ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۴۱ تا ۱٬۴۶۰ مورد از کل ۸۳٬۶۸۲ مورد.
۱۴۴۱.

تبیین احکام فقهی معماری و شهرسازی اسلامی خانواده مبنا با تاکید بر قاعده نفی سبیل به عنوان یک قاعده آمره(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۱۷
خانواده جایگاه مهمی در معماری و شهرسازی اسلامی دارد. بطوریکه الگوی معماری و شهرسازی مبتنی بر خانواده مستلزم رعایت الزاماتی در جنبه های فضایی و کالبدی، عملکردی و مدیریتی است که عدم توجه بر آنها موجب احداث شهرکهای مسکونی، برجها و مجتمع های آپارتمانی شده است که مسائل و مشکلات عدیده ای همچون سلب آسایش و آرامش را برای خانواده ها ایجاد می نماید. قاعده فقهی نفی سبیل که از مهمترین و مشهورترین قواعد فقهی دین اسلام به شمار می-آید، مانند تمام قواعد فقهی دیگر در جهت سعادت مسلمانان است. در آیات متعدد قرآن کریم در نفی سلطه کافران بر مسلمانان تاکید شده است. از این رو هدف این مقاله تبیین جایگاه خانواده در احکام فقهی معماری و شهرسازی اسلامی است که با روش تحقیق تحلیل محتوای متن و استدلال منطقی با رویکردی مطالعه بین رشته ای و با استفاده از شیوه های کتابخانه-ای و اسنادی انجام می شود. نتایج پژوهش نشان می دهد که شهر و محله و خانه اسلامی محل تجلّی و کاربست قواعد فقهی و از جمله قاعده نفی سبیل است، بطوریکه مطابق قاعده نفی سبیل، در محله اسلامی باید زمینه عمل به احکام الهی از جمله مرکزیت مسجد فراهم شود و الگوی خانه مبتنی بر خانواده حیاط دار و کم تراکم و ایمن و امن است تا سبک زندگی اسلامی با پشتیبانی معماری و شهرسازی اسلامی محقق شو.د.
۱۴۴۲.

بررسی کارکرد لایه واژگانی در نهج الفصاحه برپایه سبک شناسی لایه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۶۰
سبک شناسی لایه ای تحلیل و تفسیر باریک بینانه ای از متون را در اختیار می نهد. در میان لایه های چندگانه یک متن، لایه واژگانی کاربردی ترین لایه ای است که سبک و به تبع آن معنای مورد نظر گوینده یا نویسنده را باز تاب می دهد. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و آماری سبک شناسی لایه ایی احادیث و خطبه های پیامبر(ص) درنهج الفصاحه را واکاوی و زیبایی جنبه های زبانی آن را بیان نموده است. نتایج نشان می دهد که کارکرد واژه ها در کلام و سیاق حاکم بر احادیث و خطبه ها معانی مورد نظر پیامبر(ص) را به خوبی افاده نموده اند، طوری که واژه یا سیاق دیگر نمی تواند آن معانی را با همان کیفیت بیان کند. بسامد واژه ها در مجموع انتزاعی ولی درصد آن در دو مقوله مذکور متفاوت است، در احادیث 37/65 و در خطبه ها 51/67. این نسبت بیانگر ذهنی بودن سبک حاکم بر احادیث و خطبه هاست. در احادیث ارجاع ضمنی و در خطبه ها ارجاع صریح بیشتر است و همین جنبه ادبی احادیث را نسبت به خطبه ها بیشتر کرده است. نیز بسامد بالای واژگان بی نشان سبک این دو را رسمی نموده و جنبه های اعتقادی، تربیتی و اخلاقی محتوا را بر جسته و تأثیر گذاری کلام را به کمال رسانده است.
۱۴۴۳.

شخصیت پردازی ایوب، همسر وی و ابلیس در قرآن کریم ومقارنه آن با فیلم ایوب پیامبر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۳۷
فیلم سینمایی ایوب پیامبر در سال 1372 به نویسندگی و کارگردانی فرج الله سلحشور تولید شد. قصه ای که این فیلم روایت می کند با آنچه قرآن کریم بیان کرده است تفاوت های اساسی دارد. با آنکه داستان ایوب در قرآن در شش آیه آمده است اما اینگونه نیست که این داستانِ کوتاه، ناقص بیان شده باشد و یا عناصر داستانی مثل عنصر شخصیت پردازی را نداشته باشد. در داستان ایوب قرآن، چهار شخصیت داریم: ایوب، رب، شیطان و اهل. شخصیت پردازی فیلم سینمایی ایوب پیامبر از این چهار شخصیت با شخصیت پردازی قرآن از این چهار شخصیت متفاوت است. این تفاوت اساسی در شاکله و زیربنا در این دو روایت از داستان ایوب به دلیل آن است که در فیلم سینمایی ایوب پیامبر، قصه قرآن مبنای کار قرار نگرفته است بلکه منابع دیگر مثل کتاب مقدس، روایات و کتب قصص انبیا مورد استناد قرار گرفته اند.
۱۴۴۴.

انتقال میراث حبشی به جزیرهالعرب توسط مهاجران مسلمان(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۰۳
حبشه سرزمینی کهن در شرق قاره آفریقا و دارای تمدن باسابقه ای بیش از دو هزار سال است. این سرزمین نخستین پناهگاه گروهی از اصحاب پیامبر خدا(ص) بود. اسلام پیش از آنکه در جزیره العرب بسط یابد، در جریان نخستین هجرت مسلمانان، به حبشه وارد شد. هجرت مسلمان به این سرزمین، نقطه عطفی در تاریخ گسترش اسلام قلمداد می شود. اما پرسشی که کمتر مورد توجه قرار گرفته، این است که آیا مهاجران پس از بازگشت به حجاز چیزی از میراث و آداب و رسوم حبشیان را با خود منتقل کرده اند؟ این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی گزارش های موجود پرداخته است. در ماجرای هجرت، عده ای از مسلمانان به امر پیامبر(ص) به حبشه مهاجرت کردند تا در سایه حمایت نجاشی قرار گیرند. حبشه سرزمین ناشناخته ای برای اعراب نبود و آنان قبل از اسلام برای تجارت به آنجا رفت و آمد داشتند. مسلمانان مهاجر به حبشه تا سال هفتم هجری یعنی 15 سال در حبشه زیستند و به علت اقامت طولانی به طور طبیعی تحت تأثیر محیط اجتماعی آنجا قرار گرفتند. در نتیجه پس از بازگشت، بخشی از میراث فرهنگی و اجتماعی این سرزمین را وارد جزیرهالعرب نمودند. پژوهش حاضر درصدد است به این پرسش پاسخ دهد که: اقامت پانزده ساله مسلمانان در حبشه، منجر به انتقال چه میراثی از حبشه به جامعه اسلامی شده است؟ در موضوع مهاجرت به حبشه و انعکاس آن در منابع، پژوهش هایی انجام شده است، اما به صورت تخصصی، موضوع انتقال میراث حبشه به جزیره العرب کمتر مورد توجه قرار گرفته است. مهم ترین این میراث عبارت بودند از: مهریه چهار هزار درهمی. در دوره پیامبر اکرم(ص) مهریه زنان دوازده و نیم اوقیه معادل تقریبی پنج هزار درهم یا پانصد دینار بود و برخی از سنت ایشان تبعیت می کردند. در دوره خلفای راشدین نیز بیشتر مسلمانان تابع سنت رسول اکرم(ص) بودند. در دوره امویان مهریه اغلب چهار هزار درهم بود و برخی خلفا نیز بر این میزان مهریه تأکید بسیار داشتند. درباره ریشه این مبلغ در منابع آمده که پیامبر اکرم(ص) با ارسال پیکی به سوی نجاشی، درخواست ازدواج با ام حبیبه از زنان مهاجر به حبشه را نمود. نجاشی برای ام حبیبه چهار هزار درهم یا چهارصد دینار مهریه را تعیین نمود. این کار وی سنتی بخصوص در دوره اموی شد؛ چرا که ام حبیبه خواهر معاویه، موسس سلسله امویان بود. به نظر می رسد این موضوع باعث شد تا برای بالا بردن جایگاه خاندان معاویه و خواهرش در نزد مسلمانان میزان مهریه ام حبیبه را معیاری برای مهریه همه زنان مسلمان قرار دهند. تابوت سرپوشیده دومین میراثی است که از حبشه به جامعه اسلامی منتقل شد. تابوت در میان اعراب پیش از اسلام مرسوم بود، اما شکل سرپوشیده آن سنتی برگرفته از فرهنگ حبشه بود که در همان اوایل دوره اسلامی و در جریان رحلت حضرت فاطمه(س) رواج یافت. روایت مربوط به تابوت در منابع به صورت های مختلف نقل شده است. هرچند اختلافاتی در مورد راویان و حتی اینکه اولین تابوت سرپوشیده برای چه کسی ساخته شد، به چشم می خورد، اما همه منابع متفق هستند که اسماء بنت عمیس اولین بار این تابوت را طبق آنچه که از مراسم تدفین حبشی ها آموخته، آموزش داده است. روایت شده که حضرت فاطمه(س) به اسماء دختر عُمَیس فرمود: چه ناپسند است تابوت هایى که براى زنان مى سازند؛ زیرا در آن پوششى روى بدن مى افکنند و اندام میّت براى مردم مشخص است. اسماء قطعه چوب هاى تازه اى خواست و آن ها را صاف کرد و محکم به یکدیگر بست و آنگاه پارچه اى روى آن انداخت. حضرت فاطمه (س) با دیدن آن تابوت فرمود: چه تابوت زیبایى که مرد بودن و یا زن بودن در آن مشخص نمى شود. حضرت از او خواست که برای او نیز چنین تابوتی ساخته شود. از آنجایی که اکثر منابع نیز به ساخت اولین تابوت برای حضرت فاطمه(س) اشاره دارند، می توان نتیجه گرفت که اولین تابوت به سبک حبشه ای ها مربوط به تابوت حضرت فاطمه(س) بود. سومین میراثی که توسط مهاجران حبشه به جامعه اسلامی منتقل شد، برخی داروهای گیاهی بود. به عنوان نمونه در بیمارى رسول خدا(ص) و ضعف جسمانی ایشان، معجونی گیاهی به دهان آن حضرت مالیدند. معجونی که از مخلوط چند داروی گیاهی ساخته شده بود. این معجون را نیز اسماء دختر عمیس از سرزمین حبشه آموخته بود.
۱۴۴۵.

روش شناسی مقام معظم رهبری در طرح معارف اعتقادی بر اساس کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۸۵
یکی از جنبه های برجسته شخصیت رهبر معظم انقلاب، بُعد قرآنی ایشان است. این بُعد مبتنی بر روش هایی است که می توان از آن در مطالعات و فعالیت های قرآنی مدد جست. کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» از بهترین آثاری است که بر اساس آن می توان به این مطلوب دست یافت. این کتاب سرشار از روش های خلاق و الهام بخشی است که برای همه بویژه مدرسان و مربیان و اهالی قرآن قابل توجه و استفاده است. این تحقیق در صدد است با استفاده از روش اسنادی کتابخانه ای و توصیفی تحلیلی، روش های خلاق و الهام بخش رهبر معظم انقلاب را در کتاب یادشده، بررسی نماید. از مهمترین دستاوردهای این نوشتار، آشنایی بهتر و کامل تر با مهارت های علمی و عملی مانند تبیین نظام ها و شبکه سازی آیات، نوع ورود در مباحث، سبک تدریس و کلاسداری است که معظم له صورت داده، محققان، معلمان و مربیان می توانند آنها را اجرا کنند.
۱۴۴۶.

تحلیل انتقادی دیدگاه یوسفی اشکوری در خصوص تکامل انواع با تاکید بر آرای تفسیری علامه طباطبائی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۲
حسن یوسفی اشکوری از دغدغه مندان و قرآن پژوهان معاصر است که فارغ از دیدگاه های سیاسی مورد مناقشه، بنابر آن چه خود در مقدمه کتاب «بازخوانی قصه خلقت» مرقوم داشته، در صدد بر افروختن دو چراغ پر فروغ و خدائی «ایمان» و «تفکر» با تمام قامت و در اوج درخشندگی است. وی اذعان می دارد که نگارش کتاب یادشده به صورت تحقیقی و با نقد و بررسی آرای این و آن سامان نیافته، گرچه گاه بنابر ضرورت   برخی از آرای دیگران را هم نقل کرده است، اما اصل کتاب یادشده، محصول مطالعات، تاملات و تجربیات فکری و عملی شخص نویسنده است، و به واقع ما با فهم و برداشت فردی و شخصی او مواجهیم. یوسفی اشکوری در بخش نخست از مجموعه دو بخش کتاب خویش، تحت عنوان «داستان آدم در قرآن»، با بیان نکاتی، فرضیه تکامل انواع را در مورد خلقت انسان مطرح ساخته و به استناد آیاتی از قرآن و نهج البلاغه می کوشد تا آن را مُستدَل نماید. در نقطه مقابل دیدگاه وی، نگارنده با روش توصیفی و تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانهای و با استناد به ادله نقلی و عقلی علامه طباطبائی صاحب تفسیر شریف المیزان ، به نقد و تحلیل تأملات و آرای شخصی یوسفی اشکوری مبادرت ورزیده است. برخی از نتایج پژوهش حاضر، بیانگر این حقیقت است که فرضیه تکامل مورد پذیرش وی، ظنی و غیر قطعی میباشد؛ زیرا قابلیت اثبات پذیری با تجربه بشری را ندارد و دست بشر از آزمودن مسائلی که در میلیون ها سال قبل ریشه دارد، کوتاه است. همچنین ادعای استعاری و یا تمثیلی بودن خلقت انسان در مرحله تکامل زیستی و بیولوژیک، از جهات سه گانه مورد نظر طباطبائی(مبنای زبان شناختی، راجع بودن تعمیم روش تمثیلی استفاده شده در آیات به «مَثَل» و نه «مُمَثَّل»، و ظهور قریب به نص آیات قرآن) بی پایه و اساس بوده، فاقد هر گونه ادله درون و برون نصی می باشد. 
۱۴۴۷.

صحو و سُکر عرفانی در رشح الزُّلال(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۱۰۲
کتاب رشح الزّلال را عبدالرزاق کاشانی (متوفی حدود 730ق.) در شرح رساله «إصطلاح الصوفیه» ابن عربی (متوفی 638ق.) نوشته است و این دو کتاب عربی از نخسیتن پژوهش ها در اصطلاحات عرفانی به شمارمی آیند. ازآنجاکه دو مکتب اصلی عرفانی با نام سُکر خراسانی و صحو بغدادی مهم ترین نقش را در پیدایش عرفان و تصوف اسلامی داشته اند دو اصطلاح صحو و سُکر اهمیت خاصی دارند و برای ورود به مباحث عرفانی و بررسی مکتب های آن ابتدا بایستی این دو اصطلاح مطالعه گردند. در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی و با استناد به روش کتابخانه ای و مراجعه به منابع دست اول، ابتدا این دو اصطلاح را از دیدگاه های متفاوت بررسی و سپس به سراغ کتاب رشح الزّلال رفته و دیدگاه خاص شیخ عبدالرزاق کاشانی را در این مورد نقد و تحلیل می کند. بایزید بسطامی با مکتب سُکر عاشقانه و جنید بغدادی با مکتب صحو زاهدانه از این دو اصطلاح آغازمی کنند اما این کاشانی است که در رشح الزّلال برای اولین بار لذت های طبیعی و عقلی و الهی را به رسمیت می شناسد.
۱۴۴۸.

دِرنگی درباره تبعیت احکام از مصالح و مفاسد (مطالعه موردی: گزارش محمد بن سنان از امام رضا (ع))(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۵۴
اشاعره وجود اغراض و غایات را به کلی در افعال الهی منتفی می دانند، اما عدلیه بر این باورند که احکام شرعی، تابع مصالح و مفاسد واقعی است؛ بنابراین شارع مقدس، از پسِ جعلِ احکام، اغراض و مقاصدی را دنبال می کند. پرسش مهمی که در اینجا مطرح شده این است که آیا مصالح و مفاسد، الزاماً در متعلق تکالیف نهفته یا اینکه اصل تکلیف می بایست دارای مصلحت و مفسده باشد ولو اینکه متعلّق تکلیف، فاقد ملاک باشد؟ مشهور، بحث را به گونه ای ارائه کرده اند که وجه اول را تایید می کند. در مقابل، برخی معتقدند تکلیف باید مشتمل بر ملاک باشد. این ملاک می تواند در متعلق امر و نهی یا خود امر و نهی قرار داشته باشد. پرسش دیگر این است که آیا در این گزاره که عقل بشر، قادر به درک ملاکات احکام نیست تا بر پایه علل مستنبط و کشفیات ظنی، به تعمیم و تخصیص حکم بپردازد، هیچ تمایزی میان عبادات و معاملات وجود ندارد؟ در این پژوهش به روش تحلیلی کوشیده شده با تأمل در مقتضای خبر محمد بن سنان از امام رضا (ع) با مفروض انگاشتن اعتبار سندی و نیز فارغ از ادله عقلی و نقلی دیگر، پاسخی برای دو پرسش مذکور ارائه شود. مقتضای خبر مذکور، آن است که متعلّق حکم، نه صرفاً نفس تکلیف می بایست مشتمل بر مصلحت و مفسده باشد. ضمن آنکه ناتوانی عقل برای کشف مناطات احکام، مختص به احکام عبادی است.
۱۴۴۹.

موضوع شناسی تطبیقی علمی و فقهی وقت تعلق زکات خرما با رویکرد فقه پاسخگویی(مقاله ترویجی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۱۱
در منابع اجتهادی و فتوایی فقها، در خصوص زمان تعلق زکات غلات اربعه، به ویژه خرما، ابهاماتی وجود دارد که پاسخ گویی دقیق به پرسش های مربوط به این مبحث را با چالش مواجه ساخته است. ازاین رو، بررسی مبانی و معیارهای فقها در تعیین وقت تعلق زکات غلات، به ویژه معیار «بدوّ صلاح» در خرما، ضرورتی جدی دارد. پرسش نخست آن است که مراد فقها از «بدوّ صلاح» دقیقاً چیست و این عنوان در چه زمانی محقق می گردد؟ همچنین آیا «بدوّ صلاح» با صدق عنوان «تمر» بر خرما تفاوت دارد؟ در مواردی نیز فقها، «احمرار» یا «اصفرار» را به عنوان معیار تحقق زکات معرفی کرده اند. باید دید مراد از این عناوین چیست و آیا این معیارها مفهومی متفاوت از «بدوّ صلاح» یا «صدق عنوان تمر» دارند یا خیر. در این نوشتار، ابتدا عناوینی که از سوی فقها برای بیان زمان تعلق زکات مطرح شده مورد واکاوی قرار گرفته و در مرحله بعد، معنای دقیق این اصطلاحات فقهی روشن می شود. سپس اشتراکات و تفاوت های این معیارها تحلیل می گردد تا درنهایت، با ارائه جمع بندی به صورت روشن و دقیق، مسیر پاسخ گویی برای کارشناسان فقهی هموار می گردد؛ به گونه ای که در مواجهه با پرسش های مرتبط با این بحث، بتوانند با تکیه بر فهمی عمیق، پاسخی علمی، منقح و استوار ارائه دهند.
۱۴۵۰.

ویژگی های تجارب عرفانی از دیدگاه حسن زاده آملی: رویکردی پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۵۹
تجربه های عرفانی به عنوان پدیده هایی شخصی و درونی، همواره مورد توجه عارفان و پژوهشگران حوزه معنویت بوده اند. در این پژوهش، ویژگی های تجارب عرفانی از دیدگاه علامه حسن زاده آملی با رویکردی پدیدارشناسانه بررسی شده است. بدین منظور، با استفاده از روش پژوهش کیفی از نوع پدیدارشناسی، روایت های دست اول علامه حسن زاده آملی از مکاشفات و مشاهدات عرفانی ایشان (به ویژه آنچه در آثار هزار و یک نکته و انسان در عرف عرفان نقل شده است) گردآوری و تحلیل گردید. گام های این روش شامل جمع آوری داده های متنی، افق گشایی (استخراج گزاره های معنادار)، کدگذاری باز، خوشه بندی معانی، استخراج مضامین مشترک و نهایتاً ترسیم ساختار جوهره تجربه های عرفانی بوده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که تجربه های عرفانی حسن زاده آملی دارای مضامین محوری مشترکی هستند؛ از جمله: شرایط و زمینه های ویژه (خلوت، مراقبه و اذکار خاص)، پدیده های حسی-ادراکی فوق العاده (مانند رؤیاهای صادقه، اصوات و انوار غیبی)، حالت های عاطفی عمیق (شوق و ابتهاج معنوی یا هیبت و حیرت قدسی)، دریافت های معرفتی و الهامات (فهم مضامین قرآنی، دریافت پیام های رمزآلود) و بیان ناپذیری (ناتوانی در توصیف کامل تجربه و استفاده از تمثیل و شعر برای انتقال آن). همچنین مقایسه تطبیقی با تجارب عرفانی برخی عرفای بزرگ مسلمان (از جمله مولوی، محی الدین ابن عربی، نجم الدین رازی و صدرالدین قونوی) حاکی از آن است که در عین اشتراک این تجارب در عناصر بنیادی یادشده, هر عارف بر جنبه هایی خاص تأکیدنموده که متأثر از مشرب فکری و سنت معنوی اوست. پس تجربه های عرفانی حسن زاده آملی در چهارچوب آموزه های عرفان اسلامی تفسیرشده است و عناصر مشترک با تجارب عرفای بزرگ دارد. کلیدواژه ها: تجربه عرفانی، پدیدارشناسی، حسن زاده آملی، عرفان اسلامی، مقایسه تطبیقی.
۱۴۵۱.

نقش سنجی اسامی خاص در سیاحت نامه ابراهیم بیگ و بازنمود آن در ترجمه عربی بر اساس الگوی گیبکا و تکنیک های فرناندز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۱۳
اسامی خاص در متون ادبی، به ویژه در متون سفرنامه ای، تنها ابزارهای ارجاعی به افراد، مکان ها یا نهادها نیستند، بلکه می توانند کارکردهایی فراتر از شناسایی داشته باشند و لایه هایی از معنا، هویت، ایدئولوژی و حافظه فرهنگی را منتقل کنند. پژوهش حاضر با تمرکز بر رمان «سیاحت نامه ابراهیم بیگ» و بر اساس نظریه دو عمل گیبکا (2018)، به بررسی نقش های ثانویه ای پرداخته است که اسامی خاص در متن اصلی ایفا می کنند. این نقش ها شامل نقش اجتماعی، بومی سازی، معنایی، طنز، تعلیمی، کنشی، تلمیحی، آشکارسازی، بیانگری، آرزومندی، شاعرانه، مخفی گری و یادبودی هستند. در ادامه، ترجمه عربی این اثر با استفاده از چارچوب راهبردهای فرناندز (2006) تحلیل شده است تا میزان موفقیت هر یک از راهبردها در انتقال این نقش ها ارزیابی شود. یافته ها نشان داد که راهبرد «نسخه برداری» بیش از سایر راهبردها در انتقال برخی نقش ها، مانند نقش اجتماعی و بومی سازی، موفق عمل کرده است، اما در بازنمایی سایر نقش های اسامی اشخاص و نقش های چندوجهیِ اسامی مکان ها، ناکارآمد ظاهر شده است. تحلیل نهایی بر اساس نظریه «فضای سوم» سوجا (1996) نشان داد که بسیاری از مکان های فرهنگی که کارکردی فراتر از موقعیت جغرافیایی دارند، در ترجمه دچار تقلیل معنایی شده و به فضاهایی صرفاً جغرافیایی تبدیل شده اند. این پژوهش بر لزوم رویکردی نقش محور و بافت محور در ترجمه اسامی خاص تأکید دارد.
۱۴۵۲.

بنیادهای فکر اصلاح اجتماعی در حیات تمدنی امامان(ع)؛ با تمرکز بر نهج البلاغه (مقاله ترویجی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۴
با همه گفتگوهایی که امروزه در کارویژه امامت وجود دارد، در میان شیعیان دوازده امامی، اختلافی در پیشوایی اخلاقی و فرهنگی امامان دیده نمی شود، هر چند در چگونگی اعمال نقش مؤثرآنان، اختلاف نظر وجود دارد. تحقق چنین نقشی بدون حضور در ساختار سیاسی و قدرت امکان پذیر نیست، اما وجود پیروانی باورمند و گوش به فرمان، تا حدی آن را حل کرده و بستر نفوذ آنان را مهیا ساخته است؛ الگویی که برای دیگر کنشگران اجتماعی نیز الهام بخش است. مسئله رویارویی پیشوایان با کژی ها و ناهنجاری های اجتماعی، و احساس مسئولیت آن برای اصلاح جامعه، دغدغه ای فراتاریخی است. این مقاله با اتکای به منابع و رهاورد پژوهش ها می کوشد تا با بهره گیری از روش توصیفی-تاریخی در گردآوری داده ها و تحلیل مضمون در فرایند تبیین، به این پرسش کانونی پاسخ دهد که مبانی اصلی فکر اصلاح اجتماعی یا مؤلفه های آن در سیره امامتی، با محوریت نهج البلاغه کدام اند؟ مقاله با این فرضیه پیش می رود که رعایت ارجمندی و حقوق عمومی مردم، مهم ترین عنصر تعیین کننده کنش های اصلاح گرایانه فرهنگ امامت است. بر این اساس دینداری و فرایند مؤمن سازی مردم و جامعه نه هدفی منفک، بلکه امری معطوف به تحقق کرامت انسانی و عدالت اجتماعی تلقی می شود که در پرتو آگاهی بخشی و با نگاهی تمدنی سامان می یابد.
۱۴۵۳.

معناشناسی واژه ی «سیاست» در نهج البلاغه با تأکید بر روابط هم نشینی و جانشینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۰
«سیاست» به عنوان یکی از ارکان اساسی زندگی اجتماعی انسان ها، همواره مورد توجه اندیشمندان و متفکران بوده است. این واژه در متون دینی به ویژه نهج البلاغه امام علی (ع) با روابط هم نشینی متنوع و گسترده ای به کار رفته است. واژگانی مانند «تدبیر»، «اصلاح» و «رهبری» به عنوان جانشین های این مفهوم، به غنای معنایی آن افزوده و نشان دهنده اهمیت والای «سیاست» در سیره و رفتار اجتماعی اسلام است. هدف این مقاله، تحلیل جامع معنا و ابعاد مختلف واژه ی «سیاست» در نهج البلاغه است که به روشن سازی نقش آن در الزام به عدالت و مسئولیت پذیری کمک می کند. برای نیل به این هدف، از روش تحلیل متنی و بررسی تطبیقی بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که این واژه در محور هم نشینی با «استقامت»، «امانت داری» و «مودّت» معنای حفاظتی می گیرد و در محور جانشینی در کنار «حکمت» و «قیاده» بُعد راهبردی اش نمایان می شود. این یافته ها می تواند به درک و تبیین بهتر اندیشه سیاسی اسلامی کمک نماید.
۱۴۵۴.

نقش مقاصد الشریعه در تفسیر فقهی قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۳
تفسیر فقهی قرآن همواره به عنوان یکی از مهم ترین عرصه های تعامل میان نص قرآنی و زندگی اجتماعی مسلمانان مورد توجه قرار گرفته است. در این میان، مقاصد الشریعه به عنوان مجموعه ای از اهداف و حکمت های کلی شریعت، نقش اساسی در هدایت روند استنباط و فهم نصوص ایفا می کند. با وجود اینکه در روش های سنتی تفسیر، توجه عمده به ظاهر الفاظ و قواعد اصولی معطوف بوده، تحولات اجتماعی و پیچیدگی های روابط انسانی ضرورت بازنگری در این رویکرد را آشکار ساخته است. رویکرد مقاصدی با تمرکز بر مقاصد ضروریه همچون حفظ دین، نفس، عقل، نسل و مال و همچنین توجه به مصالح حاجیه و تحسینیه، امکان تفسیر پویاتر و متناسب تر با شرایط زمان و مکان را فراهم می آورد. این مقاله با بررسی مبانی نظری مقاصد الشریعه، سیر تاریخی آن در میان اندیشمندان اهل سنت و شیعه، و تحلیل روش شناسی مقاصدی، می کوشد ظرفیت ها و چالش های این رویکرد در تفسیر فقهی قرآن را روشن سازد. همچنین نمونه هایی از آیات مرتبط با عبادات، معاملات، احوال شخصیه و مجازات ها مورد بررسی قرار گرفته تا نحوه کاربست عملی مقاصد در فهم نصوص قرآنی آشکار گردد. یافته ها نشان می دهد که بهره گیری از مقاصد الشریعه نه به معنای کنار گذاشتن نص، بلکه در جهت تکمیل و تعمیق فهم آن است و می تواند به تحقق عدالت، رفع تعارضات ظاهری و پاسخگویی به نیازهای معاصر جامعه اسلامی یاری رساند.
۱۴۵۵.

بررسی تطبیقی راهبردهای تقویت خودکنترلی به مثابه فضیلت برتر در ادیان ابراهیمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۱۸۰
این مقاله به بررسی راهکارهای مقابله با آکراسیا یا ضعف اراده، می پردازد. خودکنترلی به مثابه درمانی برای این معضل دیرین، شناسایی و به عنوان فضیلت برتر معرفی می شود و نقش آن در پرورش دیگر فضایل مورد تأکید قرار می گیرد. این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی و با روش کتابخانه ای بررسی می کند که چگونه سبک زندگیِ مبتنی بر ادیان ابراهیمی می تواند خودکنترلی را از طریق تعیین استانداردها، ارائه الگوهای اخلاقی و تأکید بر عمل تقویت کند. در یهودیت مفهوم تقدس با خودکنترلی مرتبط می شود. در مسیحیت، خودکنترلی به عنوان موهبتی روحانی تلقی می شود که از طریق دعا و ایمان به عیسی به دست می آید. در اسلام تقوا نزدیک ترین معادل خودکنترلی است که ابزارهای عملی مانند خودنظارتی و محاسبه برای پرورش آن مورد تأکید هستند. یکی دیگر از این ابزارها، مبارزه مداوم با خواسته ها و امیال نفسانی است که معادل خودکنترلی بازدارنده در تحقیقات جدید است. این پژوهش با تأکید بر اهمیت خودکنترلی در توسعه تاب آوری و مقاومت فرد به پایان می رسد و پیشنهاد می دهد که آموزه های دینی، به ویژه آنهایی که مقاومت در برابر امیال را ترویج می کنند، می توانند به ایجاد جامعه ای اخلاقی تر و مقاوم تر کمک کنند.
۱۴۵۶.

واکاوی مبانی اختلاف مفسران در شناسایی دشمنان پنهان ودلالت های آن بر نظریه امنیت در اسلام(با محوریت آیه ۶۰ انفال)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۲
آیه شصتم سوره انفال، با فرمان محوری «إعداد القوّه» وطرح مفهوم دشمنان پنهان «وَآخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ»، مبانی راهبردی وبنیادین نظریه امنیت در اسلام را تبیین می نماید.این پژوهش با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کیفی ورویکرد تطبیقی در بررسی تفاسیر، به واکاوی مبانی اختلاف مفسران در شناسایی این دسته از دشمنان ودلالت های آن بر نظریه امنیت اسلامی پرداخته است.یافته های تحقیق نشان می دهد که مفهوم قرآنی «قوّه» دارای ابعاد مادی ومعنوی گسترده ای است.همچنین، شناسایی «آخرین» به مصادیق متنوعی چون یهود، اهل فارس، منافقین، کفار جن وعموم دشمنان ناشناخته، بر ماهیت چندوجهی، پویا وپیچیده تهدید در اندیشه اسلامی دلالت دارد.مبانی روایی، لغوی، تاریخی وکلامی، عوامل اصلی شکل دهنده به این اختلافات تفسیری تشخیص داده شده اند.این تباین آراء، بر اصولی چون عدم قطعیت در محیط امنیتی، ضرورت مدیریت راهبردی غافلگیری، نقش حیاتی اطلاعات، راهبرد آمادگی همه جانبه، بازدارندگی فعال وچندلایه، اهمیت امنیت داخلی وپیوند ناگسستنی امنیت واقتصاد در چارچوب نظریه امنیت اسلامی تأکید می ورزد.نتایج این پژوهش، دلالت های معاصر وکاربردی برای جوامع اسلامی در بازتعریف مؤلفه های قدرت، تقویت ظرفیت های اطلاعاتی، اتخاذ رویکردهای بازدارندگی جامع، مقابله هوشمندانه با تهدیدات داخلی ومدیریت عدم قطعیت ارائه می دهد
۱۴۵۷.

توجه به زمان و مکان نزول آیات، معیاری در نقد و بررسی تفسیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۹
فهم آیات قرآن به ابزار و قرائنی نیاز دارد که لازم است مفسر از آن ها کمک بگیرد. یکی از آن قرائن، آشنایی با زمان و مکان نزول آیه است. این شناخت و بالتبع، آشنایی با شرایط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و جغرافیایی حاکم بر جزیرهالعرب در عصر نزول از قرائن غیرلفظی فهم آیات است. غفلت از عنصر زمان و مکان نزول، موجب برداشت های ناقص یا متناقض از آیات شده، حال آنکه توجه به آن، راهگشای فهم هماهنگ مفاهیم قرآنی، سیره تربیتی پیامبر (ص) و بستر تاریخی نزول است. این مقاله که به روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته، در صدد پاسخ بدین سؤال است که چگونه می توان از شناخت زمان و مکان نزول آیات در نقد آراء تفسیری بهره برد؟ نتایج تحقیق بیانگر آن است که شناخت زمان و مکان نزول آیات، اولاً، نقشی کلیدی در فهم صحیح از متن الهی دارد و نه تنها در تعیین مصادیق آیات و معنای دقیق واژگان مؤثر است، بلکه در تشخیص روش قرآن در تربیت افراد جامعه و سنجش اعتبار روایات اسباب نزول نیز نقش دارد. ثانیاً، به مثابه معیار سنجش اعتبار تفسیری به دو گونه عمل می کند: الف) کارکرد ایجابی: با ارائه چهارچوب تاریخی، به فهم دقیق سیاق، دلالت واژگان، اهداف سوره ها و شناسایی جریان های عصر نزول کمک می کند؛ ب) کارکرد سلبی: به عنوان معیاری نقدی، روایات جعلی اسباب نزول را ابطال می کند. غفلت از زمان و مکان نزول، مفسر را در دام های چهارگانه «تحمیل مصادیق خاص بر مفاهیم عام»، «اتحاد کاذب سیاقی»، «تحلیل نادرست پدیده های تاریخی» و «پذیرش روایات مجعول» می اندازد. از سوی دیگر، شناخت تقدم و تأخر نزول آیات، کلید فهم سیر حکمت آمیز قرآن در سه سطح است: سطح تشریعی (شناخت ناسخ و منسوخ)؛ سطح جامعه شناختی (تدریج در نزول احکام) و سطح تربیتی جامعه اسلامی.
۱۴۵۸.

Cultivating Responsibility in Adolescents Based on Stages of Development and Upbringing in Islam(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۲۲
SUBJECT & OBJECTIVES:  The confluence of Islamic tradition and developmental psychology reveals a compelling paradigm for navigating adolescence. Grounded in the Prophetic three-phase model, i.e., nurture-discipline-consult, and substantiated by empirical research on authoritative parenting, Mashwarah (consultation) emerges as a transformative practice that balances autonomy and guidance by engaging adolescents in family decisions, builds competence, and strengthens relationships. This synthesis addresses a critical gap in parenting literature by systematizing consultation as an evidence-based tool while offering measurable benefits for individual and societal well-being. Future research should explore its cross-cultural adaptability and long-term impacts on civic engagement. METHOD & FINDING: This qualitative study combines Islamic teachings on Mashwarah with developmental psychology to show how involving adolescents in decision-making builds responsibility. Key findings reveal that structured consultation supports teens' cognitive growth (Inhelder), autonomy (Erikson), and moral reasoning (Kohlberg) while aligning with Prophetic nurturing methods. It strengthens responsibility through problem-solving, which builds self-efficacy (Bandura), better parent-child bonds (Steinberg), and intrinsic motivation. The research frames Mashwarah as an evidence-based, authoritative parenting style (Baumrind) that aligns with Islamic pedagogy and brain development (Giedd). Limitations include the need for cross-cultural studies, but the findings highlight Mashwarah as a culturally rooted tool for fostering responsible adulthood.  CONCLUSION: Consulting youths boosts their self-worth, cognitive skills, and independence, preparing them for responsible adult roles.
۱۴۵۹.

بررسی برهان پذیری وجود خدا در قرآن بر اساس تفاسیر سه قرن نخست هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۲
برهان پذیری وجود خدا در قرآن یکی از مسائل چالش برانگیز میان اندیشمندان دین پژوهی است. در پاسخ به این سوال که آیا در قرآن کریم، استدلال و برهان فلسفی برای اثبات وجود خدا دیده می شود یا خیر، سه دیدگاه عدم استدلال، وجود استدلال صریح و آشکار، و وجود استدلال ضمنی و تلویحی موجود است. پیش از طرح مدعیات و نظریات مذکور ضروری است برداشت مفسران قرون اولیه (یعنی پیش از ورود و رواج فلسفه در دنیای اسلام) درباره آیات مرتبط با بحث واکاوی شود؛ زیرا به لحاظ منطقی و تاریخی، چنین بحثی بر منازعات فوق تقدم دارد. بر همین اساس نوشتار حاضر که با روش تحلیلی-توصیفی نگاشته شده، درصدد است ضمن بررسی آثار تفسیری برجای مانده از سه سده نخست هجری و فارغ از بررسی، تایید یا رد نظریات فوق، این مسأله را پیگیری کند که در دوران ماقبل فلسفه، مفسران چه برداشتی از آیات قرآن داشته اند. در این پژوهش با بررسی بیش از 70 آیه مرتبط با بحث در 43 کتاب تفسیری این نتیجه حاصل گشت که مفسران سه قرن نخست هجری حتی در یک مورد هم از آیات مورد نظر، استدلال و برهان بر اثبات وجود خدا را برداشت نکرده اند.
۱۴۶۰.

ارزیابی دیدگاه ریچارد فرنک درباره منزلت هستی شناختی احوال و پیامدهای آن در نظریه ابوهاشم جبائی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۳
ریچارد فرنک با استناد به پاره ای از شواهدِ متنی، معتقد است در هستی شناسیِ ابوهاشم جبائی (م. 321ق)، منزلتِ هستی شناختیِ احوال با ذوات (جواهر و اعراض)، متفاوت است. هستیِ ذوات با اصطلاح «حدوث» تبیین می شود؛ به این ترتیب، جواهر و اعراض، یا «مُحدَث» و موجودند، یا «یصحّ الحدوث» و معدوم هستند. امّا هستیِ احوال با اصطلاح «تجدّد» تبیین می شود. براین اساس، احوال یا متجدّدند یا غیرمتجدّد. فرنک معتقد است، پیروان ابوهاشم، تجدّد را اصطلاح کلّی تری از حدوث می دانند. ازاین رو، هر متجدّدی الزاماً موجودِ حادث نیست و هر غیرِمتجدّدی نیز معدومِ یصحّ الحدوث نیست. پس احوال نه موجودند و نه معدوم. پژوهشِ حاضر نشان می دهد که استدلال فرنک بر پایه سه شاهدِ متنی استوار است که هیچ یک نمی تواند شاهدی بر درستی دیدگاه فرنک باشد. یکی از این شواهد مربوط است به اصطلاحِ احوال در اندیشه ابوالحسین بصری (م. 436ق) که با احوالِ ابوهاشم متفاوت است. در دو شاهدِ دیگر نیز، کاربرد اصطلاح تجدّد در کنار احوال، با هدف تبیینِ هستیِ احوال نبوده است. بعلاوه، براساس دیدگاه فرنک لازم است بپذیریم که ابوهاشم، معدومِ یصحّ الحدوث را در دامنه متجدّد هایی قرار می دهد که محدَث نیستند، امّا در عبارات پیروانِ او هیچ حال یا صفتِ متجدّدی برای معدوم اثبات نمی شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان