ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۷٬۸۹۰ مورد.
۲۰۱.

مؤلفه های طراحی شهری پردیس دانشگاهی سلامت بخش از دیدگاه دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پردیس دانشگاهی محیط های سلامت بخش طبیعت طراحی شهری دانشگاه فردوسی مشهد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۸۲
پردیس های دانشگاهی فضاهایی هستند که دانشجویان در آن ها همواره با تجارب متعدد آموزش و یادگیری در کنار چالش های متعددی ازجمله فشارهای تحصیلی و اجتماعی رو برو می باشند که تاثیرات منفی بر سلامت روان و جسم آن ها دارد. این موضوع اهمیت وجود فضاهای سلامت بخش در پردیس های دانشگاهی جهت کاهش سطح استرس و بازیابی تمرکز برای یادگیری کاراتر را دوچندان می کند. ازاین رو هدف مطالعه حاضر، واکاوی ارتباط بین نیاز دانشجویان به کاهش سطح استرس و بازیابی تمرکز برای یادگیری با میزان سلامت بخشی حوزه دانشکده علوم پایه از پردیس دانشگاهی فردوسی مشهد، و تدوین چارچوب مفهومی معطوف به ارتقای سلامت روان دانشجویان از طریق طراحی شهری سلامت بخش است. مطالعه حاضر از نوع کیفی بوده و گردآوری داده ها از طریق مصاحبه ساختاریافته با 33 نفر از دانشجویان دانشکده علوم پردیس دانشگاه فردوسی و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کیفی مصاحبه های پیاده سازی شده انجام شد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که از منظر دانشجویان دانشکده علوم، سلامت بخشی این محیط دانشگاهی با کیفیت های خلوت گزینی و آرامش، پیاده مداری، عرصه همگانی باکیفیت، پیوند با طبیعت، خوانایی و گستردگی، سازگاری، و اجتماع پذیری معنا می یابد. بنابراین سلامت دارای بعد فضایی است و بازیابی روانی دانشجویان می تواند با حضور در فضاهای باز و نیمه باز در کنار عناصر طبیعی همچون کال، درختان و پوشش گیاهی همراه با ارتقا دیگر کیفیات طراحی شهری سلامت بخش در محدوده دانشکده علوم فردوسی مشهد تسهیل شود.
۲۰۲.

ارزیابی و اولویت بندی مولفه های کیفیت کالبدی مسکن مطلوب با تکیه بر آراء متخصصان در محله دروی حاشیه شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کیفیت کالبدی مسکن مسکن مطلوب حاشیه نشینی محله دروی مشهد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۸۲
افزایش سریع شهرنشینی، هجوم مهاجران و تازه واردان به نقاط شهری، شهرها را با مشکلات و معضلات متعددی مواجه کرده است. یکی از این معضلات ظهور محلات حاشیه نشین در اطراف شهرهای بزرگ می باشد. از مهمترین مشکلات این محلات مساله مسکن است که نابسامانی های فراوان در ابعاد کالبدی، اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی در حاشیه شهرها، باعث کاهش کیفیت آن شده است. مساکن حاشیه شهر نمودی از فقدان معیارهای مسکن مطلوب می باشد و شناسایی و تقویت برخی از این معیارها به افزایش کیفیت و مطلوبیت مسکن کمک خواهد کرد. محله دروی مشهد، یکی از محلات حاشیه در بخش شرقی مشهد می باشد که با کیفیت پایین مسکن به خصوص در بخش کالبدی روبرو است. لذا هدف از این پژوهش ارزیابی و اولویت بندی معیارها و مولفه های کیفیت کالبدی مسکن مطلوب در بافت حاشیه نشین محله دروی می باشد. روش انجام پژوهش توصیفی و تحلیلی در بخش مبانی نظری و پیمایشی با استفاده از ابزار پرسشنامه می باشد. بدین منظور در گام نخست، ابتدا شناسایی معیارها و مولفه های کالبدی مسکن مطلوب در حاشیه شهر، با استفاده از مطالعات اسنادی و آراء صاحب نظران و پژوهشگران (مبانی نظری، تجارب ایران و جهان) صورت گرفت. این معیارها در 8 گروه دسته بندی شده که شامل 34 مولفه می باشند. در گام بعدی مولفه های شناسایی شده به صورت پرسشنامه ای با طیف لیکرت در اختیار 30 نفر از کارشناسان قرار گرفت. کارشناسان از بین افرادی انتخاب شده اند که به صورت تجربی در بافت حاشیه شهر حضور داشته و آگاهی کاملی نسبت به آن دارند. در تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار SPSS، جهت رتبه بندی معیارها و مولفه ها از آزمون فریدمن، رابطه بین معیارها از آزمون همبستگی اسپیرمن و برای سنجش اعتبار و پایایی پرسشنامه و در نهایت جهت ارائه مدل ساختاری پژوهش از آزمون مدل یابی معادلات ساختاری PLS استفاده شده است. نتایج به دست آمده گویای این است معیار دوام، استحکام و مقاومت اولویت اول؛ معیار تناسبات، ابعاد و اندازه اولویت دوم؛ معیار تسهیلات بهداشتی اولویت سوم؛ معیار ایمنی و امنیت اولویت چهارم؛ معیار نمای ظاهری و سیمای بصری اولویت پنجم؛ معیار شکل، فرم و الگو اولویت ششم؛ معیار امکانات و تسهیلات رفاهی اولویت هفتم و معیار خدمات و امکانات اولویت هشتم می باشد. با برنامه ریزی در راستای ارتقاء و ساماندهی این معیارها و مولفه ها بر اساس درجه اهمیت، می توان مطلوبیت مسکن را از لحاظ کالبدی در بافت حاشیه شهر بهبود بخشید.
۲۰۳.

منظر شهری و تاثیر گرافیک محیطی اطلاع رسان در ارتقاء هویت آن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: منظر شهری گرافیک محیطی اطلاع رسان هویت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۷۳
توجه به مبحث حیات اجتماعی و مساله هویت از مباحث مهم زندگی اجتماعی و شهری است و منظر شهری به عنوان واسطه ای میان انسان و پدیده شهری، مکانی جهت تبلور بصری و معنایی گرافیک محیطی می باشد. عوامل متنوعی می توانند در زمینه هویت و مسائل اجتماعی در منظر شهری اثرگذار باشند که یکی از مهم ترین آنها توجه به گرافیک محیطی شهر می باشد. به کارگیری صحیح و اصولی از امکانات تصویری و اجرایی گرافیک محیطی با در نظر گرفتن مفاهیم هویت بخش می تواند بخشی از قابلیت های توسعه شهری در برنامه ریزی های کلان در فضای شهری و اماکن مختلف از آن مورد استفاده قرار بگیرد. تسهیل امر ارتباط، راهنمایی و اطلاع رسانی، زیباسازی محیط با هدف ایجاد هویت بصری از مهم ترین کارکردهای ویژه گرافیک محیطی می باشند. هدف پژوهش حاضر، تاثیر گرافیک محیطی اطلاع رسان در ارتقاء هویت منظر شهری شهرداری رشت در بهتر راهنمایی کردن شهروندان و ایجاد تصویر بصری و به یادماندنی از فضاهای عمومی و پرتردد شهری است. روش نمونه گیری این پژوهش بنیادی-نظری است، بدین معنا که منابعی انتخاب می شوند که بیشترین اطلاعات و داده را برای پاسخ به پرسش پژوهش فراهم می کنند. در پژوهش های کیفی افرادی را که در پژوهش شرکت می کنند، فرد یا نمونه نمی گویند، بلکه شرکت کننده یا صاحب اطلاع محسوب می شوند، زیرا روی این افراد مداخله ای صورت نمی گیرد و فعالانه در پژوهش شرکت دارند. انتخاب افراد مصاحبه شونده بر اساس معیارهای خبرگی (سابقه بالای 5 سال در حوزه شهری، طراحی گرفیک، مدیریت فرهنگی و تحصیلات کارشناسی و بالاتر) بود. از میان آن ها تعداد 10 نفر از کارشناسان و مدیران شهرداری، سازمان زیباسازی شهرداری ها و اساتید دانشگاهی، بر اساس روش نمونه گیری گلوله برفی تا حصول به اشباع نظری انتخاب گردیدند، نتایج پژوهش نشان دادند که شهروندان به دلیل نبود مؤلفه های هویت بخش هیچ گونه احساس تعلق و مسئولیتی در قبال علائم و احجام فرهنکی/اطلاع رسان نداشته و هیچ گونه پیوند و شبکه ای که سبب ایجاد هویتمندی علائم و احجام اطلاع رسان شود، نکرده اند؛ به همین منظور نقش گرافیست ها به عنوان فردی متخصص و پل ارتباطی بین شهروندان و مسئولین باید موارد ذکر شده را برای هویت مند کردن علائم و احجام محیطی/ فرهنگی اطلاع رسان مدنظر قرار دهند. در نتیجه در رتبه بندی آزمون فریدمن و اعتبارسنجی مؤلفه ها مشخص شد که «مفاهیم شکل دهنده به علائم گرافیک محیطی اطلاع رسان» در رتبه اول، «مؤلفه های شکل دهنده مبلمان محیطی و احجام فرهنگی» در رتبه دوم، «مؤلفه های شکل دهنده مشارکت گرافیست و شهروندان» در رتبه سوم و «مؤلفه های شکل دهنده هویتمندی علائم گرافیکی» در رتبه چهارم قرار دارد.
۲۰۴.

بازخوانی ابعاد و مؤلفه های فضای شهری بی زمان مبتنی بر روش نظریه پردازی داده بنیاد متنی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فضای شهری تداوم ماندگاری بی زمانی نظریه پردازی داده بنیاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۹۸
امروزه فضاهای شهری هم به لحاظ کالبدی و عملکردی و هم معنایی دستخوش تحولات فراوانی شده اند. بسیاری از فضاهای شهری ساخته شده در دهه های معاصر تنها در یک مقطع زمانی مورد پذیرش کاربران قرار گرفته اند و به بی زمانی و جاودانگی راه نمی برند و نمی توانند در اندیشه و ذهن مخاطب نقش بسته و به خاطرات جمعی و فرهنگ و هویت یک ملت بپیوندد؛ با این حال ایجاد الگویی مناسب حاصل از مطالعه و بررسی در راستای چگونگی دستیابی به این فضا، فضایی که از دوران خود فراتر رفته و مدت ها پس از ایجادش، جذاب، کاربردی و الهام بخش باقی بمانند احساس می شود. مقاله حاضر، با هدف تدوین اصول و معیارهای فضاهای شهری بی زمان در صدد ایجاد فضایی است که تجربه بشری را افزایش داده و در برابر زمان های در حال تغییر و خواسته های اجتماعی پایدار بماند. بدین منظور در مقاله حاضر، از طری ق روش نظریه پردازی داده بنیاد متنی و طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی به شناسایی ابعاد و مؤلفه های این فضا در قالب یک الگوی کدگذاری و نگارش روابط آنها با یکدیگر، پرداخته شده است. نتایج این پژوهش مبین آن اس ت فضای شهری بی زمان حاصل نگاهی کل نگر از جنبه های معنایی، کالبدی، فرهنگی و اجتماعی، ادراکی، اقتصادی، سیاسی و زمان است. که در این میان بعد معنایی با در برگرفتن مولفه هایی چون تداوم، هویت، حس مکان، حس تعلق، حافظه جمعی دارای بیشترین تاثیر در شگل گیری این فضاها می باشد و در میان مولفه های اشاره شده مولفه تداوم و هویت اثرگذاری بسزایی در ماندگاری و تداوم ذهنی معنای مکان دارند و می توان با بهره گیری از این ابعاد و مولفه ها به عنوان الگوی جدیدی از خلق فضاهای شهری بی زمان مبتنی بر ماندگاری هم در بعد کالبد و هم در اندیشه و ذهن مخاطب دست یافت.
۲۰۵.

شناسایی ادراکات محیط زندگی در کار از خانه؛ مطالعه موردی: اهواز در شرایط پاندمی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادراک همه گیری کووید-19 کار از خانه محیط ساخته شده اهواز بیگانگی با فضا روش Q

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۵
هدف: ادراکات ذهنی افراد از محیط زندگی تأثیر مستقیمی بر استراتژی ها و نحوه مداخله آن ها در محیط دارد. این ادراکات بسته به شرایط و عوامل مختلف، دستخوش تغییر شده و استراتژی های متنوعی برای سازگاری ایجاد می کنند. دوران کار از خانه در جریان همه گیری کووید-19، چالشی نوین در تعامل با محیط زندگی ایجاد کرد که نیازمند راهکارهای گوناگون بود. در این میان، شهر اهواز با توجه به چالش های اقلیمی نظیر ریزگردها، امواج گرمایی، و سیلاب ها، به محیطی خاص برای بررسی این تعاملات بدل شده است. با توجه به احتمال تداوم کار از خانه به عنوان راهکاری برای مدیریت بحران ها، پژوهش های مرتبط تاکنون کمتر به نقش ادراکات ساکنان در مناسب سازی محیط زندگی پرداخته اند. روش پژوهش: این مقاله با استفاده از روش Q و تکنیک دلفی، به بررسی ادراکات ذهنی ساکنان اهواز و استراتژی های آن ها در مواجهه با محیط زندگی در شرایط کار از خانه می پردازد. هدف پژوهش، شناسایی الگوهای ذهنی ساکنان و ارائه راهکارهایی متناسب با این الگوها است. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر روش شناسی، آمیخته است. جامعه آماری شامل ساکنان اهواز است که در دوران قرنطینه ناشی از کووید-19 به کار از خانه مشغول بودند. داده ها در بخش کیفی با تحلیل مصاحبه های باز از 14 نفر و مرور ادبیات گردآوری و بر اساس آن جداول Q تهیه و توسط 51 نفر تکمیل شد. تحلیل داده ها به شناسایی 10 دسته الگوی ذهنی شامل رفتارگرا، امکان گرا، فردگرا، نیازگرا، مداخله گرا، کیفیت گرا، انسان گرا، توسعه گرا، تجربه گرا و مطلوب گرا انجامید. اعتبار داخلی از طریق نظر متخصصان و اعتبار خارجی با آلفای کرونباخ (865/0) تأیید شد. یافته ها: یافته ها نشان می دهند که محیط زندگی در اهواز فاقد قابلیت های کافی برای حمایت از کار از خانه مؤثر است. نتیجه گیری: این پژوهش پیشنهاد می دهد که طراحی و بهبود محیط ساخته شده باید با توجه به ادراکات و نیازهای گروه های مختلف ذهنی انجام شود. ازجمله پیشنهادها می توان به طراحی فضاهای انعطاف پذیر، تقویت زیرساخت های دیجیتال، توسعه فضاهای سبز و مسیرهای پیاده روی ایمن، و برگزاری رویدادهای اجتماعی محله ای اشاره کرد. این اقدامات می توانند کیفیت زندگی را در شرایط کار از خانه ارتقا داده و سازگاری شهر را افزایش دهند.
۲۰۶.

نقش تمرکززدایی از شهر یزد در توسعه متعادل منطقه ای استان یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: توسعه تعادل منطقه ای تمرکززدایی جمعیت استان یزد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۴
هدف از این پژوهش نقش تمرکززدایی از شهر یزد در توسعه متعادل منطقه ای استان است. این مقاله از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی- تحلیلی است. برای بررسی و تحلیل یافته ها از Spss، تاپسیس، مرتبه- اندازه، ضریب مکانی استفاده شد. نتایج نشان می دهد که تمرکززدایی از شهر یزد می تواند نقش مهمی در توسعه متعادل منطقه ای استان یزد ایفا کند. شهر یزد به عنوان مرکز استانی و شهری بزرگ، جذابیت های بسیاری ازجمله زیرساخت های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، مراکز خدماتی و مؤسسات اداری را در خود جای داده است. اما این تمرکز بیش از حد می تواند منجر به نابرابری های منطقه ای، کاهش فرصت های اشتغال و فعالیت های اقتصادی در سایر مناطق استان و افزایش فشارها و مشکلات شهری شود. این امر باعث تمرکز منابع و امکانات در شهر یزد و کاهش منابع در سایر شهرهای استان شده است. درصد جمعیت شهرنشین استان در دوره های زمانی 1365 تا 1395 به ترتیب به 66، 76، 84 و 6/82 درصد افزایش یافته است. این نشان می دهد که در طول این دوره های زمانی، تعداد ساکنان شهری در استان رو به افزایش بوده است. در حالت کلی نتایج نشان می دهد که توسعه شهرها در استان یزد به صورت ناهمگون است و تدابیر متناسب با وضعیت هر شهر و منطقه برای جلوگیری از کاهش جمعیت روستا و مهاجرت و همچنین تقویت توسعه شهرها و شاخص های مرتبط با آن ها، ضروری است.
۲۰۷.

میدان هم حضوری در معماری آیینی اردبیل: تحلیلی پدیدارشناختی-فرهنگی از حضور، خاطره و نشانه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: میدان هم حضوری سکونت آیینی طنین قدسی حافظه فرهنگی نشانه شناسی فضا پدیدارشناسی معماری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۵
بیان مسئله: در سپهر پساسکولار، معماری سکونت دیگر صرفاً ظرف زیستن مادی نیست، بلکه به میدانی برای حضور، تعلیق ادراکی و تجربه ژرف قدسی بدل می شود. با وجود اهمیت این تحول، هنوز مدل های دقیقی برای تبیین لایه های درهم تنیده بدن، حافظه، نشانه و طنین ارائه نشده اند. هدف پژوهش: این مقاله می کوشد سازوکار پیدایش معنا در فضاهای سکونت آیینی را در بستر فرهنگی-زیسته و از خلال مدلی چندلایه و پدیدارشناختی تحلیل کند؛ مدلی مبتنی بر ادراک حسی، حافظه زیسته، رمزگان فرهنگی، آرکیتایپ های ناخودآگاه و کیفیت های طنین مند که نشان می دهد چگونه این عناصر می توانند به آیینی شدن تجربه سکونت  بیانجامند. روش پژوهش: تحلیل مقاله بر پایه رویکردی کیفی-تفسیری است که با تلفیق پدیدارشناسی ادراک، نشانه شناسی فرهنگی، روان کاوی رمزگان های ناخودآگاه و معناشناسی زیسته، مدل «میدان هم حضوری» را در سه نمونه تاریخی-آیینی اردبیل می آزماید. روش تحلیل نیز مبتنی بر ترکیب توصیف حسی، تبارشناسی حافظه جمعی، خوانش رمزگان فضایی و واکاوی اتمسفر ادراکی است. نتیجه گیری: فضا، در نقطه تلاقی ادراک و خاطره، نه ظرفی منفعل، بلکه میدانی زنده برای رویداد معنا است؛ جایی که سوژه از خلال مکث، تکرار و مواجهه، دگرگون می شود. حرکت تأملی بدن، بازتاب حافظه های نسلی، رمزهای جهت مند فضایی و طنین نور، صدا و ماده، همگی در تجربه ای درونی به هم می پیوندند و مکانی را می سازند که همچون رحم هستی شناختی، شرایط تولد دوباره درون را فراهم می کند. در این بستر، خاطره ای ژرف و ناگفته از عهد نخستین -که به گونه ای ناخودآگاه و آرکیتایپی در کالبد فضا رسوب کرده است- احضار می شود و سکونت را به امری قدسی بدل می سازد. مدل میدان هم حضوری نشان می دهد که سکونت، درصورتی که میدان هم حضوری را در خود فعال سازد، می تواند به کیفیتی آیینی، مکاشفه ای و تحول بخش دست یابد. چنین فضایی، نه فقط محمل بازنمایی فرم، بلکه بستری برای تجربه آرکیتایپی از حضور، وقفه و بازگشت است؛ جایی برای سکونت قدسی، مواجهه درونی و تبدیل انسان به سوژه ای بیدار در دل هستی.
۲۰۸.

از سبزشویی تا معماری پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معماری پایدار سبزشویی فناوری فرایند زمینه گرایی جامع گرایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۸۱
بیان مسئله: در چهار دهه گذشته، فلسفه پایداری با تمرکز بر محیط زیست و سپس رویکردهای اقتصادی و اجتماعی-فرهنگی به عرصه معماری وارد شده است. درحالی که دانش و فناوری های موردنیاز معماری پایدار درحال توسعه و گسترش است، معماری پایدار در عمل به اهداف خود دست نیافته است. این شکاف میان نظریه و عمل سبب شده معماری پایدار در واقعیت آن چنان که در تئوری ادعا شده، نتواند در راستا توسعه پایدار حرکت کند. برداشت سطحی از مفهوم پایداری، منجر به شکل گیری پدیده ای تحت عنوان سبزشویی در معماری شده که رویکردی نمادین و نمایشی از پایداری را بازتولید می کند. ازآنجایی که پایداری در عصر حاضر نیاز اساسی است و معماری پایدار نقشی کلیدی در تحقق آن ایفا می کند، واکاوی ابعاد سبزشویی در راستا بازتعریف معماری پایدار حائزاهمیت است.  هدف پژوهش: پژوهش حاضر در پی آن است که با بررسی نقادانه جلوه های سبزشویی در معماری، پارامترهای مؤثر در خلق معماری پایدار کارآمد و جامع را تببین کند. لازم به ذکر است که چنین پارامترهایی می توانند زمینه را برای بازتعریف معماری پایدار به مثابه رویکردی عمیق، چندبعدی و عمل گرا فراهم کند.  روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد تحلیلی-انتقادی، ابتدا به شناسایی وجوه سبزشویی در معماری پرداخته و سپس بااستفاده از تحلیل گفتمان و استدلال منطقی، پارامترهای کلیدی بر توسعه معماری پایدار عمل گرا را تبیین می کند. هم چنین، جمع آوری داده ها برپایه شیوه های اسنادی و کتابخانه ای است.  نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که بازتعریف فناوری ذیل سیستم اجتماعی-فرهنگی، فرایندمحوری، زمینه گرایی و منطقه گرایی، مشارکت و رفتار سبز شهروندان، فرهنگ، توجه به واقع گرایی و فلسفه کل گرا، از مهم ترین مؤلفه های توسعه کارآمد معماری پایدار و مقابله با سبزشویی محسوب می شوند. در حقیقت، چنین پارامترهایی می توانند معماری پایدار را از سطح شعار به بستر عمل نزدیک کند.
۲۰۹.

ارزیابی پیامدهای توسعه بخشی از منظر ساختار و اقتضائات درونی برنامه های توسعه ای (مطالعه موردی: کمپ B در بندر امام خمینی (ره))(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عدالت اجتماعی سیاست گذاری توسعه سکونتگاه های غیررسمی زیرساخت شهری نابرابری فضایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۰
در دهه های اخیر، مفهوم توسعه به یکی از ارکان اصلی سیاست گذاری شهری و منطقه ای بدل شده و اغلب با هدف بهبود کیفیت زندگی، کاهش نابرابری های فضایی و ارتقای زیرساخت ها در مناطق کمتر برخوردار مطرح شده است. با این حال، نتایج حاصل از اجرای برنامه های توسعه ای در بسیاری از مناطق، به ویژه سکونتگاه های حاشیه ای، نشان از شکاف عمیق میان اهداف اعلام شده و پیامدهای واقعی دارد. پژوهش حاضر با رویکردی انتقادی، به واکاوی ساختار مفهومی و منطق درونی برنامه های توسعه در ایران می پردازد و تجربه زیسته ی محله کمپ B در بندر امام خمینی (ره) را به عنوان نمونه ای از بازتاب این ساختارها بررسی می کند. این مطالعه با بهره گیری از روش کیفی و مطالعه موردی تفسیرگرایانه، از ترکیب تحلیل اسنادی برنامه های رسمی توسعه و مشاهده میدانی در کمپ B استفاده کرده است. در مرحله نخست، مجموعه ای از مؤلفه ها که نشانگر ضعف های ساختاری و مفهومی در برنامه ها هستند از جمله فقدان انسجام راهبردی، عدم انعطاف پذیری، مشارکت ناپذیری اجتماعی، غیبت عدالت فضایی و اجتماعی، ضعف نهادی و سیاستی، اقتصادگرایی افراطی و کم توجهی به خدمات انسانی و زیرساخت های پایه استخراج شدند و سپس، با وضعیت زیستی و اجتماعی محله تطبیق داده شدند. یافته ها حاکی از آن است که بحران های پایدار در کمپ B نه تنها نتیجه ضعف های اجرایی، بلکه بازتاب مستقیم همان مؤلفه هایی است که در ذات و منطق برنامه های توسعه ای نهادینه شده اند. در واقع، پژوهش نشان می دهد که شکست در این نمونه، بازتابی از یک قاعده فراگیر است که از درون ساختار برنامه ها تغذیه می شود. از این رو، تنها با بازنگری در بنیان های مفهومی و گذار از رویکردهای بالا به پایین به سمت برنامه ریزی زمینه محور، مشارکتی و عدالت محور، می توان به توسعه ای انسانی و پایدار امیدوار بود.
۲۱۰.

مقایسه تطبیقی معماری ساختمان های ایستگاه های راه آهن ایران و ترکیه در بازه زمانی 1300تا 1357ش

کلیدواژه‌ها: ایران ترکیه حمل ونقل ایستگاه های راه آهن معماری ایستگاه های راه آهن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۱۴۰
با آغاز قرن بیستم، ایران و ترکیه در پرتو تحولات جهانی و داخلی، گام های اساسی درجهت نوسازی و توسعه زیرساخت های حمل ونقل برداشتند. ایستگاه های راه آهن به عنوان نقاط اتصال فیزیکی، عملکردی و فرهنگی، نقشی مؤثر در بازتاب هویت ملی و سیاست های توسعه ای ایفاء کردند. بااین حال، تفاوت های فرهنگی، سیاسی و اقلیمی میان دو کشور، به بروز تمایزاتی در طراحی و ساخت این ایستگاه ها انجامید. هدف پژوهش حاضر، تحلیل تطبیقی معماری ایستگاه های راه آهن ایران و ترکیه در بازه زمانی ۱۳۰۰تا۱۳۵۷ش، باتمرکزبر عوامل مؤثر در شکل گیری الگوهای طراحی و بازتاب هویت ملی در هر کشور است. روش تحقیق به صورت کمی-تحلیلی بوده و داده ها به شیوه اسنادی و کتابخانه ای گردآوری شده اند. دراین چارچوب، هشت ایستگاه راه آهن منتخب از هر دو کشور، موردبررسی و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان می دهد ایستگاه های ایران، به ویژه در دوران رضاشاه پهلوی، تلفیقی از سبک های معماری ایرانی و غربی باتأکیدبر استفاده از مصالح محلی، ملاحظات اقلیمی و تقویت هویت ملی هستند. در مقابل ایستگاهای ترکیه، به ویژه در دوران جمهوری، تحت تأثیر سبک های نئوکلاسیک، آرت نوو و معماری ملی ترکی، بیشتر بر مدرنیسم و هویت جمهوری خواهانه تمرکز دارند. تحلیل تطبیقی نشان می دهد که ایستگاه های راه آهن در در هر دو کشور، افزون بر عملکرد زیرساختی، به مثابه نمادهای فرهنگی و سیاسی تلقی می شوند. این تفاوت ها بازتاب گر رویکردهای متفاوت نوسازی و توسعه در ایران و ترکیه اند.
۲۱۱.

تحلیل طراحی مبلمان پیاده رو و ارائه ی راهکارهای پیشنهادی برای ارتقا دسترسی پذیری افراد دارای ناتوانی جسمی - حرکتی (مطالعه موردی: شهر پردیس، فاز ۲)

کلیدواژه‌ها: مبلمان پیاده رو شهری ناتوانی حرکتی دسترسی پذیری در طراحی شهری طراحی فراگیر محور عدالت فضایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۸
دسترسی پذیری در فضاهای عمومی شهری، یکی از بنیان های تحقق عدالت فضایی و شاخصی اساسی در ارزیابی کیفیت محیط برای همه اقشار جامعه به ویژه افراد دارای ناتوانی جسمی - حرکتی است. در بسیاری از شهرهای ایران، از جمله شهر پردیس، مبلمان پیاده رو به لحاظ جانمایی، طراحی و تطابق با نیازهای ویژه کاربران با نارسایی های جدی مواجه است. این نواقص باعث شکل گیری موانع کالبدی، حذف ناخواسته اجتماعی، و محدودشدن تعاملات اجتماعی و حضور فعال افراد دارای محدودیت در فضاهای شهری شده است. غفلت از اصول طراحی فراگیر و انسان محور، در کنار عدم انطباق با استانداردهای جهانی دسترسی پذیری، موجب شده تا این فضاها از ایفای نقش فراگیر خود بازبمانند. پژوهش حاضر باهدف تحلیل وضعیت موجود مبلمان پیاده رو در شهر پردیس و ارائه راهکارهای طراحی کارآمد، متناسب با نیاز کاربران دارای محدودیت جسمی - حرکتی، انجام شده است. رویکرد تحقیق توصیفی - تحلیلی بوده و گردآوری داده ها با بهره گیری از روش های مشاهده میدانی سیستماتیک، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با کاربران و تحلیل محتوای اسناد شهری صورت گرفته است. یافته ها نشان می دهد نبود رمپ استاندارد، عدم پیش بینی فضای جانبی نیمکت برای استقرار ویلچر، کف پوش های لغزنده، مسیرهای باریک، و نبود تابلوهای اطلاع رسانی در ارتفاع مناسب از جمله عوامل مؤثر در کاهش دسترسی پذیری و کیفیت تجربه کاربران بوده است. براین اساس، چارچوبی طراحی مبتنی بر اصول عدالت فضایی، طراحی جهانی و انسان محور تدوین گردیده که ضمن ارتقای عملکرد مبلمان پیاده رو، می تواند در بازنگری سیاست های مدیریت شهری و ارتقای شمول پذیری فضاهای عمومی مورد بهره برداری قرار گیرد.
۲۱۲.

تدوین چارچوب ارزیابی اهمیت میراثی برای سناریوهای اقدامات بهره وری انرژی در بناهای تاریخی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بهره وری انرژی بنای تاریخی اهمیت میراثی ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۵
اقدامات بهره وری انرژی در ساختمان های موجود یکی از گزینه ها برای کاهش انتشار گاز دی اکسید کربن و صرفه جویی در مصرف انرژی است. بناهای تاریخی بخش بزرگی از ساختمان های موجود در کشورهای مختلف هستند و مطالعات بسیاری بر تطبیق بین اقدامات حفاظتی و بهره وری انرژی انجام شده است. تعیین اهمیت و ارزش میراثی بنا به عنوان اولین گام پژوهش مقدم بر تعیین اقدامات بهره وری انرژی است. هدف این مقاله تدوین یک چارچوب ارزیابی اهمیت میراثی بناهای تاریخی ایران جهت تنظیم سناریوهای اقدامات بهره وری انرژی است، به طوری که هم در فرآیند ارزیابی اهمیت میراثی و هم در ارزیابی تأثیرات میراثی ناشی از اقدامات بهره وری انرژی مؤثر عمل کند. روش این پژوهش کیفی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است و با رویکردی تحلیلی، به بررسی و تبیین کاستی های روش های ارزیابی میراثی در منابع معتبر علمی می پردازد. دستاورد این مقاله یک چارچوب ارزیابی اهمیت میراثی بومی شده برای بناهای تاریخی ایران است که بر اساس شش محور اصلی: مکان های ارزشیابی، اجزای ساختمان، تیپ بندی اجزا، عناصر اجزا، سطوح اهمیت میراثی و تحلیل کیفی تنظیم شده است. این ساختار قابلیت هم پوشانی اهمیت میراثی با تأثیرات میراثی ناشی از اقدامات بهره وری انرژی ضمن توجه به جزییات و عناصر خاص معماری ایرانی را داراست و امکان مقایسه میان اقدامات مختلف بهره وری انرژی جهت تصمیم گیری را فراهم می کند. 
۲۱۳.

تبیین مناسبت بین رشد تفکر طراحی با آگاهی پیشا تأملی دانشجویان معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رشد تفکر طراحی آگاهی تأملی دانشجویان آگاهی پیشاتأملی توان تجسم معماری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۲
طراحی پژوهان نشان دادند در مسیر رشد تفکر طراحی دانشجویان معماری رشد آگاهی تأملی به بسط دامنه ی دانش مورد استفاده در طراحی کمک می کند. به نظر می رسد متکی بر فلسفه ادراک بدنمند، بتوان عوامل اثرگذار بر رشد آگاهی تأملی را معرفی کرد. پژوهش حاضر با این هدف و به دنبال پاسخ پرسش های زیر انجام شد: «متکی بر فلسفه ادراک بدنمند عوامل اثرگذار بر رشد آگاهی تأملی دانشجویان معماری چیست؟» «روش تقویت آن ها در آموزش معماری کدام است؟» بدین منظور چارچوب نظری منسجم و مدونی حاصل سال ها پژوهش نگارنده انتخاب شد که مطالب پراکنده و غیرمنسجمی از پژوهش های مختلف گردآوری، سازمان دهی و تدوین شده بود. مبانی نظری پژوهش به عنوان مقدمات استدلال منطقی در دل این چارچوب با مطالعه منابع کتابخانه ای و مکاتبه با دیگر پژوهشگران این حوزه انتخاب شد. روش پژوهش استدلال منطقی است که نتایج این استدلال در بین دانشجویان معماری دانشگاه پیام نور یزد به کار گرفته شد. در مجموع می توان استنتاج کرد رشد آگاهی تأملی دانشجویان متکی به رشد نوعی آگاهی به نام آگاهی پیشاتأملی به مثابه مقدمه ی آگاهی تأملی است. یکی از راه های رشد این آگاهی تقویت توان تجسم معماری دانشجویان است. در این مقاله راهکارهایی جهت تقویت این توان ارائه گردید.
۲۱۴.

تحلیل فضایی صرفه های ناشی از تجمع در مقیاس کوچک: تخصصی شدن و تنوع فعالیتهای اقتصادی در شهر کازرون(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: صرفه های ناشی از تجمع تخصصی شدن تنوع فعالیت های اقتصادی خیابان ها کازرون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۶۱
بررسی و تحلیل صرفه های ناشی از تجمع فعالیت های اقتصادی از دیرباز موردتوجه محققان بوده است. مطالعات صورت گرفته در این رابطه بیشتر در حوزه اقتصادی و در سطح کشور و منطقه بوده و کمتر به مقیاس کوچک تر از شهر و به خصوص خیابان ها پرداخته شده است. در این پژوهش به جای این که شهر به صورت یک کل واحد در نظر گرفته شود، ساختارهای اصلی اقتصادی شهر به تفکیک خیابان ها موردبررسی قرارگرفته و با بررسی سه هزار و ۸۰۴ فعالیت یا بنگاه اقتصادی در شهر کازرون با استفاده از شاخص نسبت مکانی، هرفیندال-هریشمن و شانون وضعیت تجمع بنگاه ها و آثار آن ازجمله تخصصی شدن و تنوع در سطح خیابان ها موردبررسی قرارگرفته است؛ بنابراین ضمن شناسایی و ارائه مکان محور خیابان های تخصصی و متنوع، فعالیت اقتصادی مربوطه نیز ارائه شده است. نتایج نشان دهنده این امر است که فعالیت های اقتصادی با توجه به نوع خدماتی که ارائه می دهند در کنار فضای موردنیاز برای فعالیت، اهمیت دسترسی سواره، میزان جریان پیاده و نزدیکی به مراکز جمعیتی می توانند در موقعیت های خاصی از شهر متمرکز یا پخش گردند؛ به طوری که فعالیت های فنی مثل خدمات وسایل نقلیه (بولوار خرمشهر) و خدمات کشاورزی (خیابان فردوسی) در خیابان های عریض تر و دورتر از مرکز شهر و فاقد جریان پیاده، مشاورین املاک بیشتر در توسعه های جدید (بولوار پردیس)، مراکز درمانی در مرکز شهر (خیابان سلمان فارسی)، خیابان های متنوع (خیابان شهدای شمالی و جنوبی، ابوذر، حضرتی و امام خمینی) دارای عرض کمتر نسبت به خیابان های تخصصی و در نزدیکی ناحیه تجاری مرکزی شهر، پیاده روهای شلوغ تر و تنوعی از فعالیت های مختلف را در خود جا داده اند.
۲۱۵.

تحلیل کیفی پایداری اجتماعی مسکن مهر شهر جدید گلمان ارومیه، حاشیه نشینی نو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پایداری اجتماعی مسکن مهر شهر جدید گلمان تمرکز فقر حاشیه نشینی مدرن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۷۱
رشد فزاینده جمعیت شهری در کشور در چند دهه گذشته، کمبود مسکن را به مسئله اصلی جامعه شهری بدل کرده است. طرح مسکن مهر به عنوان یک سیاست اجتماعی در حوزه مسکن با هدف تأمین مسکن ارزان قیمت برای اقشار کم درآمد جامعه شهری و کنترل قیمت مسکن در دهه گذشته اجرا شد. نتیجه آن شکل گیری مجتمع های مسکونی همگون به لحاظ کالبدی _ فیزیکی ولی ناهمگون به لحاظ فرهنگی و ناپایدار از نظر اجتماعی است. این پژوهش با هدف تحلیل کیفی پایداری اجتماعی در مساکن مهر شهر جدید گلمان ارومیه براساس راهبرد استفهامی _ تحلیلی طراحی شد. روش اجرای تحقیق باتوجه به ماهیت روش، کیفی از نوع مردم نگاری است، ابزار و تکنیک گردآوری اطلاعات، مصاحبه و مشاهدات مستقیم پژوهشگر بوده است. جامعه آماری پژوهش ساکنان مساکن مهر شهر جدید گلمان بوده که باتوجه به ماهیت پژوهش، 22 نفر از مدیران و ساکنان مجنمع های مسکونی به شیوه نمونه گیری هدفمند براساس معیار اشباع نظری به عنوان نمونه آماری تعیین گردید. بعد از  انجام مصاحبه و گردآوری اطلاعات، تحلیل محتوای مصاحبه، مفاهیم و مقولات با ارجاع به دیدگاه امیک(چگونگی تفکر مردم بومی) پاسخگویان و برداشت اتیک (توصیفی از باور یک تحلیلگر اجتماعی) مبتنی بر مشاهدات و دانش تئوریک محقق، مستندسازی و تحلیل شدند. یافته های پژوهش حاکی از وضعیت ناپایداری اجتماعی در ابعاد ضعف هویت محله ای، ضعف سرمایه اجتماعی، تمرکز فقر، احساس طرد و نابرابری اجتماعی، ضعف فرهنگ آپارتمان نشینی، جدایی گزینی فضایی، عدم تجانس فرهنگی و احساس نارضایتی از کیفیت زندگی باوجود صاحب مسکن شدن در بین پاسخگویان است که تداوم چنین وضعیتی این شهر را به گتوی فقرا و  حاشیه نشینی مدرن تبدیل خواهد کرد.
۲۱۶.

ارزیابی روش های کنترل سازه های مقاوم در برابر زلزله با رویکرد دو منظوره سازی و استفاده از روش AHP(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کنترل سازه خروج اضطراری ساختمان بار زلزله روش AHP

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۵
یکی از مسائل چالش برانگیز در حوزه ی مهندسی زلزله، تعیین میزان آسیب سازه ها و نحوه کنترل آن ها در هنگام وقوع زلزله است. در این راستا در ده های اخیر توجه محققین بسیاری در کشورهای زلزله خیز به سمت فناوری سازه های هوشمند معطوف شده است. این سازه ها توانایی ذاتی یا اکتسابی برای پاسخگویی به محرک های خارجی و قابلیت تطبیق رفتار، ترکیب و شکل سازه را با شرایط محیط زیست دارند. روش های مختلفی جهت کنترل ارتعاش سازه ها وجود دارد که یکی از مشکلات این روش ها این است که روش های کنترل سازه ها امروزه فقط جهت مقابله با نیروی زلزله بکار می روند و در واقع جابجایی در اثر نیروی زلزله را کنترل می نمایند. از جمله این روش ها می توان به استفاده از انواع میراگرها در سازه، استفاده از اجسام سنگین مانند آونگ و تعبیه استخر در بام ساختمان، استفاده از جداگر لرزه ای در سازه و ... اشاره نمود. استفاده از میراگرها و جداگرهای لرزه ای نیز هزینه اجرای سازه را بسیار بالا برده که خود سبب غیر اقتصادی بودن طرح ها نیز میگردد. موضوع مهم دیگر استفاده از روش هایی است که بتوان در زمان بحران نیز از آنها استفاده نمود و لذا روش های که کاربردی برای چند منظوره بودن دارند می تواند اهمیت بیشتری داشته باشد.
۲۱۷.

ارزیابی رضایت مندی ساکنین مسکن حداقل براساس نیازهای انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مسکن حداقل نیازهای انسانی رضایت مندی عوامل محیطی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۵
بیان مسئله: یکی از راه حل های شایع در تأمین مسکن توسط دولت ها، برنامه ریزی و ساخت مسکن اجتماعی می باشد. حداقل سازی به عنوان یک رویکرد کاربردی در مسکن اجتماعی بسیار استفاده می شود به گونه ای که می توان این نوع مسکن را مسکن حداقل نیز نامید. کمینه کردن فضاها در مسکن حداقل به عنوان یک راه حل متداول، موجب نادیده گرفته شدن کیفیت محیط های مسکونی که عاملی تأثیرگذار بر کیفیت زندگی انسان و در نتیجه رضایت مندی در محیط مسکونی ساخته شده است، می گردد. در نتیجه توجه به عوامل و مؤلفه های تأثیرگذار در افزایش کیفیت زندگی و در نتیجه ایجاد رضایت مندی سکونتی در مسکن حداقل اهمیت دارد. هدف: هدف از این پژوهش بررسی مؤلفه های مؤثر در تأمین نیازهای انسانی در مسکن حداقل که در نتیجه منجر به افزایش سطح رضایت مندی سکونتی در ساکنین این گونه از مسکن می گردد، می باشد. روش: در این پژوهش در مرحله اول به روش تحلیلی-توصیفی متغیرها و ریز معیارهای مؤثر در ایجاد رضایت مندی براساس نیازهای انسانی ارائه گردید. سپس میزان تأثیرگذاری هرکدام از متغیرها در تأمین نیازهای انسانی با توجه به مؤلفه های محیطی و انسانی ارزیابی شد. برای این منظور به وسیله پرسش نامه بسته پاسخ با مقیاس لیکرت 5 گزینه ای، از 331 نفر از ساکنین مسکن مهر شهر رشت، 8 سوال فردی و 37 سوال ارزیابی برای 5 عامل انسانی و 7 عامل محیطی پرسیده شد. نتایج به روش آمار توصیفی و استنباطی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. یافته ها :نتایج پژوهش نشان داد علاوه بر توجه به مؤلفه های نور و ابعاد و سرانه ها (تسهیلات مسکن) و ایمنی در طراحی مسکن حداقل، پارامترهایی مانند انعطاف پذیری و دسترسی مناسب و همچنین سیمای شهری در ارتقا کیفیت مسکن حداقل و رفع نیازهای انسانی تأثیر به سزایی دارند و لحاظ کردن این مؤلفه ها در طراحی مسکن حداقل، به منظور افزایش رضایت مندی ساکنان حائز اهمیت می باشد. با افزایش نیازهای قلمروگزینی، حس تعلق خاطر و زیبایی شناسی از طریق تدوین اصول طراحی فضاها از نظر کالبدی و عملکردی نیز می توان به این هدف دست پیدا کرد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد علاوه بر توجه به مؤلفه های نور و ابعاد و سرانه ها (تسهیلات مسکن) و ایمنی در طراحی مسکن حداقل، پارامترهایی مانند انعطاف پذیری و دسترسی مناسب و همچنین سیمای شهری در ارتقا کیفیت مسکن حداقل و رفع نیازهای انسانی تأثیر به سزایی دارند و لحاظ کردن این مؤلفه ها در طراحی مسکن حداقل، به منظور افزایش رضایت مندی ساکنان حائز اهمیت می باشد.
۲۱۸.

جغرافیای اجتماعی گروه های ساکن در سکونتگاه های خودانگیخته شهری؛ بررسی موردی: مقایسه محله دولت آباد کرمانشاه و نایسر سنندج(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زیست غیررسمی گروه های اجتماعی اتنوگرافی انتقادی دولت آباد نایسر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۸۶
بار ارزشی متفاوتی که بر دو مفهوم رسمیت و غیررسمیت مترتب است منتهی به شکل گیری جغرافیای نابرابری از ارزش های فضایی - اجتماعی شده است. جغرافیایی که در فضای نوین سرمایه داری بازتولید قدرت و برنامه ریزی است و این امر تجلی تمام عیار شهری شدن بدون توسعه است.  در این ساختارِ شهروندزدای بازتولیدکننده فقر گروه های اجتماعی ای به حاشیه رانده می شوند که هریک در پی عاملی صورت گرفته است. ازاین رو در این پژوهش به دنبال این پرسش هستیم که چه گروه های اجتماعی در سکونتگاه های خودانگیخته شهری دولت آباد کرمانشاه و نایسر سنندج زندگی می کنند؟ آیا می توان گفت که این افراد از گروه های مشابهی تشکیل شده و قابل گروه بندی هستند؟ برای این کار تلفیقی از روش های کمی (پرسش نامه) و کیفی (اتنوگرافی انتقادی) برای شناخت دقیق تر گروه های ساکن استفاده شده است. فرایند این پژوهش شامل طی مسیری از عرصه زندگی ساکنان به محلات خودانگیخته اولیه و بازگشت به میدان بوده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که ممکن است در بیشتر سکونتگاه های خودانگیخته شهری در ایران گروه های مشابهی زندگی کنند؛ اما براساس ماهیت و شرایط منطقه، شهر و سکونتگاه تفاوت هایی نیز در برخی از گروه های ساکن در هر سکونتگاه وجود دارد. درحقیقت می توان گفت امروزه با «جغرافیای اجتماعی نوینی از زیست غیررسمی شهری» روبه رو هستیم که با گروه های جمعیتی مختلف با اهداف و شرایط متفاوت در سه لایه فضایی (لایه تثبیت شده، نواحی منفصل شهری، روستاهای اطراف شهرها) در شهرها درحال بازتولید است.
۲۱۹.

بازطراحی روش شناختی فرآیند طراحی معماری دیجیتال با تاکید بر کاربردهای هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرآیند طراحی معماری معماری رایانشی ساختِ دیجیتال هوش مصنوعی فناوری های نوین معماری هویت معماری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۱۰
اهداف: مطالعات نشان می دهد که تا پیش از انقلاب هوش مصنوعی؛ فرآیندهای طراحی معماری همواره از نوع خطی بوده اند و در دوران های قبل به اندازه کافی پاسخگو؛ لیکن امروز نیازی جدی به بازنگری مشاهده می شود. هدف اصلی پژوهش بازطراحی روش شناختی فرآیند طراحی معماری رایانشی با تاکید بر کاربردهای هوش مصنوعی است. روش ها: از منظر روش شناختی، فرآیند طراحی معماری رایانشی، در حقیقت به معنای تجزیه کردن یک فرآیند به اجزا و الگو های گسسته و جمع بندی این الگو ها در قالب هایی است که می توانند به وسیله رایانه درک و پردازش شوند. چارچوب نظری پژوهش بر أساس نظریه معماری سرآمد، و چارچوب تحلیلی پژوهش بر أساس نگاه سیستماتیک-علمی جفری برادبنت به فرآیند طراحی معماری بازطراحی شده است. یافته ها: یافته های پژوهش مبتنی بر تحلیلی روش شناختی فرآیندهای متداول طراحی معماری است، ویژگی هایی که در سه دوره بررسی و تحلیل شده اند. در نهایت یافته ها بر اساس نگاه سیستماتیک-علمی برادبنت بازتنظیم و ارایه شده اند. نتیجه گیری: نتایج حاصل از این تحقیق مشخص نمود که فرآیندهای از بالا به پایین و یکسویه، که به عنوان رویکردهای متعارفبه طراحی معماری مشهورند، پاسخگوی نیازها و بایسته های طراحی معماری رایانشی نیستند. در حالی که در سال های اخیر فرآیندهای طراحی معماری غیرخطی مورد استقبال قرار گرفته اند. از این رو پژوهش یک ساختار چندوجهی برای تلفیق فرآیندهای از پایین به بالا، با فرآیندهای از بالا به پایین طراحی کرده است؛ به گونه ای که بتوان از آن در فرآیندهای مبتنی بر هوش مصنوعی استفاده نمود.
۲۲۰.

سنجش میزان تاثیر نماهای دو پوسته بر نیازهای انرژی ساختمان های مسکونی (در اقلیم شهر کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نمای دوپوسته ساختمان های مسکونی اقلیم کرمانشاه نیازهای انرژی کاهش مصرف انرژی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۹۷
امروزه انرژی، منبع حیات و زندگی مدرن انسان به شمار می آید. اما با توجه به رشد جمعیت و پیشرفت فناوری، مصرف انرژی در زندگی به شدت افزایش یافته است و منجر به انتشار گازهای گلخانه ای و تغییرات آب و هوا شده است که مشکلات متع دد برای سلامتی محیط زیست و جوامع بشری به وجود آورده است. به همین دلیل، کاهش مصرف انرژی در ساختمان های مسکونی امری ضروری به نظر می رسد. نمای ساختمان به عنوان عامل ارتباط دهنده فضای داخلی و فضای خارجی نقش مهمی در کاهش مصرف انرژی در ساختمان های مسکونی دارد. لذا یکی از روش های موثر برای کنترل و بهبود کیفیت مصرف انرژی ساختمان و عملکرد حرارتی و در نهایت کاهش مصرف انرژی در ساختمان های مسکونی استفاده از نماهای دوپوسته است. هدف از این پژوهش سنجش میزان کاهش مصرف انرژی در ساختمان های مسکونی با استفاده از نماهای دو پوسته دالانی و یکپارچه در سه حالت تهویه طبیعی، مکانیکی و بدون تهویه در اقلیم شهر کرمانشاه می باشد. برای نیل به هدف پژوهش حاضر ابتدا موقعیت جغرافیایی نمونه مشخص گردید.در مرحله بعد داده های آب و هوایی شهر کرمانشاه جمع آوری شد. با استفاده از نرم افزار (Design Builder) نمونه پایه، شبیه سازی و سناریوهای موجود مورد تحلیل و سنجش قرار گرفت. صحت نتایج حاصل از شبیه سازی با مقادیر مندرج در قبوض برق و گاز سالیانه ساختمان مورد مطالعه، اعتبارسنجی گردید.که میزان اختلاف خروجی نرم افزار نسبت به مقادیر واقعی کمتر از 10 درصد بود. تأثیر نمای دوپوسته و تهویه هوای بین دوپوسته در ساختمان های مسکونی در اقلیم شهر کرمانشاه را می توان از لحاظ مصرف انرژی ساختمان حائز اهمیت دانست زیرا که تأثیر مستقیمی در کاهش مصرف انرژی در این ساختمان ها داشته است. بررسی و مقایسه مصارف انرژی و رفتار حرارتی پوسته دوم ساختمان، تهویه هوای بین دوپوسته در فصل گرم، بهینه ترین حالت مصرف انرژی را برای کل ساختمان رقم زده است. استفاده از نمای دوپوسته(دالانی)، بیشترین میزان کاهش انرژی گرمایشی را با 55/54 درصد در ماه آپریل داشته است. استفاده از نمای دوپوسته(یکپارچه)، در ماه ژانویه با 84/40درصد پایین ترین کاهش مصرف انرژی گرمایشی را دارد. در صورت فعال بودن تهویه طبیعی هوای بین دوپوسته در فصل گرم در اقلیم شهر کرمانشاه، مصرف انرژی کل ساختمان نسبت به سایر حالت ها دارای بهینه ترین وضعیت می باشد. مصارف انرژی کل ساختمان، در نمای دوپوسته دالانی به همراه تهویه طبیعی با kWh/m2 63/66 یعنی پایین ترین مصرف انرژی را به خود اختصاص می دهد. به طور کلی استفاده از پوسته دوم به صورت دالانی و دارای تهویه طبیعی درفصل گرم برای این ساختمان کاهش 73/10 درصدی معادل kWh/m2 01/8 را در مصرف انرژی کل نسبت به ساختمان پایه را نشان می دهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان