فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۶۱ تا ۶۸۰ مورد از کل ۸۱٬۳۵۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
در منابع حدیثی اهل سنت و بعضی از منابع حدیثی شیعه نقل شده که پیامبر(ص) در روز فتح مکه، عبدالله بن سعد را که مرتد شده و حکم قتلش نیز توسط حضرت صادرشده بود، با وساطت عثمان بن عفان که برادر رضاعی او بود، بخشید و اجازه داد که با او بیعت نماید ولی پس از رفتن وی اصحاب را مورد سرزنش قرار داد که آن زمان که بیعتش را هنوز نپذیرفته بودم، چرا او را به قتل نرساندید؟ پذیرش این روایت به این شکل، دارای پیامدهای معرفتی و احیاناً سیاسی اجتماعی؛ مانند مصانعه و رودربایستی پیامبر در اجرای حدود، انکار سنت پسندیده پناه دهی و جواز غدر و کشتن ناجوانمردانه و نظایر آن است، بنابراین لازم است این روایت، نقد و بررسی شود تا آگاهانه و یا ساده اندیشانه مورد بهره برداری واقع نگردد. در این مقاله با رویکرد توصیفی تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای، سند و محتوای این سخن بررسی شده و روشن گردیده است که مطلب مذکور از نظر سندی معتبر نبوده و از نظر متنی نیز مخالف کتاب و سنت است، بنابراین به احتمال قوی حدیث مذکور جعلی می باشد.
تأثیر ادبیات عرفانی دوره دوم متوسطه بر اخلاق مداری دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۵
111 - 140
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر آموزش و تحلیل متون ادبیات عرفانی دوره دوم متوسطه بر توسعه اخلاق مداری دانش آموزان است. با توجه به اهمیت پرورش ابعاد معنوی و اخلاقی در کنار آموزش های علمی، این پژوهش به دنبال پاسخ به این سوال اساسی است که آیا مواجهه دانش آموزان با مفاهیم عمیق عرفانی و انسانی موجود در ادبیات کلاسیک فارسی می تواند به تقویت ارزش های اخلاقی و رفتارهای مسئولانه در آنان منجر شود؟ روش تحقیق در این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و با استفاده از ابزارهای گردآوری داده شامل پرسشنامه و تحلیل محتوای پاسخ های تشریحی، به بررسی نگرش ها و رفتارهای اخلاقی دانش آموزانی پرداخته است که در معرض آموزش هدفمند ادبیات عرفانی قرارگرفته اند. نتایج اولیه نشان می دهد که آشنایی با مضامین ایثار، نوع دوستی، صبر، تواضع و حقیقت جویی موجود در آثار عرفانی می تواند تأثیر مثبتی بر دیدگاه دانش آموزان نسبت به مسائل اخلاقی و اجتماعی داشته باشد. کلیدواژه ها: آموزش، ادبیات عرفانی، ارزش های اخلاقی، کتب فارسی دوره دوم متوسطه، اخلاق مداری.
بررسی و تحلیل عناصر درون ساز عرفانی در اشعارخاکی سلیمانیّه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۳
261 - 278
حوزههای تخصصی:
ملاّمحمّد خاکی سلیمانیّه ای ادیب، فاضل و صوفی اهل طریقت نقشبندیّه، عالم و شاعر دوره معاصر است. او در روستای احمدبرنده شهرزور از توابع شهر حلبچه استان سلیمانیه عراق به سال 1261 قمری متولّدشد. وی به دو زبان فارسی و کُردی شعر سروده است و دو اثر شعری از وی باقی مانده است. نسخه دیوان اشعار فارسی خاکی موجود است و این نسخه شامل 100 صفحه و در 1114 بیت در شهر سلیمانیه عراق توسّط فردی به نام عبدالرّحمن حسینی کتابت شده است. آنچه مسلّم است، خاکی با آثار شاعران کلاسیک زبان فارسی آشنایی داشته است و یکی از شاعرانی که خاکی به شعر وی نظرداشته حافظ شیرازی است. بیشتر ابیات خاکی محتوایی اخلاقی، دینی و عرفانی دارند. زبان شاعر ساده و روان و قابل درک است. سلوک صوفیانه وی که تحت تأثیر نقشبندیّه می باشد. با چراغ عقل راه عرفانی خود را در اشعار خویش پدیدارساخته و تزویر را سدّ راه کمال معرّفی می کند و چاره برداشتن موانع این راه را در کنترل نفس متذکرمی شود. خلوص و صداقت انسانی را ، راه اعتلای مقام انسانی می داند. عشق را تمامیّت راه هستی قلمدادمی کند و در عرصه معرفت رندی را در میان صفه صفا ناظر عمل خود می داند. روش تحقیق این مقاله نظری تحلیلی بوده وهدف آن بیان نظرات خاکی به کمک اصطلاحات عرفانی در اشعار وی است تا اثبات کند شاعر سعی کرده در فضای غبارآلود فکری زمان خود، راه هدایت برای مریدانش به وجودآورد و در این راه با توجه به نتایج پژوهش سرانجامی زیبا به تصویرکشیده است.
امکان سنجی معافیت پدر رضاعی از حد سرقت در پرتو آموزه های فقهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرابت رضاعی با شیرخوردن طفل، برحسب شرایط مندرج در ماده ۱۰۴۶ ق.م، از زنی ایجاد می شود که مادر واقعی طفل نباشد. این قرابت، مانع ازدواج میان خویشاوندان رضاعی می شود و آثار قرابت ناشی از نسب، مانند ارث و انفاق، در آن مطرح نمی شود. قانون مجازات اسلامی به پیروی از فقه شیعه، سرقت مستوجب حد را موجب قطع عضو می داند و صرف خویشاوندی را موجب سقوط مجازات حدی نمی شمارد؛ اما مجازات حد قطع در سرقت مالِ فرزند توسط پدر را براساس بند «ج» ماده ۲۶۸ ساقط کرده است. به کار بردن واژه کلی «پدر» در فقه و قانون، این سؤال اساسی را به ذهن متبادر می سازد که اگر سرقت توسط پدر از مال فرزند رضاعی صورت گیرد و جامع تمام شرایط موجب حد باشد، می توان بر سقوط حد قطع از پدر رضاعی قائل بود؟ جستار حاضر به روش توصیفی تحلیلی مبتنی بر منابع کتابخانه ای، با تتبع و بررسی دقیق ادله اربعه درباره سرقت حدیِ پدر و تطبیق آن با دیگر قواعد فقهی و قانونی، به این نتیجه رسیده است که قانونگذار با وضع مواد 120 و 121 قانون مجازات اسلامی بر تفسیر موسع از قاعده درأ گرایش دارد و حدیث «أنت ومالک لأبیک» نیز که دلالت بر وجوب احترام به پدر دارد، شامل قرابت ناشی از رضاع نیز می شودبرای جلوگیری از قطع رحم، از سرایت حکم عام در آیه می کاهد که براساس تلازم احکام عقل و شرع، همچنین تسالم اصحاب بر قاعده درأ و اهتمام شارع بر احتیاط در دماء در جرائم مستوجب حد، شبهه مصداقیه ای در گستره آیه سرقت ایجاد می شود که بر پدر رضاعی سرایت می کند و معافیت از مجازات قطع عضو در ماده 268 قانون مجازات اسلامی بر پدر سارق از مال فرزند رضاعی را دارای وجاهت شرعی و قانونی نشان می دهد.
اثبات ضرورت عقلی انتخاب سبک زندگی دینی بر پایه دلیل معقولیت و پاسخ به اشکالات درون دینی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات سال ۳۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۶
126 - 150
حوزههای تخصصی:
الگوی عقل گرایی اقتضا می کند تمام انتخاب ها بر پایه دلایل معتبر استوار شود. در صورت وجود چنین دلایلی باید از برترین آنها پیروی کرد. اما اگر چنین نشد و دلایل در اثبات گری به تکافؤ رسیدند، تکلیف ندانم گرایی است. اما ندانم گرایی حداقل در بسیاری از موقعیت های عملی امکان پذیر نیست و فرد ناچار از انتخاب یک دیدگاه در عمل است. سبک زندگی عملی از جمله این موارد است که هر فرد آگاهانه یا غیرآگاهانه گونه ای از آن را برگزیده است. نگارنده بر آن است در چنین موقعیتی معقول ترین اقدام برگزیدن سبک زندگی دینی است. پشتوانه اثبات کننده این ادعا استدلالی است که بر پایه دلیل معقولیت و تقریری از استدلال شرطیه پاسکال با عنوان سود مورد انتظار برتر سامان یافته است. طبق این استدلال مجموع سود انتخاب سبک زندگی دینی نسبت به غیر آن بیشتر است؛ از این رو در عمل باید آن را برگزید. این دلیل با شرطیه پاسکال در برخی پیش فرض ها و کارکردها متفاوت است. کارکرد آن ترجیح سبک زندگی دینی در عمل است و در آن به محدودیت های این سبک زندگی توجه شده و انتخاب کنندگان غیر آن هم به صورت کامل از بهره های اخروی محروم نگردیده اند. این استدلال با اشکالاتی درون دینی روبه روست؛ مانند فقدان شرط لازم برای رستگاری، نبود قصد قربت به عنوان شرط عبادت، ناسازگاری با اصل برائت، ناسازگاری با قاعده «جُبّ» و بی ارزشی یا کم ارزشی دین داری برآمده از آن. در این مقاله پس از معرفی و تبیین استدلال به این اشکالات پاسخ داده شده است.
نسبت دین و انسان در اندیشه ی جوزایا رویس: تحلیلی بر نظریه ی "جامعه ی وفاداران"(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۳)
95 - 108
حوزههای تخصصی:
مسئله ی نسبت دین و انسان از مباحث بنیادین در فلسفه، جامعه شناسی و الهیات است که با تحولات فکری و اجتماعی همواره دستخوش تحولاتی بوده است. در دوران مدرن و به طور خاص در غرب، رشد عقل گرایی، سکولاریسم و فردگرایی، منجر به طرح پرسش های مهمی در حوزه دین شده است. در این میان، جوزایا رویس، فیلسوف ایده آلیست آمریکایی، با ارائه ی نظریه ی «جامعه ی وفاداران» کوشیده است تا چارچوب نوینی برای تبیین پیوند دین، اجتماع و هویت انسانی ارائه دهد. او دین را نه صرفاً مجموعه ای از باورهای متافیزیکی، بلکه تعهدی اخلاقی و اجتماعی به یک اجتماع معنوی می داند که در آن، وفاداری به ارزش های متعالی و خیر جمعی، جوهره ی دینداری را تشکیل می دهد. این جستار، با اتخاذ روش تحلیل توصیفی-انتقادی، نظریه ی رویس را در نسبت با چالش های معنویت در جهان معاصر مورد نظر و تأمل قرار داده است. یافته ها نشان می دهد که علی رغم تأکید رویس بر نقش دین در تقویت انسجام اجتماعی، نظریه ی او با نقدهای مهمی مواجه است؛ از جمله ابهام در تعریف جامعه ی وفاداران، نادیده گرفتن ابعاد وحیانی و عرفانی دین، و امکان سوءاستفاده ی ایدئولوژیک از مفهوم وفاداری. مقایسه ی آرای رویس با سنت فلسفی اسلامی نشان می دهد که برخلاف رویکرد او که دین را عمدتاً نظامی اجتماعی-اخلاقی تلقی می کند، در اندیشه ی اسلامی ایمان به وحی و حقیقت متعالی، بنیان دینداری را تشکیل می دهد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که نظریه ی جامعه ی وفاداران، با پذیرش ابعاد معرفتی و وحیانی دین، می تواند به مثابه امکانی برای بازاندیشی جایگاه دین در جهان مدرن قلمداد شود. این نوشته، نشان می دهد که دین، باوجود چالش های ناشی از مدرنیته، همچنان نقش مهمی در معنابخشی به حیات انسان معاصر ایفا می کند.
از جست وجوی حدیث تا گفت وگو با احادیث / مسیر تکامل هوش مصنوعی حدیث پژوه از سامانه نور تا چت بات تخصّصی حدیثی
حوزههای تخصصی:
این مقاله، به تحلیل مسیر تحوّل حدیث پژوهی در بستر فنّاوری های نوین می پردازد و نشان می دهد چگونه هوش مصنوعی توانسته پژوهش در متون روایی را از مرحله جست وجوی سنّتی واژهمحور به تعامل معنایی و گفت وگویی ارتقاء دهد. تمرکز پژوهش، بر سامانه «گفت وگو با احادیث نور» است که با بهره گیری از پردازش زبان طبیعی و جست وجوی معنایی، امکان طرح پرسش به زبان طبیعی و دریافت پاسخ مستند را فراهم می سازد.
در این نوشتار، سعی شده با بررسی ظرفیت ها و چالش های این سامانه، ضرورت حرکت به سوی چت بات حدیثی تخصّصی، با رویکردی میان رشته ای تبیین شود. همچنین در پایان، مدل پیشنهادی برای تکامل ایمن و علمی این سامانه ارائه شده که بر ترکیب سه مؤلّفه: بازیابی معنایی، استدلال تبیینی و اعتبارسنجی نقلی استوار است؛ مدلی که می تواند مبنایی برای شکل گیری نسل جدید دستیارهای پژوهشی هوش مصنوعی در علوم اسلامی باشد.
Islamic Ontology and Its Role in Creating and Strengthening the Sense of Poverty and Need for God(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
pure life, Volume ۱۲, Issue ۴۱, Winter ۲۰۲۵
57 - 72
حوزههای تخصصی:
SUBJECT & OBJECTIVES: This article aims to examine the role of Islamic ontology in shaping and reinforcing the human sense of poverty and need for God. The objective is to foster and internalize the feeling of poverty and the need for the Absolute Sufficient God within humans, as the most honorable of creatures.METHOD & FINDING: Utilizing verses from the Quran, narrations, and the philosophical and theological works of Muslim scholars, this article aims to describe and analytically gather relevant topics to explore certain ontological principles. The focus is on the divine attributes of perfection and the existential poverty of all beings before God. The findings of the research show that attention to these principles not only creates the feeling of human poverty and need for God but also enhances the ability to analyze and understand the truth, accepting human poverty and God's richness. This is expressed in the context of the relationship between the creator and the created, the emanator and the emanated, the theory of existential poverty, and the broader will and absolute power of God, thereby strengthening and manifesting these concepts. CONCLUSION: The results show that a correct and profound understanding of human poverty and absolute dependence on God leads individuals to seek the fulfillment of their needs and the attainment of perfection and pure life solely in the unlimited divine source.
تأویل گفتمان فلسفی آیات جهان شمول قرآن کریم با تأکید بر نظرات علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی دوره ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
123 - 148
حوزههای تخصصی:
در قرآن کریم مدعیات فراوانی در عرصه وجودشناسی با حفظ هویت اطلاق و کلیت بیان شده است که واجد تعمیم پذیری حداکثری و فراگیر است و ازآن جاکه زبان و رویکرد قرآن کریم، ایمان گرایانه و روش آن وحیانی است، پس از طرح مدعیات قرآنی فرایند منطقی در حوزه ارائه مدعیات، مطرح نمی شود، به این صورت که واسطه بین مدعا و نتیجه دیده نمی شود، لذا حد وسطی چون برهان و دلیل در متن قرآن کریم کمتر به چشم می خورد. از سوی دیگر، آحاد قرآن پژوهان و وحی شناسان، وحی و اشراق و دریافت نبوی را در عینیت با خرد می دانند. علامه طباطبایی با تسلط بر گفتمان فلسفی عرفانی از یک سو و همچنین توانمندی بر تفسیر قرآن کریم از سوی دیگر، به خوبی توانسته است بین گفتمان ایمان گرایی و خردگرایی، تطبیق و همسانی و همگرایی ایجاد کند. قرآن کریم در چندین آیه از آیات خود، احکامی فراگیر و پایدار از هستی را تبیین و توصیف می کند؛ آیاتی که حکایت از اقتضائات جهان شمولانه دارد و بسیار به مبانی نظرات حکمای اسلامی چون اصالت وجود و بساطت وجود و تشکیک وجود نزدیک است. علامه طباطبایی با تأکید ترتیبی و ساختار و انسجام و سازگارگرایانه، که تحت برهان «انّ ملازم» قرار می گیرد، از بداهت وجود به اشتراک وجود و از آن به زیادت وجود و سپس به اصالت وجود و آن گاه به تشکیک وجود و وحدت وجود، بساطت وجود و گستره آن را مبرهن می سازد. در این نوشتار به روش کتابخانه ای، در قالب یک فرایند تحلیلی و توصیفی، بسط و تطبیقی در خصوص آیات جهان شمول قرآن کریم و نظرات فلسفی و حکمی علامه طباطبایی مطمح نظر واقع می شود.
بررسی و تحلیل منابع و ماخذ خلیفه بن خیاط در کتاب تاریخ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال ۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲۴
59 - 86
حوزههای تخصصی:
کتاب «تاریخ» خلیفه بن خیاط به عنوان یکی از نخستین نمونه های تاریخ نگاری عمومی در سنت اسلامی، واجد ارزشی دوگانه است؛ از یک سو سندی تاریخی در ثبت تحولات سیاسی و اجتماعی صدر اسلام و از سوی دیگر نمونه ای روش مند از تلفیق سنت حدیثی با تاریخ نگاری نگارشی. این پژوهش با رویکردی تحلیلی به واکاوی دقیق منابع و مآخذی می پردازد که خلیفه بن خیاط در تدوین اثر خود بدان ها تکیه داشته است. یافته ها نشان می دهد که وی با بهره گیری از طیف متنوعی از راویان حدیث، مورخان هم عصر، آثار مکتوب پیشین نظیر سیره، مغازی و انساب و نیز با التزام به نقل زنجیره ای و ساختار سال شمارانه توانسته است روایاتی مستند، منسجم و قابل اتکا ارائه کند. تحلیل آماری ساختار روایت ها و جغرافیای راویان، وابستگی چشم گیر او به حوزه های علمی بصره و کوفه را آشکار می سازد. این مقاله با برجسته سازی جایگاه خلیفه بن خیاط در زنجیره تحول تاریخ نگاری اسلامی نشان می دهد که اثر وی نه فقط منبعی کهن بلکه الگویی روشمند برای مورخان نسل های بعدی است. خلیفه در این اثر از گونه های مختلف منابع از جمله روایت های شفاهی برای غنای محتوایی بهره برده است اما بررسی آماری نشان می دهد تکیه او بر تک نگاری ها و منابع مکتوب چون سیره و مغازیِ اواخر قرن اول و دوم هجری بیش از استفاده اش از تاریخ شفاهی بوده است.
تحلیل تطبیقی دیدگاه شهید مطهری و دکتر فنایی در نسبت سنجی اخلاق و رفتار
حوزههای تخصصی:
دکتر فنایی ادعا می کند اخلاق مسلمانان یک اخلاق آخرت گراست و در آن تنها برخورداری فرد از فضایل و ملکات نفسانی مهم است نه بروز رفتاری این ملکات؛ از این رو، مسلمانان تصویر درستی از جایگاه اخلاق در روابط اجتماعی ندارند. در مقابل، در فرهنگ کنونی غرب، رفتار اجتماعی یا همان اخلاق سکولار مطرح است که در آن خودِ رفتار بدون درنظر گرفتن انگیزه هایی که در پس آن است مورد توجه است تنها با این شرط که نباید به دیگران ضرری برسد؛ بنابراین، اخلاق سکولار چون یک اخلاق اجتماعی است و رفتار در آن اصل است برای زندگی اجتماعی بشر مناسب بوده و کارایی بیشتری نسبت به اخلاق مسلمانان دارد. این پژوهش جهت بررسی ادعای مذکور، به بازخوانی و مقایسه اندیشه شهید مطهری به عنوان چهره ای مطرح در میان اندیشمندان مسلمان و دکتر فنایی به عنوان یکی از طرفداران اخلاق سکولار در ایران پرداخته است. در این راستا، از روش تحلیل تطبیقی استفاده شد و نتایج به دست آمده نشان داد که بر ادعای دکتر فنایی مبنی بر غفلت از رفتار در اخلاق مسلمانان و برتری اخلاق اجتماعی سکولار، نقدهای جدی وارد است. از دیدگاه شهید مطهری نیز، به رغم تعارض ظاهری میان تعاریف ارائه شده از اخلاق توسط ایشان، رفتار مورد غفلت قرار نگرفته؛ هرچند نکاتی در این دیدگاه نیازمند توضیح است. تفاوت اصلی دو دیدگاه در آن است که دکتر فنایی برای اخلاقی بودن یک عمل، صرفاً قائل به حسن فعلی است؛ اما شهید مطهری حسن فاعلی را در کنار حسن فعلی لازم و ضروری می داند. همچنین به دست آمد که می توان تعریفی از اخلاق ارائه داد که چنین نقدهایی به آن وارد نباشد و به صراحت همه امور اختیاری، از جمله رفتار را شامل شود.
تحلیل فرآیند نهادینه سازی و تثبیت نماز در جامعه بر اساس ترتیب نزول سوره ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نماز از محوری ترین مناسک عبادی اسلام و از لوازم اصلی دینداری است. سوره های قرآن در دوره های مکی و مدنی با سازوکار مشخصی به ترویج نماز پرداخته و سعی کرده اند آن را به تدریج در جامعه نهادینه سازی کنند. توجه به مراحل تبلیغ نماز در جامعه از آغاز اسلام در مکه تا پایان تثبیت آن در مدینه، الگوی مشخصی را نشان می دهد که می تواند در امور علمی و تبلیغی قابل استفاده باشد. پژوهش حاضر با توجه به سیر نزول سوره های قرآن در مکه و مدینه و با کاربست روش توصیفی تحلیلی به این نتیجه رسیده است که قرآن کریم، فرآیند فرهنگ سازی و گفتمان سازی نماز را از فرد شروع می کند و سپس وارد مراحل خانوادگی و اجتماعی می شود؛ پس از آن، کارکردهای نماز را در جامعه برمی شمارد و آن گاه به آسیب شناسی و آفت زدایی از مسائل مربوط به آن می پردازد؛ به علاوه، پس از تثبیت نماز در جامعه، همچنان به تبیین اهمیت و کارکردهای آن پرداخته و به شبهات و دشمنی های رسانه ای مخالفان در این زمینه پاسخ می دهد. این پژوهش به طور کلی، مراحل پنج گانه ای را جهت نهادینه سازی و تثبیت نماز از آغاز تا پایان نزول قرآن شناسانده است که عبارت است از: 1. معرفی نماز به مثابه آیینی معرفتی اخلاقی و مناسکی؛ 2. فرهنگ سازی نماز در سطوح فردی و اجتماعی؛ 3. گفتمان سازی و کارکردگرایی با محوریت نماز؛ 4. جامعه سازی دینی و اخلاقی در پرتو نماز؛ 5. آسیب شناسی و آفت زدایی از جامعه دینی و نمازگزار. درباره زمان بندی هر یک از این مراحل باید گفت که معرفی نماز از همان ابتدای دوره مکی صورت گرفته و پس از آن، مراحل فرهنگ سازی و گفتمان سازی به ترتیب در میانه و پایان دوره مکی به وقوع پیوسته است. مرحله جامعه سازی، در کشاکش آماده شدن مسلمانان برای هجرت به مدینه و تشکیل حکومت اسلامی پی ریزی شده و در آغاز دوره مدنی نیز همچنان به صورتی جدّی ادامه پیدا کرده است. درنهایت در پایان دوره مدنی، مرحله آسیب شناسی و آفت زدایی به صورتی مفصل تبیین شده و بر تثبیت دین قیّم با محوریت نماز تأکید گردیده است.
A Comparative Ontological Study of the Existential Layers of the Quran in the Divine and Created Realms, from the Perspective of the Quran and Islamic Mysticism(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present study conducts an ontological study of the Quran, explaining its existential layers in the Divine Realm, also known as the World of God or the World of Necessity, and the Created Realm, also known as the World of Being or the World of Contingency. Based on the views of mystics and Quranic verses, it explains the existential ranks of the Quran and its specific names. The importance of this issue lies in proving the single, multi-ranked existence of the Quran and demonstrating that the Quran is present at every stage of existence, from the World of God to the World of Creation, each with a specific station and name. Through a comparative study of these ranks with Quranic verses, this article concludes that the Quran, as divine knowledge in the form of divine speech, saying, book, and both creative and written words, is present in an integrated manner at every rank of existence, accompanying the Perfect Human. A key finding of this article is that the ontological ranks of the Quran are sometimes expressed with a specific name in the Quran, such as Umm al-Kitāb (The Mother of the Book), Kitāb Mubīn (The Clear Book), and Nūr (Light), each pointing to a specific rank of the Quran's existence. In some cases, there is no specific name for a particular existential rank of the Quran in the verses, but the rank is referenced. For example, it is stated that the Quran was sent down from the rank of the name Allāh or the names al-Raḥmān or al-Ḥayy . This paper was written using a hybrid research method (textual-argumentative) and based on library and software data collection. It is an attempt to, for the first time in a coherent study, use mystical sources and Quranic verses to articulate the specific name of the Divine Book at each existential rank or at least the name of its existential rank.
زاویه دید مطلوب برای فقیه تولید کننده فقه تمدنی با توجه به نظریه هرمنوتیکی «دیدگاه»(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه سال ۳۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۱)
202 - 229
حوزههای تخصصی:
نظریه «دیدگاه» یا «زاویه دید» که در هرمنوتیک روشی مطرح شده است، به تأثیر زاویه دید مفسر بر فهم معنای متن اشاره دارد. این نظریه تأثیرات عمیقی بر فقه دارد، زیرا زاویه دید فقیه در برداشت های او از منابع متنی نقشی اساسی ایفا می کند و همین عامل می تواند علت تفاوت استنباط های فقها از یک متن واحد باشد. بر این اساس، پرسش اصلی این مقاله چنین مطرح می شود که اولا: زاویه دید چگونه بر فهم و برداشت های فرد تأثیر می گذارد؟ و ثانیا: زاویه دید مطلوب فقیه برای تولید فقه تمدنی چگونه شکل می گیرد؟ اهمیت این موضوع از آنجاست که فقه شیعی نقش ویژه ای در فرایند تمدن سازی نوین اسلامی ایفا می کند و فقها باید با استنباط های فقهی خود، نیازهای این فرایند را تأمین کنند؛ بنابراین، زاویه دید آنها در مواجهه با متون باید با این نیازها هماهنگ باشد. ازآنجاکه زاویه دید فرد، نتیجه منظومه فکری او و در ادامه تابع رویکرد کلان وی به مسائل است، این مقاله استدلال می کند که زاویه دید مطلوب برای یک فقیه تمدنی باید مبتنی بر مبادی کلامی ای باشد که مشروعیت حکومت فقیه در عصر غیبت را تضمین کند و اختیارات لازم برای حکمرانی را به او اعطا نماید، مقاصد کلی شریعت را، که با ماهیت اجتماعی از نصوص استخراج شده اند و عامل پویایی و انعطاف پذیری فقه هستند، در بر داشته باشد، شامل شناخت کافی از اقتضائات زمانه و نظامات اجتماعی باشد تا تأثیرات زمان و مکان بر موضوعات را به درستی تشخیص دهد. علاوه بر این، رویکرد کلان یک فقیه تمدنی در مواجهه با مسائل باید اجتماعی و حکومتی باشد و به صورت نظام مند پیگیری شود، چراکه با رویکردی فردی نمی توان به موضوع شناسی و حکم شناسی تمدنی دست یافت.
تحلیل تطبیقی دیدگاه های عبدالزهراء حسینی خطیب و صبری ابراهیم السید درباره منابع نهج البلاغه مطالعه موردی: سخنان مشترک (منتسب به دیگران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۳۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۶)
86 - 112
حوزههای تخصصی:
پژوهشگران معاصر تلاش های زیادی برای یافتن منابع و استنادات نهج البلاغه انجام داده اند. عبدالزهراء حسینی خطیب یکی از این پژوهشگران است که با کتاب مصادر نهج البلاغه وأسانیده، اثری مهم برای منابع سخنان امام علی(ع) در نهج البلاغه فراهم آورده است. صبری ابراهیم السید پژوهشگر دیگری است که گرچه نگاهی منتقدانه به نهج البلاغه دارد، اما برای یافتن منابع بیشتر برای آن کوشیده است. هدف این مقاله، بررسی این مسئله است که برخورد این دو پژوهشگر با منابع نهج البلاغه چگونه است، که با توجه به گستردگی مطالب برای یک مقاله، آن دسته از متون نهج البلاغه بررسی می شوند که در منابع پیش از سید رضی به دیگران منتسب شده است. براساس نتایج تحقیق، از میان 18 خطبه ای که صبری ابراهیم آنها را منتسب به افرادی جز امام علی(ع) می داند، هشت مورد آن درست است و ده مورد خطا. بخشی از تشخیص های نادرست می تواند ناشی از استقرای ناقص باشد، اما بخشی دیگر به باورهای آشکار و نهان نویسندگان بازمی گردد. همچنین، بررسی روش استناد به منابع در کتاب مصادر نهج البلاغه وأسانیده نشان می دهد که مؤلف در بسیاری از موارد به شرط هایی که برای منابع گذاشته، پایبند است اما در مواردی چنین نیست یا با فرض هایی به اشکالات پاسخ می دهد که از نظر تاریخی اثبات شدنی نیست.
ارزیابی قاعده انگاری عدالت بر پایه قاعده ملازمه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش در پی پاسخ دادن به این پرسش مهمّ است که آیا قاعده ملازمه حکم عقل و شرع می تواند ما را در فرایند قانونگذاری و افتاء به فهمی خردپسند و راهگشا از عدالت برساند؟ در پاسخ به این پرسش نگارندگان در وهله نخست به پیشینه قاعده و معنای کلمات آن در بستر تفکّر فقهی شیعه می پردازند و سپس بیان می کنند که این قاعده صرفنظر از این که نصّ صریحی در مورد آن وجود ندارد و مورد اجماع فقها نیست، خود دچار دو مشکل اساسی ابهام در معنای کلمات و جملات از یک سو، و تعارض درونی جملات از سوی دیگر است. نگارندگان پس از ترسیم تناقض و ایرادات اساسی آن با تکیه بر روش تحقیق کتابخانه ای و تحلیل مباحث در بیانی جدید، ادعا نموده اند که قاعده ملازمه حتی در فرض صحّت نیز نمی تواند هیچ پشتوانه ای برای فهم عرفی عدالت در جهان معاصر باشد تا از این رهگذر بتواند به ما در فهم بهتر آن در فرایند افتاء یا قانونگذاری کمک کند، بنابراین برای دفاع از قاعده انگاری عدالت و مطرح نمودن فهم عرفی از آن لازم است در پی دلایل روشن تر و محکم تری بود.
تبیین قاعده اخلاقی ارزش ذاتی محیط زیست در مرافعات اشخاص نسبت به ملی نمودن اراضی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
79 - 92
حوزههای تخصصی:
امروزه مبانی اخلاقی ارزش ذاتی محیط زیست محملی برای پدید آمدن حق بر محیط زیست به عنوان یکی از موضوعات مهم در نظام بین المللی و قوانین داخلی کشورها است. مشکلاتی مانند گرمایش زمین و سوراخ شدن لایه ازون بواسطه قطع جنگل ها و از بین رفتن گیاهان نادر، آلودگی های زیست محیطی، باران اسیدی و کاهش منابع آب، علاوه بر تخریب محیط زیست، زندگی انسان را نیز تهدید می کند. اگرچه جرایم زیست محیطی به عنوان جرایم بدون قربانی شناخته می شوند، اما به ندرت به صورت کامل مورد توجه قرار می گیرند. با این اوصاف در این تحقیق به ارتباط این موضوع با مالکیت افراد و ملی نمودن اراضی توجه می شود. مالکیت افراد نسبت به اموالشان در همه ی جوامع همواره مورد توجه بوده و هست. از گذشته تا حال کاملترین حق عینی در حقوق ما حق مالکیت می باشد و این حق همیشه قابل احترام و تکریم بوده و هیچ کس نمی تواند به حق مالکیت دیگری تجاوز کند؛ پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که در مواردی که دولت(اداره منابع طبیعی) در راستای اجرای قانون ملی شدن جنگل ها و مراتع مصوب 1۳41 و قوانین بعدی ، با بررسی سابقه و سنجش موقعیت یک محدوده مشخص از اراضی با معیارهای مشخص و از پیش تعیین شده، مبادرت به صدور برگه ی به نام «برگ تشخیص» انجام می گیرد و ادعای مالکیت نسبت به زمینی را دارد . آیا بار اثبات این ادعا بر دوش دولت(اداره منابع طبیعی) است یا بر دوش مالک شخصی ملک؟ در این زمینه نتایج تحقیق نشان دادند که مبنای اخلاقی درباره ارزش ذاتی محیط زیست در بحث اراضی ملی بر اساس ایجاد عدالت میان رابطه انسان و اراضی لحاظ شده و رویه مالکیت افراد در دو بحث تقصیر و قصور دولت و اشتباه مأمور مجری در تشخیص مستثنیات مهمترین عوامل در مرافعات اشخاص نسبت به اراضی ملی هستند.
شخصیت پردازی ایوب، همسر وی و ابلیس در قرآن کریم ومقارنه آن با فیلم ایوب پیامبر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فیلم سینمایی ایوب پیامبر در سال 1372 به نویسندگی و کارگردانی فرج الله سلحشور تولید شد. قصه ای که این فیلم روایت می کند با آنچه قرآن کریم بیان کرده است تفاوت های اساسی دارد. با آنکه داستان ایوب در قرآن در شش آیه آمده است اما اینگونه نیست که این داستانِ کوتاه، ناقص بیان شده باشد و یا عناصر داستانی مثل عنصر شخصیت پردازی را نداشته باشد. در داستان ایوب قرآن، چهار شخصیت داریم: ایوب، رب، شیطان و اهل. شخصیت پردازی فیلم سینمایی ایوب پیامبر از این چهار شخصیت با شخصیت پردازی قرآن از این چهار شخصیت متفاوت است. این تفاوت اساسی در شاکله و زیربنا در این دو روایت از داستان ایوب به دلیل آن است که در فیلم سینمایی ایوب پیامبر، قصه قرآن مبنای کار قرار نگرفته است بلکه منابع دیگر مثل کتاب مقدس، روایات و کتب قصص انبیا مورد استناد قرار گرفته اند.
از نگاه عربی: متفکران معاصران ایران و جهان عرب (1) داریوش شایگان: از خاطره ازلی تا هویت چهل تکه
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۱۲)
185 - 219
حوزههای تخصصی:
داریوش شایگان، فیلسوف و نویسنده و متفکر برجسته ایرانی، از مهم ترین چهره های فکری معاصر بود که زندگی اش را وقف آموختن علوم و فرهنگ های مختلف و تأمل در هویت شرقی و نقد سنت و تجدد کرد. او در فضایی چندفرهنگی و چندزبانه پرورش یافت و با نگاهی تطبیقی میان حکمت اسلامی و عرفان شرقی و فلسفه مدرن غربی پل زد. شایگان ابتدا با ستایش سنت های شرقی شناخته شد، اما در ادامه به نقد بنیادین آنها و ضرورت عقلانیت انتقادی و مدرنیته پرداخت. آثار او تلفیقی است از بینش عرفانی و دغدغه های هویتی و واکاوی نسبت شرق و غرب. مقاله حاضر نوشته متفکر عراقی استاد دکتر عبدالجبار رفاعی است. رفاعی در این مقاله تلاش کرده است در هفت بخش، مؤلفه های اصلی اندیشه های شایگان را بررسی و به مخاطب جهان عرب معرفی کند. این مقاله با کسب اجازه از مؤلف به فارسی ترجمه شده است.
تأملی در نسبت حکمت معنوی با معماری و شهرسازی؛ ضرورت بازتعریف جایگاه حکمت در خلق فضاهای معنادار: مقایسه تطبیقی بافت سنتی و بافت جدید شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۳
118 - 146
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، واکاوی نسبت حکمت معنوی با معماری و شهرسازی و تبیین امکان احیای فضاهای معنادار در بستر طراحی معاصر است. در این راستا، مقاله با رویکردی میان رشته ای و بهره گیری از روش تحلیل مفهومی و تفسیرگرایانه، به بررسی متون فلسفی، عرفانی، و نظریات معماری سنتی و معناگرای معاصر می پردازد. با تحلیل اسنادی و مقایسه تطبیقی نمونه هایی همچون بافت تاریخی یزد، تلاش شده است تا عناصر مؤلفه های فضایی حکمت محور شناسایی و قابلیت های بازتولید آن ها در معماری معاصر ارزیابی شود. چارچوب نظری پژوهش بر مبانی حکمت اسلامی، آرای متفکرانی چون ملاصدرا، سید حسین نصر، رنه گنون، هانری کربن و کریستوفر الکساندر استوار است. یافته های پژوهش نشان می دهد که فضا در سنت های حکمی، ساحتی وجودی برای تجلی معنا، اتصال با نظام کیهانی و تجربه تعالی تلقی می شود؛ درحالی که در طراحی های مدرن، این لایه معنایی به حاشیه رانده شده است. در پاسخ به این گسست، پنج راهبرد برای بازتعریف جایگاه حکمت در طراحی فضایی پیشنهاد می شود: ۱) طراحی از مسیر شهود و پالایش درونی معمار، ۲) تدوین زبان الگو و بانک دانش معماری سنتی، ۳) بازآفرینی شهری با منطق حکمت عملی، ۴) احیای انتقادی الگوهای بومی، و ۵) ارتقای رویکرد شهرسازی معناگرا در مقیاس کلان. این راهبردها مستلزم تحول در آموزش معماری، بازاندیشی در نقش معمار، و ادغام ابعاد عقلانی، شهودی و معنوی در فرایند طراحی هستند. در نهایت، پژوهش بر آن است که حکمت می تواند پیوندی احیاگر میان فرم، معنا و انسان در معماری معاصر برقرار سازد.