ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۲۱ تا ۱٬۹۴۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۱۹۲۱.

اثربخشی درمان راه حل محور بر انعطاف پذیری هیجانی و معنای زندگی زنان مواجه شده با پیمان شکنی همسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۶۲
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان راه حل محور بر انعطاف پذیری هیجانی و معنای زندگی زنان مواجه شده با پیمان شکنی همسر بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری این پژوهش شامل کلیه ی زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره منطقه 18 شهر تهران در سال 1402 بود. از بین جامعه ی آماری پژوهش تعداد 30 زن به روش دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفر آزمایش و کنترل جایگذاری شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های انعطاف پذیری هیجانی رشید و بیات (1398، EFI) و معنای زندگی استگر و همکاران (2006، MLQ) استفاده شد. شرکت کنندگان گروه آزمایش، 8 جلسه درمان راه حل محور گرانت را دریافت نمودند. داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری، مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون انعطاف پذیری هیجانی و معنای زندگی در دو گروه تفاوت معناداری در سطح 01/0>P وجود داشت. بنابراین می توان نتیجه گرفت که درمان راه حل محور تأثیر قابل قبولی در بهبود انعطاف پذیری هیجانی و معنای زندگی افراد مواجه شده با پیمان شکنی همسر داشته است.
۱۹۲۲.

تبیین تبلور وجودی دانشجویان بر اساس شخصیت فعال و حمایت تحصیلی: نقش واسطه ای خودکارآمدی خلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۱۶
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین شخصیت فعال و حمایت تحصیلی با تبلور وجودی در دانشجویان با میانجی گری خودکارآمدی خلاق انجام شد. روش پژوهش توصیفی_همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش را دانشجویان کارشناسی دانشگاه شیراز در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ تشکیل دادند که از بین آن ها به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای ۳۵۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس شخصیت فعال (PPS؛ باتمن و کرانت، ۱۹۹۳)، پرسشنامه حمایت تحصیلی (ASQ؛ ساندز و پلانکت، ۲۰۰۵)، پرسشنامه خودکارآمدی خلاق (CSQ؛ کارووسکی، ۲۰۱۰) و مقیاس تبلور وجودی (FS؛ داینر و همکاران، ۲۰۱۰) بود. از تحلیل معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار است و 52٪ واریانس خودکارآمدی خلاق و 51٪ واریانس تبلور وجودی را تبیین می کند. شخصیت فعال، حمایت تحصیلی، و خودکارآمدی خلاق، هرکدام تاثیر مستقیم و مثبت معنی داری بر تبلور وجودی دارند (05/0P<) و خودکارآمدی خلاق نیز اثر معنی داری بر تبلور وجودی دارد (05/0P<). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که خودکارآمدی خلاق نقش میانجی در رابطه بین شخصیت فعال و تبلور وجودی ایفا می کند (05/0P<)؛ اما مسیر حمایت تحصیلی به تبلور وجودی را واسطه گری نمی کند (05/0<P). در مجموع، می توان نتیجه گرفت که شخصیت فعال نقش مهمی در ارتقای تبلور وجودی دانشجویان از طریق بهبود خودکارآمدی خلاق ایفا می کند و حمایت تحصیلی نیز عامل مؤثری در این زمینه محسوب می شود.
۱۹۲۳.

پیش بینی حل مسئله بر اساس وابستگی بین فردی و امید در بیماران کاندید عمل قلب باز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۸۴
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی حل مسئله بر اساس وابستگی بین فردی و امید در بیماران کاندید عمل قلب باز انجام شد. پژوهش حاضر از نوع مطالعات توصیفی_همبستگی بود. جامعه آماری شامل بیماران قلبی- عروقی که کاندید عمل قلب مراکز قلب شهر اصفهان در سال 1403 بود. با روش نمونه گیری هدفمند و به صورت داوطلبانه تعداد 250 نفر انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه عملکرد خانواده مک مستر (FAD، اپشتین و همکاران، 1983)، پرسشنامه وابستگی بین فردی (IDI، هیرشفیلد و همکاران، 1997)، پرسشنامه امیدواری (LEQ، اشنایدر، 2002) استفاده شد. تجزیه تحلیل داده ها با به کارگیری روش رگرسیون به روش همزمان انجام شد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که میان عملکرد خانواده و وابستگی بین فردی و امید رابطه معنادار وجود دارد (05/0>p) و حدود 4/12 درصد از واریانس حل مسئله توسط وابستگی بین فردی و امید پیش بینی می شود (05/0>P). یافته های این پژوهش اهمیت عوامل روان شناختی مانند امید و وابستگی بین فردی را در ارتقای توانایی حل مسئله بیماران کاندید عمل قلب باز نشان می دهد.
۱۹۲۴.

Investigating the Role of Laufer’s three “I” model on Students’ Engagement in Vocabulary Learning: A Progressive Perspective on Input, Instruction, Involvement, Interaction, and Interpretation in Digital Contexts(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۱۱
Background: While vocabulary acquisition models have been widely studied, the comparative role of Laufer’s frameworks in digital environments—particularly their effects on learner engagement and perception—remains underexplored. This research addresses this gap by examining how these models mediate vocabulary learning outcomes among Iranian EFL learners. Aims: This study aimed to investigate the impact of Laufer’s Three "I" model (Input, Instruction, Involvement) and the extended Five "I" model (adding Interaction and Interpretation) on Iranian EFL learners' deliberate and incidental vocabulary learning engagement in digital contexts. Methods: The study employed a sequential mixed-methods design with 93 intermediate-level male EFL learners (aged 16–20) selected via convenience sampling from private language institutes in Tehran. After homogeneity screening using the Oxford Quick Placement Test (OQPT), 60 participants were randomly assigned to experimental (digital-based instruction) and control (traditional face-to-face) groups. Data were collected through vocabulary tests, engagement surveys, and semi-structured interviews, analyzed using SPSS (v.26) for quantitative data (ANOVA, t-tests) and thematic analysis for qualitative responses. Results: Results indicated that the Five "I" model significantly outperformed the Three "I" model in both deliberate (p< 0.05, d= 0.85) and incidental (p< 0.05, d= 0.72) vocabulary learning. Qualitative data revealed enhanced engagement, reduced anxiety, and improved metacognitive awareness among learners using the progressive model, particularly through its Interaction and Interpretation components. Conclusion: The findings suggest that Laufer’s expanded Five "I" model offers a more effective framework for digital vocabulary instruction by integrating social-interactive and interpretive elements. Educators should prioritize structured yet interactive digital activities to maximize lexical acquisition and learner motivation in EFL contexts.
۱۹۲۵.

اثربخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی برکاهش نگرانی و سازگاری اجتماعی زنان سرپرست خانوار مبتلا به اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۱۶
زمینه: اضطراب اجتماعی و نگرانی های مرتبط با آن، به ویژه در زنان سرپرست خانوار، می تواند تأثیر منفی بر سازگاری اجتماعی و عملکرد روزمره آنان بگذارد. درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی به عنوان یک روش مداخله ای نوین، با ترکیب مؤلفه های شناختی-رفتاری و تمرین های ذهن آگاهی، می تواند در کاهش نگرانی و بهبود سازگاری اجتماعی مؤثر باشد. با این حال، پژوهش های محدودی به بررسی اثربخشی این روش در زنان سرپرست خانوار مبتلا به اضطراب اجتماعی پرداخته اند. هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش نگرانی و سازگاری اجتماعی زنان سرپرست خانوار مبتلا به اضطراب اجتماعی بود. روش: روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش اداره بهزیستی شهرستان اندیمشک تشکیل دادند. نمونه پژوهش شامل 30 نفر از زنان سرپرست خانوار تحت پوشش اداره بهزیستی شهرستان اندیمشک بود که به روش نمونه گیری هدفمند و با توجه به ملاک های ورود و خروج از مطالعه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه گمارده شدند. گروه آزمایشی 8 جلسه 60 دقیقه ای درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی (سگال، 2009) را دریافت کرد و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های اضطراب اجتماعی (کانور و همکاران، 2000)، نگرانی پنسیلوانیا (مایر و میلر، 1990) و سازگاری اجتماعی (بل، 1961) استفاده شد. تجزیه و تحلیل یافته ها با استفاده از نرم افزار SPSS-27 و از طریق آزمون تحلیل واریانس آمیخته با اندازه گیری مکرر صورت گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش نگرانی و بهبود سازگاری اجتماعی در زنان سرپرست خانوار مبتلا به اضطراب اجتماعی اثربخش بود (01/0 p<). همچنین اثر مداخله پس از پیگیری دو ماهه حفظ شده است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده، درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند به عنوان یک روش مؤثر در کاهش نگرانی و بهبود سازگاری اجتماعی زنان سرپرست خانوار مبتلا به اضطراب اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد.
۱۹۲۶.

نقش تکانشگری و عملکرد خانواده در پیش بینی تفکر آینده نگر کودکان دارای اختلال نقص توجه و بیش فعالی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۹۱
زمینه و هدف: اختلال نقص توجه و بیش فعالی یکی از شایع ترین اختلالات دوران کودکی است که با ویژگی هایی مانند تکانشگری و ضعف در تفکر آینده نگر همراه است. هدف این پژوهش، بررسی نقش تکانشگری و عملکرد خانواده در پیش بینی تفکر آینده نگر کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش فعالی بود. مواد و روش ها: این مطالعه به روش توصیفی-همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر 10 تا 12 ساله با نشانه های اختلال نقص توجه و بیش فعالی در مدارس منتخب شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بود. نمونه گیری به صورت در دسترس انجام شد و از میان ۱۵۰ دانش آموز، پس از غربالگری با مقیاس درجه بندی کانرز، ۱۰۰ نفر واجد شرایط شرکت در مطالعه بودند. ابزارهای گردآوری داده شامل پرسشنامه های کانرز والدین، تکانشگری بارت (1995)، عملکرد خانواده مک مستر (1950)، و تفکر آینده نگر (2020) بود. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی و تحلیل رگرسیون گام به گام در نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین عملکرد خانواده و تفکر آینده نگر رابطه مثبت و معناداری وجود دارد(001/0>p) و بین تکانشگری و تفکر آینده نگر رابطه منفی و معنادار مشاهده شد (001/0>p). نتیجه گیری: تکانشگری و عملکرد خانواده نقش مهمی در تفکر آینده نگر کودکان دارای اختلال نقص توجه و بیش فعالی دارند. بنابراین، مداخلات آموزشی و درمانی با تمرکز بر بهبود عملکرد خانواده و کاهش تکانشگری می تواند به ارتقاء توانایی تفکر آینده نگر این کودکان کمک کند
۱۹۲۷.

فراتحلیل مداخله های روان شناختی بر کاهش علائم اختلال اضطراب جدایی در کودکان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۸۴
زمینه و هدف: اختلال اضطراب جدایی یکی از شایع ترین اختلالات روانی کودکان است. این اختلال به دلیل میزان شیوع بالا و پیامد های عملکردی، از اهمیت بالایی برخوردار است. درباره میزان اثر بخشی انواع درمان های روان شناختی برای کودکان دارای اضطراب جدایی تردید وجود دارد. بنابراین این پژوهش با هدف فراتحلیل مداخله های روان شناختی موجود برکاهش علائم اختلال اضطراب جدایی در کودکان ایرانی انجام شد. روش: روش پژوهشی مورد استفاده، فراتحلیل است. جامعه آماری پژوهش تمامی مقالات منتشر شده از سال 1387 تا 1402 با موضوع اثربخشی درمان های روان شناختی بر علائم اختلال اضطراب جدایی در پایگاه های اطلاعاتی SID، Magiran،Irandoc، Civilica، Ricest، Noormags و Ensani.ir بوده است. با توجه به چک لیست استخراج داده، 48 مطالعه، ملاک ورود به پژوهش را داشتند که به عنوان نمونه انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده نرم افزار فراتحلیل CMA3 انجام شد. یافته ها: فراتحلیل مقالات نشان داد درمان های روانش ناختی دارای اندازه اثر مناسب برای اختلال اض طراب جدایی کودکان بودند. میانگین اندازه اثر درمان های روان ش ناختی در اختلال اض طراب جدایی 29/1 بود. مداخلات شناختی رفتاری در درمان اختلال اضطراب جدایی مؤثرتر است (اندازه اثر: 96/1). همچنین مداخلات والد-کودک به نسبت مداخلاتی که کودک را به تنهایی یا والد را به تنهایی مورد هدف قرار می دهند، میانگین اندازه اثر بیشتری را به خود اختصاص داد. نتیجه گیری: اندازه اثر به دست آمده، کارایی درمان های روان شناختی به خصوص درمان شناختی رفتاری در بهبود علائم اضطراب جدایی کودکان نشان داد. بنابراین تمامی مداخلات می توانند در درمان این اختلال به صورت مجزا یا تلفیقی استفاده شوند. پیشنهاد می شود هنگام انتخاب برنامه درمان و مداخله، اثربخشی، سن، اختلالات همراه، شرایط خانوادگی، توانایی ها و مهارت های روانی و اجتماعی کودک، هزینه ها، و ترجیح بیمار درنظر گرفته شود تا اثربخشی بیشتری را به همراه داشته باشد.
۱۹۲۸.

اثربخشی پروتکل مداخله ای مبتنی بر درمان چند بعدی معنوی در کاهش نشانگان خودشیفتگی و بهبود کارکردهای شخصیت اختلال شخصیت خودشیفته: پژوهش مورد منفرد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۲۲۳
مقدمه و اهداف: اختلال شخصیت خودشیفته الگوی فراگیر خودبزرگ بینی، نیاز به تحسین و عدم همدلی است که در اوایل بزرگسالی ایجاد می شود و در زمینه های مختلف وجود دارد. وجود ویژگی هایی چون حرمت خود متغیر و آسیب پذیر همراه با تلاش برای تنظیم آن از راه تأییدخواهی و بزرگ منشی، رفتارها و نگرش های متکبرانه و تحقیرکننده، نیاز بیش از حد به تحسین، احساس محق بودن و حساسیت زیاد به انتقاد، باعث اختلال در کارکردهای شخصیت آنها یعنی هویت، خودراهبری، همدلی و صمیمیت می شود. هدف آنها در تعامل با دیگران محافظت از حرمت خود شکننده است؛ ازاین رو کارهایی انجام می دهند که سردی و بیزاری دیگران را به دنبال خواهد داشت. اختلال شخصیت خودشیفته ماهیتی مزمن و مقاوم به درمان دارد و با ایجاد آسیب های عملکردی فردی - اجتماعی و آشفتگی ارتباط های عاطفی و خانوادگی و کیفیت نامناسب زندگی، هزینه های نامحسوسی به سیستم درمانی تحمیل می کند که برای رفع آنها دستیابی به روش های کارآمد ضروری است. با توجه به اهمیت سهم معنویت در درمان این اختلال، و ماهیت متأثر از فرهنگ آن، توجه به مسائل فرهنگی - مذهبی در درمان لازم است. مداخله های معنوی با ایجاد شناخت واقعی فرد از خود، خدا و دیگران و تبدیل خودخداپنداری به خداپنداشت باعث احساس ارزشمندی فرد و فاصله گرفتن از ویژگی های خودشیفتگی می شوند. پژوهش حاضر با هدف مطالعه اثربخشی پروتکل مداخله ای مبتنی بر درمان چندبعدی معنوی که یک شیوه مداخله مطابق با فرهنگ و توجه به بعد اصیل معنوی انسان است، بر کاهش نشانگان خودشیفتگی و بهبود کارکردهای شخصیت افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته انجام شد. روش: در این پژوهش از طرح شبه آزمایشی تک آزمودنی کلاسیک A−B−C با خط پایه چندگانه  با استفاده از آزمودنی های متفاوت و سنجش پیوسته با دوره های پیگیری استفاده شد. تعداد سه نفر از زنان مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته که در سال 1402 توسط همکاران روان درمانگر و مراکز روان درمانی ارجاع داده شده بودند، با روش نمونه گیری هدفمند براساس میارهای ورود و خروج وارد فرایند درمان شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های خودشیفتگی مرضی پینکاس (2009) (PNI) و کارکرد شخصیت جان بزرگی (1399) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل دیداری در دو سطح درون موقعیّتی و بین موقعیّتی انجام شد. در سطح درون موقعیّتی، شاخص های مرکزی میانه و میانگین طی مراحل خط پایه، مداخله و پیگیری به واسطه الگوهای ترسیم دیداری تغییر در سطح، ثبات و روند  برای هر مراجع در مورد نمرات خودشیفتگی و کارکردهای شخصیت بررسی گردید. در سطح بین موقعیّتی درصد داده های غیرهمپوش (PND) و همپوش (POD) محاسبه شد. در تحلیل نتایج از شاخص تغییر پایا، اندازه اثر یا درصد بهبودی نیز استفاده گردید. در مرحله اول، متغیرهای وابسته در چند جلسه تا رسیدن به ثبات اندازه گیری شدند. پس از ترسیم خط پایه متغیرها، روند درمان در بیست جلسه انفرادی 60-45 دقیقه ای اجرا شد و متغیرها در طول مداخله چهار بار اندازه گیری و ثبت شدند. در مرحله سوم، به منظور ثبات و پایداری اثر مداخله، هر سه مراجع در جلسات پیگیری دو هفته، یک ماهه و سه ماهه سنجش شدند. نتایج: نمرات خودشیفتگی مراجعان در مرحله مداخله و پیگیری کاهش یافت که نشان دهنده تأثیر مداخله بر نشانه های خودشیفتگی بود. شاخص درصد بهبودی کلی در پایان جلسات مداخله (50%) و پس از پیگیری (56%) و میزان شاخص تغییر پایا (بالاتر از 96/1) حاکی از آن بود که تغییر و کاهش به وجودآمده در نشانگان خودشیفتگی مراجعان از نظر آماری (در سطح 05/0) معنی دار است. درصد داده های غیرهمپوش (100%)، تأثیر بالای مداخله در کاهش نشانگان خودشیفتگی را نشان داد. در نمودار 1 تغییرات نمرات خودشیفتگی مراجعان در هر سه مرحله نشان داده شده است. نمودار 1: نمرات خودشیفتگی مراجعان در مقیاس خودشیفتگی مرضی (PNI) در مرحله خط پایه، مداخله و پیگیری در مرحله مداخله کارکردهای شخصیت در هر سه مراجع به جز صمیمیت در مراجع سوم بهبود یافت و نوع روند از خط پایه به مداخله منفی و کاهشی شد. درصد بهبودی کلی در پایان جلسات مداخله (6/50%) و پس از پیگیری (5/54%) نشان دهنده تأثیر مداخله بر کارکردهای شخصیت مراجعان بود. شاخص تغییر پایا بالاتر از 96/1 ، گویای این بود که تغییر و بهبودی به وجودآمده در روند و کارکردهای شخصیت مراجعان از نظر آماری (در سطح 05/0) معنادار است. تغییر کارکردهای شخصیت مراجعان در هر سه مرحله در نمودار 2 نشان داده شده است. درصد داده های غیرهمپوش، نشان دهنده اثربخشی بالای جلسات مداخله بر هویت و همدلی مراجع اول (100%) و اثربخشی متوسط آن بر خودراهبری و صمیمیت او (50%)، اثربخشی بالا بر همه کارکردهای شخصیت مراجع دوم (خودراهبری 75% و بقیه 100%)، و هویت، خودراهبری و همدلی (100%) مراجع سوم بود. نمودار 2: نمرات کارکردهای شخصیت مراجعان در پرسشنامه کارکرد شخصیت جان بزرگی در مرحله خط پایه، مداخله و پیگیری بحث و نتیجه گیری: نتایج مداخله نشان داد که مداخله مبتنی بر درمان چندبعدی معنوی، بر کاهش نشانگان خودشیفتگی و بهبود کارکردهای شخصیت افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته اثربخش بود. در این مداخله، مقابله با نیروهای ضد عقل و رفع موانع کنش وری آن، زمینه برای فاصله گرفتن از نشانگان خودشیفتگی فراهم شد. دریافت تعریفی از خداوند به عنوان حقیقت ازلی و ابدی جهان و خود به عنوان موجودی وابسته به او، سبب شکل گیری هویت معنوی در مراجعان شد که بقیه روابط و اعمال آن ها را منسجم کرد و توانستند از بی ثباتی هویت به انسجام هویت دست یابند. انسجام هویت باعث آرامش، مسئولیت پذیری و هدفمندی شد و زمینه را برای خودراهبری فراهم کرد. هشیاری به ربوبیت، با ایجاد احساس وجود یک تکیه گاه قابل اعتماد و حمایتگر، نیاز افراطی به جلب توجه و حمایت دیگران را تعدیل کرد. بهبود کارکردهای همدلی و صمیمیت را می توان به سازمان یابی هویت معنوی و ادراک واقعی دیگران (دیگری پنداشت) و درک نقاط مشترک مربوط دانست که احساس برتری را به احساس تساوی و اشتراک، تبدیل و همدلی را تقویت کرد. توجه به غایت زندگی، معناداری زندگی را پررنگ نمود و فرد به جای پرداختن به خیال پردازی های غیرواقع بینانه یا نشخوارهای فکری، توانست به زندگی واقعی فعلی بپردازد. با توجه به نتایج بدست آمده، می توان گفت روش مداخله معنوی در کاهش نشانگان خودشیفتگی و بهبود کارکردهای شخصیت افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته از کارآمدی و اثربخشی لازم برخوردار است؛ درنتیجه می توان از مداخله معنوی برای مهار نشانگان خودشیفتگی استفاده کرد.
۱۹۲۹.

مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی گروهی و رفتار درمانی گروهی دیالکتیک بر سبک زندگی و پیروی از درمان در زنان مبتلا به دیابت نوع دو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۸۱
مقدمه: مطالعات متعددی در زمینه اثربخشی واقعیت درمانی و رفتار درمانی دیالکتیکی انجام شده است. اما مطالعاتی که به مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی و رفتار درمانی دیالکتیکی بر سبک زندگی و تبعیت از درمان در زنان مبتلا به دیابت نوع دو مغفول مانده است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی و رفتار درمانی دیالکتیکی بر سبک زندگی و تبعیت از درمان در زنان مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری به مدت دو ماه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه کننده به یک کلینیک تخصصی دیابت در شهر شیراز (1403) بودند. که تعداد 45نفر ( 15 نفر در گروه آموزشی واقعیت درمانی، 15 نفر در گروه آموزشی رفتار درمانی دیالکتیکی و 15 نفر در گروه کنترل) به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل گماشته شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه سبک زندگی (لالی و همکاران، 1391)، پرسشنامه تبعیت از درمان (مدانلو، 1392)، استفاده شد. داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و روش تحلیل واریانس مختلط تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: بین واقعیت درمانی  و رفتار درمانی دیالکتیکی با گروه کنترل در سبک زندگی و تبعیت از درماندر زنان مبتلا به دیابت نوع دو تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0<P) اما تفاوت میانگین حاکی از آن است که واقعیت درمانی نسبت به رفتار درمانی دیالکتیکی منجر به بهبود سبک زندگی و تبعیت از درمان شد اما این تفاوت از لحاظ آماری معنادار نشد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گیری کرد هم واقعیت درمانی و هم رفتار درمانی دیالکتیکی را به عنوان یک روش درمانی کارآمد جهت بهبود سبک زندگی و تبعیت از درمان در زنان مبتلا به دیابت نوع دو پیشنهاد داد.
۱۹۳۰.

تغییر مسیر افسردگی: بررسی اثرگذاری تحریک مغناطیسی شتاب یافته در بیماران مقاوم به درمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۷
افسردگی مقاوم به درمان یکی از اختلالات روانی پیچیده و چالش برانگیز است که در بسیاری از بیماران، درمان های متداول قادر به کاهش مؤثر علائم آن نیستند. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی انواع کویل های مغناطیسی در تحریک مغناطیسی فراجمجمه ای شتاب یافته و بررسی تأثیر کلی این روش بر کاهش علائم افسردگی مقاوم انجام شد. جامعه آماری شامل ۶۰ زن ۱۸ تا ۵۵ سال مبتلا به افسردگی مقاوم بود که از میان مراجعان یک مرکز درمانی روان پزشکی در ساری به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. طرح پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون_پس آزمون بدون گروه کنترل بود. مداخله درمانی شامل تحریک مغناطیسی با دستگاه MagVenture و کویل های B65، B70 و B80 طی پنج روز متوالی، هر روز چهار جلسه ۲۰ دقیقه ای با فاصله ۳۰ دقیقه انجام شد. شدت افسردگی با پرسشنامه های استاندارد مونتگمری-آسبرگ و بک در پیش و پس از مداخله اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که بین کویل ها تفاوت معناداری وجود ندارد، ولی تحریک مغناطیسی شتاب یافته به طور معناداری علائم افسردگی را کاهش داد. همچنین از نظر زمانی فشرده، قابل تحمل و مورد پذیرش بیماران بود. بر اساس یافته ها، پیشنهاد می شود تحریک مغناطیسی شتاب یافته به عنوان روشی مؤثر و کاربردی در بیماران مبتلا به افسردگی مقاوم مورد استفاده قرار گیرد.
۱۹۳۱.

رابطه بین آسیب دوران کودکی و پریشانی روان شناختی در افراد مبتلا به درد مزمن: نقش میانجی ناگویی هیجانی و ذهن آگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۴
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی ناگویی هیجانی و ذهن آگاهی در رابطه بین آسیب دوران کودکی و پریشانی روان شناختی افراد مبتلا به درد مزمن بود. روش این پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری این پژوهش شامل افراد مبتلا به درد مزمن شهر نیشابور در سال 1403 بود که به مراکز درمانی مراجعه کرده بودند. 255 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند و به پرسشنامه آسیب دوره کودکی (CQT؛ برنستاین و همکاران، 2003)، مقیاس پریشانی روان شناختی کسلر (K-10؛ کسلر و همکاران؛ 2002)، مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو (TAS؛ بکبی و همکاران، 1994) و پرسشنامه پنج عاملی ذهن آگاهی (FFMQ، بائر و همکاران، 2012) پاسخ دادند. داده ها به روش تحلیل مسیر تحلیل شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش برخوردار است. همچنین نتایج نشان داد که آسیب دوران کودکی بر ناگویی هیجانی و ذهن آگاهی اثر مستقیم و معنادار داشت؛ همچنین اثر مستقیم ناگویی هیجانی و ذهن آگاهی بر پریشانی روان شناختی نیز معنادار بود (05/0>P). علاوه بر این، نتایج نشان داد که ناگویی هیجانی و ذهن آگاهی در رابطه بین آسیب دوران کودکی و پریشانی روان شناختی نقش میانجی دارد (05/0>P). بر این اساس می توان نتیجه گرفت که آسیب دوران کودکی به طور غیرمستقیم و با میانجی گری ناگویی هیجانی و ذهن آگاهی بر پریشانی روان شناختی اثر داشت.
۱۹۳۲.

The Impact of Acceptance and Commitment Training on Psychological Disturbances, Psychological Capitals and Problem-Solving Styles of Female Prisoners(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۷ تعداد دانلود : ۱۵۰
Objective: The present study aimed to investigate the effect of ACT training on mental disturbances, psychological capital, and problem-solving styles in female prisoners of Urmia City in 2022. Methods:  A semi-experimental design was used for the pre-test-post-test and follow-up (two months) with a control group. 40 participants were selected by purposive sampling and divided into two groups of 20 people, experimental and control. The experimental group was trained in 10 sessions of 90 minutes. Anxiety, stress, and depression questionnaires DASS-21, Loutans et al.'s psychological capitals (PCQ-24), and Cassidy and Long's problem-solving styles (PSS-24) were filled in three time stages. The data were analyzed using the statistical method of variance analysis with repeated measures. Results: The effectiveness of training (ACT) was stable on all three dependent variables. ( p <0.01)  There was a significant difference between the research groups in the mean scores of psychological disturbance, psychological capital, and problem-solving styles at the stage (pre-test, post-test, and follow-up). There was a significant difference between the research groups in all three dependent variables. ( p <0.05). Conclusion: Based on the findings, current research considers it possible to treat these people with ACT training in the prison environment.
۱۹۳۳.

مدل یابی معادلات ساختاری حس انسجام بیماران سرطانی بر اساس چشم انداز زمان با نقش میانجی خودشناسی انسجامی و کمال گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۸۸
مقدمه: حس انسجام به عنوان یکی از جدیدترین سازوکارهای روان شناختی مقابله با سرطان مطرح شده است و عوامل متعددی بر آن تأثیر دارند. هدف این پژوهش، تدوین مدل علی حس انسجام براساس چشم انداز زمان با نقش واسطه ای کمالگرایی و خود شناسی انسجامی در بیماران سرطانی به روش معادله های ساختاری بود. روش : این تحقیق از بعد هدف بنیادی و از منظر گردآوری اطلاعات، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری آن کلیه بیماران سرطانی مراجعه کننده به مراکز درمانی استان مرکزی بودند، که 200 نفر از آنها به صورت هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای سنجش شامل پرسشنامه چشم انداز زمان زیمباردو و بوید (۱۹۹۹)، پرسشنامه حس انسجام آنتونووسکی (۱۹۹۳ )، پرسشنامه کمال گرایی هویت و فلت (۱۹۹۹) وپرسشنامه خودشناسی انسجامی قربانی بود. تحلیل داده ها به روش معادله های ساختاری با نرم افزارهای Smart-PLS4, SPSSv26 انجام شد. یافته ها: معیار برازش مدل به طور مناسبی تحقق یافت. اثر مستقیم چشم انداز زمان بر کمال طلبی(482/0-= β ) و حس انسجام (189/0-= β ) و خود شناسی انسجامی درسطح (P<0.01) تایید شد. همچنین اثر و مستقیم کمال طلبی (360/0-= β ) و خودشناسی انسجامی بر حس انسجام نیز در سطح (P<0.01) مورد حمایت قرار گرفت. نقش کمال گرایی و خودشناسی انسجامی نیز به عنوان یک متغیر میانجی در این پژوهش تایید شد. نتیجه گیری: این پژوهش نقش چشم انداز زمان را در پیش بینی حس انسجام، برای پژوهشگران حوزه سلامت به منظور کمک به بیماران سرطانی برای سازگاری و کنار آمدن بهتر با بیماریشان برجسته کرد.
۱۹۳۴.

شناسایی عوامل مؤثر بر پیشرفت ریاضی دانش آموزان ایرانی پایۀ هشتم با توجه به داده های تیمز 2019(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۱۷۳
این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر پیشرفت ریاضی دانش آموزان ایرانی شکل گرفت. در راستای رسیدن به این هدف، با استفاده از داده های حاصل از نتایج آخرین مطالعه انجمن بین المللی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی یعنی تیمز 2019، و هم چنین با استفاده از تحلیل عاملی بر روی گویه های پرسشنامه دانش آموزی، عوامل همبسته با پیشرفت ریاضی دانش آموزان ایرانی مورد بررسی قرار گرفت. در بررسی اولیه، با استفاده از شواهد پژوهشی، فهرستی آزمایشی از 59 گویه از پرسشنامه دانش آموزی، برای تجزیه و تحلیل داده ها انتخاب شد و در معرض تحلیل عاملی با مؤلفه های اصلی و چرخش واریماکس قرار گرفت. بر اساس آزمون اسکری و مقادیر ویژه بیش از یک، هفت عامل به عنوان بیش ترین تبیین کننده های واریانس شناخته شدند. این عوامل که به طور کلی 618/41 درصد از واریانس را تبیین می کردند که به ترتیب عبارت اند از: نگرش دانش آموزان نسبت به ریاضیات، امکانات آموزشی در منزل، ارزش دهی به ریاضیات، خودپنداره ریاضیات، دلبستگی به مدرسه، جو مدرسه و مشارکت والدین. به طور کلی، داده های تیمز 2019 نشان دادند که در پیش بینی پیشرفت دانش آموزان ایران، عامل نگرش دانش آموزان نسبت به ریاضیات دارای بیش ترین اثر بر نمره ریاضی دانش آموزان برای کل نمونه و برای هر دو جنسیت است. هر چند نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل نشان داد که این عامل بر نمره ریاضی دختران اثر بیش تری نسبت به کل نمونه و پسران دارد. تاکید بر روش هایی که منجر به ایجاد خودپنداره و نگرش مثبت نسبت به ریاضی می شود، نتیجه گیری کاربردی از پژوهش حاضر است.
۱۹۳۵.

مقایسۀ نگرش به ابراز هیجانات همسر در زنان با صمیمیت عاطفی بالا و پایین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۷۵
یکی از عوامل بالقوه اثرگذار بر صمیمیت، نگرش همسر به ابراز هیجانات است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه نگرش نسبت به ابراز هیجانات همسر در زنان با صمیمیت عاطفی بالا و پایین انجام شد. در این مطالعه از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی استفاده گردید. جامعه موردپژوهش را زنان متأهل شهر تهران در سال ۱۴۰۰ تشکیل می دادند. نمونه شامل ۲۰ نفر بود که به روش نمونه گیری هدفمند و با درنظرگیری اصل اشباع انتخاب شدند. جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته و تحلیل آن ها با روش هفت مرحله ای پدیدارشناختی کلایزی انجام شد. تجزیه وتحلیل داده ها به هفت مضمون اصلی در هر گروه منتهی شد. مضامین اصلی مستخرج از گروه با صمیمیت عاطفی بالا عبارت بودند از: «زاویه دید جامع و مثبت»، «انعطاف پذیری»، «باور به نقش عاملیت خود»، «ضرورت گفتگوهای تسهیل گرانه»، «ضرورت تعیین مرز مشترک و خصوصی»، «ضرورت تنظیم ابرازگری»، «نگرش وابسته به هیجان و عامل برانگیزاننده آن»؛ مضامین اصلی مستخرج از گروه با صمیمیت عاطفی پایین نیز شامل «زاویه دید محدود و منفی»، «انعطاف ناپذیری»، «خودناباوری»، «نقش عقلانیت در مدیریت هیجان»، «عدم بروز هیجان به منزله فقدان آن»، «انتظارات وابسته به جنسیت» و «برچسب ها و انتظارات شکل دهنده نگرش» بودند. بر اساس نتایج به دست آمده، به نظر می رسد که تفاوت های نگرشی این دو گروه غالباً مبتنی بر میزان انعطاف و واقع بینی نسبت به ابراز هیجانات همسر و نیز درنظرگیری نقش خود در این زمینه باشد.
۱۹۳۶.

مقایسه اثربخشی درمان پذیرش و تعهد و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر سوگیری توجه و نشانه های تصویری القاءکننده ولع مصرف در مصرف کنندگان هروئین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۸۱
هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان پذیرش و تعهد و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر سوگیری توجه و نشانه های تصویری القاءکننده ولع مصرف در مصرف کنندگان هروئین بود. روش: این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل همه مصرف کنندگان هروئین بود (400 نفر) که به صورت اقامتی 6 ماه در اردوگاه کرامت شهرستان مبارکه در سال 1404-1403 بستری بودند. نمونه پژوهش عبارت بود از90 نفر از مصرف کنندگان هروئین که به روش هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل تقسیم شدندکه در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و دوره پیگیری مورد سنجش قرار گرفتند. جلسات هر دو مداخله در 10 جلسه 120 دقیقه ای هفته ای 2 اجرا شد. گروه کنترل مداخله خاصی دریافت نکرد. شرکت کنندگان هر سه گروه آزمون سوگیری توجه دات پروب و پرسشنامه نشانه های تصویری القاءکننده ولع مصرف را تکمیل کردند. داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان پذیرش و تعهد موجب کاهش نشانه های تصویری القاءکننده ولع مصرف شد، در حالی که تاثیر بر سوگیری توجه نداشت. از سوی دیگر، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی باعث کاهش سوگیری توجه در مصرف کنندگان هروئین شد، ولی تاثیری بر نشانه های تصویری القاءکننده ولع مصرف نداشت. به علاوه، تغییرات معنادار در مرحله پیگیری نیز پایدار باقی ماندند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج می توان اذعان نمود که روش درمانی پذیرش و تعهد و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی به ترتیب مداخلات موثری در جهت بهبود نشانه های تصویری القاءکننده ولع مصرف و سوگیری توجه مصرف کنندگان هروئین است.
۱۹۳۷.

راهبردهای طراحی بازی فرار آموزشی برای سنجش نامحسوس کلاسی در دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۹
تحول نظام های آموزشی نیاز به پرورش مهارت های قرن بیست ویکم مانند همکاری، خلاقیت و تفکر انتقادی، بازنگری در روش های ارزشیابی کلاسی را ضروری ساخته است. این پژوهش کاربرد بازی های فرار آموزشی را برای ارزشیابی نامحسوس در دوره ابتدایی بررسی کرده است. زیرا بازی های فرار با تلفیق داستان پردازی، معما و همکاری گروهی، محیطی جذاب و ایمن برای یادگیری فعال و تعامل طبیعی فراهم می اورند. پژوهش با مرور سیستماتیک و تحلیل محتوای کیفی ۳۴ منبع علمی معتبر از پایگاه های معتبر علمی انجام شد. منابع با نمونه گیری هدفمند و معیارهای ورود و خروج با تمرکز بر بازی های فرار آموزشی و انتشار در بازه ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۴ انتخاب و با روش تحلیل مضمون در سه مرحله تحلیل شدند. یافته ها پنج راهبرد را با عناوین طراحی معماهای هدفمند برای سنجش مهارت های شناختی، سناریوهای داستانی برای ارزیابی همکاری ، چالش های زمان دار برای سنجش مدیریت زمان و تمرکز، بازخورد تعاملی برای ارزیابی خودتنظیمی، جوایز بازی محور برای سنجش انگیزه درونی را شناسایی کرد که توضیحاتی در این راستا ارائه گردید.. اجرای بازی های فرار نیازمند حمایت نظام آموزشی است تا این ابزار میزان مشارکت و انگیزه را در میان دانش آموزان افزایش دهد و ارزشیابی اصیل را برای مهارت های مورد نیاز انان بطور نامحسوس فراهم آورد.
۱۹۳۸.

تأثیر بازخورد هوش مصنوعی بر انگیزش و یادگیری شخصی سازی شده در یادگیری زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۷۸
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر بازخورد ابزارهای هوش مصنوعی بر انگیزش و یادگیری شخصی سازی شده دانش آموزان در یادگیری زبان انگلیسی انجام شد. روش تحقیق از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان متوسطه دوم بود که از میان آن ها 45 دانش آموز با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به سه گروه مساوی تقسیم شدند: گروه بازخورد معلم، گروه بازخورد هوش مصنوعی و گروه بازخورد ترکیبی. مداخله آموزشی در یک دوره 6 جلسه ای اجرا شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه انگیزه پیشرفت هرمنس 1977 و پرسشنامه محقق ساخته یادگیری شخصی سازی شده بودند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج نشان داد که هر دو گروه بازخورد هوش مصنوعی و بازخورد ترکیبی تأثیر معناداری بر افزایش انگیزه پیشرفت و ارتقاء یادگیری شخصی سازی شده دانش آموزان داشتند. همچنین، در مقایسه میان گروه ها، بازخورد ترکیبی به طور معناداری از بازخورد معلم مؤثرتر بود، اما در زمینه یادگیری شخصی سازی شده، تفاوت معناداری بین بازخورد هوش مصنوعی و بازخورد ترکیبی مشاهده نشد. این یافته ها نشان دهنده پتانسیل بالای هوش مصنوعی به عنوان یک ابزار کارآمد برای افزایش انگیزه و ارتقاء یادگیری شخصی سازی شده در دانش آموزان بود.
۱۹۳۹.

تعیین مؤلفه های اصلی شایستگی های حرفه ای تکنولوژیست های آموزشی دانشگاه فرهنگیان: یک مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۹
پژوهش حاضر با هدف تعیین مؤلفه های اصلی شایستگی های حرفه ای تکنولوژیست های آموزشی دانشگاه فرهنگیان صورت گرفت. مسأله پژوهش، چیستی مؤلفه های اصلی شایستگی های حرفه ای تکنولوژیست های آموزشی دانشگاه فرهنگیان بود که به روش مرور نظام مند و با استفاده از پروتکل پریزما انجام شد و از بین 162 مقاله، تعداد 58 مقاله وارد پژوهش شد. معیارهای ورود مقاله ها به فرآیند، ارتباط کامل عنوان مقاله با موضوع شایستگی های تکنولوژیست آموزشی، جدید بودن سال انتشار، انتشار بین سال های 2025-2000، اعتبار نشریه و سایت نمایه شده، اعتبار و کافی بودن رفرنس مقاله، میزان ارجاع های داده شده به مقاله، استفاده از روش های صحیح پژوهشی و معیارهای خروج مقاله از فرآیند پژوهش، عدم ارتباط موضوعی، پایین بودن رتبه پژوهشی نشریه، در محدوده مورد نظر نبودن سال انتشار، تکراری بودن موضوع و محتوا، زبان های غیر از فارسی و انگلیسی و نامعتبر بودن روش پژوهش بود. کلمات کلیدی مورد استفاده تکنولوژیست، تکنولوژیست آموزشی، فناوری آموزشی، شایستگی ها و کلمات مرتبط بود. مقاله های پژوهشی منتشر شده در پایگاه های معتبر داخلی و خارجی مورد بررسی قرار گرفت. با مطالعه منابع، مقاله ها و کتب واحد تحلیل انتخاب و بررسی شد. محتوای متون مطالعه و کدگذاری گردید، کدها در مرحله اول کدگذاری تعداد 638 کد استخراج و در مرحله دوم، پس از طبقه بندی کدها تعداد 28 زیر مؤلفه و در مرحله سوم 17 مؤلفه اصلی الگو مشخص گردید. یافته ها نشان داد که مؤلفه های اصلی شامل شایستگی های مدیریتی، سازمانی، اخلاقی، همکاری، شناختی و ادراکی، علمی، تکنولوژیکی، کاربرد هوش مصنوعی در آموزش، طراحی آموزشی، طراحی محیط های یادگیری، طراحی و تولید محتوا، رسانه های آموزشی، ارزشیابی و بازخورد، آموزش از راه دور، حمایتی، کارآفرینی و بهبود عملکرد می باشد. پیشنهاد گردید این شایستگی ها برای تکنولوژیست های آموزشی و هم چنین دروس مرتبط با تکنولوژی آموزشی در دانشگاه فرهنگیان به کار گرفته شود.
۱۹۴۰.

اثر برداشت مثبت یا منفی بر ارزیابی درد توسط پرستاران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۳۹
مقدمه: ارزیابی درد بیمار ممکن است تاثیر قابل توجهی بر سطح مراقبتی داشته باشد که بیمار دریافت می کند. بسیاری از مطالعات نشان داده اند که عوامل زمینه ای ممکن است بر تخمین درد ناظر تأثیر بگذارد؛ ازجمله مشخص شده است که چگونگی برداشت مثبت یا منفی درباره فرد دردمند ممکن است موجب ارزیابی بیشتر یا کمتر درد در آنان شود. هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثر برداشت مثبت و منفی درباره فرد دردمند بر ارزیابی درد آنها در پرستاران و افراد عادی است. روش: 60 فرد پرستار و عادی زن و مرد (هرگروه 30 نفر) روایت هایی را درباره چهار شخصیت مثبت و چهار شخصیت منفی (مرد و زن) همراه با نام و عکس آنها شنیدند. سپس ویدیوهای از چهره دردمند همان افراد در چهار سطح (خنثی، خفیف، متوسط، شدید) مشاهده کردند. از آنان خواسته شد تا میزان درد هر کدام را از 1 تا 100 ارزیابی نمایند. داده های دو گروه با کمک نرم افزار SPSS-21 مقایسه شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر (4×2) در دو گروه مشخص نمود که اولاً افراد عادی، درد شخصیت های مثبت را بیش از شخصیت های منفی ارزیابی نموده بودند؛ درحالی که ارزش گذاری مثبت یا منفی در پرستاران تفاوتی ایجاد نکرده بود. دوماً پرستاران درمجموع سطح درد کمتری را گزارش کرده بودند. نتیجه گیری: این نتایج در کنار تاکید بر اهمیت برداشت ناظران عادی از فرد دردمند، همچنین مشخص نمود که تجربه و دانش حرفه ای پرستاران در زمینه های درمانی، اثر سوگیری برداشت را در آنان کاهش داده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان