فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۲٬۵۹۵ مورد.
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
109 - 132
حوزههای تخصصی:
فقر انرژی به عنوان یکی از زیرشاخه های فقر معرفی شده و با توجه به ساختار هر کشوری، شاخص های مختلفی در این زمینه مورد بررسی قرار گرفته است. لذا هدف اصلی این مطالعه، ارزیابی و تحلیل زمانی و مکانی فقر انرژی در مناطق روستایی ایران و به تفکیک استان ها است. بدین منظور، از شاخص های مختلف فقر انرژی شامل شاخص 10 درصد، شاخص درآمد پایین و مخارج بالا (LIHC) و شاخص دو برابر میانه و میانگین (2M) استفاده شد. داده های مورد نیاز در سال های 1380، 1390 و 1400 از داده های هزینه و درآمد مرکز آمار ایران گردآوری شد. نتایج به دست آمده نشان از کاهش فقر انرژی در بیشتر مناطق روستایی در سال1400 نسبت به سال های 1390 و 1380 دارد. با این حال، تعداد خانوارهای مواجه با فقر انرژی در مناطق روستایی استان های سیستان و بلوچستان، خوزستان، هرمزگان و فارس در سال های اخیر افزایش یافته است که زنگ خطری برای این استان ها است. بر این اساس دولت باید فقر انرژی در این استان ها را با دقت بیشتری مورد بررسی قرار دهد و نسبت به اصلاح آن اقدام نماید.
The Role of Social Capital in the Sustainability of Rural Entrepreneurship (Case Study: The Eastern Margin of Zayandeh River, Isfahan)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش و برنامه ریزی روستایی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۷
39 - 63
حوزههای تخصصی:
Purpose- This research examines the impact of social factors on the sustainability and success of rural entrepreneurship in the eastern border of Zayandeh River, Isfahan, Iran. Design/methodology/approach- Using a qualitative grounded theory approach, data were collected through semi-structured interviews with 40 key stakeholders, including rural entrepreneurs, local managers, agricultural jihad managers and experts, entrepreneurship experts, and rural development specialists. MAXQDA software was used for data analysis. Findings- The findings of this research show that trust, support, social participation and teamwork are very important for the success and sustainability of rural entrepreneurship. Mutual trust between entrepreneurs and communities, active participation in economic initiatives and joint efforts, increases innovation, productivity and adaptability in rural businesses. In addition, cultural norms and local power dynamics significantly influence entrepreneurial behaviors. Practical implications- Policymakers should prioritize strengthening local financial institutions, fostering entrepreneurial culture, and adopting participatory methods for designing and implementing entrepreneurship programs. These measures can help to increase the economic capabilities of rural communities. Creating equal opportunities for all members of society and rebuilding trust between rural communities and government institutions is necessary and mandatory. This trust can lead to improved collaborations and effective partnerships. Also, strategies to remove the cultural barriers of entrepreneurship are also necessary to create a suitable environment for innovation and growth and to encourage more people to engage in entrepreneurial activities. Originality/value- This study contributes to the existing literature by providing an integrated conceptual model of social factors affecting the sustainability of rural entrepreneurship. It enhances understanding of the social dynamics that shape entrepreneurial ecosystems in rural areas, particularly areas facing environmental and economic challenges. The obtained insights can provide effective policies and interventions aimed at promoting sustainable rural entrepreneurship in similar contexts.
تحلیل شاخص های بوم گردی با تأکید بر رویکرد کارآفرینی روستایی (مورد: روستاهای بوم گردی استان کهگیلویه و بویراحمد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه پایدار فضا دوره ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۲۰)
159 - 183
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر، بسیاری از برنامه ریزان اجتم اعی- اقت صادی معتقدند که بوم گردی به عنوان یکی از راهبردهای مهم در توسعه پایدار روستایی در مرکز توجه اندیشمندان، مجامع توسعه و دستور کار دولت ها قرار دارد. در این راستا سنجش وضعیت شاخص های بوم گردی با رویکرد کارآفرینی روستایی برای توسعه و تقویت آن و در فرایند توسعه روستایی از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ لذا هدف پژوهش حاضر واکاوی وضعیت شاخص های بوم گردی کارآفرینی محور در روستاهای بوم گردی استان کهگیلویه و بویراحمد است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و پیمایشی بوده و برای گردآوری داده ها از مطالعات اسنادی و میدانی و ابزار پرسش نامه استفاده شده است. جامعه آماری شامل کلیه خانوارهای ساکن در 15 روستای بوم گردی استان است که بر اساس فرمول کوکران تعداد 281 خانوار انتخاب و به روش نمونه گیری تصادفی ساده مورد بررسی قرار گرفته اند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری تی تک نمونه ای و فریدمن انجام گرفت. نتایج نشان داد میانگین تمام ابعاد و شاخص ها کمتر از میانه نظری 3 است. همچنین بیشترین میانگین متعلق به بعد فردی و روان شناختی با میانگین 80/2 و کمترین میانگین مربوط به بعد زیرساختی و فنی با میانگین 62/2 است. نتایج آزمون تی تک نمونه ای نیز نشان داد در تمام ابعاد، میانگین واقعی از 3 کوچک تر و در حد متوسط به پایین است. بر مبنای این نتایج، مهم ترین مشکل بوم گردی با رویکرد کارآفرینی در روستاهای استان کهگیلویه وبویراحمد، ناشناخته بودن مقوله بوم گردی با رویکرد کارآفرینی، حمایت مالی و اقتصادی پایین، عدم دسترسی به آموزش، مشاوره و تجربیات کم، عدم توجه به سازگاری زیست محیطی و نهادسازی و شبکه سازی در بوم گردی، فناوری ارتباطات و اطلاعات و مهارت-دانش فنی پایین است که منجر به نامطلوب شدن وضعیت موجود بوم گردی با رویکرد کارآفرینی در روستاهای بوم گردی استان شده است.
شناسایی و اولویت بندی چالش های معیشت پایدار روستاییان در شهرستان دزفول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
1 - 26
حوزههای تخصصی:
پایداری معیشت روستایی از ارکان توسعه پایدار روستایی است. توجه به چالش های پیش روی معیشت پایدار روستایی و تلاش برای مدیریت آن ها، مسیر توسعه پایدار را هموار می کند. هدف از انجام این تحقیق، شناسایی و اولویت بندی چالش های معیشت پایدار روستایی در شهرستان دزفول است. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش تحقیق، توصیفی از نوع تحقیقات غیرتجربی است. برای شناسایی چالش، معیارها و زیرمعیارها از تحلیل محتوایی و اکتشافی و از روش های کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و روش طوفان اندیشه در قالب سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی استفاده شد. در ادامه از فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی با مقایسات زوجی برای اولویت بندی چالش ها با توجه به زیرمعیارها بهره گرفته شد. این چالش ها بر اساس اولویت بندی نهایی به ترتیب شامل چالش مدیریتی و برنامه ریزی، چالش زیرساختی، چالش آموزشی و انسانی، چالش زیست محیطی و چالش قانون گذاری و سیاست گذاری هستند. در انتها برای مدیریت چالش های شناسایی شده راهکارهای عملیاتی مانند مطالعه های مدیریتی و اجرایی درزمینه مدیریت بهینه اراضی منطقه و طراحی الگوی کشت مناسب، مدیریت و برنامه ریزی تحقیقات پایدار متناسب با شرایط منطقه و برنامه ریزی برنامه های آموزشی و ترویجی با محتوای کشاورزی پایدار و متناسب با شرایط منطقه در راستای بهبود معیشت پایدار ارائه شد. با رفع چالش های شناسایی شده، فضای مناسبی برای توسعه معیشت پایدار روستایی در منطقه مورد مطالعه فراهم می شود.
طراحی الگوی پارادایمی توسعه کارآفرینی گردشگری پایدار روستایی با تأکید بر نقش جهت گیری استراتژیک و سرمایه فکری سبز (مورد مطالعه: روستاهای شهرستان شاهرود)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
161 - 192
حوزههای تخصصی:
واحدهای کارآفرین در حوزه گردشگری روستایی به دلیل نداشتن جهت گیری مناسب و استفاده نامطلوب از سرمایه های فکری در حفظ قابلیت های خود در کسب مزیت رقابتی و مقابله با رقبا، با مشکلاتی مواجهند. عوامل متعددی بر دستیابی واحدهای کارآفرین گردشگری به مزیت رقابتی تأثیرگذار است که از مهمترین این عوامل می توان به شناخت نیاز بازار گردشگری و خواسته های گردشگران و پاسخگویی مناسب و به موقع به این نیازها و خواسته ها با توجه به منابع موجود اشاره کرد. بر این اساس سرمایه های نامشهود جهت گیری استراتژیک و سرمایه فکری در این زمینه بسیار کاربردی هستند. پژوهش حاضر با هدف طراحی الگو و تبیین نقش پیشایند جهت گیری استراتژیک و سرمایه فکری بر کارآفرینی گردشگری پایدار روستایی در روستاهای شهرستان شاهرود انجام گرفته است. روش پژوهش، ماهیت اکتشافی دارد و ازنظر هدف، بنیادین است. جامعه آماری مورد مطالعه، 15 نفر از خبرگان و فعالین حوزه کارآفرینی گردشگری روستایی در شهرستان شاهرود است. نمونه گیری به صورت هدفمند و گلوله برفی انجام شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تئوری داده بنیاد و برای گردآوری داده ها از مصاحبه عمیق استفاده شد. یافته های تحقیق عبارت است از شناسایی ابعاد آینده گرایی، بازارگرایی، هزینه گرایی، یادگیری گرایی، رسمیت گرایی، برندگرایی، نوآوری گرایی، کارآفرینی گرایی و در نهایت سلطه گرایی. براساس یافته های پژوهش، مقوله آینده گرایی درزمینه شرایط علی، مقوله بازارگرایی، درزمینه پدیده اصلی و مقوله هزینه گرایی و یادگیری گرایی در رابطه با شرایط مداخله گر شناسایی شد. مقوله رسمیت گرایی در بخش بستر حاکم و مقوله های برندگرایی، نوآوری گرایی و کارآفرینی گرایی در رابطه با راهبرد اصلی شناسایی شدند. لازم به ذکر است که سلطه گرایی در بازار، پیامد اصلی این الگو بود.
بررسی ارتباط کارآفرینی روستایی و رفاه مالی خانواده و بازآفرینی روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
1 - 22
حوزههای تخصصی:
بازآفرینی روستایی به عنوان یک فرایند مهم در توسعه پایدار مناطق روستایی و افزایش کیفیت زندگی و کاهش مهاجرت به شهرها مطرح می شود. کارآفرینی روستایی نیز به عنوان یک عامل کلیدی در توسعه اقتصادی و اجتماعی مناطق روستایی از جمله ایجاد اشتغال، کاهش مهاجرت و توسعه پایدار، نوآوری و تنوع اقتصادی می تواند اهمیت ویژه ای در بازآفرینی روستایی ایفا می کند. بر همین اساس این مطالعه به ارتباط سرمایه اجتماعی و رفاه مالی بر بازآفرینی روستایی می پردازد. پژوهش حاضر، ازنظر روش تحلیل از نوع توصیفی- همبستگی مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری و با توجه به هدف از نوع کاربردی است. جامعه آماری پژوهش شامل 124 روستای منتخب دهستان های بکشلوچای، ترکمان و باش قلعه از بخش مرکزی شهرستان ارومیه بودند. پرسش نامه در میان 160 نفر از افراد با تحصیلات دانشگاهی (حداقل کاردانی) و دارای رفاه نسبی مالی که از جایگاه اجتماعی خوبی برخوردار بودند توزیع شد. تجزیه و تحلیل داده ها با شیوه مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد و نتایج برای آزمون مدل و بررسی فرضیه ها مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها نشان داد ارتباط مستقیم و معناداری بین مؤلفه های کارآفرینی روستایی (توسعه اقتصادی، توسعه اجتماعی و فرهنگی و تحلیل وضعیت اقتصادی و اجتماعی) و نیز رفاه مالی با بازآفرینی روستایی وجود دارد. به طور خلاصه، این پژوهش بر اهمیت عامل رفاه و کارآفرینی روستایی جهت بهبود و بازآفرینی روستایی تأکید دارد. بنابراین وجود برخی سیاست های خاص دولتی در راستای افزایش رفاه مالی و سرمایه اجتماعی درزمینه بازآفرینی روستایی سودمند است.
واکاوی و تحلیل زیرساخت های هوشمندسازی شهری با استفاده از رویکرد آزمایشگاه زنده شهری؛ مطالعه موردی: شهر زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۸۸
۱۰۲-۹۱
حوزههای تخصصی:
هدف: مفهوم شهر هوشمند مبتنی بر یکپارچه سازی، نوآوری و زیرساخت های فناورانه و دیجیتال، به منظور هوشمندتر کردن شهر و استفاده کارآمدتر از منابع موجود مطرح شده است. این مفهوم به واسطه گسترش پژوهش های مبتنی بر رویکرد آزمایشگاه های زنده شهری در قالب بهره برداری از واقعیت مجازی و استفاده از کلان داده ها و سایر موارد وابسته به فناوری، نویدبخش ورود شهرهای هوشمند به مرحله نوینی از برنامه ریزی شهری با تمرکز بر هوش جمعی و شهروند هوشمند بوده و فناوری تنها ابزاری برای بهره وری از این سرمایه در شهرها است. بدین ترتیب، شهرسازی هوشمند مبتنی بر آزمایشگاه زنده، عمدتا مبتکر و مشارکت محور است، شهروندان و به طور کل ذی نفعان شهری نه تنها به عنوان منابع اطلاعات عمل می کنند، بلکه به عنوان آزمونگر، توسعه دهنده و طراح نوآوری بر پایه عدالت با دیگران در آزمایشگاه های زنده عمل می کنند. روش تحقیق: در مقاله حاضر، از نوع ساختاری-تفسیری است. گردآوری داده ها به صورت مطالعات پیمایشی و کتابخانه ای است. جامعه آماری تحقیق در قالب پنل نخبگان شامل 30 نفر متخصصین برنامه ریزی شهری است، که با روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها از روش نظریه داده بنیاد با کمک نرم افزار مکس کیودا و مدل معادلات ساختاری با استفاده از تکنیک حداقل مجذور مربع با کمک نرم افزار SmartPLS.3 استفاده شد. یافته ها: بر اساس یافته های تحقیق با استفاده از رویکرد نظریه داده بنیاد، برنامه ریزی شهری هوشمند، به واسطه 6 مؤلفه «عدالت اجتماعی؛ بهره وری؛ زیرساختی؛ زیست محیطی؛ فناوری اطلاعات و ارتباطات؛ کیفیت زندگی» قابل بررسی است. در این میان بر اساس مدل معادلات ساختاری، هوشمندسازی شهر زنجان، بیشتر متأثر از سازه بهره وری با ضریب بتای استاندارد 85/4 و سازه زیرساختی با ضریب بتای استاندارد 83/4 است. همچنین بر اساس تحلیل مسیر، بیشترین ضریب تأثیرگذاری در هوشمندسازی مربوط به شاخص عدالت اجتماعی با ضریب مسیر 341/0 و کمترین تأثیرگذاری نیز مربوط به شاخص فناوری اطلاعات با ضریب 130/0 است. نتیجه گیری: درنتیجه، هوشمندسازی شهر زنجان نیازمند دستیابی به یک مکانیسم منسجم در زمینه تقویت زیرساخت های فناوری اطلاعات و افزایش بهره وری زیرساخت های موجود است.
واکاوی معیارها برای مکان یابی اسکان موقت برای زلزله احتمالی در منطقه ای ازیک کلانشهر؛ مطاعه موردی: منطقه 10 تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۸۸
۳۰-۱۵
حوزههای تخصصی:
هدف: پیش اندیشی برای ضرورت های پس از سوانح امری خردمندانه و مدبرانه بوده و مطالعه و پیش بینی مکان هایی برای اسکان موقت پس از سوانح ازجمله زلزله در کلان شهرهایی همچون تهران موضوع اصلی این پژوهش است. شرایط و ویژگی کلان شهر نسبت به شهرهای بزرگ و نیز شهرهای کوچک متفاوت است. در یک کلان شهر هر منطقه ممکن است ویژگی متفاوت و انتخاب های متفاوتی برای مکان یابی اسکان موقت پس از سوانح داشته باشد. در این مقاله، با مروری بر معیارهای مکان یابی اسکان موقت پس از زلزله در ایران و جهان، و نیز پیشینه تحقیقات در این حوزه درباره مکان یابی در شهرهای کوچک تر یا مناطق دیگری از کلان شهر تهران، ابتدا معیارهای نظری و تئوریک برای مکان یابی اسکان موقت به طور کلان واکاوی شده و سپس این معیارها به طور مشخص در منطقه 10 تهران ارزیابی و سنجیده شده است. هدف این پژوهش واکاوی معیارهای انتخاب مکان های مناسب برای مکان یابی اسکان موقت پس از زلزله در کلان شهرها است که این معیارها به صورت مورد پژوهی در منطقه 10 تهران مورد ارزیابی قرار گرفته است. روش پژوهش: این پژوهش با روش ترکیبی (ترکیبی از روش های کمی و کیفی انجام شد) و استنتاج نیز با روش های قیاسی و استقرایی انجام شد. روش تحلیل محتوای کیفی متون، کدگذاری (متون و گزارش ها و مصاحبه های عمیق با صاحب نظران علمی و عوامل فنی و نیز مدیران بخش تخصصی)، مقایسه تطبیقی معیارها با موردپژوهی ها موجب به دست آمدن معیارهای اولیه شده؛ پس از تحلیل معیارها، از سوی دیگر برای امکان سنجی و مکان یابی نهایی در منطقه 10 تهران علاوه روش فرایند سلسله مراتبی برای مکان یابی نهایی استفاده شد. یافته ها: تعداد 30 مکان در داخل منطقه و 3 مکان در خارج از منطقه 10 معرفی، سنجیده و به ترتیب اولویت معرفی شد. بررسی یافته ها منجر به اعلام نتایجی گردید که بر اساس آن پیشنهاد می شود برخی سیاست گذاری های علمی در حوزه تخصصی مکان یابی برای اسکان موقت پس از سوانح موردبازنگری و تغییرات ساختاری قرار گیرد. نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان می دهد الزاماً قادر به مکان یابی برای اسکان موقت در همه مناطق یک کلان شهر نخواهیم بود؛ زیرا شرایط و امکانات و ویژگی هر منطقه با یک منطقه دیگر در یک کلان شهر متفاوت باشد. ازجمله یکی از نتایج مهم این تحقیق این است که با توجه به ماهیت شهرسازی و ساختار شکل گیری تهران، بسیاری از مناطق این شهر -ازجمله منطقه 10- ظرفیت لازم جهت مکان یابی اسکان موقت پس از زلزله در داخل منطقه را ندارد. لذا در بخش نهایی پژوهش تغییرات پیشنهادی در حوزه های سیاست گذاری و برنامه ریزی شهری ارائه شده است.
تاب آوری معیشت کشاورزی در برابر خشک سالی های مکرر؛ تحلیلی از روستاهای شهرستان درمیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه پایدار فضا دوره ۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۸)
121 - 141
حوزههای تخصصی:
خشکسالی از مخاطرات طبیعی است که پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم بر کره زمین و به ویژه معیشت بهره برداران کشاورزی دارد. این پژوهش با هدف بررسی تاب آوری معیشت کشاورزی در برابر خشکسالی های مکرر در روستاهای شهرستان درمیان انجام گرفت. تحقیق حاضر از نوع هدف کاربردی و روش انجام آن توصیفی به شیوه پیمایشی است. تعداد 15 آبادی در شهرستان درمیان به عنوان روستاهای نمونه بوده که در مجموع با کمک 100 نفر نخبه و مطلع کلیدی از اهالی (دهیاران و اعضای شوراهای اسلامی) پرسشنامه محقق ساخته پاسخ داده شد. تجزیه و تحلیل داده های پرسشنامه ها با شاخص های آمار توصیفی و استنباطی (آزمون تی و آزمون دوجمله ای) به کمک نرم افزار SPSS صورت گرفت. همچنین برای سطح بندی سکونتگاه های روستایی مورد مطالعه از حیث وضعیت تاب آوری معیشتی کشاورزان در مواجهه با خشکسالی از روش ORESTE استفاده شد. بر اساس نتایج تحقیق تمامی ظرفیت های جذب، انطباقی و تحول آفرین به طور معناداری تبیین کننده وضعیت تاب آوری معیشت کشاورزی در روستاهای شهرستان درمیان بوده است. طبق سطح-بندی سکونتگاه های مورد مطالعه نیز می توان گفت روستای بورنگ در بالاترین سطح تاب آوری معیشتی در مقایسه با دیگر روستاهای تحقیق است؛ همچنین، شکاف عمیق تاب آوری معیشتی کشاورزان در بین روستاها موید ضرورت تلاش مضاعف برای بهبود این شاخص در برنامه ریزی آینده نگر است.
بررسی اثرهای اقتصادی گردشگری کشاورزی بر توسعه کارآفرینی مناطق روستایی (مطالعه موردی: روستای فهرج یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
245 - 265
حوزههای تخصصی:
گردشگری کشاورزی به عنوان یکی از بخش های مکمل و نوظهور در صنعت گردشگری، نقش مهمی در تنوع بخشی به اقتصاد مناطق روستایی ایفا می کند و فرصت های شغلی جدیدی را برای روستاییان فراهم می آورد. از طرفی با توجه به پتانسیل بالای روستای فهرج یزد به طور خاص متقاضی بررسی جدی تری در این زمینه است. این تحقیق در راستای بررسی اثرهای اقتصادی گسترش گردشگری کشاورزی بر توسعه کارآفرینی به ارزیابی تأثیر گردشگری کشاورزی بر تقویت کارآفرینی و بهبود معیشت خانوارهای روستایی پرداخته است. نوع پژوهش تحلیلی - توصیفی است. برای جمع آوری اطلاعات از منابع کتابخانه ای و مصاحبه استفاده شده است. نمونه اول هفت نفر از خبرگان اساتید رشته مدیریت گردشگری و کارآفرینان گردشگری هستند که به صورت غیر تصادفی و هدفمند به منظور تأیید نهایی عوامل پژوهش انتخاب شدند و مورد مصاحبه قرار گرفتند. نمونه دوم، شامل 14 نفر از کارآفرینان گردشگری و مدیران کسب و کارهای گردشگری روستایی بودند که به شیوه هدفمند و غیر تصادفی برای مشارکت در ساخت مدل انتخاب شدند. داده های تحقیق با کمک روش نگاشت شناختی فازی تحلیل شد و مدل پژوهش از طریق تحلیل شبکه های اجتماعی طراحی شد. نتایج مطالعه نشان داد که عوامل اقتصادی متعددی در توسعه کارآفرینی تأثیرگذارند که در پژوهش حاضر 15 مورد از این عوامل شناسایی شد. نتایج نهایی حاکی از آن است که عوامل «افزایش انگیزه فعالیت های نوآورانه و کارآفرینانه»، «رونق فعالیت های صنفی و شغلی در روستا» و «افزایش درآمد سرانه و بهبود وضعیت معیشتی خانوارهای روستایی» به ترتیب بیشترین اهمیت و مرکزیت را دارند. نتایج تحلیلی سناریوها هم نشان داد که این سه عامل نقش پیشران در پویایی سایر عوامل دارند و بی توجهی نسبت به هریک از آن ها روند کلی توسعه کارآفرینی بر مبنای گردشگری کشاورزی این روستا را مختل می نماید.
تحلیل اثرات حکمروایی خوب بر زیست پذیری روستاها: مورد مطالعه شهرستان درمیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
193 - 212
حوزههای تخصصی:
حکمروایی خوب لازمه توسعه پایدار روستایی از طریق مدیریت مبتنی بر مشارکت حداکثری مردم و سازگار با ارزش های اجتماعی و زیست پذیری در ابعاد مختلف زندگی روستایی است. تحقیق حاضر با هدف تحلیل اثرات حکمروایی خوب بر زیست پذیری سکونت گاه های روستایی شهرستان درمیان در استان خراسان جنوبی انجام شده است. این پژوهش ازنظر ماهیت در زمره تحقیقات توصیفی – تحلیلی و از لحاظ هدف در زمره تحقیات کاربردی به حساب می آید. جامعه آماری پژوهش شامل 23 روستا با 1801 خانوار است که برحسب معیار طبقه های جمعیتی، موقعیت قرارگیری و پراکنش فضایی به عنوان نمونه انتخاب شدند. حجم نمونه مورد مطالعه در سطح خانوار با استفاده از فرمول کوکران 317 خانوار به دست آمد. مؤلفه حکمروایی خوب با 8 شاخص در قالب 31 گویه و مؤلفه زیست پذیری با 11 شاخص در قالب 53 گویه از طریق پرسش نامه محقق ساخته مورد سنجش قرار گرفت. یافته های تحقیق نشان داد که مؤلفه های حکمروایی و زیست پذیری از منظر جامعه محلی در سطح مطلوبی قرار ندارند؛ اما تحلیل همبستگی میان شاخص ها بیانگر همبستگی مثبت و نسبتاً قوی بین آن ها است. نتایج رگرسیون چندمتغیره نیز بیانگر این است که متغیرهای پاسخگویی، مسئولیت پذیری و قانون محوری دارای بیشترین تأثیر و متغیرهای مشارکت، عدالت محوری و شفافیت دارای کمترین تأثیر بر زیست پذیری روستایی هستند.
A Conceptual Framework for Groundwater System Dynamics Evaluation by Combining Adaptive Cycle Theory and Social-Ecological System(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش و برنامه ریزی روستایی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۵
33 - 52
حوزههای تخصصی:
Purpose- The groundwater system is subject to drastic changes. Nonlinear changes in the groundwater system and management have made it difficult. There has been no study on groundwater dynamics assessment and most studies have examined the variables of salinity control, pollution, water volume and water demand. In addition to filling the study gap, the difference of the research is that it has studied the capacity and the elements of the groundwater system as indicators in the groundwater dynamics.Design/methodology/approach- In this study, using studies and literature on the groundwater Social-Ecological System (SES), a framework for evaluating groundwater SES dynamics by combining the groundwater adaptive cycle is presented. SES Groundwater consists of three subsystems: the aquifer, natural environment, and community. The elements of these three subsystems move in a four-stage adaptive cycle of exploitation, protection, release, and reorganization, in which potential change, connections, and adaptive capacity make the system dynamic.Findings - In assessing the dynamics of the groundwater system, the threshold of concern is an important concept for indicators for which capacity can not be defined or when and where the indicators change.Originality/value - The groundwater system dynamics assessment framework can be useful for proper management and timely actions to protect water and aquifer services in different areas.
تحلیل آسیب های پیش روی توسعه اقتصادی و اجتماعی مناطق روستایی (مطالعه موردی: دهستان پسکوه، شهرستان سیب و سوران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: جامعه روستایی کشورهای ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺑﺎ ﻣﺸکﻼﺕ و آسیب های مختلف، محدودیت ها ﻭ چالش های مختلفی روبرو هستند که برای توسعه روستایی و رفع این مشکلات و مسائل لازم است که ابتدا آسیب های پیش روی توسعه روستاها شناسایی شوند. هدف: هدف این پژوهش، تعیین آسیب های پیش روی توسعه اقتصادی و اجتماعی روستاهای مناطق مرزی در دهستان پسکوه، شهرستان سیب و سوران است. روش شناسی تحقیق: پژوهش حاضر در زمره تحقیقات کاربردی است و با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. داده های لازم با ابزار پرسشنامهء محقق ساخته بدست آمد. جامعهء آماری پژوهش، خانوار های ساکن در روستاهای دهستان پسکوه در شهرستان سیب و سوران بود که 338 خانوار با استفاده از فرمول کوکران مورد پرسشگری قرار گرفتند. تحلیل داده ها با بهره گیری از آزمون رتبه ای هم انباشتگی نامحدود اکتشافی (روش جوهانسن) صورت گرفت. قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی این پژوهش، روستاهای مناطق مرزی در دهستان پسکوه، شهرستان سیب و سوران می باشد. یافته ها: نتایج نشان می دهد که شاخص های درآمد و پس انداز، اشتغال، فقر، فعالیت های کشاورزی، مالکیت از مهم ترین آسیب های اقتصادی و شاخص های آموزش، رفاهی، بهداشت و درمان، تحصیلات، سلامت از مهم ترین آسیب های اجتماعی پیش روی توسعه اقتصادی و اجتماعی روستاهای منطقه مورد مطالعه می باشند. نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که دهستان پسکوه در شهرستان سیب و سوران در استان سیستان و بلوچستان با توسعه نیافتگی روبرو است. چرا که روستاهای این منطقه با آسیب های اقتصادی و اجتماعی زیادی روبرو بوده است. آین آسیب ها همواره به عنوان چالش های مانع از توسعه روستاهای این منطقه بوده اند که برای رفع آنها لازم است ضمن شناسایی آنها، این آسیب ها برطرف شوند تا زمینه توسعه روستاهای منطقه فراهم شوند.
Rethinking Rural Development: Analyzing Paradigmatic Intersections in Iran's Spatial Planning Projects(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش و برنامه ریزی روستایی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۷
19 - 38
حوزههای تخصصی:
Purpose- The ongoing research endeavors to identify and critically analyze the paradigmatic rural development model embedded within Iran's spatial planning frameworks. As innovative philosophical perspectives in rural development emerge, the necessity of examining and understanding the foundational principles guiding these initiatives has become increasingly vital. This importance is recognized from a theoretical perspective and in practical efficiency and effectiveness, particularly relevant for geographers engaged in spatial analysis. Design/methodology/approach- The research aims to contribute valuable insights to enhance rural development strategies and inform effective spatial planning in Iran by exploring these dimensions. The research strategy uses a mixed-methods approach, allowing for the selection of various methods that are aligned with the overall research objectives. Initially, the qualitative content analysis method was employed. Data collection utilized several tools, including observation, document analysis, and questionnaires. A non-probability sampling technique was applied, and one document was selected from each of the nine study areas. Researchers needed to consider multiple criteria during judgmental sampling, such as clustering levels, time units, geographic units, and the number of document samples, alongside consultations with academic experts. The document analysis, grounded in qualitative content analysis, aimed to objectify findings. Findings- The research revealed that critical characteristics of the paradigmatic model for rural development in the provincial SSP include "objective ontology," "positivism epistemology," "Separate praxis," and "ethics." The findings indicate that the degree of alignment between the selected SPP and the paradigmatic model of retrogressive rural development is rated at 3.73. This score suggests that the retrogressive perspective remains dominant despite advancements in "ideological" and "institutional" reforms. Originality/value- Consequently, the characteristics associated with the paradigmatic elements of rural development have regressed within the SPP framework.
بررسی تأثیر تغییر الگوی کشت بر ابعاد توسعه روستایی دهستان کوت عبدالله شهرستان کارون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
135 - 158
حوزههای تخصصی:
مطالعات مختلفی که پیرامون توسعه پایدار روستایی انجام شده است، اهمیت تغییر الگوی کشت را در فرایند توسعه روستایی مشخص کرده و نقش آن را به عنوان یک عامل مهم در کاهش فقر خانوارهای روستایی نشان داده است. پژوهش حاضر با هدف تبیین تأثیر تغییر الگوی کشت بر توسعه پایدار روستاهای دهستان کوت عبدالله شهرستان کارون تدوین شده است. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت و روش انجام، توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی کشاورزانی است که در دهستان کوت عبدالله همه یا بخشی از اراضی خود را به زیر کشت چای ترش برده اند. تعداد کشاورزان مورد نظر 152 نفر هستند. لذا با توجه به جامعه آماری کم، تمامی آن ها به عنوان حجم نمونه لحاظ شدند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیات پژوهش از تکنیک تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. یافته های حاصل از تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که مدل از شاخص های برازش مناسب برخوردار است. بر اساس نتایج، بار عاملی متغیرهای توسعه اقتصادی، توسعه اجتماعی- فرهنگی و توسعه زیست محیطی به ترتیب برابر 0/98، 0/94 و 0/84 است. بنابراین با توجه به اهمیت مصرف آب در کشت و کار گیاهان و مقاومت گیاه چای ترش به کم آبی، کشت این گیاه در منطقه مورد مطالعه می تواند به تحقق توسعه کمک نماید.
ارزیابی اثرات سیاست ها و برنامه های بهسازی مساکن روستایی بر ساختار روستایی (مورد مطالعه: روستاهای شهرستان اردکان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بهسازی مسکن در روستاهای کشور نیازمند دستیابی به شناختی جامع از اوضاع و شرایط اقتصادی - اجتماعی و فرهنگی جوامع روستایی از یک سو و آشنایی با معماری مساکن آنان از سوی دیگر است. هدف پژوهش حاضر ارزیابی اثرات برنامه ها و سیاست های بهسازی مسکن روستایی در ساختار روستایی است. روش تحقیق در این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی است و داده ها به روش پیمایشی تهیه شده است. برای سنجش اعتبار داده ها از ضریب آلفا کرونباخ استفاده شد. جامعه آماری پژوهش ساکنین نواحی روستایی (6378 نفر) که در آنها طرح بهسازی مسکن روستایی اجرا شده است. در این پژوهش از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شده است. برای تعیین حجم نمونه آماری از جدول بارتلت و همکاران استفاده شد که 209 نفر به عنوان جامعه آماری انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تکنیک های آماری توصیفی، همبستگی، رگرسیون چند متغیره استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد بین برنامه ها و سیاست های طرح بهسازی مسکن با ابعاد ساختار روستایی رابطه معنی داری وجود دارد. میزان اثرگذاری ابعاد بررسی شده ساختار روستایی برسیاست ها و برنامه های بهسازی یکسان و یک جهت نیست، بین همه مولفه های کالبدی، اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی ساختار روستایی با سیاست ها و برنامه های بهسازی رابطه مستقیم وجود دارد. در بین این ابعاد، بعد کالبدی با ضریب 514/0 اثرگذاری و تبیین بیشتری نسبت به ابعاد دیگر بررسی شده مسکن در پیش بینی سیاست ها و برنامه های بهسازی دارد. در رتبه دوم اثرگذاری بعد اقتصادی 160/0 تأثیر تبیین بیشتری نسبت به سایر ابعاد دارد.
تأثیر ویژگی های سفر و محیط زیست روستا بر مدت زمان اقامت گردشگران در روستای شیوند شهرستان دزپارت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از شاخص های مهم در راستای توسعه گردشگری روستایی، مدت زمان اقامت گردشگران است. این شاخص به عوامل گوناگونی وابسته است. مسائل بهداشتی و به طور کلی محیط زیست روستا، از یکسو برای گردشگران مهم و از سوی دیگر سبب ایجاد جاذبه های مطلوب و با کیفیت بهتر در روستا می شود. در این پژوهش هدف، سنجش تاثیر ویژگی های محیط زیستی روستا بر مدت زمان اقامت گردشگران است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات پیمایشی با استفاده از ابزار پرسش نامه است. روایی پرسش نامه از طریق نخبگان انجام و پایایی نیز با آلفای کرونباخ بیشتر از 79/0 تایید شد. جامعه آماری تحقیق را گردشگران وارد شده به روستای شیوند در طی دوره زمانی تابستان 1402 تشکیل داده اند که در مجموع 250 نفر به صورت تصادفی مورد مطالعه قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل در نرم افزار spss و AMOS و با آزمون آماری و مدلسازی معادلات ساختاری انجام شد. نتیجه آزمون دوجمله ای نشان داد که در میان ویژگی های سفر، متغیرفاصله و موقعیت جغرافیایی در سطح کمتر از 05/0 و میانگین 028/4، بیشترین تاثیر را در مدت اقامت گردشگران ایفاء نموده است. نتیجه مدل رگرسیونی نشان داد که ویژگی های محیط زیستی روستا بر مدت زمان اقامت گردشگران دارای تاثیرگذاری 69 درصد بوده اند. بر اساس نتایج مدلسازی معادلات ساختاری، بیشترین تاثیرگذاری بر مدت زمان اقامت گردشگران از لحاظ ویژگی های محیط زیستی، شامل توجه و حساسیت مردم محلی به محیط زیست روستا با تبیین 81/0، مدیریت مطلوب پسماند و زباله روستا با تبیین 79/0 و همچنین وجود اقامتگاه سازگار با محیط زیست روستا با تبیین 78/0 بوده است.
شناسایی و تبیین عوامل کارکردی و غیر کارکردی چندگانه در زمینه توسعه پایدار گردشگری روستایی، مطالعه موردی: روستاهای شهرستان سرعین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
117 - 138
حوزههای تخصصی:
توسعه پایدار گردشگری روستایی به عنوان یک پدیده چندوجهی و بسیار مهم است. امروزه اکثر کشورها سعی می کنند تا با استفاده از ظرفیت و پتانسیل های مناطق روستایی، در زمینه ایجاد توسعه پایدار گردشگری روستایی اقدام نمایند. اما این مقوله دارای زمینه و رویکردهای مختلفی است و عوامل متفاوتی در آن نقش دارند. هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی و تبیین عوامل کارکردی و غیر کارکردی چندگانه در زمینه توسعه پایدار گردشگری روستایی در روستاهای شهرستان سرعین است که با استفاده از روش ترکیبی به بررسی این موضوع پرداخته شده است. رویکرد مورداستفاده در این تحقیق، رویکرد نسبی متوالی با وزن نابرابر است که در دو فاز کیفی-کیفی صورت می پذیرد. در فاز اول با استفاده از روش کیفی مرور دامنه، شاخص های مربوطه را از تحقیقات مرتبط شناسایی و احصا شده اند و در فاز دوم، با استفاده از روش کیفی دلفی نقش های کارکردی و غیر کارکردی چندگانه در زمینه توسعه پایدار گردشگری روستایی از منظر خبرگان تبیین شده اند. مطابق با یافته های تحقیق، در فاز اول با استفاده از روش مرور دامنه، 17 تحقیق داخلی و خارجی مرتبط شناسایی و شاخص های تأییدی آن ها استخراج شدند. در فاز دوم، با برگزاری سه راند متوالی دلفی، 12 تن از خبرگان شاخص های کارکردی و غیر کارکردی در شش بعد و 81 شاخص دسته بندی کردند. مطابق با نتایج تحقیق حاضر، توسعه پایدار گردشگری روستایی در شهرستان سرعین، مرهون علل و عوامل مختلفی است که هریک، تأثیر و تأثرات چندگانه ای را در پی دارند. گردشگری روستایی به عنوان یک پتانسیل عظیم و غنی در زمینه های مختلف، نقش توسعه ای و باز سازنده را در روستاهای شهرستان سرعین دارد و توجه به عوامل کارکردی آن می توانند توسعه و پیشرفت همه جانبه روستایی را به بار آورد و اتخاذ اقدامات در قبال مدیریت و کنترل عوامل غیر کارکردی نیز از سایر مضرات و تهدیدات جلوگیری می نمایند.
تأثیر توسعه اکوتوریسم بر توانمندسازی زنان روستایی منطقه الموت غربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
183 - 201
حوزههای تخصصی:
با توجه به وجود نابرابری های جنسیتی که عمدتاً در بسیاری از جوامع علیه زنان دیده می شود، بحث توانمندسازی آن ها در سال های اخیر اهمیت خاصی یافته است که در این زمینه نیاز به تحقیقات بیشتری می باشد، لذا با توجه به اهمیت این موضوع، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر توسعه اکوتوریسم بر توانمندسازی زنان روستایی منطقه الموت غربی صورت گرفته است. جامعه آماری پژوهش را زنان روستایی بخش الموت غربی قزوین تشکیل دادند که با توجه به پراکندگی روستاها و تعداد زیاد آن ها، 9 روستا (از هر دهستان 3 روستای هدف گردشگری) به عنوان روستای نمونه انتخاب شدند. با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 283 نفر به دست آمد که به 290 نفر ارتقاء داده شد. جهت تجزیه وتحلیل اطلاعات از روش های آماری هم چون T تک نمونه ای، پیرسون، رگرسیون چندگانه و آزمون ناپارامتری دوجمله ای در نرم افزار SPSS استفاده گردید. نتایج نشان داد که توسعه اکوتوریسم در توانمندسازی اقتصادی زنان روستاهای منطقه الموت غربی با میانگین 47/3، توانمندسازی اجتماعی با میانگین 42/3 و توانمندسازی زیست محیطی با میانگین 32/3 تأثیر داشته ولی اثرات آن در توانمندسازی روانی زنان روستایی با میانگین 18/3 کمتر می باشد. همچنین زنان روستاهای جوینک، پررود و سفیدآب بیشترین و زنان روستاهای بلکان، کامان و دستجرد سفلی کم ترین تأثیرپذیری را از توسعه اکوتوریسم در منطقه داشته اند. بنابراین با توجه به تأثیر توسعه اکوتوریسم در توانمندسازی اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی زنان روستایی، ارائه آموزش های اکوتوریستی و گردشگری به صورت دوره ای به آن ها، هم نسل جدید را دعوت به تلاش خواهد کرد و هم نیازهای اکوتوریست ها برای جامعه محلی بهتر شناسایی می شود.
تحلیل نگرش کنشگران کلیدی از عوامل موثر بر ناپایداری توسعه مسکن روستایی (مورد مطالعه: روستاهای حاشیه زاینده رود فلاورجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بهبود وضعیت مسکن روستایی و کاهش عوامل ناپایداری مسکن می تواند به بهبود کیفیت زندگی و توسعه پایدار کمک کند. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر شیوه انجام از نوع ترکیبی (کمی و کیفی) است. در این پژوهش عوامل تاثیرگذار در ناپایداری مسکن روستاهای حاشیه زاینده رود شهرستان فلاورجان مورد بررسی قرار گرفته است. مشارکت کننده گان در پژوهش، خبرگان و کنشگران صاحب نظر در 21 روستا حاشیه رودخانه زاینده رود، سطح شهرستان فلاورجان و استان اصفهان هستند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. اشباع نظری با تعداد 30 نفر محقق شد. برای جمع آوری اطلاعات، از فن مصاحبه نیمه ساختارمند استفاده شد. در نهایت از بین عوامل (کشف شده)، پس از پالایش و دسته بندی 37 عامل کلیدی ناپایداری مسکن انتخاب گردید و گویه های استخراج شده با بهره گیری از روش کیو اولویت بندی و داده های جمع آوری شده در نرم افزار Kadeبا روش تحلیل مولفه های اصلی PCA و چرخش واریماکس مورد تحلیل قرار گرفتند. بر اساس یافته های تحقیق، این نتیجه حاصل شد که چهار نوع دیدگاه متفاوت در ارتباط با عوامل ناپایداری مسکن روستایی وجود دارد. گروه دانشگاهیان (با اکثریت اعضای هیات علمی) بر عوامل حاکمیت بوروکراسی در دریافت تسهیلات و خدمات و ضعف بسترسازی برای دسترسی به بیمه تضمین کیفیت در صنعت ساختمان، گروه کارشناسان اجرایی (با اکثریت تحصیل کردگان) بر عامل افزایش هزینه ساخت مسکن، گروه دیپلمه های جامعه محلی و پژوهشگران بر عامل افزایش بی رویه هزینه ساخت مسکن و در نهایت گروه تحصیل کردگان جامعه محلی بر طولانی بودن زمان ارائه خدمات توسط دستگاه های متولی و افزایش هزینه های ساخت مسکن تاکید داشتند.