عرفان پژوهی در ادبیات

عرفان پژوهی در ادبیات

عرفان پژوهی در ادبیات دوره 3 پاییز و زمستان 1403 شماره 8 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

واکاوی تأثیرپذیری تذکره الاولیا از رساله قشیریه بر مبنای نظریه «ترامتنیت» ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: ادب عرفانی تذکره الاولیا رساله قشیریه ترامتنیت ژنت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
این پژوهش به روش تحلیل محتوای کیفی با هدف بررسی تأثیرپذیری تذکره الاولیا از رساله قشیریه، به بررسی روابط ترامتنی دو اثر مطابق نظریه ژنت پرداخته است. نتایج بررسی نشان داد تذکره الاولیا در تمام روابط ترامتنی با رساله قشیریه پیوند دارد. اقتباس حکایت زندگی مشایخ و اقوال ایشان در سه زمینه بیامتنیت، فرامتنیت و بیش متنیت قابل بررسی است. در بخش بینامتنیت تذکره الاولیا به صورت صریح و ضمنی از رساله قشیریه تأثیر گرفته است. قسمت هایی از متن رساله قشیریه در متن تذکره الاولیا بدون تغییر حضور دارد. ارتباط بینامتنی در بخش اقوال به صورت آشکاری قابل رویت است. در ارتباط فرامتنی میان دو متن، عطار متن رساله قشیریه را با شرح و تفسیر همراه می سازد. در حوزه بیش متنی دو متن ارتباط قابل توجهی دارند. عطار برخی حکایت های رساله قشیریه را با تغییر زاویه دید، تغییر راوی داستان، تغییر حادثه یا تغییر مکان اقتباس کرده که در بخش هایی با افزایش و کاهش لفظ همراه بوده است. در بخش اقوال ارتباط با تغییر گوینده سخن همراه است. هر دو کتاب در زیرمجموعه کتب نثر صوفیه قرار دارند و زبان هر دو اثر ساده است. مقدمه دو کتاب ساختاری شبیه به هم دارند و شارحان تذکره الاولیا به تأثیرپذیری این کتاب از رساله قشیریه اشاره کرده اند.
۲.

بررسی مؤلفه های زبان عرفانی در قوت القلوب ابوطالبِ مکی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قوت القلوب زبان عرفانی کلام نفسی رمز تمثیل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۲
بررسی تجربه های عرفانی در آثار عارفان، بیرون از زبان امکان پذیر نیست. ولی با این همه زبان هم در تبیین این تجربه ها ناقص و نارساست.به همین خاطر عارفان معمولاً در آثار خویش سعی کرده اند با توسل به شکل های هنری و ادبی که از جمله آن ها نماد، تمثیل ، رمز، کنایه و استعاره است، آن تجربه های عرفانی خود را در قالب الفاظ که زبان عرفانی نامیده می شود و شامل زبان عبارت و اشارت است، تجلّی دهند. این پژوهش به شیوه تحلیلی در پیِ بررسیِ به کارگیری مؤلفه های زبان عرفانیِ ابوطالب مکی در قوت القلوب است. یافته های پژوهش نشان می دهد که ابوطالب مکّی با ات کا بر روایات پیامبر و صحابه توانسته است، توحید صفاتی و افعالی را که نشان دهنده روحیه و سلوک عرفانی و تجربیات عملی او در زمینه عرفانی است، با بهره گیری از زبان عرفانیِ خاص خود که متأثر از کلام نفسی و مشتمل بر تمثیل، رمز ، اقتباس از آیات قرآنی و نقل حکایت است، نشان دهد.
۳.

فروش انرژی مثبت به نرخ خداباوری: تحلیل مقایسه ای خداشناسی جنبش معنوی «نیوایج»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جنبش «نیوایج» خداشناسی همه خدایی وحدت وجود عرفان اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۴
گفتمان معنویت گرایی نوین به مثابه ابزار نظام سرمایه داری و مکتب اصالت سود است. این گفتمان به عنوان محرک کالایی سازی و بازاری سازی معنویت و زندگی است. وجوه گوناگون زندگی انسان حتی باور به خدا در معنویت گرای به امری صرفا فردی و تجربه شخصی دست خوش تحول و مغلوب تحولات مدرنیته شده است. جنبش «نیوایج» (عصرجدید) از لحاظ خداشناسی چه اعتقادی دارد؟ نسبت خدای «نیوایج» با خدای عرفان اسلامی چیست؟ در این پژوهش با شیوه توصیفی-تحلیلی و با رویکرد انتقادی، خداشناسی و خداباوری این جنبش نوین معنوی با استناد به مبانی و اصول الهیاتی و سخنان سخن گویان آن از منظر عرفان اسلامی واکاوی شده است؛ ضمن تبیین، تحلیل و مقایسه پانته ایسم و وحدت شخصی وجود چنین نتیجه گیری شد که اولا خدا در این جنبش جایگاه محوری ومرکزی ندارد؛ «خدا مرده است» و «خدا بودن انسان» در مادی گرایی، موجب فروکاهشی شدن مفهوم خدا گردید. دوما خداشناسی انسان مدرن در جنبش «نیوایج» از تقلیل گرایی وپانته ایسم سر برآورد؛ و خدا به »انرژی مثبت« تقلیل یافت که در هستی وطبیعت حلول کرده است؛ انتزاعی ومصنوع ذهن انسان بودن خدا والوهیت انسان، انحراف و آسیب بارز خداشناسی این گفتمان معنوی است. سوما همه خدایی یا همه درخدایی با الحاد و مادی گرایی افراطی تفاوت دارد؛ اما انسان را به سر منزل مقصود نمی رساند و او را از رحیق مختوم و شرابا طهورا سیراب نمی کند؛ بلکه دغدغه ها و دل مشغولی های او را در سراب معنویت به قتل گاه می برد.
۴.

تحلیل نگاشت های شناختی در غزلیات قلندری همام تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادبیات عرفانی غزل قلندری استعاره مفهومی نگاشت شناختی همام تبریزی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
ادبیات قلندری یکی از شاخه های ادبیات عرفانی است که در واکنش به مفاسد فکری، فرهنگی، اخلاقی، اجتماعی و سیاسی به وجود آمده است. قالب غزل، یکی از اصلی ترین قالب هایی است که شاعران پس از سنایی در حوزه ادب قلندری و ملامتی از آن بهره گرفته اند. مفاهیم قلندری و رندی در شعر بسیاری از شاعران از جمله همام تبریزی وجود دارد. این مفاهیم باعث ایجاد تصویرپردازی هایی مفهومی و شناختی شده است که با استخراج نگاشت ها و استعاره های مفهومی این مفاهیم، می توان به زیرساخت فکری شاعر و اوضاع و احوال اجتماعی، سیاسی و فرهنگی زمان شاعر تا حد زیادی پی برد. نگارندگان در پژوهش حاضر، به روش توصیفی تحلیلی به بررسی و تحلیل نگاشت ها و استعاره های مفهومی در غزلیات قلندری همام تبریزی شاعر قرن هفتم هجری پرداخته اند. برایند تحقیق گویای آن است که اصلی ترین مفاهیمی که در خلق نگاشت ها و استعاره های مفهومی غزلیات قلندری همام تبریزی تأثیر گذاشته اند عبارت اند از: مفاهیم عشق، عاشق، معشوق، مفاهیم قمار و رندی، مفاهیم مربوط به می و مستی، ستیز با زهد دروغین و ریا و تقابل عقل و عشق. نکته دیگر این که همام نیز مانند بسیاری از شاعران قرن هفتم و هشتم هجری، از مفاهیم قلندری و رندی و ملامتی، برای مبارزه با مفاسد اخلاقی استفاده کرده است.
۵.

تحلیل مفهوم فنا در غزل پیش و پس از انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: غزل فارسی پیش از انقلاب اسلامی پس از انقلاب اسلامی عرفان فنا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۶
مفهوم عرفانی «فنا» در عرفان ایرانی و اسلامی، مقصد سالک و غایت سلوک است که پس از آن، یکسر بقا و جاودانگی ست. غزل فارسی بیش از هشت قرن است که مفاهیم عرفانی را در خود جای داده، اگرچه اوج نمود این مفاهیم در غزل، به قرون ششم تا هشتم و کمی پس از ان می رسد، اما غزل در ایران هیچ گاه از مفاهیم عرفانی خالی نبوده است. غزل معاصر نیز چه پیش از انقلاب و چه پس از آن و حتی در کشاکش بین سنت و مدرنیته، مفاهیم عرفانی بسیاری را در خود جای داده است. فنا یکی از این مفاهیم کلیدی در غزل پیش و پس از انقلاب است. در پژوهش حاضر، با روش توصیفی- تحلیلی، سیر تحول مفهوم فنا در غزل پیش و پس از انقلاب بررسی شده است. پیش فرض این است که غزل فارسی هیچ گاه از مفهوم فنا خالی نبوده است؛ اما پردازش این مفهوم متأثر از انقلاب اسلامی، تحول و چرخش هایی معنایی و مفهومی داشته است. مفهوم «فنا» در غزل پیش از انقلاب متأثر از شاعران کلاسیک، به عرفان اسلامی نزدیک است و غزل پس از انقلاب متأثر از نگاه و گزاره های مدرنیستی و پست مدرنیستی، با مفاهیمی مثل نیروانا در عرفان بودایی، همخوانی بیشتری دارد.
۶.

تحلیل کیفیت بازتاب «وحدت وجود» و «وحدت شهود» در اشعار محمای غزنوی، مستان شاه کابلی و حیدری وجودی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: وحدت وجود وحدت شهود حیدری وجودی محمای غزنوی مستان شاه کابلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۵
شاعران معاصر افغانستان، افزون بر مضامین سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و میهنی، در اشعار خود به عرفان و تصوّف نیز توجه نشان داده اند. درونمایه اصلی اشعار خلیفه محمّدمحمای غزنوی، مستان شاه کابلی و غلام حیدر حیدری وجودی، سه تن از شاعران عارف و صوفی مشرب معروف معاصر افغانستان، نیز مفاهیم عارفانه و عاشقانه است. مسأله «وحدت وجود» و «وحدت شهود» به سبب جایگاه ویژه ای که در عرفان نظری و عملی دارد، به خصوص پس از ظهور ابن عربی، از مضامین برجسته و مورد توجه شاعران عرفان سرای افغانستان بوده است. این پژوهش، به روش توصیفی تحلیلی، با بررسی و تحلیل شواهد شعری مشتمل بر این درونمایه ها، در دیوان سه شاعر مذکور، نشان می دهد محمای غزنوی موضوع وحدت وجود و وحدت شهود را با تعبیرها و تمثیل های مختلف به یک معنی و مفهوم به کار برده و درواقع وحدت شهود را نمود عینی وحدت وجود دانسته است. مستان شاه کابلی میان وحدت وجود و وحدت شهود تفاوت قائل است، چنانکه وحدت وجود را اصل و وحدت شهود را فرع آن معرفی کرده است؛ اما شناخت و مشاهده حضرت حق را تنها از این دو طریق ممکن می داند. حیدری وجودی نیز موضوع وحدت وجود و وحدت شهود را با استفاده از زبان تمثیل به ویژه تمثیل تشبیه مطرح کرده و وی نیز همچون مستان شاه، شناخت و مشاهده حضرت حق را صرفاً با معرفت وجودی و ادراک شهودی میسر دانسته است.
۷.

مقایسه مفهوم دیگری نامتناهی در فلسفه لویناس با خداوند در «تمهیدات» عین القضات همدانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خداوند دیگریِ نامتناهی لویناس عین القضات تمهیدات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۵
مهم ترین دستاورد عرفان عملی، زیستِ با اخلاق است. اساسِ مناسبات اخلاقی بر دیگرخواهی و مسئولیت در برابر غیر استوار شده است که با نفی خودمحوری و گریز از خویشتن معنا می یابد. به زعم امانوئل لویناس، در تعاملات با عالم هستی، هرجا سوژه با غیری مواجه شود که تحت سلطه «من» قرار نگیرد و خودبسندگی اش زیر سؤال برود، آنجا بستری است که اخلاق می بالد. تجربه مواجهه با غیر، در هیئت «دیگری» به اوج می رسد که لویناس غیریت او را با اصطلاح «نامتناهی» توصیف می کند. با ورود تصور نامتناهی به جهان سوژه، آگاهی او دچار «شکافت» می شود که لویناس از این وضعیت تعبیر به اخلاق می کند. او مواجهه چهره به چهره با «دیگری» را با مسئولیت نامتناهی برابر می داند. در جهان هستی، نامتناهیتِ مطلقی هست که هرگز نمی تواند عطش کنجکاوی آدمی را به تمام وکمال فروبنشاند و آن خداوند است. در سنت عرفان عاشقانه، عارف بنابر پیمانی ازلی، خود را در مقابل عشق خداوند مسئول می داند و رسالت خود را عشق ورزی خالصانه به او، بی چشمداشتی، می انگارد؛ ازاین رو جهد می ورزد تا با فنای صفات نفسانی، اسباب قرب به حق را فراهم آورد. در این طریق، عارف با فانی کردنِ صفات خویشتن، به صفات «دیگریِ» نامتناهی باقی می گردد؛ به عبارتی، هویتِ حقیقی و اصیلِ سوژه در این مواجهه شکل می گیرد. رساله تمهیدات، نوشته عین القضات همدانی، یکی از آثار منثور عرفانی است که در آن رابطه میان عارف و خداوند، جلوه ای ویژه دارد. این پژوهش بر آن است تا به روش تحلیل محتوایی، این رابطه عاشقانه را با فلسفه اخلاقِ لویناس و رابطه سوژه و «دیگریِ» نامتناهی تطبیق دهد.
۸.

«بررسی تجربه های عرفانی و «تعبیر» از دیدگاه «استیون تی. کتز» و «والتر ت. استیس»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: استیس تجربه عرفانی تعبیر کتز عرفان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۸
این که تجربیات عرفانی در مسیر عرفان برای عارفان، قابل دستیابی است، هیچ تردیدی نیست. این تجربیات، توسطِ شخصِ عارف و مخاطبان اندیشه ها و تجربه های حسیِ عارفان، با توجه به برداشت های شخصی ارائه می شوند. یکی از اهرم هایی که می توان از آن برای ارائه تجربه بهره برد، «تعبیر» است. به طور یقین «تعبیر» نقش کلیدی در معرّفی تجربه های عرفانی دارد. «کتز» و «استیس» هر دو به نقشی که «تعبیر» در ارائه اندیشه ها و تجربه های عرفانی بازی می کند، اذعان دارند. تفاوتی که در دیدگاه آنها مشاهده می شود، بر این امر استوار است که «کتز» کسب تجربه عرفانی را به مانند گونه های دیگر تجربه، برساخته از زمینه های فرهنگی و اجتماعی ای که عارف در آن محیط در اختیار داشته، می داند. وی همه تجربه ها را پردازش شده رهگذرهای بسیار پیچیده معرفتی ای می داند که به طور سازمانی برای سالکان و رهروان با توجه به پیشینه زندگیِ آنها، به دست می آید. اما «استیس» باور دارد که تجربیات و حالات عرفانی اساساً در سراسر جهان با وجود تفاوت در فرهنگ ها و محیط زندگی و نهادهای دینی گوناگون، به شکلِ یکسانی بروز می کند. وی، دست یابی به احوال و تجارب عرفانی را همان ذات سرمدی یا تجربه متعالی می داند، که بدون هیچ واسطه ای تجربه می شود. این مقاله، بر مبنای دیدگاه های «کتز» و «استیس» به بحث چگونگی شکل گیریِ تجربیات عرفانی و نحوه گزارش آنها که با تعبیرات مختلفی ارائه می شود، به بررسی ارتباط تجربه عرفانی با «تعبیر» پرداخته است.
۹.

گونه شناسی چهره نمادین زن در ادبیات و متون عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادبیات عرفانی زن نماد رمز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۷
ادبیات عرفانی و رمزپردازی همواره در هم تنیده اند، به طوری که مرز بین آن ها گاه غیرقابل تشخیص است. عرفان به عنوان مکتبی شناختی و عملی، همواره با رمز و رمزپردازی همراه بوده است. «زن» به عنوان پدیداری مهم در گفتمان ادبی، منبع الهام متون ادبی از جمله ادبیات اسطوره ای، شفاهی، عاشقانه و عرفانی شده است. این مقاله به بررسی جایگاه نمادین و رمزی عنصر رازآلود «زن» در ادبیات عرفانی می پردازد و بر آثار نظامی گنجوی، کشف المحجوب علی بن عثمان هجویری، مثنوی معنوی مولوی، سنایی غزنوی و عطار نیشابوری تمرکز دارد. در این راستا از شیوه های تحلیل سنتی و نقد محتوایی به همراه نقد تحلیلی برای بررسی لایه های زیرینِ پدیدار استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که چهره نمادین زن در متون عرفانی شامل نمودهایی چون نفس اماره، جلوه جمال حق، مادر حمایتگر، عارف کامل و میوه ممنوعه است. این تحقیق نشان می دهد که حتی با بررسی محدود آثار عرفانی، جلوه های متنوعی از مفهوم «زن» در ادبیات به دست می آید، از مفاهیم نازل مانند یار و شریک شیطان تا مفاهیم والا مانند جلوه جمال حق. این تنوع در نمادپردازی، عمق و پیچیدگی ادبیات عرفانی را به خوبی نمایان می سازد.
۱۰.

عین القضات و معنویت: الگوی زیست معنوی در تمهیدات(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معنویت زیست معنوی عرفان عین القضات همدانی تمهیدات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۴
یکی از مفاهیم مدرنی که هنوز اتفاق جهانی بر تعریف آن حاصل نشده، معنویت است. با این حال، گاهی آن را دینی و گاهی غیردینی(ضددین یا فرادین) دانسته اند. گویا معنویت در جهان زیست سنت، در برابر قرائت رسمی از دین تعریف شده است و عرفان نامی است که بر آن نهاده اند؛ اما معنویت در جهان زیست مدرن، در برابر مدرنیته تعریف می شود. با این حال، معنویت مدرن و عرفان سنتی شباهت ها و تفاوت هایی دارند که پرداختن به آنها سودمند است. عارفان مسلمان هر یک الگوی خاصی برای زیست معنوی ارائه داده اند، که معنویت مدرن با استفاده از مولفه های آنها، به شرط سازگاری با مولفه های مدرنیته(عقلانیت، آتونومی و تمایزپذیری)، فربه تر خواهد شد. عین القضات همدانی، عارف نامدار ایرانی، الگوی زیستِ معنوی ای را ارائه می کند. در این مقاله در پی آنیم تا مولفه های زیست معنوی را در "تمهیدات"، مهم ترین اثر او، تبیین کنیم. تبیین الگوی زیست معنوی در آثار عارفان می تواند الگوی زیست معنوی مدرن را تقویت کند. به نظر می رسد، خداباوری، انسان محوری و فردگرایی، رواداری و مدارا، و اخلاق ورزی مولفه های زیست معنوی در تمهیدات عین القضات همدانی اند، عناصری که می توانند معنویت سنتی را به معنویت مدرن پیوند دهند و آن را بارورتر کنند.
۱۱.

تحلیل انتقادی گفتمان عرفانی اشعار حافظ در نمایشنامه در راه مهر براساس الگوی فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحلیل انتقادی گفتمان گفتمان عرفانی اشعار حافظ نمایشنامه در راه مهر ذبیح بهروز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۶
یکی از روش های کارامد برای مطالعه ابعاد معناشناختی زبان عرفانی در متون ادبی، تحلیل گفتمان انتقادی است که رویکردی جدید از تحلیل گفتمان در مطالعات ادبی و هنری به شمار می رود و به تحلیل متون در پیوند با زمینه و بستر فرهنگی و فکری می پردازد. در این مقاله که به روش توصیفی-تحلیلی نگاشته شده است، پس از استخراج مفاهیم عرفانی موجود در نمایشنامه در راه مهر، مؤلفه های مهم شناسایی ، سپس مطابق با الگوی نظری فرکلاف به تحلیل گفتمان عرفانی نمایشنامه پرداخته می شود. هدف در این پژوهش تحلیل انتقادی گفتمان عرفانی اشعار حافظ و چگونگی انعکاس آن در نمایشنامه در راه مهر و نیز یافتن مفاهیم و مؤلفه های عرفانی موجود در این اثر برمبنای رویکرد نظری تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف و با روش کتابخانه ای است. یافته های پژوهش نشان می دهد که این نمایشنامه از جمله آثار نمایشی عرفانی محسوب می شود که از اشعار حافظ الهام گرفته است و نویسنده درصدد بیان خیالات و عوالم عرفانی و اخلاقی به وجه نمادین و بیان نمایشی است. همچنین پژوهش حاضر نشان دهنده این است که این نمایشنامه، یک نمایشنامه خیالی، انتقادی، فلسفی و اخلاقی است که نویسنده سعی داشته است فلسفه عرفانی را در وجه تمایلات و احساسات ملی به شیوه نمایشی توصیف نماید. در واقع، نویسنده به نوعی عرفان رو می کند که برگرفته از اندیشه های عرفانی حافظ در اشعارش است.
۱۲.

تحلیل و بررسی مرگ دوستی و شبکه تداعی های آن در شعر بیدل دهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بیدل دهلوی مرگ دوستی تکامل شبکه تداعی ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۴
مرگ یکی از ناگشوده ترین رازها و معماهایی است که انسان در طول اعصار با آن مواجه بوده و می توان گفت جزء اصلی ترین دغدغه های اندیشمندان و آموزه های تمام ادیان الهی بوده است. اقشار مختلف از جمله فلاسفه، عرفا و شعرا رویکردهای متفاوتی نسبت به مرگ داشته و در مورد چیستی آن، نکته نظرهای مختلفی را ارایه کرده اند. بیدل دهلوی یکی از شعرای عارف مسلک سده های یازده و دوازده است که نگاه ویژه و پربسامدی به این موضوع دارد. مرگ دوستی در تمامی آثار وی با کاربست تصاویر بکر، جلوه خاصی یافته است و در حقیقت بیدل دهلوی مرگ را در مسیر چرخه تکامل و یکی از مهمترین مراحل تکامل می داند. جستار حاضر سعی دارد به صورت توصیفی- تحلیلی به این سوال بنیادین پاسخ بدهد که بیدل با چه رویکردی به مساله مرگ می نگرد و برای تبیین ماهیت و چیستی آن و اقناع مخاطبان از چه تعابیر و ترفندهای هنری استفاده می کند؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که بیدل دهلوی به عنوان یک شاعر و عارفِ وحدت وجودی، نه تنها از مرگ هیچ واهمه ای ندارد، بلکه آن را می ستاید و رویکردی عاشقانه نسبت به آن دارد و در این راستا، برای تبیین و ملموس جلوه دادن مطلوبیت مرگ، از تعابیری نظیر آزادی از زندان، رسیدن به ساحل نجات، بالا رفتن از نردبان، پرواز، جمعیت و آسودگی، آفت زدای، رمزگشایی معما، نسیمِ شکفتن، پیوستن قطره و حباب و موج و... به دریا، نشئه و مستی، صیقل آینه، توتیای چشم، مضرابی و رقص کردن، شستن دامن از آلودگی ها و... استفاده می کند.