فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۸۱ تا ۴۰۰ مورد از کل ۳۷٬۰۲۸ مورد.
منبع:
جامعه شناسی صنعتی سال اول بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
81 - 95
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مقارن با رنسانس در اروپا و شکلگیری گام های آغازین در گسترش صنعت، در ایران، تمدن بزرگ و باشکوه صفوی پس از دوره ای طولانی از نابسامانی به قدرت رسید. در این دوره، برخی فعالیت های صنعتی در ایران هم پای اروپا و در مواردی حتی برتر از آن صورت می گرفت و زمینه های گسترش صنعت در ایران فراهم بود. با این حال، ایران نتوانست تحولات صنعتی مشابه اروپا را تجربه کند. این پژوهش به دنبال این است که دلایل این رخداد را بر مبنای نظریه جامعه کوتاه مدت، بررسی کند. براساس این نظریه، انباشت درازمدت سرمایه، مالکیت و نهادهای اجتماعی در ایران به دلیل ناامنی و بی ثباتی سیاسی، دشوار بوده است.روش: این پژوهش با توجه به ماهیت موضوع به روش تاریخی انجام شده است. تحقیق تاریخی که در زمره پژوهش های نظری قرار می گیرد، مبتنی بر اسناد و مدارک است. برهمین اساس، در این پژوهش تلاش شده است با مراجعه به اسناد اصیل به ویژه، سفرنامه های سیاحان اروپایی، داده های مورد نیاز برای آمون نظریه جامعه کوتاه مدت، جمع آوری و تحلیل شود.یافته ها: براساس یافته های تحقیق، در عصر صفوی، کارگاه های سلطنتی نقش مهمی در حیات اقتصادی کشور داشتند. این کارگاه ها تحت نظارت مستقیم دربار فعالیت می کردند و صنایع مختلفی از جمله نساجی، قالی بافی، اسلحه سازی و کوزه گری را شامل می شدند که در مواردی حتی از برخی مشابه های اروپایی نیز برتر بودند. یافته ها نشان می دهند، ناامنی در مناصب حکومتی و ثروتمندان، مهم ترین مانع گسترش صنعت بود. در نظام پادشاهی ایران، شاه، دارای فرّه ایزدی و قدرت مطلق بود و هیچ کس نمی توانست او را محدود کند. این امر منجر به ناامنی مالکیت و ثروت می شد، زیرا شاه می توانست هر زمان اموال و املاک افراد را مصادره کند. این ناامنی، انباشت سرمایه را غیرممکن می ساخت. شاهان صفوی با انباشت ثروت در خزاین سلطنتی، جلوی گردش سرمایه را می گرفتند. این امر منجر به کمبود سرمایه مالی می گردید و بحران اقتصادی را تشدید می کرد. صرافان و تاجران خارجی نیز با خارج کردن سرمایه از کشور، این بحران را عمیق تر می کردند.نتیجه گیری: صنعتی شدن خواست اساسی تمام کشورهای دنیاست اما این مهم مستلزم زمینه های تاریخی است. علیرغم اینکه در برهه ای حساس از تاریخ، تمدن بزرگ صفوی در ایران به قدرت رسید که می توانست پایه های صنعت را در ایران پی ریزی نماید؛ اما به دلیلِ مختصاتِ جامعه کوتاه مدت، این امر تحقق نیافت و ایران هیچ گاه نتوانست همپای ممالک اروپایی به گسترش فعالیت های صنعتی بپردازد.
بررسی چند معنایی حروف اضافه مکانی بر اساس رویکرد معناشناسی شناختی در گویش کردی ایلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی چندمعنایی حروف اضافه مکانی در گویش کردی ایلامی انجام شد و نشان داد که رویکرد معناشناسی شناختی، ساختار معنایی حروف اضافه مکانی را بهتر تبیین می کند. این پژوهش، تحقیقی نظری و توصیفی (غیر آزمایشگاهی) است که در آن، داده های مورد بررسی و معانی و مثال های مربوط به هر حرف اضافه، برگرفته از مکالمات روزمره گویشوران این گویش و شم زبانی نگارندگان است. تحلیل داده ها با استفاده از رویکرد چندمعنایی تایلر و ایوانز (2003) در چارچوب معنی شناسی شناختی انجام شد و 14 حرف اضافه مکانی موجود در گویش کردی ایلامی مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که گویش کردی ایلامی مانند سایر گویش ها، حروف اضافه مکانی مختلفی دارد که رویکرد معنی شناسی شناختی روش کاملاً مناسبی برای بررسی آنهاست. بررسی نحوه اشتقاق مفاهیم مختلف یک حرف اضافه از مفهوم اولیه آن در چارچوب شناختی نیز نشان داد که تمامی این مفاهیم به طور نظام مند و با توجه به ملاک های تایلر و ایوانز از معنای نخستین و مفهوم اولیه مشتق می شوند.
داغ ننگ سرطان: واکاوی فهم بیماران از اَنگ اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسائل اجتماعی ایران سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
53 - 86
حوزههای تخصصی:
سرطان ازجمله بیماری هایی است که همواره با پدیده اَنگ اجتماعی همراه بوده و فرد بیمار، علاوه بر رنج جسمانی، با قضاوت های اجتماعی نیز مواجه می شود. هدف این پژوهش، واکاوی درک و تجربه بیماران مبتلابه سرطان از قضاوت ها و برچسب هایی است که به صورت اجتماعی بر آنان وارد می شود. رویکرد پژوهش، کیفی و با استفاده از راهبرد داده بنیاد هدایت شده است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری شد و تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. مشارکت کنندگان شامل ۱۳ نفر (۴ مرد و ۹ زن) مبتلابه سرطان بودند. مصاحبه ها پس از پیاده سازی، با استفاده از نرم افزار MAXQDA کدگذاری و مقولات و مفاهیم اصلی استخراج و تحلیل شد. یافته ها نشان داد که نگرش منفی، ترس و تصور گناه از فرایند ابتلا، موجب پنهان کاری، انکار و انزوای بیماران شده و سلامت روانی آنان را تهدید می کند. عوامل زمینه ای مانند شدت و تکرار اَنگ در محیط های مختلف، نقشی اساسی در تداوم این نگرش ها دارند. حمایت خانواده و رفتار مثبت کادر درمان می تواند تا حد زیادی آثار منفی را کاهش دهد، درحالی که تبعیض و رفتارهای منفی، حس بی ارزشی و اضطراب بیماران را تشدید می کند. تغییر در باورهای فرهنگی و آموزشی، مشارکت فعال بیماران در آگاه سازی جامعه و اصلاح سیاست های نهادهای درمانی، از مهم ترین راهکارهای کاهش اَنگ و تبعیض هستند. درنتیجه، ایجاد فضای حمایتگر و پذیرش اجتماعی می تواند کیفیت زندگی بیماران را بهبود بخشد، همدلی را در جامعه گسترش دهد و رویکردی انسانی تر در برخورد با بیماران سرطانی فراهم سازد.
سیاست دوستی در اندیشه سیاسی خواجه نصیرالدین طوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دوستی مدنی بین انسان ها فضیلت والا و پیش شرط سعادت و وجه ممتازی است که به اندازیه تاریخ بشر قدمت دارد. جوهریه سیاست به تعبیر اشمیت در دوگانیه دوستی-دشمنی خلاصه می شود. درواقع نفس سیاست منازعه برانگیز است. در قرون اخیر در جهان اسلام، ادبیات منازعه و ستیزه جویی بسط و گسترش یافته است. مصداق عینی این ادعا کنش های فرقه هایی مانند وهابیت و گروه های جهادی-تکفیری در منطقه است. از آنجا که اصل بر منازعه و وظیفیه سیاست حل منازعه مبتنی بر دوستی است، پژوهش حاضر درصدد بسط «سیاست دوستی» در ایران و میان ملت های مسلمان است. برای نیل به این مقصود، فضای فکری متفکر مؤثر عصر زرین اندیشیه اسلامی یعنی خواجه نصیرالدین طوسی را به دلیل اهمیتی که به محبت در سیاست می دهد و آن را بالاتر از عدالت می داند و ظرفیت خوبی برای پرورش سیاست دوستی دارد، با نگاهی نو قرائت می کند. پرسش اصلی این جستار آن است که سیاست دوستی در دستگاه فکری اندیشمند چگونه شکل می گیرد. فرضیه آن است که عناصر شکل دهندیه سیاست دوستی در دستگاه فکری خواجه نصیر نظیر خوشبختی عمومی، قدرت، برابری، پذیرش تفاوت، پذیرش دیگری، دوستی مسئولانه و عشق بستر شکل گیری سیاست دوستی را فراهم می کند. یافتیه پژوهش این است که اندیشیه سیاسی خواجه نصیر براساس الگوی نظری طراحی شده در زمینیه دوستی سیاسی و مدنی قابلیت معاصرسازی دارد. این پژوهش با بهره گیری از نظرات اندیشمندان مغرب زمین در زمینیه این سیاست دوستی (آرنت و دریدا) با جرح وتعدیل و نیز یک شاخص از امام خمینی سازیه نظری را طراحی کرده است.
زیست پروبلماتیک و اقدام به خودکشی در میان شهروندان ۱۸ تا ۴۰ ساله استان کهگیلویه و بویراحمد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسائل اجتماعی ایران سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
۸۲-۴۱
حوزههای تخصصی:
اقدام به خودکشی به عنوان یک کنش اجتماعی، در بستر تعاملات پیچیده فردی و ساختاری و تحت تأثیر عوامل فرهنگی شکل می گیرد. این پژوهش با استفاده از روش نظریه زمینه ای به بررسی تجربه زیسته افراد ۱۸ تا ۴۰ ساله در استان کهگیلویه و بویراحمد پرداخته و عوامل اجتماعی و فرهنگی منجر به اقدام به خودکشی و چگونگی شکل گیری یک زیست پروبلماتیک را کاوش کرده است. زیست پروبلماتیک تجربه ای از زندگی است که با مشکلات و چالش های متعدد و پیچیده همراه بوده و فرد را در معرض خطر قرار می دهد. در این مطالعه، با استفاده از روش نظریه زمینه ای، ۱۴ مصاحبه عمیق با افراد ۱۸ تا ۴۰ ساله (زن و مرد، متأهل و مجرد) که اقدام به خودکشی کرده بودند، از طریق نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انجام شد. داده ها با روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شدند. پژوهش پنج مقوله اصلی را شناسایی کرد و یافته های پژوهش نشان داد که زندگی پروبلماتیک تحت تأثیر تعارضات نسلی، فشارهای ازدواج سنتی، انگیزه های انتقام جویانه، تنهایی عاطفی و قبح زدایی اجتماعی از خودکشی قرار دارد. این مقوله ها در یک مدار پروبلماتیک، از تجربه زندگی مسئله مند تا کنش خودکشی، به عنوان برساختی اجتماعی شکل می گیرند. مقوله هسته، «مدار خودکشی از زندگی پروبلماتیک تا خودکشی پروبلماتیک»، نشان دهنده تعامل پیچیده عوامل اجتماعی، فرهنگی و فردی و چرخه ای از احساس ناامیدی و درماندگی است که منجر به اقدام به خودکشی می شود. یافته ها نشان داد که در بستر ایلی-قبیله ای کهگیلویه و بویراحمد، تعارضات میان سنت و مدرنیته همراه با کنترل های اجتماعی و خشونت، منجر به احساس بی قدرتی و انزوا در میان جوانان شده و آنان را به سمت اقدام به خودکشی سوق می دهد. این نتایج بر اهمیت مداخلات فرهنگی و اجتماعی برای پیشگیری از خودکشی در این منطقه تأکید دارند.
بازنمایی رسانه ای هویت ملی ایرانی در رویدادهای بزرگ ورزشی دوره انقلاب و جنگ (1357-1368): «بازی های آسیایی دهلی نو و سئول و المپیک سئول»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
247 - 288
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف شناخت نحوه بازنمایی رسانه ای هویت ملی ایرانی طی رویدادهای ورزشی بزرگ دوره انقلاب و جنگ 1357-1368 انجام و به بررسی هویت ملی در گفتمان رسانه های غالب آن زمان می پردازد. روش تحقیق تحلیل گفتمان تاریخی- انتقادی و رویکردهای وُداک و فرکلاف و چارچوب مفهومی نیز نظریه «ناسیونالیسم پیشپا افتاده» و بهره گیری از دکترین «ام القری» است. جامعه نیز رسانه های دنیای ورزش و کیهان ورزشی و جمهوری و کیهان در بازی های آسیایی دهلی نو (1361)، سئول (1365) و المپیک سئول (1367) است که با نمونه گیری هدفمند نظری صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد ارجاع به «ما» با اشاره به «ایران و اسلام»، «ملل مسلمان به مثابه بخشی از خود» و «انقلاب» صورت می گیرد. استراتژی های اسنادی برای بازنمایی رسانه ای مثبت خود برای «اقتدار جمهوری اسلامی»، «صدور انقلاب با ورزش»، «اخلاقمداری ایرانی»، «ملتی بزرگ»، «مسلمان حقیقی بودن»، «ناجی مستضعفین و شکست ناپذیر» و «مبارزبودن» ملت ایران است. مواضع اقناعی پایداری، وحدت، قدرت، حق، نوع دوستی و فرهنگ برای برساخت یک هویت ملی ایرانی- اسلامی و تاریخ، سوءاستفاده، تهدید و عدم سودمندی برای برساخت هویت «دیگری» استفاده می شود.همچنین نظم مستقر در دنیا مبتنی بر دولت-ملت است و در کنار آمدن با این واقعیت صلب نظریه ام القراء برای نوعی تطابق از سوی نظریه پردازان جمهوری اسلامی مطرح می شود. در حوزه ورزش و بازنمایی رسانه ای آن هم شاهد نوعی تطابق از همین دست هستیم و تحولی در مفهوم ملت و بازگشت به ملت به منزلهی دین و پیروان دین وجود دارد. بازنمایی هویت در رسانه های مدنظر نیز نماینده یک گفتمان و دارای شباهت های ایدئولوژیک در پوشش رویدادهای ورزشی هستند.
مهارت های عاطفی زندگی کودکان در رسانه های کرد زبان: (مطالعه موردی برنامه کودک سیمای مرکز کردستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۳۹)
201 - 219
حوزههای تخصصی:
کودکان افزون بر آموزش های اخلاقی و تربیتی، به یادگیری مهارت های زندگی نیز نیاز دارند. یکی از ابزارهای مؤثر در آموزش این مهارت ها، رسانه است. با توجه به نقش مهم رسانه ملی در آموزش مهارت های زندگی به کودکان، این پژوهش به بررسی سهم رسانه استانی کردستان در آموزش مهارت های عاطفی زندگی کودکان می پردازد. مسئله اصلی پژوهش آن است که رسانه های کردی زبان چگونه به آموزش مهارت های عاطفی زندگی برای کودکان می پردازند. هدف این مطالعه، تحلیل نحوه بازنمایی و آموزش مهارت های عاطفی در برنامه های کودک شبکه استانی مرکز کردستان، به ویژه در قالب برنامه "په پوله کان نیشتمان"است.انگیزه اصلی نگارش این پژوهش، درک تأثیر تلویزیون بر کودکان، شناسایی محتوای دریافتی آن ها و تمرکز بر تحلیل کیفی محتوای رسانه ای برای دست یابی به لایه های پنهان پیام های منتقل شده به مخاطبان کودک است. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و رویکرد استقرایی انجام شده است. چارچوب نظری پژوهش بر پایه نظریه کاشت جرج گربنر، نظریه یادگیری اجتماعی آلبرت بندورا، نظریه برجسته سازی مک کامبز و شاو و با اتکا بر نظریه برساخت گرایی در علوم اجتماعی فلیپ آریس شکل گرفته است. جامعه آماری شامل ۱۲۶ برنامه کودک تولید شده در نیمه دوم سال ۱۴۰۱ بوده که از میان آن ها، ۲۴ برنامه به شیوه هدفمند انتخاب و با استفاده از کدگذاری باز و محوری تحلیل شده اند.یافته ها نشان می دهند که در برنامه های کودک سیمای مرکز کردستان، بیشترین تأکید بر آموزش مهارت خودآگاهی عاطفی بوده و در مقابل، مهارت های هیجانی و مهارت مدیریت استرس کمتر مورد توجه قرار گرفته اند.
صلح گروگان روابط قدرت؛ لزوم حکمرانی ملکه گی در کندوی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صلح و قدرت ارتباط پیچیده ای دارند. پژوهش حاضر با هدف کمک به فهم بهتر مفهوم قدرت -به عنوان یک امر کلی و دارای شمولیت در ساحات مختلف زندگی- درکی غیرمتمرکز از قدرت و حکمرانی و پیوند آن با صلح را ارائه می کند. به این ترتیب با نگاهی جامعه شناختی و از لنز فوکو به مفهوم قدرت و حکمرانی می نگرد و نشان می دهد روابط قدرت در ارتباط با صلح در حوزه های مختلف زندگی افراد چگونه عمل می کند.
روش تحقیق کیفی از نوع نظرییه زمینه ای است و داده ها به روش نمونه گیری هدفمند و با تکنیک مصاحبیه نیمه ساختاریافته با 43 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز در سال 1402 به دست آمد و بعد از جمع آوری داده ها به شیویه کدگذاری مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها نشان می دهد مصاحبه شوندگان صلح را گروگان روابط قدرت و حکمرانی هایی می دانند که در تمام ساحات زندگی آن ها نمود یافته و توسط اشکال و روابط قدرت نامطلوبی از جمله «سلطیه سلاطین قدر قدرت»، «فناوری انضباطی قدرت» و «رژیم های حقیقت حاکم» گروگان گرفته شده است. آنان برای ترمیم این رابطه و دستیابی به صلح به «لزوم واژگونی روابط قدرت»، «شکل گیری روایت» و «جلوه گری مدارا و رواداری» اشاره داشتند.
برای خارج شدن از اوضاع پیش رو، توجه به حکمرانی نرم یا به تعبیری «حکمرانی ملکگی در کندوی اجتماعی» به عنوان ضرورت امروز و نیاز فردا احساس می شود.
رسانه ها و زندگی روزمره عشایر: مطالعه قوم نگارانه مصرف رسانه ای عشایر شاهسون استان اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۴شماره ۷۱
43 - 87
حوزههای تخصصی:
امروزه به واسطه جهانی شدن، یکی از مهم ترین تحولات دوران مدرن، شاهد ورود و نفوذ انواع فناوری های ارتباطی و رسانه ها در جوامع سنتی عشایری هستیم. با ورود رسانه ها به بافت زندگی روزمره عشایر، جریان های جهانی و محلی با هم تلاقی می یابند که این تلاقی پیامدهایی را برای مصرف رسانه ای عشایر در پی دارد. در همین راستا هدف اصلی این پژوهش بررسی مصرف رسانه ای عشایر شاهسون استان اردبیل در بافت زندگی روزمره است. این پژوهش با استفاده از روش قوم نگاری انجام یافته و برای جمع آوری اطلاعات از روش های مصاحبه قوم نگارانه و مشاهده میدانی استفاده شده است. جامعه موردمطالعه این پژوهش، افراد بالای 15 سال از طوایف مغانلو، عربلو، گیکلو و آیواتلو از عشایر ایل شاهسون استان اردبیل است. در این پژوهش، برای انتخاب نمونه ها از نمونه گیری انتخابی هدفمند استفاده شده و جامعه نمونه نیز با استفاده از قاعده اشباع نظری مشخص شده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها نیز از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. یافته های پژوهش که ذیل رسانه های مورداستفاده عشایر و محتواهای رسانه ای موردعلاقه عشایر ارائه شده، حاکی از آن است که تغییرات ناشی از ورود رسانه ها به اجتماعات سنتی عشایری، یکجانبه و در راستای تأثیرگذاری یکسویه رسانه ها بر وجوه مختلف فرهنگ عشایر نیست و اقتضائات محلی و زمینه ای زندگی روزمره عشایر، تأثیرات رسانه ها را تعدیل کرده و موجبات استفاده خلاقانه عشایر موردمطالعه از رسانه ها و محتواهای رسانه ای در بسترهای مختلف زندگی روزمره برای ایجاد دلالت های جدید شده است.
چالش های زیست بوم صنایع خلاق و فرهنگی و راهبردهای موثر بر رفع آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۴شماره ۷۱
89 - 119
حوزههای تخصصی:
در رویکرد غالب در توسعه، مسیر رشد از تولید و تمرکز بر صنایع با ارزش افزوده بالا نظیر صنایع خلاق و فرهنگی می گذرد. صنایع خلاق و فرهنگی تحت یکسری مولفه های محیطی اعم از فرهنگی، اقتصادی و سیاسی رشد می یابند که از آن با عنوان زیست بوم یاد می شود. زیست بوم خلاق محیطی مبتنی بر سرمایه های خلاق و فرهنگی است و به شبکه ای از افراد، سازمان ها، نهادها، زیرساخت ها و منابع اطلاق می شود که به صورت یکپارچه برای ایجاد، توسعه و ترویج فعالیت های خلاقانه و فرهنگی با یکدیگر همکاری می کنند. امروزه صنعت بازی سازی و انیمیشن از مهم ترین منابع غنی خلق ارزش فرهنگی و اقتصادی شناخته شده؛ به همین دلیل بسیاری از سیاست گذاران به اهمیت پیشرو بودن این صنایع آگاهی یافته و با شناخت چالش ها و ظرفیت های موجود در زیست بوم آنها، در پی سیاست گذاری جهت رفع چالش ها هستند. لذا هدف این مقاله شناسایی چالش ها و مسائل زیست بوم صنایع خلاق و فرهنگی از جمله انیمیشن و بازی سازی در ایران و ارائه راهکارهای سیاستی برای رفع آن با رویکرد کیفی و از طریق نمونه گیری هدفمند و مصاحبه با 15 نفر از متخصصین و فعالان این حوزه است. نتایج شامل دو بخش چالش های زیست بوم خلاق و فرهنگی و راهکارهای رفع آنهاست. چالش های زیست بوم صنایع خلاق و فرهنگی در ایران توسط متخصصین در قالب 8 مضمون اصلی شناسایی که شامل چالش های حوزه سیاستی، قانونی، سرمایه گذاری، آموزش، بازاریابی، همکاری های بین المللی، شبکه سازی و ضعف در زیرساخت های فناوری می باشد. همچنین برای بهبود وضعیت نیز در مورد هر یک از این حوزه ها راهکارهای مشخصی پیشنهاد گردیده است.
طرح راهبردی ارتقای همگرایی قومی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی ناجا سال ۱۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۳۷)
141 - 172
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: همگرایی قومی از مفاهیم کلیدی در مطالعات اجتماعی، علوم سیاسی و امنیتی است که به دنبال یافتن راه هایی برای هم زیستی در یک جامعه چندفرهنگی است. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل محیطی مؤثر بر همگرایی اقوام تلاش دارد تا راهبرد هایی را برای ارتقای همگرایی قومی ارائه دهد. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده ها توصیفی است که با استفاده از روش برنامه ریزی راهبردی دیوید، انجام شده است. مراحل پژوهش شامل ارزیابی عوامل داخلی(نقاط قوت و ضعف) و خارجی (فرصت ها و تهدید ها )، تعریف چشم انداز، ارزش ها، تدوین سیاست های راهبردی و در نهایت تشکیل ماتریس QSPM است. جامعه این پژوهش شامل اساتید و اعضای هیات علمی و پژوهشگران حوزه قومیت و نهاد های مرتبط و روش نمونه گیری با روش نمونه گیری هدفمند بوده که تعداد 52 نفر تعیین شدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد همگرایی قومی در ایران از نظر نقاط قوت و ضعف در وضعیت محافظه کارانه و از نظر تهدید و قوت در وضعیت تدافعی معطوف به تهدید قرار دارد. در ماتریس (QSPM) بیشترین راهبرد و امتیاز راهبردی به راهبرد های WT یا تدافعی تعلق گرفت. نتیجه گیری : موقعیت راهبردی همگرایی قومی در ایران در وضعیت تدافعی قرار داشته و در این زمینه چهار راهبرد 1-رفع احساس محرومیت نسبی به منظور مقابله با تاثیرگذاری رسانه ای بیگانگان در واگرایی اقوام؛ 2-اجتناب از نگاه امنیتی و اغراق آمیز در مسائل قومی به منظور مقابله با پیامد های واگرایانه؛ 3- مقابله با بسترهای ترویج افراطی گری مذهبی به منظور مقابله با پیامد های بنیادگرایی افراطی در منطقه؛ 4-اجتناب از جزم اندیشی در ارکان اداری و اجرایی کشور به منظور مقابه با بی عدالتی اجتماعی و پیامد های اختلاف افکنانه در اقوام به انضمام الزام ها و راهکار های اساسی تدوین شد.
واکاوی غایت مداری اخلاقی در اندیشه متفکران اسلامی معاصر و پیامدهای فرهنگی و اجتماعی آن؛ باتأکیدبر مبانی فلسفی استاد مصباح یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تغییرات اجتماعی - فرهنگی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۴
107 - 131
حوزههای تخصصی:
اخلاق غایت مداری، رویکردی است که ارزش گذاری افعال اخلاقی را براساس هدف و غایت نهایی انسان سامان می دهد. این نگاه، به ویژه در اندیشه متفکران اسلامی معاصر، جایگاه ویژه ای دارد؛ زیرا در بستر جهان بینی توحیدی و برمبنای نظام فلسفی و الهیاتی خاصی تبیین می شود. دراین راستا، استاد مصباح یزدی، باتکیه بر مبانی معرفت شناختی، هستی شناختی و انسان شناختی برگرفته از فلسفه اسلامی، نظریه ای منسجم و مبتنی بر غایت مداری در اخلاق ارائه کرده است که نه تنها بُعد نظری دارد، بلکه از منظر فرهنگی و اجتماعی نیز قابل تأمل است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی و تبیین مبانی فلسفی غایت مداری اخلاقی در اندیشه استاد مصباح یزدی پرداخته و نشان می دهد که از منظر وی، توحید به عنوان بنیادی ترین اصل در نظام هستی، جایگاه محوری در فهم ارزش های اخلاقی دارد. وی غایت نهایی انسان را «قرب الهی»، می داند و معتقد است که تمامی بایدها و نبایدهای اخلاقی باید در پرتو این غایت معنا شوند. از نگاه ایشان، کمال حقیقی انسان، امری واقعی و عینی است که ازطریق افعال اختیاری و با رعایت الزامات اخلاقی به دست می آید و این الزامات برخاسته از روابط علّی میان افعال و نتایج آن ها در سیر کمالی انسان هستند. بدین ترتیب، مفاهیم اخلاقی صرفاً ابزارهایی برای هدایت انسان به سوی آن غایت حقیقی اند. براساس این مبانی، اخلاق نه امری قراردادی یا صرفاً روان شناختی، بلکه امری هستی شناختی و واقع گرایانه است که با حقیقت وجود انسان و مسیر تکامل او گره خورده است. این نگرش، پیامدهای قابل توجهی در حوزه فرهنگ و اجتماع دارد؛ ازجمله تقویت بنیادهای اخلاقی در رفتارهای جمعی، ارتقاء مسئولیت پذیری فردی، و معنا یافتن اخلاق در بستر حیات دینی. درنتیجه، استاد مصباح باتأکیدبر تعیین صحیح غایت، یعنی «قرب الهی»، چارچوبی عقلانی، منسجم و متناسب با جهان بینی اسلامی برای اخلاق ارائه می کند که می تواند پاسخ گوی نیازهای فردی و اجتماعی انسان معاصر باشد.
شناسایی و تحلیل راهبردهای فرهنگی اجتماعی اثرگذار بر رفتار خرید نسل Z در بستر رسانه های اجتماعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تحولات فرهنگی، اجتماعی و فناوری های نوین تأثیر بسزایی بر رفتار خرید نسل Z داشته اند. این پژوهش با هدف شناسایی ابعاد و مؤلفه های فرهنگی و اجتماعی مؤثر بر رفتار خرید این نسل انجام شده است. جامعه آماری تحقیق شامل خبرگان حوزه فرهنگ و اساتید دانشگاه در رشته بازاریابی است. با استفاده از رویکرد تحلیل محتوای کیفی، داده های گردآوری شده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته و بر اساس مدل ساختاری تفسیری، سطح بندی شدند. در مجموع، 45 مقوله فرعی شناسایی شد که در 13 مقوله اصلی و 4 دسته شامل ویژگی های فرهنگی و اجتماعی نسل Z در خرید (مانند تأثیر گروه های مرجع، ترجیح پیام های کوتاه، مسئولیت پذیری برند و نیاز به تمایز)، راهبردهای فرهنگی و اجتماعی در فروش (مانند تخفیف های شخصی سازی شده، استفاده از اینفلوئنسرها و مشوق های مناسبتی)، تحولات فرهنگی در تجربه خرید (از جمله کاربرد واقعیت افزوده و هوش مصنوعی برای شخصی سازی پیشنهادات) و نقش فناوری های نوین (نظیر کاهش اثر رسانه های سنتی، افزایش اعتماد به هوش مصنوعی و ادغام سیستم های خرید با پیام رسان ها)، در یک مدل پنج سطحی ساختاری تفسیری سازماندهی شدند. نتایج نشان می دهد که نسل Z، تحت تأثیر تعاملات شبکه های اجتماعی، نظرات کاربران و گروه های مرجع قرار دارد. ارتباطات سریع، ویدئوهای کوتاه و ارزش های اجتماعی همچون مسئولیت پذیری برند، در تصمیم گیری های خرید این نسل نقش مهمی ایفا می کنند. همچنین، اعتماد فزاینده به فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی و واقعیت افزوده، تجربه خرید این نسل را دگرگون کرده است. یافته های این پژوهش می تواند به برندها و کسب وکارها در تدوین راهبردهای بازاریابی متناسب با ویژگی های فرهنگی و اجتماعی نسل Zکمک کند.
بررسی فراتحلیل الگوی اثربخشی ابعاد برنامه ریزی جامعه محور بر سلامت اجتماعی شهروندان شهرستان دیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تغییرات اجتماعی - فرهنگی سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۶
82 - 95
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف ارائه الگویی جامع برای بهبود سلامت اجتماعی از طریق برنامه ریزی جامعه محور در شهرستان دیر، بااستفاده از روش تحقیق آمیخته (کیفی-کمی)، انجام شد. در مرحله کیفی، ۱۰خبره شامل مدیران، اساتید و کارشناسان حوزه برنامه ریزی اجتماعی و سلامت، از اردیبهشت تا خرداد ۱۴۰۴شمسی، به روش نمونه گیری هدف مند و گلوله برفی مصاحبه شدند و داده ها با کدگذاری باز و محوری در نرم افزار MAXQDA تحلیل گردید تا ابعاد و مؤلفه های اثرگذار شناسایی شوند. در مرحله کمی، ۲۲۵نفر از کارکنان، مدیران و فعالان حوزه برنامه ریزی شهری و سلامت اجتماعی شهرستان دیر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسش نامه محقق ساخته برنامه ریزی اجتماعی با ۴۵گویه در ۵بُعد (مدیریت منابع، کارآفرینی اجتماعی، جامعه شناسی، مدیریتی، ارتباطی-خدماتی) و پرسش نامه سلامت اجتماعی کییز (۲۰سؤال در ۵زیرمقیاس)، جمع آوری و روایی ابزارها با روش های دلفی، CVI و CVR و تحلیل عاملی تأییدی و پایایی با آلفای کرونباخ تأیید شد. تحلیل داده ها با آزمون های کولموگروف-اسمیرنوف، تحلیل عاملی تأییدی و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار Smart PLS انجام شد. نتایج نشان داد که ابعاد ارتباطی-خدماتی، جامعه شناسی و مدیریتی برنامه ریزی اجتماعی، 8/34درصد تغییرات سلامت اجتماعی را تبیین می کنند (348/0R²=، 339/0GOF=)، و شاخص های 103/0Q²= و 541/0f²= قدرت پیش بینی و اثرگذاری مدل را تأیید کردند. یافته ها بر ضرورت تقویت زیرساخت های اجتماعی، سرمایه و اعتماد اجتماعی، و طراحی برنامه های بومی سازی شده متناسب با ویژگی های فرهنگی شهرستان دیر تأکید دارد تا سلامت اجتماعی شهروندان بهبود یابد.
نقش آموزه های معنوی در توانمندسازی اجتماعی و سبک زندگی: تحلیل تطبیقی مثنوی معنوی و آثار کاترین پاندر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تغییرات اجتماعی - فرهنگی سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۶
96 - 106
حوزههای تخصصی:
تحول سبک زندگی و توانمندسازی اجتماعی از مهمترین چالش های جوامع معاصر است و تحلیل نقش مؤلفه های معنوی در این حوزه می تواند به ارائه چارچوب های نُوین فرهنگی و تربیتی کمک کند. روش تحقیق از نظر هدف بنیادی از بُعد ماهیت کیفی-تحلیلی با رویکردی تطبیقی به واکاوی آموزه های توانمندسازی، خودباوری، دعا، عشق الهی و سبک زندگی در مثنوی معنوی مولانا و آثار کاترین پاندر می پردازد. پژوهش با هدف، تبیین سازوکارهای معنوی مؤثر بر ارتقای کیفیت زندگی فردی و تعاملات اجتماعی، وجوه اشتراک و افتراق این دو دستگاه فکری در زمینه تحول اجتماعی و بهبود نگرش فرهنگی است. یافته ها نشان می دهد که هر دو منظومه باتأکیدبر اتصال انسان به منبع معنا/هستی، بر ایجاد نگرش مثبت، تقویت عاملیت فردی، افزایش مشارکت اجتماعی و اصلاح سبک زندگی تأکید دارند؛ با این تفاوت که مولانا نگاه شهودی–عرفانی و پاندر دیدگاه کاربردی–روان شناختی به توانمندسازی ارائه می دهند. این نتایج می تواند مبنایی برای طراحی برنامه های آموزشی، مداخلات روان - اجتماعی و سیاست گذاری های فرهنگی در جهت ارتقای کیفیت زندگی قرار گیرد.
نظم خودانگیخته، از ضرورت معرفت شناختی تا ضرورت اخلاقی؛ هایک و شرایط امکان مطالعه علمی نظم مطلوب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴شماره ۶۹
9 - 42
حوزههای تخصصی:
هایک به تأسی از ریکرت، محدودیت های ذهن را به رسمیت می شناخت و از این رو کلیت واقعیت را نامتناهی و در ساحت شناخت، دسترسی ناپذیر می دانست؛ بنابراین، شناخت با انتزاع یا صورت بندی مفهوم ممکن می شود. به عبارتی دیگر، شیوه انتزاع یا نحوه صورت بندی مفهوم، طریقه درک ما از جهان را روشن می کند. در این معنا، انتزاع یا صورت بندی مفهوم ضرورتی معرفت شناختی برای ممکن شدن شناخت است. با این فهم، سرچشمه اعتبار انتزاع یا صورت بندی مفهوم (به مثابه ضرورتی معرفت شناختی که معرفت علمی را ممکن می کنند)، نه واقعیت بیرونی و بالفعل بلکه نحوه درک واقعیت و صورت بندی مفهومی از آن است؛ بنابراین، ادعای ضرورت در معرفت علمی از نگاه ریکرت به تقدم عقل عملی و در اندیشه هایک به تقدم امر انتزاعی مشروط می شود. به تعبیری تدارک ضرورت معرفت شناختی مشروط به ضرورتی هنجاری می شود. نقطه اشتراک هایک و ریکرت برداشت هنجاری این دو از منشأ اعتبار است. برای ریکرت، ارزش های نظریِ عقل عملی منشأ اعتبار است، برای هایک قواعد انتزاعی چنین کارکردی دارد. بر اساس چنین برداشتی، مفهوم هنجاری ای مثل نظم مطلوب سیمایی ژانوسی می یابد؛ ازیک سو غایتی است که باید محقق شود و ازسویی دیگر موجودیتی که می توان آن را موضوع مطالعه توصیفی قرار داد. این مقاله، ضمن تبیین تقدم منطقی «امر هنجاری» بر توصیف یا مطالعه علمی نظم مطلوب در آرای هایک و اسلاف فکری او، محدوده های مطالعه علمی مفاهیم اخلاقی ای مثل نظم مطلوب را روشن می سازد که بعدها پشتوانه ای برای بسط مفاهیمی چون توسعه قرار گرفته اند.
مطالعه دریافت مشترک مخاطبان از نماد در فیلم های سینمایی با تکیه بر نظریه سمبولیسم فطری شهید آوینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ تابستان ۱۴۰۴شماره ۷۰
251 - 280
حوزههای تخصصی:
فیلم سینمایی به عنوان یک محصول رسانه ای از زوایای گوناگونی قابل تحلیل و بررسی است. کاشت سمبول در هر فیلم را می توان به نوعی تهمید کارگردان در اثر گذاری بر مخاطب دانست. این امر را می توان هدف اصلی این پژوهش دانست. در این پژوهش برای واکاوی تاثیر سمبول های فطری در فیلم، از نظریه سمبول فطری شهید مرتضی آوینی استفاده شده است و به جهت تحدید سمبول های به کار رفته در آثار سینمایی، با استفاده از نظریه انسان کامل شهید مرتضی بر نمادگرایی انسان کامل در فیلم تمرکز شد. بدین منظور سه فیلم چ، بادیگارد و به وقت شام مورد پژوهش قرار گرفته است. در این پژوهش ابتدا از طریق مطالعه اسنادی، چارچوب نظری انسان کامل استخراج شد و سپس با نمایش فیلم های انتخابی به مخاطبان، سمبول های فطری درک شده متناسب با نظریه انسان کامل احصا گردید. همچنین با تحلیل محتوای کیفی اطلاعات گرده آوری شده از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته چگونگی اثر گذاری این سمبول ها بر مخاطبان مورد تحلیل قرار گرفت. نتیجه حاصل شده، قرابت بسیار زیاد میان ویژگی های انسان کامل تعریف شده در مکتب اسلام و آنچه در فیلم ها نمادپردازی شده و آنچه مخاطب دریافت کرده است را نشان می دهد. شباهت سمبول های دریافت شده توسط مخاطبین مختلف در یک فیلم و همچنین شباهت سمبول های دریافت شده میان سه فیلم، موید این مدعاست که سینما می تواند با نمادپردازی فطری، معانی مشابهی را به مخاطبین مختلف ارائه نماید.
سنجش طبقه متوسط جدید ایران در سه بعد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله سنجش طبقه متوسط جدید در ایران در سه بعد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، به منظور رسیدن به تعریف موثق از طبقه متوسط جدید در ایران است. طبقه متوسط در بُعد اجتماعی با شاخص تحصیلات، مدرک گرایی و کسب آگاهی های سیاسی و اجتماعی، در بعد سیاسی با شاخص های گرایش به حکومت قانون، حمایت از آزادی بیان و عقیده، گرایش به مشارکت سیاسی، عدالت، برابری فرصت های شغلی و حقوق شهروندی و در بُعد اقتصادی توافق با وام گرفتن از خارج سنجیده شد. جامعه آماری ۱۸۳۱۶ دانشجو، تعدادی کارکنان و تعداد هشت نفر ازاستادان دانشگاه شیراز در سال تحصیلی ۱۳۹۶ بود که از میان آن ها ۳۶۲ نفر به مثابه جامعه آماری انتخاب شدند. برای تعیین پایایی همسانی درونی گروهی گویه ها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. به منظور تعیین حداکثر برازش فرضیه ها با داده های تجربی جمع آوری شده از نرم افزار ایموس و برای تعیین برازندگی گویه ها در سه بعد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. تحلیل عاملی تأییدی همه گویه ها به خوبی توانستند پیشگویی معناداری برای عامل های خود باشند، به طوری که تمامی گویه ها موجب تأیید ساختار نظری طبقه متوسط جدید گردید. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که طبقه متوسط جدید گروهی اجتماعی است که به تحصیل، حکومت قانون، آزادی بیان و عقیده، مشارکت سیاسی و پیشرفت صنعتی گرایش دارد.
نقش سرمایه اجتماعی در رفتارهای حامی محیط زیست در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۹۸
225 - 252
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سرمایه اجتماعی می تواند بر جهت گیریهای زیست محیطی تأثیر داشته باشد. بنابراین این مطالعه به بررسی رابطه بین متغیر سرمایه اجتماعی و متغیر رفتارهای زیست محیطی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان پرداخته است. روش: مطالعه توصیفی- تحلیلی حاضر به صورت مقطعی در سال تحصیلی 1403-1402 انجام شده است. نمونه گیری به روش تصادفی به تفکیک دانشکده های مختلف و متناسب با حجم نمونه انجام گرفت. تعداد 600 دانشجو وارد مطالعه شدند. دانشجوی شاغل به تحصیل دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در یکی از مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای حرفه ای و دکترای تخصصی معیار ورود به مطالعه بود. ابزارهای جمع آوری داده ها پرسشنامه سرمایه اجتماعی اربن هارت-1 و پرسشنامه رواشده رفتارهای حامی محیط زیست بود. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی اسپیرمن و آزمون کروسکال والیس در نرم افزار SPSS-26 استفاده شد. یافته ها: وضعیت دو متغیر «سرمایه اجتماعی» و «رفتارهای حامی محیط زیست» به ترتیب ضعیف (49/24± 96/156) و متوسط (77/13 ± 92/102) ارزیابی شد و رابطه بین آنها مثبت و معنی دار بود. نتایج، رابطه مثبت و معنی داری بین دو مؤلفه «اعتماد فردی» و «همبستگی- حمایت اجتماعی» با متغیر «رفتارهای حامی محیط زیست» نشان دادند. همچنین، تمامی مؤلفه های رفتارهای زیست محیطی در سطح متوسط قرار داشته و تنها مؤلفه مصرف برق در محدوده قوی قرار داشته است. بحث: رابطه مثبت و معنادار بین سرمایه اجتماعی و رفتارهای زیست محیطی بیان کننده پتانسیل افزایش سرمایه اجتماعی برای ترویج رفتارهای زیست محیطی پایدارتر است. بنابراین تدوین یک برنامه جامع و کامل به منظور ارتقای جایگاه رفتارهای حامی محیط زیست در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کشور، از طریق آشناسازی دانشجویان با مفاهیم جدید توسعه پایدار و حفظ محیط زیست کمک رسان خواهد بود.
فرصت ها و چالش های فضای مجازی در حفظ هویت دینی و فرهنگی خانواده های اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فضای مجازی به عنوان یک ابزار دوسویه، هم می تواند عامل تقویت هویت دینی و یا باعث تضعیف آن باشد. هدف اصلی این پژوهش، بررسی تأثیرات فضای مجازی بر هویت دینی و فرهنگی خانواده های اسلامی است. روش پژوهش اسنادی و از نوع توصیفی - تحلیلی است. داده ها از طریق تحلیل اسنادی و بررسی منابع معتبر علمی جمع آوری شده اند. نتایج نشان می دهند که فضای مجازی از یک سو امکان تقویت هویت دینی، ارتباطات خانوادگی و گسترش آموزه های اسلامی را فراهم می آورد و از سوی دیگر، چالش هایی همچون گسترش محتوای غیراخلاقی، تهدید حریم خصوصی و ترویج ارزش های مغایر با اصول اسلامی را به همراه دارد. این پژوهش بر لزوم مدیریت آگاهانه فضای مجازی، ارتقای سواد رسانه ای و تولید محتوای باکیفیت اسلامی تأکید دارد. یافته ها حاکی از آن است که استفاده صحیح از این فضا می تواند به تقویت بنیان های دینی و فرهنگی خانواده های اسلامی منجر شود و نقش مؤثری در کاهش تهدیدات آن ایفا کند.