درخت حوزه‌های تخصصی

جامعه شناسی

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲۱ تا ۲۴۰ مورد از کل ۱۸٬۰۷۷ مورد.
۲۲۱.

تاثیر مولفه های فرهنگی و عدالت اجتماعی بر سیاستگذاری سلامت در ایران پس از انقلاب براساس تئوری عدالت والزر و نظریه فرهنگی داگلاس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۶
این پژوهش به بررسی تأثیر مؤلفه های فرهنگی و عدالت اجتماعی بر سیاست گذاری سلامت در ایران پس از انقلاب اسلامی می پردازد. سؤال اصلی تحقیق این است که مؤلفه های فرهنگی و عدالت اجتماعی مورد بررسی در نظریه داگلاس و والزر چگونه بر سیاست گذاری سلامت در ایران پس از انقلاب تأثیر گذاشته اند؟ فرضیه اصلی بیان می کند که مؤلفه های فرهنگی از جمله ارزش های اسلامی و مفاهیم عدالت اجتماعی به طور مستقیم موجب شکل گیری سیاست های سلامت در راستای دسترسی عادلانه و بهبود وضعیت بهداشتی گروه های کم برخوردار شده اند. یافته ها نشان می دهد که سیاست های سلامت در ایران پس از انقلاب با تأثیرپذیری از فرهنگ اسلامی و اصول عدالت اجتماعی بر بهبود دسترسی به خدمات بهداشتی در مناطق محروم و گسترش زیرساخت های بهداشتی تمرکز داشته است. شبکه بهداشت روستایی و طرح تحول سلامت به عنوان نمونه هایی از سیاست های مبتنی بر عدالت اجتماعی، توانستند دستاوردهای قابل توجهی در کاهش نابرابری های بهداشتی ایجاد کنند. با این حال، نابرابری های منطقه ای و طبقاتی همچنان به عنوان چالش های اصلی باقی مانده اند. روش تحقیق به صورت کیفی و با استفاده از رویکرد تحلیل اسنادی و کتابخانه ای انجام شده است.
۲۲۲.

بسترهای زندگی جدانشین در ایران و چگونگی واکنش زوج ها؛ یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۴۸
در این پژوهش جدانشینی همسران و بسترها و شرایط مرتبط با جدانشینی به عنوان یکی از عناصر تحول در نهاد خانواده مورد بررسی قرار گرفته است. مشارکت کنندگان تحقیق شامل همسران جدانشین بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند با 15 نفر مصاحبه شد. پژوهش حاضر با به کارگیری رویکرد کیفی و استفاده از تکنیک مصاحبه (عمیق، نیمه ساخت یافته و باز) برای جمع آوری اطلاعات تا رسیدن به اشباع نظری پیش رفت. برای استخراج و تحلیل یافته ها از رویکرد تحلیل محتوای کیفی مایرینگ و نرم افزار کیفی NVivo10 بهره گرفته شده است. یافته های حاصل از مصاحبه ها شامل 28 مفهوم اولیه، 8 خُرده مقوله و 2 مقوله اصلی است. برپایه نظرات مشارکت کنندگان، مقوله های اولویت بسترها و شرایط اجتماعی، اقتصادی و خانوادگی و بسترهای فردیت در پذیرش جدازیستی ازجمله دلایل اصلی جدانشینی همسران انتخاب شدند. دلایل این جدانشینی در بین مردان و زنان متفاوت است. مردان، بیشتر عوامل اقتصادی، شرایط شغلی و اشتیاق به تحصیل را دلیل جدازیستی خود می دانند و به نوعی بر اجبار و تحمیل شرایط تأکید می کنند، اما زنان درعین حال که شرایط شغلی و اشتیاق به تحصیل را دلیل جدازیستی خود اعلام کرده اند، به این موقعیت به چشم فرصتی برای فردیت، حفظ حریم خصوصی و استقلال خود نگاه می کنند. به نظر می رسد، جدانشینی همسران ایرانی به منزله دگردیسی و تحول در اشکال خانواده نیست، بلکه نوعی تغییر در محتوای آن است.
۲۲۳.

مسائل اجتماعی زنان، زمینه ها و استراتژی های مواجه با آن: تحلیل روایت زنان شهر سنندج

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۸۰
هدف: پژوهش حاضر با تکیه بر رویکرد برساخت گرایی اجتماعی و با اتخاذ نگاه امیک، در پی فهم زیست جهان زنان و واکاوی چگونگی برساخته شدن مسائل آنان به مثابه مسئله اجتماعی از منظر خود زنان است. اگرچه شاخص های عینی نابرابری جنسیتی در حوزه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، وضعیت زنان را در جامعه ایران و به ویژه در بستر مورد مطالعه، آسیب زا نشان می دهد، اما از منظر برساخت گرایانه، صرف وجود شرایط عینی برای تبدیل یک وضعیت به مسئله اجتماعی کفایت نمی کند. آنچه وضعیت را به مسئله اجتماعی بدل می سازد، درک، تفسیر و معنابخشی کنشگران اجتماعی به آن شرایط و احساس ضرورت برای تغییر آن است. بر این اساس، مسئله محوری پژوهش حاضر آن است که زنان شهر سنندج وضعیت های زیست شده خود را چگونه تعبیر می کنند، چه زمینه ها و منابعی را در پیدایش زیست جهان آمیخته با درد و رنج دخیل می دانند و برای مواجهه با این وضعیت ها چه راهبردهایی را اتخاذ می کنند. این پژوهش می کوشد نشان دهد که آیا تجربه های رنج آور زنان از سطح مسائل شخصی فراتر رفته و به آگاهی و کنش جمعی برای طرح آن ها به عنوان مسئله اجتماعی منجر شده است یا خیر. روش: پژوهش حاضر از نوع کیفی است و در چارچوب روش تحلیل روایت انجام شده است. تحلیل روایت این امکان را فراهم می آورد تا تجربه های زیسته و معانی برساخته شده توسط زنان، در متن اجتماعی و فرهنگی خاص خود بازخوانی و تفسیر شود. میدان پژوهش، شهر سنندج و مشارکت کنندگان شامل ۳۰ زن در بازه سنی ۲۳ تا ۵۷ سال با وضعیت های متنوع اجتماعی، اقتصادی، تحصیلی و تأهلی بودند. نمونه گیری به صورت هدفمند و با حداکثر تنوع انجام شد تا سبک های مختلف زندگی و موقعیت های متفاوت زنان در داده ها بازتاب یابد. معیار تعیین حجم نمونه، اشباع نظری بود؛ به گونه ای که پس از انجام ۳۰ مصاحبه، داده جدیدی به مفاهیم و مقوله ها افزوده نشد. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساخت یافته بود و مدت هر مصاحبه بین ۶۰ تا ۹۰ دقیقه متغیر بود. برای تحلیل داده ها از تحلیل تماتیک استفاده شد. طی فرایند تحلیل، مفاهیم اولیه استخراج و در قالب تم های فرعی و اصلی سامان دهی شدند. اعتبار داده ها از طریق بازخوانی مکرر مصاحبه ها، مقایسه مستمر مفاهیم و توجه به تنوع روایت ها تضمین شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که زیست جهان زنان مشارکت کننده عمیقاً با تجربه های درد، رنج، محدودیت و احساس نادیده گرفته شدن آمیخته است. در سطح نخست، زنان مجموعه ای از وضعیت ها را به عنوان مسائل زیست شده خود روایت کردند که در قالب هفت تم اصلی قابل دسته بندی است: کلیشه های جنسیتی، کدگذاری جنسیتی فضا، ابژه سازی و کالایی شدن بدن زنانه، تحقیر، خشونت نمادین، انکار هویت فردی و عدم تصدیق نهادی. از منظر مشارکت کنندگان، کلیشه های جنسیتی با برچسب هایی چون «جنس ضعیف»، «ناقص العقل» و «نیازمند مراقبت»، زنان را در موقعیت فرودست تثبیت می کند و زمینه ساز محدودیت های گسترده در زندگی روزمره آنان می شود. کدگذاری جنسیتی فضا، به ویژه در عرصه های عمومی و کاری، احساس ناامنی، محدودیت مکانی و زمانی و کنترل مداوم بدن و رفتار زنان را به همراه داشته است. یافته ها همچنین نشان می دهد که بدن زنانه در ادراک بسیاری از زنان، به ابژه ای جنسی و کالایی تقلیل یافته و ارزش گذاری اجتماعی زنان بیش از هر چیز بر مبنای جذابیت جسمانی تعریف می شود. تجربه های مکرر تحقیر، جدی گرفته نشدن و نادیده انگاشتن نقش زنان در تصمیم گیری های خانوادگی و اجتماعی، احساس فرودستی و بی قدرتی را در آنان تقویت کرده است. خشونت نمادین، از طریق عرف های فرهنگی، باورهای زن ستیز و قوانین نابرابر، به گونه ای عمل می کند که نابرابری ها طبیعی، مشروع و بدیهی جلوه داده می شوند. انکار هویت فردی زنان نیز از طریق گره خوردن هویت آنان با نقش های همسری و مادری و تعلیق علایق و خواست های شخصی بروز می یابد. در نهایت، عدم تصدیق نهادی در قالب تبعیض ساختاری، ناامنی شغلی، بیکاری و فقدان حمایت های قانونی، زنان را با احساس طرد و بی آیندگی مواجه ساخته است. در سطح دوم، زنان منابع و زمینه های شکل گیری این زیست جهان دردآور را در چهار مقوله اصلی شناسایی کردند: جامعه پذیری جنسیتی، متشکل نبودن زنان و باقی ماندن آنان در سطح یک رده اجتماعی، طرد نهادی و فرهنگ مردسالارانه. جامعه پذیری جنسیتی از طریق نهادینه سازی ترس، درماندگی آموخته شده و خودپنداره منفی، کنشگری زنان را تضعیف کرده است. نبود تشکل یافتگی و فقدان هویت جمعی، مانع تبدیل تجربه های فردی رنج به مطالبه اجتماعی شده است. در سطح سوم، راهبردهای مواجهه زنان با وضعیت های دردآور ناهمگون و متأثر از سن، جایگاه اجتماعی و سرمایه های فرهنگی آنان بود. زنان جوان تر و دارای جایگاه اجتماعی بالاتر بیشتر بر عاملیت
۲۲۴.

تحولات جمعیتی استان کردستان در دوره زمانی 1330-1420 و دلالت های سیاستی و توسعه ای آن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۵ تعداد دانلود : ۲۰۸
هدف: امروزه تغییرات جمعیتی به یکی از موضوعات مهم اجتماعی، اقتصادی، و سیاسی تبدیل شده است. در استان کردستان نیز، تحولاتی در حجم، نرخ رشد جمعیت، باروری و ساختار سنی و جنسی جمعیت مشاهده می شود. بررسی دقیق این تحولات و پیش بینی روندهای آینده، برای برنامه ریزی و سیاست گذاری مناسب در استان ضروری است تا بتوان از فرصت های پاداش جمعیتی به خوبی بهره برد و از اثرات منفی جلوگیری کرد. بررسی و تحلیل مشخصه های جمعیتی استان کردستان و روند تحولات آن در سال های اخیر و برآورد آن در آینده برای برنامه ریزان استان ضروری است. بنابراین در این تحقیق به دنبال پاسخ به این سؤالات هستیم. تحولات و تغییرات استان کردستان در طول زمان چگونه بوده است؟ تعیین کننده های اصلی تغییرات جمعیت کدامند؟ نقش باروری، مرگ ومیر و مهاجرت در این تغییرات استان کردستان چیست؟ دورنمای حجم و ساختار سنی جمعیت استان کردستان چگونه خواهد بود؟ باتوجه به وضعیت جاری جمعیت و چشم انداز آینده ی آن سیاست جمعیتی مناسب برای استان کردستان کدام است؟روش: تحقیق حاضر به لحاظ داده مورد استفاده یک تحلیل ثانویه است. منبع اصلی داده ها برگفته از نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن و همچنین نتایج ثبت سالانه وقایع حیاتی در سازمان ثبت احوال است. در این تحقیق در کنار استفاده ثانویه از اطلاعات با استفاده از فنون جمعیت شناختی به آینده نگری در حوزه تغییرات جمعیتی پرداخته شده و با استفاده از شاخص های جمعیت شناحتی روند تحولات جمعیت و ابعاد آن تحلیل و تفسیر شده است. داده های مورد استفاده شامل داده های جمعیت، مهاجرت، مرگ ومیر، باروری، می باشند. داده های جمعیت به تفکیک سن و جنس برگرفته از نتایج سرشماری های عمومی نفوس و مسکن استان کردستان و شهرستان های استان در مقاطع زمانی 1335، 1345، 1355، 1365، 1375، 1385، 1390 و 1395 است. داده های مهاجرت نیز از نتایج سرشماری های مذکور و اعمال روش های غیرمستقیم بدست می آید. داده های مرگ ومیر و باروری برگرفته از سازمان ثبت احوال استان، و نتایج بدست آمده از پیمایش های صورت گرفته در این حوزه ها هستند. برای بررسی مشخصه های مرتبط با ساخت و پویایی جمعیت، از سنجه ها و شاخص های مختلف جمعیتی استفاده شده و به منظور پیش بینی جمعیت با روش ترکیبی از مدل DemProj نرم افزار Spectrum استفاده می شود.یافته ها: از روش براس برای برآورد مرگ و میر بر اساس احتمال بقای فرزندان استفاده شده است. این روش بر داده های سرشماری ۱۳۸۵، ۱۳۹۰ و ۱۳۹۵ اعمال شد و امید زندگی محاسبه شد. همچنین پیش بینی امید زندگی با استفاده از معادله لجستیک صورت گرفت. نتایج نشان می دهد که امید زندگی در بدو تولد در استان از ۷۰.۱ سال در سال ۱۳۸۵ به ۷۵.۴ سال در سال ۱۴۲۰ افزایش می یابد. نرخ باروری استان کردستان از سال ۱۳۹۵ تا ۱۴۲۰ به تدریج افزایش یافته و در سال ۱۴۲۰ به ۲.۳۱ می رسد. استان دارای نرخ مهاجرت منفی است .طبق سناریوی منتخب (افزایش باروری و مهاجرت ثابت)، جمعیت استان در پایان دوره به حدود ۱.۹۱۵ میلیون نفر خواهد رسید. در دیگر سناریوها نیز با ترکیب های متفاوت باروری و مهاجرت، افزایش جمعیت تا سال ۱۴۲۰ پیش بینی می شود که بسته به شرایط باروری و مهاجرت، بین حدود ۱.۸۴ تا ۱.۹۲ میلیون نفر متغیر است.نتیجه: تغییرات اخیر در ساختار سنی جمعیت، با افزایش جمعیت سالمند و کاهش افراد در سن کار، چالش هایی را برای اقتصاد و سیستم های بهداشتی به همراه داشته است. پژوهش در استان کردستان نشان می دهد که اگر روندهای فعلی ادامه یابد، این استان با مشکلاتی نظیر سالمندی جمعیت و کمبود نیروی کار مواجه خواهد شد. با توجه به پنجره جمعیتی کشور، لازم است سیاست هایی در راستای جذب و حفظ نیروی کار و استفاده از ظرفیت های اقتصادی دوران پنجره جمعیتی تدوین شود؛ در غیر این صورت، فرصت های بالقوه از دست خواهد رفت و به بار اقتصادی تبدیل می شود.
۲۲۵.

بررسی تحولات دین داری بین نسلی؛ رویکردی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۳۴
تحولات دین داری همواره از موضوعات مهم در حوزه جامعه شناسی دین بوده است. تغییرات بین نسلی و نسبت آن با دین داری یکی از موضوعاتی است که در کشوری مانند ایران، جای بررسی و تحلیل فراوان دارد. هدف این پژوهش، بررسی گفتمان های دینی در تجربه زیسته سه نسل از شهروندان شهر کاشان است. پژوهش حاضر، از نوع مطالعات کیفی بوده که با به کارگیری روش نظریه زمینه ای انجام شده است. این پژوهش، از چارچوب مفهومی اینگلهارت، بروس و سروش بهره برده است. حجم نمونه این پژوهش 28 نفر از متولدان دهه 1330 (دوران رژیم پهلوی)، متولدان دهه 1350 (دوران انقلاب و ارزش های انقلابی) و متولدان دهه 1370 (دوران تثبیت و توسعه جمهوری اسلامی) بوده اند. براساس یافته های پژوهش، متولدان دهه 1330، دارای دین داری مرجع گرا بوده و رویکردی قطعی به مسائل دینی دارند. این نسل، دارای کدهای محوری ای همچون دین تعبدی، دین فقه گرا، دین حداکثری و سیاسی، دین سنتی و غیرسیاسی، الگوپذیری، درونی سازی و عمل گرایی، بیگانه ستیزی به مثابه مدرنیته ستیزی هستند. دین داری متولدان دهه 1350 از نوع دین داری نهاد گرا بوده و خواهان حضور دین در همه عرصه های جامعه ، و دارای کدهای محوری ای همچون دین تعبدی تقلیدی، دین مناسکی آیینی، الگوپذیری، دین حداکثری و سیاسی، عمل گرایی دینی، همبستگی نسلی، تمایزگذاری دوگانه دین و دین دار، و دین اجتماعی بوده اند. مقوله هسته ای دین داری متولدان دهه 1370، دین فردگرا با کدهای محوری دین انسانی و این جهانی، دین حداقلی، خودمرجعی دینی، عدم گرایش به دین مصلحت اندیش و اجتماعی نشده، عرفی گرایی دینی، عدم گرایش به دینِ سیاسی، تنوع طلبی و تکثرگرایی دینی، بی الگویی، و کاهش دین داری با قرائت رسمی بوده است. همچنین، برپایه یافته های پژوهش، مشخص شد که میان متولدان دهه 1330 و 1350، شکاف نسلی چندانی وجود ندارد، اما میان این دو نسل با متولدان دهه 1370، شکاف نسلی وجود دارد و مفهوم دین داری در نسل جدید، تغییر کرده و دارای رویکردی ایمانی و بی واسطه شده است.
۲۲۶.

مدل مدیریت کارآمد ناآرامی های اجتماعی براساس نقش سرمایه اجتماعی در شهر کرمان: کاربست عملی جهاد تبیین براساس منویات مقام معظم رهبری در حل مسائل اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۹
ناآرامی‌های اجتماعی به دلایل گوناگونی در هر کشوری رخ می‌دهد. هدف پژوهش حاضر بررسی درک معنایی و تفسیر دانشجویان مدیریت بحران و مسئولان ذی‌ربط به‌منظور توسعه مدل داده‌‌بنیاد مدیریت ناآرامی‌های اجتماعی با تمرکز بر نقش سرمایه اجتماعی است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و به‌لحاظ روش، توصیفی و از نظر نوع مطالعه از نوع پژوهش‌های کیفی مبتنی بر روش داده‌بنیاد است. مشارکت‌کنندگان در پژوهش را 20 نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد مدیریت بحران دانشگاه آزاد کرمان و 5 نفر از مسئولان مدیریت بحران استان کرمان را تشکیل می‌دهند. شیوه نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند می‌باشد. از مصاحبه نیمه‌ساختاریافته به‌عنوان ابزار گردآوری داده‌ها استفاده شده است. برای رسیدن به معیار قابلیت اعتماد از سه روش: کنترل یا اعتباریابی توسط اعضا، مقایسه‌های تحلیلی و استفاده از روش ممیزی بهره گرفته شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که عوامل مهم در بروز ناآرامی‌های اجتماعی شامل سرمایه اجتماعی، کارآمدی اقتصادی و پاسخگویی دولت است که عوامل زمینه‌ای همچون احساس محرومیت نسبی و التزام عملی به اسلام و عوامل مداخله‌گر مانند زیرساخت‌های مشارکتی و امید به آینده نقش دارند. همچنین، جهاد تبیین به‌عنوان راهبرد اصلی و بحران‌های اقتصادی و اجتماعی به‌عنوان پیامدهای ناآرامی‌های اجتماعی معرفی می‌شوند. نتیجه‌گیری حاکی از آن است که جهاد تبیین، با رویکرد مدیریت انقلابی و جهادی و بهره‌گیری از توانمندی‌های اعتقادی، علمی و عملی، می‌تواند سرمایه اجتماعی را تقویت و به‌عنوان ابزار مهم در مدیریت ناآرامی‌های اجتماعی و اغتشاشات مورد بهره‌برداری قرار گیرد.
۲۲۷.

تحلیل مفهوم بیگانگی در نگاه شریعتی از دو منظر ایدئالیستی و ماتریالیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۸۵
مفهوم بیگانگی علی رغم چارچوب معنایی منسجم و مشترکی که متفکران مختلف در تبیین آن به کار برده اند، از منظر هستی شناختی دارای تکثر و تنوع فراوان است و در باب چیستی آن دارای اختلاف نظرند. بااین همه، این متفکران از این مفهوم در نقد وضع موجود و تبیین وضع مطلوب استفاده می کنند. اینکه وضعیت مورد نقد، ناشی از یک تضاد ماتریالیستی میان دو طبقه یا گروه باشد یا به یک گفتمان محدود شود، مشخص کننده مبنای ایدئالیستی یا ماتریالیستی بیگانگی خواهد بود. در یک تقسیم بندی کلی می توان سورن کیرکگارد، هگل، لودویگ فوئرباخ و ماکس اشتیرنر و نیز متفکران نیهیلیست (مانند نیچه و نیز اشتیرنر) و اگزیستانسیالیست (مانند سارتر) را از کسانی دانست که به تبیین بیگانگی در بعد ایدئالیستی آن پرداخته اند. در مقابل اما مارکس و فرانتس فانون از این مفهوم در ساحت ماتریالیستی استفاده کرده اند. در میان متفکران انقلابی نیز شریعتی از مفهوم بیگانگی استفاده فراوان کرده است. بااین حال، راقم این سطور معتقد است در آرای شریعتی هم بعد ماتریالیستی و هم ایدئالیستی تعریف بیگانگی به کار گرفته شده است. این امر بعضاً با ابهامات روش شناختی شریعتی، موجب نافهمی این مفهوم یا دست کم عدم انسجام نظری تعاریف او از این مفهوم شده است. بعد ماتریالیستی مفهوم بیگانگی در آرای شریعتی، به بیگانگی فرهنگی و مسئله هضم در فرهنگ بیگانه مرتبط می شود. علت احتمالی این امر، مشهودبودن مرزهای تخاصم مادی میان فرهنگ خودی و فرهنگ بیگانه است. غلبه گفتمان وابستگی و خودبسندگی و در شق ایرانی خود، مضمون بازگشت به خویشتن، نشانه ای از آشکاربودن این مرزها است. در مقابل اما مرزهای تخاصمات طبقاتی و مادی در بطن جامعه ایران به دلیل قوام نیافته بودن نظام طبقاتی و جامعه مدنی در ایران معاصر با شریعتی، مبهم است و در همین بعد است که نظرات شریعتی در باب بیگانگی شکلی ایدئالیستی به خود می گیرد.
۲۲۸.

مدل سازی معادلات ساختاری رضایت از محیط زندگی در شهر تهران و عوامل اجتماعی مرتبط با آن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۰۸
هدف: رضایت از محیط زندگی به عنوان یکی از شاخص های اساسی کیفیت زندگی شهری، بیانگر نحوه ارزیابی ذهنی و تجربی شهروندان از شرایط زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی محل سکونت آنان است. این مفهوم، علاوه بر تأثیرگذاری بر سلامت روانی و رفاه ذهنی، نقش مهمی در پایداری اجتماعی، انسجام محله ای و موفقیت سیاست های برنامه ریزی شهری ایفا می کند. در کلان شهرهایی همچون تهران، که با چالش هایی نظیر رشد شتابان جمعیت، نابرابری فضایی، آلودگی محیطی، تراکم بالا و تنوع اجتماعی-فرهنگی مواجه اند، بررسی میزان رضایت از محیط زندگی و عوامل مؤثر بر آن اهمیت ویژه ای دارد. با وجود گسترش مطالعات جهانی در این حوزه، در ایران و به ویژه در شهر تهران، بخش قابل توجهی از پژوهش ها عمدتاً بر ابعاد کالبدی و جغرافیایی تمرکز داشته و کمتر به تحلیل جامعه شناختی این مفهوم پرداخته اند. از این رو، پژوهش حاضر با هدف سنجش میزان رضایت شهروندان تهرانی از محیط زندگی و تحلیل تأثیر عوامل اجتماعی شامل ادراک از وجود آسیب های اجتماعی در محله، مشارکت عینی، اعتماد نهادی و احساس تعلق مکانی بر آن انجام شده است تا بتواند درک جامع تری از این پدیده ارائه دهد. روش: این پژوهش از نوع کمی و با رویکرد توصیفی-همبستگی است که به روش پیمایش اجرا شده است. داده های مورد نیاز از طریق پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شد که روایی آن با استفاده از نظر خبرگان و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (82/0) مورد تأیید قرار گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه افراد بالای 18 سال ساکن در مناطق 22گانه شهر تهران در زمستان سال 1400 بوده است. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 660 نفر تعیین شد که پس از حذف پرسشنامه های ناقص، 600 مورد برای تحلیل نهایی استفاده گردید. روش نمونه گیری به صورت ترکیبی از نمونه گیری طبقه بندی شده و خوشه ای چندمرحله ای انجام شد تا نمایندگی مناسبی از پهنه های مختلف جغرافیایی شهر فراهم شود. برای تحلیل داده ها از روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) با رویکرد کوواریانس محور و با بهره گیری از نرم افزار AMOS استفاده شد. در این فرآیند، ابتدا مدل نظری پژوهش بر اساس مبانی نظری و پیشینه مطالعاتی تدوین شد. سپس، تحلیل عاملی مرتبه اول برای ارزیابی روایی سازه ها و تحلیل عاملی مرتبه دوم برای بررسی ساختار سلسله مراتبی متغیر وابسته (رضایت از محیط زندگی) انجام گرفت. در نهایت، مدل ساختاری برای آزمون فرضیه ها و بررسی روابط بین متغیرهای مستقل و وابسته مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها: یافته های توصیفی نشان می دهد که سطح رضایت از محیط زندگی در میان شهروندان تهرانی در حد متوسط رو به بالا قرار دارد. همچنین، متغیرهای احساس تعلق مکانی و اعتماد نهادی نیز در سطح متوسط با گرایش مثبت ارزیابی شده اند، در حالی که میزان مشارکت عینی شهروندان در فعالیت های اجتماعی پایین گزارش شده است. این وضعیت بیانگر آن است که اگرچه شهروندان از نظر ذهنی و نگرشی تا حدی آمادگی مشارکت دارند، اما این آمادگی کمتر به رفتار عملی تبدیل می شود. ادراک از وجود آسیب های اجتماعی در محله نیز در سطح متوسط قرار دارد که نشان دهنده آگاهی نسبی شهروندان از مسائل اجتماعی محیط زندگی شان است. نتایج تحلیل عاملی مرتبه اول نشان داد که تمامی گویه های مربوط به سازه های پژوهش دارای بار عاملی معنادار و قابل قبول هستند و ساختار اندازه گیری متغیرها از روایی مناسبی برخوردار است. همچنین، تحلیل عاملی مرتبه دوم نشان داد که رضایت از محیط زندگی به عنوان یک سازه چندبعدی، از سه بُعد اصلی شامل «سلامت»، «امور اقتصادی و اداری» و «نظافت» تشکیل شده است که هر سه بُعد سهم معناداری در تبیین این مفهوم دارند. در این میان، بُعد امور اقتصادی و اداری بیشترین نقش را در شکل گیری رضایت از محیط زندگی ایفا می کند. نتایج مدل معادلات ساختاری نشان می دهد که تمامی متغیرهای مستقل پژوهش، به جز رابطه بین ادراک از وجود آسیب های اجتماعی و مشارکت عینی، تأثیر معناداری بر رضایت از محیط زندگی دارند. در این میان، متغیر ادراک از وجود آسیب های اجتماعی در محله قوی ترین اثر مستقیم و کل را بر رضایت از محیط زندگی داشته و این اثر به صورت منفی است؛ به این معنا که افزایش ادراک از آسیب های اجتماعی، موجب کاهش رضایت از محیط زندگی می شود. همچنین، متغیرهای احساس تعلق مکانی، اعتماد نهادی و مشارکت عینی دارای اثرات مثبت و معنادار بر رضایت از محیط زندگی هستند. از دیگر یافته های مهم، وجود اثر غیرمستقیم متغیر ادراک از آسیب های اجتماعی بر رضایت از محیط زندگی از طریق متغیرهای میانجی مانند احساس تعلق مکانی است که نشان دهنده پیچیدگی روابط اجتماعی و نقش واسطه ای برخی سازه ها در تبیین رضایت محیطی است. به طور کلی، نتایج حاکی از آن است که عوامل اجتماعی نقش تعیین کنن
۲۲۹.

پیمایشی درباره دست فروشی خیابانی و ارتباط آن با برندینگ شهری (میدان مطالعه: شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۸۰
  در فرایند نابسامان گسترش شهرنشینی در ایران، پدیده هایی نظیر بیکاری، مشاغل غیررسمی و جوانی جمعیت موجب رواج روزافزون پدیده دست فروشی شده است. هدف پژوهش حاضر مطالعه این پدیده در بستر وضعیت فعلی شهر سنندج است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، رویکرد آن کمی و ماهیت داده ها توصیفی - پیمایشی از نوع همبستگی است. گردآوری داده ها نیز با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته انجام شده است. جامعه هدف تمامی افراد ساکن سنندج هستند که حداقل یکبار از دست فروش خرید کرده اند. در نهایت تعداد ۳۲۳ نمونه مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت. برای تحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری استفاده شده است و نرم افزارهای smart pls4 و Spss به کار گرفته شد. با کمک این نرم افزارها داده ها را تحلیل و میزان آلفای کرونباخ، میانگین واریانس استخراج شده بررسی شد و جهت بررسی نرمال بودن داده ها از آزمون های موجود در نرم افزار استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که این پدیده نه تنها به برند شهر لطمه ای وارد نکرده؛ بلکه حتی خود موجب ارتقای برند آن شده است. این بدان معنا است که افراد در شهرهای کوچک این پدیده را طور دیگری می نگرند و می پذیرند و آن را به مثابه طریقی برای تامین معیشت و کسب درآمد در نظر می گیرند. لذا این پدیده به رغم پیامدهای مخرب واجد مزایایی نیز برای شهر سنندج است، به شرط آنکه ملاکهایی نظیر فروش محصولات باکیفیت، عرضه کالاهای محلی و انتخاب مکان های مناسب لحاظ شود. 
۲۳۰.

جایگاه اقتصاد در گفتمان های پیشاسرمایه داری با تأکید بر دیدگاه های فخر رازی و محمد غزالی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۳۲
هدف: با این که تا عصر پیدایش سرمایه داری، دانشی مستقل با عنوان علم اقتصاد وجود نداشت، اما پدیده های مربوط به این عرصه تحت عنوان معیشت و کسب و کار، از جمله مسائل مهم و قابل توجه در دانش اجتماعی پیشامدرن بوده است. تجربیات تاریخی تفکر و اندیشه اجتماعی در جهان اسلام نشان می دهد، دو قشر موسوم به فلاسفه و فقها، نقشی پیشرو و مهم در توجه به مسائل اجتماعی و طرح بحث و نظر در این عرصه داشته اند و دو گفتمان متفاوت و البته تا حدودی مرتبط با هم در این زمینه شکل داده بودند. در پژوهش حاضر، جهت فهم جایگاه اقتصاد و مسائل و موضوعات مربوط به آن در نگاه اندیشمندان مسلمان، دیدگاه های ابوعبدالله محمد فخر رازی (544-606ق.) به عنوان نماینده قشر فلاسفه و نظرات ابوحامد محمد غزالی (450-505ق.) به عنوان نماینده قشر فقها و اهل شریعت، انتخاب و بررسی شده است. روش پژوهش: تحلیل محتوای کیفی، طبق آثار تألیفی هریک از متفکران انتخاب شده برای بررسی در این پژوهش می باشد. پژوهش در صدد پاسخ دادن به این مسأله است که دیدگاه های فخر رازی و محمد غزالی در خصوص مسائل و موضوعات اقتصادی مبتنی بر چه مبانی فکری و معرفتی بوده و اقتصاد چه شأن و منزلتی در نظام اندیشه ای آنها دارد؟ یافته ها: نتایج تحقیق در دو سطح کلی و جزئی قابل توجه است. در گفتمان های پیشاسرمایه داری، مسائل و موضوعات مربوط به اقتصاد و معیشت در چارچوب دو گفتمان اخلاقی و عقل گرای متعلق به فلاسفه و گفتمان شریعت گرا و فقهی متعلق به فقها مورد توجه قرار گرفته است. بر خلاف گفتمان های مطرح در عصر سرمایه داری که بر استقلال و اصالت امر اقتصاد تأکید دارند، در نظام های معرفتی پیشاسرمایه داری، اقتصاد و کسب و معاش به لحاظ وجودی تابع عرصه های غیراقتصادی چون اخلاق، سیاست و شریعت بوده است. نتایج جزئی نشان می دهد که فخر رازی در کتاب جامع العلوم به عنوان نماینده سنت های فلسفی رایج در نزد فلاسفه یونانی و حکمای متقدم مسلمان چون فارابی و ابن سینا، مسائل و موضوعات مربوط به اقتصاد را تابع اصول دنیوی تدبیر منزل و تدبیر مُلک و سیاست دانسته و آن را در ذیل مجموعه علوم حکمت عملی مورد بحث قرار داده است. در حالی که غزالی در کتاب احیاء علوم الدین، به نمایندگی قشر فقها و اهل شریعت، فقه را جایگزین حکمت عملی کرده و موضوعات مربوط به اقتصاد و کسب و کار را در ذیل علم فقه و شریعت و آموزه های دینی آخرت گرا مورد بحث قرار داده است. نتیجه گیری: در هر دو رویکرد گفتمانی، اقتصاد به لحاظ وجودی و معرفتی دارای جایگاه مستقل نیست و موجودیت آن تابع پدیده های غیر اقتصادی چون خانواده، شریعت و دولت است.
۲۳۱.

سنجش طبقه متوسط جدید ایران در سه بعد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۱۷۹
هدف این مقاله سنجش طبقه متوسط جدید در ایران در سه بعد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، به منظور رسیدن به تعریف موثق از طبقه متوسط جدید در ایران است. طبقه متوسط در بُعد اجتماعی با شاخص تحصیلات، مدرک گرایی و کسب آگاهی های سیاسی و اجتماعی، در بعد سیاسی با شاخص های گرایش به حکومت قانون، حمایت از آزادی بیان و عقیده، گرایش به مشارکت سیاسی، عدالت، برابری فرصت های شغلی و حقوق شهروندی و در بُعد اقتصادی توافق با وام گرفتن از خارج سنجیده شد. جامعه آماری ۱۸۳۱۶ دانشجو، تعدادی کارکنان و تعداد هشت نفر ازاستادان دانشگاه شیراز در سال تحصیلی ۱۳۹۶ بود که از میان آن ها ۳۶۲ نفر به مثابه جامعه آماری انتخاب شدند. برای تعیین پایایی همسانی درونی گروهی گویه ها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. به منظور تعیین حداکثر برازش فرضیه ها با داده های تجربی جمع آوری شده از نرم افزار ایموس و برای تعیین برازندگی گویه ها در سه بعد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. تحلیل عاملی تأییدی همه گویه ها به خوبی توانستند پیشگویی معناداری برای عامل های خود باشند، به طوری که تمامی گویه ها موجب تأیید ساختار نظری طبقه متوسط جدید گردید. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که طبقه متوسط جدید گروهی اجتماعی است که به تحصیل، حکومت قانون، آزادی بیان و عقیده، مشارکت سیاسی و پیشرفت صنعتی گرایش دارد.
۲۳۲.

گفتمان پزشکی و مناقشات امر جنسی پس از ورود مدرنیته به ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۳۷
امر جنسی در جهان سنت ماهیت ایدئولوژیک داشت و بر مبنای تعارض حوزه های عمومی و خصوصی فهم می گردید .اما با ورود مدرنیته به ایران، امر جنسی به عنوان پدیده فرهنگی و اجتماعی ، محل مناقشات گفتمانی قرار گرفت.حال مساله این است که در فرآیند نفوذ مدرنیته به ایران چه رویکردهایی با بهره گیری از گفتمان پزشکی در راستای مدیریت و کنترل امر جنسی در جامعه به مناقشات نظری پرداختند و استراتژی هر یک از  این رویکردها و گفتمانها در حل مشکلات جنسی در جامعه را چگونه می توان صورت بندی کرد؟ یافته های این پژوهش نشان می دهد که دین و مدرنیته به عنوان دو گفتمان رقیب با بهره گیری از گفتمان پزشکی به مناقشه درباره تنظیم ناهنجاری های جنسی پرداختند . این مناقشات با بیماری های مقاربتی آغاز گشت که در مواجهه با این بیماری دو گفتمان اصلی سربرآورد: گفتمان دینی که در آن تنانگی را  دال بر فساد و فحشاء و مساله ای بیگانه قلمداد می کرد و دیگری گفتمان مدرن بود که  بیماری های مقاربتی را از حوزه اخلاق و نگرش ایدئولوژیک خارج کرده و با استخدام معانی پزشکی آن را نه زیست مجرمانه ، بلکه عرصه بیماری تعبیر می کرد . هر چند پیوستگی و امتزاج دین با عرصه های سیاسی و اجتماعی در عصر قاجار نتوانست سایر رویکردها را از هژمونی گفتمان دینی برهاند اما همچنان عناصر مورد توافق دین مهمترین معانی طرد و برجسته سازی در مدیریت و کنترل بیماری های مقاربتی به شمار می آمدند .  
۲۳۳.

شاخص های عدالت اقتصادی در برنامه های پنج ساله توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی جمهوری اسلامی ایران ( 1400- 1368)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۹۱
عدالت به عنوان شکلی از قدرت نرم و مفهومی چالشی حضوری برجسته همراه با فراز و نشیب در برنامه-های پنجساله توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی در ایران دارد. برای حصول اطمینان از تحقق اهداف کمی و کیفی برنامه های توسعه از جمله تحقق عدالت نیاز به شاخص های عملیاتی است که میزان دستیابی به اهداف را نشان دهد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی شاخص های عدالت اقتصادی در برنامه های پنجساله توسعه بعد از انقلاب اسلامی انجام شده است. سئوال اصلی پژوهش این گونه مطرح شده است: در برنامه های پنج ساله توسعه چه شاخص هایی مطرح شده است؟ سئوال فرعی این است: شاخص های عدالت اقتصادی در هریک از برنامه های توسعه بر اساس چه الگوهایی حضور دارند؟ داده های پژوهش به صورت کتابخانه ای – اسنادی جمع آوری شده است. جامعه آماری پژوهش متن برنامه های اول تا ششم توسعه است. برای تجزیه و تحلیل نیز از آمار توصیفی و از تکنیک تحلیل محتوا استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد در برنامه های پنجساله توسعه از اول تا ششم شاخص های آموزش، بهداشت، اشتغال، توانمند سازی، محیط زیست با رویکرد الگوی توسعه انسانی و رشد اقتصادی،کاهش تصدی دولت، انضباط مالی، بهره وری و رقابت پذیری با رویکرد الگوی بازار آزاد و تامین اجتماعی، مسکن، ضریب جینی، فقر زدایی با رویکرد نیازهای اساسی مطرح شده اند.
۲۳۴.

بررسی عوامل مؤثر بر کاهش تولید زباله با استفاده از نظریه ی رفتار برنامه ریزی شده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۲
مقدمه: در ایران شهرنشینی سریع، توسعه اقتصادی و تغییر الگوهای مصرف منجر به افزایش تولید کلی زباله شده است. برآوردها نشان می‌دهد که میانگین تولید زباله‌ی جامد تقریباً 0.63 کیلوگرم به ازای هر نفر در روز است که بر نیاز فوری به استراتژی‌های مدیریت پسماند موثر برای مقابله با این مشکلِ رو به رشد تاکید می‌کند. اولین مرحله از سلسـله مراتـب مـدیریت جـامع پسـماند، کـاهش تولید زباله در مبـدا می­باشد که نسبت به روش های بازاستفاده و بازیافت کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف این پژوهش، بررسی عوامل مؤثر بر کاهش تولید زباله با استفاده از نظریه­ی رفتار برنامه­ ریزی شده است. روش: این پژوهش در چارچوب روش­شناسی کمی و با استفاده از روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری، افراد 15 سال و بالاتر در شهر آبادان است که 395 نفر به روش نمونه­ گیری تصادفی چند مرحله ­ای انتخاب شدند. ابزار تحقیق، پرسشنامه محقق ساخته و پرسشنامه استاندارد بوده است. جهت تعیین اعتبار پرسشنامه ­ی کاهش تولید زباله، اعتبار صوری و محتوا و جهت تعیین پایایی این پرسشنامه از روش آزمون- آزمون مجدد استفاده گردید که ضریب توافق برابر با 91/0 به دست آمد. به علاوه، جهت سنجش اعتبار پرسشنامه های هنجارهای ذهنی و کنترل رفتاری ادراک شده از اعتبار سازه به روش تحلیل عاملی تاییدی و جهت بررسی پایایی از روش آلفا کرانباخ استفاده گردید.یافته‌ها: طبق نتایج تحقیق، رابطه‌ی معناداری بین نگرش‌های زیست‌محیطی با کاهش زباله بدست نیامده است ولی رابطه­ی بین هر دو بعدِ هنجارهای ذهنی (توصیفی و تأکیدی) با کاهش زباله مثبت و معنادار است و در این میان، بعد توصیفی به مراتب قوی تر از بعد تاکیدی است. همچنین، بین کنترل رفتار ادراک شده با کاهش زباله رابطه­ ی معنا­داری وجود دارد و طی آن، بین کنترل درونی با کاهش زباله رابطه ­ی مثبت و معنا­دار و بین کنترل بیرونی با کاهش زباله رابطه ­ی منفی و معنا‌دار دیده می شود. میانگین کاهش زباله در میان افراد مجرد و متأهل و گروه­های مختلف تحصیلی دارای تفاوت معناداری است. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چندگانه نیز نشان داده است متغیرهای وارد شده در تحقیق می­توانند 20/0 واریانس متغیر وابسته کاهش تولید زباله را تبیین ­کنند. بیشترین تأثیر مربوط به هنجارهای ذهنی تأکیدی و کنترل رفتار ادراک شده بیرونی است.نتیجه‌گیری: یافته‌ها، اهمیت هنجارهای ذهنی و کنترل رفتار ادراک شده را در رفتار کاهش زباله تأیید می‌کند. تأکید ویژه بر نقش قوی‌تر هنجارهای توصیفی و تأثیر منفی کنترل بیرونی، می­تواند بینش‌های ارزشمندی برای طراحی مداخلات مؤثر در مدیریت پسماند ارائه ‌دهد
۲۳۵.

ازخودبیگانگی در عصر دیجیتال؛ بازخوانی مارکس در مواجهه با اقتصاد گیگ در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۱۱
هدف پژوهش: ظهور اقتصاد گیگ در ایران، به واسطه پلتفرم های دیجیتال، الگوی جدیدی از کار را معرفی کرده است. این پژوهش با تحلیل انتقادی، به بازخوانی نظریه ازخودبیگانگی کارل مارکس در بستر اقتصاد گیگ ایران می پردازد. اینکه ابعاد چهارگانه ازخودبیگانگی، چگونه در شرایط کار پلتفرمی بازتولید یا دگرگون می شوند و خلاءهای قانونی و نظارتی چه نقشی در تشدید این تجربیات ایفا می کنند.روش پژوهش: این تحقیق با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل اسنادی انجام شده است. برای گردآوری داده ها، اسناد حقوقی و قراردادهای کاربری پلتفرم های کلیدی ایرانی (اسنپ، تپسی و آچاره)، گزارش های رسانه ای و پژوهش های علمی مرتبط به صورت هدفمند انتخاب شدند. داده های مستخرج، با بهره گیری از تحلیل محتوای کیفی تحلیل شدند.یافته ها: یافته ها نشان می دهد که ساختار حقوقی و عملیاتی پلتفرم ها به طور نظام مند به تشدید ازخودبیگانگی دامن می زنند. بیگانگی از محصول از طریق سلب اختیار کارگران گیگ در قیمت گذاری و مصادره قانونی داده های تولیدی به عنوان دارایی شرکت رخ می دهد. بیگانگی از فرآیندِ کار، محصولِ کنترل الگوریتمی فراگیر، نظارت دائمی و مجازات های خودکار است که فعالیت کاری را به انقیادی بی اختیار تقلیل می دهد. بیگانگی از ذات انسانی، با سلب حقوق بنیادین کار (مانند بیمه و امنیت شغلی)، کار را به ابزاری صرفاً برای بقا بدل می کند. در نهایت، اتومیزه شدن نیروی کار و تضعیف همبستگی از طریق رقابت الگوریتمی، به بیگانگی از دیگران منجر می شود. خلاءهای قانونی و نظارتی، به ویژه در تعریف رابطه استخدامی و حکمرانی داده، به عنوان بستر اصلی این مناسبات استثمارگرانه عمل می کنند.نتیجه گیری: اقتصاد گیگ در ایران، نه یک گسست، بلکه تداوم و تشدید منطق سرمایه داری در عصر دیجیتال است که با بهره گیری از ابزارهای فناورانه و خلاءهای حقوقی، اشکال نوینی از بیگانگی را بر کارگران تحمیل می کند.
۲۳۶.

تحلیل جامعه شناختی عوامل جذب کننده و بازدارنده دولت در مشارکت اجتماعی شهروندان برای پایداری محیط زیست شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۲۷
هدف : پژوهش حاضر، بررسی نقش عوامل جذب کننده و یا دفع کننده دولت در مشارکت اجتماعی شهروندان برای حفظ محیط زیست شهری است. با توجه به روند فزاینده شهرنشینی و پیچیدگی مسائل زیست محیطی در کلان شهرها، ضرورت مطالعه علمی در این حوزه بیش از پیش احساس می شود. روش شناسی پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با ۲۴ نفر از صاحب نظران و متخصصان حوزه محیط زیست شهری گردآوری شد. مشارکت کنندگان به صورت هدفمند انتخاب شدند و نمونه گیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که پدیده محوری «اضمحلال کارکردی» در مدیریت محیط زیست شهری، ناشی از اقدامات ناکارآمد، غیرکارشناسی و مقطعی دولت است؛ به گونه ای که این اقدامات نه تنها به بهبود وضعیت محیط زیست منجر نشده، بلکه موجب کاهش مشارکت اجتماعی، تضعیف سرمایه اجتماعی و احساس تعلق شهروندان به منابع و ثروت های ملی شده است. همچنین، یافته ها بیانگر آن است که نقش دولت در آسیب به محیط زیست شهری، چه از طریق اعطای امتیاز به بخش خصوصی و چه در زمینه ضعف مدیریت و نظارت، بیش از نقش شهروندان بوده است. اصالت / ارزش افزوده علمی: بازنگری در سیاست های مدیریت شهری با تأکید بر مشارکت واقعی شهروندان، شفافیت، پاسخگویی و تقویت سرمایه اجتماعی، پیش نیاز تحقق توسعه پایدار و حفاظت از محیط زیست شهری است .
۲۳۷.

کووید-19 و بازآفرینی تعاملات قومی: پدیدارشناسی زیست جهان پساکووید قوم لک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۸۵
زمینه و هدف: قوم لک یکی از اقوام ایرانی است که اعضای آن تا پیش از مواجهه با همه گیری کووید-19، فرم و محتوای قومی تعاملات خود را تا حد چشم گیری حفظ کرده بودند، اما فاصله گیری اجتماعی ناشی از شیوع بیماری کووید-19، تغییراتی در کمّیت و کیفیت تعاملات مذکور به بار آورد. هدف تحقیق حاضر، درک پدیدارشناسانه زیست جهان پساکووید بخشی از قوم لک (ساکن در شهرستان بروجرد) بوده است. روش و داده ها : روش تحقیق، پدیدارشناسی توصیفی موستاکاس بوده و تعداد 16 نمونه به صورت هدفمند، و تا اشباع نظری انتخاب شده که با آنان مصاحبه عمیق صورت گرفته است. همچنین از 10 مشاهده مشارکتی استفاده شده است. یافته ها: در نتیجه کدگذاری سازه مفهومی «بازآفرینی تعامل قومی» شامل 8 خوشه اصلی است که عبارتند از: 1) فهم نیاز به تعامل/اجتماع، 2) فهم عاملیت انسانی، 3) فهم معنای جدید تعامل، 4) فهم معنای جدید اجتماع، 5) فهم معرفت علمی-عقلانی، 6) فهم آزادی در پیوستگی، 7) فهم عاملیت ناانسانی، و 8) فهم معنای جدید هویت. بحث و نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که دگرگونی سازنده ای در تعاملات قومی جامعه هدف روی داده و نقش عاملیت انسانی و ناانسانی در این دگرگونی برجسته شده است؛ بدین معنا که فرد پیش از مواجهه با کووید-19، برای حضور در «اجتماعی از پیش موجود» «توسط اعضای پیشین اجتماع» «به صورت اجباری» و «لزوماً با قرار گرفتن در میان جمع» و «با ارجاع به ذخیره دانشی از پیش موجود و وحدت گرای سنتی» «اجتماعی شده است»، حال آن که، مواجهه با کووید-19 به عنوان یک عامل ناانسانی سبب شده که او برای حضور در «اجتماعی خودساخته»، «توسط خودش» «به صورت خودخواسته» و «در انزوا و به دور از جمع و با تکیه بر فردیت خود» و «با ارجاع به ذخیره دانشیِ علمی-شخصیِ بازاندیشانه و کثرت گرا»، «خود را بازاجتماعی سازد.» پیام اصلی: دگرگونی تعاملات قومی ناشی از مواجهه با مخاطره کووید-19، در آگاهی فرد به معنای درک نیازش به ارتباط با دیگران است. به عبارت دیگر، مواجهه با مخاطره و انزوای اجباری فیزیکی- اجتماعی ناشی از آن، نیاز فرد به «با دیگران بودن» را برای او آشکار ساخته است. 
۲۳۸.

لزوم اجرای فرامین رهبری در مقابله با فساد اقتصادی در الگوی حکمرانی اقتصادی شهید رئیسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۶
زمینه و هدف: شهید در دوران ریاست خود بر قوه قضائیه، با الهام از فرامین مقام معظم رهبری (مدظله العالی) و تأکید بر بیانیه گام دوم ، رویکردی قاطع، نظام مند و مبتنی بر عدالت در مقابله با مفاسد اقتصادی اتخاذ کردند. هدف این پژوهش، تبیین ابعاد و مضامین رویکردهای ایشان در حکمرانی اقتصادی با تمرکز بر مبارزه با فساد و اصلاح ساختارهای ناکارآمد است.روش شناسی: این پژوهش به شیوه کیفی و با بهره گیری از روش تحلیل مضمون انجام شده است. داده ها از ۱۶ سخنرانی شهید رئیسی در فاصله سال های ۱۳۹۸ تا ۱۳۹۹ گردآوری شده که در جلسات شورای عالی قوه قضائیه، دیدارهای نخبگانی، همایش های ملی و نشست های رسمی ایراد گردیده اند. مضامین کلیدی بیانات ایشان استخراج و در سه سطح مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر تحلیل شده است.یافته ها: نتایج تحلیل ها نشان می دهد که رویکرد شهید آیت الله رئیسی در دو بُعد کلی قابل تبیین است: نخست، اصلاح ساختارهای اقتصادی و حکومتی با تأکید بر شفاف سازی فرآیندها، تقویت استقلال اقتصادی و مقابله با رانت. دوم، اجرای دقیق بیانیه گام دوم انقلاب از طریق ارتقای شفافیت، پیاده سازی فرمان هشت ماده ای رهبری، برخورد قاطع با مفسدان و ایجاد هماهنگی میان قوا. در مجموع، ۲۳ مضمون پایه، ۱۵ مضمون سازمان دهنده و ۵ مضمون فراگیر شناسایی شد.نتیجه گیری: مقابله کارآمد با مفاسد اقتصادی نیازمند اجرای عملی فرامین رهبری، اصلاح بسترهای فسادزا، گسترش نظارت و شفافیت است. تحقق این امر با عزم جدی مسئولان، هماهنگی نهادها و اجرای عدالت بی مصلحت می تواند اعتماد عمومی را ارتقا داده، عدالت اقتصادی را تقویت و بستر حکمرانی اقتصادی سالم تر را فراهم آورد.
۲۳۹.

تحلیل جامعه شناختی بر سبک زندگی دختران شاغل مجرد(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۵۵
این پژوهش با هدف تبیین جامعه‌شناختی سبک زندگی دختران شاغل با وضعیت «تجرد قطعی» در شهر تهران طراحی شد. روش تحقیق، کیفی و مبتنی بر نظریه زمینه‌ای استراوس و کوربین (۱۹۹۸) انتخاب گردید و با استفاده از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته، داده‌ها از ۲۴ زن مجرد شاغل ساکن تهران جمع‌آوری شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از کدگذاری‌های باز، محوری و انتخابی انجام شد که درنهایت منجر به شناسایی چهار مقوله اصلی گردید: شرایط علّی (رضایتمندی اقتصادی و شغلی)، شرایط زمینه‌ای (نقش خانواده و سرمایه فرهنگی)، شرایط مداخله‌گر (محدودیت‌های ساختاری و فشار اجتماعی) و راهبردها (مدیریت فراغت، شبکه‌سازی اجتماعی و تقویت معنویت). نتایج پژوهش نشان می‌دهد که این گروه از زنان، درحالی‌که از آزادی‌های شغلی و استقلال مالی برخوردارند، نگرانی‌های عمیقی نسبت به‌ تنهایی در آینده، نابرابری‌های جنسیتی و برچسب اجتماعی دارند. تعامل این مقولات، الگوی «سبک زندگی نوین تجردی مبتنی بر رضایت و نگرانی» را شکل می‌دهد؛ به‌گونه‌ای که رضایت از خودمختاری فردی، همراه با دغدغه‌های روانی و اجتماعی است.
۲۴۰.

سنجش سرمایه اجتماعی و فرهنگی با تأکید بر تمایل به سکونت در فضاهای شهری؛ مطالعه موردی محله امیرآباد شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۵۶
رابطه انسان و مکان و احساس تعلق مکانی و اجتماعی به فضاهای شهری یکی از مهم ترین محورهای پژوهشی در انسان شناسی و جامعه شناسی شهری بوده است. انتخاب محل زندگی و سکونت در قلمرو شهری و کیفیت ارتباط با فضای انتخاب شده و حفظ رابطه با فضا یا ترک فضا تحت تأثیر عوامل مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و ...است. در تحلیل انتخاب محل زندگی عمدتاً غلبه با رویکردهای اقتصادمحور بوده و به نقش تعیین کننده این مؤلفه تأکید شده است. بدون شک اهمیت عنصر اقتصاد و سرمایه اقتصادی در انتخاب محل زندگی را نمی توان ناد؛یده گرفت اما عاملی که امکان ماندن و تداوم زیست در محل انتخاب شده را فراهم نموده و با ایجاد حس تعلق و دلبستگی به مکان، امکان کندن از فضا را دشوار و سخت می کند عوامل اجتماعی و فرهنگی هستند که در فضا و مکان زیست افراد تولید و بازتولید می شوند. در مقاله حاضر تلاش شده است با الهام از رویکرد نظری بوردیو ساختارهای اجتماعی مؤثر در تصمیم گیری عاملان انسانی در انتخاب محل زندگی و تمایل به سکونت در منطقه 6 شهر تهران بررسی شود. میدان مطالعه محله امیرآباد شهر تهران بود که با استفاده از روش پیمایش و تحلیل معادلات ساختاری، روابط بین متغیرهای سرمایه اجتماعی، سرمایه فرهنگی، سبک زندگی و تمایل به سکونت در محله مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از مطالعه نشان داد انتخاب محل سکونت نه تنها نتیجه عوامل ساختاری مانند امنیت، سرمایه اجتماعی و امکانات محلی بوده، بلکه متأثر از کنش های فردی و تصمیمات روزمره آن ها در ارتباط با سبک زندگی و فراغت نیز می باشد و عادت واره های سبک مصرف و سبک فراغت نقش تعیین کننده ای در انتخاب و محل زندگی شهروندان دارند. 

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان