مطالب مرتبط با کلیدواژه

حکمت دینی


۱.

مبانی فهم حکمت دینی در گفتمان مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حکمت عقل دین قرآن مولوی وحی تأویل حکمت دینی منطق و هرمنوتیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۶۵ تعداد دانلود : ۷۹۰
مولوی معارف دینی و آسمانی را حکمت دینی نامیده است. دین نه تنها از نظر او معرفت است بلکه معرفتی محکم، استوار و بی رقیب است. حکمت دینی از نظر مولوی، حکمت متعالیه ای است که در پی تبیین و ارائه راهکارهای تعالی معنوی انسان است. دیگر حکمت ها، حکمت های دنیوی هستند و وظیفه تبیین معاش و مناسبات این جهانی را بر عهده دارند. مولوی حلقه واسط بین انسان و حکمت دینی را نیستی شناسی، هستی شناسی و متن شناسی می داند. به نظر مولانا کسی که این سه مقدمه که مجموعاً پیش نیاز فهم حکمت دینی و در حقیقت منطق فهم آن است را نشناسد، نباید انتظار فهم این حکمت را داشته باشد. مولانا که پیش فهم های خود را از عرفان گرفته است معتقد است بین عرفان و فهم حکمت دینی پیوند ناگسستنی وجود دارد چون از نظر او عرفان اصولاً متکفل تبیین پیش نیاز های هرمنوتیکی حکمت دینی است. از نظر او تفاوت بین عرفان و فلسفه این اس که فلسفه فاقد نیستی شناسی است و هستی شناسی آن نیز ناقص است بنابراین فلسفه با حکمت دینی قرابتی ندارد و نباید از آن انتظار فهم حکمت دینی را داشت. به نظر مولوی انسانِ نیست شده به هنگامِ شدت اشتیاق به وصل و پس از وصل به هست، وحی و حکمت را دریافت می کند. عالی ترین و ناب ترین این وحی ها که نصیب مشتاق ترینِ وصل جویان شده است حکمت دینی است، که نوعِ ختمی مرتبت آن، در قرآن تجلی یافته است. قرآن متن ناب و دست نخورده ای الهی برای نی های جدا افتاده از نِیِستان معنا و قطرهایِ طالبِ دریا و عاشقانِ وصل جویِ هستی است. مولوی معتقد است طالبان تجربه نبوی و حکمت دینی نباید این متن وحیانی را با دیگر متون مقایسه کنند چرا که اولاً این متن همچون دیگر متن ها نیست و ویژگی های خاص خود را دارد. ثانیاً فهم آن از منطق ویژه ای برخوردار است و مبانی و قواعد فهم خود را می طلبد.
۲.

قلب به مثابه مرکز حکمت و ادراک: پژوهشی در قرآن و تورات(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مطالعات تطبیقی ادیان معرفت شناسی دینی تورات قرآن قلب حکمت دینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۲
اگرچه همه اعضای بدن در ادراکات حضوری و شهودی سهم دارند، قلب به عنوان شگفت انگیزترین ساحت وجودی انسان، محور اصلی حکمت و معرفت تلقی می شود. قلب، آیینه ای تمام نما از هویت انسان و جایگاه ارتباط با روح است که رفتارها و انتخاب های او را شکل می دهد. در متون حکمی تورات، قلب کلیت وجود انسان (جسم و روح) را دربرمی گیرد و جایگاه نفس محسوب می شود، حال آنکه در قرآن، قلب فاقد مفهوم آناتومیک صرف است و بیشتر به مفاهیمی چون تفکر، ایمان و عواطف نسبت داده شده است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی تطبیقی کارکردهای قلب در این دو سنت دینی می پردازد. یافته ها نشان می دهد در تورات، قلب گاه مرکز عواطف و گاه مرتبط با عقل و حکمت است، در حالی که در قرآن، قلب به مثابه مرکز فهم، ایمان و تصمیم گیری های اخلاقی عمل می کند. همچنین، در هر دو متن، قلب محل آزمون الهی و عرصه کشمکش میان نیکی و بدی است، اما قرآن با تأکید بر ارتباط قلب با شریعت، بعدی فراتر از حکمت توراتی ارائه می دهد.