه سیلاب نوح نفرت خدا از خشونت و خون ریزی (حَمَس) را بازگو می کند و تهدید این اعمال برای جان، جامعه و جهان را یادآور می شود. نتیجه اینکه خشونت و خون ریزی جنون آمیز صهیونیست ها علیه ساکنان غزه برخلاف تعالیم کتاب مقدس است و رویکرد نویسندگان کتاب مقدس نه دفاع و توجیه چنین رفتاری علیه انسان ها که محکومیت آن است.
انتقال میراث حبشی به جزیرهالعرب توسط مهاجران مسلمان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ تابستان۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۲)
102 - 83
حوزههای تخصصی:
حبشه سرزمینی کهن در شرق قاره آفریقا و دارای تمدن باسابقه ای بیش از دو هزار سال است. این سرزمین نخستین پناهگاه گروهی از اصحاب پیامبر خدا(ص) بود. اسلام پیش از آنکه در جزیره العرب بسط یابد، در جریان نخستین هجرت مسلمانان، به حبشه وارد شد. هجرت مسلمان به این سرزمین، نقطه عطفی در تاریخ گسترش اسلام قلمداد می شود. اما پرسشی که کمتر مورد توجه قرار گرفته، این است که آیا مهاجران پس از بازگشت به حجاز چیزی از میراث و آداب و رسوم حبشیان را با خود منتقل کرده اند؟ این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی گزارش های موجود پرداخته است. در ماجرای هجرت، عده ای از مسلمانان به امر پیامبر(ص) به حبشه مهاجرت کردند تا در سایه حمایت نجاشی قرار گیرند. حبشه سرزمین ناشناخته ای برای اعراب نبود و آنان قبل از اسلام برای تجارت به آنجا رفت و آمد داشتند. مسلمانان مهاجر به حبشه تا سال هفتم هجری یعنی 15 سال در حبشه زیستند و به علت اقامت طولانی به طور طبیعی تحت تأثیر محیط اجتماعی آنجا قرار گرفتند. در نتیجه پس از بازگشت، بخشی از میراث فرهنگی و اجتماعی این سرزمین را وارد جزیرهالعرب نمودند. پژوهش حاضر درصدد است به این پرسش پاسخ دهد که: اقامت پانزده ساله مسلمانان در حبشه، منجر به انتقال چه میراثی از حبشه به جامعه اسلامی شده است؟ در موضوع مهاجرت به حبشه و انعکاس آن در منابع، پژوهش هایی انجام شده است، اما به صورت تخصصی، موضوع انتقال میراث حبشه به جزیره العرب کمتر مورد توجه قرار گرفته است. مهم ترین این میراث عبارت بودند از: مهریه چهار هزار درهمی. در دوره پیامبر اکرم(ص) مهریه زنان دوازده و نیم اوقیه معادل تقریبی پنج هزار درهم یا پانصد دینار بود و برخی از سنت ایشان تبعیت می کردند. در دوره خلفای راشدین نیز بیشتر مسلمانان تابع سنت رسول اکرم(ص) بودند. در دوره امویان مهریه اغلب چهار هزار درهم بود و برخی خلفا نیز بر این میزان مهریه تأکید بسیار داشتند. درباره ریشه این مبلغ در منابع آمده که پیامبر اکرم(ص) با ارسال پیکی به سوی نجاشی، درخواست ازدواج با ام حبیبه از زنان مهاجر به حبشه را نمود. نجاشی برای ام حبیبه چهار هزار درهم یا چهارصد دینار مهریه را تعیین نمود. این کار وی سنتی بخصوص در دوره اموی شد؛ چرا که ام حبیبه خواهر معاویه، موسس سلسله امویان بود. به نظر می رسد این موضوع باعث شد تا برای بالا بردن جایگاه خاندان معاویه و خواهرش در نزد مسلمانان میزان مهریه ام حبیبه را معیاری برای مهریه همه زنان مسلمان قرار دهند. تابوت سرپوشیده دومین میراثی است که از حبشه به جامعه اسلامی منتقل شد. تابوت در میان اعراب پیش از اسلام مرسوم بود، اما شکل سرپوشیده آن سنتی برگرفته از فرهنگ حبشه بود که در همان اوایل دوره اسلامی و در جریان رحلت حضرت فاطمه(س) رواج یافت. روایت مربوط به تابوت در منابع به صورت های مختلف نقل شده است. هرچند اختلافاتی در مورد راویان و حتی اینکه اولین تابوت سرپوشیده برای چه کسی ساخته شد، به چشم می خورد، اما همه منابع متفق هستند که اسماء بنت عمیس اولین بار این تابوت را طبق آنچه که از مراسم تدفین حبشی ها آموخته، آموزش داده است. روایت شده که حضرت فاطمه(س) به اسماء دختر عُمَیس فرمود: چه ناپسند است تابوت هایى که براى زنان مى سازند؛ زیرا در آن پوششى روى بدن مى افکنند و اندام میّت براى مردم مشخص است. اسماء قطعه چوب هاى تازه اى خواست و آن ها را صاف کرد و محکم به یکدیگر بست و آنگاه پارچه اى روى آن انداخت. حضرت فاطمه (س) با دیدن آن تابوت فرمود: چه تابوت زیبایى که مرد بودن و یا زن بودن در آن مشخص نمى شود. حضرت از او خواست که برای او نیز چنین تابوتی ساخته شود. از آنجایی که اکثر منابع نیز به ساخت اولین تابوت برای حضرت فاطمه(س) اشاره دارند، می توان نتیجه گرفت که اولین تابوت به سبک حبشه ای ها مربوط به تابوت حضرت فاطمه(س) بود. سومین میراثی که توسط مهاجران حبشه به جامعه اسلامی منتقل شد، برخی داروهای گیاهی بود. به عنوان نمونه در بیمارى رسول خدا(ص) و ضعف جسمانی ایشان، معجونی گیاهی به دهان آن حضرت مالیدند. معجونی که از مخلوط چند داروی گیاهی ساخته شده بود. این معجون را نیز اسماء دختر عمیس از سرزمین حبشه آموخته بود.
نقد و ارزیابی ترجمه جلیل زاده از رمان «حبیبی داعشی» (با تکیه بر الگوی لادمیرال)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارزیابی ترجمه، بررسی سطوح و واحدهای متن، سنجش و بررسی میزان توفیق مترجم در یافتن ترجمه این واحدها است. واژه نیز ابتدایی ترین و تأثیرگذارترین واحد ترجمه است که قابلیت برخورداری از سطوح مختلف معانی را داشته است؛ به همین دلیل معادل یابی دقیق آن اهمیت بسزایی دارد. برگردان واژه باید متناسب و همسو با بافت متن باشد، گاهی برگردان واژه و بار معنایی آن قابل ترجمه نیست. برای رفع یا کاهش درصد این چالش ها در ترجمه، می توان شیوه های مختلفی را به کار گرفت. لادمیرال نظریه پرداز مقصدمحور فرانسوی مؤلفه هایی را در این خصوص مطرح می کند که مترجم با گزینش واژه هایی به عنوان معادل، بین متن ترجمه شده و متن اصلی تعادل نسبی برقرار سازد. پژوهش حاضر درصدد است که با روش توصیفی- تحلیلی، ترجمه ستار جلیل زاده از داستان «حبیبی داعشی» نوشته هاجر عبداصمد را بر اساس نظریه های کاربردی لادمیرال که عبارت اند از: جابه جایی اجزای جمله، حق انتخاب مترجم، ابهام زدایی، تکرار، ناهمگون سازی، حذف، افزوده سازی، تفسیر حداقلی، چیستی ترجمانی و خوانایی، نقد و ارزیابی نماید. مقاله حاضر با پذیرش این اصل که مناسب ترین شیوه برای برگردان کتاب «حبیبی داعشی»، شیوه ای مقصدگرا و آزاد است، نظریه لادمیرال را منطبق ترین نظریه با این اصل دانسته و آن را معیار اصلی سنجش و بررسی ترجمه جلیل زاده قرار داده است. برآیند پژوهش نشان می دهد که ترجمه جلیل زاده مطابق با این اصل، همسویی چشم گیری با نظریه لادمیرال به خصوص در مؤلفه های ابهام زدایی، خوانایی، افزوده سازی و تفسیر حداقلی دارد و مترجم توانسته، اثری متناسب با بافت فرهنگی و ادبی زبان مقصد ارائه نماید.
پاسخ های خانواده محور به بزهکاری کودکان در فقه امامیه و قانون کیفری ایران و فرانسه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بزهکاری کودکان و پاسخ دهی مناسب به آن از جمله مسائل مهم بیشتر نظام های اجتماعی است. ازآنجاکه خانواده جایگاه مهمی در شکل گیری شخصیت و جامعه پذیری کودکان و نوجوانان دارد، بر اهمیت حفظ این جایگاه در پاسخ دهی به بزهکاری کودکان تأکید می شود. واکاوی این مهم از منظر فقه امامیه و قوانین کیفری ایران و فرانسه موضوع مورد مطالعه این مقاله است که به روش توصیفی-تحلیلی تدوین یافته است. با توجه به مسئولیتی که اسلام بر دوش والدین گذاشته و تکالیفی که در امر خطیر تربیت متوجه آنان ساخته، جایگاه خانواده در اسلام بسیار مهم تلقی می شود؛ به گونه ای که خانواده در کانون پاسخ های جامعوی اعم از کنشی و واکنشی به بزهکاری نوجوانان قرار دارد و اسلام پاسخ هایی از این دست را بر پاسخ های کیفری دولتی ترجیح می دهد. از این نمونه پاسخ ها، می توان به تربیت مذهبی کودک و تأمین نیازهای حیاتی او و تأدیب کودک اشاره کرد. این مهم در قانون کیفری ایران و فرانسه نیز تا حدی مورد توجه قرار گرفته است. پذیرش سرپرستی خانواده اولیه و خانواده جایگزین و اخذ تضمینات لازم از آن ها نمونه هایی از توجه به جایگاه خانواده در پاسخ دهی به بزهکاری کودکان است. با وجود این، با عنایت به آموزه های اسلامی می توان ادعا کرد که کاستی های جدی در این خصوص وجود دارد.
نقدی تاریخی بر تبارشناسی سهروردی از آموزه بازگشت جاودانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
289 - 316
حوزههای تخصصی:
سهروردی آموزه «بازگشت جاودانه» را به فلسفه های باستانیِ بابِل، هند، ایران، یونان، و مصر نسبت می دهد؛ و ادّعا می کند که خود دلیلی برایش بریافته است. آیا آن انتساب ها درست اند؟ و آیا این دلیل هیچ سابقه ای ندارد؟ «بازگشت جاودانه» در تمدّن مصر و بابِل یافت نمی شود، ولی دو آموزه دیگر سال بزرگ، و سیل و حریق جهان گیر را می توان در تمدّن بابِل یافت که بعدها به دست فیثاغورسیان با آموزه بازگشت جاودانه گره می خورد. در آیین زرتشت هم این آموزه وجود ندارد، ولی یک نگرش چرخه وار به تاریخ از آن قابل برداشت است که احتمالاً فیثاغورسیان آن را برگرفته و با افزودن مفاهیم «تکرار» و «عدم تناهی»، آموزه بازگشت جاودانه را برساخته اند. اندیشه هند باستان آشکارا دربردارنده این آموزه است. ولی در مورد یونان باستان باید قائل به تفکیک شد. آناکسیماندر، فیثاغورسیان، امپدوکلس، رواقیان، و فلوطین قطعاً به تقریری از این آموزه باور داشته اند. ولی هراکلیتوس معلوم نیست که به آن معتقد بوده؛ اتم باوران بیشتر به جهان های نامتناهیِ موازی باورمنده بوده اند، تا متوالی؛ افلاطون به وجودِ تنها یک جهان باور داشته؛ و ارسطو تنها در صورتی می توان پذیرفت که معتقد به بازگشت جاودانه بوده است که صحت انتساب رساله پرسمان ها به او اثبات شود. و امّا گوهره دلیل سهروردی نیز در انئادها ی فلوطین پیدا می شود، اگرچه می توان پذیرفت که جزئیّات آن افزوده سهروردی ست.
فقه اجتماعی، مبانی، رویکرد و قلمرو با تأکید بر اندیشه آیت الله محمدجواد فاضل لنکرانی
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی مبانی، رویکرد و قلمرو فقه اجتماعی از دیدگاه آیت الله محمدجواد فاضل لنکرانی است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده و نتایج نشان داد که آیت الله محمدجواد فاضل به عنوان یک صاحب نظر فقهی، تعریف خاصی از فقه اجتماعی ارائه می دهند که براساس آن، فقه اجتماعی شامل موضوعات اجتماعی و رویکرد اجتماعی نسبت به سایر موضوعات فقهی است. همچنین، ایشان علی رغم باور به روش اجتهادی فقه سنّتی و توانایی آن در پاسخگویی به نیازهای اجتماعی، فقه سنّتی را نیازمند به تکمیل دانسته و لذا، پرداختن به فقه اجتماعی را دارای ضرورت می دانند. ایشان خطابات اجتماعی فقه را به دو دسته، فقه الاجتماع خاص و فقه الاجتماع عام تقسیم کرده و مبتنی بر آن معتقدند برخی از این خطابات مختص به جامعه اسلامی است و برخی دیگر، خطاب به جامعه بشری است. به نظر می رسد پرداختن به فقه اجتماعی ازجمله ضرورت های فقه شیعی است. اما بدیهی است پرداختن به آن باید از حالت کلی گویی خارج شود. لذا، این پژوهش ازجمله متون مقدمه و مدخل فقه اجتماعی محسوب شده و به ثمر نشستن آن منوط به پرداختن به مسائل اجتماعی و ارائه راهکارهای فقهی مبتنی بر اصول فقه اجتماعی است.