سلامت روان کودک

سلامت روان کودک

سلامت روان کودک دوره 12 زمستان 1404 شماره 4 (پیاپی 45) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

مدل علّی اعتیاد به اینترنت بر اساس بدرفتاری والدین با نقش میانجی قلدری در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۱
زمینه و هدف: اعتیاد به اینترنت به عنوان یکی از مشکلات اصلی سنین نوجوانی به شمار می رود. بدرفتاری والدین و قلدری نوجوانان در تبیین مشکلات نوجوانان می توانند نقش قابل ملاحظه داشته باشند. بدین ترتیب مطالعه حاضر با هدف بررسی مدل علّی اعتیاد به اینترنت بر اساس بدرفتاری والدین با نقش میانجی قلدری در دانش آموزان انجام شد. روش: پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی بود و از روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شده است. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه یکم شهر اهواز در سال تحصیلی 1403- 1402 و حجم نمونه انتخاب شده برابر با 235 دانش آموز از جامعه آماری بیان شده با استفاده از روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس بود. برای گردآوری داده ها از نسخه اعتباریابی شده در ایران پرسشنامه های بدرفتاری والدین (دیمیر،2000)، مقیاس قلدری (ایلی نویز، 2001) و پرسشنامه اعتیاد به اینترنت (یانگ،1980) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس در محیط SPSS-24 و AMOS-25 انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که بدرفتاری والدین (001/0> P، 40/0= β)، و قلدری (001/0> P، 27/0= β) اثر مستقیم و مثبتی بر اعتیاد به اینترنت دارند. مسیر مستقیم بدرفتاری والدین بر قلدری نیز مثبت و معنادار است (001/0> P، 39/0= β). همچنین بدرفتاری والدین به صورت غیرمستقیم و با نقش میانجی قلدری می تواند اعتیاد به اینترنت را پیش بینی کند (001/0> P، 105/0= β). نتیجه گیری: با توجه به شیوع روزافزون اعتیاد به اینترنت در نوجوانان و پیامدهای منفی آن، طراحی و اجرای برنامه های پیشگیرانه مبتنی بر خانواده، همراه با آموزش مهارت های زندگی به نوجوانان، ضرورتی اجتناب ناپذیر به نظر می رسد. این اقدامات می توانند نقش مؤثری در کاهش گرایش نوجوانان به مصرف افراطی اینترنت و ارتقای سلامت روانی و اجتماعی آنان ایفا کنند.
۲.

اثربخشی برنامه آموزشی تحول مثبت نوجوانی بر شادزیستی و امید در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۶
زمینه و هدف: نوجوانی به عنوان یک دوره حیاتی با کشاکش های روانی و اجتماعی منحصربه فرد، نیازمند مداخلات مؤثری است که شادزیستی و امید، به عنوان دو شاخص کلیدی سلامت روان را در این گروه تقویت کند. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه آموزشی تحول مثبت نوجوانی بر شادزیستی و امید در دانش آموزان انجام شد. روش: این پژوهش از نوع شبه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با مرحله پیگیری وگروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی شهر آمل در نیمسال دوم سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود که از میان آنها 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) جایدهی شدند. ابزارها شامل آخرین نسخه اعتباریابی شده پرسشنامه های شادزیستی آکسفورد (آرگایل و همکاران، 1989) و امید نوجوانان (هیندز، 1985) در ایران بود. برنامه مداخله عبارت از بسته آموزشی تحول مثبت نوجوانی (حسین آباد و همکاران، 1398) بود. ابتدا پیش آزمون از هر دو گروه گرفته شد، سپس برنامه مداخله ای در قالب 24 جلسه (هر هفته 2 جلسه) به مدت 60 دقیقه و در طی 3 ماه به گروه آزمایش ارائه شد، در حالی که گروه گواه بدون مداخله باقی ماند. پس از اتمام جلسات، پس آزمون و یک ماه بعد از آن آزمون پیگیری انجام شد. پس از برگزاری آزمون پیگیری بسته آموزشی به گروه گواه ارائه شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با ویرایش 25 نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها: مداخله آموزشی تحول مثبت نوجوانی بر شادزیستی (135/18 =F ، 001/0p<)، تفکر خوشبینانه (218/8 =F ، 001/0p<)، و تفکر بدبینانه (656/6 =F ، 003/0=p) اثر معناداری داشته است؛ مبنی بر اینکه مداخله به افزایش شادزیستی و تفکر خوشبینانه و کاهش تفکر بدبینانه در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه منجر شده است. همچنین نتایج پس از یک دوره پیگیری یک ماهه پایدار بود. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش اهمیت ادغام برنامه های روان شناختی مبتنی بر تحول مثبت نوجوانی را در نظام آموزشی، و برنامه های مشاوره مدرسه برجسته می کند.
۳.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انعطاف پذیری شناختی، رضایت زناشویی، و تعامل والد- کودک مادران دارای کودک مبتلا به سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۱
زمینه و هدف: سرطان کودکان یکی از مسائل تأثیرگذار بر سلامت روان و روابط خانوادگی مادران است که می تواند رضایت زناشویی و تعاملات والد-فرزند را تحت تأثیر قرار دهد. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انعطاف پذیری شناختی، رضایت زناشویی، و تعامل والد- کودک مادران دارای کودک مبتلا به سرطان انجام شد. روش : روش پژوهش حاضر شبه تجربی و طرح آن به صورت پیش آزمون- پس آزمون با یک گروه آزمایش و یک گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش تمامی مادران دارای کودک مبتلا به سرطان شهر اردبیل در سال 1403 بود. نمونه مورد مطالعه شامل 36 مادر از جامعه آماری ذکر شده بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند. ابزار گردآوری شامل آخرین نسخه اعتباریابی شده در ایران سیاهه انعطاف پذیری شناختی (دنیس و وندروال، 2010)، مقیاس رضایت زناشویی (انریچ، 1989)، و مقیاس تعامل والد- کودک (پیانتا، 1992) بود. گروه آزمایش هشت جلسه 90 دقیقه ای درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (هیز و همکاران، 2011) را دریافت کردند. داده های به دست آمده با آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره توسط SPSS-27 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به صورت معناداری موجب افزایش ادراک مهارپذیری (84/33=F)، ادراک گزینه های مختلف (72/38=F)، ادراک توجیه رفتار (07/31=F)، رضایت زناشویی (14/54=F)، روابط مثبت (32/39=F)، کاهش تعارض (42/60=F)، و وابستگی (57/44=F) مادران دارای کودک مبتلا به سرطان شد (01/0>P). نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با تقویت ذهن آگاهی و تعهد به ارزش ها، توانایی مدیریت فشارهای روانی و ارتقای تاب آوری عاطفی را افزایش می دهد. بنابراین این مداخله به عنوان راهکاری مؤثر در بهبود سلامت روان و کیفیت روابط خانوادگی پیشنهاد می شود.
۴.

اثربخشی برنامه ارتقاء شناختی مبتنی بر تنظیم شناختی هیجان بر کنش های اجرایی (مهار بازداری) کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۵
زمینه و هدف: کنش های اجرایی مهم ترین جنبه های تحول کودکان است که آنها را در سازش یافتگی با محیط و همسالان یاری می رساند. با وجود اهمیت این موضوع، مطالعات محدودی تأثیر برنامه های شناختی را بر کودکان پیش دبستانی ایرانی بررسی کرده اند. بدین ترتیب این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی بسته ارتقای شناختی مبتنی بر تنظیم شناختی هیجان بر بهبود کنش های اجرایی (مهار بازداری) کودکان پیش دبستانی انجام شد. روش: این پژوهش از نوع شبه تجربی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و پیگیری با یک گروه آزمایش و یک گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کودکان پیش دبستانی پسر منطقه 1 شهر تهران در تابستان سال 1403 بود. نمونه پژوهش شامل 36 نفر از کودکان جامعه مذکور بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (18 نفر در هر گروه) جایدهی شدند. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه 45 دقیقه ای (سه بار در هفته) در برنامه ارتقاء شناختی مبتنی بر تنظیم شناختی هیجان شرکت کردند، در حالی که گروه گواه آموزش های معمول مرکز آموزشی خود را دریافت می کرد. ابزار این پژوهش شامل آزمون شناختی برو_ نرو بود که در مراحل پیش آزمون، پس آزمون، و پیگیری یک ماهه از هر دو گروه اجرا شد. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر با استفاده از نرم افزار SPSS-24 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که برنامه ارتقاء شناختی مبتنی بر تنظیم هیجان بر بهبود کنش های اجرایی (مهار بازداری) در کودکان پیش دبستانی مؤثر است (001/0P<، 62/15=(1،34)F). نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده و با توجه به انعطاف پذیری مغز بالا در کودکان، بسته ارتقای شناختی با تأثیرگذاری بر ارتباطات عملکردی مغز موجب بهبود کنش های اجرایی شد. این یافته ها بر اهمیت گنجاندن برنامه های شناختی در آموزش پیش دبستانی تأکید دارند.
۵.

فراتحلیل مداخله های روان شناختی بر کاهش علائم اختلال اضطراب جدایی در کودکان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۰
زمینه و هدف: اختلال اضطراب جدایی یکی از شایع ترین اختلالات روانی کودکان است. این اختلال به دلیل میزان شیوع بالا و پیامد های عملکردی، از اهمیت بالایی برخوردار است. درباره میزان اثر بخشی انواع درمان های روان شناختی برای کودکان دارای اضطراب جدایی تردید وجود دارد. بنابراین این پژوهش با هدف فراتحلیل مداخله های روان شناختی موجود برکاهش علائم اختلال اضطراب جدایی در کودکان ایرانی انجام شد. روش: روش پژوهشی مورد استفاده، فراتحلیل است. جامعه آماری پژوهش تمامی مقالات منتشر شده از سال 1387 تا 1402 با موضوع اثربخشی درمان های روان شناختی بر علائم اختلال اضطراب جدایی در پایگاه های اطلاعاتی SID، Magiran،Irandoc، Civilica، Ricest، Noormags و Ensani.ir بوده است. با توجه به چک لیست استخراج داده، 48 مطالعه، ملاک ورود به پژوهش را داشتند که به عنوان نمونه انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده نرم افزار فراتحلیل CMA3 انجام شد. یافته ها: فراتحلیل مقالات نشان داد درمان های روانش ناختی دارای اندازه اثر مناسب برای اختلال اض طراب جدایی کودکان بودند. میانگین اندازه اثر درمان های روان ش ناختی در اختلال اض طراب جدایی 29/1 بود. مداخلات شناختی رفتاری در درمان اختلال اضطراب جدایی مؤثرتر است (اندازه اثر: 96/1). همچنین مداخلات والد-کودک به نسبت مداخلاتی که کودک را به تنهایی یا والد را به تنهایی مورد هدف قرار می دهند، میانگین اندازه اثر بیشتری را به خود اختصاص داد. نتیجه گیری: اندازه اثر به دست آمده، کارایی درمان های روان شناختی به خصوص درمان شناختی رفتاری در بهبود علائم اضطراب جدایی کودکان نشان داد. بنابراین تمامی مداخلات می توانند در درمان این اختلال به صورت مجزا یا تلفیقی استفاده شوند. پیشنهاد می شود هنگام انتخاب برنامه درمان و مداخله، اثربخشی، سن، اختلالات همراه، شرایط خانوادگی، توانایی ها و مهارت های روانی و اجتماعی کودک، هزینه ها، و ترجیح بیمار درنظر گرفته شود تا اثربخشی بیشتری را به همراه داشته باشد.
۶.

اثربخشی برنامه ذهن آگاهی مبتنی بر یادگیری تنفس در مؤلفه های روان شناختی نوجوانان؛ مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۲
زمینه و هدف: نوجوانی یکی از کشاکش برانگیزترین دوران زندگی شناخته می شود و نیاز به اجرای مداخلات مؤثر در این گروه بیش ازپیش احساس می شود. برنامه یادگیری تنفس یکی از مداخلات مدرسه محور جدید و نویدبخش برای نوجوانان است؛ اما تابه حال مروری جامع بر مطالعات کارآزمایی تصادفی کنترل شده این مداخله انجام نشده است. بدین ترتیب این مطالعه با هدف مرور نظام مند کارآزمایی های تصادفی کنترل شده در حوزه اثربخشی برنامه یادگیری تنفس بر پیامدهای روان شناختی نوجوانان ۱۲ تا ۱۹ ساله از جمله افسردگی، اضطراب، تنش، هیجان، شفقت، تاب آوری، کنش های شناختی، حمایت اجتماعی، و رضایت از زندگی انجام شد. روش: پژوهش حاضر، مروری نظام مند بود که با استفاده از کلمات کلیدی «Learning to BREATHE»، «mindfulness»، «adolescen*»، «randomized controlled trial»، «depression»، «anxiety»، «stress»، «emotion»، «compassion»، «resilience»، «cognitive functions»،«social support» ، و «life satisfaction» در پایگاه های اطلاعاتیPubMed, PsycInfo, Google Scholar, ProQuest و Scopus انجام شد (از ژانویه 2009 تا جولای 2025). در ابتدا بر اساس معیارهای ورود، 490 پژوهش به دست آمد که پس از اعمال معیارهای خروج و ارزیابی کیفیت طبق دستورالعمل پریزما، 14 پژوهش جهت تحلیل کامل باقی ماندند. به دلیل ناهمگونی مطالعات، داده ها با استفاده از روش ترکیب روایی، تلفیق و توصیف شدند. یافته ها: مرور نظام مند بر ۱۴ کارآزمایی تصادفی کنترل شده شامل 1314 نوجوان ۱۲ تا ۱۹ ساله نشان داد که برنامه یادگیری تنفس در برخی حوزه ها اثربخشی مطلوبی دارد. برنامه یادگیری تنفس به طور معناداری (05/0 > p) در کاهش علائم افسردگی و اضطراب اثربخش بوده (با اندازه اثر 34/0- = g تا 26/1- = g) و همچنین اثربخشی مناسبی در تنش ادراک شده نشان داده است (80/0- = g). در مقابل نتایج در متغیرهایی نظیر شفقت به خود، تاب آوری، کنش های اجرایی، و حمایت اجتماعی، متناقض گزارش شد. شایان ذکر است که با وجود ماهیت مداخله، اثربخشی معناداری در متغیرهای ذهن آگاهی و پذیرش، و همچنین شاخص های عملکرد تحصیلی (نمرات و حضور در مدرسه) مشاهده نشد (05/0 < p). نتیجه گیری: نتایج این مرور نشان داد که برنامه آموزشی یادگیری تنفس می تواند در بهبود برخی از مؤلفه های کلیدی سلامت روان نوجوانان مانند افسردگی، اضطراب، و تنش مؤثر باشد؛ اما در ارتباط با متغیرهایی مانند ذهن آگاهی به مثابه بنیاد اصلی این مداخله، لازم است پژوهش های بیشتری انجام شود.
۷.

مقایسه اثربخشی درمان پذیرش و تعهد و واقعیت درمانی بر اضطراب، خودکارآمدپنداری، و تاب آوری مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۹
زمینه و هدف: مادران کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی با مشکلات روان شناختی بالایی مواجه هستند. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان پذیرش و تعهد و واقعیت درمانی بر اضطراب، خودکارآمدپنداری، و تاب آوری مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی انجام شد. روش: روش پژوهش از نوع شبه تجربی با طرح چند گروهی پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر رشت در سال 1403 بود. از این جامعه 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه 10 نفره (درمان پذیرش و تعهد، واقعیت درمانی، و گواه) جایگزین شدند. گروه درمان پذیرش و تعهد پروتکل باند و همکاران (2011) را در 8 جلسه 90 دقیقه ای و گروه واقعیت درمانی پروتکل گلاسر (2003) را در 7 جلسه 90 دقیقه ای دریافت کردند؛ در حالی که گروه گواه هیچ مداخله ای در جریان پژوهش دریافت نکرد ولی در پایان مطالعه، خلاصه ای از مداخله مؤثرتر را دریافت کردند. ابزارهای پژوهش شامل فرم اعتبار یابی شده در ایران مقیاس تاب آوری (کانر و دیویدسون، 2003)، سیاهه اضطراب (بک و همکاران، 1988)، و مقیاس خودکارآمدپنداری عمومی (شرر و همکاران، 1982) بود. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-28 و از طریق آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد هر دو مداخله منجر به کاهش معنادار اضطراب و افزایش خودکارآمدپنداری و تاب آوری شدند (05/0P>). با وجود این درمان پذیرش و تعهد در مقایسه با واقعیت درمانی، تأثیر معنادار تری بر افزایش خودکارآمدپنداری (049/0P=، 26/4F=)، و به ویژه تاب آوری (001/0P<، 66/16F=) داشت. تفاوت دو مداخله در کاهش اضطراب، معنادار نبود (288/0P=، 17/1F=). نتیجه گیری: نتایج نشان داد اگرچه هر دو روی آورد درمانی کارآمد هستند، اما درمان پذیرش و تعهد با تقویت فرایندهایی مانند انعطاف پذیری روان شناختی و عمل مبتنی بر ارزش ها به عنوان یک مداخله مؤثرتر می تواند مادران را نه تنها در مواجهه با کشاکش ها، که در مسیر شکوفایی روان شناختی و تحول پس از تنیدگی هدایت کند.
۸.

اثربخشی آموزش خودتعیین گری بر مشارکت تحصیلی، بهزیستی روان شناختی، و احساس تعلق به مدرسه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۶
زمینه و هدف: نظریه پردازان حوزه روان شناسی تربیتی معتقدندکه نظریه خودتعیین گری به دلیل پرداختن به سه بعد اساسی وجود انسان شامل خودتعیین گری، شایستگی، و ارتباط می تواند تأثیرات مطلوبی بر مسائل اساسی زندگی داشته باشد. از این رو هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش مبتنی بر نظریه خودتعیین گری بر مشارکت تحصیلی، بهزیستی روان شناختی، و احساس تعلق به مدرسه بود. روش: روش پژوهش شبه تجربی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش، تمامی دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی شاهدشهر در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که از میان آنها40 دانش آموز با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (در هر گروه 20 دانش آموز) قرار گرفتند. مداخله مبتنی بر آموزش خودتعیین گری برای گروه آزمایش در طی 10 جلسه 75 دقیقه ای اجرا شد؛ اما گروه گواه هیچ آموزشی دریافت نکردند و در وضعیت فهرست انتظار باقی ماندند. ابزار گردآوری داده ها شامل آخرین ویرایش اعتباریابی شده در ایران پرسشنامه های مشارکت تحصیلی (ریو،2013)؛ بهزیستی روانشناختی (ریف، 2014)؛ و احساس تعلق به مدرسه (بری و بتی،2004) بود. داده های به دست آمده در دو سطح توصیفی و استنباطی (آزمون تحلیل کوواریانس تک و چندمتغیره) و با استفاده از نرم افزار SPSS-27 تحلیل شد. یافته ها: آموزش خودتعیین گری بر تمام مؤلفه های مشارکت تحصیلی شامل رفتاری (362/12=F)، عاملی (407/104=F)، شناختی (431/7=F) و هیجانی (064/10=F)؛ مؤلفه های متغیر بهزیستی روان شناختی شامل پذیرش خود (974/7=F)، روابط اجتماعی (673/8=F)، خودپیروی (178/10=F)، هدفمندی (449/21=F)، رشدیافتگی فردی (621/4=F)؛ و همچنین تمامی مؤلفه های متغیر احساس تعلق به مدرسه شامل احساس احترام (976/12=F)، ارتباط با مدرسه (604/16=F)، پذیرش همسالان (161/25=F)، و مشارکت تحصیلی (310/12=F) تأثیر معنادار داشته است (05/0>P). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، آموزش مبتنی بر خودتعیین گری با تقویت نیازهای روان شناختی پایه ای دانش آموزان شامل خودپیروی، شایستگی، و ارتباط، موجب افزایش انگیزش درونی و مشارکت فعال آنان شد. این سازوکارها در نهایت به بهبود مشارکت تحصیلی، بهزیستی روان شناختی، و احساس تعلق به مدرسه انجامید.
۹.

اثربخشی بازی وارسازی آموزش ضرب و تقسیم بر اضطراب ریاضی کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۲۶
زمینه و هدف: یکی از موانع یادگیری ضرب و تقسیم در دوره ابتدایی، اضطراب ریاضی است. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی بازی وارسازی در آموزش ضرب و تقسیم بر اضطراب ریاضی در کودکان انجام شد. روش : روش پژوهش شبه تجربی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با یک گروه آزمایش و یک گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پسر شاغل به تحصیل در پایه سوم ابتدایی ورامین در سال تحصیلی 1403-1404 بود که تعداد 56 دانش آموز با روش نمونه گیری در دسترس و با رعایت ملاک های ورود و خروج به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند و در دو گروه گواه و آزمایش (هر گروه 28 دانش آموز) جایدهی شدند. مداخله آموزش بر روی دانش آموزان گروه گواه و آزمایش طی 20 جلسه 45 دقیقه ای انجام شد. تدریس ضرب و تقسیم برای گروه آزمایش با استفاده از بازی وارسازی و برای گروه گواه روش سنتی و غیر بازی وار انجام شد. ابزارگردآوری داده ها پرسشنامه اضطراب چیو و هنری (1990) بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک چندمتعغیره یکراهه تحلیل شد. نرم افزار مورد استفاده برای تحلیل داده ها SPSS-23 بود. یافته ها: نتایج نشان داد بازی وارسازی آموزش ریاضی موجب کاهش اضطراب ریاضی (67/10 F=)، اضطراب ارزیابی (13/4F=)، اضطراب یادگیری (18/25 F=)، اضطراب رفتار معلم در تدریس (45/1F=) می شود(01/0>P). با این حال نتایج نشان می دهند که بازی وارسازی تأثیر معناداری در کاهش اضطراب حل مسئله (34/5F=، 001/0 P > ) ندارد. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، بازی وارسازی آموزش می تواند به ایجاد جوّ کلاسی ایمن و خوشایند و به تبع آن، به کاهش اضطراب دانش آموزان کمک کند.
۱۰.

طراحی بسته آموزشی مبتنی بر نورون های آینه ای و اثربخشی آن بر صبر فرزندان طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۶
زمینه و هدف: طلاق والدین یکی از عمده ترین رویدادهای تنشگر است که کودکان و نوجوانان با اثرات مخرب آن مواجه شده و کشف نورون های آینه ای می تواند چشم انداز مثبتی جهت کاهش اختلالات روانی ناشی از آن باشد. بدین ترتیب مطالعه حاضر با هدف طراحی بسته آموزشی مبتنی بر نورون های آینه ای و اثربخشی آن بر صبر فرزندان طلاق انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر در بخش طراحی بسته آموزشی، اسنادی و دلفی و در بخش دوم از نوع شبه تجربی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه آزمایش و گواه بود. نمونه آماری در بخش یکم شامل 9 نفر از مشاوران مدارس، استادان دانشگاه محقق اردبیلی، و متخصصان روان شناسی با مدرک دکترای روان شناسی بودندکه با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. نمونه مورد مطالعه بخش دوم شامل30 دانش آموز پسر متوسطه یکم و دوم فرزند طلاق با صبر پایین از شهر سنگر استان گیلان در سال 1404-1403 بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (15 دانش آموز در هر گروه) جایدهی شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای مداخله مبتنی بر آموزش نورون های آینه ای دریافت کردند، در حالی که گروه گواه هیچ مداخله ای طی درمان دریافت نکردند و در پایان مداخله به تعدادی که داوطلب بودند خلاصه ای از برنامه مداخله ارائه شد. ابزار گردآوری داده های این پژوهش پرسشنامه صبر (خرمایی و همکاران، 1389) بود که در مراحل پیش آزمون و پس آزمون روی هر دو گروه اجرا شد. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس با نرم افزار SPSS- 22 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بسته آموزشی طرحی شده مبتنی بر نورون های آینه ای به صورت معناداری باعث افزایش صبرکلی فرزندان طلاق (924/397F=) و مؤلفه های آن؛ متعالی شدن (19/85F=)، شکیبایی(14/11F=)، رضایت (82/49F=)، استقامت (50/50F=)، و درنگ (42/4F=) شد وگروه آزمایش نسبت به گروه گواه دارای صبر بیشتری در پس آزمون بودند (001/0P<). نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده، بسته آموزشی طراحی شده مبتنی بر نورون های آینه ای با تغییرات عصب روان شناختی، صبر فرزندان طلاق را افزایش داده است و بنابراین می توان از این بسته آموزشی به عنوان روشی مناسب برای بهبودی صبر این دانش آموزان استفاده کرد.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۴۵