ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۴۱ تا ۲٬۱۶۰ مورد از کل ۱۹٬۶۶۰ مورد.
۲۱۴۱.

شناسایی عوامل اثرگذار بر بروز و اجرای ارزشیابی های کاذب در فرآیندهای آموزشی مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۵۵
زمینه و اهداف: هدف از پژوهش حاضر شناسایی عوامل اثرگذار بر بروز و اجرای ارزشیابی های کاذب در فرآیندهای آموزشی مدارس می باشد.روش ها: رویکرد پژوهشی از نوع کیفی و از نظر هدف کاربردی و به روش تحلیل محتوای کیفی عرفی می باشد و تحلیل داده ها نیز به صورت تحلیل تماتیک انجام شده است. تجزیه وتحلیل یافته های حاصل با استفاده از کدگذاری باز و محوری انجام شد.یافته ها: که منجر به شناسایی 100 مفهوم اولیه، 5 مقوله فرعی (عاملیت حرفه ای معلمان، برنامه ریزی و ساختار، امکانات و ابزار، تعاملات بین فردی، راهکار) و 3 مقوله کلی (عوامل فردی، عوامل سازمانی و راهبردها) شد.نتیجه گیری: می توان چنین نتیجه گرفت که یکی از اجزای اصلی یک نظام آموزشی، ارزشیابی است و نه تنها اطلاعاتی در مورد سطح دانش یا موفقیت دانش آموز می دهد، بلکه بازخورد برنامه آموزشی اجرا شده را نیز ارائه می دهد و لذا وجود ارزشیابی اصیل و عدم وجود ارزشیابی کاذب حائز اهمیت می باشد. براساس نتایج به دست آمده، ارزشیابی های کاذب تحت تأثیر عوامل مختلفی است و باید بر حسب وجود هر یک از عوامل، راهکارهای لازم را جهت کاهش ارزشیابی کاذب بکار بست.
۲۱۴۲.

بررسی نقش واسطه ای انگیزش اخلاقی در رابطه بین هویت اخلاقی و بی صداقتی تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۱
در دهه های اخیر، رفتارهای غیراخلاقی مانند تقلب و بی صداقتی تحصیلی در میان دانشجویان، شایع شده است؛ به طوری که می توان آن را یک پدیده ی اجتماعی دانست. هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی نقش واسطه ای انگیزش اخلاقی در رابطه بین هویت اخلاقی و بی صداقتی تحصیلی دانشجویان بود. روش این پژوهش توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی و از منظر هدف کاربردی بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل تمامی دانشجویان دانشگاه یاسوج در سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۴۰۱ بود. با توجه به هدف پژوهش از این جامعه تعداد ۴۰۰ نفر دانشجو به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و به پرسشنامه های بی صداقتی تحصیلی مک کابی و تروینو(۱۹۹۶)، هویت اخلاقی آکینو و رید(۲۰۰۲) و انگیزش اخلاقی انگیزش اخلاقی یانوف بولمن و کارنس(۲۰۱۶) پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش، از طریق روش تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزار ایموس انجام شده است. نتایج پژوهش نشان داد نقش واسطه ای انگیزش اخلاقی در رابطه بین هویت اخلاقی و بی صداقتی تحصیلی معنادار بود. همچنین هویت اخلاقی با بی صداقتی تحصیلی رابطه منفی معنادار، انگیزش اخلاقی با بی صداقتی تحصیلی رابطه منفی معنادار و هویت اخلاقی با انگیزش اخلاقی رابطه مثبت معنادار دارد. نتیجه اینکه هویت اخلاقی هم به صورت مستقیم و هم با واسطه انگیزش اخلاقی با رفتارهای بی صداقتی تحصیلی دانشجویان رابطه دارد، لذا برای افزایش انگیزش اخلاقی و همچنین کاهش بی صداقتی تحصیلی آنها، توجه به افزایش هویت اخلاقی دانشجویان، می تواند مفید و موثر باشد.
۲۱۴۳.

بررسی انتقادی مدعای تقابل فهم و اقرار در تربیت دینی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۱ تعداد دانلود : ۱۶۷
تربیت دینی به معنای پرورش ایمان، رویکردی دیرین است. از دهه 1950 این رویکرد با انتقاداتی مواجه شده است. منتقدان از منظر سکولاریستی و پلورالیستی براین باورند که در تربیت دینی، فهم حاصل نمی شود و هدف، عبارت است از اقرار و اعتراف. بنابراین باید از «تربیت دینیِ اقراری» دست شست و به جای آن «تربیت دینیِ غیراقراری» یا «تربیت سکولار» پیشنهاد می شود. به جای «آموزش دین» نیز باید به «آموزش درباره ادیان» همت گماشت. نوشتار حاضر با روش تحقیق توصیفی، تحلیلی و انتقادی، درصدد گردآوری، صورت بندی و ارزیابی این دیدگاه است. پس از گزارش این دیدگاه، مدعای مذکور در قالب سه تقریر بازسازی شده که عبارت اند از : 1. عدم امکان فهم دینی در تربیت دینی؛ 2. تلازم انحصارگرایی دینی و عدم فهم؛ 3. تلازم تلقین و عدم فهم. در ادامه به تفصیل تقریرهای فوق مورد سنجش و نقادی قرار گرفته و در نهایت مدعای تقابل فهم و اقرار در تربیت دینی مخدوش دانسته شده و گفته شده است که 1. ایمان -محوری در تربیت دینی، مانع از حصول فهم در متربی نیست و تربیت دینی می تواند عقلگرا باشد؛ 2. انحصارگرایی دینی (پیش فرض گرفتن حقانیت یک دین) مانع از انعقاد فهم در متربی نیست و اساس تربیت پلورالیستی هم این گونه است؛ 3. معیار تلقین، موضوع نیست و تربیت دینی الزاماً تلقینی نیست، همانطور که تربیت سیاسی، تربیت اخلاقی و تربیت علمی هم اگر با روش غیراستدلالی تدریس شوند، تلقینی خواهند بود. به فراخور فرصت، زوایایی از رویکرد اسلامی در تربیت دینی تبیین شده و از نسبت «تربیت دینی سکولار» و «تربیت دینی اسلامی» سخن به میان آمده است.
۲۱۴۴.

Emotional and Cognitive Effects of Long-Term Antipsychotic Medication Use: A Qualitative Study(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۸۹
This study aimed to explore the emotional and cognitive effects of long-term antipsychotic medication use. By understanding these impacts, the study seeks to provide a comprehensive view of the lived experiences of individuals who have been on antipsychotic medications for extended periods, highlighting both the benefits and the potential challenges. A qualitative research design was employed using a phenomenological approach to capture in-depth personal experiences. A purposive sampling method recruited 26 participants who had been on antipsychotic medications for at least five years. Data were collected through semi-structured interviews, which were transcribed verbatim and analyzed using thematic analysis to identify common themes and patterns in the participants' experiences. The study achieved theoretical saturation, ensuring that no new themes emerged from the data. The analysis revealed four main themes: emotional impact, cognitive effects, daily functioning, and social interaction. Participants reported significant emotional blunting, including reduced pleasure and emotional responsiveness, alongside cognitive impairments such as memory deficits and diminished attention span. Challenges in daily functioning, such as difficulties in managing routine activities and occupational tasks, were prominent. Social interactions were also affected, with participants experiencing reduced social engagement, dependency on support networks, and stigma related to medication use. These findings are consistent with previous studies, underscoring the profound impact of long-term antipsychotic use on various aspects of life. Long-term use of antipsychotic medications, while essential for managing severe psychiatric conditions, is associated with significant emotional and cognitive side effects that impact patients' quality of life. Healthcare providers should be aware of these effects and engage in regular assessments and open communication with patients to address and mitigate these challenges. Personalized treatment approaches, psychoeducation, and support groups can enhance patients' well-being and treatment adherence.
۲۱۴۵.

آموزش فلسفه در مدارس ابتدایی و تأثیر آن بر خلاقیت و پیشرفت تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۳ تعداد دانلود : ۱۴۱
یکی از دغدغه های مهم فلاسفه در قرون اخیر، کاربرد فلسفه در زندگی و برقراری رابطه بین آن و جامعه بشری است. در همین راستا با توجه به تأثیر ماندگار آموزش فلسفه بر پرورش قدرت استدلال و قضاوت کودکان، توانایی آن ها در مواجهه با مسائل، توسعه تعاملات سازنده، پرورش فضائل اخلاقی، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش حساس آموزش فلسفه بر خلاقیت و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مدارس ابتدایی اجرا شد. روش مورد استفاده در این پژوهش کمی و رویکرد آن نیمه آزمایشی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان پایه ششم ابتدایی مدارس دوره اول ابتدایی دولتی پسرانه شهرستان مهاباد در سال تحصیلی 1399-1398 بودند. حجم نمونه 50 نفری به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. سپس نمونه ها ﺑﻪﺻﻮرت ﺗﺼﺎدﻓی در دو ﮔﺮوه آزﻣﺎیﺶ و کﻨﺘﺮل قرار گرفتند. برای اندازه گیری خلاقیت از آزمون سنجش خلاقیت تورنس (فرم B)، و جهت بررسی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان از میانگین (معدل) آخر سال تحصیلی نمرات دروس (ریاضی، علوم، فارسی، مطالعات اجتماعی) استفاده شد. در ادامه داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره نشان داد که، آموزش فلسفه توانسته است منجر به ایجاد تفاوت معنادار میانگین نمرات متغیرهای پیشرفت تحصیلی و خلاقیت و نیز ایجاد تفاوت معنادار میانگین نمرات سطوح متغیر خلاقیت (سیالی، بسط، ابتکار و انعطاف پذیری) در مرحله پس آزمون در سطح خطای 05/0 گردد. طبق نتایج این پژوهش آموزش فلسفه به کودکان می تواند بر پرورش تفکر خلاق و به موازات آن پیشرفت و ارتقای عملکرد تحصیلی دانش آموزان تأثیر سازنده بگذارد.
۲۱۴۶.

شناسایی مولفه های صلاحیت های آموزشی و حرفه ای اعضای هیات علمی در نظام آموزش عالی کشور با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۱۴۲
هدف: منابع انسانی هر سازمان مهم ترین و باارزش ترین عامل حیات آن است که بر تمامی ابعاد سازمان اثر دارد. اصلی ترین منابع انسانی دانشگاه های کشور، اعضای هیات علمی هستند و میزان صلاحیت آنان بر کیفیت فرایند آموزش اثرگذار است لذا هدف پژوهش حاضر، شناسایی مولفه های توسعه صلاحیت های آموزشی و حرفه ای اعضای هیات علمی در نظام آموزش عالی کشور بود.روش شناسی: رویکرد این پژوهش کیفی و با استفاده از روش فراترکیب هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو انجام شد. میدان پژوهش شامل، کلیه تحقیقات فارسی چاپ شده در حوزه صلاحیت های آموزشی و حرفه ای اعضای هیات علمی در بین سال های 1390 تا 1403 می باشد. اطلاعات بدست آمده با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند بررسی شد که در نهایت 27 پژوهش که از معیارهای ورود به مطالعه برخوردار بودند با استفاده از روش تحلیل مضمون تجزیه و تحلیل شدند. پایایی کدگذاری ها با استفاده از ضریب توافق کاپا در نرم افزار spss و با مقدار 78/0 تایید شد.یافته ها: بر اساس نتایج تحلیل داده ها برای جمع آوری داده ها 122 کد باز شناسایی شد که در 7 مضمون اصلی و 21 مضمون فرعی دسته بندی شدند که عبارتند از: مهارت های آموزشی؛ مهارت های پژوهشی؛ مهارت های ارتباطی و فناوری؛ ویژگی های فردی؛ مهارت های رهبری و مدیریتی؛ اخلاق حرفه ای و صلاحیت های آموزشینتیجه گیری و پیشنهادها:  با عنایت به یافته های پژوهش حاضر، با تشکیل شورای توسعه صلاحیت حرفه ای در معاونت آموزشی و پژوهشی دانشگاه، برگزاری کارگاه ها، همایش ها و نشست های تخصصی پیرامون توسعه صلاحیت آموزشی و حرفه ای در دانشگاه و تولید محتوای متعدد آموزشی در زمینه صلاحیت آموزشی و حرفه ای در سامانه های دانشگاه جهت استفاده اعضای هیات علمی، می توان زمینه اجرایی هرچه بهتر این مولفه ها را فراهم آورد.نوآوری واصالت: این پژوهش یکی از اولین پژوهش هایی است که به صورت جامع و گسترده به شناسایی مولفه های توسعه صلاحیت های آموزشی و حرفه ای اعضای هیات علمی در نظام آموزش عالی کشور از طریق سنتز مطالعات انجام شده، پرداخته است و  بینش جدید، جامع، دقیق و ارزشمندی ارائه نموده که می تواند در رشد صلاحیت های آموزشی و حرفه ای اعضای هیات علمی در نظام آموزش عالی کشور مؤثر باشد.
۲۱۴۷.

ارزیابی وضعیت مراکز یادگیری محلی آموزش بزرگ سالان استان مازندران و ارائه راهکارهای بهبود کمی و کیفی آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۶۱
هدف: مراکز یادگیری محلی نقش مهمی در آموزش بزرگ سالان و ارتقای سواد جامعه دارند. ارزیابی این مراکز می تواند به شناسایی چالش ها و فرصت های بهبود آن ها کمک کند. هدف این پژوهش، بررسی وضعیت مراکز یادگیری محلی آموزش بزرگ سالان در استان مازندران و ارائه راهکارهایی برای بهبود کمی و کیفی آن ها است. روش شناسی: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شده است. برای ارزیابی مراکز، از الگوی CIPP استفاده شده و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری شده اند. جامعه آماری شامل ۲۱ نفر از مدیران، آموزش دهندگان و فراگیران مراکز یادگیری محلی بوده و داده ها با روش هفت مرحله ای کلایزی تحلیل شده اند.یافته ها: یافته ها نشان داد که چالش های اصلی این مراکز شامل مشکلات فرهنگی، محدودیت های مالی، ضعف در برنامه های انگیزشی، کمبود تجهیزات و منابع آموزشی، و نیاز به آموزش های تخصصی برای آموزش دهندگان است. این عوامل تأثیر منفی بر کیفیت یادگیری و میزان مشارکت فراگیران دارند. نتیجه گیری و پیشنهادها:  برای بهبود کمی و کیفی مراکز یادگیری محلی، پیشنهادهایی ازجمله افزایش حمایت مالی، بهبود شرایط پرداختی آموزش دهندگان، بازنگری در محتوای آموزشی، توسعه برنامه های انگیزشی و تجهیز مراکز ارائه شده است. اجرای این راهکارها می تواند به ارتقای سطح سواد بزرگ سالان و افزایش اثربخشی این مراکز کمک کند. نوآوری و اصالت:  این پژوهش با ارائه راهکارهای کاربردی و منطبق بر نیازهای واقعی آموزش دهندگان و فراگیران، به بهبود عملکرد مراکز یادگیری محلی و سیاست گذاری های آینده در حوزه آموزش بزرگ سالان کمک می کند. یافته های این تحقیق می تواند مبنای سیاست گذاری های جدید در این حوزه قرار گیرد و به تقویت زیرساخت های آموزشی و بهبود کیفیت خدمات آموزشی منجر شود.
۲۱۴۸.

توظيف الألعاب اللغوية في تعليم العربية، نموذج برنامج Lumio(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۳۲
ترى الدراسات التربویه أن من أهم طرائق تعلیم اللغه تقدیمها فی صوره تواصلیه فی ظل استعمالها، وساعدت التقنیه على تغییر طرائق التدریس بما یتناسب والفروق الفردیه، ویستدعی ضروره الانتقال السریع إلى المعلومات، وتبادل واسع للثقافات، والتوجه إلى تطبیق منهجیه تعلیمیه حدیثه تساند طرائق التعلیم التقلیدیه فکانت الألعاب اللغویه من أهم الخیارات المقدمه لصناعه التغییر فی العملیه التعلیمیه، وتقدیم اللغه فی صوره شائقه ممتعه؛ فأولاها التربویون اهتماما کبیرا، وأصبحت عنصرا مهما ومکونا أساسیا من مکونات طرق التدریس؛ لما تمتاز به من تقدیم الماده التعلیمیه بصفه تفاعلیه بین المتعلم والأداه المستخدمه؛ وهی أداه فَعَّاله فی مواجهه الفروق الفردیه بین المتعلمین؛ وفقا لإمکاناتهم، وقدراتهم، وساعدت البرمجه الحاسوبیه هذه الأدوات اللغویه فی تعلم المهارات اللغویه. استفادت برامج تعلیم اللغات للناطقین بها، والناطقین بغیرها من الألعاب اللغویه، لأهمیتها فی إکساب المتعلم الکثیر من المفردات اللغویه التی تثری لغته المنطوقه، وإکسابه الخبرات والمعارف، ومساعدته على التفاعل مع العالم المحیط به، والتعبیر عن أحاسیسه ومشاعره، وهذا ما أشارت إلیه الدراسات التربویه والنفسیه التی تؤکد نتائج توظیف الألعاب اللغویه الإیجابیه فی العملیه التعلیمیه، ونجاحها فی جذب المتعلمین، وإحداث التشویق فی البیئه التعلیمیه، والقضاء على صعوبات التعلم ولا سیما عند الطلبه الذین یحتاجون إلى تشجیع للتواصل مع الآخرین، وتنمیه الذاکره، وسرعه التفکیر، واستبقاء أثر العملیه التعلیمه مده أطول فیبقى النشاط مستمرا؛ لإشراکها الحواس فی عملیه التعلیم. 
۲۱۴۹.

شناسایی مؤلفه های تفکر فلسفی لیپمن در کتاب داستان شازده کوچولو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۱۸۷
یکی از جدی ترین فعالیت هایی که در زمینه آموزش مهارت های فکری انجام شده است، برنامه فلسفه برای کودکان است. صاحب نظران تعلیم و تربیت معتقدند، ذهنیت فلسفی در کودکان از طریق داستان شکل می گیرد. از این رو هدف از پژوهش حاضر شناسایی مؤلفه های تفکر فلسفی در کتاب داستان شازده کوچولو است. به منظور دست یابی به این هدف، داستان شازده-کوچولو نوشته آنتوان دوسنت اگزوپه ری گزینش و مورد تحلیل قرارگرفته است. ملاک مقایسه در این پژوهش، استناد به مؤلفه های تفکر فلسفی از دیدگاه لیپمن بود که به سه بعد مؤلفه های تفکر انتقادی، خلاق و مراقبتی تقسیم بندی شده است. سپس باتوجه به چهارچوب نظری فراهم شده و بااستفاده از روش تحلیل محتوای قیاسی، مؤلفه های تفکر فلسفی در داستان یادشده شناسایی و مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که این داستان از منظر مؤلفه های تفکر فلسفی از ظرفیت مناسبی برخوردار بوده و حضور این مؤلفه ها در آن مشهود است. همچنین این داستان در بعد تفکر انتقادی نسبت به دو بعد دیگر غنای بیشتری داشته و مؤلفه های حساسیت نسبت به زمینه و مبتنی بر ملاک در مقایسه با دیگر مؤلفه ها نقش بیشتر و پررنگی دارند. در عین حال این داستان از نظر مؤلفه های تفکر خلاق نیز پرمایه است و در سراسر داستان مؤلفه های اصالت و کل نگری دیده می شود. علاوه براین حضور مؤلفه تفکر عاطفی توان فلسفی داستان را در بعد تفکر مراقبتی نشان می دهد. بنابراین در سه بعد تفکر خلاق، نقاد و مراقبتی دربردارنده مؤلفه-هایی از تفکر فلسفی است، از توانایی لازم به منظور پرورش این نوع تفکر برخوردار بوده و می توان در حلقه های کندوکاو فلسفی از آن سود برد.
۲۱۵۰.

برنامه های اوقات فراغت برای افراد کم توان ذهنی: ضرورت، پایه های نظری، طبقه بندی، اولویت و کاربردها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۸ تعداد دانلود : ۱۷۹
زمینه و هدف: اوقات فراغت برای کودکان و نوجوانان کم توان ذهنی دارای ابعاد مختلفی است و اهمیت خاصی دارد. اوقات فراغت زیرمجموعه ی رفتارهای انطباقی است و به زمان گذراندن فعالیت ها و تفریح های مورد علاقه گفته می شود که توسط خود فرد یا دیگران به وجود می آید و ترجیحات، گزینه ها و علایق شخصی وی را در بر می گیرد. این مطالعه با هدف بررسی برنامه های اوقات فراغت برای افراد کم توان ذهنی با تأ کید بر ضرورت برنامه ها، پایه های نظری هر برنامه، طبقه بندی فعالیت های فراغتی و سرگرم کننده، اولویت بندی فعالیت ها در راستای تدوین برنامه اوقات فراغت، و کاربردهای برنامه های اوقات فراغت انجام شد. روش: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع مروری روایتی بود. برای جمع آوری اطلاعات از مقاله ها و کتاب های موجود در پایگاه های علمی معتبر از جمله الزویر ، پابمد، اشپرینگر، ساینس دایرکت و گوگل اسکولار در سال های 2002 تا 2024 استفاده شد. نتیجه گیری: مشارکت فعال در برنامه های اوقات فراغت موجب تقویت اعتماد به نفس، نشاط روانی و مهارت های حسی حرکتی کودکان و نوجوانان کم توان ذهنی می شود و رفتارهای چالش برانگیز آنها را کمتر می کند. به طور کلی، مؤلفه های اوقات فراغت، شامل بازی های سرگرم کننده، پیاده روی، باغبانی، مشارکت در مناسبت های خانوادگی، شرکت در فعالیت های مذهبی، انجمن ها و باشگاه ها، مشارکت در فعالیت های ورزشی، آموزش های علمی و مسافرت می شود. نمونه های زیادی از فعالیت های سرگرم کننده برای اوقات فراغت افراد کم توان ذهنی وجود دارند که معمولاً به فعالیت در گروه های سازماندهی شده، فعالیت در گروه های غیررسمی و فعالیت فردی غیررسمی تقسیم می شوند. کودکان و نوجوانان کم توان ذهنی از طریق آموزش برنامه اوقات فراغت یاد می گیرند که تصمیم های منطقی تری بگیرند، تفکر خلاق و انتقادی داشته باشند و احساس مسئولیت پذیری را در خود افزایش دهند.
۲۱۵۱.

اثربخشی بسته نمایش درمانی بر مبنای ذهنی سازی بر تنظیم هیجان کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۹ تعداد دانلود : ۲۱۶
هدف: هدف از این پژوهش اثربخشی بسته نمایش درمانی بر مبنای ذهنی سازی بر تنظیم هیجان کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی بود. روش پژوهش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان سنین 9 تا 11 سال با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی شهر زنجان در سال 1402 - 1401 بود. حجم نمونه شامل 30 نفر بود ) 15 نفر گروه آزمایشی و 15 نفر گروه گواه( که از جامعه آماری به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و در 2 گروه آزمایشی و گواه جایگماری شدند. برای گروه آزمایشی، بسته نمایش درمانی بر مبنای ذهنی سازی اجرا شد درحالی که گروه گواه در فهرست انتظار باقی ماند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی کانرز ) 2007 ( و پرسشنامه تنظیم هیجان برای کودک و نوجوان ) 2012 ( بود. یافته ها: نتایج نشان داد که نمایش درمانی بر مبنای ذهنی سازی بر بهبود تنظیم هیجان در مراحل پس آزمون و پیگیری تأثیر معنا دار داشته است ) 01 / .)P>0 نتیجه گیری: یافته های این پژوهش اطلاعات مفیدی را در ارتباط با بسته نمایش درمانی بر مبنای ذهنی سازی فراهم می کند و مشاوران و روان شناسان می توانند برای بهبود تنظیم هیجان در کودکان با نارسایی توجه/ بیش فعالی از این مداخله استفاده نمایند.
۲۱۵۲.

ایدئولوژیک بودن تربیت در جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۲۱۹
پیشینه و اهداف: هدف این پژوهش، بررسی انتقادی مدعایِ «ایدئولوژیک بودن تربیت در جمهوری اسلامی ایران» است. ر روش ها : وش تحقیق، روش توصیفی، تحلیلی و انتقادی است. یافته ها: در ابتدا مدعای مذکور توصیف و تحلیل شد. در ادامه ضمن شناسایی عدم تنقیح مفهومی «تربیت ایدئولوژیک» و اغتشاش مفهومی و تبعیض در کابرد این مفهوم پاسخهای زیر مطرح شد: 1. واژه ایدئولوژی دستکم دارای سه معنای مثبت، منفی و خنثی است و اشکال کنندگان معنای واحدی از «تربیت ایدئولوژیک» اراده نمی-کنند؛ 2. در ادبیات تخصصی فلسفه تربیت و فلسفه برنامه درسی، ایدئولوژی با نظام تربیت رسمی در ارتباط بوده و برنامه درسی ذاتی ایدئولوژیک دارد؛ 3. از باب پاسخ نقضی، باید دانست که «تربیت سکولار» و «تربیت لیبرال» تربیتی ایدئولوژیک است (هم به معنای منفی و هم به معنای مثبت)؛ 4و5و6. اگر اشکال به لحاظ کُبری به «اسلامی بودن» و یا حکومتی شدن و یا شبه تربیت شدنِ «تربیت در جمهوری اسلامی ایران» ناظر باشد، وارد نیست اما اگر منظری صُغروی به آسیب های روبناییِ «تربیت در جمهوری اسلامی ایران» متوجه باشد قابل پذیرش است؛ هرچند شبهه تلقین، وارد نیست. نتیجه گیری: نتیجه آنکه اشکال «ایدئولوژیک بودن تربیت در جمهوری اسلامی ایران» وارد نیست؛ اما این سخن به معنای مسدود شدن باب گفتگو، نقد، سنجش و اصلاح نیست.
۲۱۵۳.

مدل توسعه دانشگاه کارآفرین برای دانشگاه های دولتی افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۹۵
دانشگاه های کارآفرین به عنوان تولیدکننده دانش و نهاد منتشرکننده آن نقش مهمی در رشد تکنولوژی و اقتصاد کشور دارند. هدف این تحقیق، ارائه مدل توسعه دانشگاه کارآفرین برای دانشگاه های دولتی افغانستان است. این تحقیق کاربردی بر مبنای راهبرد نظریه زمینه ای سیستماتیک (SY-GTM) و با مشارکت اعضای هیأت علمی دانشگاه های دولتی افغانستان انجام شد. گردآوری داده ها ت ا دس تیابی ب ه اش باع نظری ادامه یافت که در این تحقیق به تعداد 16 نفر اشباع نظ ری حاص ل ش د. اب زار جم ع آوری داده ه ا مص احبه نیمه ساختاریافته بود و داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA 22 تحلیل گردید. اعتبار و روایی داده ها از دو روش بازبینی مشارکت کنندگان و مرور خبرگان تأیید شد. نتایج به دست آمده از داده های پژوهش در فراین د کدگ ذاری ب از، مح وری و انتخابی تحلیل و از 16 فایل مصاحبه، 847 گزاره مفهومی در قالب 25 مقوله محوری طبقه بندی و درنهایت ابعاد شش گانه مدل ترسیم گردید. یافته های پژوهش نش ان داد ب رای کارآفرین شدن دانشگاه های دولتی افغانستان وجود مجموعه ای از ش رایط عل ی شامل: ارتباط دانشگاه با صنعت، تجاری سازی تحقیقات و نصاب درسی بازار محور ضرورت دارد. این پیشایندها متأثر از ش رایط زمینه ای از قبیل تحقیقات معیاری و ش رایط مداخل ه گ ر محیطی مانند نظام پاداش و رهبری کارآفرینانه است. تحقق دانشگاه کارآفرین با اجرای راهبردهای آموزش مهارت کارآفرینی و ترویج فرهنگ کارآفرینی، دستاوردهای درون و برون دانشگاهی به همراه دارد. پژوهش حاضر نخستین اقدام برای کارآفرین شدن دانشگاه های دولتی افغانستان بوده و به دانشگاه البیرونی در عرصه فرایند کارآفرینی کمک کرده است.
۲۱۵۴.

طراحی الگوی شایستگی های معلم پاسخگوی فرهنگی – رویکرد مرور تلفیقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۰۰
هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی شایستگی های معلم پاسخگوی فرهنگی بود. از روش پژوهش مرور تلفیقی استفاده شد و با کلمات کلیدی ویژه جستجو فارسی و لاتین شامل آموزش فرهنگی معلمان، معلمان پاسخگوی فرهنگی، آموزش فرهنگی و تعلیم و تربیت در پایگاههای داده فارسی و لاتین، نهایتاً 56 مطالعه مرتبط شناسایی و با روش تحلیل مضمون، به جستجوی مضامین مرتبط پرداخته شد. الگوی نهایی با 3 مضمون سازمان دهنده تحت عنوان دانش معلم پاسخگوی فرهنگی (مانند مضامین پایه ای مانند آگاهی نسبت به فرهنگ های دیگر و دیدگاه فرهنگی هر دانش آموز، درک نقش مدیریت کلاس در توزیع عدالت و ...)؛ مهارت های معلم پاسخگوی فرهنگی(مانند مضامین پایه ای مانند توانایی برقراری ارتباطات مؤثر بین خانه و مدرسه، استفاده از فرهنگ، دانش و مهارت دانش آموزان برای طراحی برنامه درسی و...) و نگرش معلم پاسخگوی فرهنگی (شامل مضامین پایه ای مانند مبارزه با نابرابری های آموزشی و تبعیض، انتظارات بالای عملکردی از همه دانش آموزان با فرهنگ های مختلف برای رسیدن به موفقیت تحصیلی و ...) طراحی شد.
۲۱۵۵.

شناسایی عوامل موثر بر کیفیت اجرای طرح همیار مشاور در مدارس دخترانه متوسطه اول شهر کرمانشاه و ارائه ی الگوی مطلوب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۰۰
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل موثر بر کیفیت اجرای طرح همیار مشاور در مدارس دخترانه متوسطه اول شهر کرمانشاه و ارائه الگوی مطلوب انجام شده است روش شناسی پژوهش: روش پژوهش آمیخته و از نوع مطالعه کمی پیمایشی و کیفی پدیدارشناسی بود. جامعه پژوهش در بخش کیفی اسناد فرادستی آموزش و پرورش و مشاوران شاغل در مدارس دخترانه متوسطه اول نواحی سه گانه شهر کرمانشاه که شامل 30 نفر به عنوان نمونه هدفمند بودند. ابزار جمع آوری داده ها فیش و پرسشنامه بود که پایایی آن بر اساس آلفای کرونباخ 89/0 برآورد شد. یافته ها: از تحلیل داده های کیفی حاصل از پاسخهای شرکت کنندگان به سوالات پژوهش 53 گویه استخراج شد که در آن عامل ساختاری با میانگین 87/4 بیشترین اثر گذاری بر کیفیت اجرای طرح همیار مشاور و عامل محیطی با 85/4 و عامل رفتاری با میانگین 77/4 تعیین شد بحث و نتیجه گیری: نتیجه اینکه در اسناد فرادستی آموزش و پرورش، مخصوصا در اساسنامه دانشگاه فرهنگیان به عوامل موثر بر طرح همیار مشاور تاکید شده است اما متاسفانه هنوز در راه رسیدن آموزش و پرورش به سطح مطلوب و مورد انتظار در زمینه اجرای طرح همیار مشاور هنوز دارای نواقص و کاستی هایی می باشد.
۲۱۵۷.

رابطه بین پذیرش فن آوری با عملکرد شغلی معلمان دوره ابتدایی شهر اصفهان با درنظر گرفتن نقش میانجی فلات شغلی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۳۹
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین پذیرش فن آوری با عملکرد شغلی معلمان دوره ابتدایی شهر اصفهان با درنظر گرفتن نقش میانجی فلات شغلی بوده است. لذا این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش شناسی، از نوع مطالعات همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر را معلمان دوره ابتدایی ناحیه 5 شهر اصفهان در سال تحصیلی 02-1401 به تعداد 1152 نفر تشکیل داده اند. از این تعداد 186 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده و بر اساس جدول مورگان به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. جهت گردآوری یافته های پژوهش از پرسش نامه های پذیرش فن آوری دیویس (1999)، پرسش نامه عملکرد شغلی براتی (1389) و پرسش نامه فلات شغلی میلیمن (۱۹۹۲) استفاده شده است. روایی صوری و محتوایی پرسش نامه ها از طریق خبرگان در این زمینه و هم چنین از روایی واگرا و همگرا استفاده شد و پایایی آن ها از طریق آزمون آلفای کرونباخ به ترتیب به میزان 89/0، 79/0 و 93/0 محاسبه شده است. در این پژوهش به منظور تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده، براساس آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و در سطح آمار استنباطی از آزمون های رگرسیون در محیط نرم افزار SPSS26 و مدل سازی معادلات ساختار در SMARTPLS استفاده گردید. بر اساس یافته های پژوهش ضریب تأثیر پذیرش فن آوری بر عملکرد شغلی با نقش میانجی فلات شغلی معنی دار است (01/0>P). به علاوه نتایج نشان داد که بین پذیرش فن آوری با عملکرد شغلی رابطه مثبت و معنادار (432/0=β) ، بین پذیرش فن آوری با فلات شغلی رابطه معکوس (244/0=β) و بین فلات شغلی با عملکرد شغلی رابطه معکوس و معنادار (199/0=β) وجود دارد و در مجموع مدل پژوهش حاضر از برازش مطلوبی برخوردار بود؛ بنابراین نتیجه گیری می شود با ارائه آموزش های مناسب زمینه مناسب را برای پذیرش فن آوری در معلمان ایجاد کنند
۲۱۵۸.

Brain Imaging Studies in Children with Learning Disabilities(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۰۱
The exploration of brain imaging in children with learning disabilities has significantly advanced our understanding of the neural underpinnings of these conditions. Through the application of various neuroimaging techniques, researchers have been able to identify structural and functional abnormalities in the brains of children with learning disabilities, providing insights that have important implications for diagnosis, intervention, and educational strategies. This letter aims to highlight key findings from recent studies on brain imaging in children with learning disabilities and discuss their potential impact on clinical and educational practices. Brain imaging studies have significantly enhanced our understanding of the neural basis of learning disabilities, revealing important structural and functional abnormalities that underlie these conditions. By identifying early biomarkers and neural correlates, neuroimaging can play a crucial role in the early diagnosis and targeted intervention of learning disabilities. Continued research in this field is essential to develop effective strategies that support children with learning disabilities and improve their academic and social outcomes.
۲۱۵۹.

شناسایی الگوی غنی سازی برنامه درسی برای دانش آموزان دارای استعداد برتر در دوره دوم ابتدایی: پژوهش داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۲۸
هدف این پژوهش شناسایی الگوی جاری غنی سازی برنامه درسی دانش آموزان دارای استعداد برتر در دوره دوم ابتدایی است و با روش داده بنیاد سیستماتیک انجام شد. مشارکت کنندگان 27 نفر از معلمان دوره دوم ابتدایی شهر بیرجند بودند که با نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و دیدگاه آنان با مصاحبه باز و عمیق بررسی گردید. داده ها با رویکرد کوربین و استراوس تحلیل و یافته ها شامل 175 کد باز، 32 کد محوری و 13 کد انتخابی بود. نتایج نشان داد مؤلفه های غنی سازی برنامه درسی (پدیده محوری)، ارتباطات درون مدرسه ای، هماهنگی عوامل درون و برون سازمانی، فرهنگ سازی (عوامل علی)، شرایط و امکانات، حمایت از استعدادهای برتر (عوامل زمینه ای)، محدودیت های انگیزشی، ساختاری و اجتماعی (عوامل مداخله گر)، استفاده از ظرفیت های خارج از مدرسه، متناسب سازی فعالیت ها و محتوای یادگیری با تفاوت های فردی، استفاده از منابع و محیط های یادگیری غنی، استفاده از روش های یاددهی یادگیری متنوع (راهبردها)، رشد همه جانبه دانش آموز، بهبود یادگیری و کاربرد آن در زندگی (پیامدها) عملکرد معلمان را در غنی سازی برنامه درسی تحت تأثیر قرار می دهد.
۲۱۶۰.

آموزش فلسفه برای کودکان با استفاده از داستانهای متون کلاسیک ادب فارسی بر رشد قضاوت های اخلاقی دانش آموزان ابتدایی شهر تبریز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۹
پیشینه و اهداف: داستانهای متون کلاسیک ادب فارسی سرشار از مفاهیم و مباحث اخلاقی است که بازنگری و تامل در آنها می تواند در رشد دانش و عمل اخلاقی کودکان نقش مهمی را ایفا کند. پژوهش حاضر به منظور اثر بخشی آموزش فلسفه برای کودکان با استفاده از داستانهای متون کلاسیک ادب فارسی بر رشد قضاوت های اخلاقی کودکان شهر تبریز صورت پذیرفته است. روش ها : پژوهش حاضر یک پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه است. 60 نفر از کودکان مدارس شهر تبریز به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی (30 نفر) و کنترل (30 نفر) جایگزین شدند. از ابزار پرسشنامه آزمون قضاوت اخلاقی (MJT) به عنوان پیش آزمون- پس آزمون در این پژوهش استفاده شد. برنامه آموزشی طراحی شده مبتنی بر داستانهای متون کلاسیک ادب فارسی به عنوان متغیر مستقل در 8 جلسه یک ساعته، هفته ای دو جلسه بر روی آنها اجرا گردید و در نهایت، داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس و در نرم افزار SPSS نسخه ی 13 مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته های حاصل از تحلیل کوواریانس داده ها نشان داد که آموزش داستانهای متون کلاسیک ادب فارسی بر رشد قضاوت های اخلاقی و تک تک مولفه های آن در کودکان شهر تبریز تاثیر معناداری داشت. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که متون کلاسیک ادب فارسی یکی از منابع غنی برای تدوین و طراحی محتوی برنامه های درسی دوره ابتدائی برای آموزش مفاهیم اخلاقی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان