مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
حافظه فرهنگی
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال شانزدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۵۸
165 - 192
حوزههای تخصصی:
رسانه های اجتماعی- ارتباطی نوین دریچه های تازه ای را بر زندگی شخصی و اجتماعی کنش گران اجتماعی گشوده اند. این رسانه ها جدای از این که موجبات ارتباط آسان کاربران را در گستره های وسیع زمان و مکانی با کمترین محدودیت فراهم می کنند، آنها را با ارزش ها، باورها و سبک های جدیدی از زندگی آشنا می سازند و امکان بروز جلوه های متنوعی از هویت شخصی را که شاید در عرصه های واقعی زندگی اجتماعی، مجال بروز نیابد، فراهم می آورند. از این رو دنیای مجازی فضای مناسبی برای بررسی و کشف هویت های کاربران آن است. در همین راستا توجه به ماهیت های نمادینی همچون تصاویر پروفایل های کاربری می تواند به مثابه ابزاری برای بازنمود هویت، باورها و ارزش های افراد تلقی شود. مطالعه حاضر با هدف کشف و بازنمایی تیپ های هویت پردازی کاربران شبکه اجتماعی- ارتباطی تلگرام، به تحلیل و سنخ شناسی تصاویر پروفایل های ایشان مبتنی بر روش نشانه شناسی اجتماعی تصویر پرداخته است. بر پایه ی یافته های حاصل که در برگیرنده تحلیل بیش از 600 تصویر بوده است، هفت تیپ هویتی شامل هویت های طبیعت گرا، عاطفه مدار، فردمحور، جمع نگر، واقعیت گرا، تخیل برانگیز، معنویت گرا صورت بندی شد. هر کدام از تیپ های مذکور هویتی، بازنمایی ویژه ای به لحاظ معنایی، ترکیبی و تعاملی دارند که به کاربران امکان انعطاف و قدرت مانور قابل توجهی در تصویرسازی خودِ مطلوب انگاشته شده شان در فضای مجازی داده است.
کوش نامه و نقش قهرمان بیگانه «آماج گونه» در بازسازی هویت ملی ایرانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی بهار ۱۴۰۲ شماره ۹۵
347 - 377
حوزههای تخصصی:
در روند اسلامی شدن جامعه ایران پس از قرن هفتم میلادی، مفهوم نسب قومی و هویت تاریخی ایرانیان توسط افکار بیگانه به شدت دستخوش دگرگونی و ابهام گردید؛ اما برخی از ادبای ایرانی، با رونق یافتن زبان و ادبیات فارسی، رسالت حفظ و احیای حافظه فرهنگی را بر عهده گرفتند. برخی از حماسه های ملی ایران که بر اساس افسانه های شفاهی و مکتوب، بین قرون دهم تا دوازدهم میلادی گرداوری و منظوم شده اند، تأثیر به سزایی در بقای سنت فرهنگی ایران داشته اند. در میان این حماسه ها، کوش نامه به خاطر شکل دهی به یک قهرمان بیگانه، قابل توجه ویژه است. این منظومه که سراینده اش آن را داستانی از شاه چین خوانده است، بخش هایی از حافظه فرهنگی جمعی ایرانیان باستان درباره درگیری های نظامی دشمنان بیگانه با ایرانیان را در خود حفظ کرده است. بخش اصلی این مقاله شامل سه قسمت است. در قسمت نخست، پس از مروری مختصر بر داستان کوش پیل دندان، سه پیش نمونه برای کوش پیل دندان به دست داده و بررسی شده است: پادشاهان کوش در شمال آفریقا، پادشاهان سامی نژاد بین النهرین و پادشاهان امپراتوری کوشانی در شرق ایران. در قسمت دوم، با مراجعه به نظریه حافظه جمعی، مکانیسم تلفیق و ادغام پیش نمونه های چندگانه در روند شکل گیری شخصیت کوش پیل دندان موردبحث قرار می گیرد؛ و در قسمت سوم، بر اساس مفهوم «شخصیت آماج گونه» -که اصطلاحی رایج در پژوهش های مربوط به ادبیات عامیانه در چین است– به جمع بندی و نتیجه گیری خواهیم پرداخت. برخلاف شاهنامه که با توصیف و به تصویرکشیدن پادشاهان و پهلوانان ایرانی، ستایش آن ها به خاطر اعمال قهرمانانه در ایجاد و حفظ تمدن و نیز دفاع از کشور، افتخارات، هویت ملی و وحدت ایرانیان را در دوران اسلامی بازسازی کرده است، کوش نامه از طریق ترسیم چهره یک قهرمان بیگانه که دارای هویتی چندلایه از دشمنان خارجی است، «خود» را با شکل دادن به «دیگری»[1] شناسانده و این گونه به بازسازی هویت ملی ایرانیان یاری رسانیده است. [1] . concretizing the other
واکاوی تحول معنایی نمادین سیمرغ در ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نمادها تصویرهایی قدرتمند هستند که انبوهی از مفاهیم و اساطیر فرهنگی را در قالب یک خوشه معنایی صورت بندی می کنند. این خوشه های معنایی طی فرایندهای خلاق ادبی تولید می شوند و بخشی از حافظه فرهنگی ما را تشکیل می دهند. یکی از این نمادها که در متون ایرانی قبل از اسلام تولید شده و در حافظه فرهنگی جامعه پس از اسلام باقی مانده و در صورت بندی های جدیدی در سنت شعری و عرفانی فارسی استمرار یافته، سیمرغ است. این صورت بندی های متعدد نشان می دهد که سیمرغ در فرهنگ ایرانی به یک دال مرکزی تبدیل شده و بازخوانی بینامتنی کدهای رمزگذاری شده در آن می تواند تفکر اسطوره ای و سنت فکری رمزآلود انسان ایرانی در سده های گذشته را برای نسل جدید فهم پذیر کند. با عنایت به این موضوع، مقاله حاضر با تکنیک قرائت تنگاتنگ و با تکیه بر شواهد متنی موجود در پیکره ادبیات پیشااسلام و پسااسلام می کوشد ضمن تاکید بر سمبلیسم غنی این پرنده، سیر تطور معنایی آن را در دوره های مختلف تاریخی تا قرن هفتم واکاوی کند و چرایی و چگونگی این چرخش های معنایی را به یک مسئله تبدیل کند. بر این اساس، مقاله حاضر تلاش می کند به این سؤال پاسخ دهد که سیمرغ در پیکره متون ادبی پسااسلام چه تفاوتی با متون پیش از اسلام دارد و در صورت بندی های متعدد آن چه نوع دست کاری های خلاقانه ای در صورت و محتوای آن رخ داده است؟
هوش مصنوعی در آموزش تاریخ؛ فرصت یا تهدیدی برای حافظه تاریخ
حوزههای تخصصی:
این مقاله با تکیه بر چارچوب نظری بازنمایی فرهنگی (استوارت هال) و مکان های حافظه (پی یر نورا)، به بررسی تعارض میان روایت های تولیدشده توسط AI و حافظه فرهنگی دبیران تاریخ در مدارس ایران می پردازد. روش ها : روش پژوهش، کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون قیاسی استقرایی است. داده ها شامل تحلیل محتوای پاسخ های GPT به پرسش های تاریخی و مصاحبه با معلمان در پنج استان کشور (یزد، فارس، قم، خراسان، گیلان) است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که روایت های الگوریتمی، به دلیل اتکا به الگوهای آماری و منابع غالب، دارای ساختاری تقلیل گرا، بی زمینه و حافظه زدوده هستند. در مقابل، معلمان با بهره گیری از حافظه زیسته، روایت های چندصدایی، و بازاندیشی انتقادی، به مقاوم سازی آموزش تاریخ در برابر این محتواها می پردازند. این مقاومت ها در قالب کنش هایی چون چندروایتی سازی پرسش ها، بازخوانی محلی، و تلفیق روایت های خانوادگی با متن درسی شکل می گیرد. پژوهش نشان می دهد که نسبت میان تاریخ، حافظه و فناوری، عرصه ای گفتمانی است که نیازمند تحلیل فراتر از سطح ابزار است و نقش دبیر، همچنان به عنوان کنشگر حافظه ای، در خط مقدم این مواجهه باقی می ماند. نتیجه گیری: تحول فناوری های هوش مصنوعی، به ویژه مدل های زبانی نظیرChatGPT، نه تنها نظام های آموزشی را متأثر کرده؛ بلکه شیوه های روایت تاریخی را نیز دستخوش بازتعریف ساخته است. از این رو شرایط بکار بردن دانش این حوزه در آموزش بیشتر لحاظ کردد
میدان هم حضوری در معماری آیینی اردبیل: تحلیلی پدیدارشناختی-فرهنگی از حضور، خاطره و نشانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ آبان ۱۴۰۴ شماره ۱۴۹
53 - 72
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: در سپهر پساسکولار، معماری سکونت دیگر صرفاً ظرف زیستن مادی نیست، بلکه به میدانی برای حضور، تعلیق ادراکی و تجربه ژرف قدسی بدل می شود. با وجود اهمیت این تحول، هنوز مدل های دقیقی برای تبیین لایه های درهم تنیده بدن، حافظه، نشانه و طنین ارائه نشده اند. هدف پژوهش: این مقاله می کوشد سازوکار پیدایش معنا در فضاهای سکونت آیینی را در بستر فرهنگی-زیسته و از خلال مدلی چندلایه و پدیدارشناختی تحلیل کند؛ مدلی مبتنی بر ادراک حسی، حافظه زیسته، رمزگان فرهنگی، آرکیتایپ های ناخودآگاه و کیفیت های طنین مند که نشان می دهد چگونه این عناصر می توانند به آیینی شدن تجربه سکونت بیانجامند. روش پژوهش: تحلیل مقاله بر پایه رویکردی کیفی-تفسیری است که با تلفیق پدیدارشناسی ادراک، نشانه شناسی فرهنگی، روان کاوی رمزگان های ناخودآگاه و معناشناسی زیسته، مدل «میدان هم حضوری» را در سه نمونه تاریخی-آیینی اردبیل می آزماید. روش تحلیل نیز مبتنی بر ترکیب توصیف حسی، تبارشناسی حافظه جمعی، خوانش رمزگان فضایی و واکاوی اتمسفر ادراکی است. نتیجه گیری: فضا، در نقطه تلاقی ادراک و خاطره، نه ظرفی منفعل، بلکه میدانی زنده برای رویداد معنا است؛ جایی که سوژه از خلال مکث، تکرار و مواجهه، دگرگون می شود. حرکت تأملی بدن، بازتاب حافظه های نسلی، رمزهای جهت مند فضایی و طنین نور، صدا و ماده، همگی در تجربه ای درونی به هم می پیوندند و مکانی را می سازند که همچون رحم هستی شناختی، شرایط تولد دوباره درون را فراهم می کند. در این بستر، خاطره ای ژرف و ناگفته از عهد نخستین -که به گونه ای ناخودآگاه و آرکیتایپی در کالبد فضا رسوب کرده است- احضار می شود و سکونت را به امری قدسی بدل می سازد. مدل میدان هم حضوری نشان می دهد که سکونت، درصورتی که میدان هم حضوری را در خود فعال سازد، می تواند به کیفیتی آیینی، مکاشفه ای و تحول بخش دست یابد. چنین فضایی، نه فقط محمل بازنمایی فرم، بلکه بستری برای تجربه آرکیتایپی از حضور، وقفه و بازگشت است؛ جایی برای سکونت قدسی، مواجهه درونی و تبدیل انسان به سوژه ای بیدار در دل هستی.