از تجربه عاطفی تا داوری اخلاقی: واکاوی نقش عواطف در معرفت اخلاقی در منطق العشاق، بر بنیاد نظریه نوئل کارول(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۹ بهار ۱۴۰۵ شماره ۱ (پیاپی ۳۰)
81 - 104
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با پیوند زیباشناسی اخلاقی و فلسفه عواطف، سازوکارهای عاطفی۔اخلاقی منطق العشاق اوحدی مراغه ای را بررسی می کند . مسئله آن است که چگونه تجربه های عاطفیِ روایت شده در این منظومه، فراتر از احساسات شخصی، به ابزاری برای تولید، انتقال و تثبیت معرفت اخلاقی تبدیل می شوند . با بهره گیری از چارچوب نظری نوئل کارول درباره «شناخت مندی عواطف» و «کارکرد اخلاقی واکنش های احساسی» و روش تحلیل کیفی، نشان داده می شود که اوحدی عشق را تجربه ای عاطفی۔معرفتی برای تزکیه نفس، تهذیب اخلاق، خودشناسی و مسئولیت پذیری عاشقانه صورت بندی می کند . یافته ها حاکی از آن است که عاطفه در این منظومه، سازوکاری هنجارساز و تربیتی برای بازاندیشی اخلاقی و شکل گیری فضیلت های معنوی است . ترکیب عناصر غنایی و عرفانی در این اثر، بستری فراهم می کند که معرفت اخلاقی از مسیر تجربه عاطفی میسر شود . منطق العشاق نمونه ای برجسته از پیوند اخلاق، زیبایی شناسی عرفانی و ادبیات فضیلت گراست؛ متنی که عشق عرفانی را نه تجربه ای صرفاً زیباشناختی، بلکه فرایندی اخلاقی، تربیتی و معرفت محور بازنمایی می کند.