درخت حوزه‌های تخصصی

جامعه شناسی

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۱۸٬۰۷۷ مورد.
۱۲۱.

موانع فردی و اجتماعی نیکوکاری از دیدگاه قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۲۱
شیوه حل مسائل اجتماعی و عمومی یکی از موضوعات اولویت دار در حوزه ی پژوهش های کاربردی است. نیکوکاری از جمله مفاهیم ارزشمندی محسوب می شود که در آموزه های دینی، به ویژه در قرآن کریم، مورد توجه و سفارش قرار گرفته است. به صراحت قرآن کریم، مؤمنان واقعی کسانی هستند که همواره می کوشند خود را به صفات احسان و نیکوکاری آراسته سازند. نیکوکاری که انجام یک فعل خیر است، مصادیق بسیار گسترده ای دارد و در منابع اسلامی از آن با عنوان «احسان» یادشده است. نمونه هایی از این مصادیق شامل کمک های مالی و مادی و همچنین ساخت بناهای عمومی و عام المنفعه است؛ ازاین رو مفهوم نیکوکاری کارکردهای فراوانی در زمینه های فردی، اجتماعی، فرهنگی و معنوی دارد. بااین حال، همواره مسائلی وجود دارند که مانع انجام کار خیر می شوند. این عوامل بازدارنده گاه جنبه فردی و گاه جنبه ی اجتماعی دارند. یافته های پژوهش نشان می دهد که در آموزه های دینی به ویژه قرآن کریم، عواملی مانند بخل، تکبر و فرومایگی به عنوان موانع فردی نیکوکاری معرفی شده اند و عواملی مانند تعریف نادرست نیکوکاری، عدم وجود فرهنگ اعتماد در بین افراد و نهاده ای جامعه، اختلافات و تفرقه های اجتماعی و دینی به عنوان موانع اجتماعی معرفی شده اند. در مقاله ی حاضر این مسئله به عنوان یک پرسش اساسی، با استناد به قرآن کریم مورد کاوش قرارگرفته است. پژوهش پیش رو با بررسی منابع کتابخانه ای و به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و هدف آن، بررسی موانع اجتماعی و فردی نیکوکاری از دیدگاه قرآن است
۱۲۲.

مطالعه جامعه شناختی کیفیت مطالبه گری اجتماعی در بین شهروندان سنندج

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۴۴
هدف: مقاله حاضر سعی در تبیین این مسأله را دارد که مطالبات اجتماعی شهروندان سنندجی در راستای حل مشکلات در حوزه خدمات شهری به چه صورت بوده است و چه مؤلفه ها و شرایطی در شکل گیری مطالبه اجتماعی شهروندان یا عدم آن نقش داشته است.. در تحقیق حاضر چگونگی مطالبات اجتماعی در حوزه خدمات شهری در سنندج با بهره گیری منظومه ای از سازه های مفهومی/ نظریِ مرتبط از جمله مفاهیم کنش، بوروکراسی، عادت واره، میل به پیشرفت، سود-زیان، مطالبه اجتماعی، دلزدگی و حقوق شهروندی مورد بررسی قرار گرفتروش: جهت نیل به هدف تحقیق از روش تحلیل مضمون (به مثابه روش) بهره گرفته شد. مشارکت کنندگان شامل آن دسته از شهروندان سنندجی است که در سال 1403 در شهر سنندج زندگی می کردند و بیش از ده سال سابقه سکونت داشتند. جهت انتخاب نمونه ها از روش نمونه گیری هدفمند استفاده گردید. انتخاب نمونه ها نیز با رعایت تنوع در پایگاه اجتماعی و اقتصادی، طیف های سنی، رشته تحصیلی و تمایل بیشتر به همکاری در پژوهش، انجام گردید. برای گردآوری داده ها از تکنیک مصاحبه کیفی عمیق به شیوه نیمه ساخت یافته استفاده گردید و با 38 نفر مصاحبه به عمل آمد. سپس مصاحبه ها با استفاده از نرم افزاز maxqda و تکنیک های کدگذاری مورد تحلیل قرار گرفتند. در راستای تحلیل داده ها از مدل استربرگ و دپوی و گیتلین بهره گرفته شد. براساس این مدل، داده ها در شش مرحله مدیریت داده ها، ساخت و تدوین مضمون ها ، گروه بندی مضمون ها در سطوح بالاتر انتزاع،  ترسیم داده ها، کشف معانی و تم های زیرین یا توسعه تحلیل و اشباع تماتیک تحلیل شدند.یافته ها: یافته های تحقیق دربرگیرنده 35 مفهوم بود که در 11 مضمون طبقه بندی شدند. مضمون های به دست آمده نیز در سه مضمون اصلی دسته بندی شدند؛ این مضامین حکایت از آن دارند که از یک سو، عدم آموزش مطالبه اجتماعی در نهاد خانواده و نهاد آموزش و پرورش، فرایندهای بوروکراتیک طولانی و ناکارآمد و همنوایی اجتماعی منفی مانع شکل گیری زمینه های مطالبه اجتماعی در حوزه خدمات شهری شده اند (انسداد ساختاری) و از سوی دیگر، احساس نیاز و تمایلی در زمینه حل مشکلات حوزه خدمات شهری یا ارتقای آن شکل نگرفته است و در نظام فکری مردم باور به تغییر به واسطه مطالبه اجتماعی جایگاهی ندارد (فقدان عادت واره مطالبه اجتماعی). چنین شرایطی موجب شده است که شهروندان سنندجی در حوزه خدمات شهری مطالبه اجتماعی نداشته اند.نتیجه گیری: این نتیجه بیانگر آن است که در شکل گیری عدم مطالبه اجتماعی در حوزه خدمات شهری عوامل ساختاری و عاملیتی نقش دارند. بنابراین مطالبه اجتماعی نه صرفاً امری عاملیتی است و نه صرفاً امری ساختاری، بلکه دربرگیرنده هر دو بُعد کنش می باشد. دیگر نتیجه تحقیق حکایت از آن دارد که در جامعه سنندج انسداد ساختاری و بوروکراسی بیمار منجر به شکل گیری دلزدگی در سازمان های بوروکراتیک شده است که می توان آن را دلزدگی بوروکراتیک نامید.
۱۲۳.

شیوه های بهره گیری از نظریه در پژوهش های جامعه شناسی؛ مروری نظام مند برای شناسایی چالش ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۳۶
موضوع این تحقیق ناظر بر شیوه های بهره گیری دانشجویان جامعه شناسی از نظریه در پژوهش بوده و با هدف شناسایی چالش ها در این خصوص انجام شده است. مطالعه حاضر با اتکا به مرور نظام مند 176 پژوهش در رشته جامعه شناسی و در بازه زمانی 1400-1391، به این نتیجه دست یافت که چالش های موجود را می توان ذیل چهار محور خلاصه کرد: 1) اختلال در نسبت یابی تحلیلی (اشتباه در انتخاب نظریه)؛ 2) ضعف در درک، تفسیر و تطبیق مفاهیم نظری (ناتوانی در پردازش نظریه)؛ 3) اختلال در فاصله گذاری تحلیلی با نظریه (باور قلبی به صادق بودن نظریه)؛ 4) تحمیل پیش فرض نظری به واقعیت (تمایل قلبی به صادق بودن نظریه). یافته ها گویای آن است که این مشکل به ساختارهای آموزشی و فرهنگی مسلط بر تولید علم در کشور باز می گردد؛ اگرچه بخش اندکی از آن را می توان به مهارت های فردی نیز نسبت داد. از این رو، برای عبور از وضع موجود نیازمند تحول در سه سطح راهبردی هستیم: 1) تحول در گفتمان نظریه پردازی؛ 2) بازآرایی نهادی نظام آموزش عالی؛ 3) تقویت تربیت نظری دانشجو. دستیابی به چنین افق هایی نیز تنها از مسیر تقویت اراده جمعی در دانشگاه، بازاندیشی در سنت های رایج و تقویت روحیه گفت وگوی انتقادی ممکن است. در غیراین صورت، بهره گیری از نظریه در میان بخشی از جامعه دانشگاهی همچنان در سطحی نمایشی، صوری و غیرمولد باقی خواهد ماند.
۱۲۴.

نگاهی انتقادی به قضایی سازی و تحریف جهان زیست خانواده ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۷۱
خانواده در ایران کش وقوس های فراوانی را از سر گذارند. خانواده ایرانی از زمان تصویب قانون خانواده در سال 1310 تا تشکیل دادگاه های خانواده در سال 1391، همواره موضوع سیاستگذاری دولت قرار گرفت و خودبنیادی اش برای حل مسائلش به تدریج رو به تحلیل گذاشت. این روند از ساخت فرایندی حکایت دارد که قضایی سازی نامیده ایم. قضایی سازی ضمن همدستی با دو رسانه پول و قدرت توانست مناسبات فرهنگی پیرامون ازدواج را به حقوق قضایی فردی و مراسمات کالایی بدل کند و تا امروز به تحریف جهان زیست خانواده ایرانی کمر بندد. مطالعه حاضر در صدد است تا نشان دهد که چگونه قضایی سازی موجبات تضعیف پیوندهای جمعی را در عرصه خانوادگی فراهم آورده و از طریق ایجاد سازوکارهای قضایی حول مناسبات فرهنگی خانواده ایرانی به کالایی شدن و تورم قضایی آن منجر گردد. روش مطالعه حاضر، روش عینیت بخشی دیالکتیکی یورگن هابرماس بوده و با تکنیک کتابخانه ای به تحلیل انتقادی فرایند قضایی سازی پرداخته است. نتایج نشان می دهد که قضایی سازی به شکل مستقیم و غیرمستقیم پیامدهای هزینه باری را به خانواده ایرانی تحمیل کرده است که کالایی شدن مناسبات پیرامون ازدواج، افزایش اختلافات خانوادگی و رواج طلاق، گسترش دامنه شروط ضمن عقد، رشد بازار مشاوره و چرخه ارجاع، و رواج گرایش به روابط آزاد خارج از ازدواج از این جمله اند.
۱۲۵.

عوامل مؤثر بر نگرش جوانان به همباشی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۴۶
هدف مقاله حاضر، شناخت نگرش جوانان ایرانی به همباشی یا زندگی مشترک بدون ازدواج و بررسی عوامل تعیین کننده آن با استفاده از تحلیل ثانویه داده های پیمایش ملی ارزش ها و نگرش های جوانان کشور در سال ۱۳۹۹ است. تعداد نمونه بررسی شده شامل ۱۱۵۷۳ نفر از جوانان ۱۸ تا ۳۵ سال ساکن در مناطق شهری و روستایی در ۳۱ استان کشور است. یافته ها نشان داد که بیشتر افراد بررسی شده مخالف همباشی بوده اند و درمقابل، حدود ۱۵درصد پاسخ گویان نگرشی موافق به سبک زندگی همباشی داشته اند. همچنین براساس یافته ها، افراد دارای نگرش موافق به همباشی را مردان، افراد بدون همسر، در سنین 23-18 سال، غیرشاغل، فارس زبان و ساکن شهرها تشکیل می دهند. نتایج تحلیل رگرسیون رتبه ای نشان داد که نگرش به همباشی به طور معناداری متأثر از عوامل جمعیتی، شامل جنسیت، سن، وضعیت تأهل، قومیت، مذهب و محل سکونت است. به علاوه، وضعیت اقتصادی خانوار، نگرش به ازدواج، معاشرت با جنس مخالف و مصرف کالاهای فرهنگی، رابطه مثبت و نظارت و انسجام خانوادگی رابطه منفی با نگرش به همباشی داشته اند؛ بدین ترتیب، یکی از چالش های فراروی ازدواج و تشکیل خانواده در دهه های پیش رو افزایش زندگی های همباشی خواهد بود.
۱۲۶.

رابطه تجربه دوستی قبل از ازدواج با نگرش به طلاق: مطالعه زنان متأهل شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۵۴
روند صعودی بی ثباتی و ناپایداری نهاد خانواده، یکی از مسائل مهم جامعه است و نیاز به بررسی دارد. هدف از انجام این پژوهش، بررسی رابطه میان متغیرهای تجربه دوستی، تعلق عاطفی، تمایل به تنوع طلبی، بی اعتمادی با نگرش به طلاق در میان زنان متأهل است. تحقیق حاضر یک پیمایش مقطعی بوده و دارای ماهیت توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری شامل زنان متأهل 39-20ساله ساکن شهر تهران در مناطق سه، سیزده و شانزده است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 383 نفر برآورد شد. شیوه نمونه گیری ترکیبی از روش های طبقه بندی چندمرحله ای و تصادفی ساده بود.نتایج یافته های تحقیق نشان داد که متغیرهای تجربه دوستی، تعلق عاطفی، تمایل به تنوع طلبی، بی اعتمادی و وضعیت اشتغال به ترتیب بیش ترین تأثیر را بر نگرش مثبت به طلاق داشته اند. متغیر تعلق عاطفی تأثیر منفی و متغیرهای تمایل به تنوع طلبی، بی اعتمادی و وضعیت اشتغال تأثیر مستقیم بر نگرش مثبت به طلاق داشتند؛ اما متغیر تجربه دوستی علاوه بر تأثیر مستقیمی که بر نگرش مثبت به طلاق دارد، ازطریق غیرمستقیم و ازطریق تأثیر بر متغیرهای تعلق عاطفی، بی اعتمادی و تمایل به تنوع طلبی در نگرش مثبت به طلاق بسیار اثرگذار است. این یافته، از سویی سرنخ هایی برای نهادهای فرهنگی- تربیتی در ارتباط با آگاهی بخشیدن به نوجوانان و جوانان_ و اصلاح الگوهای تعاملی با جنس مخالف_ فراهم می کند و از سوی دیگر، تأمین خدمات مشاوره ای را برای زوجینی تأکید می کند که به دلیل سوابق نامناسب قبلی، زندگی مشترک آن ها در معرض خطر است.
۱۲۷.

بازنمایی نقش فرشته در پرده های نقاشی قهوه خانه ای و نگارگری معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۵۰
پژوهش حاضر به تحلیل تأثیر مولفه های دینی بر بازنمایی نقش فرشته در نقاشی  قهوه خانه ای و نگارگری دوران معاصر در ایران می پردازد. ضرورت پرداختن به این موضوع از اهمیت نمادگرایی به عنوان یکی از موثرترین ابزارهای انتقال معنا نشأت می گیرد که همواره مورد توجه هنرمندان اسلامی بوده است. در عرف عام جوامع اسلامی، فرشتگان موجوداتی تخیلی هستند که در ادبیات، افسانه ها و داستان های ملی و مذهبی مردمان این جوامع  به انحا مختلف بازنمایی شده اند. از این رو تصاویر و نقاشی های فرشتگان حاوی رمزگان و دلالت هایی اند که معرف شیوه های اندیشیدن آدمیان در برهه های متفاوت در باب موجودات آسمانی هستند. پژوهش حاضر در صدد است گونه های مختلف تصاویر فرشتگان در نقاشی های قهوه خانه ای و نیز در نگارگری ایرانی در دوران معاصر را با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی مطالعه کند. میدان مطالعه مشتمل است بر پرده های نقاشی قهوه خانه ای مربوط به دوره قاجار و پهلوی اول موجود در موزه ها و نیز آثار نگارگری معاصر که نقش فرشته را بازنمایی کرده اند. انتخاب این آثار بر مبنای سه ملاک «حضور آشکار یا نمادین نقش فرشته در اثر»، «اصالت اثر» و «تنوع زمانی و مکانی برای پوشش دگرگونی های تاریخی فرهنگی» انجام گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که به لحاظ ظاهری، فرشته های اسلامی نمایی انسان گونه، واقع گرا و با خصوصیاتی معمول دارند اما هنرمند، جز در دوره هایی خاص، برای آنان جنسیت قائل نشده است. فرشته ها از این حیث در هاله ای مقدس بازنمود یافته اند. فرشتگان نمایی از درون انسان را به نمایش می گذارند و انسان را در جدال با نفس خویش یاری می کنند. در برخی آثار، فرشته ها در نقش فرشته عدالت اکثرا با چشمانی بسته و شمشیر به دست نمایانده شده و همیشه در حال نبرد با نیروی شر می باشند، اما در برخی آثار نیز آنان به صورت زنان جوانی نمایش داده شده اند. نتایج همچنین حکایت از آن دارد که با وجود تقدس فرشته و جایگاه آن در تمامی ادیان، بازنمایی نقش فرشته در جهان بینی اسلامی متناسب با فضای حاکم و نیز رویکردهای هنری هر دوره دچار تحول شده است و به تدریج جنبه قدسی فرشته کم رنگ شده و وجوه مادی و انسانی آن برجسته  شده است.
۱۲۸.

بررسی تأثیر وقفه های کاری بر بهزیستی با نقش میانجی نشخوار فکری در کادر درمان صنعت پزشکی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۹
مقدمه: در نتیجه نفوذ گسترده فناوری های نوین به ویژه اینترنت و تلفن همراه در زندگی کارکنان، وقفه های کاری به چالشی مهم در سازمان ها تبدیل شده اند. ایمیل، پیامک، تماس های تلفنی و غیره، برخی از شایع ترین زمینه های شکل گیری وقفه های کاری هستند که کارکنان را از وظایف کاری معمول شان منحرف می سازند. حسب شواهد، وقفه های کاری پیامدهای منفی زیادی بر سازمان دارند. وقفه های کاری در همه سازمان ها اتفاق می افتند اما در صنعت پزشکی از حساسیت بیشتری برخوردارند. بدلیل شیوع وقفه­ های کاری در بین کارکنان سازمانها در ایران، این پژوهش تلاش کرده است اثر وقفه‌های کاری بر بهزیستی با نقش میانجی نشخوار فکری را در کارکنان صنعت پزشکی بررسی کند. روش: نوع تحقیق بر اساس هدف، کاربردی و بر اساس روش و نحوه گردآوری داده ها، پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل کلیه کادر درمان بیمارستان شهید چمران تهران (مرکز تخصصی دندان‌پزشکی شهید فخری‌زاده) به تعداد 305 نفر می‌باشد که 260 نفر از آنان به روش احتمالی تصادفی ساده انتخاب شدند. جهت سنجش بهزیستی، نشخوار فکری و وقفه های کاری به ترتیب از پرسشنامه‌های بهزیستی کارول ریف (1989)، نشخوار فکری نولن- هوکسما و مارو (1991) و وقفه‌های کاری یو و لی (2007) استفاده شد. این پرسشنامه ها در تحقیقات پیشین تعیین اعتبار شده و در شرایط جامعه ایران مورد استفاده قرار گرفته اند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از مدل معادله ساختاری در نرم افزار Amos استفاده گردید. یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که وقفه‌های کاری با ضریب 51/0 بر بهزیستی تأثیر معنادار دارد و با ضریب 04/0- بر نشخوار فکری تأثیر معنادار ندارد. نشخوار فکری با ضریب تأثیر 19/0- بر بهزیستی تأثیر معنادار داشته است. همچنین نشخوار فکری رابطه وقفه‌های کاری و بهزیستی کادر درمان بیمارستان شهید چمران تهران (مرکز تخصصی دندان‌پزشکی شهید فخری‌زاده) را میانجی‌گری نمی‌کند. مربع ضریب همبستگی چندگانه نشان می دهد که وقفه‌های کاری و نشخوار فکری به میزان 31 درصد، واریانس متغیر وابسته بهزیستی را تبیین می کنند. نتیجه‌گیری: با استناد به یافته های تحقیق، نتیجه گیری پژوهش این است که وقفه‌های کاری با فعال کردن عاطفه مثبت با توجه به ماهیت شغلی کادر درمان، باعث ارتقای بهزیستی می‌شود. کادر درمان به وقفه‌های متعدد و مکرر در محیط کاری خود عادت کرده‌اند و از این جهت استرس زیاد و نشخوار فکری را برای آنها به همراه نخواهد داشت و همین عامل تبیین‌کننده عدم وجود نقش میانجی نشخوار فکری در رابطه وقفه‌های کاری و بهزیستی کادر درمان می‌باشد.
۱۲۹.

رابطه پایگاه اقتصادی اجتماعی با سلامت اجتماعی سالمندان شهر تهران با میانجی گری حمایت اجتماعی خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۶ تعداد دانلود : ۲۴۰
پژوهش حاضر رابطیه بین پایگاه اقتصادی اجتماعی و سلامت اجتماعی سالمندان را با تأکید بر نقش میانجی گری حمایت اجتماعی خانواده بررسی می کند. برای این منظور از ترکیبی ازنظریه های علل زیربنایی لینک و فلان، نظرییه سلامت اجتماعی کییز و حمایت اجتماعی برکمن و سیم استفاده شده است. روش تحقیق پیمایش است و نمونیه آماری 400 نفر از سالمندان مناطق توسعه یافته، متوسط و کم برخوردار شهر تهران هستند که با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده اند. داده ها با استفاده از نرم افزار ایموس تحلیل شده و یافته ها حاکی از این است که سلامت اجتماعی پاسخ گویان با میانگین 41.24 بالاتر از حد متوسط و حمایت اجتماعی خانواده با میانگین 35.02 پایین تر از حد متوسط است. اگرچه تفاوت معناداری در سلامت اجتماعی زنان و مردان سالمند وجود ندارد؛ اما سالمندان متأهل در مقایسه با سالمندان مجرد از سلامت اجتماعی بیشتری برخوردارند. همچنین زنان سالمند از مردان سالمند و سالمندان متأهل در مقایسه با سالمندان مجرد از حمایت خانوادیه بیشتری برخوردار هستند. از میان مؤلفه های پایگاه اقتصادی اجتماعی، دارایی با 0.690درصد بیشترین اثر مستقیم، با 0.44درصد بیشترین اثر غیرمستقیم و 0.98درصد بیشترین اثر کلی را بر سلامت اجتماعی دارد. یافته های این پژوهش نشان می دهند که پایگاه اقتصادی اجتماعی و حمایت اجتماعی خانواده رابطیه معنادار و مستقیمی با سلامت اجتماعی سالمندان تهرانی دارند و ازاین رو سیاست گذاران می بایست با اتخاذ تدابیر مناسب و مداخلات هدفمند به بهبود وضعیت اقتصادی اجتماعی سالمندان به خصوص سالمندانی از پایگاه اقتصادی اجتماعی پایین و تقویت حمایت های خانوادگی از آنان همت گمارند.
۱۳۰.

بررسی موقعیت سادات در سپهر سیاسی ایران از فروپاشی صفویان تا پایان حکومت نادرشاه (1135-1160ق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۲
گروه اجتماعی سادات، به دلیل انتساب به خاندان پیامبر (ص) و همچنین ادعای سیادت صفویان، از احترام فراوان و جایگاه ویژه ای نزد آن ها برخوردار بودند، به گونه ای که این گروه به بازیگران اصلی و تأثیرگذار در عرصه های مختلف عصر صفوی تبدیل شدند. این موقعیت ممتاز با سقوط صفویان، نمی بایست به همین شکل ادامه یابد؛ لذا پژوهش حاضر در صدد است تا موقعیت سادات در سپهر سیاسی ایران را از سقوط صفویه تا پایان دوره نادرشاه به طور دقیق و جامع واکاوی نماید. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر مطالعه کتابخانه ای انجام شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که با سقوط سلسله صفویه توسط افغان ها، سادات دچار وضعیت نامطلوبی از جمله قتل، فرار و مهاجرت اجباری شدند. در دوره نادرشاه نیز به دلیل سیاست های مذهبی متفاوت از صفویان، این گروه با تضعیف موقعیت های اداری، با کاهش چشمگیر درآمدهای موقوفات، عزلت نشینی، مهاجرت و حتی حذف مواجه شدند. علیرغم تمام مشکلات و محدودیت های موجود برای سادات در این عصر، اما بنابر درک موقعیت اجتماعی آنها توسط نادر، ساداتی عموما از خاندان هایی به دور از دایره قدرت در عصر صفوی در مناصب مختلف دیوانی و مذهبی و به شکلی کنترل شده، فراخوان شدند.
۱۳۱.

کرمانیان در برابر مغولان؛ تقابل تدبیر و شمشیر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۸
بررسی برخی از تحقیقاتِ جدید و حتی بعضی از منابع دست دومِ تاریخی، این نکته را به ذهنِ مخاطب متبادر می سازد که کرمانیان (اعم از حاکمان، دولتمردان و عمومِ مردمِ کرمان) با طوع و رغبت از مغولان چنگیزی اطاعت کرده و بدون هیچ سیاست، تلاش و یا مقاومتی به تسلیمِ کامل آنان درآمده اند. نوشتار حاضر بر آن است که با بهره گیری از روش پژوهش تاریخی با رویکرد تحلیلی، این قولِ ساده انگارانه را به چالش کشد و با ارائه دلایل و شواهدِ متقنِ تاریخی بدین پرسش پاسخ دهد که رویکرد کرمانیان در برابرِ مغولان چنگیزی چگونه بود و این رویکرد چه تبعات و نتایجی برای کرمان داشت؟ یافته های پژوهش نشان داد که اولاً حاکمان و دولتمردانِ کرمان همزمان با تهاجماتِ مغولان، با توجّه به شناختی که از مغولان، کشتار و شدّت عملِ آنها داشتند؛ زیرکانه سعی کردند از رسمِ ایلیِ مغولان تبعیت کرده و از ویرانیِ کرمان جلوگیری کنند. ثانیاً دولتمردانِ کرمان تا حدّ ممکن سعی داشتند از باز شدنِ پایِ مغولان به کرمان جلوگیری کرده و با رسومی همچون فرستادن گروگان به دربارِ مغولان و یا ازدواج های سیاسی و حتی پرداخت مالیات، امنیت سیاسی – اجتماعی کرمان را حفظ کنند تا در پسِ این امنیت بتوانند به رونق اقتصادی نیز دست یابند. اگرچه سرانجام مغولان همزمان با دورانِ ایلخانیِ اولجایتو بر کرمان استیلا یافتند؛ اما کرمانیان نزدیک به یک قرن با همین رویکرد در مقابل مغولان ایستادگی کردند و نه تنها از ویرانیِ سرزمین خود جلوگیری کردند؛ بلکه دورانی همراه با رونق اقتصادی و رشد فرهنگی را پشت سر گذاشتند؛ دورانی که اوج آن همزمان با حکومت تَرکان خاتون قراختایی است. در مجموع می توان کرمانیان را پیروزِ میدانِ رویارویی با مغولان دانست.
۱۳۲.

نقش اجتماعی و فرهنگی زنان ایالت جبال ایران در دوره های آل بویه و سلجوقی بر پایه نظریه بوردیو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۹
ایالت جبال به عنوان کانونی راهبردی در ایران دوره میانه، نقش مؤثری در تحولات سیاسی، مذهبی و فکری جهان اسلام ایفا کرد. با این وجود، نقش آفرینی زنان این منطقه علی رغم اهمیت تاریخی آن، کمتر موضوع مطالعات نظام مند بوده است. این پژوهش با رویکردی بین رشته ای و با کاربست چارچوب نظری پیِر بوردیو، به تحلیل کنشگری و جایگاه زنان در بازتولید قدرت و مقاومت فرهنگی در ایالت جبال در دوره آل بویه و سلجوقی می پردازد. مطالعه حاضر با اتکا بر منابع تاریخی اولیه و مطالعات کتابخانه ای، مفاهیم کلیدی بوردیو شامل میدان، سرمایه، عادت واره و خشونت نمادین را به عنوان ابزار تحلیلی به کار گرفته و به تحلیل نظام مند داده های تاریخی پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که زنان جبال، با وجود محدودیت های ساختاری و اعمال خشونت نمادین، کنشگرانی فعال و راهبردی بوده اند. در میدان علمی-دینی، زنان محدثه و عالمه با تبدیل سرمایه فرهنگی و اجتماعی به سرمایه نمادین در انتقال معارف اسلامی و تربیت شاگردان مؤثر عمل کرده اند. در عرصه عرفانی، زنان صوفی با استفاده از شبکه های خویشاوندی و معنوی، فضاهایی برای حضور عرفانی ایجاد کردند. همچنین، در حوزه سیاسی و اجتماعی، آنان با سرمایه نمادین و اقتصادی خود در دیپلماسی، مدیریت بحران، تثبیت مشروعیت خاندان های حاکم و فعالیت های خیریه نقش آفرینی کردند . این پژوهش نشان می دهد که زنان جبال، با درک قواعد میدان های اجتماعی-فرهنگی و استفاده هوشمندانه از سرمایه های مختلف، و با بهره گیری از جایگاه راهبردی جغرافیایی ایالت جبال که بستری برای تبدیل فرصت های مکانی به سرمایه های گوناگون فراهم می کرد، توانستند در چارچوب همان ساختارهای مردسالارانه موقعیتی اثرگذار برای خود ایجاد کنند . یافته ها اهمیت ترکیب تحلیل جامعه شناختی و تاریخی برای درک دیالکتیک سلطه و مقاومت و نقش زنان در تاریخ اجتماعی ایران و جهان اسلام را برجسته می سازد و الگویی نظری برای مطالعات آینده در حوزه جنسیت، قدرت و فرهنگ ارائه می دهد .    
۱۳۳.

نقش مذهبِ تشیع در تثبیت ساختار قدرتِ صفوی (با تکیه بر گزاره های استبداد شرقی از منظر هگل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۶
قدرت گیری صفویه نقطه عطفی در تاریخ اقتصادی-اجتماعی و سیاسی ایران محسوب می شود. ظهور صفویه پس از سال ها انسداد سیاسی و انقباض اقتصادی، آغاز دوره ای جدید در تاریخ ایران بود. حکومت صفویه با رسمی کردن مذهب تشیع ، همگون سازی فرهنگی را در ایران آغاز نمود و بستر را برای وحدت اجتماعی و یکپارچگی سیاسی-اقتصادی فراهم نمود. این یکپارچگی مسیر را برای تقویت نظام و ایجاد حکومت استبدادی در دوره صفویه فراهم کرد. هگل که نگاهی به تاریخ ایران داشت، ساختارهای اجتماعی-سیاسی آن را استبدادی و در مفهومی کلی و عام، شرقی ترسیم می کرد. هگل نقش مذهب را در ایجاد یکپارچگی اصل اساسی می دانست و از آن به عنوان ابزاری در دست حکومت برای ایجاد استبداد مرکزی، مطیع کردن و مضمحل کردن نیروهای پیرامونی(پیرامونی)، وحدت اجتماعی و یکپارچگی سیاسی-اقتصادی عنوان می کرد. هدف پژوهش حاضر تحلیلِ نقشِ مذهب در ایجاد و تثبیت قدرتِ صفوی از منظر هگل می باشد. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که مذهب چه نقشی در تثبیت ساختار قدرتِ صفوی، ایجاد استبداد متمرکز و یکپارچگی سرزمینی داشت؟ هگل در تحلیل جوامع شرقی، ضمن معرفی خصلت استبدادی حکومت متاثر از اقلیمِ گرم و خشک، به جوامع پیرامونی خودکفا اشاره می کند و تجمیع و ترکیب این دو را ممکن نمی داند مگر با نقش اتصال گر مذهب. مذهب در آراء هگلی، به سان ملاتی عمل می کند که ضمن چسباندن(وحدت عملی) بین مرکز و نیروهای پیرامونی، نقش ابزاری برای تثبیت ساختار قدرت مرکزی را نیز دارد. این پژوهش با روش تاریخی و شیوه توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از فرضیه استبدادشرقی از منظر آراء هگل نگارش شده است.مساله پژوهش حاضر، اعتبارسنجی گزاره های هگلی و شناخت ماهیت استبداد صفوی از گذرگاه این گزاره هاست. .فرضیه ارائه شده با تکیه بر آراء هگل، بیان می کند که مذهب نقشی کارکردی-تاریخی در ایجاد و تثبیتِ ساختار قدرت در ایرانِ عصر صفوی داشته است.
۱۳۴.

چالش های مشارکت اجتماعی در جریان توسعه گردشگری جامعه محور در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۵۱
"گردشگری جامعه محور" به عنوان یک ابزار مناسب برای ترویج توسعه گردشگری، افزایش رفاه جامعه و همچنین توانمندسازی جوامع محلی دیده می شود. هدف این مدل از گردشگری با مشارکت فعال و توانمندسازی جامعه محلی، به حداقل رساندن اثرات منفی اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی و در عین حال تقویت منافع اقتصادی برای جامعه است. این تأثیرات تلاش ذینفعان توسعه گردشگری در مشارکت دادن جوامع محلی را توجیه می کند. با این حال، علی رغم تلاش برای مشارکت معنادار در طرح های توسعه گردشگری، مشارکت جامعه همچنان یک چالش است. بنابراین این مطالعه با هدف شناسایی چالش های مشارکت اجتماعی جامعه محلی و همچنین ارائه پیشنهادات عملی به منظور برون رفت از این چالش هاست. به منظور انجام این پژوهش در ابتدا با استفاده از مطالعه پیشینه پژوهش، چالش ها شناسایی و مورد بررسی قرار گرفت. در ادامه این چالش ها با استفاده از تکنیک مدل سازی ساختاری تفسیری، به شکل یک سیستم ساختارمند درآمدند. به منظور برازش سیستم ساختاری شکل گرفته از تکنیک معادلات ساختاری با کاربرد نرم افزار SmartPLS استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش حاضر را 29 نفر از فعالین صنعت گردشگری ایران بعنوان خبره و 114 بعنوان نمونه پاسخگوی پرسشنامه شکل می دهند. نتایج پژوهش نشان می دهد که چالش های شناسایی شده در سه دسته عملیاتی، ساختاری و اجتماعی قرار می گیرند و همچنین چالش های دسته ساختاری، منشا سایر چالش ها بوده و در ادامه به منظور رفع چالش ها پیشنهاداتی ارائه شد.
۱۳۵.

پیوندهای خانوادگی و همبستههای اقتصادی اجتماعی آن در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۶۷
در اهمیت خانواده به عنوان یک ساختار سازمانی اساسی و تاثیر آن بر برخی ابعاد زندگی اجتماعی تردیدی نیست. بر این اساس در این مقاله به بررسی پیوندهای خانوادگی و همبسته های اقتصادی اجتماعی آن در ایران پرداخته شده است. داده های آخرین موج ارزش های جهانی در ایران (سال1399) با 1499 نمونه به کار گرفته شده است. یافته ها نشان داده که 3/44 درصد از پاسخگویان پیوندهای خانوادگی را در سطح بالا، 1/32 درصد متوسط و 6/23 درصد پایین گزارش کرده اند. پیوندهای خانوادگی در متاهلین، سنین بالاتر، قوم ترک و بلوچ، افراد با تحصیلات و طبقه پایین تر، قوی تر بوده و با جنسیت و اشتغال رابطه معناداری نداشته است. آزمون های دومتغیره نشان داده که پیوندهای خانوادگی با اخلاق عمومی؛ فرزندآوری؛ سایز خانوار؛ ترتیبات زندگی؛ نگرش های جنسیتی رابطه مستقیم معنادار داشته است. آزمون های چند متغیره نیز نشان داده که با کنترل متغیرهای زمینه ای (جنسیت، سن، تحصیلات، درآمد خانوار) و دینداری، تاثیر معنادار پیوندهای خانوادگی بر نگرش های جنسیتی و اخلاق عمومی همچنان برقرار بوده است. یافته های تحقیق نشان از تاثیر پیوندهای خانوادگی بر دیگر ابعاد زندگی ایرانیان و تفوق متغیرهای زمینه ای بر آن در برخی ابعاد دارد. پیشنهادات سیاستی و پژوهشی ارائه شده است.
۱۳۶.

الزامات مبنایی حکمرانی فرهنگی مبتنی بر دیدگاه آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۶۹
پژوهش حاضر با هدف مطالعه الزامات مبنایی حکمرانی فرهنگی در جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر دیدگاه آیت الله خامنه ای انجام شده است. این پژوهش در زمره پژوهش های کیفی قرار دارد که با روش تحلیل مضمون انجام شده است. جامعه مورد مطالعه به صورت هدفمند و در دسترس از میان متون و محتوای سخنرانی های آیت الله خامنه ای در خصوص فرهنگ و حکمرانی فرهنگی و واژه های مرتبط با آن انتخاب شد. یافته های تحقیق نشان می دهد، نقطه گذاری در الگوی حکمرانی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، "الزام مبنایی مردمی سازی فرهنگ اسلامی" با محوریت دو مؤلفه "هدایت گری اسلامی فرهنگ" و "مشارکت دهی مردمی فرهنگ" است که برای تحقق آن الزامات زمینه سازی عبارتند از: «شاخص های نگرشی و عملکردی احسن»،«مدیریت فرهنگی» با ویژگی های مدیریت روبه جلو، انقلابی - جهادی، مشارکتی و جهت مند فرهنگ؛ «مهندسی فرهنگی» با ویژگی های اصلی توسعه بخشی هدفمند فرهنگ، استحکام بخشی یکپارچه فرهنگ و هویت سازی ملی فرهنگ؛ «گفتمان سازی فرهنگی» از طریق ذهنیت سازی ارزش های فرهنگی، اصلاح گری معیارمند فرهنگ و اعتبار و قدرت بخشی درونی فرهنگ؛ و در نهایت «نهادینه سازی شاخص های حاکمیت الهی» که شامل حکمرانی اسلام محور، مردم محور، فرهنگ محور، امام محور، قانون مدار، عدالت محور، آگاهی محور، مسئولانه، اتحادگرا و عزت مند است. پیامد این نوع از حکمرانی فرهنگی، «تعالی بخشی شخصی و اجتماعی» است که پیشنهاد می شود در سیاست گذاری های فرهنگی کشور، مبانی و الزامات مطرح شده به عنوان چهارچوبی کلان مدنظر قرار گیرد تا مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی هموارتر گردد.
۱۳۷.

تحلیل انتقادی گفتمان مردانگی هژمونیک در رمان کُردی (مورد مطالعه: حصار و سگ های پدرم از شیرزاد حسن)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۲۳۰
مردانگی هژمونیک، اصطلاح ابداع شده توسط کانل، نظریه پرداز حوزیه مطالعات جنسیت، اشاره دارد به آن دسته از ایماژها، فانتزی ها و ایدئال های راجع به مردانگی که دایماً به میانجی مکانیسم ها و ساختارهای جامعیه مردسالار بازتولید می شوند. این ایماژها و فانتزی ها غالباً در متون ادبی و هنری به اَشکال پنهان و آشکار بازنمود می یابند. پژوهش حاضر در پی تحلیل انتقادی گفتمان مردانگیِ هژمونیک در رمان کُردی است و حصار و سگ های پدرم، اثر شیرزاد حسن، رمان نویس نامدار کُرد، را به عنوان نمونیه مورد مطالعه انتخاب کرده است. این رمان، مطابق روش تحلیل انتقادیِ گفتمانِ فرکلاف، در سه سطح تحلیل شده است: توصیف متن (آشکارسازی گزاره ها و مواضع ایدئولوژیک متن)، تفسیر (تعامل بین متن و زمینه) و تبیین (تأثیر متقابل ساختارها و گفتمان). نتایج پژوهش نشان می دهد که این اثر، در سطح نخست، با این همان کردن مردانگی با عقل و توانمندی و تسلط، توصیف گر مواضع مردسالارانه جامعه سنتی است؛ سپس، در سطح دوم، این مواضع متنیِ ایدئولوژیک به شکلی پیچیده به ساختار عشیره ای جامعه پیوند می خورند و بین شیویه معیشتی جامعیه شبه فئودالی و معنای مردانگی پیوند برقرار می شود؛ در نهایت، در سطح سوم، آشکار می شود که گفتمان مردانگیِ هژمونیک، خود، به امری ساختمند بدل شده است که هر گونه مقاومت علیه آن درواقع مقاومت علیه کل سنن و آداب و میراث تاریخی اجتماع است.  
۱۳۸.

تحلیل گفتمان سیاست های فرهنگی شهرداری تهران در دوره شهرداری غلامحسین کرباسچی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۱۶۲
سیاست فرهنگی مفهومی مدرن و برآمده از گسترش مفهوم و ایده شهروندی اجتماعی است. دولت، بازار و نهادهای مدنی ازجمله شهرداری ها مهم ترین نهادهای ورودکننده به سیاست فرهنگی هستند. شهرداری نهادی عمومی و غیردولتی است. شهرداری تهران دارای جایگاه مهم و برجسته ای از منظر سیاسی و موقعیتی اثرگذار و نیز بازیگر مهمی در عرصه فرهنگ است که وظیفه آن اجرای سیاست های فرهنگی متمرکز بر زیست شهری است. این پژوهش به روش تحلیل گفتمان انتقادی فوکویی، با مطالعه سیاست فرهنگی دوره شهرداری کرباسچی (1377-1368) به این پرسش پاسخ می دهد که گفتمان سیاست فرهنگی در این دوره از شهرداری تهران چه ویژگی هایی و چه ارتباطی با زمینه اجتماعی جامعه ایرانی دارد؟ با شناخت سه خرده گفتمان سیاست فرهنگی دولتی و فقرزدایی در گفتمان انقلاب اسلامی، دور نمای شهر جهانی، تهاجم فرهنگی و مقابله با سیاست فرهنگی بازاری و سوم، هویت فرهنگی- ملی و سیاست فرهنگی مدنی-ارتباطی؛ مدیریت شهری شهرداری را هم زمان با پایان جنگ می توان متأثر از حاکمیت ایده مدرنیزاسیون، سازندگی و توسعه دانست. ویژگی این سبک از مدیریت بر اساس فرآیند نوسازی و مدیریت، فرآیندی از بالا به پایین یعنی بر پایه اراده مدیران قوی و تکنوکرات و با حمایت ساختار و نیز کمترین توجه به زمینه های اجتماعی و فرهنگی است. این شیوه از مدیریت و فهم از شهر نوعی از سیاست فرهنگی اقتدارگرا و یا بازاری را شکل می دهد که مهم ترین مشخصه آن تابعیت فرهنگ از سیاست و اقتصاد است.
۱۳۹.

خرده فرهنگ بزهکاری در سکونتگاههای غیررسمی (مطالعه موردی: نوجوانان منطقه 18 شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۲
مسئله اصلی پژوهش حاضر واکاوی بسترهای شکل گیری خرده فرهنگ بزهکاری در میان نوجوانان در فضاهای همگانی در سکونتگاه های غیررسمی است. میدان مطالعه منطقه 18 شهر تهران است که چهار نمونه از فضاهای همگانی این منطقه، که قلمرو پرسه زنی و کنشگری نوجوانان هستند، به شیوه نمونه گیری هدفمند برای مطالعه انتخاب شده اند. سوژه های موردمطالعه نیز به شیوه نمونه گیری هدفمند، با بیشینه پراکنش، از میان نوجوانانی که در این فضاها حضوری دایمی دارند انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه عمیق فردی و روش تفسیر داده ها تحلیل تماتیک یا مضمونی است. نتایج نشان می دهد که سوژه های موردمطالعه در این فضاها به طور معمول مرتکب سه طیف از جرایم و بزهکاری می شوند: جرایم علیه اشخاص، جرایم علیه اموال و انجام کنش های وندالیستی. نوجوانان ارتکاب این اَعمال را در متن خرده فرهنگ بزهکاری و به-مثابه بخشی از هویت گروهی و کردارهای روزمره به انجام می رسانند. این خرده فرهنگ خود حاصل زمینه ها و بسترهایی همچون «ازجاکندگی خانواده و فقدان حمایت های عاطفی»، «انگ زنی در سکونتگاه های غیررسمی»، «بافت شهری متراکم و جمعیت های نامتجانس»، و «سیطره فرهنگ مصرفی مبتذل بر فضاهای عمومی» است. سوای زمینه های شکل گیری، این خرده فرهنگ اما واجد پیامدهایی مهم در زندگی نوجوانان است که «بازتولید فرودستی»، «سرخوردگی و واپس روی»، «پذیرش جایگاه رانده شدگان»، «انزجار از فرهنگ کلی جامعه» و «احساس زائد بودن» مهم ترین شان هستند. دست آخر این که نوجوانان به واسطه همین خرده فرهنگ با اتخاذ تدابیری چون «نافرمانی مدنی»، «گسست از خانواده و انتخاب زیست مجردانه» و «ابداع سبک های بدیع در بدن آرایی و بدن نمایی» در برابر قواعد اجتماعی موجود مقاومت می کنند.
۱۴۰.

عوامل کاهش تمایل به ازدواج و فرزندآوری در جوانان از دیدگاه صاحب نظران در استان چهارمحال و بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۰۴
هدف این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر کاهش تمایل به ازدواج و فرزندآوری در میان جوانان استان چهارمحال و بختیاری است؛ مسئله ای که در سال های اخیر به یکی از نگرانی های مهم اجتماعی و جمعیتی کشور تبدیل شده است. این مطالعه با رویکرد کیفی و به کارگیری روش دلفی انجام شد. در این فرایند، ده نفر از خبرگان حوزه های مرتبط در سه مرحله متوالی شرکت کردند تا از طریق هم اندیشی و تبادل نظر، به اجماع نظری درباره عوامل مؤثر دست یابند. یافته ها نشان داد که مشکلات اقتصادی، گسترش سبک زندگی غربی، کاهش باورهای دینی، نبود فرصت های شغلی مناسب و رشد شهرنشینی از مهم ترین دلایل کاهش رغبت به ازدواج در میان جوانان است. همچنین افزایش گرایش زنان به تحصیلات عالی و استقلال اقتصادی، چالش های خانوادگی و نگرانی والدین درباره آینده شغلی فرزندان نیز از عوامل بازدارنده فرزندآوری شناخته شد. مجموعه این عوامل، بازتابی از تعامل پیچیده متغیرهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در شکل گیری الگوهای نوین ازدواج و باروری در جامعه امروز ایران است. نتایج این مطالعه بر لزوم طراحی مداخلات هدفمند در حوزه های اقتصادی و اجتماعی، تقویت حمایت های خانواده محور و احیای ارزش های فرهنگیِ مشوق ازدواج زودهنگام و فرزندآوری تأکید دارد. پیشنهاد می شود سیاست گذاران با تمرکز بر ایجاد اشتغال پایدار و حمایت مالی از زوج های جوان، روند کنونی را اصلاح کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان