فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۲۱ تا ۹۴۰ مورد از کل ۱۹٬۵۳۶ مورد.
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۹
59 - 90
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی یادگیری تلفیقی مبتنی بر مدل چرخش ایستگاه بر مهارت حل مسئله و بهزیستی تحصیلی دانش آموزان پایه پنجم دوره ابتدایی بود. روش پژوهش، شبه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل انتخاب شد. جامعه آماری پ ژوهش شامل تمامی دانش آموزان پایه پنجم دوره ابتدایی شهرستان ساوه در سال تحصیلی 1402-1401 بود. برای انتخاب حجم نمونه از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد. به این صورت که شرکت کنندگان پژوهش، 40 نفر از دانش آموزان پایه پنجم به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش(20 نفر) و گواه (20 نفر) جایگزین شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه ی مهارت حل مسأله هپنر و پترسن(1982) و پرسشنامه ی بهزیستی تحصیلی تومینین سوینی و همکاران(2012) بود . پس از انجام فرآیند پیش آزمون، گروه آزمایش به مدت 12 جلسه، مفاهیم درس ریاضی پایه پنجم را با رویکرد یادگیری تلفیقی مبتنی بر مدل چرخش ایستگاه آموزش دیدند و گروه کنترل نیز به شیوه ی مرسوم و متداول کلاسی آموزش را دریافت نمودند. پس از پایان 12 جلسه آموزش، از دو گروه پس آزمون به عمل آمد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره و چند متغیره) استفاده شد. نتایج یافته ها نشان داد که میانگین متغیر مهارت حل مسئله و بهزیستی تحصیلی در دانش آموزانی که با استفاده از رویکرد یادگیری تلفیقی مبتنی بر مدل چرخش ایستگاه نسبت به دانش آموزانی که به شیوه مرسوم آموزش دیده اند، به طور معنی داری بیشتر شده بود.
شناسایی و رتبه بندی آسیب های ناشی از عدم حضور فیزیکی معلم درآموزش مجازی دانش آموزان ابتدایی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۹
147 - 182
حوزههای تخصصی:
مطالعه پیش رو با هدف شناسایی ورتبه بندی آسیب های ناشی از عدم حضور فیزیکی معلم درآموزش مجازی فراگیران ابتدایی شهرتهران طرح ریزی گردیده است.دراین پژوهش از لحاظ روی نمود پژوهشی، پژوهش آمیخته ازنوع اکتشافی است.پس بااین وجودروی نمود تحقیق، ترکیبی از رویکردهای کیفی و کمّی(آمیخته) است که در آن از روشهای کیفی مقتضی از جمله داده بنیاد جهت استخراج مؤلفه ها وهمچنین سنجه های پژوهش و از روشهای کمّی جهت تأیید نمونه ومدل های اندازه گیری و آزمون نمونه ومدل مفهومی بهره وری شده است. جامعه آماری بخش کیفی شامل کلیه مدیران، معاونین و معلم ها دوره ابتدایی و کارکنان ستادی منطقه 18 تهران خواهند بود. که با بهره وری از روش نمونه گیری هدفمند، صاحبنظران وکارشناسان خبره درحوزه ی آموزش مجازی ابتدایی برمبنی اطلاعات خاصی که از موضوع پژوهش دارند، انتخاب خواهند شد،که تعداد12نفرمی باشد. در بخش کمی همچنین جامعه آماری کلیه مدیران، معاونین و معلم ها آموزشگاه و مدرسه های ابتدای منطقه 18 تهران در سال تحصیلی 1401-1400 خواهند بود که تعداد آنها حدود 700 نفر است و سپس برمبنی فرمول کوکران و روش نمونه گیری طبقه ای –نسبی،تعداداعضای نمونه تعیین شدکه تعداد 248 نفر بود.
مؤلفه های سازنده دانشگاه اسلامی: یک پژوهش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی از دیدگاه اسلام سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۰
97 - 124
حوزههای تخصصی:
دانشگاه های اسلامی به عنوان نهادهای کلیدی در جوامع اسلامی، نقشی محوری در تربیت نخبگان، ارتقای دانش علمی و تقویت ارزش های اخلاقی و فرهنگی ایفا می کنند. باوجود اهمیت این نهادها، فقدان چارچوبی جامع برای شناسایی مؤلفه های سازنده دانشگاه اسلامی وجود دارد. این پژوهش با هدف تدوین مدلی جامع و نظام مند برای شناسایی مؤلفه ها و مقوله های تشکیل دهنده دانشگاه اسلامی انجام شده است. مطالعه حاضر در دو مرحله اجرا شد: در مرحله نخست، با استفاده از روش فراترکیب، 63 مؤلفه کلیدی از مطالعات پیشین استخراج، و در 9 مقوله اصلی طبقه بندی شد. در مرحله دوم، با بهره گیری از تکنیک دلفی و مشارکت خبرگان دانشگاهی، مؤلفه ها اعتبارسنجی، اصلاح، و با افزودن 11 مؤلفه جدید تکمیل شدند. یافته ها نشان دادند مقوله های مدیریت و ساختار سازمانی، آموزش و پژوهش، اخلاق و عدالت، اجتماعی و فرهنگی، نظام های مالی و پاداش، توسعه و بهبود مداوم، ارتباطات و تعاملات بین المللی، دانشجویان و اساتید و فضای دانشگاه و محیط در شکل گیری دانشگاه اسلامی نقش مهمی دارند. یافته های پژوهش چارچوبی منسجم، مبتنی بر شواهد علمی و اجماع خبرگان ایرانی ارائه می دهد که می تواند به عنوان راهنمایی برای سیاست گذاری، مدیریت و ارزیابی دانشگاه های اسلامی مورد استفاده قرار گیرد. این چارچوب می تواند به برنامه ریزی راهبردی، توسعه دینی در دانشگاه ها و بهبود عملکرد دانشگاه های اسلامی کمک کند.
اثربخشی برنامه توانمندسازی ذهنی خانواده محور بر حافظه فعال و توجه دانش آموزان دیرآموز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
74 - 85
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی برنامه توانمندسازی ذهنی خانواده محور بر حافظه فعال و توجه دانش آموزان دیرآموز بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. از میان دانش آموزان دیرآموز پایه اول ابتدایی شهر تهران که در سال تحصیلی 1403-1402 مشغول به تحصیل بودند، به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، تعداد 34 دانش آموز پسر دیرآموز به همراه والدین شان از مدارس ابتدایی منطقه 10 شهر تهران انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه 17 نفری آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش، برنامه توانمندسازی ذهنی خانواده محور را در 18 جلسه 90 دقیقه ای دریافت کردند، در حالی که به گروه کنترل این آموزش ارائه نشد. ابزارهای پژوهش شامل آزمون حافظه فعال برای کودکان (حاف بک) و نرم افزار استروپ پیچیده بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس چند متغیری با اندازه گیری مکرر و نرم افزار spss-23 استفاده شد. نتایج نشان داد که برنامه توانمندسازی ذهنی خانواده محور بر بهبود مولفه های حافظه فعال (حلقه واج شناختی، صفحه دیداری-فضایی و مجری مرکزی) و توجه (نمره تداخل، زمان تداخل، پاسخ صحیح، پاسخ خطا) دانش آموزان دیرآموز تاثیر معناداری داشت (001/0>p). یافته های این پژوهش نشان داد که استفاده از برنامه توانمندسازی ذهنی خانواده محور می تواند مداخله ای بالقوه امیدار کننده باشد که می تواند زمینه را برای بهبود فرآیندهای شناختی دانش آموزان دیرآموز فرآهم آورد.
رضایت تحصیلی دانش آموزان دبیرستانی: نقش تجارب مثبت در مدرسه با میانجی گری خوش بینی تحصیلی، درگیری تحصیلی و دلبستگی به مدرسه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش تجارب مثبت در مدرسه از طریق خوش بینی تحصیلی، درگیری تحصیلی و دلبستگی به مدرسه بر برازش مدل رضایت تحصیلی دانش آموزان دبیرستانی انجام گرفت. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود که با روش آماری مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری پژوهش، تمامی دانش آموزان متوسطه دوره اول و دوم شهرستان چایپاره (شامل 3352 دانش آموز)، در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. برآورد حجم نمونه با رعایت حداقل تعداد، مطابق فرمول کوهن 372 نفر تعیین گردید. شرکت کنندگان در پژوهش به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه های رضایت تحصیلی لنت و همکاران (2005)، تجارب مثبت در مدرسه فیورلانگ و همکاران (2014)، خوش بینی تحصیلی اسچنن- موران و همکاران (2013)، درگیری تحصیلی فردریکس و همکاران (2004) و دلبستگی به مدرسه موتون و همکاران (1993) استفاد شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای Amos24 و SPSS26 انجام شد. نتایج نشان داد که تجارب مثبت در مدرسه هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستیقیم از طریق خوش بینی تحصیلی، درگیری تحصیلی و دلبستگی به مدرسه بر رضایت تحصیلی دانش آموزان تأثیر مثبت و معنادار دارد (01/0P<). بنابراین مطابق یافته های پژوهش حاضر با افزایش سطح تجارب مثبت در مدرسه، خوش بینی تحصیلی، درگیری تحصیلی و دلبستگی به مدرسه را می توان افزایش داد و از آن طریق نیز می توان رضایت تحصیلی دانش آموزان را ارتقا داد
واکاوی دلایل ضعف عمومی دانش آموزان دوره دوم متوسطه در تشخیص و فهم علم بیان در متون ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی مولفه های ضعف عمومی دانش آموزان در تشخیص و فهم عناصر علم بیان در متون ادبی بود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و بر اساس نوع داده ها آمیخته اکتشافی بود که به شیوه متوالی (کیفی - کمّی) انجام شد. جامعه آماری در مرحله کیفی شامل دبیران ادبیات فارسی بود. نمونه آماری با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری (10 نفر) انتخاب شدند، برای جمع آوری داده ها در این بخش، از مصاحبه نیمه ساختاریافته و عمیق استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا (کد گذاری باز، محوری و انتخابی) انجام شد. روایی، از طریق خود بازبینی محقق و پایایی نیز از طریق شاخص تکرارپذیری تائید شد. جامعه آماری در بخش کمّی، شامل دبیران ادبیات فارسی و علوم و فنون شهرستان آبیک در سال تحصیلی 1403-1402 و دانش آموزان پایه یازدهم رشته علوم انسانی بود؛ نمونه آماری دبیران به صورت تمام شمار 20 نفر و نمونه دانش آموزان با استفاده از جدول کرجسی- مورگان (تعداد 210 نفر) و به روش نمونه گیری تصادفی ساده تعیین گردید. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته 35 سؤالی بود که روایی آن از طریق روایی صوری و پایایی از روش همسانی درونی آلفای کرانباخ به دست آمد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی (فراوانی، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (آزمون تی) استفاده شد یافته ها نشان داد که ضعف های عمومی دانش آموزان در تشخیص و فهم «علم بیان» در متون ادبی در سه دسته (ساختاری، فرآیندی و محتوایی) شناسایی گردید.
بررسی ارتباط میان ادراک راهبردهای آموزشی معلمان با شکوفایی توانایی و از خودبیگانگی تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه درسی و آموزش یادگیرنده محور سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
152 - 164
حوزههای تخصصی:
هدف: نظام های تعلیم و تربیت در سراسر جهان در پی دستیابی به متغیرهای مثبت و انگیزه بخش هستند تا از طریق شناسایی توانمندی های دانش آموزان در راستای تأثیرگذاری بر انتشار و تولید آگاهی، ارتقاء توانایی یا افزایش نیکی در جهان بهره ببرند و درنتیجه، محصلان بتوانند معنای بزرگتری برای تحصیل خویش در جهان هستی بیابند. هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط میان ادراک از راهبردهای آموزشی معلمان با شکوفایی توانایی و از خودبیگانگی تحصیلی دانش آموزان بود. روش : روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری تحقیق حاضر دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر اردبیل بود که برابر 7750 نفر بود. برای تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده شد و تعداد نمونه برابر 367 نفر بدست آمد که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. بری اندازه گیری متغیرها از پرسشنامه راهبردهای آموزشی معلمان توسط عظیم پور (1393)، پرسشنامه شکوفایی توانایی توسط لفرانکویس و همکاران (1977) و پرسشنامه ازخودبیگانگی تحصیلی دیلون و گروات (1976) استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-26 و ضریب رگرسیون تحلیل شدند. یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد که میان ادراک از راهبردهای آموزشی معلمان با شکوفایی توانایی دانش آموزان ارتباط مثبت معنی داری وجود دارد و محوریت دانش آموز 0/21، آموزش مبتنی بر گروه 0/17، ایجاد تمرکز و انگیزه 0/16، تدارک محیط بهینه 0/22 و آماده سازی 0/20 تغییرات شکوفایی توانایی دانش آموزان را پیش بینی می کند. همچنین میان راهبردهای آموزشی معلمان با ازخودبیگانگی تحصیلی دانش آموزان رابطه منفی و معنی داری دارد و محوریت دانش آموز 0/12-، آموزش مبتنی بر گروه 0/14-، تدارک محیط بهینه 0/13- و آماده سازی 0/18- تغییرات ازخودبیگانگی تحصیلی دانش آموزان را پیش بینی می کنند. نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت ادراک از راهبردهای آموزشی معلمان می تواند با شکوفایی توانایی دانش آموزان ارتباط داشته باشد و دانش آموزان در سایه تلاش های معلم برای آموزش بهتر، یادگیری صحیح و در عین حال کیفیت آموزشی بالاتری انگیزه بالاتری خواهند داشت.
بررسی اثربخشی برنامه درسی هنر آمیخته به طنز بر خلاقیت دانش آموزان پایه ششم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : خلاقیت نقش مهمی در پیشرفت فردی و اجتماعی ایفا می کند و آموزش هنر می تواند بستری مناسب برای پرورش آن باشد. در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی اثربخشی برنامه درسی هنر آمیخته به طنز بر ابعاد خلاقیت دانش آموزان پرداخته است. روش پژوهش : پژوهش حاضر از نوع کاربردی و آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود. نمونه گیری به صورت تصادفی از میان دانش آموزان پایه ششم دوره ابتدایی شهرستان خوی در سال تحصیلی ۱۴۰۱–۱۴۰۲ انجام شد. در مجموع، ۶۰ دانش آموز پسر در دو گروه آزمایش و کنترل جای گرفتند. گروه آزمایش تحت آموزش برنامه درسی هنر آمیخته به طنز قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل از این آموزش بهره مند نشد. برای سنجش خلاقیت، از پرسشنامه خلاقیت تورنس (۱۹۷۹) استفاده شد و داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیره (ANCOVA) در نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ تحلیل شدند. یافته ها : نتایج نشان داد که برنامه درسی هنر آمیخته به طنز تأثیر معناداری بر خلاقیت دانش آموزان دارد (F=1/533 ،p=0/043). ضریب اتا (0/749) حاکی از تأثیر زیاد این مداخله بر خلاقیت بود. میانگین نمرات خلاقیت در گروه آزمایش به طور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود. نتیجه گیری : یافته های این پژوهش نشان داد که استفاده از طنز در آموزش هنر می تواند نقش مؤثری در تقویت خلاقیت دانش آموزان ایفا کند. پیشنهاد می شود در تدوین و اجرای برنامه های درسی، به ویژه در حوزه هنر، از رویکردهای خلاقانه ای همچون تلفیق طنز استفاده شود تا زمینه پرورش خلاقیت دانش آموزان بیش از پیش فراهم آید. همچنین توصیه می شود پژوهش های آینده با نمونه های گسترده تر و در مقاطع تحصیلی مختلف انجام گیرد تا کارآمدی این رویکرد در شرایط متنوع آموزشی مورد ارزیابی قرار گیرد. بهره گیری از نتایج چنین مطالعاتی می تواند به ارتقای کیفیت فرآیند یاددهی-یادگیری و توسعه مهارت های خلاقانه در میان نسل جوان منجر شود.
برنامه درسی لایه ای مبتنی بر الگوی معلم محوری در ساختار آموزشی دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۷
101 - 128
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین برنامه درسی لایه ای مبتنی بر الگوی معلم محوری در دانشگاه فرهنگیان انجام شد. رویکرد تحقیق کیفی از نوع تحلیل محتوا استقرایی با تأکید بر ماهیت مضمونی آن بود. برای تعیین اعتبار داده های پژوهش از روش خود بازبینی و فن کنترل اعضا و برای تعیین پایایی داده ها از روش مقایسه مستمر و نظام مند در ثبت و نوشتن داده ها استفاده شد. یافته های به دست آمده نشان داد که ویژگی های متفاوت عناصر برنامه درسی لایه ای در سطوح مختلف منجر به ایجاد هویت های مختلفی از الگوی معلمی می انجامد و این الگوها در طی آموزش دانشجو معلمان در لایه های سه گانه رویکرد تکاملی داشته و منجر به شکل گیری گفتمان رهبری آموزشی به عنوان اولویت اصلی برنامه درسی لایه ای می شود. نتایج نشان داد که امکان سنجی برای پیاده سازی تمامی سطوح برنامه درسی لایه ای در دانشگاه فرهنگیان صورت گیرد. هم چنین الگوهای معلمی در توسعه حرفه ای مورد تاکید قرار گرفته و نگرش یکپارچه ای در ارتقا دانش معلمی مطابق با انتظارات آموزشی در اسناد بالادستی فراهم شود.
واکاوی فرایندها و دلالت های گسترش استفاده از کتاب های کمک درسی: تحلیلی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۹۵
63 - 84
حوزههای تخصصی:
با گسترش استفاده دانش آموزان از کتاب های کمک درسی این سؤال اساسی مطرح می شود که فرایندها و دلالت های استفاده از این کتاب ها چگونه است. همچنین، چرا در کنار کتاب های درسی اصلی آموزش وپرورش، دانش آموزان و حتی معلمان از کتاب های کمک درسی استفاده می کنند. هدف این پژوهش کاربردی و رویکرد آن داده بنیاد است. داده ها از طریق مصاحبه با معلمان و مدیران شاغل در آموزش وپرورش و نیز متخصصان و مؤلفان استان های گوناگون ایران گردآوری شده است. این گروه ها درمجموع جامعه پژوهش را تشکیل دادند. انتخاب نمونه ها در جامعه معلمان و مدیران با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و در گروه متخصصان و مؤلفان از روش گلوله برفی بوده است. کل مشارکت کنندگان در پژوهش 27 نفر بوده اند. یافته های این پژوهش براساس چهارچوب نظام مند اشتراوس و کوربین مقوله بندی و تحلیل شد. نتایج نشان داد در شرایط علّی مقولات اقتصادی، فردی، اجتماعی و آموزشی و در شرایط زمینه ای مقولات نظارت ضعیف، هماهنگ نبودن بخش های متولی، ضعف قانون گذاری و تعارض منافع داخل سازمانی و در شرایط مداخله گر مقولات نگرانی خانواده ها، نیاز به تکمیل فرایند یادگیری، توقعات سطحی، درنهایت به استفاده از کتاب های کمک درسی منجر شده اند. راهبردهای پاسخ گویان به منظور به کارگیری کتاب های کمک درسی عبارت اند از: ارزیابی فردی از کتاب کمک درسی، تغییر فرایند ارزشیابی، توجه به سطوح مختلف دانش آموزان. درنهایت، پیامدهایی همچون نگاه بازاری به جای نگاه فرهنگی، غلبه ابزار بر اهداف آموزشی و سطحی شدن تدریس در فرایند استفاده از کتاب های کمک درسی به وسیله پاسخ گویان ادراک شدند. همچنین، نتایج نشان داد ضعف بسندگی آموزش و منفعت گرایی هسته مرکزی دلالت های استفاده از کتاب های کمک درسی را تبیین می کند.
تعلق خاطر دانشجومعلمان به دانشگاه فرهنگیان و نقش آن در شکل گیری تربیت اجتماعی و هویت حرفه ای معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر تعلق خاطر دانشجومعلمان به دانشگاه فرهنگیان بر تربیت اجتماعی و نقش آن در شکل گیری هویت حرفه ای معلمان انجام شده است. این مطالعه تلاش دارد نشان دهد که احساس تعلق چگونه می تواند عاملی مؤثر در ارتقای مشارکت اجتماعی، درونی سازی ارزش های تربیتی، و توسعه نگرش های حرفه ای معلمان آینده باشد.روش: پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از مدل یابی معادلات ساختاری (SEM) انجام شد. داده ها از طریق دو پرسش نامه محقق ساخته گردآوری شد: پرسش نامه تعلق خاطر با ۳۱ گویه در ۶ بعد (حمایت استادان و مسئولین، مشارکت در دانشگاه، رعایت احترام و عدالت، احساس مثبت، تعلق فردی، مشارکت علمی) و پرسش نامه تربیت اجتماعی با ۱۲ گویه در ۳ بعد (مشارکت اجتماعی، درونی سازی ارزش ها، تفکر انتقادی). روایی ابزارها با استفاده از روایی محتوا و سازه و پایایی آن ها با ضریب آلفای کرونباخ (۰.۸۴ و ۰.۸۱) تأیید شد. جامعه آماری شامل ۲۵۵۸ نفر از دانشجومعلمان ورودی های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ دانشگاه فرهنگیان استان مرکزی بود و نمونه ای به تعداد ۳۳۴ نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد.یافته ها: نتایج نشان داد تعلق خاطر به دانشگاه هم به صورت مستقیم و هم از طریق تربیت اجتماعی، تأثیر معناداری بر هویت حرفه ای دارد. مسیر میانجی تربیت اجتماعی نقش کلیدی در انتقال اثر تعلق خاطر ایفا می کند. همچنین، حمایت استادان، مشارکت علمی و احساس مثبت به دانشگاه از عوامل مؤثر در ارتقای تربیت اجتماعی و هویت حرفه ای بودند.نتیجه گیری: تقویت هویت حرفه ای و تربیت اجتماعی مستلزم ایجاد محیط دانشگاهی پویا، اخلاق محور و مشارکتی است.
بررسی تأثیرات متغیرهای شغل و قشربندی اجتماعی بر مصرف فرهنگی جامعه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: «مصرف فرهنگی» فعالیتی اجتماعی و رفتاری روزمره است که با رخدادهای فرهنگی در جامعه بازتولید و بارور می شود. شغل و قشربندی اجتماعی، دو متغیر اساسی و اثرگذار بر مصرف فرهنگی هر فرد در جامعه هستند که با فراهمآوردن شرایط برهمکنش میان رخداد و مصرف، فرهنگ را در جامعه ایرانی تعمیق می دهند. روش ها : در این پژوهش نخست به سازوکار نظری رابطه شغل و قشربندی اجتماعی با مصرف فرهنگی پرداخته و سپس با بهره گیری از نتایج مطالعات نظری از طریق روش «تحلیل ثانویه» به بررسی داده های آماری «موج سوم پیماش سنجش وضعیت مصرف کالاهای فرهنگی در ایران» به تخمینی از شرایط جامعه ایران می پردازیم. پرسش اصلی پژوهش این است که: «متغیرهای شغل و قشربندی اجتماعی چه تاثیری بر مصرف فرهنگی داشته است، چه نوع برهمکنش اجتماعی میان این 3 متغیر برقرار بوده و متاثر از برهم کنش میان این عوامل، داده های موج سوم پیمایش فرهنگی در حوزه کتاب و مطالعه از حیث اثر بر جامعه ایرانی در تحلیلی ثانوی چه نتایجی را در بردارد؟». یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از این است که سیاست فرهنگی در جامعه ایرانی با نگاهی تقلیل گرا صرفاً متوقف بر سرمایه های اقتصادی ناشی از فرهنگ شده و مسئله اساسی تولید و تعمیق سرمایه فرهنگی در اقشار اجتماعی مورد توجه جدی قرار نگرفته است. نتیجه گیری: پژوهش به این نتیجه دست یافت که بازاندیشی در سویه های تولید سرمایه فرهنگی از اهمیتی دوچندان برخوردار است و می بایست مورد تأمل جدی به ویژه در نظام تعلیم و تربیت قرار گیرد.
Requirements for Developing Leaders’ AI Competencies: A Systematic Review(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The study aimed to identify the Requirements for Developing Leaders’ AI Competencies. This systematic literature review, spanning from January 2017 to March 2025, analyzes 26 articles retrieved from Google Scholar, Sage, Emerald, Springer, ScienceDirect, and PubMed. Building from the systematic review, the findings were synthesized and integrated to derive a clear and parsimonious AI competency requirements framework for leaders. To this end, the PRISMA framework was applied to establish a high-quality and transparent process. Naeem et al.'s (2023) thematic analysis framework was employed to analyze and interpret the findings from the included studies. The reliability of the final results was assessed using Cohen's Kappa method. This coefficient was found to be 0.73, indicating a high level of agreement between the coders. The findings elucidate the essential requirements for cultivating artificial intelligence competencies among leaders through three primary dimensions: organizational, technological, and individual requirements. This research contributes to the existing literature by identifying and categorizing the effective requirements for developing leaders’ AI competencies in the era of AI.
نقش واسطه ای رفتار فراوظیفه ای در رابطه بین رهبری سطح پنج و دلبستگی شغلی معلمان مقطع ابتدایی نورآباد ممسنی
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: رهبری سطح پنج به عنوان یکی از رویکردهای نوین رهبری، نقشی کلیدی در ارتقای دلبستگی شغلی معلمان ایفا می کند..هدف از انجام این مطالعه، نقش واسطه ای رفتار فراوظیفه ای در رابطه بین رهبری سطح پنج و دلبستگی شغلی معلمان مقطع ابتدایی نورآباد ممسنی بود.
روش شناسی پژوهش: این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود که به صورت میدانی اجرا شد. جامعه آماری این تحقیق، کلیه معلمان مقطع ابتدایی نورآباد ممسنی بود. با توجه به اینکه حجم جامعه 485 نفر بود، بر اساس جدول مورگان 215 نفر نمونه پیشنهاد شده است. این تعداد نمونه بر اساس روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، برای پاسخگویی به پرسشنامه های استاندارد رهبری سطح پنج شریعت نژاد (1397)، رفتار فراوظیفه ای ارگان و همکارانش (1988) و دلبستگی شغلی شافلی (۲۰۱۵) انتخاب شدند. روایی پرسشنامه ها با تایید خبرگان و پایایی با محاسبه آلفای کرونباخ بترتیب 852/0، 813/0 و 864/0 مورد تایید قرار گرفتند. برای آزمون میزان همبستگی بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون، تفاوت بین گروه ها از تی گروه های مستقل و برای بررسی نقش واسطه ای از معادلات ساختاری و نرم افزارهای SPSS و Amoos استفاده شد.
یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن است که بین رهبری سطح پنج، رفتار فراوظیفه ای و دلبستگی شغلی رابطه مستقیم و معناداری برقرار بوده است. دلبستگی شغلی معلمان زن و مرد مقطع ابتدایی نورآباد ممسنی تفاوت معناداری ندارند.
نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که رهبری سطح پنج با ایجاد زمینه ای برای بروز رفتارهای فراوظیفه ای، نقش مؤثری در تقویت دلبستگی شغلی معلمان ایفا می کند. همچنین، عدم تفاوت معنادار میان معلمان زن و مرد نشان می دهد که تأثیر این سبک رهبری و رفتارهای فراوظیفه ای بر دلبستگی شغلی مستقل از جنسیت بوده و می تواند به عنوان راهکاری عمومی برای ارتقای کیفیت آموزش در مدارس ابتدایی به کار گرفته شود.
تاثیر آموزش هنر بر افزایش نشاط ذهنی و کاهش استرس در دانش آموزان
منبع:
آموزش پژوهی دوره ۱۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۴۳)
1 - 12
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش هنر بر نشاط ذهنی و کاهش استرس در دانش آموزان صورت گرفت. این پژوهش به شیوه نیمه آزمایشی و طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه پنجم و ششم دوره ابتدایی شهرستان کوهرنگ در سال تحصیلی 1402-1401بود. نمونه آماری شامل 30 نفر؛ 15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گروه آزمایش طی دوازده جلسه در برنامه آموزش هنر شرکت کردند؛ درحالی که گروه کنترل در همین زمان به روال عادی آموزش خود را دریافت کردند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه استرس ادراک شده کوهن و همکاران (1983) و پرسشنامه نشاط ذهنی دسی و رایان (1977) بود. داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزار spss23 تحلیل شدند. برای آزمون فرضیه های پژوهش از تحلیل کوواریانس تک متغیری و چندمتغیری استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش هنر منجر به افزایش نشاط ذهنی و کاهش استرس در دانش آموزان دختر پایه پنجم و ششم دوره ابتدایی شهر کوهرنگ شد. بر این اساس، می توان گفت که درس هنر دارای قابلیت های زیادی در جهت افزایش نشاط ذهنی و کاهش استرس دانش آموزان است.
نقش هیجان های تحصیلی مثبت و منفی و کیفیت زندگی در مدرسه در پیش بینی شایستگی تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش هیجان های تحصیلی مثبت و منفی و کیفیت زندگی در مدرسه در پیش بینی شایستگی تحصیلی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی شهر تبریز انجام شده است.
روش ها: این تحقیق از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ شیوه اجرا توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق حاضر را تمامی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی شهر تبریز تشکیل دادند که در سال تحصیلی 1404-1403 مشغول به تحصیل بودند که از این جامعه، بر اساس فرمول کوکران و به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای تعداد 324 نفر انتخاب شده و مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گرد آوری داده های پژوهش مقیاس هیجان های تحصیلی پکران و همکاران (2002)، پرسشنامه کیفیت زندگی در مدرسه اینلی و بورک (1999) و شایستگی تحصیلی دیپرنا و الیوت (1999) بودند. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری تحلیل رگرسیون انجام گرفت.
یافته ها: هیجان های تحصیلی مثبت و منفی و مؤلفه های رضایت عمومی، فرصت، پیشرفت و ماجراجویی کیفیت زندگی قادرند تغییرات شایستگی تحصیلی را به طور معناداری در دانش آموزان تبیین کنند.
نتیجه گیری: بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت که توجه به هیجان های تحصیلی و بالا بودن کیفیت زندگی مدرسه ای و افزایش شایستگی تحصیلی از اهمیت بالایی برخوردار است.
The Impact of Task-Based Assessment on Iranian Male and Female EFL Learners’ Idiomatic Knowledge
حوزههای تخصصی:
Task-based language assessment (TBLA) is a framework for language testing that takes the task as the fundamental unit for assessment and testing. This study was designed to investigate the impact of TBLA on Iranian Male and Female EFL learners’ idiomatic knowledge. To fulfill the objective, 40 learners ranging from 18 to 25 in age and studying at Bayan English Institute in Rasht, Iran, were selected from among 100 participants based on their performance on quick placement test (QPT). The study employed a true-experimental design in which the participants were randomly assigned to two experimental groups and two control groups. First, a pretest of idioms was administered. Then, the experimental groups received a sixteen-session treatment that was the treatment of Task-Based Assessment. Meanwhile, the control groups received a sixteen-session placebo. A posttest of idioms was then administered to all the participants. The use of UNIANOVA revealed that the experimental groups outperformed the control groups in learning idioms. Based on the findings of the present study, all stakeholders, particularly material developers and teachers are proposed to include idioms in language teaching so that remarkable opportunities for improving idiomatic knowledge among learners would be provided.
The Role of Digital Literacy in Mediating ChatGPT’s Impact on Writing Abilities and Perceptions of Iranian EAP Students
حوزههای تخصصی:
Academic writing has emerged as a central area of inquiry among researchers specializing in English as a Foreign Language (EFL) writing. Utilizing a mixed-methods research design, the current study aimed to explore the mediatory role of digital literacy in the writing improvement of EAP learners in a ChatGPT-supported writing course. Following the administration of the Oxford Placement Test (OPT) and digital literacy questionnaire, a cohort of 100 upper-intermediate learners from a non-profit university in Mazandaran, Iran was randomly selected. The participants were then split into two experimental groups (high vs. low digital literacy) and two control groups (high vs. low digital literacy), with each group consisting of 25 participants. The experimental groups received writing instruction that incorporated ChatGPT, while the control groups were taught implementing traditional pedagogical methods devoid of ChatGPT. Data were gathered through pre- and post-writing assessments along with semi-structured interviews. Results from the pre- and post-tests indicated that the experimental groups with either high or low digital literacy exhibited significantly superior academic writing outcomes compared to the control groups. However, no notable disparity was evidenced between the two experimental groups. Analysis of the interviews revealed that ChatGPT contributed greatly to their writing accuracy and fluency, while creating several challenges namely the generation of inappropriate responses and limited access. On implication side, suggestions are offered for prospective EAP students, teachers, teacher educators, and syllabus designers along with a sketch of possible avenues for further exploration.
خط سیر داستان معلمان در سفر توسعه تدریس خلاقانه مبتنی بر هوش مصنوعی
منبع:
آموزش خلاق و اثربخش دوره اول بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
47 - 21
حوزههای تخصصی:
معلمان بعضاً با دانش آموزانی روبرو هستند که از یکسو انگیزه یادگیری ندارند و از سویی دیگر از توانایی لازم برای درک وفهم و یادگیری مطالب درسی برخوردار نیستند و این در حالی است که بهره گیری معلمان از شیوه های خلاقانه در تدریس می تواند هر دو مشکل را برطرف سازد. این پژوهش در پی توصیف خط سیر داستان معلمان در سفر توسعه تدریس خلاقانه با هوش مصنوعی بوده است. پژوهش حاضر به شیوه کیفی-روایتی، میدان پژوهش مشتمل بر کلیه معلمان خلاق شهر اصفهان و نمونه گیری به شیوه هدفمند از نوع قضاوتی و تا حد اشباع نظری به تعداد 26 نفر صورت پذیرفت. ملاک ورودی شرکت کنندگان به عنوان نمونه، معلمانی بودند که از ابزارهای هوش مصنوعی برای تدریس استفاده کردند. داده ها از طریق مصاحبه های بدون ساختار جمع آوری گردید و از شیوه مضمون برای تحلیل داده ها استفاده بعمل آمد. براساس یافته ها 10 مضمون فراگیر(چالش های آموزشی، چالش های فردی، چالش های فناورانه،فرصت های فردی، فرصت های آموزشی، فرصت های فناورانه، ترس از اشتباه کردن؛ توسعه قابلیت های تدریس،دگردیسی حرفه ای، ادغام تدریس با فناوری ) در سفر توسعه تدریس خلاقانه با هوش مصنوعی پدیدار شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که سیر داستان معلمان در سفر توسعه تدریس خلاقانه با هوش مصنوعی نه تنها یک تحول فناورانه، بلکه یک تحول فرهنگی و حرفه ای در نظام آموزشی است. معلمان در این سفر، ابتدا با چالش ها و موانع مختلفی نظیر ترس از اشتباه کردن، تردید و کمبود سواد دیجیتال روبه رو می شوند، اما با گذر از این مراحل، توانایی های خود را در استفاده مؤثر از فناوری های هوشمند توسعه می دهند.
اثربخشی توان بخشی ذهنی بر رشد گفتار زبان و کاهش علایم کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی توان بخشی شناختی بر رشد گفتار زبان و کاهش علایم کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم انجام شده است. روش: این پژوهش از نوع پژوهش های نیمه آزمایشی، پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری در این پژوهش شامل تمامی کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم شهر ارومیه در سه ماهه اول 1401 بود. تعداد 30 نفر از کودکان مبتلا به اتیسم مراجعه کننده به مرکز پیشگامان امید ارومیه با روش نمونه گیری تصادفی ساده در 2 گروه آزمایش و گروه کنترل قرار داده شدند که در نهایت بعد از انجام مداخله داده های گردآوری شده از راه آزمون تحلیل واریانس و کواریانس چند متغیره و با نرم افزار 19 Spss تجزیه و تحلیل آماری شدند. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد مداخله توان بخشی شناختی بر بهبود مؤلفه های رشد زبان شامل صحبت کردن (01/0 >p)، سازماندهی (01/0>p)، گوش کردن (01/0 >p )، مؤلفه گفتاری (01/0>p) و کاهش علایم اتیسم شامل مشکلات رشدی (01/0>p)، تعامل های اجتماعی (01/0 >p )، رفتار کلیشه ای (05/0 >p )، برقراری ارتباط (05/0>p) اثربخش بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت مداخله توان بخشی شناختی می تواند در بهبود رشد زبان گفتاری و کاهش علایم اختلال اتیسم اثربخش است.