عرفان پژوهی در ادبیات

عرفان پژوهی در ادبیات

عرفان پژوهی در ادبیات دوره 2 پاییز و زمستان 1402 شماره 4 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

جایگاه شادی و نشاط در عرفان ابوسعید ابوالخیر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شادی و نشاط عرفان اسلامی مکتب سکر ابوسعید ابوالخیر عرفان ایرانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۷
ابوسعید ابوالخیر(متوفی440ق) عارف برجسته مکتب سکر خراسانی است که مبنای جدیدی در سلوک عرفانی خود به طور ابتکاری تدوین می سازد و آن، اصالت دادن به شادی و نشاط است یعنی در طراحی عرفان نظری و عملی خود از هستی شناسی آغاز می کند که حضور حق جایی برای غیر نگذاشته است و در چنین حضوری غیر از شادی و شادمانی سزاوار نخواهد بود و انسان در پناه حق از شادمانی در پوست خود نخواهد گنجید و باید از همین وجد و شور، نیرویی معنوی برای تقرب به خدا ایجاد کرد. در این مقاله با روش تحلیل منطقی و با استناد به منابع اولیه موارد اثبات دیدگاه ابتکاری ابوسعید درباره شادی، تحلیل و مستندسازی شده است و نتیجه گرفته می شود که از شادی هم می توان به عنوان وسیله ای مناسب برای سیر و سلوک عرفانی بهره گرفت و رسالت عرفان که آرامش بخشی و خوشبینی و امیدبخشی باشد در چنین عرفانی قابل وصول خواهد بود. ترنم شاعرانه، سماع و رقص در چنین دیدگاهی ضرورت پیدا می کند
۲.

بررسی سطوح تبیینی و ویژگی های زبان عرفان در تمهیدات عین القضات همدانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تجربه عرفانی زبان عرفانی تبیین تمهیدات عین القضات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۴
تحلیل صحیح تجربه های عرفانی میسر نمی شود، مگر با شناخت زبان عرفان و آشنایی با شیوه های بیان تجربه های عرفانی. تجربه عرفانی، نوعی تجربه روحانی است که آن را آگاهی بدون واسطه از طریق ارداک شهودی می دانند و این آگاهی با عقل یا اراده ی فرد و جامعه به دست نمی آید، بلکه مستقیم و بدون واسطه این امور صورت می گیرد. عین القضات برای بیان تجربه های خویش از هردو زبان عبارت و اشارت استفاده کرده است اما تمایل وی به زبان اشارت که همان زبان سکر است و به آن رمز و اشارت و شطحیات گفته می شود، بیشتر است. در این مقاله سعی شده است تا با روش توصیفی-تحلیلی ویژگی های تجربیات عرفانی عین القضات ازجمله: تردید ناپذیری، بیان ناپذیری، تجزیه ناپذیری، واسطه ناپذیری، اطلاق ناپذیری و... با ذکر شواهد و مثال مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. همچنین نشان دادیم که عین القضات چگونه توانسته است با شیوه ها و شگردهای به خصوصی زبان عرفان خویش را در سطوح مختلفی ازجمله: سطح استدلالی، سطح استنادی، سطح تناقضی و سطح محاکاتی و رمزی،تبیین نماید و به تصویر بکشد. تحلیل ها و یافته ها حاکی از آن است که وی بیشتر از سطح تناقضی و محاکاتی یا رمزی بهره برده است. زیرا زبان عرفان بیشتر زبانی رمزی، اشاری و تناقضی است که با رمز و حکایت و تمثیل باید بیان گردد تا تاثیر گذار باشد.
۳.

تاملی در تذکره مرآت الاسرار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مرآت الاسرار عبدالرحمان چشتیه سبک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۵
عبدالرحمان چشتی بن عبدالرسول بن قاسم بن شاه چشتی یکی از عارفان سلسله چشتیه است که در تذکره ها و متون عرفانی نامی از او دیده نمی شود. نخستین بار استاد دکتر توفیق سبحانی در کتاب نگاهی به تاریخ ادب فارسی در هند به آثار وی چون مرآت الاسرار، مرآت مداری، مرآت الحقایق، مرآت مسعودی، اوراد چشتیه و نفس رحمانی اشاره کرده است. مشهورترین کتاب او مرآت الاسرار است که تا کنون تصحیح نشده است. این اثر آگاهی های ارزشمندی درباره سلسله چشتیه و عارفان فارسی سرای شبه قاره هند به دست می دهد که در ایران اطلاعات زیادی از آن ها در دست نیست. علی رغم اهمیت این نسخه، پژوهش های پیشین درباره یکی بودن مرآت الاسرار و مرآت مسعودی، سال نگارش و سبک نثر آن سکوت کرده اند. این پژوهش با رویکرد کتابخانه ای به بررسی متن می پردازد و ثابت می کند که نثر متن متعلق به دوره صفویه، بینابین و زمان نگارش آن، سال ۱۰۴۵ تا ۱۰۶۵ه.ق. است.
۴.

تأویلات عرفا از وقایع و پدیده های طبیعی، تاریخی در رساله قشیریه، اسرارالتوحید و تذکره الاولیا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تأویل هرمنوتیک عرفا و صوفیه تأویل پدیده ها تداعی های عرفانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۹
مقوله «تأویل» یا «هرمنوتیک» از شیوه های متداول قدیمی در خوانش متون، به ویژه متون مقدس بوده است. عرفا و صوفیه کم کم نگاه تأویلی خود را از حوزه آیات قرآن و احادیث فراتر برده اند و به تأویل سایر پدیده ها و وقایع روزمره طبیعی نیز پرداخته اند. ما در این مقاله تلاش کرده ایم تا با کاوش در سه اثر مهمّ عرفانی رساله قشیریه، اسرار التوحید و تذکرهالاولیا، به بررسی آن بخش از تأویلات عرفا از امور غیر قدسی بپردازیم که عارف انواع رخداد های طبیعی و وقایع روزمره را از حالت طبیعی و نظام های قرار دادی متعارف خود خارج می کند و به وضع معنایی جدید مطابق با جهان بینی عرفانی خود می پردازد. برای تبیین هر چه بهتر تاویلات عرفا از آرای هرمنوتیکی مدرن غربی که نقش مهمی را برای فهمنده قائل است، نیز استفاده کرده ایم. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که عارف درصدد انطباق همه امور و وقایع طبیعی با اندیشه های عرفانی و جهان فکری خود است و مدام در پی یافتن بهانه ای برای رفتن از جهان شهود به عالم غیب است .این تداعی ها تأویلی به صورت های گوناگون بلاغی همچون ایهام، اسلوب الحکیم، ایهام دوگانه-خوانی، ایهام تبادر، تشبیه و مجاز رخ می نماید و صوفی با این شیوه ها به توسع تجارب روحی و عرفانی خویش می پردازد.
۵.

تاثیرطریقت نعمت اللهیه بر تفکرات عرفانی نصرت اردبیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نصرت اردبیلی طریقت نعمت اللهیه عرفان متون نظم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۳
نعمت اللهیه یکی از طریقت های عرفانی است که با شاه نعمت الله ولی شکل گرفت و شاعران و نویسندگان زیادی را به سوی خود جذب کرد؛ به طوری که آثار آن در تفکرات و نوشته های آنان مشهود است. یکی از شاعرانی که به این طریقت گرایش پیدا کرد، نصرت اردبیلی است. وی با بهره گیری از طریقت مذکور، انواع تجلی را در اشعارش نمایان می سازد که در این راستا، تجلی جلالی و جمالی خداوند را در آثار زیبارویان زمینی جستجو می کند که این امر در طریقت نعمت اللهیه نیز مشهود است. وی با استناد به طریقت مذکور، به بررسی انواع قُرب در اشعارش می پردازد که در این مسیر، شناخت قرب نوافل و فرائض از نمود بارزتری برخوردار است. نصرت اردبیلی برای اولیاء نیز ارزش خاصی قائل است، زیرا اهمیت و جایگاه آنان را در طریقت مورد بحث به خوبی درک نموده است و بارها از آنان با عنوان اهل ذکر یاد می کند و ویژگی های آنان را به خوبی مورد تمجید قرار داده است. وی در مبحثی دیگر، توحید، اتحاد و عینیت را از طریقت نعمت اللهیه استخراج نموده و آن را در اشعارش به کار می برد که در این راستا، اتحاد ذاکر و مذکور و حب و محبوب بسیار بارزتر است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و بررسی اشعار نصرت اردبیلی به انجام رسیده تا اثرپذیری نگرش او را در طریقت نعمت اللهیه برای مخاطبان به اثبات برسانیم.
۶.

گونه شناسی تعاریف عشق و محبت در اندیشه صوفیان اهل سکر و صحو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: محبت عشق الهی سکر صحو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۶
یکی از بنیادی ترین عوامل اختلاف صوفیه درباره عشق و محبت به اختلاف رویکردهای سکری و صحوی بازمی گردد. این دو رویکرد تأثیر عمیقی در شکل گیری برخی از مفاهیم و اصطلاحات و گسترش معنایی آنها در تصوف داشته است. هر کدام از این دو گروه متناسب با فضای فکری خود مؤلفه هایی را در تعاریف عشق و محبت لحاظ کرده اند. در این مقاله که به روش توصیفی – تحلیلی نگاشته شده است پس از استخراج تعاریف عشق و محبت از متون عرفانی تا قرن هفتم، مؤلفه های مهم ذکر شده شناسایی و سپس با توجه به اندیشه های صحوی یا سکری مستخرج از آنها، گونه شناسی صورت گرفته است. بر این اساس دو گونه کلی در تعاریف صوفیه از عشق و محبت می توان ملاحظه نمود. نخست تعاریفی که با زبان شاعرانه بیان شده و صوفی با بهره گیری از بلاغت، اشاراتی به احوالات عاشقانه و تاثیر عشق بر سالک دارند که غالباً متعلق به اهل سکر است. گونه کلی دوم عباراتی است که صوفیه با بهره گیری از مؤلفه ها و اصطلاحات عرفانی دیدگاه نظری خود را در این باب بیان می کنند که به سه زیرگونه تقسیم می شوند. در زیرگونه نخست که به اهل صحو اختصاص دارد مؤلفه های مستخرج با مجاهدت و اکتساب مرتبط هستند. در زیرگونه دوم که به اهل سکر تعلق دارد مؤلفه هایی چون محو ، فنا و وجود مشاهده می شود. اما گونه سوم حاوی مؤلفه هایی است که لفظ آن در تعریف متعلق به اهل سکر و صحو مشترک است اما مدلول آنها فرق می کند به گونه ای که با فضای فکری دو مکتب هماهنگ است.
۷.

خوانش لکانی مفهوم «درد» و «رنج» در اندیشه مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: لکان مولوی روانکاوی درد و رنج ژوئیسانس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۵
از مفاهیمی که در متون عرفانی، به ویژه در اندیشه و آثار مولوی جایگاه مهمی دارد، درد و رنج است. نیز باید اذعان داشت که در دانش روانکاوی و در اندیشه های ژاک لکان به دو مفهوم مذکور توجه ویژه ای شده است. لکان توانست با بازخوانی آرای فروید، تقریر نوینی از مفهوم فراسوی اصل لذت داشته باشد که با نام ژوئیسانس شناخته می شود. در این پژوهش کوشیده ایم مفهوم رنج و درد را در اندیشه مولوی با نظرداشت مفهوم ژوئیسانس به شیوه لکانی بازخوانی و نسبت بین ژوئیسانس و فالوس را با تکیه بر سالک به مثابه سوژه روان نژند و مولوی در جایگاه پیر یا مرشد به منزله سوژه مراقب و حضرت حق به منزله دیگری بازنمایی کنیم. این پژوهش به شیوه تحلیل کیفی انجام شده است و با توجه به قراین به دست آمده، نشان داده ایم نخست این که، سالک باید نفس خود را به مثابه اگوی بیگانه کننده شناسایی کند. دوم این که ژوئیسانس درد توأم با لذتی است که به صورت سیمپتوم ظاهر می شود. بستر بروز چنین تجربه ای شطحیات سالک و حیرت همراه با سکوت وی است. سوم این که گفتمان عرفانی بازنمایی کننده گفتمان ارباب است؛ زیرا سالک در این گفتمان ملزم به اطاعت از میل دیگری است. چهارم این که سالک به عنوان سوژه روان نژند و مولوی در جایگاه پیر به منزله سوژه مراقب اند.
۸.

بازنمایی طرح واره های حجمی سیروسلوک در حدیقه الحقیقه و تمهیدات(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: سلوک عرفانی طرح واره حجمی حدیقه - الحقیقه تمهیدات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۲
بر اساس نظریّات زبان شناسان شناخت گرا، آنچه امکان بیان تجارب انتزاعی را فراهم می آورد، تجارب بدنمندی است که از آن ها به «طرح واره های تصویری» تعبیر می شود. با وجود آن که این مقولات بسیار پایه ای هستند، تفاوت در تجارب زیسته باعث می شود افراد طرح واره ها را به شکل های متفاوتی به کار ببرند. سنایی و عین القضات همدانی دو عارف هستند که در زمانی نزدیک به هم می زیسته اند؛ یکی در مرکز ایران و دیگری درخراسان. یکی به عرفان عابدانه گرایش دارد و دیگری عرفانی عاشقانه دارد. با این اوصاف طرح واره هایی که این دو در مورد سیر و سلوک به کار می برند، چه تفاوت ها و شباهت هایی دارد؟ در این پژوهش قصد داریم با بررسی طرح واره های حجمی، شباهت ها و تفاوت های دو عارف را در کاربرد این طرح واره تبیین کنیم. پیکره متنی این پژوهش حدیقه الحقیقه سنایی و تمهیدات عین القضات همدانی است. در این پژوهش روش تحلیل محتوای کیفی غالب است؛ اما از روش های آماری نیز بهره گرفته ایم. در این پژوهش به این پرادخته ایم که در دو اثر چه چیزهایی ظرف هستند، مظروف این ظرف ها چیست و چه تفاوت ها و شباهت هایی در این موارد دارند. یافته ها ما نشان می دهد غلبه بعد معرفتی و تندروتر بودن عقاید عین القضات بستری برای کاربرد بیشتر این طرح واره حجمی در تمهیدات شده است. دو اثر در کاربرد این طرح واره با هم اشتراکاتی دارند که معلول گفتمان عرفانی مشترک در دو اثر است. تفاوت در جهان بینی و نوع مخاطب باعث ایجاد تفاوت هایی در کاربرد طرح واره حجمی شده است؛ برای نمونه نگاه جبرگرایانه تر در تمهیدات باعث شده قاضی از حجم های دایره ای بهره ببرد.
۹.

بازتاب اندیشه های ابن عربی بر قصاید شاه نعمت الله ولی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: محی الدین ابن عربی شاه نعمت الله ولی عرفان اسلامی عرفان نظری عرفان فلسفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۵
ابن عربی بر تصوف اسلامی تأثیری کم مانند داشت. تلاش های وی برای تدوین مبانی عرفان نظری، تأثیری ماندگار بر عرفان اسلامی و ایرانی نهاد و صوفیان متعددی دنباله کار او را گرفتند. مانند ملاصدرا، فخرالدین عراقی، سیدحیدرآملی و دیگران. تاکنون درباره تأثیر اندیشه های ابن عربی بر تعدادی از صوفیان ایرانی پژوهش هایی صورت گرفته اما توجه لازم به تأثیر او بر افکار و آثار شاه نعمت الله ولی نشده است. در پژوهش حاضر که به شیوه مطالعه بنیادی و بر اساس منابع کتابخانه ای انجام شده است، تلاش بر این است که بازتاب اندیشه های وی در قصاید شاه نعمت الله تبیین گردد. پس از مطالعه کلیه قصاید شاه نعمت الله و تطبیق مضامین آن ها با اندیشه ها و افکار ابن عربی که در خلال آثار خود، پیروانش و پژوهشگران معاصر بازتاب یافته است، محققین به این نتیجه رسیدند که ابن عربی بر افکار و اندیشه های شاه نعمت الله ولی به عنوان سرسلسله ی عرفان شیعی اثر گذارده است که انتقال آن ها توسط پیروان شاه نعمت الله ولی به شبه قاره و ترکستان صورت گرفته است. افزون بر آن، تلاش امثال شاه نعمت الله ولی، زمینه بالش اندیشه های ابن عربی در جهان تشیع و حتی تسنن را مهیا ساخته است.
۱۰.

مقایسه انسان انگاری مرگ در حدیقه الحقیقه و مثنوی معنوی بر اساس دیدگاه لیکاف و جانسون(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حدیقه الحقیقه مثنوی انسان انگاری مرگ روابط و تعامل مود ت آمیز و تقابلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
استعاره «انسان انگاری» از دیدگاه لیکاف و جانسون، به معنای اختصاص دادن برخی از جنبه های وجودی انسان (حوزه مقصد) به مفاهیم ذهنی و اشیا بی جان (حوزه مبدا) است.اهمیت این نوع استعاره، در این است که انسان، می تواند با قالبی انسانی بخشیدن به مفاهیم انتزاعی، به درک و پذیرش بهتر آنها کمک کند.هدف دراین پژوهش نیز بررسی مقایسه ای انسان انگاری مرگ در حدیقه الحقیقهومثنوی معنوی، بر مبنای دیدگاه لیکاف و جانسون و با روش اسنادی است. یافته های پژوهش نشان می دهد انسان انگاری مرگ در این دو اثر،در قالب استعاره کلی «مرگ به مثابه انسانی با روابط و تعامل اجتماعی» به تصویر کشیده شده که این استعاره، خود دارای دو زیر مجموعه «مرگ به مثابه انسانی با رابطه و تعامل تقابلی» و «مرگ به مثابه انسانی با روابط و تعامل مودت آمیز» است.نتایج پژوهش نشان دهنده این است که در اندیشه سنایی، مرگ در رابطه و تعامل «تقابلی»، در جایگاه سرهنگ، جنگجو و قاتلی است که در پی اعمال قدرت، به سویه فرودست است و دررابطه و تعامل «مودت آمیز»،در قالب چوپان، پیر و مهمان، به «همکاری» با سایر انسا ن ها می پردازد.دراندیشه مولانا انسان انگاری مرگ، بیشتراز نوع «تقابلی» است که در آن، مرگ به مثابه قاضی و جنگجو درتقابل با انسان هایی چون مجرم، محکوم و آگاهی گیرنده است.در نتیجه مرگ،دراندیشه سنایی،انسانی «یاریگر» و «تنبیه کننده»به مخاطب معرفی می شود؛در حالی که از دید مولانا،مرگ انسانی اصلاح کننده و عادل است.در واقع مولانا بر اساس فضایی نظامی و خشن، رابطه بین انسان و مرگ را ترسیم کرده است.اما، سنایی در کنار چنین توصیفاتی، بر رابطه و تعامل از نوع صلح، همبستگی وآرامش نیز توجه داشته است.