فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۲۱ تا ۳۴۰ مورد از کل ۱۹٬۵۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر خودکارآمدیِ هوش مصنوعی معلمان بر قصد رفتاری آنان برای استفاده از هوش مصنوعی در آموزش با تأکید بر نقش میانجی سودمندیِ ادراک شده و سهولت استفاده ادراک شده بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی مبتنی بر معادلات ساختاری و جامعه آماری پژوهش شامل همه معلمان ابتدایی (دوره اول و دوم) شهرستان زرین شهر بودند که از میان آنها 280 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از 4 پرسشنامه خودکارآمدیِ هوش مصنوعی، سودمندیِ ادراک شده، سهولت استفاده ادراک شده و قصد رفتاری استفاده شد که روایی و پایایی آنها محاسبه و گزارش شده است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی شامل میانگین و انحراف معیار و آمار استنباطی شامل همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری و با نرم افزارهای SPSS و Amos انجام شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که خودکارآمدیِ هوش مصنوعی بر قصد رفتاری معلمان برای استفاده از هوش مصنوعی در آموزش، تأثیر مستقیم، مثبت و معناداری دارد (008/0P= ). به علاوه خودکارآمدیِ هوش مصنوعی با میانجیگری سودمندیِ ادراک شده بر قصد رفتاری به صورت غیرمستقیم تأثیر می گذارد (01/0P=). خودکارآمدیِ هوش مصنوعی همچنین از طریق سهولت استفاده ادراک شده بر قصد رفتاری تأثیرگذار است (02/0P=). نتیجه گیری: داشتن ادراکات مثبت در خصوص سودمندی و سهولت استفاده از فناوری هوش مصنوعی در آموزش، دو عامل تأثیرگذار مهم بر قصد معلمان برای استفاده از این فناوری می باشد. خودکارآمدیِ هوش مصنوعی به شکل گیری و تقویت این ادراکات مثبت کمک می نماید و این به نوبه خود قصد معلمان برای استفاده از هوش مصنوعی را تقویت می کند. به منظور بهره گیری از مزایای فراوان بکارگیری هوش مصنوعی در آموزش، لازم است که افزایش خودکارآمدیِ هوش مصنوعی معلمان در برنامه های توسعه حرفه ای ایشان به صورت جدی مدنظر قرار گیرد.
فراتحلیلی بر تفاوت های انگاره ای زبان آموزی در مطالعات یادگیری کودکان بر مبنای شاخص جنسیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: این جستار با هدف بررسی مطالعات نظری-تجربی پژوهشگران حوزه زبان آموزی کودک، برای شناسایی تفاوت های انگاره ای زبان آموزی دختران و پسران در سنین اولیه کودکی(1-5سال) انجام گرفت. روش: روش اجرای مطالعه، روش فراتحلیل بود. برمبنای آن جامعه نمونه، براساس الگوی پریسما، در نهایت11 مقاله مرتبط انتخاب و در بخش های انگاره، رویکرد، ماهیت، روش و محورهای مفهومی باهم تطبیق داده شد. یافته ها: یافته های فراتحلیلی حاکی از سه احتمال داشت: میان دختران و پسران در مقوله زبان آموزی تفاوت وجود دارد و دختران زودتر از پسران به این مهم دست می یابند؛ میان دختران و پسران در مقوله زبان آموزی تفاوتی وجود ندارد، بلکه در معرض عوامل دیگر قرار گرفتن، باعث تفاوت می شود؛ در برخی کلمات(احساسی، عاطفی و..) دختران زودتر صاحب مؤلفه های کلامی(درک و بیان) می شوند. در برخی کلمات( حرکتی، ابزاری..) پسران زودتر زبان را می آموزند. نتیجه-گیری: اینکه اکثر پژوهشگران مورد بررسی معتقد به وجود تفاوت جنسیتی در حوزه زبان آموزی در کودکان بودند، اما برخی هم معتقد بودند تفاوت ناشی از عوامل دیگری است، که در زبان خود را نشان داد. لذا نیاز هست عوامل جانبی مؤثر بر زبان آموزی مورد کنترل بیشتری قرار گیرد، تا عناصر اثرگذار بر تفاوت های زبان بهتر شناخته شوند
بررسی اکتشافی چالش های شناختی و عاطفی انتقال دانش آموزان از دوره ی ابتدایی به متوسطه و نقش آن بر افت تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انتقال دانش آموزان از یک دوره تحصیلی به دوره ی دیگر، یکی از رویدادهای چالش برانگیز به حساب می آید که می تواند عملکرد تحصیلی آنها را تحت تاثیر قرار دهد.مطالعه حاضر با هدف شناسایی چالش های شناختی و عاطفی در انتقال دانش آموزان به دوره متوسطه و تاثیر آن بر عملکرد تحصیلی انجام گرفته است. روش پژوهش ترکیبی از نوع اکتشافی می باشد. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پایه اول مقطع متوسطه اول شهرستان بابل بوده که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، تعداد ۳۰۰ به عنوان نمونه انتخاب شد اند. در بخش کیفی نمونه با ۱۴ نفر به اشباع نظری رسیده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بوده که براساس نتیجه مصاحبه تهیه شده است. نسبت روایی محتوایی پرسشنامه بالای 75. و پایایی آن 80. بوده است. نتایج پژوهش نشان داد چالش های اجتماعی، آموزشی، روانشناختی و خانوادگی مهمترین چالش های دانش آموزان در انتقال به دوره ی متوسطه بوده است و چالش اجتماعی در مدارس دولتی و چالش آموزشی و خانوادگی در مدارس سمپاد بالاتر از حد میانگین بوده است. و اختلاف معناداری در چالش روانشناختی بین مدارس وجود نداشته است. از طرفی بین نمره چالش های دانش آموزان در این دوره و عملکرد تحصیلی همبستگی منفی وجود دارد.
طراحی و اعتباریابی الگوی کیفیت پژوهش دانشگاهی در دانشگاه های علوم انسانی و اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۰
7 - 36
حوزههای تخصصی:
یکی از دغدغه های مهم پژوهشگران، پیشگیری از نارسایی های کیفی مبتنی بر ویژگی های علمی در پژوهش است. عوامل گوناگونی در بهبود کیفیت پژوهش در حوزه علم انسانی و اجتماعی اثرگذار هستند. بنظر می رسد شناسایی و واکاوی این عوامل و کاربست آنها می تواند به ارتقای کیفیت پژوهش بیانجامد. هدف نهایی پژوهش حاضر، طراحی و اعتباریابی الگوی کیفیت پژوهش دانشگاهی در دانشگاه های علوم انسانی و اجتماعی بود. در این پژوهش، رویکرد پژوهش آمیخته از نوع اکتشافی متوالی بکار گرفته شد. در بخش کیفی، با استفاده از استراتژی پژوهشی نظریه داده بنیاد و با مصاحبه نیمه ساختاریافته با 19 مشارکت کننده از خبرگان، کدهای معنایی کیفیت پژوهش دانشگاهی استخراج شد. با استفاده از روش کدگذاری نظام مند اشتراوس وکوربین، داده های کیفی در سه مرحله باز، محوری و انتخابی کدگذاری شدند. تعداد 503 مفهوم، 29 مقوله فرعی، و 8 مقوله اصلی شناسایی و طبقه بندی شدند. با ابتناء به داده های پژوهش، «مدیریت و قوانین پژوهش» به عنوان شرایط علی، «تعالی کیفیت پژوهش» به عنوان مقوله اصلی، «ویژگی های فنی و جهانی شدن» به عنوان شرایط زمینه ای، «نیروی انسانی» به عنوان شرایط مداخله گر، «نظارت و ارزیابی» به عنوان راهبردهای عمل-تعامل، و در نهایت «کارایی و اثربخشی، و پذیرش نتایج پژوهش ها» به عنوان پپامد شناسایی شدند. در بخش کمی پژوهش، ابتدا بر اساس مقوله های اصلی، مقوله های فرعی و مفاهیم حاصل شده، ابزار پرسشنامه محقق ساخته تدوین شد. سپس با استفاده از نمونه گیری غیراحتمالی در دسترس، تعداد 95 نفر از اعضای هیئت علمی مؤسسات آموزش عالی حوزه علوم انسانی و اجتماعی برای پاسخگویی به پرسشنامه انتخاب شدند. داده های پرسشنامه به کمک روش های آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شدند. نتایج بررسی الگو در حالت کلی و همچنین الگوهای فرعی نشان داد که تمامی بارهای عاملی سؤالات و همچنین ارتباط بین مقوله های فرعی و اصلی در محدوده مجاز و استاندارد هستند و الگو در حالت کلی، دارای برازش است. یافته های این پژوهش راهکارهای مفید و نظام مندی برای بهبود کیفیت پژوهش دانشگاهی در حوزه علوم انسانی و اجتماعی ارائه داد که می تواند به تعالی کیفیت پژوهش های دانشگاهی در این حوزه کمک نماید.
استخراج شبکه مضامین مولفه های تفکر رایانشی به روش تحلیل مضمون برای معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه درسی و آموزش یادگیرنده محور سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
108 - 121
حوزههای تخصصی:
هدف : تفکر رایانشی یک موضوع بین رشته ای است و نقش مهمی در پرورش مهارت حل مسئله به صورت الگوریتمی در یادگیرندگان دارد اما هنوز درک جامعی از آن در زمینه های آموزشی وجود ندارد. هدف این پژوهش، استخراج شبکه مضامین مولفه های تفکر رایانشی است تا با افزایش دانش معلمان از ماهیت تفکر رایانشی، زمینه توسعه حرفه ای آنان را فراهم سازد. روش پژوهش : این پژوهش از نظر هدف، بنیادی-کاربردی و از لحاظ روش پژوهش کیفی است.جامعه پژوهش شامل مقالات منتشرشده در بازه زمانی 2006 تا 2025 بود که با استفاده از کلمات کلیدی در پایگاه های اطلاعاتی اسکوپوس، ساینس دایرکت، اسپرینگر، اریک،کتابخانه دیجیتالی انجمن ماشین های حسابگر و گوگل اسکالر جستجو شد و 831 مقاله به دست آمد. پس از غربالگری و اعمال معیارهای ورود و خروج، 216 مقاله به عنوان نمونه انتخاب شدند و 19 تعریف از آن ها استخراج شد. برای تجزیه و تحلیل تعاریف از روش تحلیل مضمون با رویکرد شبکه مضامین آتراید-استرلینگ استفاده شد. روایی مدل با نظر خبرگان و پایایی با روش هولستی محاسبه شد که ضریب پایایی 85/0 به دست آمد. یافته ها : یافته ها منجر به استخراج شبکه مضامین مؤلفه های تفکر رایانشی شد که شامل 65 مضمون پایه، 8 مضمون سازمان دهنده، 4 مضمون فراگیر و یک ابر مضمون بود و با نرم افزار مکس کیودا 2020 ترسیم شد. نتیجه گیری : نتایج نشان داد کاربرد مضامین مولفه های تفکر رایانشی در زمینه های آموزشی، مستلزم توسعه حرفه ای معلمان در قالب کارگاه های آموزشی است که با همکاری متخصصان علوم کامپیوتر و تکنولوژی آموزشی میسر می باشد.
مقایسه روش های آموزشی، مهارت های تدریس و توسعه حرفه ای دانشجویان نظام های تربیت معلم در دوره های تخصصی: یک مطالعه تطبیقی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف : هدف از این پژوهش مقایسه روش های آموزشی، مهارت های تدریس و توسعه حرفه ای دانشجویان نظام های تربیت معلم در دوره های تخصصی در چهار کشور، یعنی فلاند، ژاپن، آلمان و ایران است. روش : در این پژوهش، چالش ها و راهکارهای موجود در هر کدام از کشورها در زمینه های روش های آموزشی، مهارت های تدریس و توسعه ای حرفه ای دانشجویان با استفاده از منابع معتبر شناسایی شده است. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد که در هر کدام از کشورها، روش های آموزشی و مهارت های تدریس متفاوتی وجود دارند. در کشور فلاند، برنامه های تربیت معلم بر اساس رویکرد مشارکتی و تعاونی طراحی شده اند و این کشور در زمینه توسعه ای حرفه ای بسیار پیشرفته عمل می کند. در کشور ژاپن، توجه بیشتری به ارتقای مهارت های تدریس دانشجویان شده است. در کشور آلمان، توجه بیشتری به توسعه حرفه ای معلمان و توانمند سازی آن ها برای ارائه آموزش با کیفیت وجود دارد. در ایران، با تأکید بر تجربه های عملی، توسعه مهارت های تدریس و آموزش های مداوم، به معلمان کمک می کند تا به بهترین نحو ممکن وظایف خود را انجام دهند. بحث : با توجه به نتایج پژوهش، برای نظام تربیت معلم در ایران، راهکارهایی ارائه شده است. این راهکارها شامل توجه به توسعه حرفه ای معلمان، ارتقای مهارت های تدریس، استفاده از فناوری های آموزشی، توسعه مهارت های تحلیل داده دانشجویان، توسعه رویکردهای نوین در آموزش و هماهنگی بیشتر بین معلمان و سایر سازمان های مرتبط می باشد. با اجرای این راهکارها می توان بهبود کیفیت آموزش و پرورش در ایران را تسهیل کرد.
پیش بینی اثربخشی معلمان مقطع ابتدایی نورآباد ممسنی بر اساس وفاداری سازمانی و اخلاق کار اسلامی آنان
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: اثربخشی معلمان یکی از مهم ترین عوامل در بهبود کیفیت نظام آموزشی به شمار می رود و شناسایی عوامل مؤثر بر آن می تواند نقش بسزایی در ارتقای عملکرد مدارس داشته باشد..هدف از انجام این مطالعه، پیش بینی اثربخشی معلمان مقطع ابتدایی نورآباد ممسنی بر اساس وفاداری سازمانی و اخلاق کار اسلامی آنان بود. روش شناسی پژوهش: این تحقیق بر حسب هدف، کاربردی و همچنین از نظر ماهیت و روش، توصیفی از نوع همبستگی و از لحاظ زمانی، مقطعی بود. جامعه آماری در این مطالعه، کلیه معلمان مقطع ابتدایی نورآباد ممسنی (485 نفر) بوده و با توجه به جدول مورگان، حجم نمونه آماری حدود 215 نفر در نظر گرفته شد. روش نمونه گیری خوشه ای بود. در این مطالعه از پرسشنامه های استاندارد وفاداری سازمانی آدام لیندگرن (۲۰۰۴)، اخلاق کاری اسلامی علی الکاظمی (2007) و اثربخشی معلم چو و بولی (۲۰۰۷) استفاده شده است. روایی صوری پرسشنامه ها با تایید اساتید و پایایی با آلفای کرونباخ که بترتیب 833/0، 872/0 و 806/0 محاسبه گردید، مورد تایید قرار گرفت. به منظور بررسی فرضیه های تحقیق از آزمون تحلیل رگرسیون و تی گروه های مستقل و نرم افزار SPSS استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد وفاداری سازمانی و اخلاق کار اسلامی هر دو با اثربخشی معلمان رابطه مثبت و معنادار داشته و توان پیش بینی کنندگی مناسبی دارند. همچنین، اثربخشی و اخلاق کار اسلامی بین معلمان زن و مرد تفاوتی نداشت، اما در وفاداری سازمانی تفاوت معناداری مشاهده شد. در مجموع، ترکیب وفاداری سازمانی و اخلاق کار اسلامی قادر به پیش بینی اثربخشی معلمان ابتدایی نورآباد ممسنی است. نتیجه گیری: وفاداری سازمانی و اخلاق کار اسلامی نقش مهم و مؤثری در ارتقای اثربخشی معلمان ابتدایی دارند و می توانند به طور معناداری آن را پیش بینی کنند. همچنین، جنسیت در اثربخشی و اخلاق کار اسلامی تفاوتی ایجاد نمی کند، اما در وفاداری سازمانی اختلاف معنادار میان زنان و مردان مشاهده شد. به طور کلی، تقویت وفاداری سازمانی و ترویج ارزش های اخلاق کار اسلامی می تواند به بهبود عملکرد و اثربخشی معلمان منجر شود.
ویژگی های روان سنجی پرسشنامه تجربه خانواده اوتیسم در خانواده های دارای فرزند طیف اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
1 - 30
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روانسنجی پرسشنامه تجربه خانواده اوتیسم در خانواده های دارای فرزند اوتیسم در استان یزد انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی- هنجاریایی بود. جامعه اماری حاضر را تمامی خانواده های دارای فرزند اوتیسم در سال 1403 تشکیل دادند که از این افراد، 385 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در این پژوهش از پرسشنامه های تجربه خانواده اوتیسم، شدت علایم اوتیسم و حمایت اجتماعی استفاده شد. روایی مقیاس با استفاده روش روایی محتوایی (محاسبه CVI و CVR) و همچنین تحلیل عامل تاییدی با نرم افزار AMOS محرز گردید. علاوه برآن، روش همسانی درونی نشان داد بین تجربه خانواده اوتیسم با شدت علائم اوتیسم و حمایت اجتماعی رتبطه مثبت و معنی داری وجود دارد. برای بررسی پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که یافته ها نشان داد ضریب آلفای کرونباخ خرده مقیاس تجربه والدین اوتیسم 929/0، برای خرده مقیاس زندگی خانوادگی 916/0، خرده مقیاس توسعه کودک و روابط اجتماعی، 94/0 و برای علایم کودک، 897/0 و برای کل مقیاس تجربه خانواده اوتیسم 952/0 به دست آمد. نتایج نشان داد که پرسشنامه تجربه خانوده اوتیسم از پایایی و روایی مناسبی برخوردار است؛ بنابراین می توان از این مقیاس جهت ارزیابی تجربه خانواده اوتیسم استفاده کرد.
تدوین و اثربخشی درمان مبتنی بر تکثیر انبوه عصبی بر شاخص های تحولی و علائم کودکان با اختلال طیف اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
171 - 215
حوزههای تخصصی:
تدوین مدل درمانی مبتنی بر رشد عصب محور جهت درمان حداکثری اختلالات عصب-تحولی ضروری به نظر می رسد. این پژوهش با هدف تدوین و بررسی اثربخشی روش نوآورانه ی درمان مبتنی بر تکثیر انبوه عصبی بر شاخص های تحولی و علائم اوتیسم کودکان طیف اوتیسم انجام شده است. روش پژوهش از نوع کیفی و کمی است. در بخش پژوهش کیفی از روش تحلیل محتوای کیفی از نوع استقرایی و سپس روش دلفی برای طراحی مبانی نظری و طرح عملیاتی درمان استفاده شد. پس از آن با استفاده از روش آزمایشی با طرح پیش آزمون -پس آزمون با گروه کنترل، تعداد 30 آزمودنی ۳ تا ۵ سال دارای اختلال طیف اُتیسم از طریق روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل جای دهی شدند. مداخله به میزان 36 جلسه، طی 3 ماه و در قالب جلسات 45 دقیقه ای اجرا شد. ابزار سنجش آزمون گارس 3 و ASQ II بود. داده ها با روش مانکووا تحلیل شد. یافته ها حاکی از نتایج مثبت در حیطه ی حل مسئله؛ حرکات درشت؛ برقراری ارتباط و علائم اتیستیک (0.01>P) بود، اما این تغییرات در متغیرهای حرکات ظریف و رفتارهای شخصی- اجتماعی؛ دیده نشد. این چنین استنباط می شود که روش درمان مبتنی بر تکثیر انبوه عصبی موجب رشد و گسترش کارکردهای رشد محور و پایه ای (کلان) می شود، اما تأثیر مستقیم آن در بازه ی زمانی 3 ماهه بر کارکردهای خرد که غالباً نیازمند آموختن از محیط هستند قابل مشاهده نیست.
بررسی رابطه عوامل محیطی مدارس با احساس تعلق به کلاس، مدرسه و شادابی دانش آموزان پایه ی ششم شهرستان زابل
منبع:
آموزش پژوهی دوره ۱۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۴۲)
77 - 92
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه عوامل محیطی مدارس با احساس تعلق به کلاس و مدرسه و شادابی دانش آموزان پایهی ششم شهرستان زابل بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان پایهی ششم شهرستان زابل به تعداد 1887 نفر(900 نفر پسر 987 نفر دختر)، میباشد. تعداد نمونه براساس فرمول کوکران 320 نفر به دست آمده است. ابزار گردآوری دادهها سه پرسشنامه عوامل محیطی مدارس، احساس تعلق به مدرسه و پرسشنامه شادابی آکسفورد استفاده شده است. دادهها به صورت آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته شده است. نتایج بدست آمده در این پژوهش نشاندهنده آن است که بین عوامل محیطی مدارس بر احساس تعلق به کلاس و مدرسه و شادابی دانش اموزان پایهی ششم شهرستان زابل رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج رگرسیون نشان داد، در گام اول روابط دانش آموزان و معلمان، در گام دوم انسجام اجتماعی، در گام سوم روابط دانش آموزان، در گام چهارم فضای باز و محیط طبیعی و در گام پنجم تجهیزات آموزشی است که وارد الگوی پیش بینی شده است و این پنج متغیر توانسته اند 58 درصد تغییرات احساس تعلق به کلاس را پیش بینی کند. همچنین نتایج نشان داد در گام اول روابط دانش آموزان و معلمان، در گام دوم انسجام اجتماعی، در گام سوم روابط دانش آموزان و در گام چهارم فضای باز و محیط طبیعی است که وارد الگوی پیش بینی شده است و این چهار متغیر توانسته اند 78 درصد تغییرات شادابی را پیش بینی کند.
تأثیر استفاده از سیستم تدریسِ خصوصیِ هوشمند شخصی سازی شده (ITS) بر انگیزه پیشرفت و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: انگیزه پیشرفت تحصیلی و خودکارآمدی، دو عامل حیاتی در موفّقیّت تحصیلی دانش آموزان به شمار می روند. انگیزه پیشرفت، نیرویی است که دانش آموزان را به سوی یادگیری و کسب موفّقیّت سوق می دهد، درحالی که خودکارآمدی، باور آن ها به توانایی هایشان را تقویّت می کند. پژوهش حاضر، با هدف بررسیِ تأثیرِ سیستمِ تدریسِ خصوصیِ هوشمندِ شخصی سازی شده (ITS) بر انگیزه پیشرفت و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان پایه هفتم، انجام شده است. روش ها : این مطالعه، از روش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل بهره گرفته و جامعه آماری آن شامل دانش آموزان پایه هفتم یک مدرسه منتخب بوده است. نمونه گیری به روش تصادفی انجام شد و ۶۰ دانش آموز به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. ابزارهای گردآوری داده شامل پرسشنامه های استاندارد انگیزه تحصیلی (1981،1980) و خودکارآمدی تحصیلی جینگ و مورگان (1999) بود. یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس، انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که استفاده از ITS تأثیر معناداری بر افزایش انگیزش پیشرفت و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان دارد. دانش آموزانی که از این سیستم استفاده کردند، نسبت به گروه کنترل پیشرفت قابل توجّهی در ابعاد انگیزشی و خودکارآمدی نشان دادند. این یافته ها، با نظریه های آموزشی همسو بوده و بیانگر آن است که آموزش های شخصی سازی شده همراه با بازخوردهای آنی می توانند، حس توانمندی و اعتمادبه نفس دانش آموزان را تقویّت نمایند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش، استفاده از سیستم تدریس خصوصی هوشمند، تاثیر معناداری بر انگیزه پیشرفت تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان دارد. پیشنهاد می شود در طراحی و پیاده سازی سیستم های تدریس خصوصی هوشمند، به ارائه بازخورد سازنده و شخصی سازی شده، استفاده از تکنیک های گیمیفیکیشن و ایجاد محیط های یادگیری تعاملی توجه ویژه ای شود.
تأثیر ذهن آگاهی بر خودنظم جویی تحصیلی با نقش میانجی عملکرد خانواده در بین دانش آموزان پایه ششم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: خودنظم جویی تحصیلی یکی از حوزه های مهم پژوهشی است که امروزه به عنوان یکی از محورهای اساسی تعلیم و تربیت شناخته می شود. با توجه به تغییرات سریع و پیشرفت های روزافزون علم و فناوری، دانش آموزان باید به صورت مستقل و بدون حضور دائم معلم، مهارت های لازم را بیاموزند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر ذهن آگاهی بر خودنظم جویی تحصیلی با نقش میانجی عملکرد خانواده در بین دانش آموزان پایه ششم ابتدایی انجام شد. روش:این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی- همبستگی مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پایه ششم ابتدایی شهرستان اراک در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ (۶۰۰۰ نفر) بود که با استفاده از جدول مورگان، ۳۸۲ نفر به عنوان نمونه با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. جهت جمع آوری اطلاعات، از پرسشنامه های خودنظم جویی تحصیلی سواری و همکاران (۱۳۹۲)، ذهن آگاهی بیر و همکاران (2006) و عملکرد خانواده اپستین و همکاران (۱۹۸۳) استفاده شد. برای تحلیل داده ها ، از روش مدل یابی معادلات ساختاری بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج نشان داد ذهن آگاهی تأثیر مثبت و مستقیم بر خودنظم جویی تحصیلی (۰.۴۶۲)، ذهن آگاهی تأثیر مثبت و مستقیم بر عملکرد خانواده (۰.۶۷۹) و عملکرد خانواده تأثیر مثبت و مستقیم بر خودنظم جویی تحصیلی (۰.۴۹۱) دارد. همچنین ذهن آگاهی از طریق نقش میانجی عملکرد خانواده تأثیر مثبت و غیرمستقیم (۰.۳۳۳) بر خودنظم جویی تحصیلی دارد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج می توان گفت که ذهن آگاهی با تقویت خودآگاه و کنترل توجه نقش مؤثری در بهبود خودنظم جویی تحصیلی دانش آموزان ابتدایی ایفا می کند. بنابراین گنجاندن برنامه های ذهن آگاهی در محیط های آموزشی می تواند یک راهبرد کارآمد در جهت بهبود عمکلرد تحصیلی مورد توجه قرار گیرد و در این رابطه، عملکرد خانواده به عنوان یک عامل میانجی اهمیت ویژه ای دارد؛ خانواده های حمایت گر با ایجاد محیطی پایدار، الگوسازی رفتاری مثبت و فراهم کردن حمایت عاطفی، اثرات ذهن آگاهی را بر خودنظم جویی تحصیلی تقویت می کنند.
از نظریه تا عمل، اجرای هم آفرینی برنامه درسی (مطالعه موردی 10 دانشگاه سراسر جهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه سیستم های آموزشی در سراسر جهان با چالش های متعددی روبه رو هستند و برای دست یابی به اهداف کلیدی خود از راهبردهایی متنوع و نوآورانه متناسب با نیازهای آموزشی بهره می برند. یکی از این راهبردها هم آفرینی برنامه درسی در آموزش عالی است که شامل مشارکت فعال دانشجویان به عنوان یکی از ذی نفعان اصلی، همراه با اساتید، در طراحی محتوا، ساختار دوره ها و به طور کلی، در توسعه برنامه های دانشگاهی است. بر همین اساس، این پژوهش هم آفرینی برنامه درسی در دانشگاه های ملبورن، ادینبورگ، بریتیش کلمبیا، سیدنی، کوئینزلند، پلی تکنیک هنگ کنگ، گلاسگو، هلسینکی، کوئین مری لندن و کیپ تاون را بررسی کرده است. منطق انتخاب نمونه ها در بخش نمونه گیری مقاله به تفصیل شرح داده شده است. این پژوهش با رویکرد کیفی و به صورت مطالعه موردی، جنبه های مختلف هم آفرینی برنامه درسی در دنیای واقعی را توصیف، ارزیابی و درک می کند. در این پژوهش برای تحلیل داده ها از نرم افزار مکس کیودا 2020 استفاده شده است و از داده ها ۲۰۳ کد باز و ۶ مقوله اصلی شامل هم آفرینی در برنامه درسی، یادگیری بین رشته ای، یادگیری فناورانه، یادگیری عملی و مبتنی بر صنعت، چالش های هم آفرینی و نتایج و مزایای هم آفرینی و ۱۸ زیرمقوله حاصل شده است. طبق یافته های این پژوهش، هم آفرینی در برنامه درسی با مشارکت فعال دانشجویان و ذی نفعان همچون اساتید، صنعت و جامعه در دانشگاه هایی که رویکردهای نوآورانه و مشارکتی دارند، به بهبود تجربه یادگیری و نتایج تحصیلی منجر می شود. این فرایند از طریق کارگاه های مشارکتی، بازخورد مستمر و استفاده از فناوری پیشرفته تسهیل می شود. با این حال، چالش هایی همچون زمان بربودن فرایندها و تعادل قدرت بین دانشجویان و اساتید وجود دارند.
سخت رویی تحصیلی: ساختار عاملی و ویژگی های روان سنجی مقیاس تک گامی بولتن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تحلیل ویژگی های روان سنجی مقیاس تک گامی بولتن (Kannangara et al. 2020) برای سنجش سخت رویی تحصیلی در دانشجویان ایرانی انجام شد. 400 دانشجوی کارشناسی دانشگاه شهید بهشتی (200 زن و 200 مرد) که به صورت در دسترس در نیمسال تحصیلی اول 1402-1401 انتخاب شدند، به مقیاس تک گامی بولتن، نسخه کوتاه مقیاس نظم بخشی انگیزشی و مقیاس پایستگی انگیزش پاسخ دادند. نتایج تحلیل مولفه های اصلی، از ساختار تک عاملی مقیاس سنجش سخت رویی حمایت کرد. در ادامه، نتایج تحلیل عاملی تاییدی نیز نشان داد که ساختار تک عاملی مقیاس با داده ها برازش مطلوبی داشت. علاوه بر این، نتایج مربوط به همبستگی بین سخت رویی تحصیلی با نظم بخشی انگیزشی و پایستگی انگیزشی از روایی همگرای مقیاس نیز حمایت کرد. ضریب همسانی درونی مقیاس تک گامی بولتن، 86/0 به دست آمد. درمجموع، نتایج این مطالعه شواهد قانع کننده ای در دفاع از خاستگاه نظری زیربنایی مقیاس تک گامی بولتن برای سنجش سخت رویی تحصیلی و مشخصه های فنی روایی و پایایی آن در نمونه دانشجویان ایرانی، فراهم آورد.
تحلیل وضع موجود و مطلوب برنامه درسی دانشگاه شهید باهنر کرمان بر اساس مؤلفه های دانشگاه خدمت محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
225 - 254
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی مقاله حاضر تحلیل وضع موجود و مطلوب برنامه درسی دانشگاه شهید باهنر کرمان براساس مؤلفه های دانشگاه خدمت محور است که از نظر اعضای هیأت علمی این دانشگاه جهت گردآوری اطلاعات استفاده شده است. بدین منظور از جامعه آماری شامل اعضای هیأت علمی دانشگاه شهید باهنر (605)، 234 نفر با روش نمونه گیری سهمیه-ای، انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی- پیمایشی و ابزار پژوهش، پرسش نامه محقق ساخته دو سویه بود که 31 گویه در قالب پنج عنصر برنامه درسی اهداف، محتوا، فعالیت های یاددهی- یادگیری، روش های ارزش یابی، محیط آموزشی را در دو وضعیت موجود و مطلوب بررسی کرد. ضریب آلفای کرونباخ برای این مقیاس برابر 70 صدم محاسبه گردیده است. نتایج نشان دادند که از نظر اعضای هیأت علمی، در وضعیت موجود دو عنصر محتوا و فعالیت های یاددهی-یادگیری برنامه درسی از نظر رعایت مؤلفه های دانشگاه خدمت محور از وضعیت مطلوب برخوردارند، اما سه عنصر اهداف، ارزشیابی و محیط آموزشی مبتنی بر مؤلفه های دانشگاه خدمت محور نیستند. در وضعیت مطلوب عنصر محیط آموزشی برنامه درسی از نظر رعایت مؤلفه های دانشگاه خدمت محور، بیشترین اختلاف را با وضعیت مطلوب خود دارد.
طراحی الگوی ارزشیابی برای یادگیری در آموزش مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۹
121 - 145
حوزههای تخصصی:
با تغییر زیست بوم آموزش ها از حضوری به مجازی و آموزش های ترکیبی لازم است؛ نوع ارزشیابی متناسب با این شرایط مورد بازاندیشی قرار گیرد. یکی از مولفه های مهم در آموزش های دانشگاهی توجه به یادگیری های سطح بالا است که نیازمند گذر از آموزش های حافظه محور است و این نگاه نیازمند بازبینی در نوع ارزشیابی خصوصا برای آموزش های مجازی می باشد. هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی ارزشیابی از دانشجویان در آموزش های مجازی با رویکرد ارزشیابی برای یادگیری می باشد. پژوهش با رویکرد ترکیبی و با شیوه تحلیل محتوا استقرایی انجام گرفت. داده ها از منابع معتبر علمی، مصاحبه با متخصصین و با کدگذاری باز، زیرمولفه و مولفه با واحد تحلیل مضمون بدست آمده و با استخراج کدهای باز، زیرمقوله و مقوله اصلی الگو طراحی شد. خروجی این مرحله، تدوین الگوی ارزشیابی از دانشجویان در آموزش های مجازی با رویکرد ارزشیابی برای یادگیری بود. در گام بعد برای اعتبار یابی محتوایی الگو، نسبت اعتبار محتوایی CVR و همچنین شاخص اعتبار محتوایی CVI از لاوشه بررسی شد. مولفه های اصلی الگو عبارتند از: تعیین نوع ارزشیابی براساس هدف آن، تعیین رویکرد، تعیین اهداف برنامه درسی، تحلیل یادگیرندگان، تعیین روش ارزشیابی با توجه به شرایط، تعیین ابزار ارزشیابی، انجام ارزشیابی و تحلیل نتایج، بازخورد و بازنگری و اصلاح.
تبیین الگوی نظریه ی هم ساخت معکوس هوشمند در آموزش ریاضی: تلفیقی از یادگیری مشارکتی، آموزش معکوس و هوش مصنوعی (SFCL)
حوزههای تخصصی:
با پیچیده تر شدن مسائل آموزشی در عصر دیجیتال، بازنگری در روش های سنتی تدریس، به ویژه در آموزش ریاضی، بیش از پیش ضروری به نظر می رسد؛ جایی که چالش های شناختی و انگیزشی یادگیرندگان، فرایند یادگیری را با موانعی جدی مواجه می سازد. در پاسخ به این چالش، پژوهش حاضر به معرفی و تبیین «الگوی هم ساخت معکوس هوشمند» می پردازد؛ الگویی نوین که با تلفیق سه رویکرد مؤثر یعنی یادگیری مشارکتی، آموزش معکوس، و فناوری هوش مصنوعی، با هدف ارتقای تعامل، شخصی سازی محتوا و بهبود عملکرد شناختی دانش آموزان طراحی شده است. در این مقاله، ضمن بررسی نظری و پژوهشی هریک از مؤلفه ها، چارچوب مفهومی این الگوی ترکیبی ترسیم می شود؛ الگویی که طی آن، دانش آموزان ابتدا با استفاده از محتوای معکوس شده و ابزارهای هوش مصنوعی با مفاهیم پایه آشنا می شوند و سپس در کلاس، از طریق فعالیت های گروهی، بازخوردهای اختصاصی دریافت می کنند. در این فرایند، هوش مصنوعی نقش تحلیلی و حمایتی داشته و ضمن پایش مستمر پیشرفت، مسیرهای یادگیری متناسب با نیازهای فردی را پیشنهاد می دهد. در پایان، پیامدهای بالقوه این الگو بر کیفیت یادگیری ریاضی، انگیزش درونی و پرورش تفکر سطح بالا بررسی شده و پیشنهادهایی برای تحقیقات آینده و اجرای عملی ارائه می شود.
کاوش تجسد معلم در شبکه دانش آموزی شاد: رویکرد پساپدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه حرفه ای معلم سال ۱۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۳۷)
137 - 161
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف : رابطه تجسد، نشان دهنده اهمیت نقش انسانی، عاطفی و روایت گرانه معلم در مواجهه با دانش آموزان در محیط های دیجیتال است. پژوهش حاضر با هدف کاوش تجسد معلم در شبکه دانش آموزی شاد و ساختارهای افزایشی و کاهشی ادراکی و عملی ایجادشده به وسیله شبکه شاد، انجام شد. روش : پژوهش از نظر هدف، کاربردی؛ از نظر نوع داده ها، کیفی و از نظر روش اجرا، پساپدیدارشناسی بود. جامعه آماری تحقیق، شامل معلمان مدارس ابتدایی (دوره دوم ابتدایی) شهر ایلام بود که از شبکه دانش آموزی شاد برای تدریس استفاده می کردند. نمونه گیری به روش گلوله برفی انجام شد و تعداد ۱۹ نفر به عنوان نمونه برای مصاحبه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این مطالعه شامل مشاهده و تجارب دسته اول محقق، مصاحبه با شبکه شاد و مصاحبه با معلمانی بود که از شبکه دانش آموزی شاد در کلاس های درس خود استفاده می کردند که پس از جمع آوری داده ها، بر اساس دیدگاه پساپدیدارشناسی مورد تحلیل قرار گرفتند. برای تعیین اعتبار درونی یافته ها، از تطبیق داده ها با مبانی نظری و پیشینه و مصاحبه با خبرگان استفاده شد، برای تأیید دقّت و صحت داده ها، در مورد اعتبار مطالعه از شیوه بررسی به وسیله اعضای پژوهش استفاده گردید، جهت تعیین اعتبار بیرونی یافته ها از تکنیک حصول اشباع نظری استفاده شد. یافته ها : یافته ها نشان می دهد در آموزش به وسیله شبکه دانش آموزی شاد، رابطه تجسد بین معلم و فناوری دیده می شود. نتیجه گیری : رابطه تجسد معلم در شبکه شاد باعث تقویت ها (گسترش قوای اداراکی به وسیله ابزارهای جانبی همچون هندزفری و صفحه کلید و دوربین، افزایش تعامل چهره به چهره به وسیله دوربین، بیان راحت تر عواطف و احساسات به وسیله استیکر) و کاهش هایی (کاهش انتقال زبان بدنی، کاهش توجه به صفات و ویژگی های شخصی دانش آموزان، کاهش تعاملات معمول روزمره انسانی) در ادراک و رفتار معلم می شود.
بررسی انتقادی طبیعت گرایی روش شناختی از منظر تربیت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در آموزش معارف و تربیت اسلامی دوره ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
129 - 109
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی انتقادی طبیعت گرایی روش شناختی از منظر تربیت اسلامی است. بدین منظور از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده است. طبیعت گرایی بر دو نوع است: 1- طبیعت گرایی متافیزیکی یا فلسفی: به این معنا که چیزی فراتر از جهان طبیعی مانند خداوند و روح وجود ندارد. 2- طبیعت گرایی روش شناختی: به معنای فراهم آوردن چارچوبی است که بتوان براساس آن به پژوهش علمی قوانین طبیعت پرداخت. چنین ادّعا می شود که دانشمندان دین مدار نیز می توانند طبیعت گرای روش شناختی، ولی خداباور باشند. البته با آشکار شدن پیش فرض های متافیزیکی طبیعت گرایی روش شناختی، آن نیز درنهایت به طبیعت گرایی فلسفی می رسد. در این پژوهش به لحاظ تربیتی استدلال شده که از منظر تربیت توحیدی و نظر به تأثیر تربیتی عادت (به عنوان یک روش مهم تربیتی)، اینکه دانشمندی صرفاً طبیعت گرایی روش شناختی را روش کار خود قرار دهد، درنهایت به دانشمندی سکولار تبدیل خواهد شد، و با استناد به آیات قرآنی معلوم خواهد شد که چنین نگرشی برخلاف دیدگاه الهی و به دور از سبک زندگی توحیدی است. دیدگاه دینی دانشمند موحد باید تحقیقاتش را به نحو سوگیرانه مثبت و نه منفی، تحت تأثیر قرار دهد، چراکه دانش فارغ از ارزش، تقریباً امری ناممکن است. لذا وی باید در تحقیقات علمی خود از طبیعت گرایی به دور باشد.
توسعه رهبری آموزشی نوکیش در مدارس جهان امروز و ارائه الگو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۴
185 - 206
حوزههای تخصصی:
در جهان امروز، رهبران آموزشی نمی توانند به سبک گذشته رهبری کنند و لزوماً باید از رهبری نوکیش بهره مند شوند. هدف پژوهش حاضر، توسعه رهبری آموزشی نوکیش در مدارس جهان امروز و ارائه الگو بوده است. مطالعه به شیوه کیفی سنتزپژوهی انجام شده است. محیط پژوهش شامل کلیه مقالات منتشرشده (۲۰۲۴-۲۰۱۰) و شیوه نمونه گیری هدفمند تا حد اشباع داده ها بوده و بدین ترتیب انتخاب نمونه ها تا ۳۸ مقاله تا حد کفایت داده ها ادامه یافت. از پایگاه های اطلاعاتی معتبر داخلی و خارجی برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد. برای تحلیل داده ها از شیوه دسته بندی مفاهیم باز، مفاهیم سازمان دهنده و مفاهیم فراگیر استفاده شد. به طورکلی، نتایج نشان داد که الگوی توسعه رهبری آموزشی نوکیش شامل ابعاد هشت گانه (حرفه ای شدن، یادگیری سازمانی، استفاده از فناوری های نوین، پویاسازی دانش سازمانی، آینده محوری، کسب بازار آموزشی، نوآوری آموزشی، به اشتراک گذاری تجربه) است.