ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۳٬۶۴۱ تا ۵۳٬۶۶۰ مورد از کل ۵۴٬۴۲۰ مورد.
۵۳۶۴۱.

همایون در ایران: مسیر سفر و مدت اقامت (بررسی و تحلیل منابع مکتوب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۰۵
با فوت بابر در 937ق/ 1530م پسر ارشدش نصیرالدین محمد همایون بر تخت سلطنت نشست. وی پس از استقرار در دهلی، برای تثبیت حاکمیت خود درگیری‌های سختی با حاکمان زمان از جمله شیرشاه سوری افغان ملقب به بهادرشاه داشت و از طرف دیگر مورد حسادت برادرانش کامران میرزا و عسکری میرزا ، که قصد قتل او را داشتند، قرار گرفت. همایون در سال 951 به توصیه بیرام خان هند را به قصد ایران ترک کرد. از زمان سفر همایون به ایران و بازگشت وی به هند که با کمک شاه طهماسب صفوی مجددا به تخت سلطنت رسید، پانزده سال طول کشید که از این مدت 14 ماه را در دربار صفوی گذراند. همایون از طریق هرات، مشهد و سبزوار روانه قزوین شد و پس از ملاقات با شاه طهماسب و بعد از یکسال و دوماه اقامت در ایران، به یاری شاه طهماسب و از طریق سبزوار و دامغان و بسطام و تربت جام ابتدا قندهار و بعد کابل را تصرف کرد و سپس با سرکوب کامران میرزا به دهلی رفت. وی سرانجام در 11 ربیع الاول 963، در 49 سالگی درگذشت.
۵۳۶۴۲.

تحلیل شخصیت های داستانی با رویکرد نقد روانکاوانه در ترجمه داستان-های کوتاه ولگرد گی دو موپاسان و کوتوله میخائیل نعیمه براساس نظریه آلفرد آدلر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۱۸
بررسی رابطه ادبیات با سایر علوم انسانی یکی از رویکردهای ادبیات تطبیقی است و ادبیات را خارج از بافت فرهنگی و مناسبات آن با سایر علوم به درستی نمی توان شناخت. روان شناسی از جمله این علوم است که به تبع آن «نقد ادبی روانکاونه» شکل گرفت. «آلبر دو موپاسان» و «میخائیل نعیمه» تقریباً در یک برهه زمانی واحد می زیستند و شخصیت های اصلی دو داستان کوتاه آنها تحت عناوین ولگرد و کوتوله از دیدگاه نقد روانکاوانه، دارای وضعیتی مشابه هستند و قابلیت واکاوی تطبیقی براساس نظریه شخصیت آلفرد آدلر را دارند. «احساس حقارت»، «عقده حقارت»، «سبک زندگی»، «علاقه اجتماعی» و «غایت زندگی»  مهمترین مولفه های نظریه آدلر به شمار می رود. در این پژوهش با هدف شناخت هرچه بیشتر دو اثر، شخصیت های داستان های آنها و به تبع آن شخصیت خود نویسندگان از لابه لای آثار آنها، تلاش شده است شخصیت اصلی این دو داستان با روش تحلیل محتوا و در چارچوب مکتب آمریکا و براساس نظریه آدلر واکاوی تطبیقی شوند. نتایج تحقیق نشان داد که شخصیت هر دو داستان تحت تاثیرجامعه نابسامان نویسندگان شکل گرفته اند. عقده حقارت در ولگرد ناشی از توجه بیش از حد و همچنین بی توجهی است اما در کوتوله این عقده حقارت از مشکلات جسمی و قباحت منظر نشات می گیرد.
۵۳۶۴۳.

دیالکتیک ژرف شاخت و روساخت در بازنمایی معنایی ساخت های نحوی براساس زبان شناسی صورت گرا؛ مورد مطالعه: گشتار کاهش فعل در نائب مفعول مطلق در ترجمه آیتی از قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۷
صورت گرایی به عنوان یک مکتب زبان شناسی، دارای ویژگی های بنیادینی است که توسط آنها از دیگر مکاتب زبان شناسی جدا می شود. از جمله مهمترین این ویژگی ها خردگرایی وذهن گرایی است که باعث شد چامسکی در برابر تجربه گرایی بر اهمیت ژرف ساخت در فرآیند فهم تأکید کند. از این رو مقوله ژرف ساخت به عنوان یکی از کلید واژه های این نظریه قرار گرفت که بر جنبه ذهنی دانش زبانی یعنی ساختاری که در ظاهر دیده نمی شود، تأکید کرد. بر این اساس مقاله پیش رو با تکیه بر این ویژگی بنیادی در زبان شناسی صورت گرا به دنبال بررسی بازنمایی ژرف ساخت طبق الگوی گشتار کاهشی زبان شناسی صورت گرا در مبحث نائب مفعول مطلق بخش تفاوت بابِ به کار گرفته شده در مصدر و عامل آن در ترجمه آیتی از متن قرآن است تا مشخص کند: چه میزان مقوله ژرف ساخت در بازنمایی تعبیر معنایی متن تأثیرگذار است؟ پژوهش حاضر به منظور پاسخ دهی به این پرسش با روش تحلیل محتوای کیفی به بررسی نمونه هایی از ترجمه آیتی پرداخت و به این نتیجه رسید که مترجم در ترجمه ساخت مذکور به گزاره های معنایی ژرف ساخت توجه نداشته است و پژوهشگر برای برون رفت از این مشکل تکنیک بسط نحوی را در فرآیند ترجمه اعمال نمود تا بتواند برابر نهاد مناسبی را براساس گزاره های معنایی ژرف ساخت در زبان مقصد ارائه دهد.
۵۳۶۴۴.

بررسی مؤلّفه های روایت در شش شعر نصرت رحمانی بر اساس دیدگاه «ژرار ژنت»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۰۵
روایت شناسی ریشه در ساختارگرایی دارد و کارکرد اصلی آن بررسی عناصر ساختاری است. «ژرار ژنت» برای بررسی متون روایی طرحی پیشنهاد می کند و گام بلندی در راه اعتلای این علم برداشته است. او در نظریات خود به بررسی سه عامل زمان دستوری، وجه یا حال و هوا و لحن پرداخته است. هدف از نگارش این مقاله بررسی مؤلفه های روایت در شش شعر «نصرت رحمانی» بر اساس دیدگاه ژرار ژنت است. روش تحقیق تحلیلی توصیفی است. نتایج حاصل از بررسی اشعار نشان داد که ترتیب روایت در همه ی اشعار مورد بررسی به صورت خطّی است؛ یعنی، بین داستان و روایت تفاوتی وجود ندارد. روایت داستان ها در همه ی اشعار به غیر از «میعاد در لجن» که شتابی منفی داشت، دارای شتاب مثبت است. بسامد مورد استفاده در روایت، به غیر از شعر «چاقو» که بسامد مکرّر داشت و واژگان و عباراتی در آن تکرار شده است، در دیگر اشعار بسامد مفرد(تک) محور است. به لحاظ وجه در تمامی اشعار کمترین فاصله مشاهده می شود. زاویه ی دید در «فاحشه و ماشه را چکاند» سوم شخص و بیرونی و در دیگر اشعار؛ «میعاد در لجن»، «چاقو»، «مادر و نامه» اوّل شخص و درونی است. دیدگاه در «فاحشه و ماشه را چکاند» کانون بیرونی باز نمود ناهمگن و در سایر اشعار شامل «میعاد در لجن»، «چاقو»، «مادر و نامه» کانون درونی بازنمود همگن است. صدا و لحن نیز در «فاحشه و ماشه را چکاند» خارج از روایت خود و در دیگر اشعار «میعاد در لجن»، «چاقو»، «مادر و نامه» داخل در روایت خود است.
۵۳۶۴۵.

A Study of the Story Hazrat Khidr and Hazrat Musa and the Story Hazrat Ayyub Based on the Criticism of Structuralism and with an Approach to Roland Barthes' Theory of Five Codes(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۹۵
One type of literary criticism that has received attention in linguistic studies in the twentieth century is structuralist criticism. Accordingly, in structuralist criticism, we can examine the meaning of each phenomenon as a set of rules and a holistic view. One of the thinkers who developed new approaches in this field with the help of Ferdinand de Saussure's views is Roland Barthes. The result of Barthes' theorizing is the five codes model, which was published in one of his works called S/Z . Barthes’ five codes model is one of the best models that semioticians use to analyze texts and find the meaning of the text. Since the theory of codes can be used to analyze any type of narrative and story, this study attempts to provide information in a library-based manner and with a narratological approach to conduct a descriptive-analytical study of two Quranic stories. In this regard, we use two interpretive works, namely Kashf al-Asrar and Tafsir al-Tabari and several other literary commentaries, to analyze these two stories. This study shows that the general structure of Quranic narratives can be deciphered only by considering the structure of the text itself and without considering external factors, with the help of Roland Barthes' narrative codes. In addition, it was concluded that Quranic interpretation and the five codes both have a common goal. By going through the primary and superficial layers of the text, one can discover the inner meanings and reach the secondary layers of the text.
۵۳۶۴۶.

تمثیل مرگ اختیاری در مثنوی مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۲۰
بحث مرگ یکی از مهم ترین بنیان های فکری مولوی است که با عناوین گوناگون مطرح شده است. او سعادت انسان ها را در تزکیه نفس و مرگ رذایل پیش از اجل مسمی می داند. مولوی معتقد است کسانی که مرگ ارادی برگزینند انتقال روح هنگام مرگ طبیعی ندارند زیرا پیش از مرگ، روح آنان به خاطر تحصیل حاصل در عالم قدس جای دارد. او در کتاب مثنوی، شخصیت هایی همچون پیامبر اسلام (ص) و حضرت علی (ع) را بهترین الگو برای طریق موت ارادی می داند و نه تنها مرگ اختیاری را منافی نابودی دانسته بلکه به تبیین تکاملی آن به عنوان سنگ محک، ابزار تحول و غنیمت الهی پرداخته با عناوینی مانند: آب حیات، دریای اسرار الهی، عشق، نور، آزادی، گنج، هدیه ی الهی، جاودانگی، تولد دوم، مرگ بی مرگی، برگ بی برگی، منادی وحدت، فقر و فنای فی الله و ... از آن یاد کرده مراتب کمال آن در انا الحق حلاج دیده است. این مقاله به شیوه ی تحلیلی- توصیفی، نکات ظریف و عالمانه و نگرش تمثیلی مولانا به مرگ اختیاری که خاص عارفان و واصلان است، بررسی کرده است. جامعه ی آماری پژوهش کتاب مثنوی مولوی و نمونه های آماری بخش هایی از کتاب مذکور است که به مرگ اختیاری اشاره کرده است. روش گردآوری اطلاعات اسنادی و کتاب خانه ای است. یاسخ پرسش این تحقیق، رسیدن به مصادیق تمثیلی مرگ اختیاری در مثنوی است.
۵۳۶۴۷.

زمانمندی نشانه ها و هرمنوتیک بی پایان: تحلیلی تبارشناسانه بر اساس تفسیر فوکو از نیچه، فروید و مارکس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۸
جستار حاضر به واکاوی نسبتِ پیچیده و درهم تنیده نشانه و معنا در سپهر فلسفه مدرن اختصاص دارد و دراین میان، تبارشناسیِ نظام های تأویلی در منظومه فکریِ میشل فوکو را در کانون توجه خود قرار می دهد. نگارنده از رهگذر تحلیل مفهومی و تطبیقی آرای نیچه، فروید و مارکس، به شناسایی سه زمان مندی متمایز در کارکرد نشانه ها و سازوکارهای تأویل روی می آورد: زمانِ انقضا در نظامِ نشانه ایِ کلاسیک، زمانِ خطی در دیالکتیک مارکسی، و زمانِ دوری در هرمنوتیک مدرن. جستار پیش رو نشان می دهد که فوکو دربرابر هرمنوتیک مدرن -که تقدمِ تأویل بر نشانه را مفروض می گیرد- چه موضعی دارد. در این بستر تعلیقِ بی پایان معنا، امتناع از دستیابی به خاستگاهی ثابت، و پیوند درهم تنیده درون بود و برون بود، به مثابه مؤلفه های بنیادینِ اندیشه مدرن بررسی و تحلیل می شود و روشن می شود که به موجب «هرمنوتیک ظن -که فوکو آن را به اندیشمندان مذکور منتسب می کند- هر تأویل، خود تأویلِ تأویلی دیگر است و در این میان، نشانه در وضعیتی ناپایدار، سیال و موقّت به سر می برد. این مقاله با بازخوانی سه گانه زمانی فوکو نشان می دهد که تحلیل او از نشانه ها، با وجود نوآوری، در سه سطح نیازمند اصلاح است: ریشه داشتن اصل مشابهت در تفکر اسطوره ای، اغراق در گسست تاریخی، و گرایش به نسبی گرایی هرمنوتیکی. در پایان، سه گانه زمانی به مثابه نظمی پویا و درهم تنیده بازتفسیر شده است.
۵۳۶۴۸.

جریان شناسی شعرِ زنان پساهفتادی؛ با نگاهی به اشعار شاعران شاخص زن پانته آ صفایی و فاطمه سالاروند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۵
در همه ی ادوار شعر فارسی تا قبل از مشروطه یک جریان کلی شعر، با فضایی کاملا مردانه، حاکم بوده و طبعاً به اشعار شاعران زن نیز در تاریخ ادبیات ما بی توجهی شده است. با جنبش مشروطه و فعال شدن زنان و شروع مطالبه گری آنها، زنان در عرصه ی جامعه فعال تر شدند اما در ادبیات زنان تحول شاخصی که بتوان از آن به عنوان یک جریان ادبی یاد کرد، روی نداد. در این دوره، هرچند روشنفکران مدرنیست به مسائل زنان نیز توجه نشان دادند اما دغدغه و محور اندیشه ها یا فعالیت های سیاسی اجتماعی آنان نبود. نتایج همین فعالیت های اندک سیاسی اجتماعی از مشروطه تا اواخر پهلوی، در حوزه شعر زنان، را باید در ظهور چهره ها و نوابغ شعری همچون فروغ فرخزاد، سیمین بهبهانی، پروین دولت آبادی و... جستجو کرد. بعد از انقلاب اسلامی و درپی باز شدن فضای سیاسی و فرهنگی کشور، شعر زنان نیز تشخص ادبی پیدا کرد و به ویژه در دهه هفتاد و هشتاد با غلبه جریان اصلاحات گسترش یافت. قدرت گرفتن جریان اصلاحات در فضای سیاسی جامعه و بروز تحولات فرهنگی به دنبال آن، نقطه شروع و استمرار جریانی ادبی محسوب می شود که آن را «جریان شعر پساهفتادی» می نامیم. بانوان شاعر این جریان را نه می توان کاملا روشنفکر نامید و نه انقلابی، بلکه زنان شاعری هستند که به نوعی اعتدال ادبی اجتماعی رسیده اند؛ یعنی هم در حوزه جنبش زنان و مطالبات فمینیستی اشعار متعددی دارند و هم در نقد اجتماعی، عاشقانه و آیینی. این شاعران کوشیده اند، تا مستقل از نگاه و بیان مردانه ی مرسوم، لایه های حسی و عاطفی زن را بکاوند و درمعرض دید و داوری مخاطبان بگذارند.
۵۳۶۴۹.

بررسی تطبیقی حضور بلبل در منطق الطیر عطار با اشعار بومی مازندران

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۲۵۸
بلبل با ویژگی های خوش آوازی و عشق ظاهری با نمادهای گوناگون در متون تعلیمی، عرفانی و تمثیلی در ادبیات فارسی و گاه ادب بومی حضوری چشمگیر دارد. منطق الطیر، مهم ترین مثنوی سمبولیک عطار برای رسیدن به حقیقت مطلق است. در سروده های بومی، می توان با آداب و رسوم، عقاید، افسانه ها، باورها، داستان ها، انگاره ها و چگونه زیستن مردم در ادوار مختلف آشنا شد. این ترانه های ارزشمند به دلیل پاسداری از هویت فرهنگی - ملی و انتقال احساسات و عقاید گذشتگان، بخش مهمی از ادبیات شفاهی ما محسوب می شود. این جستار با روش کتابخانه ای و میدانی قصد دارد تا جایگاه بلبل را در منطق الطیر عطار و ادب بومی مازندران  بررسی نماید. در این پژوهش اشعار مربوط به حضور بلبل در منطق الطیر عطار و همچنین  بیش از 2000 دوبیتی از اشعار مازندرانی بررسی شده است که در این میان، 235 نمونه شعری به بلبل اختصاص داشت که بیشترین بسامد را در میان پرندگان داراست. از جمله مفاهیم مشترک بین منطق الطیر عطار و ادبیات بومی مازندران عبارتند از: حضور بلبل و جلوه گری گل در فصل بهار؛ بلبل غرق تماشای گل؛ شور و سر مستی بلبل؛ خوش آوازی بلبل؛  هر لحظه آوازی نو خواندن بلبل؛ کم طاقتی بلبل در برابر غم عشق و اینکه عاشق با خواندن بلبل به یاد معشوق خود می افتد.
۵۳۶۵۰.

فن خطابه در مثنوی از دیدگاه استدراجات بر حسب مخاطب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۰۸
سخن گفتن به مقتضای حال مخاطب، از اساسی ترین عناصر تعریف هایی است که برای علم معانی و در معنای گسترده تر آن، بلاغت، به دست داده اند. این عملکرد، ریشه در آموزه های فن خطابه دارد و هدف از این مقدار توجه به مخاطب، اقناع است. حالات، خصوصیات و ویژگی های مخاطب و تأثیر متقابل خطیب و مخاطب بر هم که در فن خطابه «استدراجات بر حسب مخاطب» نامیده می شود، در مثنوی به بهترین شکل مورد توجه بوده است. از جمله مواردی که به اثبات این مدعا یاری می رساند و در مقاله حاضر، با روش توصیفی- تحلیلی مورد بحث قرار گرفته اند، عبارتند از: نقش مخاطب از جهت ایجاد انگیزه در خطیب، توجه به مخاطب خاص، استفاده از بیان عاطفی، درگیر کردن مخاطب با مباحث خطابه، بیان تعالیم به ساده ترین شکل، عناوین اصلی و فرعی در خدمت خطابه، سکوت و رازداری در مقابل مخاطب نااهل و نامحرم، پاسخ به اشکالات مقدّر مخاطب، رفع ملال و خستگی از مخاطب و اشاره گذرا به داستان یا بحثی که مفصل آن در جایی دیگر از مثنوی آمده است. این مقاله پس از بحث درباره موضوعات بالا، سرانجام نتیجه می گیرد که خالق مثنوی، آشنایی و درک وسیعی از نقش مخاطب در گیرایی و مقبولیت سخنان خطیب داشته است و همراه با شور و حال شاعرانه، از این شگرد خطابی در جهت جذب و جلب مخاطب استفاده کرده است و یکی از اصلی ترین رموز مانایی و جاودانگی این اثر در کنار شاعرانگی و مهارت مولوی برای بیان انشائی، به مخاطب محوری وی بازمی گردد.
۵۳۶۵۱.

سبک اقناعی مکاشفات تذکره الاولیاء در تعلیم مبانی عرفان عملی و نظری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۳
در اصطلاح عرفانی مکاشفه به معنای آشکار شدن حقایق معنوی و امور غیبی بر قلب عارف است. رویارویی بی واسطه عارف با حقایق امور در مکاشفات، دربردارنده نکات ارزشمندی در حوزه مسایل معنوی و خصوصا عرفان عملی و نظری است. تذکره الاولیای عطار مشتمل بر مکاشفات و حکایات فراوانی درباره یافته ها و کشف و شهودهای عرفانی عارفان است که بلاغت کلام و لحن و فضای سخن به آن جلوه ویژه ای بخشیده است. عطار با هدف ایجاد تغییر در رفتار و نگرش مخاطبان خود به نقل مکاشفات عرفا پرداخته است و از سبکی اقتاعی به منظور تعریف و تعلیم آموزه های عرفانی استفاده-کرده است. از این روی، مقاله حاضر به بررسی سبک اقناعی و شگردهای بلاغی مکاشفات تذکره الاولیاء در آموزش مبانی عرفان عملی و نظری پرداخته است. روش انجام این پژوهش توصیفی- تحلیلی و بر مبتنی بر منابع کتابخانه ای است. نتیجه این بررسی حاکی از آن است که عطار در نقل مکاشفات اولیاء، با اسلوب اقناعی مانند تبشیر، تحذیر، تلمیح، استفهام به شیوه ای غیرمستقیم با برانگیختن احساسات و اندیشه مخاطب، ایجاد حس ترس یا اشتیاق، تداعی مکاشفه در ذهن و همذات پنداری با عارف، به تعلیم مقامات و احوال در عرفان اسلامی مانند توحید، تجلّی، معرفت به حق، ولایت و انسان کامل می پردازد.
۵۳۶۵۲.

L’influence de la pièce Une maison de poupée d’Ibsen sur la pièce de théâtre Mort à l’Automne d’Akbar Radi(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۸۳
Résumé— Cet article explore l'influence d'Henrik Ibsen sur la pièce Mort à l’Automne d'Akbar Radi, un dramaturge clé du théâtre contemporain iranien. Inspiré par l’œuvre Une maison de poupée, Radi a intégré plusieurs éléments du style d'Ibsen, tels que la structure en trois actes, une analyse sociale et psychologique détaillée, ainsi qu'un réalisme symbolique. L'article met en lumière les thématiques communes aux deux auteurs, telles que les crises morales et sociales, les inégalités de classe, la condition des femmes et l'isolement social. La pièce illustre aussi le conflit entre tradition et modernité, incarné par le personnage de Mashdi, qui, à l'instar des héros ibséniens, est accablé par une société rigide. L'article souligne également l'usage du symbolisme dans les œuvres des deux dramaturges. L'étude démontre que Radi a habilement adapté l'héritage d'Ibsen à la réalité iranienne, fusionnant critique sociale et complexité psychologique, ce qui fait de Mort à l’Automne une œuvre à la fois locale et universelle. L'article souligne aussi les similitudes stylistiques entre les deux dramaturges, notamment dans leur usage du dialogue et de la tension dramatique pour exposer les conflits sous-jacents.
۵۳۶۵۳.

مضمون سازی با عناصر بیانی و بدیعی در غزلیات نظیری نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۱۰
از اواخر قرن دهم هجری، حرکتی عظیم در شعر فارسی به وجود آمد و مضمون آفرینی در جایگاه وجه غالب شعر شاعران سبک هندی تحولاتی چشمگیر در ادبیات فارسی ایجاد کرد. سخنوران این سبک، با دقت و ژرف نگری در عناصر استفاده شده شاعران دوره های قبل، روابطی تازه و بدیع میان پدیده ها ایجاد کردند. این روابط تازه را در ابعاد و اسلوب های گوناگون می توان بررسی کرد که یکی از آنها بهره گیری از عناصر بیانی و بدیعی است. در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، شیوه های مضمون آفرینی در غزلیات نظیری نیشابوری بر اساس عناصر بیانی و بدیعی بررسی شده است. نتایج نشان می دهد، نظیری نیشابوری یکی از پیشگامان این سبک ادبی، در آفرینش مضامین نو، نقشی برجسته ایفا کرده است. او در ساختن مضامین تازه در چهارچوب آرایه های بیانی و بدیعی، دست به ابتکاراتی زده که حاصل آن، آفرینش تصاویر شگفت انگیز و نوینی بوده است. شعر او، ضمن داشتن ویژگی های سبک عراقی و مکتب وقوع، پذیرای مختصات تازه ای است که بعدها این شگردها، دست مایه شاعران بزرگی همچون صائب تبریزی شده است. در غزلیات او، از میان عناصر بیانی، تشبیه و تشخیص و در میان عناصر بدیعی، اسلوب معادله، تمثیل، پارادوکس، حُسن تعلیل و اغراق، بیشترین بسامدها را در ساخت مضامین تازه شعری دارد و از منظر سبکی، متفاوت و برجسته تر از بسیاری از شاعران هم عصر او بوده است.
۵۳۶۵۴.

نگاهی تحلیلی به حرف اضافهه «به» و کاربردها و معانی آن در مرزبان نامه سعدالدین وراوینی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۴
    چنین به نظر می رسد، حروف اضافه  از این جهت که تکواژهای تهی وغیرقاموسی اند و مفهوم و دلالتی ثابت دارند، کمتر دستخوش تحول می شوند؛ اما دقت و تأمل در این مقوله زبان نشان می دهد که این نوعِ دستوری، کمتر از دیگر مقوله ها، تحول و تطور نمی پذیرد وگذشت زمان، ریخت، صورت، معنا و حوزه دلالت آن ها را تغییر می دهد. حروف، با گذشت زمان در دلالت ضعیف می شوند و باید دوباره آن ها را تقویت کرد. حروف اضافه فارسی در قرون شکل گیری وتکوین زبان فارسی، دلالت های متعدد و مختلف داشته اند که به مرور زمان به ویژه در زمان حاضر، معنا و دلالت آن ها، منحصر وگاه خاص شده است؛ البته برخی نظریه های زبان شناسی برآنند که قضیه برعکس است. خلاصه اینکه حروف اضافه، با گذشت زمان، به خصوص دوره حاضر، معانی متعدد و متنوعی را به خود گرفته اند. در این مقاله به بررسی کاربرد حرف اضافه «به» در مرزبان نامه سعدالدین وراوینی پرداخته شده و دلالت ها و معانی مختلف آن همراه با ذکر شواهد مطرح شده است. حرف اضافه «به» بیش از هزار و سیصد بار، در مرزبان نامه با معانی و مفاهیم متعدد به کار رفته و حوزه دلالت آن بیشتر از دلالت های امروزین آن در زبان فارسی است. به طور کلی معانی و کاربردهای این حرف از قرن هفتم تا به امروز به سمت تخصیص و کاهش حرکت کرده است.
۵۳۶۵۵.

ساخت داخلی فضاهای ذهنی در استعاره های داستان «رستم و سهراب» بر اساس نظریه ی شناختی فوکونیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۲
یکی از مهم ترین ویژگی های ادبیات فارسی سمبولیک بودن آن است و استعاره از نگاه شناختی از موضوعات جدید در این حوزه به شمار می رود. نگارندگان در این پژوهش می کوشند با بررسی استعاره های داستان «رستم و سهراب» بر اساس مدل شناختی فضاهای ذهنی فوکونیه و ساخت داخلی آن یعنی فریم ها بپردازند. بر اساس نظریه ی فوکونیه، استعاره، رفتن از یک فضای ذهنی به فضای دیگر استیافته های پژوهش نشان می دهد فضاهایی که استعاره های متن رستم و سهراب بر اساس آن ها شکل گرفته است، در چهار دسته قرار می گیرد: نخست، استعاره هایی که می توان برای آن ها یک فریم کلی تر در نظر گرفت و همه را در قالب یک فضای ذهنی تحلیل کرد. فریم قدرت بر همه ی این استعاره ها مسلط است؛ گروه دوم، استعاره هایی که فریم پیوند دهنده برای آن ها در گفتمان شعر نقش چندانی بازی نمی کند؛ دسته ی سوم، استعاره هایی که فرایندی محسوب می شوند و یکی از فضاها با یک فریم فرایندی (فعلی) مرتبط می شود؛ مهم ترین ویژگی این دسته این است که قسمت هایی از فریم در متن فعال هستند. فریم های فرایندی از این نظر در خور توجه هستند که وقوع برخی کلمات در شعر را توجیه می کنند و گفتمان متن را شکل می دهند. دسته ی چهارم استعاره ها از این نظر در خور توجه هستند که مسیر استعاری را از انتزاعی به عینی دنبال می کنند و از این دیدگاه در تقابل با سایر استعاره های متن هستند که مسیر حرکت استعاره ای آن ها از عینی به انتزاعی یا از انتزاعی به انتزاعی تر است.
۵۳۶۵۶.

قالب معناشناختی-بدنیِ اضافه اقترانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۱
هدف اصلی این مقاله، تحلیل معنایی و ساختاری اضافه اقترانی در زبان فارسی از منظر نظریه قالب های معناشناختی- بدنی است؛ نظریه ای که بدن را به عنوان منشأ اصلیِ ساخت مندی مفاهیم زبانی در نظر می گیرد. در این رویکرد، بدن نه تنها در مفهوم سازی، بلکه در مقوله بندی دستوری نیز نقش دارد و به ویژه در بازنمایی رابطه های معنایی در گروه اسمی مؤثر است. در میان انواع اضافه در زبان فارسی، اضافه اقترانی به دلیل پیچیدگی معنایی، اختلاف دیدگاه در کتب دستور زبان، و ظرفیت بالای مجازپردازی، شایسته تأملی نوین از منظر بدن مندی است. با بهره گیری از روش توصیفی و تحلیل محتوای استدلالی- قیاسی، این مقاله می کوشد تعریف روشن تری از این نوع اضافه ارائه دهد و تمایز آن را با دیگر انواع اضافه مشخص کند. در پرتو این رویکرد، داده های پژوهش حاکی از آن اند که ساختار اضافه اقترانی متکی بر پیوندهای تصویریِ ریشه دار در تجربه های زیسته و بازنمودهای حسی- حرکتیِ بدن مند است؛ به گونه ای که هسته، تجسم یک قالب مفهومی تثبیت شده بر پایه شناخت بدنی است و مضاف الیه، با کارکردی کنشگرانه، نقش گسترشگر مفهومی و فعال کننده فضای تصویری را ایفا می کند. این تحلیل، کارآمدیِ رویکرد قالب های بدنی را در تبیین رفتار نحوی- معنایی این نوع اضافه تأیید می کند و نشان می دهد که روابط اقترانی، برخاسته از سازمان دهی های بدن مند، در تعامل با لایه های فرهنگی و زیباشناختیِ زبان، قابلیت تولید معانی چندلایه، انعطاف پذیر و موقعیت محور را دارند. ازاین منظر، اضافه اقترانی را می توان به مثابه یک خرده نظام معناشناختیِ پویا و میان ذهنی در زبان فارسی بازشناسی کرد.
۵۳۶۵۷.

بررسی و تحلیل الگوی تعریف اصطلاحات عرفانی در نثر آموزشی صوفیه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۱۰
گونه آموزشی نثر صوفیه فارسی در میان انواع گونه های نثر عرفانی از نظر بسامد کمی، غنای معنای منتقل شده و هدف تألیف، مهمترین گونه در مطالعات نثرپژوهی صوفیه است. مؤلفان متون آموزشی صوفیه برای تعلیم آموزه های صوفیانه، تبلیغ گفتمان خانقاهی و دفاع از اندیشه صوفیه در برابر تحریف و دشمنی ها، متون آموزشی عرفانی را تألیف کردند و از طریق آن مفاهیم و آموزه های بنیادی صوفیه را به مخاطبان خود انتقال می دادند. اصطلاحات و واژگان خاص صوفیانه یکی از مهمترین مسائل پیش روی نویسندگان این متون بوده است. ابهام در معنا و احتمال برداشت های ناصواب از سوی مخاطبان خانقاه باعث توجه مؤلفان گونه آموزشی نثر صوفیه به اصطلاحات خاص صوفیه و ارائه معنایی صحیح و همسو با گفتمان اصیل عرفانی شده است. در این مقاله الگو ها و شیوه های تعریف اصطلاحات عرفانی در ده اثر برگزیده نثر آموزشی صوفیه به عنوان مهمترین گونه ادبیات عرفانی با هدف تعلیم و تبلیغ با روش تحلیلی-توصیفی بررسی شده است. الگوی تعریف اصطلاحات در چهار سطح گونه اصطلاحات تعریف شده، موقعیت در متن، شیوه ورود به تعریف و شیوه تعریف بررسی و تحلیل شده است و سرانجام الگو های تعریف اصطلاحات صوفیه در متون مطرح گونه آموزشی نثر صوفیه بر اساس سطوح بررسی شده مشخص شدند.
۵۳۶۵۸.

بررسی اسطوره ی کودک رها شده در قصه ی «زَرَّبان» با تکیه بر شباهت ها و تفاوت های این روایت با داستان زال در شاهنامه ی فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۱۹
  اسطوره ی کودک رهاشده، بن مایه ای است که در میان برخی از ملت های صاحب اسطوره و افسانه های کهن دیده می شود. یکی از معروف ترین روایت های مکتوب این بن مایه در ایران، ماجرای تولد زال در شاهنامه است. این بن مایه در ادبیات فولکلور ایران نیز نمونه هایی دارد. یکی از این روایت ها که پیش از این در جایی ثبت نشده، قصه ی «زَرَّبان» در روستای بهاره در استان فارس است. نگارنده، نخست به روش میدانی و از طریق مصاحبه با افراد کهن سال این قصه را ثبت کرده و سپس با روش کتابخانه ای و رویکرد توصیفی تحلیلی و با تکیه بر شباهت ها و تفاوت های میان داستان عامیانه و قصه ی زال در شاهنامه، به تحلیل روایت عامیانه پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که این روایت در خطوط اصلی همانند داستان زال در شاهنامه است؛ اما تفاوت هایی بنیادین هم دیده می شود که باعث شده است روایتی کاملاً بومی و متفاوت خلق شود؛ این تفاوت ها عبارتند از: آغاز متفاوت، چیرگی فضای اسطوره ای بر بیشتر بخش های داستان عامیانه، افزوده شدن شخصیت هایی مانند چوپان، غولک، پری و دوالپا، تأثیر باورهای مردم منطقه در روال داستان و افزوده شدن حوادث فرعی و سرگرم کننده به داستان عامیانه.        
۵۳۶۵۹.

مقایسه انسان انگاری مرگ در حدیقه الحقیقه و مثنوی معنوی بر اساس دیدگاه لیکاف و جانسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۸۲
استعاره «انسان انگاری» از دیدگاه لیکاف و جانسون، به معنای اختصاص دادن برخی از جنبه های وجودی انسان (حوزه مقصد) به مفاهیم ذهنی و اشیا بی جان (حوزه مبدا) است.اهمیت این نوع استعاره، در این است که انسان، می تواند با قالبی انسانی بخشیدن به مفاهیم انتزاعی، به درک و پذیرش بهتر آنها کمک کند.هدف دراین پژوهش نیز بررسی مقایسه ای انسان انگاری مرگ در حدیقه الحقیقهومثنوی معنوی، بر مبنای دیدگاه لیکاف و جانسون و با روش اسنادی است. یافته های پژوهش نشان می دهد انسان انگاری مرگ در این دو اثر،در قالب استعاره کلی «مرگ به مثابه انسانی با روابط و تعامل اجتماعی» به تصویر کشیده شده که این استعاره، خود دارای دو زیر مجموعه «مرگ به مثابه انسانی با رابطه و تعامل تقابلی» و «مرگ به مثابه انسانی با روابط و تعامل مودت آمیز» است.نتایج پژوهش نشان دهنده این است که در اندیشه سنایی، مرگ در رابطه و تعامل «تقابلی»، در جایگاه سرهنگ، جنگجو و قاتلی است که در پی اعمال قدرت، به سویه فرودست است و دررابطه و تعامل «مودت آمیز»،در قالب چوپان، پیر و مهمان، به «همکاری» با سایر انسا ن ها می پردازد.دراندیشه مولانا انسان انگاری مرگ، بیشتراز نوع «تقابلی» است که در آن، مرگ به مثابه قاضی و جنگجو درتقابل با انسان هایی چون مجرم، محکوم و آگاهی گیرنده است.در نتیجه مرگ،دراندیشه سنایی،انسانی «یاریگر» و «تنبیه کننده»به مخاطب معرفی می شود؛در حالی که از دید مولانا،مرگ انسانی اصلاح کننده و عادل است.در واقع مولانا بر اساس فضایی نظامی و خشن، رابطه بین انسان و مرگ را ترسیم کرده است.اما، سنایی در کنار چنین توصیفاتی، بر رابطه و تعامل از نوع صلح، همبستگی وآرامش نیز توجه داشته است.
۵۳۶۶۰.

بررسی نوع ادبی (ژانر) در منظومه پدماوت جائسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۱۲
منظومه «پدماوات» یکی از منظومه های هندی به زبان اُودی (owdi) است. میرزا ملک محمد جائسی (856-921 ه.ق)، شاعری صوفی مسلک (در اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم) این منظومه را در قالب مثنوی و با 4196 بیت سروده است. برخی ادیبان و کارشناسان هندی، این منظومه را یکی از انواع ادب حماسی و برخی دیگر آن را در شمار انواع ادبی متصوفه اسلامی و داستان عاشقانه فولکلور می دانند و از آن به عنوان «ایک رزمیه نظام» (منظومه حماسی) یا «دوستانه انداز» (عاشقانه) یاد می کنند. هدف پژوهش حاضر در بررسی منظومه عاشقانه پدماوات، اثر میرزا ملک محمد جائسی، دستیابی به اتقان در تشخیص نوع ادبی آن است. فرضیه پژوهش این است که منظومه پدماوات یک منظومه عاشقانه با وجه حماسی است. این پژوهش در دو بخش به نگارش درآمده است. بخش نخست، بیان نظرات درباره چیستی منظومه یادشده، منشأ داستان، معرفی شاعر و میزان توفیق او در سرایش آن است. در بخش دوم، ساختار منظومه را با سنجه های عاشقانه سرایی یا پهلوانی سروده های ایرانی سنجیده ایم. در پایان با روش توصیفی-تحلیلی به سؤالات معمول، و فرضیه پژوهش پاسخ گفته و دریافته ایم این اثر، یک منظومه ای عاشقانه و دارای وجه حماسی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان