ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۸۱ تا ۲٬۰۰۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۱۹۸۱.

A Study on the Components of Wisdom in the Content of Persian Text Books for the First Grade of Primary School based on Three Wisdom Models(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۴
Objective: This research aimed to study the components of wisdom in the content of Persian textbooks for the first grade of primary school based on the three wisdom models of Ardlet, Webster, and Sternberg. Method: The method was a descriptive-qualitative systematic review through content analysis. In this regard, the text of all lessons related to the first, second, and third grade Persian textbooks was examined using the explicit content analysis method. Results: The results showed that the components of wisdom include academic knowledge, cultural and historical identity, spirituality, ethics/compassionate love, love of homeland and national responsibility, learning from nature with an aesthetic perspective, acquiring knowledge, openness to experience, public good, reflective perspective, recognizing emotions, social/group interactions, family-orientedness, practical intelligence, learning and teaching, awakening and learning from history, and applicant of cognitive tools. Comparing these components with three theoretical models including Ardlet's three-dimensional model of wisdom (2011), Webster's five-factor model (2003), and Sternberg's balance theory (1998) showed that the components of wisdom in the Persian textbooks of the first grade overlap with many theoretical dimensions of wisdom, and in some cases, such as humor, reviewing memories and revising them. Conclusions: However, it is noteworthy that components such as having an aesthetic view of nature and learning from it, spirituality, and learning from history have been given attention, which are not seen in the models of wisdom of Ardlet, Webster, and Sternberg, and this is one of the strengths of the Persian textbooks.
۱۹۸۲.

The Effectiveness of an Educational Intervention Using AI-Based Automated Question Generation Tools on Students' Academic Engagement and Autonomous Motivation

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۰
This study aimed to determine the effectiveness of an AI-based Automated Question Generation (AQG) tool (using the Gemini 2.5 Pro model) in teaching research methodology concepts on the academic engagement and autonomous motivation of male students at Zahedan University of Medical Sciences. The research design was quasi-experimental, utilizing a pre-test/post-test format with a control group. The final statistical sample consisted of 47 students (22 in the experimental group and 25 in the control group) selected through multi-stage cluster random sampling. The experimental group participated in an educational intervention using the AI tool for eight 90-minute sessions. Data collection instruments included the Vallerand Academic Motivation Scale (1992) and the Reeve Academic Engagement Scale (2013). Data analysis was performed using multivariate analysis of covariance (MANCOVA). The results indicated that after controlling for the pre-test effect, a significant difference existed between the two groups regarding the dependent variables (p<0.001). The use of the AI tool led to a significant increase in academic engagement and autonomous motivation within the experimental group. Based on the partial eta-squared index, the intervention accounted for 19% of the variance in academic engagement and 24% of the variance in autonomous motivation, demonstrating the strong impact of this technology.
۱۹۸۳.

The Mediating Role of Meaning in Life in the Relationship Between Character Strengths and Rejection Sensitivity in Individuals with Physical-Motor Disabilities(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۴
The present study aimed to investigate the mediating role of meaning in life in the relationship between character strengths and rejection sensitivity in individuals with physical-motor disabilities. This was an applied study employing a correlational method and structural equation modeling. The statistical population consisted of all individuals with physical-motor disabilities residing in Mashhad in 2023, whose disability was confirmed by experts from the Welfare Organization. Using convenience sampling and considering inclusion and exclusion criteria, initially 350 eligible individuals were selected. After removing incomplete and outlier data, information from 330 individuals was analyzable. Research instruments included the Values in Action Inventory of Strengths (VIA-IS) to assess character strengths, the Rejection Sensitivity Questionnaire (RSQ), and the Meaning in Life Questionnaire (MLQ). Data analysis was performed using Pearson correlation and structural equation modeling via SPSS and Amos software (version 23). Results indicated that character strengths had a significant negative direct effect on rejection sensitivity (β = -0.43, p < 0.001) and a significant positive direct effect on meaning in life (β = 0.67, p < 0.001). Meaning in life also had a significant negative direct effect on rejection sensitivity (β = -0.36, p < 0.001). Analysis of indirect coefficients showed that meaning in life played a significant mediating role in the relationship between character strengths and rejection sensitivity. These results indicate that individuals with higher levels of meaning in life experience lower rejection sensitivity, and their character strengths help reduce rejection sensitivity through enhancing meaning in life.
۱۹۸۴.

مدل یابی سبک فرزندپروری هلیکوپتری و باورهای غیرمنطقی در اضطراب سخنرانی با میانجی گری کمال گرایی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۹
مقدمه: سبک فرزندپروری هلیکوپتری و باورهای غیرمنطقی می توانند تأثیرات عمیقی بر سلامت روانی و اجتماعی دانش آموزان بگذارند. اضطراب سخنرانی یکی از مشکلات شایع در این گروه سنی است که ممکن است تحت تأثیر این سبک های تربیتی و باورهای نادرست قرار گیرد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف مدل یابی نقش سبک فرزندپروری هلیکوپتری و باورهای غیرمنطقی در اضطراب سخنرانی با توجه به نقش میانجی کمال گرایی در دانش آموزان دختر دوره اول متوسطه انجام شد. روش: پژوهش حاضر توصیفی، از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر متوسطه اول شهر کرمان در سال تحصیلی 1403-1402 است که 560 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های والدگری هلیکوپتری پیستلا و همکاران (2020)، باورهای غیرمنطقی جونز (1968)، کمال گرایی مثبت و منفی توسط تری شورت و همکاران (1995) و پرسشنامه اضطراب سخنرانی مک کوبی (1970) استفاده شده است. داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری تجزیه وتحلیل شد. یافته ها: مدل نقش سبک فرزندپروری هلیکوپتری و باورهای غیرمنطقی در اضطراب سخنرانی با توجه به نقش میانجی کمال گرایی در دانش آموزان دختر دوره اول متوسطه از برازش قابل قبولی برخودار است. بطوری که بین فرزندپروری هلیکوپتری و باورهای غیرمنطقی باکمال گرایی و اضطراب سخنرانی رابطه معناداری وجود دارد (05/0 p< ). و کمال گرایی در رابطه فرزندپروری هلیکوپتری و باورهای غیرمنطقی با اضطراب سخنرانی نقش میانجی دارد (05/0 p< ). نتیجه گیری: سبک فرزندپروری هلیکوپتری، باورهای غیرمنطقی و کمال گرایی نقش های مهمی در افزایش اضطراب سخنرانی دارند. کمال گرایی به عنوان یک متغیر میانجی، این رابطه ها را تقویت کرده و بر سلامت روانی و اجتماعی دانش آموزان تأثیرگذار است.
۱۹۸۵.

اثربخشی برنامه مداخله در مادر آزاری بر کفایت والد گری، انطباق پذیری و پیوستگی خانوادگی: یک مطالعه آزمایشی تک موردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۵۱
مقدمه : والدآزاری، از اشکال کمتر شناخته شده خشونت خانوادگی، به رفتارهای آسیب زای فرزندان نسبت به والدین، به ویژه مادران، اشاره دارد. این پدیده با پیامدهای روانی و اجتماعی جدی، سلامت خانواده را تهدید کرده و نیازمند مداخلات تخصصی است. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه مداخله در مادر آزاری بر کفایت والدگری، انطباق پذیری و پیوستگی خانوادگی بود. روش: بدین منظور از روش پژوهش تک موردی به روش خط پایه چندگانه استفاده شد. مشارکت کنندگان پژوهش، شامل سه نوجوان (دو دختر و یک پسر) به همراه والدین خود بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برنامه مداخله در مادرآزاری در 18 جلسه (9 جلسه مختص نوجوان و 9 جلسه برای والدین و خانواده) به مشارکت کنندگان ارائه شد. مشارکت کنندگان (مادران) در مراحل مختلف خط پایه، مداخله و پیگیری به مقیاس احساس کفایت والدگری (PSOC) و مقیاس ارزیابی انطباق پذیری و پیوستگی خانوادگی (FACES-2) پاسخ دادند. به منظور تحلیل داده ها از نمودار گرافیکی، تغییر شاخص پایا و درصد بهبودی استفاده گردید. یافته ها : یافته های پژوهش بیانگر آن بودند که برنامه ی مداخله در مادر آزاری منجر به افزایش معنادار نمرات کفایت والدگری و انطباق پذیری مشارکت کنندگان در مرحله درمان و پیگیری نسبت به خط پایه شده و این برنامه بر افزایش کفایت والدگری و انطباق پذیری  مؤثر است (به ترتیب با  4/31   و  3/32 درصد بهبودی در مرحله درمان و 8/60 و 3/53 درصد بهبودی در مرحله پیگیری) هرچند افزایش نمرات در پیوستگی خانوادگی معنادار نبوده (4/9 درصد بهبودی در مرحله درمان و 9/24 درصد بهبودی در مرحله پیگیری) است. نتیجه : مشاوران خانواده و نوجوان می توانند از برنامه مداخله در مادرآزاری به منظور کمک به بهبود تعاملات و همچنین افزایش کفایت والدگری و انطباق پذیری افراد درگیر، در جلسات درمانی بهره ببرند.
۱۹۸۶.

بررسی رابطه تجارب بد رفتاری در دوران کودکی با شرم و گناه در اختلال افسردگی اساسی و اختلال شخصیت مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۹
هدف: این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین تجربه بدرفتاری در دوران کودکی با احساس شرم و گناه و تعیین تفاوت بدرفتاری در دوران کودکی در افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی و اختلال شخصیت مرزی انجام شد. روش: روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی و علی مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به افسردگی اساسی و شخصیت مرزی مراجعه کننده به روان پزشکان شهر یزد در سال ۱۴۰۰ و نیز افراد سالم بود. نمونه شامل ۵۱ فرد مبتلا به افسردگی، ۴۹ فرد مبتلا به شخصیت مرزی و ۵۰ فرد غیرمبتلا بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه کودک آزاری محمدخانی (2003)، افسردگی بک (1996)، شخصیت مرزی لیشنرنیگ (1999 و پرسشنامه شرم و گناه (کوهن و همکاران، 2011) بود. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون و تحلیل واریانس تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که در مبتلایان به افسردگی، غفلت عاطفی پیش بینی کننده شرم (52/0= β) و متغیر تجربه غفلت (55/0= β) و متغیر تجربه آزار عاطفی (40/0= β) پیش بینی کننده گناه بودند. در مبتلایان به شخصیت مرزی، آزار جنسی (37/0= β) و متغیر تجربه آزار عاطفی (35/0= β)،  پیش بینی کننده شرم و آزار جسمی (55/0= β) و متغیر تجربه غفلت (26/0= β) پیش بینی کننده گناه بودند. نتیجه گیری: نتایج حاکی از نقش مهم تجارب بدرفتاری در شکل گیری احساسات منفی و آسیب زای شرم و گناه در اختلالات روانی بود که می تواند برای درمانگران و نظریه پردازان مفید باشد.
۱۹۸۷.

ارائه مدل ارتقای مهارت های اجتماعی دانش آموزان با تاکید بر مسئولیت سپاری در مدارس متوسطه غیر دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۴۱
مقدمه و هدف : یکی از دغدغه های نظام آموزشی در تمامی جوامع توسعه مهارت های اجتماعی دانش آموزان است. یکی از راه های سازگاری نوجوانان با مدرسه، افزایش مسئولیت پذیری و پرورش مهارت های اجتماعی در آنان در مدرسه است. هدف مطالعه حاضر ارائه مدل ارتقای مهارت های اجتماعی دانش آموزان با تاکید بر مسئولیت سپاری در مدارس متوسطه غیردولتی است. روش شناسی پژوهش : این پژوهش، از لحاظ هدف، کاربردی و از منظر گردآوری داده ها، از نوع کیفی- نظریه داده بنیاد است. داده های مورد نیاز از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با مدیران مدارس متوسطه غیردولتی (با حداقل 10 سال سابقه مدیریت مدرسه غیردولتی) و اساتید هیات علمی دانشگاه ها در حوزه های علوم تربیتی، مدیریت آموزشی و برنامه ریزی درسی از طریق نمونه گیری هدفمند، گردآوری شد. روایی و پایایی ابزار گردآوری داده ها نیز مورد تایید قرار گرفت. یافته ها : در مرحله کدگذاری باز، 143 کد باز شناسایی شدند. در مرحله کدگذاری محوری، مفاهیم شناسایی شده حول محور شش پارادایم نظریه داده بنیاد دسته بندی شدند. بدین ترتیب، ارتقای مهارت های اجتماعی مبتنی بر مسئولیت سپاری در بین دانش آموزان به عنوان پدیده محوری انتخاب شد. الگوی پارادایمی حاصل بر اساس پدیده محوری، متاثر از شرایط علی (برنامه درسی مهارت محور، روش های یادگیری مشارکتی، روش تدریس)، شرایط زمینه ای (پیش زمینه های دانش آموزان زمینه مدرسه) و متغیرهای مداخله گر (خانواده، گروه همسالان، روابط دانش آموز و معلم) به همراه راهبردها و پیامدها شکل گرفت.   بحث و نتیجه گیری:  آموزش و ارتقای مهارت های اجتماعی در بین دانش آموزان با مسئولیت سپاری به آنها منجر به توسعه دانش آموزان در ابعاد چندگانه رفتاری، روانی- شناختی و تحصیلی می گردد.
۱۹۸۸.

مدل یابی معادلات ساختاری پریشانی روانشناختی بر اساس شفقت به خود با نقش میانجی تصویر بدنی منفی در زنان متاهل مبتلا به سرطان پستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۸
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی مدل یابی معادلات ساختاری پریشانی روانشناختی بر اساس شفقت به خود با نقش میانجی تصویر بدنی منفی در زنان متاهل مبتلا به سرطان پستان بود. روش: روش این مطالعه توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش زنان مبتلا به سرطان پستان شهر کرمان در شهریور ماه سال 1403 بودند. حجم نمونه بر اساس مدل کلاین(2023) و با روش نمونه گیری در دسترس 400 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل مقیاس پریشانی روانشناختی کسلر (K-10) کسلر و همکاران (2003)، فرم کوتاه مقیاس شفقت خود (SF-SCS) رائس و همکاران(2011) و سیاهه تصویر بدنی منفی (BICI) لیتلتون و همکاران (2005) بود. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری تحلیل شد. نرم افزار تحلیل داده ها برنامه SPSS و AMOS نسخه 28 بود. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که اثرات مستقیم شفقت به خود (66/0- =β و 001/0=sig) بر روی پریشانی روانشناختی معنادار است. همچنین نتایج نشان داد که تصویر بدنی منفی در رابطه بین شفقت به خود (71/0- =β و 001/0=sig) با پریشانی روانشناختی نقش میانجی و معنادار دارد. همچنین مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (06/0=RMSEA و 05/0>p) و 97 درصد از واریانس پریشانی روانشناختی تبیین می شود. نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش و نقش شفقت به خود و تصویر بدنی بر پریشانی روانشناختی در زنان مبتلا به سرطان پستان استفاده از نتایج این پژوهش برای کاهش پریشانی روانشناختی در زنان مبتلا به سرطان پستان پیشنهاد می شود.
۱۹۸۹.

رابطه مشارکت در مدرسه با ویژگی های فردی، پیشرفت تحصیلی و هوش اجتماعی دانش آموزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۷
The present study aimed to examine the relationship between school participation and individual characteristics among upper secondary school students in District 3 of Tabriz. In terms of purpose, the study is applied, and with regard to data collection, it follows a descriptive–correlational design. The statistical population consisted of 14,412 upper secondary school students in District 3 of Tabriz. Based on the Krejcie and Morgan table, a sample of 374 students was selected. Sampling was conducted using proportional stratified random sampling, with strata formed based on age, gender, and grade level. Data were collected using the School Participation Questionnaire developed by Anderson et al. (2019) and the Social Intelligence Questionnaire developed by Silvera, Martinussen, and Dahl (2001). Content validity (CVI) and face validity of the questionnaires were evaluated and confirmed by a panel of subject-matter experts. Reliability was assessed using Cronbach’s alpha, yielding coefficients of 0.938 for the school participation questionnaire and 0.819 for the social intelligence questionnaire. Data analysis was conducted using descriptive statistics, and inferential analyses included independent samples t-tests, one-way analysis of variance (ANOVA), and Pearson correlation coefficients. In addition, structural equation modeling (SEM) using PLS-SEM (SmartPLS 3) was employed to examine the structural relationships among school participation, social intelligence components, individual characteristics, and academic achievement. The findings indicated that school participation did not differ significantly according to demographic characteristics or academic achievement.
۱۹۹۰.

چالش ها و موانع اجرای برنامه درسی مبتنی بر عملکردهای اجرایی مغز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۷
هدف از پژوهش حاضر ارائه چالش ها و موانع اجرای برنامه درسی مبتنی بر عملکردهای اجرایی مغز بود. این پژوهش کیفی با استفاده از روش پدیدارشناسی اجرا شد. روش گردآوری اطلاعات استفاده از مصاحبه های نیمه ساختارمند بود.جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه صاحب نظران برنامه ریزی درسی بود که با موضوع پژوهش آشنایی داشتند بدین منظور داده ها با مصاحبه از 13 نفر از صاحب نظران که تجربه زیسته ای در زمینه مورد نظر را داشتند جمع آوری شد. روش تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل مضمون صورت گرفت.جهت تامین اعتبار تحقیق، معیارهای لینکن و گوبا مورد استفاده قرار گرفت.. تحلیل حاصل از مصاحبه ها حاکی1 مضمون فراگیر 3 مضمون سازمان دهنده سطح اول و 11 مضمون سازمان دهنده سطح دوم و 27 مضمون پایه بود. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که چالش های تاثیرگذار در اجرای برنامه درسی مبتنی بر عملکردهای اجرایی مغز عبارتند از چالش های سخت افزاری، چالش های نرم افزاری، نبود نیروی متخصص، نبود دانش تخصصی، نبود محتوای مناسب، ناآگاهی و دانش اندک والدین، ناآگاهی و دانش اندک معلمان، ناآگاهی و دانش اندک دانش آموزان، ناآگاهی و دانش اندک کارکنان اجرایی مدارس، ناآگاهی و دانش اندک برنامه ریزان و سیاست گذاران، نگاه سطحی به آموزش مبتنی بر عملکردهای اجرایی مغز، مقاومت معلمان در برابر اجرای آموزش های مبتنی بر مغز و فقر فکری در ارتباط با آموزش مبتنی بر عملکردهای اجرای مغز.
۱۹۹۱.

اثربخشی آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی بر خلاقیت هیجانی و درآمیزی تحصیلی دانش آموزان با اختلال نافرمانی مقابله ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۴
زمینه: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی بر خلاقیت هیجانی و درآمیزی تحصیلی دانش آموزان با نافرمانی مقابله ای بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون/پس آزمون از نوع گروه گواه و آزمایش بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان مقطع ابتدایی پایه ششم مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای استان گلستان در سال تحصیلی 1402-1401 بود. شرکت کنندگان 40 دانش آموز مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای بودند که با روش در دسترس انتخاب شدند. همه آنها پرسشنامه اختلال نافرمانی مقابله ای هومرسن و همکاران (2006)، خلاقیت هیجانی آوریل (2001) و درآمیزی تحصیلی ریو و تسنگ (2013) را تکمیل کردند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی بر تغییرات نمره پس آزمون متغیرهای نوگرایی (0/75)، اثربخشی صداقت (0/81)، آمادگی (0/77)، عاملی (0/71)، رفتاری (0/78)، شناختی (0/74) و عاطفی (0/72) به طور معناداری تاثیر مثبت داشته است . نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی موجود افزایش خلاقیت هیجانی و درآمیزی تحصیلی دانش آموزان با نافرمانی مقابله ای می گردد.
۱۹۹۲.

بررسی نقش هوش معنوی و توانمندی های منش در پیش بینی کیفیت زندگی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۸
پیشینه و اهداف: با توجه به نقش کلیدی معلمان در ارتقای کیفیت نظام آموزشی، شناسایی عوامل روان شناختی مؤثر بر کیفیت زندگی آنان اهمیت ویژه ای دارد، زیرا این عوامل می توانند نه تنها بر بهبود سلامت روان و رضایت شغلی معلمان اثرگذار باشند، بلکه به ارتقای عملکرد آموزشی و کیفیت یادگیری دانش آموزان نیز منجر می شوند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش هوش معنوی و توانمندی های منش در پیش بینی کیفیت زندگی معلمان انجام شد. روش ها : روش پژوهش ، توصیفی و از نوع همبستگی بود . جامعه آماری شامل تمامی معلمان دوره های سه گانه (ابتدایی، دوره اول و دوم متوس طه) شهر م رودشت در سال تحصیلی 1403- 1402 به تعداد 1565 نفر بود. تعداد 309 نفر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی، با استفاده از فرمول کوکران به عنوان نمونه آماری پژوهش انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها مقیاس هوش معنوی (کینگ، 2008)، پرسش نامه توانمندی های منش (پترسون و سلیگمن، 2004) و پرسش نامه کیفیت زندگی-فرم کوتاه (سازمان بهداشت جهانی، 1996) بود. داده ها با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه هم زمان در نرم افزار SPSS 23 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج ضرایب همبستگی نشان داد که نمره کل هوش معنوی (01/0>p،317/0=r) و توانمندی های منش (01/0>p،410/0 =r) رابطه مثبت معناداری با کیفیت زندگی دارند. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه هم زمان نیز نشان داد 37 درصد از کل واریانس کیفیت زندگی به وسیله هوش معنوی و توانمندی های منش، تبیین می شود . نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که تقویت هوش معنوی و توانمندی های منش می تواند به عنوان راهبردهای مؤثری در بهبود کیفیت زندگی معلمان، به کار گرفته شود.
۱۹۹۳.

بررسی رابطه میان راهکارهای حوزه «تربیت معلم» سند تحول بنیادین با الگوی نظری آن در «مبانی نظری تحول بنیادین نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی جمهوری اسلامی ایران»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۵
پیشینه و اهداف: مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تعلیم و تربیت رسمی و عمومی جمهوری اسلامی ایران به منظور پاسخگویی به مسأله عدم ابتنای تصمیم گیری ها و سیاست گذاری های تربیتی به مبانی نظری مشخصی، نگاشته شده است. این پژوهش با هدف تحلیل انتقادی رابطه میان خط مشی های کلی تربیت معلم در سند تحول بنیادین با الگوی نظری زیر نظام تربیت معلم و تأمین منابع انسانی در مبانی نظری تحول بنیادین نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی جمهوری اسلامی ایران، انجام گرفته است. روش: برای این منظور، ابتدا راهکارهای مرتبط با حوزه منابع انسانی در سند تحول، مطابق با محورهای اصول در الگوی نظری رهنامه، دسته بندی شده و سپس ارتباط هر یک از راهکارها با اصول محور متناظر، مورد واکاوی قرار گرفته است. از این رو، رویکرد پژوهش حاضر به طور کلی، کیفی بوده و روش آن استنتاج قیاسی مبتنی بر تحلیل اسنادی است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان دهنده ضعف معنادار در ابتنای راهکارهای اجرایی بر اصول نظری الگوی زیرنظام تربیت معلم و تأمین منابع انسانی است. در سطح کلان، نتایج بیانگر آن است که حدود ۶۸ درصد از اصول نظری، فاقد راهکار متناظر در سند تحول بنیادین هستند؛ بدین معنا که بخش قابل توجهی از اصول، علی رغم تصریح در مبانی نظری، به مرحله برنامه ریزی اجرایی، راه نیافته اند. نتیجه گیری: باید بایسته های چارچوب اصول در مؤلفه های مختلف حوزه تربیت معلم و تأمین منابع انسانی و چه بسا سایر زیرنظام های رهنامه، احصاء شده تا در هنگام نگارش اصول از جامعیت و مانعیت آن ها حراست شود. در صورت تحقق این امر، می توان سیاست گذار را مقید به رعایت کلیه اصول در تدوین راهکارها کرد؛ چراکه با توجه به پوشش جامع اصول، می توان این انتظار را داشت که راهکارها الزاماً با یک یا چند اصل، در ارتباط خواهند بود.
۱۹۹۴.

بررسی شیوع عیوب انکساری به عنوان یکی از بیماری های شایع چشمی در جمعیت ۶ تا ۳۰ ساله روستایی استان مازندران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۳۹
مقدمه و هدف: عیوب انکساری یکی از شایع ترین مشکلات بینایی در جوامع انسانی هستند که در صورت عدم تشخیص و اصلاح به موقع می توانند عملکرد تحصیلی، شغلی و کیفیت زندگی را تحت تأثیر قرار دهند. این پژوهش با هدف تعیین میزان و شیوع عیوب انکساری در جمعیت ۶ تا ۳۰ ساله روستایی استان مازندران انجام شد. روش تحقیق: جامعه هدف در این مطالعه توصیفی- تحلیلی، افراد ساکن در مناطق روستایی استان مازندران بودند. معاینات چشمی و اپتومتری گسترده ای برای هر فرد انجام شد که قسمت مهم این معاینات اندازه گیری عیوب انکساری بود. عیوب انکساری با استفاده از اتورفرکتومتر تاپکن (مدل r7000 RM) اندازه گیری گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون t تک گروهی و آنالیز واریانس و آزمون تعقیبی شفه با استفاده از نرم افزار spss انجام شد. نتایج: میانگین عیوب انکساری با افزایش سن روند صعودی داشت و کمترین میزان در گروه سنی ۵ تا ۱۰ سال (0/0±01/0) و بیشترین میانگین در گروه ۲۱ تا ۲۵ سال (08/0±41/0) مشاهده شد. گروه سنی ۲۶ تا ۳۰ سال میانگین کمی کمتر (01/0±32/0) نشان داد اما همچنان بالاتر از گروه های نوجوان تر بود. تحلیل واریانس نشان داد که اختلاف میانگین عیوب انکساری بین گروه های سنی مختلف معنادار است (0001/0>P، 77/15=F). نتایج آزمون تعقیبی شفه مشخص کرد که گروه ۵ تا ۱۰ سال با تمامی گروه ها اختلاف معنادار دارد و گروه های ۱۱ تا ۱۵ سال با ۲۱ تا ۲۵ سال و ۲۶ تا ۳۰ سال تفاوت معنی داری داشتند، در حالی که سایر گروه های سنی اختلاف معنادار آماری نداشتند نتیجه گیری: در مجموع، این پژوهش تصویری روشن از وضعیت عیوب انکساری در جامعه هدف ارائه می دهد و می تواند مبنای مناسبی برای برنامه ریزی های سلامت محور در جهت ارتقای بهداشت بینایی و کاهش بار اختلالات چشمی در این مناطق باشد.
۱۹۹۵.

بررسی میزان انطباق پذیری مؤلفه های دموکراسی کتاب مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی با واقعیت های اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۰
پژوهش حاضر با هدف تحلیل محتوای کتاب درسی مطالعات اجتماعی دوره ابتدائی به لحاظ توجه به مولفه های دموکراسی و میزان انطباق آن با واقعیت های اجتماعی از دید معلمان و والدین انجام یافته است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و به لحاظ ماهیتی، از نوع توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری بخش اول شامل کتاب های درسی مطالعات اجتماعی پایه های سوم تا ششم دوره ابتدایی و بخش دوم شامل معلمان و والدین دانش آموزان در نوشین شهر ارومیه بودند. نمونه آماری بخش اول به دلیل محدود بودن حجم جامعه، برابر جامعه و کتاب های درسی مطالعات اجتماعی پایه های سوم تا ششم ابتدایی انتخاب شدند. ب رای جم ع آوری داده ها از چک لیست وارسی و پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. جهت تعیین روایی ابزارها از روایی محتوایی با استفاده از دیدگاه اساتید گروه علوم تربیتی دانشگاه تبریز بهره گرفته شد. برای تحلیل داده ها نیز از تحلیل محتوای متن و آزمون t تک متغیره استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که فراوانی مولفه-های آزادی، برابری، مشارکت و همکاری، مسئولیت پذیری، قانون گرایی، حق انتخاب و تصمیم-گیری، حقوق شهروندی، تفکر انتقادی در تحلیل متن کتاب درسی مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی برابر با 513 فراوانی، تحلیل سوال با 67 فراوانی و تحلیل عکس با 52 فراوانی کمترین فراوانی را از لحاظ توجه به مولفه های دموکراسی در کتاب درسی مطالعات اجتماعی را داشته است. همچنین نتایج آزمون t همبسته نشان داد که بین دیدگاه معلمان و اولیاء دانش آموزان به لحاظ میزان انطباق پذیری مولفه های دموکراسی در کتاب های درسی مطالعات اجتماعی دوره ابتدائی با واقعیت های اجتماعی تفاوت معناداری وجود دارد.
۱۹۹۶.

هنجارسازی مقیاس ذهن آگاهی در تدریس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۶
هدف پژوهش حاضر انطباق و اعتبارسنجی مقیاس ذهن آگاهی در تدریس در بین معلمان ایرانی بود. پژوهش حاضر از لحاظ گردآوری داده ها در دسته پژوهش های همبستگی قرار داشت. جامعه پژوهش حاضر را معلمین مقاطع تحصیلی شهر تهران، مشهد و شیراز در سال 1402-1403 تشکیل می دادند . 352 نفر به روش نمونه گیری گلولهبرفی انتخاب شدند. باهدف بررسی روایی همگرا، روابط میان دو ابزار آگاهی توجه ذهنی و عملکرد بازتابی مورد بررسی قرار گرفت. داده های توسط نسخه 4.2.3 زبان برنامه نویسی آر مورد تحلیل قرار گرفتند. بررسی نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان می دهد که عامل یکم و دوم به ترتیب همان مولفه های درون فردی و میان فردی در نسخه اصلی ابزار هستند. کلیه خرده مقیاس ها از ضرایب آلفا (بین 73/0 و 74/0) و امگا (82/0 و 83/0) مناسبی برخوردار هستند. تحلیل عاملی تاییدی نیز نشان داد عوامل ساختار نهایی دارای همگونی درونی 72/0 تا 73/0 برای ضریب آلفا و 78/0 تا 83/0 برای امگا می باشند. با توجه به ویژگی های روان سنجی قابل قبول نسخه فارسی، می توان از این پرسشنامه در پژوهش های مرتبط با فرایند تدریس، تعامل معلم و دانش آموز، و ارتقاء کیفیت آموزش در جامعه معلمان ایرانی بهره گرفت
۱۹۹۷.

طراحی الگوی بهبود چابکی هیجانی منابع انسانی در موسسه های دولتی (مورد مطالعه: ایران و عراق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۳
چابکی هیجانی در مورد توانایی کارکنان برای هدایت احساسات و سازگاری با موقعیت های چالش برانگیز در محیط کار است. این مهارت برای تقویت انعطاف پذیری، بهره وری و رفاه کلی در میان کارکنان بسیار مهم است. پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی بهبود چابکی هیجانی منابع انسانی در موسسه های دولتی (مورد مطالعه: ایران و عراق) انجام پذیرفت. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت و روش، توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش حاضر خبرگان هستند که متشکل از مدیران و کارکنان و کارشناسان سازمان های دولتی در ایران و عراق می باشند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و براساس اصل کفایت نظری 27 نفر از آن ها به عنوان نمونه پژوهش درنظر گرفته شد. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه و در بخش کمی پرسشنامه است که روایی و پایایی آن ها با استفاده از روش محتوایی و روایی نظری و پایایی درون کدگذار و میان کدگذار تایید شد. در این پژوهش برای تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا و کدگذاری با نرم افزار Maxqda استفاده شد. همچنین برای تحلیل کمی از روش TISM فازی بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش مشتمل بر ارائه الگوی بهبود چابکی هیجانی منابع انسانی در سازمان های دولتی ایران و عراق در چهار محور زمینه شکل گیری، مکانیسم های بهبود دهنده، ابعاد و پیامدها، می باشد.
۱۹۹۸.

مدل سازی تصمیم گیری عقلایی بر اساس کارکردهای اجرایی نوجوانان و بررسی نقش واسطه ای هوش هیجانی و قضاوت اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۴۰
زمینه و هدف : تصمیم گیری عقلایی به عنوان یکی از کارکردهای کلیدی رشد شناختی در دوره نوجوانی، نقشی اساسی در سازگاری فردی، اجتماعی و تحصیلی دارد. از آنجا که نوجوانی با تغییرات زیستی، شناختی و هیجانی گسترده همراه است، شناخت عوامل زمینه ای مؤثر بر تصمیم گیری عقلایی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش توانایی های شناختی در پیش بینی تصمیم گیری عقلایی نوجوانان با نقش واسطه ای هوش هیجانی و قضاوت اخلاقی بود. روش شناسی پژوهش : روش پژوهش حاضر به صورت کمی و از نوع همبستگی – مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل نوجوانان مقطع متوسطه اول شهر یزد در سال تحصیلی 1403 – 1404 بود، که نمونه ای به صورت تصادفی خوشه ای از بین آن ها انتخاب شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه سبک های تصمیم گیری عمومی (اسکات و بروس، 1995)، پرسشنامه توانایی های شناختی (نجاتی، 1392)، پرسشنامه هوش هیجانی (پتریدز و فارنهام، 2004) و پرسشنامه قضاوت اخلاقی (رست، 1973) بود. داده ها با استفاده از نرم افزار AMOS-24 تحلیل شدند. یافته ها : یافته ها نشان داد که توانایی شناختی به طور مستقیم توان پیش بینی تصمیم گیری عقلائی (۰5/۰>P، 17/0β=) را دارد. همچنین هوش هیجانی و قضاوت اخلاقی توانستند نقش واسطه ای در این رابطه ایفا کنند (۰02/۰>P، 308/0β=). به بیان دیگر، نوجوانانی که از توانایی های شناختی بالاتری برخوردار بودند از سطح هوش هیجانی و قضاوت اخلاقی بهتری نیز بهره مند بوده و کیفیت تصمیم گیری عقلایی نیز در آن ها بالاتر بود. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش بر اهمیت توجه به فرایندهای شناختی، هیجانی و اخلاقی به صورت یکپارچه تأکید دارد و می تواند مبنایی برای طراحی مداخلات آموزشی و مشاوره ای با هدف ارتقای مهارت های تصمیم گیری نوجوانان باشد.
۱۹۹۹.

مقایسه اثربخشی درمان پذیرش و تعهد و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر نشانه های تصویری القاء کننده مواد و ادراک درد در مصرف کنندگان هروئین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۳
زمینه و هدف : مصرف هروئین با پیامدهای روان شناختی و جسمانی گسترده ای همراه است که از جمله مهم ترین آن ها می توان به افزایش حساسیت به نشانه های القاکننده مصرف و تشدید ادراک درد در دوره ترک اشاره کرد. هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر نشانه های تصویری القاکننده مواد و ادراک درد در مصرف کنندگان هروئینِ بستری در اردوگاه کرامت شهرستان مبارکه در سال های ۱۴۰۳–۱۴۰۴ بود. روش شناسی پژوهش : جامعه آماری شامل تمامی مصرف کنندگان هروئین بستری شش ماهه در سال های ۱۴۰۳–۱۴۰۴ در اردوگاه (حدود ۴۰۰ نفر) بود. از میان آنان، ۹۰ نفر به روش هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه ۳۰ نفری (پذیرش و تعهد، ذهن آگاهی و کنترل) جایگزین شدند و در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری ارزیابی شدند. ملاک های ورود شامل سن ۳۰ تا ۵۰ سال، سواد خواندن و نوشتن، مصرف هروئین، داشتن درد جسمی و تعهد به بستری بود؛ و ملاک های خروج شامل مصرف همزمان چند ماده، مصرف دارو، عدم تبعیت درمانی و غیبت بیش از دو جلسه. ابزارها شامل پرسشنامه درد مک گیل و پرسشنامه نشانه های تصویری القاکننده مواد بود و داده ها با تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر (طرح آمیخته) در نرم افزار SPSS تحلیل شد. یافته ها : نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در کاهش نشانه های تصویری القاکننده مواد اثربخش است و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در کاهش ادراک درد تأثیر معناداری دارد. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها می توان بیان کرد که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در کنترل ادراک درد روشی کارآمدتر است، در حالی که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در کاهش نشانه های تصویری القاکننده مواد اثربخشی بیشتری نشان می دهد.
۲۰۰۰.

اثربخشی برنامه آموزشی «مرا محکم در آغوش بگیر» بر سبک دلبستگی و رضایت زناشویی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۴
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه «مرا محکم در آغوش بگیر» بر سبک دلبستگی و رضایت زناشویی افراد متأهل بود. پژوهش از نوع شبه آزمایشی با الگوی پیش آزمون و پس آزمون تک گروهی بود. تعداد 15 نفر از افراد متأهل ساکن شهر مشهد به طور داوطلبانه در پژوهش شرکت کردند. گردآوری داده ها با پرسشنامه سبک های دلبستگی بزرگسالان (AAQ) و مقیاس رضایت زناشویی انریچ (EMSS) انجام شد. شرکت کنندگان به مدت 10 ساعت طی یک کارگاه یک روزه که بر اساس بسته «مرا محکم در آغوش بگیر» تنظیم شده بود، آموزش دیدند. تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر چندمتغیره نشان داد که مداخله بر افزایش دلبستگی ایمن و رضایت زناشویی تأثیر معناداری داشته است (0.01>P) اما بر سبک های دلبستگی اجتنابی و اضطرابی تأثیر معناداری نداشته است (0.05<P). نتایج این پژوهش نشان می دهد اجرای برنامه «مرا محکم در آغوش بگیر» می تواند باعث افزایش رضایت زناشویی و دلبستگی ایمن شود و می توان در مداخلات مرتبط با مشاوره زوجین از آن استفاده کرد. 

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان