ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۶۱ تا ۱٬۰۸۰ مورد از کل ۸۴٬۷۳۰ مورد.
۱۰۶۱.

تبیین قرآنی-روایی مفهوم حرج و ارتباط آن با رسالت پیامبر(ص) در پرتو آیه دوم سوره اعراف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۱
در قرآن کریم، مفاهیم متضاد ضیق صدر و شرح صدر به پیامبر اکرم(ص) نسبت داده شده است؛ پدیده ای که در نگاه نخست با جایگاه رفیع نبوت و مقام عصمت ایشان در تعارض می نماید. در تفاسیر، علل ضیق صدر پیامبر(ص) با آراء متکثر و گاه متعارضی تبیین شده اند که از فشار کفار و اذیت مشرکان گرفته تا رنج درونی از گمراهی امت را در بر می گیرند. این امر، علاوه بر نمایان ساختن پیچیدگی موضوع، فقدان مستندات قطعی و ضرورت بازنگری در تحلیل این مسئله را آشکار می سازد. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و با تلفیق دو رویکرد تفسیر قرآن با قرآن و تفسیر روایی، به تحلیل انتقادی دیدگاه های مفسران پرداخته و با استناد به شواهد درون متنی و روایات اهل بیت(ع)، تبیینی نو از ماهیت ضیق صدر ارائه می دهد. یافته های این مطالعه حاکی از آن است که ضیق صدر پیامبر(ص)، نه حاصل ناکامی بیرونی، بلکه برآمده از دغدغه عمیق ایشان نسبت به استمرار جریان هدایت الهی پس از خویش و نگرانی درباره پذیرش ولایت امیرمؤمنان(ع) به مثابه نهاد استمرار رسالت بوده است. بر این اساس، ضیق صدر در ساحت نبوی، جلوه ای از مسئولیت تاریخی پیامبر(ص) در زمینه سازی برای تحقق ولایت حق و حفظ وحدت امت اسلامی تلقی می شود. این پژوهش با آشکار ساختن پیوند میان ضیق صدر و مسئله ولایت، نگرشی جدید به اهمیت و پیامدهای آن در چارچوب رسالت پیامبر اکرم(ص) ارائه می دهد.
۱۰۶۲.

تحلیل و بررسی تفسیر «من وحی القرآن» در رابطه با اعتبارسنجیِ روایات ناظر به آیات قصص(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۷
باریک اندیشان همواره بر کارکردهای قصص در تاریخ بشر آگاهند. قرآن سرگذشت پیشینیان را برای عبرت آموزی به بهترین شیوه نقل کرده است. روایات تفسیری فراوانی ذیل آیات مرتبط با قصه های قرآنی وارد شده که به نحوی درصدد تبیین این آیات هستند. پژوهش حاضر برای پاسخ به این مسأله سامان یافته که فضل الله درباره ی روایات قصص قرآن چه موضعی دارد؟ و آیا روایات ناظر به قصص را دارای اعتبار می داند یا نه؟ براساس یافته های پژوهش که به روش استنتاجی و رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده، «من وحی القرآن» از جمله تفاسیر معاصری است که ذکر روایات تفسیری و بهره گیری از آن در تفسیر نمود دارد؛ ولی تعامل فضل الله با روایات تفسیری ناظر به آیات قصص، شیوه «رد و انکار روایات» و بسیار سخت گیرانه است. از نظر وی هرج و مرج و نابسامانی هایی در عرصه ی روایات ناظر به قصص قرآن رخ داده است. از این رو روش مواجهه ی او با روایات ناظر به قصص قرآن، روش نقد حدیثی است و روایات وارد شده در زمینه ی قصص را نمی پذیرد و آن ها را با معیارهایی جون: پرهیز از روایات ضعیف، طرد روایات تفسیری موضوعه، عدم پذیرش روایات به علت تنافی با ظاهر آیه، کنار گذاردن روایات به خاطر بی نتیجه بودن یا ضابطه مند نبودن برخی روایات، طرد روایات غیرمرتبط، تردید درباره ی صحت و سقم روایات، طرد خبر واحد و ردّ روایات با تکیه بر مکی یا مدنی بودن آیات محک می زند.
۱۰۶۳.

برادر خوانی قاتل و مقتول یا اولیای او در قتل عمد با نظر به آیه 178 سوره بقره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۳
دین اسلام، مسلمانان را برادران یکدیگر خوانده و رابطه اخوت را میان آنان برقرار ساخته است. توصیف مؤمنان به برادران یکدیگر، در حقیقت تأکید بر حقوق متقابل آنان، همبستگی، تعاون و یاری رسانی میان آنان و پرهیز از پراکندگی است. از مواردی که به این برادری تصریح شده، در آیه 178 سوره بقره است. یک سوی افراد این آیه قاتل در قتل عمد است، و همین امر موجب شده است تا مفسران را به تکاپو آورد که این برادری میان چه افرادی در این آیه اعتبار شده، و اگر قاتل عمد یکی از اطراف آن است، از چه رو از وی به برادر دینی یاد شده است. گویا عدم فسق و عدم ارتکاب گناه کبیره از شرایط برقراری برادری دینی نزد بیشتر مفسران به شمار آمده است. این مقاله درصدد ارائه و اثبات این برداشت است که برادری دینی میان همه طبقات ایمانی و افراد جامعه اسلامی است، و ارتکاب گناه کبیره و فسق، مانع از این اعتبار نیست؛ و اساساً هدف از اعتبار برادری دینی در آیات قرآن کریم همدلی میان همه افراد جامعه اسلامی است، و این همبستگی تنها در صورتی تحقق خواهد یافت که طرد و دوگانه سازی از جامعه اسلامی رخت بربندد و حتی مؤمنانی که در مراتب نازله ایمانی قرار دارند نیز مشمول اعتبار برادری گردند.
۱۰۶۴.

بررسی هم معنایی واژگان «إتمام» و «إکمال» در ترجمه های قرآن کریم (نمونه موردی ترجمه مکارم شیرازی، گرمارودی و فولادوند)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۹
پژوهش حاضر، به تحلیل و بررسی دقیق واژگان «إتمام» و «إکمال» و نقش آن ها در ترجمه های قرآن کریم می پردازد. این واژه ها علی رغم شباهت ظاهری، در متن قرآن، دارای ترجمه های مختلف، معانی و کاربردهای گوناگون هستند که فهم درست آن ها برای درک صحیح مفهوم آیات ضروری است. هر واژه در بستر خاص خود از نظر معنایی و فضایی قرار می گیرد و استفاده از آن نیازمند شناخت عمیق زبان و متن است. مترجمان مختلف، مانند مکارم شیرازی، گرمارودی و فولادوند، در ترجمه های خود، بر اساس دیدگاه های فرهنگی، فکری و زبانی، تفاوت هایی در انتخاب این واژگان نشان داده اند که این تفاوت ها در انتقال معنا و پیام های قرآن بسیار تاثیرگذار است. این جستار با مقایسه این ترجمه ها نشان می دهد که هر مترجم با توجه به درک شخصی و سبک ترجمه خود، ممکن است از واژگان متفاوتی استفاده کند که هر کدام نقش خاصی در توجه القا کردن به مخاطب دارد. در نتیجه، این بررسی کمک می کند تا تفاوت های ظریف و مهم در انتخاب واژگان در ترجمه های قرآن بهتر شناخته شود و درک عمیق تری از نحوه انتقال مفاهیم قرآن به فارسی حاصل گردد . دستاورد پژوهش حاکی از آن است که «إتمام» و «إکمال» از واژگانی هستند که در نگاه اول مترادف و هم معنی می نمایند؛ اما استفاده آن ها در کنار هم این نکته را به مخاطب یادآور می شود که هر یک از این واژه ها دارای معنی متفاوت و فضای خاص و مستقلی از دیگری است.
۱۰۶۵.

The Semantics of "Despair" (Ya’s) in the Qur’an With Emphasis on the Application of Semantic Component Analysis along the Axis of Substitution(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۱
Semantic analysis of Qur’anic vocabulary, which approaches the text through a modern, systematic methodology, can greatly facilitate the comprehension of Qur’anic verses. Among the words that appear in various contexts in the Qur’an and carry diverse meanings is the term "Despair" and its derivatives. Accordingly, the present study, employing a semantic approach grounded in structuralism, seeks to analyze and explicate the semantic field of despair along the axis of substitution scientifically and systematically. It addresses the key question: ‘What is the denotation of the word despair and its usages in the Qur’an when examined through semantic analysis based on the axis of substitution?’The findings indicate the presence of substitutes such as khawwān (treachery), khattār (grave danger), āthim (sinful), ṣabr (patience), jazaʿ (impatience), qanūṭ (despair), fadhū duʿāʾ ʿarīḍ (one of prolonged supplication), lā yarjūn (those who do not hope), and al-ẓānnīn bi llāh ẓann al-sūʾ (those who harbor evil thoughts about God) as substitutes for despair in the Qur’an. The frequency of these terms in the Qur’anic text is, respectively: two, one, two, one hundred and three, two, one, one, nine, and one occurrences. Based on these substitutes, semantic components such as ingratitude, betrayal, inner sinfulness and covenant-breaking, lack of patience, misguidance, attachment to worldly life, rebellion and arrogance, heedlessness, negligence, and evil suspicion of God are evident for the term despai r . The shared semantic component among all these instances is "Lack of concern (negligence), heedlessness, and indifference". In Qur’anic usage, this concept manifests as: "Awareness of people’s heedlessness and lack of concern toward divine invitation" in relation to the prophets; "Awareness of the negligence of the Aziz of Egypt" in the story of Yūsuf’s brothers; "Indifference toward menstruation and lack of expectation of its occurrence" when referring to postmenopausal women; and "Awareness and certainty of God’s guidance of all humankind" for believers, appearing in a negative (negated) context.
۱۰۶۶.

تطبیق دیدگاه های ابوطالب مکّی و غزّالی درباره توکل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۹
توکل از مفاهیم بنیادی در سنت عرفان اسلامی و از مقامات بلند سلوک الی الله است که با مفاهیمی همچون ایمان، رضا، تفویض و ترک تدبیر پیوند دارد. این مفهوم در سیر تاریخی تصوف، به ویژه در آراء ابوطالب مکی و محمد غزالی، جایگاهی خاص دارد و بازتاب دهنده نسبت انسان با خدا، اسباب طبیعی و تدابیر عقلانی است. هدف این مقاله، تحلیل تطبیقی دیدگاه های مکی و غزالی درباره توکل است تا روشن شود غزالی در چه سطوحی از آموزه های مکی بهره برده و چگونه با بازسازی مفهومی، آن را با زیست اجتماعی و عقلانی مسلمانان سازگار ساخته است. مکی در قوه القلوب ، توکل را یکی از احوال مقربان و مقام هفتم از منازل سلوک می داند که با قطع علاقه از اسباب دنیوی، رضامندی، و اعتماد مطلق به وعده الهی تحقق می یابد. غزالی با تأثیرپذیری از مکی، در احیاء علوم الدین، توکل را در چارچوبی عقل گرا و تربیتی بازخوانی کرده و با نظام اخلاقی خود تلفیق نموده است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد تطبیقی، ضمن تبیین مراتب توکل، نسبت آن را با کسب، رزق، درمان، تدبیر و مسئله اختیار بررسی می کند. یافته ها نشان می دهد که غزالی با حفظ سنت زاهدانه مکی، توکل را به فضیلتی اخلاقی و اجتماعی بازآفرینی کرده و آن را با عقلانیت عملی و مسئولیت پذیری فردی تلفیق نموده است.
۱۰۶۷.

روایتی یونگی در چرایی گرایش به زنان و پیوستگی آن با حقیقت جویی مرد با تأکید بر آنیمای انسان کامل نزد ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۳۱
نگاشته پیش رو تلاشی برای نمایان سازی رابطه میان «گرایش مرد به زن» و «حقیقت جویی» از نگاه روان کاوانه و عرفانی، با تمرکز بر کاوش در آنیمای ارائه شده از انسان کامل در فصوص الحکم است که با روش موازنه متأملانه، و شناخت برساخت های مشترک به انسجام معرفتی اندیشه یونگ و ابن عربی در فهم این ارتباط می پردازد. سپس با تعریف آنیما در ناهشیار جمعی و کهن الگو، نشان می دهد که امر شهودی و شناخت حقیقت بسبب این ساحت رخ می دهد. آنیما نه تنها واسطه تجربه های دین، که عامل تمایز فرد در فرایند تفرّد روان شناختی است. از دیگرسو در نگاه ابن عربی، زن مظهر انفعال در هستی و نیز سبب معرفت نفس و زمینه معرفت ربّ محسوب می شود و شهود کامل و بی آلایش زمانی ممکن می شود که عقل در مقام انفعال قرار گیرد، امری که با مفهوم امّیت پیام بر (ص) هم داستان است. نتیجه چنان است که آنیمای ارائه شده از پیام بر (ص) توسّط ابن عربی-به عنوان مصداق اتمّ انسان کامل-به مثابه رکن حقیقت جوی او، در فرآیندی متوازن با آنیموس او را به انسان کامل بدل ساخته و به فردیّت رسانده است. سعی بر پر رنگ ساختن نقش آنیما در شهود زلال ایشان و کامل گشتن او داشته تا جایی که وجه تمایز روان شناسانه او-مسمّی به تفرّد-را به فردیّت عرفانی گره زده شود. بدین ترتیب، بین تفرّد روان کاوانه و فردیّت عرفانی، هم تافتی برقرار می شود که حاصل آن، شهود کامل حق و نیز کمال مشاهده در زن است.
۱۰۶۸.

بررسی مواجهه دیتریش بونهوفر از خلال بیانیه بارمن با آموزه دو قلمرو مارتین لوتر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۱
دیتریش بونهوفر متاله لوتری آلمان در شرایط روی کار آمدن رژیم نازی به مقاومت در برابر زیاده خواهی ها و بی عدالتی های حاکمیت پرداخت. آموزه «دو قلمرو» لوتر دست دولت را تا حدی باز می گذاشت و آن را از اعتراض دینداران و نهاد دین مصون می نمود. بونهوفر با تکیه بر بیانیه بارمن تأملاتی در کتاب های بهای شاگردی و اخلاق درباره نسبت دولت و دین ارایه داد. مسئله مقاله حاضر آن است که با روشی توصیفی و تحلیلی نشان دهد بونهوفر چگونه توانست با استفاده از آموزه «اوامر و تعهدات» قرائتی دیگر از آموزه دو قلمرو لوتر ارایه دهد و همچنین بیانیه بارمن چطور به دریچه ای برای دیدگاه های او درباره این آموزه بدل شد. او اگرچه تمایز این دو نهاد و سایر عرصه های حیات بشر را از یکدیگر حفظ کرد اما کوشید قید و ربط قلمروهای مذکور با عیسی مسیح (ع) را متذکر شود و بر پاسخگویی اخلاقی نهادهای دولت و کلیسا تاکید کند. تقریر بونهوفر از این آموزه به نحوی است که دولت را نهادی سکولار نمی انگارد اما پیوندش با حوزه دین موجب نقض استقلال نهاد دین و نهاد حاکمیت نمی شود. همچنین تاکید بونهوفر بر خدمت کردن این دو نهاد در مسیح آنها را به رغم تمایز در کنار هم قرار می دهد. با این حال مجال اندک بونهوفر در پرداختن به کتاب اخلاق و این مبحث موجب باقی ماندن ابهام هایی در دیدگاه های بونهوفر در این باره شد.
۱۰۶۹.

تحلیل امکان تجرد فوق عقلانی نفس در اندیشه ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۵
در منظومه عرفانی ابن عربی، نفس انسانی حقیقتی ذو مراتب است که در سیری اشتدادی از تعلقات مادی تا مرتبه تجرد فوق عقلانی مدارج استکمالی را تجربه می کند. ابن عربی معرفت حقیقی را نه حاصل استدلال عقلی و کاربست ابزارهای عقل نظری، بلکه درنتیجه کشف، ذوق و شهود الهی می داند و معتقد است که تا نفس از قید عقل نظری رها نشود، به علم و معرفت الهی دست نخواهد یافت. این پژوهش با روش تحلیلی تفسیری و رویکرد فلسفی عرفانی، به بررسی و تحلیل امکان تجرد فوق عقلانی نفس در اندیشه ابن عربی پرداخته است. در این چارچوب، مفهوم «طور وراء طور عقل» به مرتبه ای معرفت شناسانه اشاره دارد که علم در آن حضوری و شهودی است و نه حصولی. به تناسبِ چنین معرفتی، تجرد فوق عقلانی، مرتبه وجودشناسانه ای است که نفس انسانی، لاجرم برای دریافت چنین معرفتی، تجربه آن را اقتضا دارد و مرتبه ای است که نفس به فنا و اتحاد شهودی با حق و بقاء بالله می رسد. در این افق، انسان کامل، مظهر جامع اسماء و صفات الهی و حقیقت محمدیه برزخ جامع میان حق و خلق و عالی ترین مرتبه تجرد و معرفت است. یافته ها نشان می دهد که حرکت نفس از عقل به فوق عقل، ضرورتی هستی شناسانه و شرط تحقق معرفت شهودی و فنای در حق است، زیرا تنها در این مرتبه است که انسان به شهود وحدت حق در کثرت مظاهر و کمال نهایی خود می رسد.
۱۰۷۰.

تجلی برهان صدیقین در مثنوی: خوانشی عرفانی و شهودی از خداشناسی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۰
در عرفان اسلامی، خداشناسی نه صرفاً برهان عقلی، بلکه تجربه ای حضوری و شهودی است. برهان صدیقین ازجمله براهین هستی شناختی در اثبات وجود خداوند در فلسفه اسلامی است که بر مدار پذیرش اصل واقعیت و هستی و مستغنی از هیچ حد وسط دیگری بر اساس اصول اولیه عقلی به اثبات واجب الوجود می رسد. این برهان که دارای تقریرات بیست گانه ای است، نزد حکیمان از عالی ترین شیوه های خدایابی به شمار می رود. این مقاله با رویکرد عرفانی و تحلیلی، به واکاوی نحوه تجلی این برهان در مثنوی می پردازد و نشان می دهد که مولانا به جای اقامه برهان صوری، حقیقت وجود را در مقام شهود می نشاند. از دید او، هستیْ عین تجلی خداوند است و جهانْ آینه ای است که در هر ذره آن روی یار هویداست. مولانا با استفاده از تمثیل هایی چون آفتاب، دریا، عشق و حتی سکوت، فهمی ذوقی و کشفی از برهان صدیقین عرضه می کند که در آن، خدا نه مفهومی انتزاعی، بلکه حقیقتی زنده و حاضر است؛ حقیقتی که خود دلیل خویش است: «آفتاب آمد دلیل آفتاب». چنین خوانشی، واسطه های استدلالی را فرومی ریزد و انسان را به تجربه بی واسطه حضور الهی فرامی خواند. نتیجه این پژوهش آن است که تقریر مولوی از برهان صدیقین، الگویی برای پیوند عقل و عشق و عبور از برهان به عرفان فراهم می سازد و راهی برای سلوک معنوی و خدایابی باطنی می گشاید.
۱۰۷۱.

تحلیل تطبیقی مفهوم سازی های دل در غزلیات عطار و حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۲۷
مفهوم سازی «دل» در غزلیات فارسی، به ویژه در آثار شاعران عارف، از بنیادی ترین عناصر زبان و اندیشه به شمار می آید. در این پژوهش با رویکردی تطبیقی، غزلیات عطار نیشابوری و حافظ شیرازی بررسی شده و شبکه ی استعاری دل در شش حوزه ی اصلی بازشناسی گردیده است: دل به مثابه جسم، مکان، موجود زنده، امر مجرد، عضو بدن و ویژگی های ظاهری. در هر یک از این حوزه ها، زیرشاخه ها و تصاویر گوناگون دل استخراج و با ذکر نمونه هایی از ابیات دو شاعر تحلیل شده است. یافته ها نشان می دهد که هر دو شاعر از مجموعه ای مشترک از استعاره ها بهره گرفته اند، اما رویکرد آنان تفاوت های معناداری دارد. عطار بیشتر دل را به عنوان آیینه ای برای تجلی حقیقت، ظرف عشق الهی و همراه سالک در مسیر سلوک عرفانی معرفی می کند. در مقابل، حافظ با تکیه بر همان تصاویر، دل را عرصه ای چندلایه می بیند که در آن عشق، رندی، درد اجتماعی و بازی های عقل و احساس درهم می آمیزند. به بیان دیگر، دل در شعر عطار بیشتر مسیری برای وصول به حقیقت است، در حالی که در شعر حافظ میدانی برای جدال و تجربه های متناقض انسانی جلوه می کند. این مقایسه نشان می دهد که اگرچه هر دو شاعر در سنت عرفانی و عاشقانه ی فارسی قرار دارند، اما نگرش آن ها به دل بازتابی از تفاوت های بنیادی در جهان بینی و تجربه ی زیسته ی آنان است. چنین تحلیلی می تواند درک تازه ای از کارکرد استعاره های شناختی و نمادهای عرفانی در غزل فارسی فراهم آورد.
۱۰۷۲.

گزینش هدفمند اسماء الهی در خواتیم آیات سوره حشر تحلیل کارکرد معنایی و نقش آن در انسجام سوره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۲۹
در ساختار بیانی قرآن کریم، ذکر اسماء الهی در پایان آیات، دارای کارکردهای معنایی و ارتباطی ویژه ای با مضمون آیات است. این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی، پیوند معنایی و کارکردهای این اسماء را در پایان آیات سوره حشر واکاوی می کند. یافته ها نشان می دهد که اسماء برگزیده در خواتیم، نقشی فراتر از تأیید پایانی آیه یا کارکردی زینتی دارند؛ این اسماء، در عمل، عناصری بنیادین برای تثبیت پیام سوره و تعمیق فهم مخاطب هستند و می توان کارکرد آن ها را در محورهای مشخصی دسته بندی کرد. این اسماء به منزله عناصر انسجام بخش، پیوستگی سوره را تقویت می کنند (همچون چارچوب ساختاری «العزیز الحکیم»). در محور تبیین قدرت، ماهیت الهی پیروزی را بدون اتکا به اسباب مادی آشکار می سازند (مانند «قدیر»). همچنین در محور عدالت و کیفر، پیامدهای رفتاری را تبیین کرده (نظیر «شَدیدُ العِقاب») و در محور رحمت و امید، نقشی الهام بخش و تبشیری برای مخاطب ایفا می کنند (چون «رَؤوفٌ رَحیم» و «الرَّحمنُ الرَّحیم»). افزون بر این، در محور علم و نظارت، با اسم «خبیر» مبنای تقوا را تحکیم می بخشند. در نهایت، این چینش هوشمندانه، عامل پیوند ساختار، تقویت معنا و ارتقای اثرگذاری سوره است.
۱۰۷۳.

واکاوی تحول معنایی قوامیت با تکیه بر گفتمان معاصر عربی تحلیل تطبیقی دیدگاه های سنت گرایان و تجددخواهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۰
مفهوم «قوامیت» در آیه ۳۴ سوره نساء، در متون تفسیری معاصر و تحت تاثیر تحولات فکری و اجتماعی سده های اخیر، دستخوش تحولی معنایی شده است. در خوانش های سنتی، به ویژه در میراث تفسیری اهل سنت، قوامیت غالباً در چارچوب سلطه، استیلا و برتری مردان تفسیر می شد؛ اما با پیدایش جهان مدرن و برآمدن جریان نوزایی اسلامی از قرن نوزدهم، این خوانش سلطه محور در گفتمان های فکری معاصر به چالش کشیده شد و زمینه برای شکل گیری قرائت های حمایتی از زنان فراهم آمد. مسئله اصلی این پژوهش، تبیین این تحول معنایی، چگونگی تحقق آن و شناسایی سازوکارهای زبانی و غیرزبانی مؤثر بر آن در بستر گفتمان فکری معاصر عربی است. ازاین رو، پژوهش حاضر با تمرکز بر آرای دو جریان سنت گرایی و تجددخواهی در بطن این گفتمان، به تحلیل سازوکارهای این تحول معنایی می پردازد و این دیدگاه ها را به منزله شواهدی برای اثبات دگرگونی معنایی قوامیت بررسی می کند. یافته های تحقیق حاکی از تقابل این دو جریان در تفسیر قوامیت و اختلاف در روش های تفسیری است. بر اساس یافته ها، سنت گرایان معاصر با تکیه بر نص محوری، قوامیت را در قالب «ریاست مسئولانه» و «حمایت» بازخوانی کرده اند؛ درحالی که تجددخواهان با رویکردی انتقادی و عقل محور، به بازسازی بنیادین این مفهوم پرداخته و آن را از برتری جنسیتی به قلمرو عدالت جنسیتی و مسئولیت اجتماعی منتقل ساخته و حتی امکان قوامیت زنان را مطرح کرده اند. بدین سان، گفتمان معاصر عربی بیان گر گذار تدریجی قوامیت از الگویی اقتدارمحور به الگویی مشروط، کارکردی و عدالت گراست.
۱۰۷۴.

تأثیرگذاری ابن نوح سیرافی بر حدیث شیعه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۳
زدودن غبار هزارساله تاریخ حدیث شیعه از چهره علمی ابن نوح سیرافی، موضوعی است که به روش توصیفی تحلیلی و فقط با مطالعه اطلاعات اندک رجال شناسان و اسناد و احادیث بازمانده از کتاب های وی میسر است. ابن نوح مؤثرترین استاد نجاشی در الرجال است. اگر بتوانیم شخصیت های تأثیرگذار قرن های نخستینی که منابع امامی نوشته شدند بشناسیم، از جریان های فکری و نحوه شکل گیری منابع کنونی مطلع می شویم. موضوع پنج کتاب ابن نوح به رجال و تراجم نگاری، فقه و امام زمان Z مرتبط است. اخبار و روایات سه کتاب ابن نوح در کتاب های الرجال نجاشی، الغیبه شیخ طوسی و برخی آثار ابن طاووس باقی ماندند. این داده ها نشان می دهد علم ابن نوح منحصر در رجال نیست، بلکه او ابتدا فقیه و سپس محدث و رجالی است. کتاب های فقهی وی، مانند استادش صدوق و دیگر فقهای سده چهارم، مأثور و با ذکر روایات و سند کامل آن ها همراه بوده است. در کنار آن، ابن نوح نسخه شناس ماهری بوده که به بسیاری از اصل های کهن دسترسی داشته است.
۱۰۷۵.

طرح و بررسی الگویی معناشناسانه در تفسیر شعر (مطالعه موردی: ابیات دارای کلیدواژه جان در غزلیات عطار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۶
تفسیر شعر یکی از مهم ترین پژوهش های ادبی است که زمینه آشنایی مخاطبان را با متون نظم فراهم می سازد. این شیوه از بررسی متن غالباً در سطح محتوا و با سیر کلی مفسر در شعر صورت می پذیرد. سیر کلی در متون ادبی به ویژه شعر اگرچه برای دانشجویان و مخاطبان عام زبان و ادب فارسی سودمند است، در بررسی متون گسترده ادبی، دریافت جامع و دقیق ویژگی های متن و زوایای آشکار و پنهان اندیشه خالق اثر چندان کارآمد به نظر نمی رسد. در پژوهش حاضر به طرح و بررسی الگویی ترکیبی (کمّی- کیفی) در تفسیر متن پرداخته می شود که به واسطه آن امکان بررسی دقیق تر آثار ادبی فراهم می گردد. در این بررسی که بر مبنای کلیدواژه جان در غزلیات عطار صورت می پذیرد، نخست ابیات دارای این کلیدواژه از سراسر غزلیات عطار استخراج و مضامین آن ها طبقه بندی می شود و سپس برخی از ابیات مرتبط با مضمون جان بازی به عنوان یکی از مضامین کلیدی غزلیات شاعر شرح و تفسیر می گردد. نتایج حاصل از طبقه بندی ابیات نشان می دهد که پنج مضمون، پروای جان داشتن/ نداشتن، نور و تعالی جان، جان بازی، وجود و عدمِ جان و جان عاشق مضامین کلیدی غزلیات عطار به شمار می رود. همچنین تفسیر ابیات مرتبط با جان بازی نشان می دهد که عطار به ظرفیت معنایی واژگان توجه ویژه ای دارد و برخی از مهم ترین مضامین شعری خود را در غزلیات و برخی دیگر از آثار خویش با شبکه معنایی یکسان بیان می کند. این زنجیره معنایی بیانگر وحدت سازمان یافته شعر عطار است و آثار گوناگون او را شرحی بر یکدیگر قرار می دهد.
۱۰۷۶.

مطالعه تاریخی گستره کاربست تقیه از سوی امام صادق (ع) در مواجهه با عالمان هم عصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۴
تقیه به عنوان یکی از آموزه های بنیادین در اندیشه شیعی، همواره در حوزه های کلامی، اصولی و فقهی مورد توجه پژوهشگران بوده است؛ اما بررسی این مفهوم در بستر تحولات تاریخی و در پیوند با شرایط سیاسی، فرهنگی و اجتماعی عصر امام صادق (ع) کمتر به صورت نظام مند دنبال شده است. گسترش کم سابقه فضای علمی در روزگار امام صادق (ع)، همراه با نقش تعیین کننده ایشان در بنیان گذاری و تبیین اصول مکتب تشیع، زمینه ای فراهم آورده است که پرسش از گستره و میزان کاربست تقیه در مواجهه با عالمان و دانشمندان هم عصر ایشان اهمیت ویژه ای یابد. مقاله پیش رو با طرح این پرسش که امام صادق (ع) تا چه اندازه در برابر نخبگان علمی زمان خویش ناگزیر به رعایت تقیه بوده اند، با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و برپایه منابع کتابخانه ای فرضیه ای را پی می گیرد که بر اساس آن اثبات کند: کاربست تقیه بیش از آن که ریشه در ضرورت های معرفتی داشته باشد، محصول ملاحظات دیگری چون مسائل سیاسی - اجتماعی مرتبط با خلفای هم عصر و جامعه زیسته خود بوده است. در این راستا می توان نشان داد که در پرتو عواملی همچون: سیالیت جریان های فکری، ناتمام بودن شکل گیری مکاتب فقهی و کلامی، جایگاه ممتاز علمی امام صادق (ع) در قیاس با رقبای هم عصر، و تمایز میان عموم مردم با اهل علم، امام در عرصه علمی نیاز اندکی به بهره گیری از تقیه داشته اند. یافته های این پژوهش، حاکی از آن است که فضای علمی پویای آن دوره امکانی فراهم آورد تا امام صادق (ع) آموزه های مهم شیعی را با کمترین ضرورت در خصوص توسل به تقیه در برابر عالمان هم عصر خویش تبیین و تثبیت کنند.
۱۰۷۷.

تبیین عرفانی «تجربه های نزدیک به مرگ» با نگاهی بر آرای امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۸
تجربه نزدیک به مرگ به مجموعه ای از ادراکات و مشاهدات شخصی افرادی اطلاق می شود که در آستانه مرگ قرار گرفته اند و پدیده هایی مانند خروج روح از بدن، عبور از فضایی تاریک به سوی روشنایی، دریافت های فراحسی، رویارویی با موجود یا راهنمایی نورانی و نظایر آن را گزارش کرده اند. این پدیده در حوزه های گوناگونی همچون پزشکی، روان شناسی و فرا روان شناسی به صورت گسترده مورد پژوهش و بررسی قرار گرفته است. با وجود این، واکاوی و تبیین آن از منظر عرفان اسلامی کمتر مورد توجه پژوهشگران واقع شده است. در چارچوب عرفان اسلامی، انسان به منزله موجودی دارای ساحت های متعالی معرفی می شود که حیات او محدود به کالبد مادی نیست، بلکه پس از رهایی از بدن نیز تداوم می یابد و می تواند به مراتبی از تجربه دست یابد که با تجربه های نزدیک به مرگ همانند مرگ اختیاری، خلع بدن و شهود باطنی قابل مقایسه است. دیدگاه های امام خمینی نیز مؤید چنین برداشتی است؛ وی انسان را شگفتی عالم آفرینش و برخوردار از لایه های درونی و توانمندی های پیچیده می داند که با گسستن از جهان طبیعت و ماده آشکار می شوند. پژوهش حاضر کوشیده است تجربه های نزدیک به مرگ را از منظر عرفانی به عنوان جلوه ای از استعدادهای فرامادی و روحانی انسان مورد تحلیل و تفسیر قرار دهد .
۱۰۷۸.

رابطه مؤلفه های گفتمان انقلاب اسلامی و مردم سالاری دینی با توسعه سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۰
انقلاب ها به دلیل ماهیت تأسیسی خود، در پی استقرار نظم سیاسی جدیدی هستند. انقلاب اسلامی ایران نیز با ارائه گفتمانی نوین، کوشید الگویی بدیل برای توسعه سیاسی مبتنی بر مردم سالاری دینی ارائه دهد. پرسش اصلی این تحقیق آن است که   مؤلفه های محوری گفتمان انقلاب اسلامی چگونه می توانند در شکل دهی و تقویت توسعه سیاسی مؤثر باشند؟   اهمیت این بررسی ازآنجا ناشی می شود که مردم سالاری دینی به عنوان یک الگوی نوپدید، نیازمند تقویت پشتوانه نظری و تحلیلی برای نشان دادن کارآمدی خود در مقایسه با مدل های رایج غربی است . این پژوهش با   روش توصیفی-تحلیلی   و با تکیه بر   منابع اسنادی و متون علمی   انجام شده است . برجسته ترین مؤلفه های گفتمان انقلاب اسلامی عبارتند از : توحید و حاکمیت الهی، آزادی خواهی ، عدالت طلبی، مبارزه با استکبار و استبداد و احیای ارزش های دینی . این مؤلفه ها در عین تمایز از لیبرالیسم غربی، با مردم سالاری دینی پیوندی روشن دارند و در قالب   تشیع علوی، اصل ولایت فقیه و قوانین اسلامی   تجلی یافته اند. بر اساس یافته های این تحقیق، بین گفتمان انقلاب اسلامی و مردم سالاری دینی از یک سو و توسعه سیاسی به مفهوم مدرن آن از سوی دیگر، نسبت و پیوند عمیقی وجود دارد. توجه عملی به این رابطه می تواند ظرفیت های لازم را برای هدایت توسعه سیاسی فراهم کند، تعهد نهادهای حکومتی به   پاسخگویی و مسئولیت پذیری   را افزایش دهد و الگویی پایدار برای تعالی جهان اسلام ارائه نماید .
۱۰۷۹.

مفهوم منفعت عمومی در ادبیات متفکران مشروطه: مطالعه موردی روزنامه قانون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۲
مفهوم «منفعت عمومی» یکی از مفاهیم نوین در ادبیات سیاسی دوره مشروطه است که مشروطه خواهان تلاش کردند آن را در چهارچوب گفتمانی خود تبیین و کاربردی کنند. این مفهوم نقش مهمی در توسعه مدرنیته، استقرار حکومت قانون و نقد استبداد فردی داشت و برخلاف مفاهیم ثابت و ذاتی، معنا و ارزش آن بسته به شرایط اجتماعی، سیاسی و مناسبات قدرت تغییر می کرد. هدف این مقاله بررسی چگونگی بازنمایی و کاربرد مفهوم منفعت عمومی در روزنامه قانون و اندیشه های میرزا ملکم خان، مؤسس این روزنامه، است. پرسش اصلی این نوشتار این است که ملکم خان چگونه این مفهوم را در چهارچوب اندیشه سیاسی خود مطرح کرده و به کار برده است. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر تحلیل گفتمان انتقادی است و داده ها به صورت کتابخانه ای گردآوری شده اند. یافته های تحقیق نشان می دهد که اولاً تحقق اولویت منفعت عمومی بر منفعت فردی تنها در پرتو ایجاد ساختارهای سیاسی مبتنی بر قانون امکان پذیر است. ثانیاً ملکم خان در تبیین این مفهوم از منابع فکری اسلامی بهره برده و تلاش کرده است میان قانون مدنی و شریعت اسلامی همخوانی برقرار کند. نتیجه نهایی نشان می دهد که هدف اصلی او از انتشار روزنامه قانون ، ترویج مفهوم منفعت عمومی در ذهنیت مشروطه خواهان و نخبگان ایرانی و همسو کردن سیستم حکمرانی با این مفهوم از طریق تفکیک قوا و ایجاد سازگاری میان شریعت و قانون بوده است. او همچنین پیشنهاد تأسیس «شورای کبری» را مطرح کرد تا منفعت عمومی بر اساس گفتگو و توافق میان اعضای «مجمع آدمیت» شکل گیرد .
۱۰۸۰.

واقع نمایی در قرائت امام خمینی (ره) از دین؛ چیستی و چرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۸
در مباحث مربوط به «زبان دین»، مسئله «واقع نمایی» از جایگاهی ویژه برخوردار است. اگر فرض کنیم متون دینی غیرواقع نما هستند، در این صورت طیف گسترده ای از رهنمودهای وحیانی بی اعتبار می شوند و سازه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگیِ مبتنی بر آن ها نیز متزلزل خواهند شد . این مسئله زمانی بحرانی تر می شود که اعتبار گزاره ها و آموزه های دینی را در شکل دهی به مبانی حکومت دینی و دولت اسلامی ، منوط به واقع نما بودن متون و منابع دینی بدانیم. با چنین پیش فرضی، اگر زبان دین را غیرشناختاری در نظر بگیریم، آنگاه هرگونه استناد و استدلال امام خمینی و دیگر اندیشمندان نظام اسلامی به این منابع، کاری خطا و بی حاصل خواهد بود . این پژوهش با بهره گیری از رهیافت های درون دینی و برون دینی ، نخست به تبیین معنای «واقع نمایی» پرداخته و سپس در گام بعد، واقع نمایی زبان دین را به اثبات می رساند. در نهایت، علت اساس بودنِ نگرش واقع نما در خوانش امام خمینی از دین را واکاوی می کند. از جمله دستاوردهای این تحقیق، می توان به تأیید عقلی، عقلایی و نقلی درستیِ «قرائت واقع نما» از دین و منابع آن، به ویژه در عرصه تشکیل و اداره دولت اسلامی از منظر امام خمینی اشاره کرد .

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان