مطالب مرتبط با کلیدواژه

نشانه شناسی فضا


۱.

زیبایی متروکه ها؛ تحلیل زیبایی شناسانه ی پارک دویسبرگ ـ نُورد

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: زیبایی شناسی پساصنعتی پیتر لاتز پارک دویسبرگ نورد فرآیندهای طبیعی نشانه شناسی فضا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۲۱۰
از زمانی که انقلاب صنعتی و فرآورده های حاصل از آن جای خود را به عصر اطلاعات داد، توجه به مناظر رهاشده ی صنعتی شدت گرفت و با رشد شهر و برخورد به حاشیه های شهری، قطعات صنعتی که زمانی نقشی حیاتی برای شهر داشتند، به دغدغه هایی بر سر راه شریان های اکولوژیک و فضاهای گسترش پذیرِ زیستی و در عین حال پتانسیل هایی در تعریف پروژه های متفاوت و بزرگ مقیاس برای شهر تبدیل شدند. این اراضی با ظرفیت بالا در خلق فضاهای جدید و قابل اکتشاف، اکنون ماهیتی متفاوت از دیدگاه زیبایی شناسی منظر شهری را کسب کرده است. این گونه فضاهای رها شدة صنعتی، ممکن است در ظاهر ""بدسیما"" به نظر برسد اما در واقع این فضاها با تغییر نگاه سنتی و دوقطبی در باب زیبایی، عادات زیباشناسانه از فرم، سازمان فضایی و حتی سلسله مراتب و نحوه نمایش فضاها را به گونه ای نو دوباره شکل می دهند. به این ترتیب، در این پروژه ""لاتز"" با موشکافی لایه ها و مؤلفه های شکل دهنده به منظرِ سایت را بدون ارزش گذاری و حذف به دقت بازیابی کرده، این نشانه ها را کنار یکدیگر می گذارد و ساختارهای صنعتی را به عنوان پُراهمیت ترین عناصر منظر معرفی می کند. خالی شدنِ فضا از هرگونه تحمیلِ پیش ذهنیت از خود، آزادانه موجباتِ تفسیر و درک ابعاد بیشتری از ساختارها و لایه های بستر را به دور از هرگونه عملکردِ تاریخی فراهم می آورد و به این ترتیب گامی به سوی ادراکی نو از مباحث معاصرِ منظر شهری بر می دارد.
۲.

میدان هم حضوری در معماری آیینی اردبیل: تحلیلی پدیدارشناختی-فرهنگی از حضور، خاطره و نشانه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: میدان هم حضوری سکونت آیینی طنین قدسی حافظه فرهنگی نشانه شناسی فضا پدیدارشناسی معماری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۹
بیان مسئله: در سپهر پساسکولار، معماری سکونت دیگر صرفاً ظرف زیستن مادی نیست، بلکه به میدانی برای حضور، تعلیق ادراکی و تجربه ژرف قدسی بدل می شود. با وجود اهمیت این تحول، هنوز مدل های دقیقی برای تبیین لایه های درهم تنیده بدن، حافظه، نشانه و طنین ارائه نشده اند. هدف پژوهش: این مقاله می کوشد سازوکار پیدایش معنا در فضاهای سکونت آیینی را در بستر فرهنگی-زیسته و از خلال مدلی چندلایه و پدیدارشناختی تحلیل کند؛ مدلی مبتنی بر ادراک حسی، حافظه زیسته، رمزگان فرهنگی، آرکیتایپ های ناخودآگاه و کیفیت های طنین مند که نشان می دهد چگونه این عناصر می توانند به آیینی شدن تجربه سکونت  بیانجامند. روش پژوهش: تحلیل مقاله بر پایه رویکردی کیفی-تفسیری است که با تلفیق پدیدارشناسی ادراک، نشانه شناسی فرهنگی، روان کاوی رمزگان های ناخودآگاه و معناشناسی زیسته، مدل «میدان هم حضوری» را در سه نمونه تاریخی-آیینی اردبیل می آزماید. روش تحلیل نیز مبتنی بر ترکیب توصیف حسی، تبارشناسی حافظه جمعی، خوانش رمزگان فضایی و واکاوی اتمسفر ادراکی است. نتیجه گیری: فضا، در نقطه تلاقی ادراک و خاطره، نه ظرفی منفعل، بلکه میدانی زنده برای رویداد معنا است؛ جایی که سوژه از خلال مکث، تکرار و مواجهه، دگرگون می شود. حرکت تأملی بدن، بازتاب حافظه های نسلی، رمزهای جهت مند فضایی و طنین نور، صدا و ماده، همگی در تجربه ای درونی به هم می پیوندند و مکانی را می سازند که همچون رحم هستی شناختی، شرایط تولد دوباره درون را فراهم می کند. در این بستر، خاطره ای ژرف و ناگفته از عهد نخستین -که به گونه ای ناخودآگاه و آرکیتایپی در کالبد فضا رسوب کرده است- احضار می شود و سکونت را به امری قدسی بدل می سازد. مدل میدان هم حضوری نشان می دهد که سکونت، درصورتی که میدان هم حضوری را در خود فعال سازد، می تواند به کیفیتی آیینی، مکاشفه ای و تحول بخش دست یابد. چنین فضایی، نه فقط محمل بازنمایی فرم، بلکه بستری برای تجربه آرکیتایپی از حضور، وقفه و بازگشت است؛ جایی برای سکونت قدسی، مواجهه درونی و تبدیل انسان به سوژه ای بیدار در دل هستی.