فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰۱ تا ۳۲۰ مورد از کل ۳۶٬۹۹۹ مورد.
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۱, January ۲۰۲۵
25 - 45
حوزههای تخصصی:
Background: Space is a constructed concept: a cultural and ideological segmentation, and a translation of the sociopolitical structures of society. On social media platforms, the public becomes a composite of privates, where individuals’ multiple selves are (re)presented before a multiplicity of audiences within a third type of space, which we coin the “publivate” sphere. This sphere emerges from the combination and blurring of public and private spaces on social media platforms.Aims: This article aimed to shed light on issues related to cyber self-(re)presentation within this “publivate” space.Methodology: We utilized cross-level integration, synthesizing micro- and macro-level theories, and interdisciplinary integration, incorporating concepts and theories from diverse fields, including social media studies, sociology, psychology, and regulatory perspectives.Discussions: We discussed how the interplay among public, private, and “publivate” selves, along with the reciprocal influences of conformity, pluralistic ignorance, normalization, and normativity, have been transforming the traditional compartmentalization of spaces in Iranian social life. Additionally, we discussed the complications of trans-jurisdictional regulation of cyberspace and their implications for users, particularly Iranians.Conclusions: Given the dynamic nature of societies, norms, and cultures, effective governance of cyberspace and cultural practices should account for sociocultural dynamics.
بازخوانی علم مدنی طوسی؛ راهی به سوی فهم لایه ای و چند بعدی از امر اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این مقاله در پی بازخوانی علم مدنی حکیم نصیرالدین طوسی و گشودن راهی به سوی فهم امر اجتماعی است. روش: روش این مقاله توصیفی-تحلیلی است. یافته ها: در اندیشیه خواجه طوسی، علم مدنی در ذیل حکمت عملی به اعمال آگاهانه و ارادی انسان می پردازد. از این رو برحسب مبدأ کنش انسانی می توان قائل به انواع سه گانیه علم مدنی شد. اگر محقق به کنش هایی توجه کند که مبدأ و منشأ آن ها ذات و طبیعت انسان باشد، محصول معرفتی او «علم مدنی حِکمی» است که همیشه ثابت است که از روش برهان پیروی و لاییه زیرین معرفت اجتماعی را تولید می کند. اگر مبدأ کنش ها وضع انبیا و امامان باشد، «علم مدنی شرعی» شکل می گیرد و روش آن اجتهادی است. اما اگر کنش های انسان ناشی از وضع و قرارداد اجتماعی باشد، مطالعیه آن در صلاحیت «علم مدنی خطابی» است که مقصود از آن نگاه واقع گرایانه به حقایق تاریخی و دستیابی به مصالح، منافع و دفع شرور است. نتیجه گیری: با توجه به الگوی علم شناختی حکیم طوسی، «امر اجتماعی» به مثابیه هستی اعتباری، برحسب مبدأ کنش انسان دارای دو لاییه ثابت و متغیر است و دانش اجتماعی نیز امری فرایندی و محصول حرکت در بین این لایه ها است؛ بنابراین برای مطالعه و تبیین لایه های امر اجتماعی می توان انواع سه گانه ای از علم مدنی را صورت بندی کرد.
الگوی مدیریت تغییر سازمان های آموزشی با رویکرد تحول دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درک ماهیت تغییر سازمانی و مکانیسم های مدیریت موثر تغییر به گونه ای که سازمان ها بتوانند با موفقیت به اهداف تغییر دست یابند، زمینه ای حیاتی برای مدیریت و سازمان است. هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی مدیریت تغییر سازمانی در عصر تحول دیجیتال می باشد. این پژوهش از زمره پژوهش های کیفی است، که ازنظرهدف، توسعه ای و ازلحاظ گردآوری داده، توصیفی می باشد. پژوهش حاضر با بکارگیری روش فراترکیب در هفت مرحله: تنظیم پرسش پژوهش؛ بررسی نظاام مند متون؛ بررسی و انتخاب منابع مناسب؛ استخراج اطلاعات؛ تحلیل و ترکیب یافته ها؛ کنترل کیفیت و ارائه یافته ها انجام گردید. در ابتدا بر اساس معیارهای تعیین شده، 81 پژوهش انتخاب و با روش تحلیل مضمون مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در ادامه به منظور ارزیابی و پالایش مفاهیم و کدهای استخراج شده از روش گروه کانونی و برای سنجش پایایی از ضریب کاپای کوهن بهره گرفته شد. براساس یافته-ها چارچوب مدیریت تغییر دربرگیرنده: محرک های تغییر)بیرونی و درونی)، پاسخ راهبردی(بازمهندسی استراتژی ها و مسیرهای خلق ارزش، شناسایی تغییرات و ظرفیت های آتی فناوری، شناسایی تهدیدها و فرصت های دیجیتال)، نیاز به تغییر(زمینه سازی توسعه بلوغ دیجیتال، ارزیابی موانع و قابلیت ها، ارزیابی شکاف ها و خلاها)، حوزه تغییر(فناوری، سیستم، استراتژی، منابع انسانی، فرهنگ، ساختار)، اجرای تغییر، توانمندسازها(حمایت از نوآوری و تحول دیجیتال، فناورمحوری، مشتری محوری، سبک رهبری، رشد و توسعه (فردی و سازمانی)و تسهیل کننده های تغییر(تأمین منایع، یادگیری سازمان، مدیریت دانش، توسعه نظام استعداد دیجیتال، انطباق پذیری دیجیتالی سازمان، ارتباطات، رهبری، مشارکت) است. براساس یافته ها مدیریت تغییر سازمانی که بر سطح فردی، سازمانی و فراسازمانی تأثیر می گذارد،و به تدریج فشارهای وارده از سوی محیط برون سازمان و درون سازمانی را کاهش داده و یا از بین می-برد. تقویت یافته های این پژوهش به سازمان ها در مدیریت مؤثر و کارآمد تغییرات در همگام شدن با تحولات دیجیتال، مانایی سازمان و رقایت پذیر بودن کمک می نماید.
فرهنگ گذشته گرای ایرانی؛ تحلیل نشانه شناختی برنامه «تونل زمان» شبکه «من وتو»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات فرهنگی ایران سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۹)
63 - 101
حوزههای تخصصی:
رسانه ها به عنوان ابزارهای حافظه فرهنگی می توانند در احیای گفتمان گذشته گرا نقش داشته باشند. اینکه در هر رسانه ای گذشته مطلوب می تواند گذشته متفاوتی از سایر رسانه ها باشد و هر رسانه، گذشته مشخصی را به عنوان گذشته ایدئال بازنمایی می کند، حائز اهمیت است. این مقاله به تحلیل نحوه بازتولید گذشته ایرانی توسط رسانه ای همچون برنامه تونل زمان شبکه من وتو را می پردازد که در بازنمایی و بازتولید گفتمان گذشته گرا نقشی اساسی ایفا می کند. این مطالعه با بهره گیری از روش نشانه شناسی فرهنگی مکتب تارتو-مسکو انجام شده است. از مفاهیمی مانند تقابل های دوگانه، خود و دیگری، فرهنگ و نافرهنگ، متن و نامتن، و حضور و غیاب برای تحلیل داده ها استفاده شده است. محتوای برنامه «تونل زمان» به عنوان نمونه انتخاب و تحلیل شده است. یافته ها نشان می دهند که رسانه ها، به ویژه محتوای برنامه «تونل زمان»، چگونه گذشته را از حالت نامتن و میت به متن واجد حیات تبدیل می کنند. همچنین، این پژوهش نشان می دهد که گذشته مطلوب معرفی شده در این برنامه، گذشته زمان پهلوی است که از طریق مکانیسم های فرهنگی بازتولید و بازنمایی می شود. رسانه ها می توانند از طریق فرایندهای فرهنگی، گذشته را به عنوان آینده مطلوب بازتولید کنند. در این پژوهش، الگویی از فرهنگ گذشته گرای ایرانی ارائه شده است. پیشنهاد می شود پژوهش های آینده به بررسی نقش دیگر رسانه ها در بازتولید گفتمان های مشابه بپردازند. از محدودیت های این پژوهش می توان به تمرکز بر یک برنامه خاص اشاره کرد که تعمیم نتایج به دیگر محتواهای رسانه ای را محدود می سازد.
احساسات دانشجویان ایرانی در فضای دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات فرهنگی ایران سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۰)
119 - 146
حوزههای تخصصی:
این مطالعه به تحلیل احساسات و نگرش های دانشجویان ایرانی درباره دانشگاه ها و فضای آن ها پرداخته است. داده های تحقیق شامل ۵۱۰۸ پست منفرد از پلتفرم اجتماعی ایکس، منتشرشده در فاصله آذر ۱۴۰۲ تا آذر ۱۴۰۳ است. تحلیل احساسات با استفاده از ابزارهای مدرن و خوشه بندی K-means انجام شد که به شناسایی هفت خوشه اصلی منجر شد: 1) خوشه صفر به جنبه های چندگانه زندگی دانشگاهی پرداخته است و به ویژه بر استادان تأکید دارد؛ 2) خوشه یک دیدگاهی مثبت تر نسبت به زندگی اجتماعی در دانشگاه ارائه می دهد و پست ها به ویژه از روابط میان دانشجویان قدردانی کرده و از اندرکنش های مثبت با کارکنان و جو عمومی دانشگاه رضایت دارند؛ 3) خوشه دو برخلاف خوشه های دیگر احساسات منفی و انتقاداتی را به همکلاسی ها نشان می دهد؛ 4) خوشه سه بر اندرکنش های دانشجویان با پرسنل امنیتی و حراست دانشگاه متمرکز است و نگرانی ها درباره سخت گیری ها، ریاکاری های ادراک شده و رفتارهای مداخله جویانه را بیان می کند؛ 5) خوشه چهار به طورخاص بر دانشجویان مرد تمرکز دارد و پست ها از قضاوت های منفی درباره ظاهر و رفتار آن ها تا ابراز علاقه و تحسین متغیر هستند؛ 6) خوشه پنج تأثیر عمیق زندگی دانشگاهی بر سلامت عاطفی دانشجویان را بازتاب می دهد و هم از شادی ها و هم از ناامیدی ها در مواجهه با این محیط منفرد صحبت می کند؛ 7) خوشه شش به روابط میان دانشجویان و استادان پرداخته است.
سواد رسانه ای و زورگویی مجازی به زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زورگویی مجازی، از آسیب های اجتماعی فضای سایبر است که با رشد نفوذ اینترنت و رسانه های نوین، اهمیتی روزافزون یافته است. نظر به گستردگی و ناهمخوانی تعاریف مختلف از این پدیده، در پژوهش حاضر زورگویی مجازی را بر اساس مورد توافق ترین شاخص ها، عملی عامدانه، تکرارشونده و پیوسته تعریف کرده ایم که در بستر تکنولوژی های ارتباطی و اطلاعاتی و به منظور آزار دیگری، از سوی یک فرد یا گروهی از افراد صورت می گیرد، درحالی که قربانی قدرت، مهارت یا آمادگی لازم را برای مقابله ندارد. در این پژوهش، با استفاده از روش های کمی و با استفاده از پرسشنامه ای ترکیبی (جامعیه آماری 251 نفری)، کیفیت و کمیت زورگویی مجازی علیه زنان و نسبت آن با شاخص های سواد رسانه ای بررسی شده است. بر پایه یافته ها، زورگویی مجازی نسبت به زنان بزرگسال در ایران، خصوصاً در فضای شبکه های اجتماعی و ابزارهای پیام رسان، پدیده ای به نسبت شایع و بسیار آسیب رسان است که بیشترین آسیب آن، متوجه کودکان، نوجوانان و جوانان می شود. در جامعیه آماری پژوهش، 40 درصد از زنان 18 تا 50 سالیه مورد بررسی، مواردی از تجربیه زورگویی مجازی را گزارش کرده اند. همچنین میزان زورگویی مجازی مشخصاً با سطح سواد رسانه ای جامعیه آماری نسبت عکس دارد. سطح گستردگی این پدیده در میان زنان مورد پژوهش (که کمی بیش از نرخ متوسط این پدیده در گزارش های جهانی است)، می تواند زنگ هشداری برای مسئولان این حوزه باشد؛ زیرا آنچه روشن است، آموزش های رسمی و غیررسمی سواد رسانه ای، خصوصاً از منظر آموزه های انتقادی، هنوز با وضعیت مطلوب فاصلیه چشمگیری دارد.
تحلیل جامعه شناختی گفتمان نواندیشی دینی در ایران: مطالعه موردی؛ علی شریعتی، آیت الله طالقاتی و مهندس بازرگان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
نتایج تحلیل جامعه شناختی گفتمان نواندیشی دینی نشان داد این دوره، با تعدد و تکثر جریان های فکری و خرده گفتمان های معارض با نظم مستقر که مبتنی بر گفتمان توسعه ای آمرانه و گذشته گرا بود، شناخته می شود. آنها نه فقط با هژمونی گفتمان باستان گرای مستقر که در پی دین زدایی از عرصه حیات اجتماعی بود، بلکه با طیفی از اندیشه های مارکسیست، ناسیونالیست و لیبرال مواجه بودند. این گفتمان های رقیب، در میان طبقات متوسط شهری و تحصیل کردگان و حتی جامعه کارگر صنعتی که محصول توسعه فزاینده در نتیجه ی درآمدهای سرشار نفتی بود؛ از اقبال برخوردار بودند. در چنین شرایطی وجه غالب نواندیشی آنان؛ نواندیشی راهبرداندیشانه است و اگر چه می توان نمونه هایی از بازاندیشی در معرفت دینی همچون مقوله اجتهاد و شورا را در اندیشه علی شریعتی و آیت الله طالقانی بازشناخت، با این حال مصادیق فراخوانی شخصیت ها و مفاهیم دینی به منظور غیریت سازی و اسطوره سازی از گفتمانی، که اسلام زنده و پویا و مبارز را در مرکزیت صورتبندی گفتمانی خود قرار داده بود؛ در آثار آنها برجسته تر است. در شرایط رقابت گفتمانی و تعدد جریان های فکری، نواندیشان دینی در این دوره از کوشش معرفت اندیشانه در دین به سمت راهبرداندیشی برای رقابت بر سر استقرار نظام دانایی دین و معرفت دینی میل کرده اند و ضمن غیریت سازی از نظام مستقر و رقابت بر سر دال های تهی همچون عدالت و آزادی با خرده گفتمان های قدرتمند مارکسیستی و لیبرالیستی و تلاش برای تثبیت آنها در نظم گفتمانی خود، به غیریت سازی از قرائت سنتی از اسلام پرداخته اند.
دلهره های مسئولیت پذیری در فرزندآوری و بازتفسیر معنای فرزند؛ مطالعه ای در شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، با توجه به تغییرات خانواده و ارزش ها و عناصر آن در کلان شهرها شاهد تحولات زیادی در امر باروری هستیم. تحولات در حوزه خانواده و رفتار باروری حاکی از آن است که تغییرات عمیق و هستی شناختی در ذهن، یعنی بستر شکل گیری معنا رخ داده که نتیجه عملی آن، یعنی زوجین بی فرزند و تک فرزند در جامعه امروزی نمایان است. پژوهش حاضر، با هدف فهم درون ذهنیت زوجین بی فرزند و تک فرزند ساکن شهر اصفهان از ترس در مواجهه با مسئولیت پذیری در رابطه با فرزند انجام شده است.با استفاده از روش کیفی و رویکرد تفسیری و نمونه گیری نظری، 30 مصاحبه عمیق شامل 15 مصاحبه با زوجین بی فرزند که حداقل سه سال از ازدواجشان می گذرد، انجام شد و 15 مصاحبه نیز با زوجین تک فرزند که به طور ارادی تصمیم به بی فرزندی و تک فرزندی گرفته اند، صورت گرفت.مقوله هسته پژوهش با عنوان «مسئولیت پذیری فرزندزدا» و پدیده مرکزی آن تحت عنوان «بازتفسیر معنای فرزند» برساخت شد. احساس مسئولیت پذیری در قبال فرزندان، یکی از دغدغه های مهمی است که می تواند تصمیم زوجین به فرزندآوری را تحت تأثیر قرار دهد و قرائن گویای آن است که دست کم یکی از دلایل قصد بی فرزندی یا کم فرزندی برای گروهی از والدین، ملاحظات فرزندپروری و چگونگی ایفای نقش والد است. این فرایند در آن ها معنای فرزند را بازتفسیر کرده و معنای گذشته نگر از فرزند را که همراه با تکلیف و مبتنی بر انتخاب اجباری بوده زیر سؤال برده است.
تعارض گفتمان رسمی و واقعیت نسلی در جامعه پذیری جنسیتی نوجوانان ایرانی (تحلیل محتوای کتب مدیریت خانواده و سبک زندگی و بررسی خوانش دانش آموزان دختر از آن)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به مطالعه جامعه پذیری جنسیتی در دو کتاب درسی «مدیریت خانواده و سبک زندگی» ویژه دختران و پسران پایه دوازدهم و ارزیابی خوانش دانش آموزان دختر از محتوای جنسیتی کتاب ویژه دختران می پردازد. هدف این پژوهش تحلیل محتوای این کتب به عنوان ابزار جامعه پذیری رسمی، با تأکید بر بازنمایی ارزش ها، نقش ها، و روابط قدرت جنسیتی است و مطالعه و تیپ شناسی واکنش غالب دانش آموزان دختر به عنوان گروه هدف نسبت به محتوای کتاب است.روش پژوهش حاضر تحلیل محتوای کیفی استقرایی و مصاحبه عمیق با ده نفر از دانش آموزان است و داده ها با استفاده از نرم افزار MaxQDA کدگذاری و تحلیل شده اند.یافته ها نشان می دهد ساختار معنایی کتب مبتنی بر نگاه ذات گرایانه به جنسیت است که به بازتولید نقش های سنتی جنسیتی منتهی می شود. خوانش دانش آموزان دختر از کتاب ویژه دختران منطبق بر نتایج تحلیل محتوای کتاب است. آن ها معتقدند هدف کتاب بازتولید معنای زنانگی و مردانگی منطبق بر نظام جنسیتی سنتی و به حاشیه راندن کنشگری اجتماعی فعال زنان است. از این رو نسبت به محتوای کتاب واکنش های انتقادی، اعتراضی و مقاومت آمیز نشان داده اند که شکاف ارزشی میان گفتمان رسمی مدرسه و زیست جهان آنان را برجسته می کند.این پژوهش نشان می دهد که بازنگری در محتوای آموزشی جنسیتی برای همخوانی با تحولات فرهنگی اجتماعی و حفظ تأثیرگذاری برنامه درسی آشکار در فرآیند جامعه پذیری جنسیتی ضروری است.
رمزگشایی پدیدارشناسانه دیابت در جامعه صنعتی معاصر
منبع:
جامعه شناسی صنعتی سال اول بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
154 - 177
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دیابت به عنوان یک بیماری مزمن، در جامعه صنعتی معاصر به سرعت رو به افزایش است. برخی از ویژگی های جامعه صنعتی مانند شهرنشینی، و بی تحرکی، به طور مستقیم به تشدید این بیماری کمک کرده اند. برآورد می شود در سال 2050 تعداد مبتلایان دیابت به رقم شگفت انگیز 3/1 میلیارد نفر برسد. این بیماری در جامعه نوین ایران نیز که شهرنشینی و بی تحرکی در آن رو به فزونی است، به سرعت درحال افزایش است. شیوع گسترده دیابت در ایران از یک سو و پیامدهای زیان بار این بیماری از سوی دیگر باعث شده است بیماری دیابت به طور گسترده مورد توجه قرار گیرد. در این راستا، هدف این پژوهش، مطالعه جامعه شناختی تجربه زیسته دیابت، نزد بیماران دیابتی است.روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش پدیدار شناسی شوتز انجام شده و از مصاحبه عمیق و متوالی به عنوان ابزار کسب توصیفات تجربه زیسته استفاده شده است. در مجموع، 21 فرد دیابتی ساکن شهر جهرم به روش نمونه گیری هدفمند در طولِ یک دوره هشت ماهه مورد مطالعه قرار گرفتند. داده ها با استفاده از روش شوتز تحلیل و در قالب برساختِ مرتبه اول، مرتبه دوم، و سنخ بندی، طبقه بندی شد.یافته ها: در زیست سلامت محور، یافته ها مشتمل برشش مضمون اصلی شاملِ خود مراقبتی، خواب، کنترل وزن، سلامت جسمانی، سلامت جنسی، و سلامت روانی و 21 برساختِ مرتبه دوم بود. در سبک زندگی، یافته ها مشتمل برچهار مضمون اصلی شاملِ پرورش جسمی، الگوهای تغذیه، زیست دینی، زیست فراغتی، و 17 برساختِ مرتبه دوم بود. در بهزیستی روانی، یافته ها مشتمل بر چهار مضمون اصلی شامل زیست سازگارانه، زیست شادی آفرین، نگرش، زیست امیدوارانه و 17 برساخت مرتبه دوم بود. و بالاخره، در زیست معیشتی، یافته ها مشتمل بر چهار مضمون اصلی یا سنخ بندی شاملِ رفاه اقتصادی، نوسانات اقتصادی، حمایت مالی، تاب آوری اقتصادی، و 9 برساخت مرتبه دوم بود.نتیجه گیری: خود مراقبتی، سلامت جسمی، سلامت روانی و سلامت جنسی در تجربه زیستِ سلامت محور بیماران دیابتی نقش دارند. زیست فراغتی، زیست دینی، الگوهای تغذیه و پرورش جسمی در سبک زندگی بیماران دیابتی حائز اهمیت اند. رفاه اقتصادی، رفاه خانواده، مصرف گرایی و پیشرفت مادی در زیستِ معیشتی تاثیر دارند. و بالاخره، زیست سازگارانه، زیست شادی آفرین، نگرش و زیست امیدوارانه در بهزیستی روانشناختی بیماران دیابتی در کنترل بیماری موثر می باشند. یافته ها نشان می دهند بین دنیای صنعتی و دیابت پیوندهای نزدیکی وجود دارد.
مطالعه ی سبک الگوهای ارتباطی خانواده و نحوه هویت یابی نوجوانان در خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
117 - 134
حوزههای تخصصی:
نخستین پایگاه اجتماعی در تمام مراحل رشد به ویژه درسال های نوجوانی، که نقش مهمی را درتنظیم افکار،احساس و رفتار نوجوان ایفا می کند،خانواده می باشد ، از سوی دیگر پدیده ی نوجوانی با این پرسش اساسی همراه است که نوجوان ازخود می پرسد«من کیستم؟» این پرسش را که چندسال ادامه خواهدیافت «جست وجوی هویت» می نامند.رشد هویت شامل فرایندی است که در طی ان افراد به بررسی جنبه های مختلف زندگی پرداخته میشود به منظور درک تجربه زیسته دختران نوجوان از سبک الگوهای ارتباطی خانواده ونحوه هویت یابی آنان، دراین پژوهش روش کیفی بارویکرد پدیدارشناسی انتخاب شد جامعه آماری شامل تمام دانش آموزان دختر دوره متوسطه دومدرسن 19و20سالگی بود.به جهت تجزیه وتحلیل داده ها از روش کلایزی استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها به تولید4 مضمون اصلی و13مضمون فرعی منجر شد. مضمون های اصلی شامل استقلال داشتن نوجوان،همدلی خانواده با نوجوان،توجه بی قید وشرط به نوجوان و مهارت اجتماعی نوجوان بود، والدین با فراهم نمودن یک فضای باز و آزاد و تغییرات مثبتی در کیفیت ارتباطات خود باعث می شوند فرزندان بتوانند آزادانه نظرات، تمایلات، پیشنهادات و انتقادات خود را بیان نمایند. ایجاد ارتباطات خوب، گسترده و مؤثر با فرزندان، ایجاد فرصت برای ابراز نظر و بیان احساسات، تشویق و ترغیب فرزندان به سخن گفتن و ابراز نظر کردن، پذیرش اشتباهات و لغزش های احتمالی نوجوان، احترام گذاشتن به افکار و باورهای فرزندان، استفاده از نظرها و پیشنهادهای آنها در تصمیم گیری های خانوادگی و به رسمیت شناختن آزادی های معقول آنها از جمله موارد و اقدامات مؤثری است که می تواند مفید واقع شده و نهایتاً منجر به کسب هویت موفق می شود
جایگاه بیمه عمر در سیاست های کلی تامین اجتماعی با توجه به صحت یا بطلان فقهی معامله با اشخاص حقوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۶
633 - 358
حوزههای تخصصی:
با عنایت به به بند 5 سیاست های کلی ابلاغی تامین اجتماعی و استقبال روزافزون جامعه کنونی از انواع گوناگون و متفاوت بیمه عمر و چالش مشروعیت آن از سمت مصرف کنندگان و صاحب نظران و کارشناسان اینگونه بیمه، ضرورت و لزوم پژوهش پیرامون این موضوع آشکار می گردد. از آن جایی که صحّت هر عقد و قراردادی به لحاظ حکم شرعی متوقف بر این است که واجد شرائط عمومی صحت قرارداد و مبانی فقهی صحیح باشد، باید به آن موارد به طور دقیق پرداخته شود. و ازآن رو که امروزه تمامی قراردادهای بیمه عمر با شرکت های بیمه ای منعقد می شود و شرکت های بیمه نیز از مصادیق شخص حقوقی به شمار می آیند، بدین جهت در پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی به نظریه صحت معاملات با اشخاص حقوقی به عنوان یکی از مبانی فقهی حاکم برقرار دادهای بیمه عمر پرداخته می شود. بنا به یافته های پژوهش با تمسّک به اطلاقات و عمومات ادله معاملات و عقود و التفات به این نکته که مصادیق اشخاص حقوقی، منحصر در مصادیق اشخاص حقوقی زمان شارع نیست؛ بلکه هر زمان دارای مصادیق خاص مربوط به آن زمان می باشد که متناسب با زمان و مقتضیات جدید به وجود آمده است، مثل شرکت های بیمه امروزی که از مصادیق جدید اشخاص حقوقی هستند، مانعی از جواز و صحت معاملات با اشخاص حقوقی وجود ندارد.
ارتباط اعتیاد به گوشی هوشمند و افکار خودکشی با میانجی گری نگرش های فرهنگی در جوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با هدف تدوین مدل ساختاری نقش اعتیاد به گوشی هوشمند بر افکار خودکشی با میانجی گری نگرش های فرهنگی در جوانان انجام گرفت. روش این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی به شیوه معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز در سال 1403 است که طبق آمار 20785 نفر بودند. حجم نمونه 200 نفر، براساس قواعد معادلات ساختاری که تعداد 10 الی 20 نفر برای هر مؤلفه است، به صورت نمونه گیری دردسترس با روش پرسشنامه برخط انتخاب شد. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه اعتیاد به گوشی هوشمند کوه هی (2009)، مقیاس سنجش افکار خودکشی بک (1961) و پرسشنامه نگرش های فرهنگی هافستد (1984) است. داده های گردآوری شده با استفاده از روش معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان می دهد که اثر مستقیم اعتیاد به گوشی هوشمند بر افکار خودکشی، (271/0)b، اثر غیر مستقیم اعتیاد به گوشی هوشمند با میانجی گری نگرش های فرهنگی، (078/0)b و اثر کل، (349/0)b است و این رابطه به صورت مثبت و مستقیم معنی دار است. همچنین، متغیرهای اعتیاد به گوشی هوشمند و نگرش های فرهنگی به طور هم زمان قادر به تبیین 7/23 درصد از واریانس افکار خودکشی هستند. بنابراین، مدل نظری نقش میانجی گری نگرش های فرهنگی در رابطه بین اعتیاد به گوشی هوشمند با افکار خودکشی در دانشجویان در سطح 05/0 و با احتمال 95% تأیید می گردد و شیوع افکار خودکشی قوی مورد بررسی بالینی در دانشگاه آزاد تبریز 5/19 درصد محاسبه شد.
تحلیل فضایی علت های اصلی مرگ جوانان در ایران در سال 1400(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
235 - 258
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: جامعه ایران در دهه های گذشته، به موازات کاهش سطح مرگ ومیر، گذار اپیدمیولوژیک و تغییرات قابل توجه در علل اصلی مرگ ومیر را تجربه نموده است. با وجود ارتقاء سطح بهداشت و روند کاهشی مرگ ومیر در ایران، میزان های مرگ جوانان همچنان در سطح بالایی قرار دارد. هدف مطالعه حاضر شناخت الگوها و علت های اصلی مرگ جوانان در ایران است.روش و داده ها: مطالعه حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش تحلیل ثانویه است. داده های مورد استفاده برگرفته از مطالعه جهانی بار بیماری ها (2021) و براساس آخرین الگوی طبقه بندی علت مرگ (ICD-11) است. از شاخص میزان، جهت مقایسه علت مرگ به تفکیک جنس و در سطح استان استفاده شده است.یافته ها: عمده مرگ جوانان ناشی از بیماری های پس از گذار است و حوادث حمل و نقل، کویید-19 و سرطان ها سه علت اصلی مرگ جوانان در سال 1400 به شمار می روند. میزان مرگ مردان در هر سه علت بالاتر از زنان است. آزمون همبستگی پیرسون نشان از رابطه معنادار (sig<0.01) بین سطح توسعه و میزان مرگ ناشی از علل در استان ها است.بحث و نتیجه گیری: بیشترین علت مرگ جوانان در دسته بیماری های غیرعفونی و سوانح قرار می گیرد و این نوع علت مرگ قابل پیشگیری و عمدتا مرتبط با سبک زندگی افراد است. نیاز است بر فرهنگ سازی جهت تغییر سبک زندگی و رفتارهای اجتماعی افراد در کنار اهمیت نقش درمان، تاکید می شود. استان های کمترتوسعه یافته در اولویت سیاست گذاری هستند.پیام اصلی: مرگ ومیر جوانان در ایران، پدیده ای است که اغلب خارج از سیستم درمانی و تحت تأثیر انتخاب ها و رفتارهای فردی مرتبط با سبک زندگی رخ می دهد. بنابراین، سیاست های بهداشتی باید علاوه بر درمان پزشکی، به مداخلات پیشگیرانه معطوف به ارتقای آگاهی ها و اصلاح رفتارهای جوانان توجه نمایند.
از خیال تا زیست: تحلیل بسترهای تغییر معنای مادری در مادران تک فرزند لاهیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش انحرافات و مسائل اجتماعی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۵
27 - 55
حوزههای تخصصی:
معنای مادری در جهان امروز، تجربه ای پویا، ناهمگون و گاه متناقض است و به همین دلیل، بسیاری از زنان جوان به بازاندیشی در مفهوم مادری پرداخته اند. هدف این پژوهش، تحلیل بسترهای تغییر معنای مادری در میان مادران تک فرزند 20 تا 35 ساله است. این مطالعه با رویکرد کیفی و بهره گیری از روش نظریه داده بنیاد در نمونه ای 24 نفره از مادران تک فرزند 20 تا 35 ساله شهر لاهیجان انجام شد. این مادران با روش نمونه گیری نظری و گلوله برفی انتخاب شدند و تکنیک جمع آوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. پدیده محوری این پژوهش، «بی کرانگی مادری: تجربه ای چندوجهی، برگشت ناپذیر و سیال میان رنج ها و لذت ها» شناسایی شد. شرایط علّی شامل احساس کامل بودگی زنان، وابستگی افراطی مادر- کودک، مادری به مثابه مسئول تمام عیار فرزند و ایجاد فاصله از همسر است. یافته ها نشان می دهد که معنای مادری، ترکیبی پیچیده از احساسات، نقش ها و انتظارات است؛ تجربه ای که در بستر تعاملات اجتماعی شکل می گیرد و سیال است. نهادهای دولتی باید به بهبود کیفیت تجربه مادری، توجه لازم داشته باشند، زیرا در غیر این صورت اجرای هرگونه سیاست های جمعیتی در نهایت با مقاومت های معنادار مادران مواجه خواهد شد.
سوژه معلق مقاوم؛ نقد گفتمان حاکم بر پرورش سوژه در نظام آموزشی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله پیش رو به تحلیل و نقد بخش هایی از اسناد بالادستی نظام آموزشی، شامل سه سند مبانی نظری تحول بنیادین آموزش وپرورش، سند تحول بنیادین آموزش وپرورش و سند برنامه درسی ملی و نتایج آن در عرصه عمل آموزشی با هدف استخراج دلالت های مستقیم و غیرمستقیم در خصوص سوژه و پرورش آن می پردازد. پژوهش با طرح کیفی و دو روش انتقادی و تحلیل محتوای کیفی استقرایی در بررسی متن اسناد و سایر متون مرتبط انجام شده است و به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که «اسناد و گفتمان حاکم بر نظام آموزش وپرورش ایران، مؤید چه نوع سوژه ای است و چه نقدی بر این سوژه وارد است؟». یافته ها نشان می دهد که اگرچه در اسناد بالادستی سوژه مطلوب، غالباً با ویژگی های «سوژه مؤمن» توصیف شده است، اما دارای ابهامات و تناقض هایی است که موجب می شود سوژه محقق آن در عمل، مسیری متمایز با سوژه مطلوب، آرمانی و مصرح طی کند. دیگر این که برخلاف نقدهایی که سوژه پروری نظام آموزشی را با دوگانه نظام آموزشی غرب زده/دین زده تبیین می کند و علت شکست سیاست های آموزشی در پرورش انسان مطلوب را وارداتی بودن و تأثیرپذیری آن از فرهنگ غرب و یا دین زدگی و پرداختن افراطی به پرورش سوژه مؤمن و غفلت از سایر ابعاد انسان می دانند، باید گفت در حال حاضر در اسناد بالادستی و متعاقباً در عمل تربیتی، نوعی تعلیق، بلاتکلیفی و حصاربندی در خصوص قابلیت های انسان و حدود رشد و عاملیت او به چشم می خورد که منجر به شکل گیری و دامن زدن به تناقض و ابهام در خصوص نحوه مواجهه نظام آموزشی و دست اندرکاران تربیت با انسان و در نهایت پرورش «سوژه معلق» می شود. نتیجه این تعلیق، بنا به عاملیت ذاتی و بقاء سوژه (نه مرگ آن) می تواند مقاومت آشکار و پنهان در برابر گفتمان مدرسه، نه تنها در دانش آموزان، بلکه در معلمان و سایر دست اندرکاران شود.
طراحی الگوی روابط بین عوامل موثر بر ارتقاء تاب آوری جامعه در شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی فرهنگ سال ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
175 - 207
حوزههای تخصصی:
تاب آوری به عنوان توانایی بازگشت به شرایط اولیه، استفاده هوشمندانه از منابع، شبکه ها و ساختارهای پشتیبان تعریف می شود. این موضوع باعث ایجاد مفهومی از تاب آوری شده که به طور گسترده توسط محققانی که ناسازگاری های مفهومی در تحلیل تاب آوری و پتانسیل آن برای توجیه نظریه های خاص را برجسته می کنند، مورد انتقاد قرار گرفته است؛ بنابراین گنجاندن پایه های اجتماعی تاب آوری در چارچوب مفهومی آن برای پویایی لازم است. بر همین اساس، هدف این مقاله طراحی الگوی روابط بین عوامل مؤثر بر ارتقاء تاب آوری جامعه در شهر تبریز بوده است. روش تحقیق توصیفی- علّی بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل دو بخش خبرگان و کلیه شهروندان شهر تبریز بوده است. در این پژوهش 12 نفر از خبرگان در بخش اول مشارکت داشته و 384 نفر از شهروندان بر اساس دهک های درآمدی در بخش دوم پژوهش به پرسشنامه ها پاسخ داده اند. برای گردآوری داده ها از دو پرسشنامه استفاده شده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از مدل سازی ساختاری تفسیری و مدل سازی مسیری ساختاری بهره گرفته شده است. یافته های بخش مدل سازی ساختاری تفسیری نشان می دهد که عوامل مؤثر بر ارتقاء تاب آوری جامعه در پنج سطح قرار می گیرد که هر سطح دارای روابط مستقیم و غیرمستقیم با سطوح دیگر است. در این بین عوامل اقتصادی، تأثیرگذارترین عامل و ظرفیت یادگیری، تأثیرپذیرترین عامل در الگوی طراحی شده بوده است. همچنین آزمون الگوی طراحی شده، نشان دهنده روایی و پایایی مناسب الگو و تأیید روابط مستقیم و غیرمستقیم عوامل مؤثر بر ارتقاء تاب آوری جامعه در شهر تبریز بر اساس داده های تجربی بوده است.
فراتحلیل عوامل مرتبط با تغییر ارزش های خانوادگی و نگرش به طلاق و ازدواج در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
311 - 348
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ارزش ها و نگرش های مرتبط با خانواده بارزترین نقطه پیوند و تلاقی میان تداوم سنت های فرهنگی نسل های گذشته با پذیرش باورها و ذهنیت های نو در میان نسل های جدید است. تداوم و تغییر در ابعاد گوناگون خانواده و عوامل تعیین کننده آن، در پژوهش های متعددی مورد توجه محققان اجتماعی قرار گرفته است. هدف مطالعه حاضر، مرور سیستماتیک نتایج پژوهش های انجام شده در حوزه ارزش های خانوادگی و نگرش به طلاق و ازدواج در بین جمعیت زنان و مردان ایرانی است. روش و داده ها: در این مقاله با کمک روش مرور سیستماتیک، تعداد 60 پژوهش مرتبط در بازه زمانی 1384 تا 1402 بررسی شده است. یافته ها: براساس یافته ها، بیشترین عوامل همبسته با ارزش های خانوادگی شامل عوامل جمعیتی، ارزشی-فرهنگی، رسانه ای و اقتصادی بوده اند که در این میان عوامل رسانه ای با اندازه اثر 42/0، بیشترین اثرگذاری را داشته است. همچنین، عوامل مرتبط با نگرش به ازدواج را می توان به عوامل جمعیتی-خانوادگی، ارزشی-فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، فردی-شخصیتی و رسانه ای تقسیم بندی نمود که عوامل ارزشی-فرهنگی با اندازه اثر 33/0، بیشترین مقدار اندازه اثر را نشان می دهد. در نهایت، عوامل مرتبط با نگرش به طلاق را می توان به عوامل جمعیتی، خانوادگی، ارزشی-فرهنگی، فردی-شخصیتی و اجتماعی دسته بندی نمود که عوامل ارزشی-فرهنگی با اندازه اثر 37/0، بیشترین مقدار اثرگذاری را داشته است. بحث و نتیجه گیری: از بین عوامل ذکر شده، نقش عوامل ارزشی-فرهنگی در هر سه حوزه پررنگ بوده و حاکی از آن است که تغییرات صورت گرفته در حوزه خانواده ایرانی تأثیر بسیاری از تحولات ارزشی افراد و به خصوص نسل جوان تر گرفته و نقش رسانه ها نیز تسهیل کننده این روند بوده است. پیام اصلی: مرور سیستماتیک پژوهش ها نشان دهنده آن است که تغییرات در ارزش های خانوادگی، نگرش به طلاق و ازدواج در ایران، امری چندبعدی و پیچیده بوده است. اگرچه شبکه ای از علل مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و فردی در این تغییرات اثرگذار بوده است، اما نقش علل فرهنگی در وقوع این تغییرات پررنگ تر بوده است.
جنسیت و جهان های اجتماعی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مباحث مربوط به زن، جنسیت و امتدادهای اجتماعی آن چالش تاریخی جهان اسلام بوده و هست و رویکردهای مختلف فکری و اجتماعی که هریک مبتنی بر نظام های معنایی خاصی هستند، مواضعی را نسبت به این پرسش اتخاذ کرده اند. در یک واکاوی کلان نگر می توان ردپایی از دو نظام معنایی عمده اسلام و تجدد در پس زمینه این رویکردها مشاهده کرد. پژوهش حاضر درصدد مطالعه این رویکردها و تحلیل نظام های معنایی آن ها و صورت بندی رویکردهای معطوف به جنسیت در چارچوب جهان های اجتماعی است. این پژوهش در زمره تحقیقات کاربردی است و به لحاظ روشی در حیطه تحقیقات کیفی دسته بندی می شود. چارچوب مفهومی مطالعه حاضر، نظریه جهان های اجتماعی و روش به کاررفته برای شناخت نحوه تکوین این گفتمان ها در ساحت نظری و اجتماعی جامعه ایران، روش شناسی بنیادین است. براساس یافته های این پژوهش، ذات انگاری جنسیتی، امتداد اجتماعی جنسیت، نظام سازی اجتماعی مبتنی بر زوجیت و جنسیت به مثابه ظرفیت وجودی، از مهم ترین مؤلفه های نظریه اسلامی جنسیت است و فقه جواهری و حکمت متعالیه زمینه وجود معرفتی آن و تحولات اجتماعی و سیاسی عصر مشروطه و نیز انقلاب اسلامی ایران به عنوان زمینه های وجودی غیرمعرفتی این جهان اجتماعی در ایران هستند. همچنین برساخت گرایی جنسیتی، فراجنسیت گرایی، جنسیت به مثابه امر سیال، جنسیت به عنوان ابزار سلطه و نفی امتدادهای اجتماعی جنسیت از مؤلفه های محوری نظریه فمینیستی جنسیت است. تفکرات فمینیستی در غرب و جریان فکری نواعتزال و روشنفکری در جوامع اسلامی به عنوان برخی از زمینه های وجودی معرفتی و تفاوت های حقوقی زن و مرد در قوانین ایران و تحولات سیاسی دهه هفتاد در کشور، زمینه های وجود غیرمعرفتی این جهان اجتماعی در ایران بودند.
نگاه خیره مردانه در سینمای دهه نود ایران: مسئله ای اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واقعیت در سینمای ایران توسط مردان و برای مردان شکل می گیرد و در سینمای غالب، مردها همیشه به عنوان نگاه کننده و زن ها به عنوان ابژه نگاه تعریف می شوند. این امر در سینمای پیش از انقلاب ایران مشاهده می شده است. با وقوع انقلاب 1357، قوانین جدیدی تصویب شد که ظاهراً سعی داشت از نگاهی جلوگیری کند که در این قوانین «نگاه ابزاری» نامیده می شد. این موضوع در دهه اول پس از انقلاب موجب غیاب ساختاری زن شد؛ بااین وجود، با گذشت زمان، نگاه خیره مردانه مجدداً به سینمای ایران بازگشت. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که نگاه خیره مردانه در سینمای دهه نود ایران چگونه صورت بندی شده است؛ بدین منظور نظریه لورا مالوی به عنوان چارچوب مفهومی برگزیده شده است و نگاه خیره در سه سطح درون روایتی، دوربین و تماشاگر مطالعه خواهد شد. حجم نمونه شامل 15 فیلم از سینمای ایران در این دوره است که به شیوه هدفمند انتخاب شده اند و روش تحلیل، نشانه شناسی جان فیسک است. نتایج نشان می دهد که زنان در سینمای دهه نود در انقیاد نگاه مردانه بازنمایی می شوند؛ در سطح درون روایتی نگاه حامیانه، نگاه مشتاقانه، نگاه قدرت محور، نگاه مستأصل، نگاه خودبرتربینانه، نگاه متعجب و در سطح دوربین و در سطح تماشاگر نگاه خنثی، نگاه خودبرتربینانه و نگاه ابزاری تشکیل دهنده این نگاه هستند. نگاه خیره مردانه، مسئله ای اجتماعی در سینمای دهه نود محسوب می شود.