فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۲۱ تا ۶۴۰ مورد از کل ۸۱٬۳۹۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
قُشَیری (درگذشته 465ق) در تفسیر لطائف الإشارات نگرش نوآورنهای را ذیل بسمله هر سوره در پیش گرفته و توضیحاتی منحصر به فرد ارائه نموده است. این توضیحات بعضاً درونمایه یکسانی دارند؛ اما در سطح واژگان تفاوتهای قابلملاحظهای میانشان دیده میشود. این عملکرد با دیگر تفاسیر متمایز است و از جنبه قِدمَت، پیشگام محسوب میشود. این مطالعه با روش توصیفی تحلیلی بر توضیحات قشیری ذیل بسمله تمرکز دارد تا به اهداف قشیری از انتخاب این موضوعات برای درج ذیل تفسیر بسمله دست یابد. بدینمنظور دو فرضیه قابلارزیابی است: نخست آنکه توضیحات قشیری با فواتح و خواتیم همان سوره مرتبط باشد؛ دوم آنکه این تفاسیر با محور اصلی سوره در ارتباط باشند. بررسی تفسیر 113 بسمله قشیری در مطالعه کنونی نشان میدهد که در هر دو فرضیه، بیشترین نوع رابطه میان توضیحات مفسر و سوره از نوع تطابق، و البته در موارد پرشماری هم از جنس تباین است. به بیان دیگر، توضیحات قشیری در بسیاری از موارد از جنس ذوقیاتی است که هیچ ربطی به محور اصلی سوره ندارد. در برخی موارد حتی رابطه تضاد نیز مشاهده میشود؛ یعنی توضیح قشیری در نقطه مقابل محور اصلی سوره قرار دارد. درهرحال در مطالعه کنونی با نظر به عملکرد قشیری از این فرضیه دفاع میشود که او هر بسمله را مختص به همان سوره میداند.
ارزیابی اندیشه معاصرت قرآنی در آراء تفسیری امام خمینی و علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۹)
69 - 87
حوزههای تخصصی:
نظریه معاصرت قرآنی تلاشی برای به روز شدن و تازه گشتن فهم ما از قرآن متناسب با نیازسنجی در هر عصر است که البته با خوانش های بسیار متفاوتی توسط اندیشمندان اسلامی همراه بوده و همین امر موجب شده تا دست یابی به یک خوانش صحیح از این نظریه ضروری بنماید. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با تمرکز بر آراء تفسیری علامه طباطبایی و امام خمینی، درصدد مطالعه تطبیقی مبانی نظریه معاصرت قرآنی از نگاه این دو اندیشمند معاصر است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که قرائت خاصی از نظریه معاصرت قرآنی مبتنی بر رویکرد مقاصدی در آراء تفسیری این دو مفسر قابل ردیابی است. نگرش نظام مند به معارف قرآن کریم، مطابقت کتاب تکوین و کتاب تدوین، ضرورتِ گذار از مفهوم به مصداق، تسرّی دادن خطابات قرآنی و بهره بردن از تجلّیات دائمی قرآن، از مهم ترین مبانی نظریه معاصرت از نگاه امام و علامه است. این قرائت با در نظر گرفتن مراتب متعدد برای حقیقت واحد قرآن، در عین آنکه نسبیّت در فهم را منتفی می داند، با اعتبار بخشیدن به فهم های مختلفی که هر کدام متناظر با یکی از مراتب آن حقیقت واحده است، زمینه را برای برقراری گفت وگو میان نیازهای روز و قرآن کریم در جهت پاسخ گویی به این نیازها فراهم می سازد.
وضعیت حقوقی اشتغال و استخدام معلولین و تاثیر آن در بهبود معیشت آنها
منبع:
فقه و حقوق نوین سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
1 - 14
حوزههای تخصصی:
حقوق معلولان یکی از مسائل اساسی می باشد که تمامی کشورها با آن روبرو هستند و مسائلی که در طول تاریخ معلولان با آن روبرو بودند سیر چندان خوشایندی ندارد و در این خصوص نوع نگاه ما باید عوض شود، تا زمانی که نوع نگاه ها به معلولین تغییر نکند، توفیقی حاصل نخواهد شد معلولان به عنوان یکی از بزرگترین اقلیت ها که جمعیتی بالغ بر یک دهم جمعیت جهان را تشکیل می دهد در اکثر موارد از روی ناچاری به فقر، بیکاری و انزوای اجتماعی تن در داده اند. این افراد که بیش از دو سوم آنان در کشورهای در حال توسعه زندگی می کنند، در معرض اشکال مختلف تبعیض و محرومیت های اجتماعی قرار دارند. مسلم است که آنها به مانند سایر افراد انسانی، از کلیه حقوق و آزادی های اساسی که در اسناد بین المللی و داخلی به آنها اشاره شده، بهره مند هستند، در پژوهش حاضر وضعیت استخدام و اشتغال معلولین از منظر حقوق بشر و همچنین مبانی حقوقی مورد بررسی قرار گرفته شده است.
جلوه های بلاغی صحیفه سجادیه در آیینه لطائف «لام عامل»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صحیفه سجادیه در انتقال معانی والا و ارزشمند خود از ویژگی های کم نظیر زبان عربی به شایستگی بهره برده و دریافت شیوه های معناپردازی آن راه استفاده هرچه بیشتر از این منبع بی نظیر را هموار می سازد. در این میان ارزیابی معناشناسی حروف و جایگاه آن در ارتباط میان کلمات و شکل گیری دلالت های معنایی زبور آل محمد امری بس مهم و قابل تحقیق است. کمیت قابل توجّه حروف در زبان عربی و گستره تأثیرگذاری آن بر مضامین و مفاهیم، نوشتار توصیفی تحلیلی حاضر را بر آن داشته است که با دقت بر جایگاه حرف لام و ظرفیت به کارگیری و معنارسانی آن در قرآن کریم و متون روایی، مسئله چگونگی کاربست این حرف را در کلام زیباترین روح پرستنده دنبال نماید. یافته های تحقیق حاکی از آن است که لام عامل به سه صورت؛ (جر، نصب و جرم) در کلام سید الساجدین؟ع؟ به کار رفته و در هریک از مواضعِ کاربست، دربردارنده معنایی متناسب با سیاق و مراد دعای ایراد شده و مقتضای بلاغت است.
دراسة مشاكلة الشكل والمضمون في قصيدة إلي أمّ كلثوم لأحمد شوقي من منظار الأسلوبية الأدبية(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
111 - 126
حوزههای تخصصی:
یتأثّر الشکل والمضمون فی الشعر ببعضهما بعضاً. فکلما حظی الترکیب الشکلی للشعر بالانسجام والتناسب اللازمین مع المعنى، خلص الشعر إلی الخلود والتحمّس وزیاده تأثیر المعنی. من أجل الکشف عن مدی التلاؤم بین الشکل والمضمون، فإنّ أفضل طریقه متأصله فی الدراسات اللغویه هو تحلیل النص، بناءً علی الأسلوبیه الأدبیه التی تعنى بدراسه النص الأدبی بشقّیه الشکلی والمضمونی. من هنا، یسعی هذا البحث علی ضوء المنهج الوصفی التحلیلی، إلی معالجه مشاکله الشکل والمضمون فی قصیده إلی أمّ کلثوم ، لأحمد شوقی. لقد اعتمد الشاعر فی هذه القصیده علی البحر البسیط الثقیل، للتعبیر عن الحزن والثقل النفسی الذی توازیه ذات الشاعر العاشقه والمتحسّره، کما أنّه استفاد من قافیه "الهاء" المفتوحه مع "ألف" الإطلاق، والتی تدل علی الآهات المکبوته. فی الموسیقی الداخلیه، تبیّن أنّ التکرار الصوتی المتمثّل فی الأصوات الصفیریه مثل "السین" ومجاورتها ل "الهاء" خلق موسیقی حزینه، تتلاءم والجو النفسی للشاعر. فی المستوی المعجمی، فاختار کلمات موحیه بالحزن والتحسّر الذی حل به بسبب إعراض الحبیبه عنه، ومنها: "حَمامَهَ الأیکِ، والشَّجو، والدُّجَى، واللَّیل، والبکاء وشَکوی، وأیام الهَوى، وآه". أضفت هذه المفردات على القصیده طابعا ممیزا من الصدق والواقعیه. فی المستوی البلاغی، رأینا أنّ التشبیهات والاستعارات التی استخدمها شوقی لیست زخرفاً معلقا بها، بل إنّها ثمره لحاجه التعبیر. وهذا یدل علی أنّ التصنع البدیعی لا یفرض علی هذا النص الشعری. فی المستوی الترکیبی، یتبیّن لنا أنّ الجمل الفعلیه بالزمن الماضی سائده علی جسد النص؛ لأنّ الشاعر یسترجع الذکریات التی عاشها، إلا أنّها أصبحت کالحلم. بالإضافه إلی ذلک، فقد لجأ شوقی إلی بعض الأسالیب الإنشائیه کالاستفهام الإنکاری، للتأکید علی طهاره الحبیبه وعفتها واحتشامها.
ظرفیت های فرهنگی – سیاسی راهپیمایی اربعین و دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۸
59 - 78
حوزههای تخصصی:
راهپیمایی اربعین جلوه ای از نظریه پیوستگی است. این راهپیمایی یک امر سنتی را در دوره مدرن، به صورت یک ظهور اجتماعی گسترده با این ابعاد فرهنگی- سیاسی نشان می دهد. آیین راهپیمایی اربعین یکی از نمادهای تمدن ساز عصر حاضر برای مسلمانان است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی ظرفیت های فرهنگی- سیاسی و تبیین دیپلماسی فرهنگی به دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه ظرفیت های فرهنگی- سیاسی اربعین بر دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران تأثیر داشته است؟ این مطالعه با روش توصیفی- تحلیلی این فرضیه را مطرح می کند که مراسم راهپیمایی اربعین دارای بسترهای لازم برای یکسان سازی فرهنگی از طریق هم اندیشی در مبارزه با ظلم میان ملت های مختلف مسلمان است و با توسعه ظرفیت های سیاسی مانند نهادینه کردن اندیشه اتحاد مسلمانان، به فرصتی برای اجرای دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است.
بنیان های هستی شناختی و انسان شناختی نظریه «ارزش اخلاقی» صدر المتألهین(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
تفکر صدرالمتألهین ظرفیت لازم برای ورود به ساحت های گوناگون، به ویژه فلسفه اخلاق را داراست. نظریه اخلاقی از محوری ترین مباحث فلسفه اخلاق است که از مبانی تفکر وی نشئت می گیرد. از مهم ترین بنیان ها در این ساحت، بنیان های هستی شناختی و انسان شناختی نظریه اخلاقی است. نویسنده به روش کتابخانه ای، تحلیلی و استنباطی به اهم هر دو بنیان اشاره کرده است. اصالت وجود، مساوقت وجود با خیر، علم، کمال و سعادت، حرکت جوهری و استکمال نفس، تشکیک وجود، تقسیم وجود به رابط و مستقل و امکان فقری وجودات ربطی، سریان عشق در همه موجودات، حمل حقیقت و رقیقت و برخی دیگر از مبانی هستی شناختی، وجود فقری، حب ذات، کرامت، فطرت الهی، کمال طلبی، شوق به لقای حضرت حق و فنای فی الله، مسئولیت اخلاقی، انتخاب آگاهانه، جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء بودن نفس انسانی، اصالت روح و خلود آن، نیازمندی انسان به وحی برای دستیابی به کمال حقیقی و بعضی دیگر از جمله مبانی انسان شناختی نظریه اخلاقی صدرالمتألهین است که نویسنده به تبیین و استنباط آنها و سپس به ارتباط میان آن بنیان ها و نظریه اخلاقی وی پرداخته است.
جریان شناسی فرقه های انحرافی مهدویت با تکیه بر سوره مبارکه توبه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۵
84 - 99
حوزههای تخصصی:
تحلیل و به کارگیری ابزارهای لازم جهت مقابله با هر روندی تابع شناخت جریان های حاکم بر آن است. فقدان جریان شناسی در برخورد با فرقه های انحرافی مهدویت، سبب نوعی سلیقه گرایی در راهبردهای مواجهه خواهد شد. قرآن کریم همواره به ترسیم جامع صراط و سبل ها به عنوان نمادهای حقیقت و انحراف اهتمام داشته و از جمله سوری که مسأله انحراف و لایه های موجود در آن را تشریح نموده، سوره مبارکه توبه است. بر این اساس در این اثر با روش توصیفی تحلیلی به جریان شناسی فرقه های انحرافی مهدویت با تکیه بر سوره مبارکه توبه پرداخته خواهد شد و در نهایت نگارنده بدین نتیجه رسیده که سوره مبارکه توبه، در عین تمرکز به انحراف سازمانی و پرهیز از خردنگری در ترسیم ابعاد انحراف، در تشریح مراتب طولی آن، در ابتدا به قلوب مستعد انحراف و سپس به مراتب قلبی و پس از آن به انحراف نرم غیرعملیاتی و انحراف سخت و درگیر در صحنه پرداخته است.
بررسی تاثیر دباغی بر تطهیر پوست میته از دیدگاه فریقین
منبع:
در مسیر اجتهاد سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
73 - 96
حوزههای تخصصی:
فقهای فریقین درباره استفاده و تجارت پوست حیوان حرام گوشت یا حیوان حلال گوشت میته اعم از مردار یا غیرمذکی، اختلاف دارند. همچنین نسبت به این که پس از دباغی می شود از پوست این حیوانات استفاده کرد یا نه اقوال متعددی وجود دارد. شافعیه دباغی را مُطهِّر پوست حیوانات به جز سگ و خوک می دانند و استفاده از پوست را پس از دباغی جایز شمرده اند. حنفیه نیز همین نظر را دارند با این فرق که آن ها دباغی را برای پوست سگ هم مُطهِّر می دانند. ولی امامیه، اکثر حنابله و مالکیه دباغی را از مُطهِّرات پوست نمی دانند. برخی نیز مانند لیث و ابن تیمیه فقط استفاده و خریدوفروش پوست حیوان حلال گوشت میته بعد از دباغی را جایز می دانند و استفاده از سایر پوست های حیوانات میته را چه قبل و چه بعد از دباغی به علت نجاست این پوست ها حرام می دانند. هرکدام از این سه گروه برای نظر خود به ادله ای استناد کرده اند. در این پژوهش که به شیوه توصیفی-تحلیلی و با استفاده از اسناد کتابخانه ای، به سرانجام رسیده، این ادله مورد ارزیابی قرارگرفته و این نتیجه در دسترس قرار می گیرد که استفاده از پوست دباغی شده در مصارفی که مرتبط با طهارت است همچون نماز و طواف اشکال دارد و در غیر این مصارف در اموری که منفعت محلله دارد جایز است.همچنین خرید و فروش پوست میته در مواردی که منفعت محلله ای دارد با توجه به حدیث تحف العقول که می گوید اگر شیء حرامی را به خاطر منفعت محلله مورد معامله قرار دهید مانعی ندارد، جایز می باشد.
نقد نظریه نسخ عقلی قرآن در پرتو سیّالیت معنایی: تحلیل مبانی، روش شناسی و پی آمدهای معرفتی- هرمنوتیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نسخ عقلیِ قرآن ازجمله مباحثی است که روشن فکران، به خصوص در عصر حاضر، با هدف ایجاد هم آهنگی میان دین و مدرنیته بر آن تأکید دارند. اینان بر خلاف نگاه سنتی که معتقد است نسخ قرآن جز با قرآن یا سنت قطعیه ممکن نیست بر این باور اند که عقل توانایی نسخ احکام قرآنی را دارد. پی آمد چنین نگاهی استمرار نسخ، امکان تغییر و تعدیل احکام شرعی به واسطه حکم عقل، و قابلیت تقیید زمانیِ احکام شرعی است. در این جستار با روش توصیفی و تحلیلی و نگاه انتقادی مسئله نسخ عقلیِ قرآن و مبانی آن، با تأکید بر سیّالیت معنا، کاویده شده است. فرضیه مطالعه آن است که نسخ عقلیِ قرآن مبتنی است بر توانمندی عقل در تشخیص مصالح و مفاسد احکام و کشف ملاکات آن، تقسیم دوگانه احکام به اصل و فرع، و ثابت و متغیر و نیز صامت انگاری متن دین. نتیجه این روی کرد هم سیّالیت معنای متن و دست نیافتن به معنای حقیقی و عینی و مراد جدی متکلم، و درنتیجه پلورالیسم معرفتی و دینی خواهد بود. این درک درتقابل با نگرش اصولیان و مفسران مسلمان در طول تاریخ است که معتقد اند هر متنی معنای متعینی دارد و این معنا تابع وضع و اراده متکلم و مؤلف است. آن ها ازهمین رو به دنبال کشف مراد جدی خدا در تفسیر قرآن و کشف معنای واحد از آن اند و درنتیجه سیّالیت و تعدد معنا را نمی پذیرند. در مطالعه کنونی به این تقابل هم چون زمینه ای برای نقد آراء تفسیری نواندیشان و بازخوانی مبانی فهم دینی و بررسی نسبت عقل و وحی در فرآیند تفسیر نگریسته خواهد شد.
المقاربات النصّية وأهميتها في تحقيق المهارات التعليمية التعلمية لأنماط النصوص في ديداكتيك اللغة -الصف الأول المتوسط نموذجاً- جمهورية العراق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعدّ نظریه المقاربه النصیّه من النظریات ذات المستویاتِ المعرفیه ِالمهمه فی المسیرهِ التربویهِ، حیث تم اختیارها کأداهٍ لمعالجهِ مستوى النصوص فی کتابِ اللغه ِالعربیّهِ للمرحله الأولى المتوسطه کشفاً عن کیفیهِ توزیع هذه النصوص على مجلدی الکتاب. وقد تضمّنت النصوص الأدبیّه (النثریه والشعریه) النص التقویمی، والمطالعه الموجهه، والقواعد، ونشاط الفِهم، والاستیعاب وغیرِها. وقد استخدمنا المنهج الوصفی التحلیلی؛ فتمّ من خلال الإحصاء الوصفی للتکرار والنسب المئویه الموزعه على هذین الجزأین تصنیفها وفقاً لأداه الدراسه؛ وذلک بهدف تحلیل آراء المدرسین؛ ودراسه مدى مراعاتهم لأهدافِ المنهج الدراسی باعتبارها ماده مهمه تتکأ علیها المراحل الدراسیه القادمه. وتوصلت الدراسه إلى أنّه لم یتم توزیع النصوص بکلِ أنواعِها بنحو ٍ تسلسی متساوٍ؛ حیث یومئ إلى أنّ الحیّز الأکبر من إجمالی محتوى الکتاب من نصوصِ المطالعهِ الموجههِ والنصوص التواصلیه شکلت دوام توفرها بنسبهِ (47%.3) وبتکرار(142)، بینما توفرت النصوص السردیّه والحجاجیه والتفسیریه والإخباریه بنسبهِ (46%.3) وبتکرار(139) إذن النسب التی توصلت إلیها الدراسه فی إطار المعرفه الإجرائیه بالقیاس لباقی أسئله وآراء المعلمین فی الاستبیان الخاص بالمقاربات النصیّه، هو ما یتمثل بتفعیل دور هذه النظریه سواء داخل الصف أو الکتاب المدرسی ونصوصه ضمن أطر تعلیمیّه تتناسب ومستوى المتعلمین.
بررسی نقل مستقیم ابن ابی عمیر از سفیان بن السمط(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش دینی دوره ۲۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
201 - 211
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مورد اختلاف در بین فقهای شیعه، حکم سجده سهو برای هر زیاده و نقیصه است که یکی از روایات که در سلسله سند آن سفیان بن السمط وجود دارد در تعیین حکم مسئله نقش اساسی دارد. یکی از اشکالات سندی این روایت، مجهول بودن سفیان بن السمط است و طبق برخی مبانی برای رفع این مشکل باید نقل مستقیم ابن ابی عمیر از سفیان ثابت شود تا مشکل مجهول بودن سفیان بن السمط از بین برود. این نوشتار به بررسی همین نقل مستقیم می پردازد. در این میان محقق خویی رحمه الله و نرم افزار درایهالنور ۳ با استناد به روایاتی، نقل مستقیم را ثابت دانسته اند؛ اما در این نوشتار با توجه به شواهد و قرائن سندی و متنی نشان داده شد که احتمال سقط ابن عمیره در بین ابن ابی عمیر و سفیان بن السمط جدی است و لذا نمی توان به نقل مستقیم وثوق پیدا کرد. از طرف دیگر با بررسی طبقه کسانی که از سفیان بن السمط روایت کرده اند، این گمان حاصل می شود که ابن ابی عمیر در طبقه ای نبوده که مستقیما از سفیان بن السمط روایت کرده باشد. در مجموع اگر ظن بر عدم نقل ابن ابی عمیر از سفیان بن السمط حاصل نشود، ظن به نقل مستقیم او از سفیان بن السمط حاصل نمی شود.
مراتب آفرینش جهان از آب بر اساس دیدگاه تفسیری میرزامهدی اصفهانی و نقد آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش دینی دوره ۲۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
231 - 254
حوزههای تخصصی:
تبیین مراتب خلقت عالم همواره از مباحث مهم تحلیلی بین متألهان بوده است. به اعتقاد فلاسفه، عقل کاملترین موجود مجرد عقلی قابل فرض و صادر اول و بی واسطه از جانب خدا و موجود ازلی و ابدی است. عرفا با استناد به وحدت وجود، صور این عالم را اعیان ثابته و مستجن در ذات خدا، حقیقت صادر شده از حق تعالی می دانند که کاملترین و بسیطترین ظهور وجود واجب تعالی است. میرزا مهدی اصفهانی که بین عقل و نقل، تفکیک قائل بود با استفاده از آیات و روایات، از عقل اول به عنوان اشباح یا اظله یاد می کند که جوهر بسیط است. اصفهانی قائل به دو مرتبه بودن وجود یعنی مجرد و مادی است که در مرتبه اظله (تجرد) دارای هیچ محدودیتی نبوده و بعد از آن با موجودی مادیی که دارای ابعاد غیر قابل فهم به وسیله عقل است؛ یعنی «ماء بسیط» متحد می شود. بعد از اتحاد در مرحله اول دارای حالت لطافت و در مرحله بعد موقع ورود به عالم دنیا حالت کثافت (فشردگی) به خود می گیرد. به غیر از خدا، عرش، عقل و علم همه موجودات عالم ماده هستند. که اعتقاد به این سخن با انتقاداتی روبرو است که از جمله آنها مخالفت با ظواهر آیات و روایات و تعارض در عمل و نظر و تعصب بر ظواهر بدوی آیات و روایات است. در این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی به دنبال تبیین نظر میرزا مهدی اصفهانی و بیان نقد آن هستیم.
التحلیل النفسی لشخصیه ابن عربی فی روایه "موت صغیر" بناءً على هرم ماسلو للاحتیاجات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اضاءات نقدیه سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۸
125 - 146
حوزههای تخصصی:
النقد النفسی هو أحد الأسالیب الحدیثه فی النقد الأدبی الذی یساعد فی فهم الأعمال من حیث تحلیل الشخصیات. یرى أبراهام ماسلو، عالم النفس الإنسانی الأمریکی، أن الإنسان بفطرته یحتاج إلى النمو، وللوصول إلى هذا النمو، یجب أن یلبی خمسه أنواع من الاحتیاجات: الاحتیاجات الفسیولوجیه والاحتیاجات الأمنیه والاحتیاجات الاجتماعیه واحتیاجات التقدیر واحتیاجات تحقیق الذات. النقطه المهمه فیما یتعلق بتلبیه هذه الاحتیاجات هی أنه یجب أولاً تلبیه احتیاجات المستویات الدنیا حتى یتمکن الإنسان من الوصول إلى المستویات العلیا ومرحله تحقیق الذات. تعتمد الدراسه الحالیه على هذه النظریه، وباستخدام المنهج الوصفی التحلیلی، تبحث فی کیفیه تحقیق الشخصیه الرئیسیه فی روایه "موت صغیر" لمحمد حسن علوان، لذاتها. تتناول هذه الروایه شخصیه وحیاه ابن عربی، العارف الإسلامی الشهیر. یمکن ملاحظه العدید من العقبات فی هذه الروایه التی تواجه مسار نمو ابن عربی، ولکنه یسعى بجدیه لتجاوز هذه العقبات. تظهر نتائج البحث أن عملیه تحقیق الذات لابن عربی تتناسب مع المعاییر التی طرحها ماسلو لتحقیق الذات. إن وجود معاییر مثل مقاومه الانصهار الثقافی والانعزال والترکیز على حل المشکلات فی شخصیه الروایه الرئیسیه هی من أبرز مکونات تحقیق الذات لدیه. یسعى ابن عربی جاهداً للوصول إلى احتیاجات المستویین الرابع والخامس من الهرم، وفی هذا المسار، ومع مقاومته للثقافه السائده، یصل إلى مرحله تحقیق الذات بتطهیر قلبه من الرذائل.
معاونت در خودکشی کودکان و نوجوانان از دیدگاه فقه و حقوق کیفری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
223 - 236
حوزههای تخصصی:
خودکشی کودکان و نوجوانان بهعنوان یکی از معضلات سلامت جامعه روند فزایندهای به خود گرفته است که نیازمند بررسی فقهی و حقوقی است، بهخصوص که بسیاری از این مواد تحت تأثیر عوامل دیگری در فضای مجازی صورت میگیرد. هدف مقاله حاضر بررسی معاونت در خودکشی کودکان و نوجوانان از دیدگاه فقه و حقوق کیفری است. مقاله پیش رو توصیفی - تحلیلی است و با استفاده از روش کتابخانهای به بررسی موضوع اشاره پرداخته است. یافتهها بر این امر دلالت دارد که مسأله خودکشی و معاونت در آن از لحاظ شرعی حرام و جزء گناهان کبیره بهحساب میآید و دارای عذاب اخروی میباشند. همچنین معاونت در خودکشی جزء اعانت بر اثم است و این درحالی است که برای آن بهعنوان یک جرم جداگانه، تعزیراتی در نظر گرفته نشده است. در حقوق کیفری ایران، خودکشی هرگز عنوان مجرمانه به خود نگرفته و راجع به خودکشی، شروع به خودکشی مجازاتی تعیین نشده است، ولی تحریک به خودکشی بهعنوان جرمی مستقل مجازات بهدنبال دارد. قانون مجازات اسلامی مجازات خفیفتر از مجازات مباشر جرم را برای معاون جرم مقرر داشته است و از سویی قانون مجازات سابق و یا قوانین خاص گاه مجازات معاون به شرع واگذار شده است و در برخی موارد قانونگذار معاون جرم را مستحق همان مجازات تعیینشده برای مرتکب اصلی میداند، نتیجه اینکه تحریک باید مؤثر باشد و فرد در اثر تحریک دیگری به خودکشی دست بزند تا بهعنوان معاونت در جرم تلقی شود.
مدلسازی ساختاری تفسیری مولفه های حکمرانی خوب
حوزههای تخصصی:
حکمرانی جایگاه محوری در گفتمان های اخیر مدیریت عمومی و سیاست عمومی دارد. حکمرانی دارای تاریخچه مفهومی طولانی است که شامل معانی چندوجهی می شود و به عنوان همتای جایگزین برای «مدیریت بخش عمومی» و «رهبری بخش عمومی» عمل می کند. حکمرانی در علوم مدیریت و در گفتمان سیاست عمومی آکادمیک به دلیل چندبنیانی بودن، محبوبیت زیادی پیدا کرده است. اگرچه علاقه و تمایل به مفهوم حکمرانی در طول دو دهه اخیر به شدت افزایش یافته، اما اصطلاح جدیدی نیست و دارای تاریخ و تمدنی طولانی است. ازاین رو هدف مطالعه حاضر، مدل سازی ساختاری تفسیری مؤلفه های حکمرانی خوب براساس برنامه توسعه سازمان ملل متحد در نظر گرفته شده یا به عبارتی طرح واره مؤلفه های حکمرانی خوب چگونه است؟نوع تحقیق، کاربردی است که با استفاده از روش کیفی انجام شده و با بهره گیری از تحلیلی نوین با عنوان «مدل سازی ساختاری تفسیری، روابط بین مجموعه مؤلفه ها» تعیین شده است. بعد از تعیین ماتریس و ترسیم خطوط مرزی، مؤلفه ها براساس میزان نفوذ و وابستگی مشخص و دسته بندی شدند. براساس میزان نفوذ و وابستگی آنها، هیچ مؤلفه ای به عنوان مؤلفه مستقل، وابسته و خودمختار شناخته نشد، تنها مؤلفه «کنترل فساد» به عنوان مؤلفه پیوندی تعیین شد. یافته ها حاکی از این بود که حکمرانی خوب در سایه کنترل فساد تحقق پیدا می کند که علاوه بر اینکه با مبانی نظری سازگار است، با عالم واقع نیز کاملاً مطابقت دارد. این یافته کلیدی در راستای جمله تاریخی و ماندگار مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) است که فرمودند: «با دستمال کثیف نمی شود شیشه را پاک کرد». درنهایت می توان با قاطعیت تصریح کرد که با کنترل فساد، حکمرانی خوب و مؤلفه های آن امکان پذیر است.
تحلیل فلسفی و کلامی نابرابری، عدالت و شرور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات سال ۳۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۶
151 - 175
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین مسائلی که در جهان معاصر با آنها مواجه ایم، مقوله نابرابری است. پرسش اصلی این مقاله آن است که علل نابرابری کدام است و راه های رفع نابرابری ها کدام است؟ یکی از مهم ترین متفکرانی که در این زمینه تأمل کرده است، تامس نیگل است. او علل نابرابری را به چهار مقوله مهم تقسیم کرده است: تبعیض، طبقه، استعداد و کوشش. در گام اول این چهار علت به دقت تحلیل شده است. در گام دوم برای اساس نظریه عدالت رالز برای هر کدام از این علل، راه های رفع پیشنهاد شده است. اصل آزادی های اساسی برابر برای رفع نابرابری حاصل از تبعیض و اصل برابری فرصت برای رفع نابرابری های حاصل از طبقه و اصل تفاوت برای رفع نابرابری های حاصل از استعداد و کوشش پیشنهاد شده است. البته با نگاه به اندیشه های اسلامی به ویژه اندیشه آیت اله مطهری سعی شده است نقد و زاویه نگاه دیگری نیز در کنار دیدگاه های این متفکران آورده شود؛ لذا شهید مطهری ضمن اشاره به تفاوت های طبیعی و تفاوت آن با نابرابری های اجتماعی، ایجاد یک مساوات مطلق را رد و برای نابرابری های اجتماعی توزیع مجدد مواهب و مضرات را پیشنهاد می کند.
فرهنگ رضوی و ترویج عفاف و حجاب (ارائه یک نظریه زمینه ای)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
203 - 234
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی و تحلیل وضع موجود مقوله عفاف و حجاب در میان شهروندان شهر مشهد به ویژه جوانان و سازوکارهای ترویج آن در بستر فرهنگ رضوی می پردازد. این مطالعه با رویکرد کیفی و به روش نظریه زمینه ای صورت گرفته و اطلاعات از طریق مصاحبه های نیمه ساخت یافته جمع آوری شده است. نتایج تجزیه و تحلیل اطلاعات در ذیل مقوله مرکزی با عنوان «مرکزیت زدایی در برابر جانمایی کانونی عناصر فرهنگ رضوی در زیست جهان جمعی ایرانیان» ارائه شده است. شرایط ایجاد این پدیده عبارت است از: گسترش انحصارگرایی در برابر عمومیت بخشی به فرهنگ رضوی، مواجهه گزینشی در برابر یکپارچه در کاربست عناصر بنیادی فرهنگ رضوی، غلبه مروج پروری در برابر سخنورپروری در آموزش عاملان مبلغ فرهنگ رضوی. راهبردهای قابل اتخاذ توسط عاملان اجتماعی در برابر پدیده مرکزی شامل این موارد بوده است: جذب حداکثری در برابر طرد حداکثری، رویکرد مشارکت مدار در برابر رویکرد دستورمدار و رویکرد خلاق در برابر رویکرد کلیشه ای. در نهایت، این مواجهات پیامدهایی شامل: از دست رفتن پیوندهای اصیل فرهنگی در جامعه در برابر بازیابی آن ها، تفکیک در برابر تلفیق فزاینده ابعاد حیات عرفی و شرعی فرزندان، ناتوانی در مواجهه با چالش های فرهنگی در برابر فرصت یابی برای این مواجهات را نتیجه داده اند.
Cultivating Responsibility in Adolescents Based on Stages of Development and Upbringing in Islam(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
pure life, Volume ۱۲ , Issue ۴۲, Spring ۲۰۲۵
83 - 100
حوزههای تخصصی:
SUBJECT & OBJECTIVES: The confluence of Islamic tradition and developmental psychology reveals a compelling paradigm for navigating adolescence. Grounded in the Prophetic three-phase model, i.e., nurture-discipline-consult, and substantiated by empirical research on authoritative parenting, Mashwarah (consultation) emerges as a transformative practice that balances autonomy and guidance by engaging adolescents in family decisions, builds competence, and strengthens relationships. This synthesis addresses a critical gap in parenting literature by systematizing consultation as an evidence-based tool while offering measurable benefits for individual and societal well-being. Future research should explore its cross-cultural adaptability and long-term impacts on civic engagement. METHOD & FINDING: This qualitative study combines Islamic teachings on Mashwarah with developmental psychology to show how involving adolescents in decision-making builds responsibility. Key findings reveal that structured consultation supports teens' cognitive growth (Inhelder), autonomy (Erikson), and moral reasoning (Kohlberg) while aligning with Prophetic nurturing methods. It strengthens responsibility through problem-solving, which builds self-efficacy (Bandura), better parent-child bonds (Steinberg), and intrinsic motivation. The research frames Mashwarah as an evidence-based, authoritative parenting style (Baumrind) that aligns with Islamic pedagogy and brain development (Giedd). Limitations include the need for cross-cultural studies, but the findings highlight Mashwarah as a culturally rooted tool for fostering responsible adulthood. CONCLUSION: Consulting youths boosts their self-worth, cognitive skills, and independence, preparing them for responsible adult roles.
Semiotics of ‘Doors’ at the Entrances of Islamic Pilgrimage Shrines Based on the Peircean Model
منبع:
Razavi Heritage, Volume ۱, Issue ۱, Spring ۲۰۲۵
21 - 31
حوزههای تخصصی:
Human beings are meaning-generators, and their pursuit of meaning manifests through interpreting “signs.” Architectural elements can be perceived as signs capable of conveying valuable and significant messages. The more precise the semiotic interpretation of architectural elements, the deeper the understanding of their meaning. Since entry into any space necessitates passing through its door, the door functions as a connector between different realms, as an intermediary between a given place’s exterior and interior. Given the unique architectural significance of doors at entrances of Islamic pilgrimage shrines, they can be interpreted as meaningful signs. “Being at the shrine” can be understood as a form of human presence, which is materialized at entrances of Islamic pilgrimage shrines, particularly through the focal point of the door. The door marks the beginning of a transition into a sacred space, and numerous rituals are associated with this entry point. These rituals emphasize the commencement of the rites of entrance and initiation into a holy site. This study applies semiotic analysis based on Peirce’s model to examine the architectural element of the door as a meaningful sign. It seeks to answer the following questions: How can the physical characteristics of an entrance be interpreted both as a response to functional necessity and as a meaning-generating sign in the forms of index (namāya), symbol (namād), and icon (shamāyil)? Additionally, what concepts are semantically aligned with the door concerning the entrances of Islamic pilgrimage shrines? The research is based on a library study for data collection and employs a descriptive-analytical method to interpret the semiotics of doors. The findings indicate that the architectural element of the door, beyond its functional essence, encapsulates profound meanings. Semiotics offers a powerful tool for enhancing this architectural element’s understanding and deep analysis, allowing for a more precise interpretation. The primary function of the door as a sign is to establish a communicative space between the exterior and the interior. The door facilitates guidance and invitation into the sacred environment by dividing the spatial domain into inside and outside. Moreover, the first rites of initiation and presence commence here—placing the hand on the chest, expressing reverence, offering salutations, and seeking permission to enter. Therefore, the door is the gateway to the realm of presence and encounter. In the entrance of Islamic pilgrimage shrines, the door can be interpreted as a symbolic manifestation of the Divine Name al-Hādī (the Guide), the Imam’s guidance, the Perfect Man’s station, and the mediator of Divine Grace